تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها شامل 120 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل دیپلماسی پیامبر (ص) و ابزارهای توسعه روابط بین الملل با سایر دولت ها :

مقدمه

دیپلماسی و رفتار سیاسی در جوامع جهانی از گذشته تاکنون دارای جایگاه و اهمیت ویژه ای بوده و رفتار دیپلماتیک دولتمردان و سیاستمداران در روابط بین المللی از این جایگاه معنا و تبلور یافته است. دین اسلام آیینی است که نه تنها به مباحث ایمانی و اعتقادی شخص توجه داشت بلکه برای تمامی شئون زندگی انسانی اعم از فردی و اجتماعی برنامه و راهکار ارائه داده است. بر همین اساس تبیین و تحلیل این جایگاه از منظر اسلام نیز قابل بررسی بوده به گونه ای که پیامبر اسلام (ص) که پیام آور و الگوی بسیار اساسی در تمامی شئون زندگی اعم از مدیریت ، حکومت و سیاست می باشد به اهمیت این جایگاه پرداخته و در سیره و رفتار سیاسی خویش در روابط خارجی نقش دیپلماسی را پر رنگ تر از مفاهیم دیگر معنا نموده است.

بیداری جهان اسلام و گستردگی روابط بین الدولی و بین المللی در قالب روابط دیپلماتیک و کنسولی کشورهای جهان، ضرورت دیپلماسی را با رویکرد اسلامی مبرهن ساخته است. اگر دیپلماسی را هنر مذاکره و یک وسیله کاربردی در راستای نیل به اهداف بدانیم، دیپلماسی پیامبر اسلام می تواند الگوی برتر در این زمینه باشد زیرا شیوه های حضرت بر جهان بینی واقع بینانه و اصول و ارزش های انسانی متکی بوده و خاستگاه الهی داشته است. در واقع زیربنای دیپلماسی پیامبر اسلام (ص)، رساندن پیام انسان ساز وحی به همه ملت ها در همه زمان هاست. هدف اسلام جز رساندن انسان به کمال واقعی و ایجاد حکومت واحد جهانی بر اساس قسط و عدل نمی باشد. تصویر کلی که امروزه از دیپلماسی، بویژه در روابط استکباری، در اذهان وجود دارد، مفهومی آمیخته با شیطنت، فریبکاری، دغلبازی، دروغ ، نفاق، مخفی کاری، افتخار، امتیاز طلبی، گزافه گویی، عهدشکنی، سوء استفاده از فرصتها و امکانات به معنی فراستهای وارونه و دیگر ارزشهای منفی است، تا آنجا که زبان دیپلماسی به زبان رمز شهرت یافته است. در بررسی دیپلماسی و رفتار سیاسی در اسلام به ویژه در زمان پیامبر اسلام (ص) با شیوه دیگری از برخوردهای سیاسی آشنا می شویم که بر خلاف آنچه امروز متداول است، توأم با صداقت، صراحت، سادگی، عدم تظاهر به قدرت، قاطعیت، دلیری و شجاعت است و دانستن و بررسی چنین شیوه ای می تواند از اهمیت ویژه ای برخوردار باشد.

هدف این مقاله از بررسی و تحلیل جایگاه دیپلماسی و رفتار سیاسی، بررسی و مطالعه روشها، شیوه های برخورد و واکنشهای سیاسی است که اسلام در روابط بین ملتها و دولتها به عنوان خط مشی های اصولی ترسیم کرده و در برخوردهای پیامبر اسلام (ص) در روابطی که با ملتها، اقوام و سران کشورها و زمامداران عصر خویش داشته است می باشد. بر همین اساسدر این مقاله به تطور تاریخی دیپلماسی و اصول و مبانی سیاست خارجی پیامبر اسلام (ص) و ابزارهای و شیوه هایی که ایشان در جهت دستیابی به یک دیپلماسی فعال به کار گرفته اشاره می نمائیم.

چارچوب تئوریک

دیپلماسی، به عنوان یکی از ابزارهای سیاست، از اصول، اهداف و مبانی رفتار سیاسی و سیاست خارجی متأثر است. از سوی دیگر، به دلیل آن که سیاست خارجی یکی از حوزه های روابط بین المللی است تحت تأثیر نگرش و ماهیت یک مکتب نسبت به ماهیت روابط خارجی و بین المللی قرار دارد. بنابراین از دیدگاه اسلام درک ماهیت دیپلماسی از نقطه عزیمت روابط بین المللی آغاز می شود. در رویکرد اسلام جهت گیری سیاست خارجی دولت اسلامی تحت تأثیر ماهیت روابط خارجی و بین الملل قرار دارد و این جهت گیری، به نوبه خود ماهیت دیپلماسی این دولت را تعیین می کند. از دیدگاه اسلام، ماهیت روابط خارجی از یک سو و اصول و مبانی سیاست خارجی از سوی دیگر، چهره واقعی دیپلماسی اسلامی را بیان می کند. بدین ترتیب ، درک ماهیت دیپلماسی مستلزم تبیین دیدگاه های مطرح در نظام بین الملل می باشد و مقایسه ایده این دیدگاه ها با دیدگاه اسلام در زمینه دیپلماسی و رفتار سیاسی می باشد. (دبیری، ۱۳۷۴، ۶۳)

از دیرباز دو نگرش عام و فراگیر به عنوان گفتمان غالب نظریات سیاست خارجی در نظریه پردازی در حوزه سیاست خارجی و نحوه رفتار سیاسی کشورها مؤثر بوده است. گفتمان رئالیسم و ایدئالیسم که هر یک از نظر فلسفی و انسان شناسی متفاوتی به تحلیل و مطالعه مسائل بین المللی و سیاست خارجی پرداخته و در نهایت هر یک از آن ها تلقی خاص را از ماهیت نظام بین الملل و روابط خارجی عرضه کرده اند. دولت اسلامی در مطالعه سیاست خارجی ناگزیر است تا قبل از همه، ماهیت روابط خارجی و نظام بین المللی را روشن سازد زیرا تبیین ماهیت روابط خارجی و نظام بین الملل و نحوه نگرش مکاتب و نظریات در این زمینه به صورت تبعی دیگر مسائل حوزه سیاست خارجی تاثیر خواهد داشت. (مورگنتا، ۱۳۷۴، ۱۰۵)

در این قسمت نگاهی کوتاه به ایده های دو گفتمان رئالیست و ایده آلیست داشته و در نهایت به رویکرد اسلام نسبت به دیپلماسی و رفتار سیاسی خواهیم پرداخت. مکتب رئالیسم با الهام از آموزه های انسان شناسی، سیاست شناسی و جامعه شناسی فلاسفه و اندیشه ورانی که به ماهیت انسان نگرش منفی دارند، به تجزیه و تحلیل مسائل بین المللی و رفتار سیاسی می پردازد. از منظر این مکتب ، ماهیت روابط خارجی با جدال تنازع و جنگ دائمی برسر قدرت و منفعت همراه است. صلح و ثبات در میان جوامع بشری تنها آرمان و آرزوئی است که هیچ گاه در چنین فضائی آرام و تحت اراده و اختیار انسان ها به وجود نخواهد آمد.

از دیدگاه رئالیسم، مکانیزم صلح در چارچوب نظریه موازنه قوا و بازدارندگی مطرح می شود که عمدتا خصلتی اجبارگونه و غیر ارادی دارد. از سوی دیگر، مکتب ایده آلیسم به دور از تعارض ها تحلیل می کند. در این تلقی ماهیت روابط اجتماعی بر محور اخلاق استوار است و اساسا جنگ زائیده نادیده انگاشتن اخلاق و اصول انسانی است. بنابراین مکانیزم صلح عمدتا در چارچوب تشکیل نهادهای جمعی و سازمان های بین المللی از طریق همکاری و تامین اخلاق و اصول انسانی مطرح می گردد. تعالیم و آموزه های اسلامی با اتخاذ موضع میانه در مورد سرشت و ماهیت انسان ، روابط اجتماعی را با جنگ و صلح همراه می داند. جنگ برای برتری جویی و صیانت ذات، جنگ برای ارضای کسب قدرت و انحصار گرائی و جنگ برای رفع تبعیض و تحقق عدالت اجتماعی و در مجموع از نظر اسلام جنگ معلول عدم تعادل رابطه فطرت و غرایز انسانی است که در آن غرایز بر فطرت چیره می گردد. (قوام، ۱۳۷۹؛ ۷۲)

از نظر اسلام، مکانیزم صلح قطع ریشه های جنگ است که عمدتا از طریق ایجاد رابطه منطقی میان غرایز و فطرت صورت می گیرد. انسان ها فطرتا از جنگ نفرت دارند و به صلح و ثبات علاقه مندند، اما غریزه برتری طلبی و قدرت جوئی گاه این خواست عمیق فطری را زیر پا نهاده و روابط اجتماعی را به تعارض و جدال می کشاند.

بنابراین در روابط خارجی اسلام نه جنگ اصل است ، آن گونه که رئالیست ها می اندیشند و نه صلح همیشگی است، آن گونه که ایدئالیست ها باور دارند بلکه از نظر اسلام پدیده جنگ و صلح واقعیت عینی تاریخ بشر را تشکیل می دهند. اما در نهایت اسلام با توجه به رسالت جهانی اش در مورد دعوت همگان به سعادت و ایجاد رابطه صلح محوری و مسالمت آمیز دنبال نموده و در روابط خارجی اش با جوامع بیگانه، اصل را بر صلح و همزیستی مسالمت آمیز قرار می دهد. (بهزادی، ۱۳۸۶، ۵۵)

از سوی دیگر، چون از دیدگاه اندیشه اسلامی، صلح پایدار تنها بر محوریت قسط و عدالت اجتماعی استوار می گردد و ظلم و نابرابری مهمترین عامل تهدید کننده محسوب می شود. اسلام برای رسیدن به صلح عادلانه، مبارزه با ظلم را تجویز می کند.

بنابراین صلح و رابطه مسالمت آمیز، محور شریعت اسلامی است زیرا در پرتو آن می توان دعوت دینی را انجام داد و از جدال سالم و حکمت و برهان بهره گرفت. از طرفی صلح در پرتو عدالت استقرار می یابد و لازمه تثبیت عدالت، ظلم زدائی است که آن خود نیز مستلزم جهاد اسلامی است. از همین رو از دیدگاه اسلام روابط اجتماعی صلح محوری است . (سید قطب، ۱۳۶۸، ۱۴۴)

بنابراین اسلام، رسیدن به صلح پایدار را قطع ریشه های جنگ می داند و در این زمینه به مودت و خصومت، نگرشی توام و تلفیقی دارد. اسلام خصومت و جدائی میان افراد را ناروا می داند. اما به این واقعیت نیز توجه دارد که احساس خشم را که ریشه در غرایز انسانی دارد نمی توان از بین برد و فرد را به دلیل داشتن این احساس، مجرم نمی داند بلکه او را به فرو خوردن خشم فرامی خواند و این امر به معنای باز نمودن مسیر اعتدال و ایجاد رابطه منطقی و معتدل میان غرایز منفی و کمال جوئی انسان است. لذا مکانیزم صلحی که اسلام پیشنهاد می دهد توجه دادن انسان به هدف های عام، عالی و انسانی و خارج نمودن افراد از اندیشه های محصور، خود انگارانه و ناسیونالیستی است.

در نهایت چنین اندیشه ای، انسان می فهمد که فرد برای خود زندگی نمی کند بلکه برای همه بشر زندگی می کند. اگر جوامع بشری که به هدف های عالی، انسانی و همه جانبه زندگی توجه کنند، دیگر جایی برای منازعات باقی نخواهد ماند.

به طور کلی، اسلام در روابط خارجی؛ صلح را قاعده و اصلی همیشگی و جنگ را استثنائی محدود به حالات ضروری و خاص می داند. اسلام برای صلح و آرامش ، به حوزه های مختلف توجه نموده و می کوشد تا برای استقرار آن راهکارهائی عینی و منطبق با نیازهای انسانی عرضه کند. (آلاد پوش، ۱۳۷۲، ۸۷) تطور تاریخی دیپلماسی در اسلام

از نظر تاریخی دیپلماسی به معنای به کارگیری شیوه های مسالمت آمیز و استفاده از مذاکره و گفت و گو برای ختم جنگ، اعاده صلح ، تامین صلح و تامین اهداف است که به حکومت پیامبر اکرم ( ص ) و نیز دوره های قبل از میلاد باز می گردد. نکته مهم در تمایز دوره های تاریخی مختلف دیپلماسی، آن است که در گذشته گفت و گو و مذاکره، فاقد چارچوب های قانونی و ضوابط علمی بوده و عمدتا بر رسوم و آداب محلی دو طرف استوار بوده هرچند برخی از قواعد و مقررات دیپلماسی در تمدن های یونان و رم دیده می شود. اما در بیزانس توجه بیشتری به آنها شده و به صورت حرفه و فن، قوانینی برآن وضع گردید. (نیکلسون، ۱۳۷۶ : ۱۳)

دیپلماسی به مفهوم استفاده از شیوه های مسالمت آمیز در تعقیب اهداف و منافع، دارای تاریخی با سابقه برای تمدن بشری است. اما در این چارچوب آن چه حائز اهمیت است سیر تحول و تطور تاریخی این مقوله است. ماهیت اساسی دیپلماسی معاصر که آن را از دیپلماسی قدیم تفکیک می کند پیچیده تر شدن و مدون گردیدن و قاعده مند شدن آن است. بحث از ریشه ها و پیشینه تاریخی مسائل دیپلماسی به نحوی با تمدن اسلامی نیز گره می خورد. اسلام برای تعقیب اهداف خود در نخستین سالهای ظهورش یعنی دعوت بشر به تعالیم الهی از دیپلماسی استفاده کرد. پیامبر اسلام پس از انعقاد صلح حدیبیه در سال ششم هجری سفیران خود را به سوی روسای دولت های مجاور فرستاد و پیام کتبی خویش را به آنان اعلام کرد. این نامه ها به جانب قیصر رم، کسرای فارس مقونس، امپراتور مصر، نجاشی، مندر غسانی در شام، منذربن ساوی در بحرین و ملوک یمن و عمان ارسال شد که موضوع همگی آن ها دعوت به اسلام بود.

ارسال نامه ها به سران ممالک، نقطه آغاز روابط خارجی دولت اسلام با بیگانگان بود که تحلیل آن ماهیت روابط سیاسی مسلمانان با غیر مسلمانان را از دیدگاه اسلام می نمایاند. (حسنی، ۱۳۷۸، ۱۹۰)

هرچند در آغاز دیپلماسی، اسلام به صورت ساده و به دور از تشریفات اعمال می شد و قاعده مند نبود. اما رفتار عملی پیامبر(ص) قوانین و آداب دیپلماسی را در دوره های بعدی آشکار کرد. پادشاهان برخی از ممالک همراه نامه ها، هدایائی برای حضرت فرستادند که وی نیز با کمال میل آن ها را پذیرفت. همین امر سیره عملی و مبنای جواز قبول هدایای اهل حرب، نزد فقهای اسلامی تلقی شده و از سوی دیگر یکی از آداب دیپلماسی اسلام در عصر خلفای بعدی به اجرا در آمد.

از نخستین روزهای تشکیل دولت پیامبر (ص) به هر حال به دیپلماسی اسلام به دلیل داشتن اهدافی، چون نشر الدعوه الاسلامیه، تبادل الفداء الاسری، تحقیق و تفحص درمورد علاقه های مشترک، تحکیم وگسترش روابط فرهنگی و تجاری توجه شده است. این دیپلماسی از نظر اهداف در طول تاریخ متحول و دگرگون شده است. به عنوان نمونه دیپلماسی در آغاز اسلام عمدتا برای نشردعوت دینی به کار می رفت که از طریق مذاکره جهت انعقاد صلح، دفاع از اسلام وتوسعه تعالیم دینی دنبال می شد. اما در دوره های بعد (عمدتا عصر خلفای عباسی) وسیله ای برای تسهیل تبادل میان ملت ها، استحکام روابط تجاری و فرهنگی، مبادله اسیران و رفع منازعات به کار گرفته شد(خدروی، ۱۳۸۰: ۱۰۰)

در هر حال به گواهی اسناد ومدارک تاریخی و به اذعان عده زیادی از مستشرقان و نویسندگان مسلمان، دولت اسلامی از بدو تولد، روش مسالمت آمیز ودیپلماسی را جایگزین جنگ کرد و برای تنفیذ و اجرای سیاست خارجی و تعقیب اهداف خویش شیوه های انسانی و مساعدی برگزید. گفته های حکیما نه پیامبر (ص) در مورد مصونیت سفیران، هم چنین نامه ها و معاهده هایی که با امپراتوری ها ودولت های قبیله ای عربستان امضا کرده اند، می تواند موید وروشنگراین مطلب باشد. برخی از نویسندگان، مجموع پیمان ها، نامه ها، معاهده های صلح و امان نامه های ارسالی حضرت برای سران را دویست وچهل و شش مورد ذکر می کنند که نشان پویایی و بالندگی دولت پیامبر (ص) در عرصه روابط خارجی است. (جعفریان، ۱۳۶۹: ۵۷)

دیپلماسی ورفتارسیاسی پیامبر اسلام

دیپلماسی پیامبر اسلام (ص)، مجموعه ای از فعالیت هایی است که آن حضرت به عنوان رئیس حکومت ، و نمایندگان و سفرای منتخب او در راه نیل به مقاصد و ادای وظایف سیاسی دولت اسلامی و تحقق بخشیدن به خط مشی های کلی اسلام در زمینه سیاست خارجی و همچنین پاسداری از حقوق ومنافع دولت اسلامی در میان قبایل و گروه های دینی و دولتهای غیر مسلمان در خارج از قلمرو حکومت اسلامی، انجام می داده اند. در حقیقت، اهداف عالی و خطوط کلی سیاست اسلام ومنافع امت اسلامی بود که دیپلماسی پیامبر اسلام (ص) را معین می کرد.

رهبری کلی دیپلماسی در عصر پیامبر (ص) توسط شخص ایشان، طبق ضوابط مقابل و مقتضیات خاص و عامی بود که معمولا بر آن روابط حاکم بود. (عمید زنجانی، ۲۷۲: ۱۳۸۸)

اگر دیپلماسی را هنرمذاکره بدانیم یا آن را یک وسیله کابردی برای رسیدن به هدف ها توصیف کنیم لذا این تعریف در مورد دیپلماسی فعال پیامبر اسلام (ص) به صورت بارزی صادق خواهد بود. ولی امتیاز دیپلماسی پیامبر اسلام (ص) در این است که شیوه های پیامبر اکرم (ص) بر قوانین اجتماعی و جهان بینی واقع بینانه و اصول و ارزشهای انسانی متکی بود و اساس آن را اصول و ضوابطی تشکیل می داد که از وحی و موازین شناخته شده عقلی متکی نشات می گرفت. پیامبر اسلام (ص) در روابط خود با قبایل، اقوام، ملتها و سران کشورها، مردم را صاحبان اصلی حق برقراری روابط دیپلماتیک می شمارد. وی این روابط را نه به مفهوم سازش، بلکه وسیله رسیدن به توافق های سازنده تلقی می کند و به طور مطلق هیچ کدام از دیپلماسی و جنگ را جانشین هم نمی کند و هر دو را وسیله لازم برای رسیدن به حقوق مشروع و اهداف عالی انسانی می داند و آن دو را به صورت دو روش در مناسبات انسانی، ضرورتی اجتناب ناپذیر می شمارد (منتظری، ۹۳: ۱۳۷۰)

به دلیل انسانی بودن مناسبات در روابط دیپلماتیک، اصل آزادی، اختیار، احترام متقابل، نمایندگان اقوام و زمامدارانی که به نحوی در رابطه دیپلماتیک با آنان بود، آنها را پایه واساس مذاکرات و مناسبات قرار می داد. ولی در همین حال بدون توسل و تظاهر به قدرت، از موضع قدرت و با کنجکاوی، دقت، قاطعیت و عدم پا فشاری بر مسائل جزئی که احیانا طرف مقابل نسبت به آن حساسیت فوق العاده داشت نسبت به اصول ، سازش ناپذیر و مقاوم بوده در برابر پیامدهای احتمالی برخوردها، همچون در مکاتبه با سران چند امپراطوری مقتدر زمان خویش دلیر و شجاع بود (محمد، ۸۹: ۱۳۷۴)

پیامبر اسلام (ص) در طول تاریخ روابط سیاسی با اقوام و ملتها و در تمامی برخوردهای سیاسی با نمایندگان آنها و سران کشورها که جز در موارد خاصی به مخاصمه انجامید، اغلب موفق بود و این برخوردها یا به اسلام آوردن آنها منتهی می شد یا به توافقها و امضای قرادادهایی می انجامید. در هیچ کدام از این موارد نه خود پیامبر (ص) و نه نمایندگانش هرگز از فریبکاری، دسیسه بازی، دروغ گفتن، نفاق افکنی، گزافه گویی، عهد شکنی تزویر و دیگر خصلتهای ضد ارزش استفاده نکرده و همواره از سادگی وصداقت به جای ابهام گویی و دو پهلو سخن گفتن به نفع خود و طرف مقابل بهره گرفتند. همچنین از نمایندگان اقوام و ملل و مکاتبات و حتی هدایای روسای کشورها استقبال کردند و هرگز در روابط و برخوردها منفعل نبودند و ابتکار عمل را در دست داشتند و هرگز مقهور قدرت و قدرت نمایی نشدند و در مواردی که از نظر قدرت نظامی و موقعیت سیاسی در موقعیت نابرابری بودند، تن به سازش و سستی ندادند و اصول را فدای روابط مقطعی و مصالح زود گذر نکردند. پیامبر اسلام (ص) در روابط دیپلماتیک نه فریب وعده های دیگران را می خورد و نه خود وعده هایی می داد که اطمینان بر اجرای آن نبود و همواره از برخوردهایی که موجب تنفر و سلب اعتماد طرف ، مقابل می شد، اجتناب می ورزید و در عین حال، شیوه ای را در پیش می گرفت که او از ملایمت وی سوء استفاده نکند و به طمع نیفتد(محمد، ۷۹: ۱۳۷۴)

پیامبر اکرم (ص) جز در موارد خاصی که از طریق غیب به مسائل پنهانی و اسرار و نیات طرف مقابل آگاهی می یافت، همواره با تکیه به مسائل عادی، تاکید بر آن داشت که از ضمیر و نیات پنهانی طرف متخاصم آگاه شود و در این مورد از گروههایی که کار اطلاعاتی انجام می دادند سود می برد و به نمایندگان خود توصیه می کرد که پیش از هر نوع رابطه و از پس آن مسائل را با کنجکاوی و دقت تحلیل و بررسی کنند و از حوادث احتمالی غافل نباشند وعکس العملهای طرف مقابل را تحت مراقبت دقیق قرار دهند. پیامبر اکرم (ص) در موفقیتهایی که در روابط دیپلماتیک به دست می آورد دلباخته نمی شد و در شکستهای مقطعی نیز بی حوصله و مضطرب نمی نمود و همواره آرامش کامل داشت و با گشاده رویی سخاوتمندانه ای از نمایندگان اقوام و طوایف مختلف پذیرایی می کرد و متواضعانه اما قاطع و قوی سخن می گفت و نمایندگانش نیز در عین مراعات نزاکت در محاوره، سخت مسلط و خویشتندار بودند(رشید، ۹۸: ۱۳۸۴)

گرچه پیامبر اسلام (ص) شخصا با سران کشورها و زمامداران زمانش ملاقات نکرد ولی با تعدادی از آنان به وسیله مکاتبه و نمایندگانش رابطه برقرار کرد و نمایندگانی را برای مذاکره یا دعوت به میان قبایل و اقوام مختلف فرستاد و خود شخصا با نمایندگان سران حکومتها و قبایل مختلف به مذاکره نشست و موافقتنامه و قراردادهایی را امضاء کرد. وی طی این مذاکرات و توافق ها، امتیازاتی داد و امتیازاتی نیز گرفت و قراردادهای صلحی نیز منعقد ساخت و همواره برای رسیدن به توافق در قدر مشترکها از همه جهانیان خواست که با وی همکاری کنند و به مذاکره بنشینند (موسوی، ۱۳۸۶، ۶۵) پیامبر اسلام برای ایجاد انگیزه در مخالفان برای مذاکره و توافقهای اصولی و کشاندن آنان به صورت منطقی و معقولی به پای مذاکرات صلح آمیز، از توافقهای جزئی در مورد قدر مشترکها هرگز صرف نظر نمی کرد و با توافق و قرارداد و معاهده در زمینه مسائل فرعی، برای رسیدن به توافقهای اصولی تر و بیشتر هموار می کرد، زیرا قصد دست یافتن به تمامی هدفها و توافقها در یک مرحله خود مانع بزرگ پیشرفت مذاکرات و ادامه روابط مثبت دیپلماتیک است، ولی با دستیابی به توافق بیشتر در مسایل ساده تر و کم اهمیت تر می تواند سر آغازی بر توافقها و حتی همکاری های مهمتر و اصولی تر باشد.

پیامبر اسلام نمایندگان و سفرای خود را از شخصیتهای بارز اصحاب خویش انتخاب می کرد و آگاهی، فراست، ذکاوت، علم و تقوا عمده ترین خصلتها و صفات مورد نظر آن حضرت در انتخاب نمایندگان بود. برخی از این نمایندگان برای مدتی کوتاه و گاه برای مدتهای طولانی به میان قبایل و اقوام فرستاده می شدند.

از شیوه های پیامبر اسلام (ص) در برخورد های سیاسی، تالیف قلوب مخالفان و ایجاد انگیزه و تمایل قلبی در آنان برای حمایت از اسلام و حوزه مسلمان بود. همچنین وی در این مورد از کمکهای مالی و حمایت اقتصادی دریغ نمی ورزید. (موسوی، ۱۳۸۶، ۷۰)

شیوه های اصلی دیپلماسی پیامبر اسلام

۱- دعوت مستقیم

۲- اعزام مبلغ و مربی به مناطق دور و نزدیک برای دعوت مردم به اسلام و ابلاغ پیام وحی و مکتب به آنان

۳- اعزام سفرا و نمایندگان به سوی قبایل عرب ، گروههای دینی و دولتهای مجاور

۴- مذاکره با سفرا و نمایندگان قبایل، گروهها و دولتها

۵- ارسال پیام کتبی و شفاهی به سران دولتها

۶- مذاکره و انعقاد قرارداد و پیمان اتحاد و دوستی و عدم تعرض و نیز قرارداد دفاعی و نظامی

۷- تشکیل کنگره های دینی برای بحث و گفتگو و سوال و مناقشه برای یافتن حقیقت

۸- برخورد فعال با توطئه ها و عهد شکنی ها، و خیانتها که با واکنش سریع پیامبر (ص) حل و فصل می شد.

۹- کسب اطلاعات از طریق اعزام افراد مجرب و نفوذی

۱۰- جهاد

۱۱- حکمیت

۱۲- اعطای امتیازات برای رسیدن به توافقهای اساسی (مساعدی، ۱۳۸۲، ۵۹)

اصول و مبانی سیاست خارجی اسلام

اصول سیاست خارجی، مجموعه های از تعالیم و آرزوهای دینی است که چارچوب کلان سیاست خارجی دولت اسلامی را شکل می دهد. این مجموعه ثابت و ماندگار و از نظر تفسیری، بر دیگر مسایل سیاست خارجی حاکم است.

پژوهشگران اسلامی در تعریف اصول سیاست خارجی بر این نظرند که اصول سیاست خارجی، مبادی و اساس روابط خارجی دولت اسلامی است که در منابع دینی چارچوب و اساس تنظیم روابط خارجی مطرح شده است .

با عنایت به تعریف اصول سیاست خارجی این اصول را از مجموع آیات قرآنی ناظر به روابط خارجی را می توان در این محورها خلاصه نمود: اصل دعوت یا جهاد، اصل ظلم ستیزی و نقی سبیل ، اصل عزت اسلامی و سیادت دینی، اصل التزام و پایبندی به پیمان های سیاسی.

البته در کنار این اصول برخی از پژوهشگران عنوان های دیگری نظیر تولی و تبری، تالیف قلوب و امر به معروف و نهی از منکر را مطرح نموده اند. به نظر می رسد اصول چهار گانه فوق برای این عنوان ها را نیز در بر می گیرد. از این رو نیازی به ذکر مستقل و مجزای آنها نیست. اما در مورد تالیف قلوب ذکر این نکته، ضروری است که هر چند برخی آن را ذیل اصول سیاست خارجی اسلام بحث کرده اند اما از فلسفه تشریح این حکم و موارد اعمال آن این نکته را می توان دریافت نمود که تالیف قلوب، بیش تر با ابزار های سیاست خارجی همخوانی دارد تا اصول، زیرا تالیف قلوب با آن چه که امروزه مداخله ابزار های اقتصادی سیاست خارجی و کمکهای انسان دوستانه مطرح می گردد شباهت بیشتری دارد. (سجادی، ۱۳۹۲، ۴۶)

گروههای مورد نظر پیامبر اسلام (ص) جهت برقراری رابطه دیپلماتیک عبارت

بودند از:

۱- قبایل شبه جزیزه عربستان، قبایل شهر نشین و صحرا نشین، به رغم نشست و حتی کشمکشها و خونریزیهایی که در میان آنها وجود داشت زمینه مساعدی را برای انسجام و تشکل میان آنها به وجود آورد.

۲- گروههای دینی که عمدتا یهودیان، مسیحیان در نجران و حاشیه جزیره العرب؛ در مناطقی که در مجاورت امپراتوری روم سکونت داشتند جمعی از این گروهها مسلمان و گروهی نیز با مسلمانان هم پیمان شدند و برخی از یهودیان نیز راه دشمنی و خیانت پیش گرفتند.

۳- دولتهای مقتدری که در دو سوی شبه جزیره عربستان قرار داشتند مانند امپراتوری ایران ، روم و همچنین حبشه و دیگر دولتها.

۴- دولتهای کوچک و تحت الحمایه ای که زیر سلطه و نفوذ دولتهای مقتدر بودند و با گرویدن به اسلام و یا پیمان بستن با پیامبر اسلام توانستند از اسارت آن دولتها رهایی یابند. (سبحانی، ۱۳۶۷، ۵۴) ابزارهای دیپلماسی در اسلام

جایگاه ابزارها در دپیلماسی بسیار قابل توجه می باشد به گونه ای که می توانند عاملی در کامیابی یا ناکامی دستگاه دپلیماسی موثر باشد. تبین و مشخص نمودن هدف های دیپلماسی توجیه مناطق اهداف و استفاده به موقع از روش های مذاکره، تهدید و اعطای پاداش، مهمترین شاخص های ارزیابی رفتار سیاسی و دیپلماتیک به شمار می رود. در بررسی جایگاه ابزارهای دیپلماسی در اسلام باید این نکته توجه داشته باشیم که رویکرد اسلام در مورد کاربرد هر گونه ابراز و شیوه دیپلماسی و رفتار سیاسی از گذشته تا کنون فقط در قالب و چارچوب اندیشه دینی و رابطه موجود میان غایات و ابرازها قابل تعمق است. (کی. جی، ۱۳۷۶، ۲۷۹ )

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *