تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 104 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حیات سیاسی امام صادق (ع) :

مقدمه

به مناسبت شهادت امام صادق(ع) (۲۵شوال ۱۵ آبان) در این شماره از پیام بر آن شدیم به پرسشی درباره زندگانی امام(ع) پاسخ گوییم: آیا می توان امام صادق را یک شخصیت سیاسی دانست؟

بررسی تاریخ زندگانی امام صادق( نخستین چهره ای را که از آن حضرت معرفی می کند، چهره علمی و فرهنگی است. حضرت بیشتر به عنوان یک شخصیت علمی و فقهی معروف است. شخصیت سیاسی امام(ع) کمتر از سوی پژوهشگران و محققانی که به بررسی زندگانی حضرت پرداخته اند مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل نوشته ها و آثاری که جنبه سیاسی زندگانی حضرت را بیان دارند، بسیار اندک و انگشت شمارند.

تمامی کتابهایی که درباره حضرت نوشته شده اند به نحو ضمنی و استطراری به گوشه هایی از حیات سیاسی امام اشارت برده اند. از این رو، این مقاله در صدد است بررسی دامنه دارتری را پیرامون ابعاد سیاسی زندگانی حضرت انجام دهد، امید است با عنایت خود حضرت از لغزش و خطا مصون بماند.

حقیقت آن است که امام صادق(ع) همانند همه امامان معصوم شیعه سیاست ناب الهی و دینی را در روزگار خود به یادگار نهاده اند که آشنایی با آن، الگوی کامل و ایده آلی است برای شیعیان و علاقه مندان به حضرت تا از این بعد زندگانی امام خود پیروی نموده و این سیره پاک حضرت را نیز چراغ راه خود قرار دهند. در فراز نخست زیارت جامعه کبیره آمده است:… و قاده الامم… و ساسه العباد و ارکان البلاء….

مطالعه فرازهای مختلف زندگانی امام صادق(ع) ما را به این نظریه رهنمون می شود که فعالیتهای فرهنگی و علمی حضرت قطعه ای است از جدول (Pazel) بزرگ حیات سیاسی حضرت و راهبرد و شیوه ای برای تحقق استراتژی کلی سیاسی حضرت در مواجهه با حکام جور. همین چیزی که امروز از آرمانهای بلند مقام معظم رهبری، حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله العالی سلاله پاک آن حضرت است. معظم له مکرر در مکرر بر مسئله تولید علم و پیشرفت علمی تاکید دارند که کارآمدترین راهکار در مقابله و مبارزه ملت ایران با استکبار جهانی و صهیونیزم بین الملل است. و عامل بزرگ استمرار و ماندگاری انقلاب اسلامی و سنگ زیرین تمدن بزرگ اسلامی در قرن ۲۱ نیز خواهد بود.

این نوشتار ابتدا به این پرسش توجه نموده است که چرا امام صادق(ع) با توجه به اضمحلال حاکمیت اموی و عدم استقرار حاکمیت عباسی واعلام آمادگی برخی از سران و عوامل حاکمیت عباسی مثل ابوسلمه خلال برای انتقال قدرت به حضرت، به قیام مسلحانه برای برپایی حکومت ایده آل اسلامی اقدام نکرد؟ سپس باتبیین سیاست استراتژیک امام باتوجه به مقتضیات زمانی، راهکارهایی را که امام برای تحقق آرمان خود در پیش گرفت برمی شمرد.

حیات سیاسی امام صادق(ع)

ششمین امام شیعیان جعفربن محمد صادق(ع) حیات سیاسی خاصی دارد که بر شرایط و مقتضیات سیاسی و اجتماعی ویژه ای استوار است. دوران امامت حضرت حدود یک قرن و نیم پس از ظهور اسلام و فتوحات اسلامی است. زمانی که تازه مسلمانان پرشماری از ملیتهای مختلف وارد جهان اسلام شده، از این طریق علوم و فنون ملتهای صاحب تمدن بزرگ مانند ایران، روم، هند… را وارد دنیای اسلام نمودند.

بازار عقاید و آرای گوناگون رواج چشمگیری پیدا کرد. طبقات مختلف قاریان، مفسران، متکلمان، زندیقان، متصوفان، خوارج و مرجئه و… وارد فعالیتهای فرهنگی و سیاسی اجتماعی شدند.[۱] در این برهه امت اسلامی دچار انواع درگیریها و کشمکشهای سیاسی و اجتماعی شدند. امام صادق(ع) نیز در زمینه های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با معضلات فراوانی مواجه گردید. اوضاع سیاسی آن چنان غبارآلود شد که امت اسلامی نمی توانست واقعیت را چنانکه هست درکمند و مقدارت خود را تحت قیادت و حاکمیت انسانهای شایسته و لایق قرار دهد. امام صادق(ع) در چنین فضایی با دوگونه انحراف عمده در جامعه اسلامی مواجه بود:

الف. انحراف سیاسی و حکومتی که بانیان و سردمداران آن حاکمان و دولتمردان جائر اموی و عباسی بودند.

ب. انحراف اعتقادی و فکری توده مسلمان که خطرناک تر از انحراف نخست بود و امت را در ورطه گمراهی وانحراف از واقعیت مکتب اسلام در معرض نابودی و زوال قرار می داد.[۲]

پرسش کلیدی این است که امام صادق(ع) در برهه های مختلف حیات سیاسی خود دوران اموی، فترت میان دوره اموی و عباسی و دوره عباسی که تحت نظر حاکمان ظالم بود، و هم بر اثر اختناق و رعب و وحشت شدید، امت از اطراف حضرت پراکنده بوده اند، چه راهکارها و شیوه هایی را برای حفظ مکتب و هدایت امت در پیش گرفت؟

راهکارها و شیوه های سیاسی

امام(ع) بادر نظر گرفتن موقعیت جامعه اسلامی از نظر آگاهی مردمی و امکانات و توانایی های جبهه خودی به این نتیجه رسیده اند که قیام مسلحانه و انقلاب فراگیر برای بنای حکومت اسلامی و به دست گرفتن قدرت، کافی و کارآمد نیست. چون ضروری تر از تاسیس و ایجاد حکومت دلخواه، استمرار و تداوم آن است که باصرف آمادگی نظامی و برکناری حاکمان غاصب عملی نخواهد بود. بلکه پیش و بیش از آن باید زمینه های فرهنگی و اجتماعی فراهم گردد تا توده مردم بیدار شده و همراه گردند و مسئولیت پاسداری از حاکمیت جدید و دستاوردهای آن را آگاهانه برعهده گیرند. گفتگوی امام صادق(ع) با سدیرصیرفی پشتوانه و موید این مدعا است: از سدیر روایت است که بر امام صادق(ع) وارد شدم و به او گفتم: خدای را چه نشسته ای؟ فرمود: ای سدیر چه اتفاقی افتاده است؟ گفتم: از فراوانی دوستان و شیعیان شما سخن می گویم. فرمود: فکر می کنی چندتن باشند؟ گفتم: یکصد هزار. فرمود: یکصدهزار؟ گفتم: آری و شاید دویست هزار! فرمود: دویست هزار؟ گفتم: آری و شاید نیمی از جهان!… سدیر در ادامه چنین گفت: آنگاه امام(ع) ساکت ماند و سخنی بر زبان نیاورد. اما هنگامی که همراه امام(ع) به سوی «ینبع» می رفتیم، حضرت به گله ای از بزها نگریست و به من فرمود: ای سدیر، اگر شیعیان ما به عدد این بزها بود بر جای نمی نشستم[۳]!

امام در پی این سیاست استراتژیک و تصمیم کلان سیاسی، برنامه ای را تنظیم نمود که دو هدف عمده را به دنبال داشت: اول، هدف ایجابی فراهم آوردن پایگاههای تبلیغی برای بیداری مردمی و تقویت هوشیاری آنان و حراست آنها از انحرافات عقیدتی فرهنگی و سیاسی.

دوم: هدف سلبی، برای به چالش کشیدن حاکمان جائر و برانگیختن انزجار عمومی علیه آنان و بازداشتن مردم از بی تفاوتی در برابر ستمگریهای آنان.

امام صادق برای دستیابی به این هدفهای بزرگ، راهکارها و شیوه هایی را با توجه به مقتضیات زمانه خود در پیش گرفت که به اهم آنان اشاره می کنیم.

۱- تقیه

امام صادق(ع) تنها امامی بود که با دو حکومت مروانی و عباسی معاصر بود. دو دسته حاکمانی که اسیر شهوترانی و استبداد و افراط در عیش و نوش و لذتکامی خود بودند. اینان عملاً با شریعت اسلامی و با پیامبر اعظم اسلام به نبرد برخاستند. امام که در دوره هریک از این حاکمان غاصب شاهد بی مهری به دین و شریعت اسلامی از یک سو و حاکمیت فساق و فجره از دیگر سو بود با توجه به اوضاع اجتماعی و سیاسی و نداشتن حمایت مردمی وعِدّه و عُدّه کافی برای مبارزه رودرو با حاکمیت، راهکار موثر برای صیانت اسلام ناب و کیان شیعه را «تقیه» می دانست[۴]. امام(ع) از تقیه به عنوان یک تاکتیک و روش کارآمد برای سیاست حکیمانه خود بهره گرفت. واژه تقیه از ریشه «وقایه» به معنای سپر است. ابزاری که انسان خود را پشت آن پنهان می کند و خطرات را از جان و دارایی های ارزنده خود دفع می نماید.

شیعه برای اثبات حقانیت روش تقیه از دلائل چهارگانه بهره می گیرد: از قرآن به آیاتی از جمله آیه ۲۸ سوره آل عمران استناد می کند. مفاد آیه شریفه آن است که خداوند به مومنان اجازه می دهد به هنگام خطر و ترس از آزار کافران، تظاهر به دوستی آنان نموده، خود را از خطر برهانند[۵].

از سنت هم روایات بسیاری بر درستی روش تقیه و لزوم آن دلالت دارد که از بیان آنها پرهیز می شود. از این رو، اشاره به روایاتی که در تفسیر ماجرای عمار وارد شده اند برای اثبات مدعای ما بسنده است[۶].

فقیهان شیعه نیز بر مشروعیت بلکه وجوب تقیه در شرایط خود اتفاق نظر و به اصطلاح اجماع دارند. عقل نیز به طور قطع حکم می کند که انسان در خطرگاهها تا آنجا که می تواند موظف است جان و مال خویش را از نابودی وضرر حفاظت کند و خود را در مهلکه قرار ندهد. سیره عقلا هم همین است، زیرا انسان به طور غریزی و فطری در مواقع خطر از سلاح تقیه استفاده می کند. تاریخ اسلام نیز از روزگار نخستین خود شاهد صادقی است بر اینکه تقیه به عنوان یک ابزار ضروری، پناه مسلمانان بوده است.

بنابراین، تقیه از زمان امام صادق(ع) آغاز نشده و پایان هم نیافته است. به راستی اگر امامان شیعه روش تقیه را در پیش نمی گرفتند و همه آشکارا در برابر دشمنان می ایستادند و کشته می شدند، آیا امروز از اسلام و مسلمانی نام و نشانی باقی می ماند؟

با توجه به اهمیت تقیه در حفظ و ماندگاری اسلام، امام صادق(ع) در حدیثی به صراحت فرمود:

التقیه دینی وَدینَ آبائِی وَلا دینَ لِمَن لا تَقیهَ لَهُ وَ اِنَّ المذِیعَ لاَمرِنا کالجاحِدبِه.[۷]

تقیه دین من و دین پدران من است و آن کس که تقیه ندارد، دین ندارد. البته کسی که اسرار و رازهای ما را فاش کند همانند کسی است که منکر حق ما شود.

دیگر بار که حضرت با اصحاب نزدیک خود رازدل می کند، از اهمیت تقیه چنین پرده برمی دارد:

لاَ تُذیعُوا اَمرَنا وَلا تُحَدَّثوُابِهِ اِلاّ اَهلَهُ فَانَّ المُذیعَ عَلَینا سِرَّنا اَشَدُ مؤونَهً علَینا من عَدُونّا اِنصرَفِوُا رَحِمَکمُ اللّهُ وَلاتُذوِیعُوا أمرَنا.[۸]

امر ما را آشکار نکنید و آن را جز با اهلش در میان نگذارید. زیرا زحمت و دردسر کسی که راز ما را آشکار می کند از دردسر دشمن ما بیشتر است پراکنده شوید رحمت خدا بر شما بادا و راز ما را افشا نکنید.

در سخن دیگر به مُدرِک بن هزهاز از اصحاب مورد اطمینان خود می فرماید:

یا مُدرِک اِنّ اَمرَنَا لَیسَ بِقَبوُلِهِ ولکن بِصیانَتِهِ وَکتمانِهِ مِن غَیرِ أهلِهِ.[۹]

ای مدرک ولایت ما تنها با پذیرفتن آن تمام نمی شود، بلکه نگهداری این امانت و حفظ آن از نااهلان شرط است.

اهمیت روش تقیه و استفاده حضرت از آن نه تنها از روایات فراوانی که از سوی امام صادر شده، ظاهر است از روش عملی آن حضرت که در مجالس درس خود بزرگان و سرشناسان اهل سنت مانند مالک، ابوحنیفه و… را می پذیرفته است نیز به روشنی آشکار است.[۱۰]

۲- نهضت بزرگ تولید علم

امام(ع) با استفاده از دوره فترتی که پس از فروپاشی حکومت اموی و پیش از استقرار حاکمیت عباسی به وجود آمد نهضت بزرگ تولید علم را برای تعمیق بیداری اسلامی و معرفی تعالی ناب محمدی(ص) در زمینه های زیر ایجاد کرد:

الف. انتشار آموزه های عقیدتی، اخلاقی و عملی شریعت ناب اسلامی: برای این منظور حضرت بزرگ ترین دانشگاه اسلامی را در مدینه بنا نهاد. مسجد پیامبر اکرم(ص) کانون درس و بحث علوم و فنون مختلف قرار گرفت و مرکز بزرگ تولید علوم اسلامی شد.

ب. پرورش نخبگان علمی و فرهنگی: دانش آموختگان دانشگاه بزرگ جعفری را بالغ بر ۴۰۰۰ تن برشمرده اند. از شاگردان ممتاز و چهره های ماندگار این دانشگاه بزرگ کسانی مانند مفضل بن عمر، مومن الطاق، هشام بن حکم، محمد بن مسلم، زراره بن اعین و جابربن حیان… اند. افراد معروفی مانند ابوحنیفه، مالک بن انس، سفیان ثوری و محمدبن حسن شیبانی و یحیی بن سعید… از اهل سنت نیز افتخار شاگردی امام صادق(ع) را دارند.[۱۱]

ج. تعلیم شاخه های مختلف علوم: علومی مانند کلام، فلسفه، ریاضیات، شیمی، فقه، حدیث، تفسیر و علوم قرآنی… در این مرکز بزرگ علمی تولید و ترویج شد و دانشمندان بزرگی در این رشته ها تربیت شده اند.

از میراث های گرانبهای دانشگاه جعفری احادیث پرشماری است که از آن دوران باقی مانده است. ابان بن تغلب به تنهایی ۳۰ هزار حدیث از حضرت روایت کرده است.

محمدبن مسلم نیز روای شانزده هزار حدیث از حضرت است. روایات نقل شده از جابرجعفی کوفی بیرون از شمار است[۱۲].

۳- مبارزه با فرقه سازیها

راهکار سیاسی دیگر امام در حیات سیاسی اش مبارزه با فرقه سازی ها و فرقه گراییهای انحرافی و پاسداری از مذهب شیعه بود. مهمترین فعالیت های حضرت در این باره عبارتند از:

الف. مبارزه با جریان غُلُوّ: از فرقه های انحرافی که از زمان امام علی(ع) در جهان اسلام سر برآورد، فرقه غالیان بوده است. این فرقه از درون مذهب شیعه سبب سستی و فروپاشی عقاید شیعیان شده، و از بیرون نیز به دلیل انتساب به تشیع، شیعیان را نزد دیگر مسلمانان، افرادی لاابالی و بی توجه به احکام الهی معرفی می کرد و موجبات بدبینی دیگر مسلمانان را به شیعه فراهم می آورد. از این رو بود که برخی، شیعیان را متهم کرده اند که آنان براین باورند که به دلیل دوستی و ولایت اهل بیت(ع) از انجام اعمال صالح بی نیاز و از عذاب الهی در امانند.[۱۳] اقدامات امام صادق(ع) در مواجهه با نحله غلوّ و طرد غالیان چنین بود:

اول. پراکندن شیعیان از اطراف غالیان: امام صادق(ع) با اشاره به اصحاب ابوالخطاب و دیگر غالیان به مفضل فرمود: یا مفضل لا تقاعدوهم و لا تواکلوهم و لا تشاربوهم و لا تصافحوهم[۱۴].

ای مفضل با غلات نشست و برخاست نکنید، با آنان هم غذا نشوید، همراهشان چیزی ننوشید، و با آنان دست ندهید.

امام (ع) با حساسیت ویژه نسبت به جوانان شیعه می فرمود:

احذروا علی شبابکم الغلاه، لا یفسدوهم، الغلاه شرّ خلق الله یصغرون عظمه الله و یدعون الربوبیه لعبادالله.

درباره جوانانتان از اینکه غالیان آنان را فاسد کنند به هوش باشید. غالیان بدترین آفریدگان خدایند عظمت خدا را کوچک می شمارند و برای بندگان خدا ادعای ربوبیت می کنند[۱۵].

دوم. انکار عقاید غالیان: امام(ع) برای اعلام برائت از غالیان، عقاید آنان را انکار نموده و با میزان قرار دادن کتاب خدا(قرآن) برای ارزیابی گفته های خود، از شیعیان خواست به ادعاهای نادرست غلات اعتنایی نکنند.

سدیرصیرفی نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: جانم به فدایت، شیعیان شما درباره شما اختلاف دارند. بعضی می گویند که در گوش شما سخن گفته می شود. برخی دیگر می گویند به شما وحی می شود. بعضی برآنند که به قلب شما الهام می شود. بعضی می گویند در خواب می بینید بعضی هم می گویند به کتابهای پدران خود فتوا می دهید. کدامیک را باید بگیریم؟

امام(ع) فرمود:

لا تَأخُذ بِشَی ءٍ مِمّا یقوُلوُن، نَحنُ حُجّهُ اللّهِ وَاُمناءُهُ عَلی خَلقِهِ، حَلالُنا مِن کتابِ اللّه وَحرامُنا مِنهُ[۱۶].

از چیزهایی را که می گویند نگیر، ما حجت خدا و امینان او برخلق او هستیم. حلال و حرام ما از کتاب خداوند است.

سوم. تهدید غالیان: «سهمی» در کتاب خود نقل کرده است که عیسی حجرانی گفت: نزد جعفربن محمدالصادق(ع) رفته، پرسیدم: آیا چیزی را که از این قوم(غالیان) شنیده ام باز گویم؟ امام فرمود: بگو. گفتم: «فَانَّ طائِفَهٌ مِنهُم عَبَدُوک وَاتَّخَذُوک اِلهاً من دُونِ اللّهِ وَ طائِفَهٌ اُخری والُوا لَک النُبُوّهَّ وَ… »؛

گروهی از ایشان تو را عبادت می کنند و تو را خدایی به جای خداوند می دانند. دسته دیگری هم تو را درحد نبوت بالا می برند…، با شنیدن این سخن امام(ع) آنقدر گریه کردند

که محاسنش از قطره های اشک پر شد. آنگاه فرمود:

اِن اَمکنَنی اللّهُ مِن هوُلاءِ فَلَمْ اَسِفِک دِمائَهُم سفَّک اللّه دَمَ وُلدی عَلی یدی[۱۷].

اگر خداوند مرا براینان مسلط کند و من خونشان نریزم، خداوند خون فرزندانم را به دستم بریزد!

چهارم. لعن و نفرین غالیان: امام در موارد متعدد غالیان را مورد لعن قرار داده، از آنها اعلام برائت نمود:

لَعَن اللّهُ مَن قالَ فینا مالا نَقوُلُهُ فی اَنفُسِنا وَلَعَنَ اللّهُ مَن اَزالَنا عَنِ العُبُودیهِ لِلّهِ الَّذِی خَلَقَنا وَ اِلیهِ مَآبُنا وَمَعادُنا وَبِیدهِ نَواصِینَا[۱۸].

در مورد دیگری فرمود:

لَعنَ اللّه المعوَّضَهَ فانَّهُم صَغُّرُوا عصیانَ اللّه وَ کفَرُوا بِهِ وَ ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *