تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع) شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش های تربیت در سیره امام حسن (ع) :

مقدمه

وجود مقدس هریک از معصومان (علیهم السلام) و صفات و رفتار آن بزرگواران، هرکدام منبع بسیار مهم و تأثیرگذاری در زندگی فردی و اجتماعی مسلمانان است؛ به نحوی که می توان در تمام زوایای زندگی، از ابعاد بی پایان حیات پربار آن ها درس آموخت و نحوه زیستن و هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران را همراه باعزت و معنویت فراگرفت. سیره و روش رفتاری سبطاکبر پیامبر (ص) با مردم، خانواده، بستگان، دوستان و حتی مخالفان و دشمنان، شیوه برخورد با دیگران را به مسلمانان می آموزد که این رفتارها و روابط انسانی، در مجموع سیره تربیتی و اجتماعی آن حضرت را شکل می دهند.

سیره امام مجتبی (ع) بخش هایی مختلفی دارد که هر بخش آن به حوزه خاصی از گفتارها و رفتارهای آن حضرت مربوط است. اگر بخواهیم سیره ایشان را حوزه شناسی کنیم، باید ابعاد زندگی فردی و اجتماعی انسان را در نظر بگیریم و بر اساس آن، حوزه های گوناگون سیره حسنی (ع) را بازشناسی و معرفی نماییم. در این مقاله به بررسی سیره امام مجتبی (ع) با هدف استخراج روش های تربیتی آن حضرت می پردازیم. این روش ها، که از متن گفتار و رفتار امام در عرصه های گوناگون زندگی به دست می آید و قابل استنباط است. در مجموع شاید بتوان الگوی جامع تربیتی از سیره ایشان به دست آورد و به نسل جوان تربیت پذیر عرضه کرد.

مفهوم شناسی

پیش از پرداختن به موضوع اصلی و تبیین آن، تعریف واژگان کلیدی مناسب به نظر می رسد؛ زیرا شناخت مفاهیم و کلمات اصلی و درک معانی آن ها، دید روشنی به پژوهش گر می دهد تا او بتواند با نگاه دقیق تر و عمیق تر به پژوهش بپردازد. هم چنین تبیین مفاهیم، به مخاطبان کمک می کند تا آن ها ضمن آشنایی با موضوع و مفاهیم کلیدی، برداشت درستی از مباحث داشته باشند. به هر صورت، مفهوم شناسی، از کارهای مهم و تأثیرگذار در اجرای فرایند، تدوین و عرضه مطالب در ارتباط با موضوع پژوهش است که باید بررسی شوند.

روش

واژه «روش» در زبان های مختلف لاتین،

[۱]

عربی،

[۲]

و فارسی، کاربرد پرشمار دارد و در مجموع، تفاوت اساسی میان آن ها دیده نمی شود؛ بلکه می توان گفت همه آن ها با تجزیه و تحلیل، در نهایت به مفهوم یکسانی برمی گردند. «روش»

[۳]

در زبان فارسی، اسم مصدر از فعل رفتن، در منابع واژه شناسی به معنای راه، طرز، طریقه، سبک، شیوه، و امثال آن

[۴]

آمده است. هدف از انتخاب روش در هر نوشته ای، دست یابی به ضوابطی است که پژوهش گر را در مسیر راه یاری دهد و براساس آن روش خاص، نظم و برنامه منطقی در کار خود ایجاد کند و از هرگونه دوباره کاری، خطا و اسراف در وقت و هزینه مصون بماند. از این نظر روش، به مجموعه قوانینی گفته می شود که به صورت دستورالعمل درآمده و برای آسان کردن پژوهش و زودتر و درست تر به نتیجه رسیدن آن به کار می رود.

[۵]

وجه مشترک و نکته محوری در همه تعاریفی که تاکنون از روش آورده شده، جنبه راهبردی و راهنمایی آن است که فعالان عرصه دانش و هر حوزه کاری را به سوی هدف موردنظر هدایت می کند، فعالیت آن ها را نظام مند ساخته، از هدر رفتن نیرو و انرژی جلوگیری می نماید. منظور از روش در این نوشتار، شیوه تدوین مقاله به نحو توصیفی- تحلیلی است که با مطالعه متون دینی، روایی و تاریخی در فضای کتاب خانه به سامان می رسد.

تربیت

واژه «تربیت»

[۶]

از نظر لغت شناسی، مصدر باب «تفعیل» از ریشه «رَبَبَ» یا «رَبَوَ» است. «ربب»، به معنای تدبیر، سرپرستی، نگه داری و اصلاح چیزی و «ربو» به مفهوم رشد، نمو، زیادتی و فزونی به کار رفته است؛ چنان که ابن منظور، تربیت از ریشه «ربو» را به معنای زیادتی، رشد و نمو

[۷]

و راغب اصفهانی، تربیت از ریشه «ربب» را به معنای ایجاد تغییر در چیزی به صورت تدریجی- به نحوی که آن چیز به حد تمام برسد- دانسته اند.

[۸]

بر این اساس، ریشه «ربب» به تربیت کیفی و «ربو» به پرورش کمی نظر دارد.

تربیت در اصطلاح، تعریف یکسانی ندارد، بلکه دانشمندان هرکدام بر اساس دیدگاه خود درباره هستی شناسی، انسان شناسی، معرفت شناسی و به طور کل فلسفه تربیتی خویش، تعریفی از تربیت آورده اند. شهید مطهری، تربیت را پرورش استعدادهای درونی بالقوه و به فعلیت رسانیدن آن دانسته است.

[۹]

برخی دیگر، تربیت را پرورش استعدادهای مادی و معنوی و هدایت آن به سوی کمالاتی تعریف کرده اند که خداوند در وجود آدمی قرار داده است.

[۱۰]

تعریفی نسبتاً جامع و کامل از تربیت، در کتاب فقه تربیتی این گونه آمده است:

فرایند کمک و یاری رسانی به متربی برای ایجاد تغییر تدریجی، در گستره زمان در یکی از ساحت های بدنی، ذهنی، روحی و رفتاری اوست که به واسطه عامل انسانی دیگر، به منظور دست یابی وی به کمال انسانی و شکوفاسازی استعدادهای او یا بازدارندگی و اصلاح صفات و رفتارهای اوست.

[۱۱]

تعریف اخیر از تربیت، نسبت به دو تعریف پیشین جامع تر و به جنبه های گوناگون تربیت توجه کرده است، ولی چون به اراده و تصمیم متربی تصریح نشده و هم چنین فرایند تربیت را در مقام اجرا به یکی از ساحت های آن منوط کرده، ازاین روی تعریف زیر برای تربیت مناسب تر است. با نظر به آیات و روایات و یافته های اندیشمندان مسلمان می توان گفت که تربیت عبارت است از: «فرایندِ منظم و هدفمند که به منظور فراهم ساختن زمینه رشد فطری و همه جانبه متربی در ساحت های مختلف انجام می گیرد؛ به نحوی که خود وی با اراده و اختیار خویش در مسیر تکامل مادی و معنوی گام بردارد و به هدف نهایی که همان تقرب به خداست نایل گردد.»

[۱۲]

سیره

واژه شناسان معانی متعددی برای کلمه «سیره» آورده اند، مانند: روش، طریقه، سنت،

[۱۳]

سبک و نحوه انجام دادن کار، حرکت در روز، حرکت در شب و مطلق حرکت کردن و راه رفتن. نیز سیره را مثل فطره بر وزن «فِعْلَهْ» گرفته اند که بر نوع و سبک رفتار دلالت می کند.

[۱۴]

راغب اصفهانی می گوید: «سیره به معنای حالتی است که انسان یا غیر او بر آن حالت زندگی می کند؛ چه آن حالت غریزی باشد و چه اکتسابی.»

[۱۵]

چنان که سیره در قرآن به همین معنا به کار رفته است: (سنعیدها سیرت ها الاولی)؛

[۱۶]

«ما آن (اژدها) را به حالت اولش (عصا) بر می گردانیم.» به نظر اهل لغت، یک نوع سیر و حرکت در قالب راه رفتن یا فعالیت های دیگر در مفهوم سیره نهفته است. همان گونه که مشتقات آن مانند «سار، سَیرَ، یسیرُ و سِیرُوا» به نوعی متضمن معنای رفتار و حرکت هستند. هم چنین کاربرد مشتقات سیره در قرآن کریم به شکل امر: (سیروا فی الارض)؛

[۱۷]

«در زمین سیر کنید» و فعل مضارع: (أولم یسیروا فی الارض)؛

[۱۸]

«آیا در زمین گردش نکردید»، ناظر به همین معناست.

سیره در اصطلاح به معناهایی متفاوت به کار رفته و تعریف یکسانی که مورد وفاق همه دانشمندان باشد، تاکنون درباره آن نیاورده اند. برخی از سیره شناسان آن را به معنای طریقه و حالت دانسته اند که برگرفته از مفهوم لغوی آن است.

[۱۹]

بعضی دیگر سیره را برابر با تاریخ و ثبت وقایع تاریخی قرار داده اند که دامنه وسیعی همانند تاریخ پیدا می می کند.

[۲۰]

چنان که عرف تاریخ نویسان، همین معنا را تأیید می کند و برداشت عمومی آن ها از سیره، ذکر حوادث و سرگذشت افراد است که سیره های تدوین یافته به وسیله آنان، بر این امر گواه می باشد.

[۲۱]

هم چنین سیره را بر چگونگی رفتار انسان نیز اطلاق کرده اند که همه فعالیت های فرد را شامل می شود.

[۲۲]

شهید مطهری بیش از دیگران در مفهوم شناسی سیره سخن گفته است. ایشان هم وزن بودن سیره با شکل «فِعلَه» را دلیل بر این قرار داده که این هیأت معنای خاصی به آن می بخشد و آن معنا عبارت از نوع و سبک خاص رفتار است. به نظر ایشان، هر رفتاری را نمی توان اصطلاحاً سیره نامید، بلکه رفتاری که دارای روش و سبک ویژه باشد، مصداق سیره خواهد بود؛

[۲۳]

زیرا هیأت مذکور در لغت عرب، بر نوع و روش خاص دلالت دارد؛ چنان که اگر گفته شود: جَلَسْتُ «جِلسَه» نوع مخصوص نشستن را می رساند؛ بر عکس اگر بگوییم جلستُ «جَلْسَه» به مطلق نشستن دلالت دارد.

[۲۴]

برخی دیگر از سیره نویسان بر همین اساس، «سبک و قاعده رفتار» را معنای سیره دانسته اند که بنابراین قواعد حاکم بر رفتار فرد را باید جست وجو کرد.

[۲۵]

در مجموع دو معنا از تعریف های پیش گفته، به دست می آید: یکی معنای عام سیره که عبارت است از ثبت وقایع تاریخی و سرگذشت افراد؛ دوم، معنایی خاص که سبک و قاعده رفتار است. تفاوت این دو معنا علاوه بر میزان فراگیری، در این جهت نیز ظاهر می شود که سیره به معنای اول یکی از مصادر سیره به معنای دوم است؛ یعنی از بررسی عملکرد فرد در طول زندگی او، به سبک و روش رفتاری وی می توان دست یافت.

[۲۶]

منظور از سیره در این نوشتار نزدیک به معنای دوم، رفتارهای نسبتاً ثابت، روشمند و ضابطه محوری است که از مجموع عملکرد امام مجتبی (ع) در عرصه های مختلف زندگی ایشان به ظهور رسیده و می توان روش ها و در نهایت الگوی جامع تربیت را از آن ها استخراج و عرضه نمود.

روش های تربیت در سیره امام مجتبی (ع)

هر چند روش های تربیت در ابعاد مختلف از سیره امام مجتبی (ع) قابل استخراج و عرضه به مخاطبان است، در این مقاله، برای پرهیز از اطاله نوشتار، به مهم ترین آن ها اشاره می شود که به نظر در تربیت نسل جوان تأثیر بیش تر دارند. روش هایی بررسی می شوند که به نحوی، مترتب بر یک دیگر هستند؛ به گونه ای که با تبیین آن روش ها، در نهایت به یک مدل و الگوی جامع تربیتی در سیره آن حضرت دست خواهیم یافت.

الف) روش بصیرت دهی

واژه «بصیرت» از ریشه «بصر» در منابع واژه شناسی به معنای دانایی، بینایی، بینایی دل، هوشیاری، زیرکی و یقین آمده است.

[۲۷]

علامه مصطفوی می گوید:

اصل کلمه «بصر» به معنای بینایی است و «بصیرت»، بار معنایی بیش تر از دیدن ظاهری دارد و بر بینایی باطنی و درونی اطلاق می شود که با دید عمیق و تأمل و تدبر حاصل می گردد.

[۲۸]

بر این اساس، آنچه مفهوم بصیرت را از بصر جدا می سازد، آن است که بصر به بینایی ظاهری اطلاق می شود و بصیرت به نیروی نهانی و قوای قلبی که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن نفوذ می کند و صاحب بصیرت، از پرتو آن، حقایق و بواطن اشیا را درمی یابد. بنابراین، بصیرت به مثابه بَصَر (چشم) است برای نفس انسان.

[۲۹]

امام مجتبی (ع) این معنا را قبل از هر چیز در مردم تقویت می کردند و آن را پرورش می دادند تا از ظاهربینی برون آمده، به حقیقت برسند. زیرا بینش باطنی، پایه کارهای درست است؛ اگر بصیرت نباشد، احتمال اشتباه و در نتیجه میزان انحراف بسیار زیاد خواهد بود، چنان که معصومان (علیهم السلام) عموماً و امام علی (ع) و امام مجتبی (ع) خصوصاً ازاین جهت آسیب دیدند و متضرر شدند؛ زیرا طرف داران آن بزرگ واران در اثر تبلیغات دشمن فریب خوردند و در مقابل معاویه مقاومت نکردند؛ به همین علت، امام علی (ع) در صفین ناگزیر به پذیرش حکمیت شدند و امام حسن (ع) به صلح با معاویه تن دادند.

[۳۰]

ریشه بصر با شکل های مختلف در قرآن کریم به کار رفته و اغلب به معنای بینش باطنی است. افزون بر این نکته ای که به نظر مهم می رسد، این است که قرآن علاوه بر استعمال بصیرت به درک عمیق و حقیقت بین، راه های رسیدن به آن را هم نشان داده و می فرماید: (وَ فِی أَنْفُسِکمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ)؛

[۳۱]

«در وجود خود شما نیز نشانه های خدا فراوان است آیا چشم باز نمی کنید و این همه آیات و نشانه های بارز حق را نمی بینید.» آنچه در انسان از اندام ظاهری، ترکیبات شیمیایی، نفس، قوای نفسانی، ساختار نظام مند و مانند آن از ابتدا تا انتها وجود دارند، در واقع هرکدام راه های بصیرت و شناخت درونی به خدای تعالی است.

[۳۲]

در حقیقت اگر نگاه کنیم، هر یک از این قوا و اعضای بدن انسان مثل قوه بینایی، دارای نظام مستقل هستند که تأمل در آن ها، راه بصیرت به آفریدگار را نشان می دهد.

[۳۳]

امام مجتبی (ع) در سیره قولی و عملی، به بصیرت دهی و آگاهی بخشی به مردم پرداختند و تا حد امکان، در این زمینه کوشیدند. ایشان در موضوع بصیرت می فرماید:

إِنَّ أَبْصَرَ الأَبْصارِ ما نَفَذَ فِی الخَیرِ مَذْهَبُهُ، وَ أَسْمَعُ الْاسْماعِ ما وَعَی التَّذْکیرَ وَ انْتَفَعَ بِهِ، أَسْلَمُ الْقُلُوبِ ما طَهُرَ مِنَ الشُّبُهاتِ

؛

[۳۴]

بیناترین دیده ها آن است که در طریق خیر نفوذ کند و شنواترین گوش ها آن است که اندرز را در خود فراگیرد و از آن سود برد، سالم ترین دل ها آن است که از شبهه ها پاک باشد.

امام مجتبی (ع) در این روایت، هم به بصیرت و بینایی حقیقت بین اشاره کرده و هم راه های دست یابی به آن را بیان فرموده اند. آن حضرت می فرماید: «بیناترین دیدگان و چشم بصیر آن است که خیر و شر را درک کند و به حقیقت آن برسد.» چشم در واقع ابزار مهم بصیرت است و اگر از ظاهر اشیا به باطن آن ها راه یابد، بینش و درک باطنی حاصل می شود. هم چنین قوه شنوایی وسیله بصیرت است درصورتی که پندآموز و اندرزپذیر باشد؛ یعنی عوامل پند و اندرز را بشناسد و از آن ها درس آموزد و به نفع خود به کار برد. در جمله اخیر فرمود: «سالم ترین دل که مرکز بصیرت است، آن است که شبهات در آن نفوذ نکرده باشد.» اگر این سه ابزار و وسیله با آنچه ایشان فرموده اند، به کار رود، بی تردید بصیرت واقعی و درونی برای انسان حاصل می شود. طبق این حدیث، امام حسن (ع) به بصیرت و آگاهی مردم اهتمام ویژه ای داشته و راه های نیل به آن را برای مردم معرفی فرموده اند. بینایی و شنوایی، دو وسیله ای هستند که اطلاعات را به مرکز تعقل و تفکر، یعنی قلب وارد می سازند و اگر این داده ها تصفیه شده و خالص بود و قلب نیز راهی به شبهات نداشت، با ورود اطلاعات ناب، دل جلا و صفا گرفته، مرکز بینایی باطنی قرار می گیرد.

راه های دست یابی به بصیرت

امام مجتبی (ع) راه تحصیل بصیرت را هم به خوبی بیان فرموده که با استفاده از آن راه ها، به بینایی باطنی می توان دست یافت. راه های زیادی بدین منظور در سخنان آن حضرت وجود دارند و از سیره و رفتار آن بزرگوار قابل استخراج است. در ادامه به علت رعایت اختصار، فقط به دو مورد اشاره می شود:

۱. خودشناسی

نخستین وظیفه انسان در برابر خود، شناخت درست از خویشتن است و این که خود را آن گونه که هست بشناسد و درک کند که چه موجودی است و از چه استعدادها و توانایی هایی برخوردار است: از کجا آمده و به کجا رهسپار است؛ زیرا شناخت درست فرد از خود و آگاهی از استعدادها و ظرفیت های نهفته در وجودش، این امکان را به او می دهد که اولًا ارزش واقعی خود را درک کند و بداند چه موجود ارزشمندی است؛ ثانیاً شناخت استعدادها، زمینه برنامه ریزی درست را برای وی فراهم می سازد تا برای آینده، تصمیم گیری مناسب داشته باشد؛ ثالثاً با برنامه ریزی درست، می تواند توانایی های خود را به کار اندازد و در عرصه های مختلف زندگی مادی و معنوی، به پیشرفت های چشم گیری دست یابد. سرانجام بصیرت باطنی و درک عمیق از خود و خدا و دنیای بیرون از خود پیدا می کند. رسول خدا (ص) و امام علی (ع) هر دو فرمودند: «من عرف نفسه فقد عرف ربه»؛

[۳۵]

«هرکس خود را شناخت خدا را شناسد.» عرف به معنای بصیرت واقعی و درک باطنی از خود است که شناخت و بصیرت خداوند تعالی را به دنبال دارد.

خودشناسی و در نتیجه بصیرت عمیق، از جمله صفات یاران امام حسین (ع) بود که آن حضرت در توصیف آن ها فرمود:

اما بعدُ فإنّی لا اعلمُ اصحاباً اولی و لاخیراً من اصحابی

؛

من اصحابی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود سراغ ندارم.

[۳۶]

این سخن امام حسین (ع) توصیف عام از اصحاب است که صفت بصیرت درونی آن ها را نیز شامل می شود و نشان می دهد که آن یاران باوفا، از چنان درجه بالای بینایی عمیق برخوردار بودند که هیچ نقطه ضعفی در فکر و اندیشه آنان وجود نداشت. همان گونه که امام صادق (ع) درباره اباالفضل العباس (ع) فرمود:

کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِی نافِذَ البَصیرَه صُلبَ الإیمانِ

؛

عموی ما، عباس، دارای بینشی ژرف و ایمانی راسخ بود.

[۳۷]

این بینش حضرت عباس (ع) و یاران عاشورا، برخاسته از آن شناخت ژرف و خودشناسی آنان بود که در صحنه کربلا خود را نشان داد.

امام حسن (ع) از بصیرت بخشی به مخاطبان به عنوان یک روش تربیتی استفاده می کردند و همواره آن را در جامعه ترویج می دادند. ایشان در توصیه به فرزندش می فرماید:

یا بُنَی! لا تُواخِ أحَداً حَتّی تَعْرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَإذَا اسْتَنْبَطْتَ الْخِبْرَه، وَ رَضیتَ الْعِشْرَه، فَآخِهِ عَلی إقالَه الْعَثْرَه، وَ الْمُواساه فی الْعُسْرَه

؛

[۳۸]

ای پسرم! با کسی دوستی و برادری برقرار نکن، مگر آن که او را از هر جهت بشناسی و مطمئن باشد! پس هنگامی که چنین فردی را یافتی، در همه امور با او باش.

این دستورالعمل، یک روش تربیتی است که در تربیت اولاد به کار می رود و یک شیوه دوست یابی و رفیق گزینی است که فرمودند: «قبل از برقراری پیوند دوستی، باید بصیرت به فرد داشته باشی و اگر از همه جهات او را شناختی، آن گاه باید وی را همراهی کنی»؛ زیرا نقش دوست در تربیت و شکل دهی شخصیت و هویت انسان تأثیر بسزا دارد.

به همین دلیل امام خود را به کسانی معرفی نموده که او را نمی شناختند و می فرماید:

أنا الحسن ابن رسول الله، أنابن البشیر النذیر، أنابن المصطفی بالرساله و

…»

[۳۹]

من حسن فرزند رسول الله (ص)، فرزند بشیر و نذیر و فرزند کسی هستم که به رسالت برگزیده شد.

امام در این جملات، در حقیقت خود را برای مخاطبان معرفی فرموده تا اگر کسی شناختی از ایشان ندارد آگاهی به حضرت پیدا نموده، بر اساس معرفت تصمیم بگیرد. ازاین رو، سخن را این گونه آغاز می فرماید:

من عرفنی فقد عرفنی و من لم یعرفنی

…؛

[۴۰]

هر کس مرا می شناسد که می شناسد و نیاز به معرفی ندارد و هرکسی نمی شناسد خود را به او معرفی می کنم.

هدف حضرت بصیرت دهی به مخاطبان است تا او را بشناسند و هر رفتار یا موضع گیری که نسبت به ایشان از خود نشان می دهند، با بینایی و شناخت باشد، نه نادانی.

۲. خودسازی

اصطلاح «خودسازی»، ترکیبی از دو کلمه «خود» و «سازی» است که فهم آن مستلزم درک معنای کلمه اول، یعنی خود است. ابتدا باید تصور درستی از خود داشته باشیم تا بتوانیم به ساختن آن بپردازیم. انسان در یک تصویر کلی، مجموعه ای از توانایی ها و استعدادهای فراوان است که در طول زندگی باید به شکوفایی برسند. بنابراین، خودسازی یعنی فراهم آوردن زمینه برای پرورش استعدادهای درونی خود و به فعلیت رساندن امکانات بالقوه ای که خداوند تعالی در فطرت انسان قرار داده است.

[۴۱]

این کار همان طور که بر خودشناسی مبتنی است، خود نیز مقدمه ای برای بصیرت دینی است؛ یعنی هراندازه انسان از نظر تقوا و تهذیب نفس رشد کند، به همان اندازه بر بینش او افزوده می شود.

آیات و روایات به این موضوع توجه کرده و تهذیب نفس و تقوا را عامل بصیرت معرفی نموده اند. قرآن کریم می فرماید: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یجْعَلْ لَکمْ فُرْقاناً)؛

[۴۲]

«ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر از (مخالفت فرمان) خدا بپرهیزید، برای شما وسیله ای برای جدا ساختن حق از باطل قرار می دهد (روشن بینی خاصی که در پرتو آن، حق را از باطل خواهید شناخت).» کلمه «فرقان» صیغه مبالغه از ماده «فَرَقَ» و در این جا به معنای چیزی است که به خوبی حق را از باطل جدا می کند.

[۴۳]

آن چیز همان نیروی درونی و بصیرت حقیقی است که در اثر تقوا و خودسازی برای انسان حاصل می شود.

امام حسن (ع) در یک راهنمایی تربیتی، در توصیه به همه متربیان می فرماید:

أُوصیکمْ بِتَقْوَی اللّهِ وَ إِدامَه التَّفَکرِ فَإِنَّ التَّفَکرَ أَبُو کلِّ خَیر وَ أُمُّهُ

؛

شما را به تقوای الهی و استمرار اندیشه سفارش می کنم، زیرا تفکر، ریشه همه نیکی ها و مرجع اصلی آن است.

[۴۴]

از این ترتیب بیان شده در کلام امام، استفاده می شود که اندیشه درست و دست یابی به بصیرت، نتیجه تقوا و تزکیه نفس است؛ زیرا سفارش نخست به تقوا و سپس به تفکر و ذکر اثر اندیشه ورزی درست تعلق گرفته است. بنابراین، خودسازی و پاک سازی درون، از راه های دست یابی به بصیرت دینی و اجتماعی است. تفکر و خردورزی، عامل پیدایش بصیرت است که خود ارتباط مستقیم با تقوا و تهذیب نفس دارد. در مواعظ امام مجتبی (ع) آمده است:

اوصاکم بالتقوی و جعل التقوی منتهی رضاه و التقوی باب کل توبه و رأس کل حکمه و بالتقوی فاز من فاز من المتقین

؛

[۴۵]

خداوند شما را به پرهیزگاری توصیه کرده و تقوا را نهایت رضایت خود قرار داده است. پرهیزگاری راه هر توبه و رأس هر حکمتی است. پرهیزگاران به وسیله تقوا به رستگاری رسیدند.

براین اساس، خودسازی و تقوا از منظر امام مجتبی (ع) مانند خودشناسی، از راه های مهم نیل به بصیرت درونی و بینش حقیقی است. هر کس خود را شناخت و خویشتن را ساخت، به بصیرت دینی و به تعبیر قرآن به «فرقان» و بینش باطنی دست می یابد. امام حسن (ع) در همه عرصه های زندگی بر این نکته تأکید داشتند. ایشان در تبیین آثار صلح با معاویه و نفع آن برای شیعیان، برای بصیرت بخشی به مخالفان صلح فرمودند:

وَ إِنَّ مُعَاوِیه نَازَعَنِی حَقّاً هُوَ لِی فَتَرَکتُهُ لِصَلَاحِ الْأُمَّه وَ حَقْنِ دِمَائِهَا

؛

[۴۶]

معاویه درباره حقی که متعلق به من بود، با من نزاع داشت و آن را برای مصلحت امت و حفظ خون آن ها به او واگذار کردم.

امام مجتبی (ع) در روایت دیگر فرمود:

إِنَّمَا هَادَنْتُ حَقْناً لِلدِّمَاءِ وَ صیانت ها وَ إِشْفَاقاً عَلَی نَفْسِی وَ أَهْلِی وَ الْمُخْلَصِینَ مِنْ أَصْحَابِی

؛

[۴۷]

این کار را فقط برای حفظ خون و خوف بر نفس، خانواده و اصحاب مخلص انجام دادم.

کسانی که تندروی می کردند و به آن حضرت اسائه ادب روا می داشتند، درواقع نادان بودند و از فلسفه صلح اطلاع نداشتند. به همین علت، حضرت این جملات را برای آگاهی بخشی به آنان بیان فرمودند. اوضاعی در زمان امام حسن (ع) حاکم بود که جان شیعیان درخطر نابودی قرار داشت و اگر صلح آن حضرت نبود، شاید شیعیان قتل عام می شدند و مذهب جعفری شکل نمی گرفت. از این جا صلح ناعادلانه با معاویه را پذیرفتند تا پیروان تشیع سرخ علوی باقی بمانند و مذهب جعفری برای نجات اسلام از تحریف و خرافه گرایی شکل گیرد. بسیاری از اصحاب امام مجتبی (ع) با روشن گری و بصیرت دهی آن حضرت، حقیقت را درک کردند و در صراط مستقیم پایدار باقی ماندند.

ب) روش پرورش باورهای دینی

پس از کسب بصیرت به وسیله خودشناسی و خودسازی، پرورش باورهای دینی در متربیان اهمیت خاصی دارد؛ زیرا باور درست، بعد از بینایی، انسان را در برابر شبهات و افکار انحرافی، شکست ناپذیر می سازد. عقیده به اصول دین و باورهای اسلامی، از سیره قولی و عملی امام مجتبی (ع) به دست می آید. اصلی ترین باور از منظر اسلام و قرآن، عقیده به مبدأ و معاد است که قرآن و روایات اسلامی به آن تأکید کرده اند. ایمان به مبدأ، یعنی باور به وجود خداوند متعالی و یگانگی او که آفریدگاری غیر از خدا در جهان وجود ندارد. نظام هستی با توحید آغاز می شود و به سوی توحید بازمی گردد. بازگشت به خداوند متعال در واپسین زندگی و حشر اکبر، معاد گفته می شود که همه انسان ها از اولین و آخرین، در روز قیامت یک جا محشور می گردند. آیه معروف به استرجاع (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجِعُونَ)

[۴۸]

به مبدأ و معاد دلالت دارد. ایمان به این دو اصل مهم اسلامی، به انسان هویت می بخشد و آغاز و انجام حیات او را روشن می سازد. بر این اساس، انسان موجودی است هدفمند و با آینده روشن که باید برای ورود به عرصه زندگی و نیل به هدف نهایی آماده گردد. باورهای دینی، هر اندازه مستدل و منطقی باشد و انسان یقین به آن ها تحصیل کند، اثرش در زندگی بیش تر است. هویت و شخصیت شکل گرفته در اثر باورهای درست و برآمده از متون دینی، عامل عزتمندی فرد است.

قرآن کریم در زمینه اثربخشی باورهای دینی می فرماید: (یثَبِّتُ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیاه الدُّنْیا وَ فِی الآخِرَه)؛

[۴۹]

«خدا کسانی را که ایمان آورده اند، در زندگی دنیا و در آخرت با قول استوار پابرجا می کند.» به یعنی خداوند کسانی را که ایمان آورده اند، به سبب گفتار و اعتقاد ثابت و پایدارشان، ثابت قدم می دارد هم در این جهان و هم در جهان آخرت؛ زیرا ایمان قوی و مستحکم، به منزله شجره طیبه ای می ماند که ریشه اش ثابت و شاخه هایش همراه با میوه های گوناگون است که در آسمان برافراشته اند. این مؤمنان راستین و ثابت قدم، با تکیه بر لطف خداوند، در برابر هرگونه حادثه ای چون کوه استوارند. لغزشگاهی که در زندگی هرکس اجتناب ناپذیر است، بر سر راه آن ها نمایان می شود، اما آن ها با تأیید خداوند خود را حفظ می نمایند. این حفظ و ثبات قدمی که در واقع عنایت الهی است، سراسر زندگی مؤمنان را دربرمی گیرد هم زندگی این جهان و هم زندگی آن جهان را. آن ها در دنیا باایمان و پاکی، ثابت قدم می مانند و دامانشان از ننگ آلودگی ها مبراست و در آخرت نیز در نعمت های بی پایان خدا، جاودان خواهند بود.

[۵۰]

امام مجتبی (ع) با صبر و حلم و پایداری در برابر مشکلات سیاسی و اجتماعی زمان خود، شیوه باورمندی به عقاید و ارزش های دینی را به مردم درس دادند. یاران نادان و بی وفا، به خیمه حضرت هجوم بردند و اسباب و اثاثیه را به یغما برده، به امام اهانت کردند. حتی زخمی به بدن مبارک ایشان وارد ساختند و حضرت با جسم مجروح، مدتی در مداین تحت درمان قرار گرفتند. بااین حال، امام مجتبی (ع) صبر پیشه کردند و از تقویت باورهای دینی مردم دست برنداشتند و از ایجاد بینش توحیدی به همراهان بازنماندند.

[۵۱]

ایشان در زمینه باور به خدا و قیامت، خطاب به مردم می فرماید:

إنَّ اللّهَ لَمْ یخْلُقْکمْ عَبَثاً، وَ لَیسَ بِتارِککمْ سُدًی، کتَبَ آجالَکمْ، وَقَسَّمَ بَینَکمْ مَعائِشَکمْ، لِیعْرِفَ کلُّ ذی لُبٍّ مَنْزِلَتَهُ، وأنَّ ما قَدَرَ لَهُ أصابَهُ، وَما صُرِفَ عَنْهُ فَلَنْ یصیبَهُ

؛

[۵۲]

خداوند شما انسان ها را بیهوده و بدون غرض نیافریده و شما را آزاد، رها نکرده است. لحظات آخر عمر هر یک معین و ثبت شده است، نیازمندی ها و روزی هرکس سهمیه بندی و تقسیم شده تا موقعیت و منزلت شعور و درک اشخاص شناخته گردد.

امام مجتبی (ع) در این فرمایش، هدفمندی نظام هستی، تقدیر اجل، معین بودن روزی و تعیین سرنوشت انسان را به روشنی تبیین کرده اند. ایشان هدف از این موضوع را آگاهی انسان به نحوه زندگی و بهره برداری درست از سرمایه عمر و امکانات موجود بیان فرموده اند. افزون بر آن، بصیرت بخشی آدمی و بینایی او در زمینه ارزشمندی، عزت و شخصیت خود است تا بفهمد که چگونه خداوند برای حیات او برنامه ریزی کرده و نباید خود را بدون هدف به زحمت بیندازد و بین حلال و حرام فرقی نگذارد؛ زیرا بسیاری از آدمیان، ارزش و منزلت خود را درک نمی کنند و به همین علت، به خواری تن می دهند. اگر کسی به این مسائل باورمند باشد، زندگی مادی و معنوی خود را تنظیم کرده، دچار مشکل و انحراف فکری و رفتاری نخواهد شد. بنابراین، تقویت باورهای دینی، از روش های مؤثر در تربیت و اصلاح رفتار است که امام مجتبی (ع) در سیره قولی و عملی به آن تأکید می فرمایند.

پرورش روحیه عبادت و بندگی

کلمه عبادت از ریشه «عَبَدَ» به معنای پرستش، تعظیم، اظهار بندگی، احترام گزاردن و پرستیدن آمده است.

[۵۳]

راغب اصفهانی می گوید: «عبودیت به معنای اظهار تذلل در برابر معبود و عبادت غایت تذلل و خضوع در مقابل اوست که فقط خداوند شایسته آن است».

[۵۴]

این واژه در زبان علما و فقهای مسلمان، به معنای پرستش خداوند متعالی به کار می رود که از اوصاف مؤمنان و متدینان شمرده شده است. عبادت از منظر اسلام و قرآن، در متن زندگی قرار دارد و با انجام دادن به موقع و درست آن، می توان پاره ای از امور لازم مانند نظم، برنامه ریزی، احترام به حقوق دیگران و نظایر آن را آموخت؛ زیرا عبادات نظیر حج و روزه و نماز، هرکدام دارای برنامه ریزی دقیق، زمان مشخص و اجزا و شرایط معین هستند که در وقت خاص خود باید انجام گیرند، وگرنه درست و مجزی نخواهند بود.

[۵۵]

قرآن کریم آفرینش بشر را برای عبادت دانسته، می فرماید: (ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون)؛

[۵۶]

«ما جن و بشر را نیافریدیم، مگر برای عبادت».

امام مجتبی (ع) عبادات را در همه ابعاد آن به کمال و تمام انجام دادند و برای مستحبات اهتمام ویژه قائل بودند. در سیره عبادی آن حضرت نقل شده که ۲۵ مرتبه با پای پیاده به حج رفتند و طواف خانه خدا کردند.

[۵۷]

در مورد نماز هم روایت شده هرگاه وقت نماز فرامی رسید، چون وضو می گرفتند، بندهای استخوانش به هم می خورد و رنگش زرد می گشت و چون سببش را پرسیدند فرمود: «هر کس که در پیشگاه پروردگار بزرگ می ایستد، باید این گونه باشد که بندهایش به هم بخورد و رنگش زرد شود».

[۵۸]

هر وقت به درب مسجد می رسیدند، سر را به آسمان بلند نموده، عرض می کردند:

الهی ضیفک ببابک یا محسن قد اتاک المسی ء فتجاوز عن قبیح ما عندی بجمیل ما عندک یا کریم؛

[۵۹]

خدایا میهمانت بر در خانه توست، ای نیکوکار! بدکار به درب خانه ات آمده، پس از زشتی هایی که نزد من است، به خوبی هایی که نزد توست درگذر، ای بزرگوار!

آن حضرت برای تشویق مسلمانان به مسجدر رفتن و خواندن نماز جماعت می فرماید:

مَنْ أَدامَ الْاخْتِلافَ إِلَی الْمَسْجِدِ أَصابَ إِحْدی ثَمان: آیه مُحْکمَه وَ أَخًا مُسْتَفادًا وَ عِلْمًا مُسْتَطْرَفًا وَ رَحْمَه مُنْتَظِرَه وَ کلِمَه تَدُلُّهُ عَلَی الهُدی أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًی وَ تَرْک الذُّنُوبِ حَیاءً أَوْ خَشْیه

؛

[۶۰]

هر کس پیوسته به مسجد رود به یکی از این هشت فایده می رسد: ۱. نشانه ای استوار (فهم آیات الهی)؛ ۲. دوستی قابل استفاده؛ ۳. دانشی تازه؛ ۴. رحمتی مورد انتظار؛ ۵. سخنی که به راه راستش کشد؛ ۶. سخنی که او را از پستی برهاند؛ ۷. ترک گناهان به سبب شرم از خدا؛ ۸. یا ترک گناهان به سبب خوف از خدا.

ذکر این آثار، برای حضور در مسجد جنبه تربیتی دارد. ایشان از روش تشویق استفاده کردند تا مردم را به نمازخواندن و رفتن به مسجد علاقه مند سازند. آثاری که همه به نفع نمازگزار است و بسیاری از آن ها در دنیا نصیب فرد می شود. فهم آیات الهی و دانش تازه، در واقع همان بصیرت دینی است که به وسیله نماز نصیب انسان می شود. دوستی و رحمت، جنبه عاطفی انسان است که با خواندن نماز تقویت می گردد؛ هم رحمت و محبت خدا به انسان افزایش می یابد و خداوند به او عنایت می کند و محبت انسان به دیگران بیش تر و هدفمندتر می گردد. نمازگزار گناه و نافرمانی خدا را هم انجام نمی دهد. این نتایج که در کلام امام مجتبی (ع) آمده، در عمل و زندگی هم عملی است و انسان می ت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *