تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل روش های تفسیری قرآن کریم :

روش تفسیری عبارت است از طریق و شیوه ای که هر مفسر برای تفسیر یک یا چند آیه انتخاب می کند و غالباً بستگی دارد به ابزاری که در تفسیر بکار می برد. تفسیر تقسیمات گوناگونی دارد و از لحاظ روش تفسیر (صرف نظر از صحیح یا خطاء بودن تفسیر) به چند قسم تقسیم می شود:

الف) تفسیر کامل (تفسیر اجتهادی).

ب) تفسیر ناقص که شامل موارد زیر می شود:

۱.تفسیر قرآن به قرآن.

۲.تفسیر قرآن به عقل.

۳.تفسیر قرآن به روایات.

۴.تفسیر قرآن به رأی.

۵.تفسیر علمی.

۶.تفسیر موضوعی.

۷.تفسیر رمزی.

هرکدام از این روشها، می تواند معتبر باشد و ما را به مقصود (تبیین مقصود آیات قرآن) برساند و نیز ممکن است خطاء و نامعتبر باشد، که در اینجا شیوه و شکل کار هر روش را مورد بررسی و نقد قرار می دهیم.

علت پیدایش شیوه های مختلف در قرآن:

در زمان پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ مردم مستقیماً از منبع متصل به وحی الهی استفاده می کردند و هر مشکلی را از ایشان سئوال می کردند و تفسیر از این قاعده مستثنی نبود و لذا بسیاری از روایات اسلامی، تفسیر آیات قرآن است که از پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ سئوال شده و ایشان مطلب آیه را توضیح داده اند.

در زمان ائمه معصومین ـ علیهم السلام ـ تا حدودی وضع بر همین منوال بود، خصوصاً برای شیعه که قول آنها را حجت می دانند و در مورد تفسیر آیات هم از ایشان سئوال می شد.

اما در زمانهای بعد در قرون اولیه اسلام کم کم بحث های کلامی زیاد شد و این به علت فتح کشورهای جدید و برخورد مسلمانان با فرقه های مختلف اوج گرفت و در زمان خلفاء فلسفه یونانی به عربی منتقل شد و لذا درعهد عباسیان (اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری قمری) بحثهای عقلی و فلسفی رشد کرد و در همین زمان هم تصوف ظاهر شد و بعضی مردم به ریاضت و مجاهده نفس و… روی آوردند و در این میان گروه سومی از مردم اهل حدیث شدند که بر تعبد محض به ظواهر دینی پایبند بودند. و به خاطر همین اختلاف آراء اختلاف روشهای تفسیری هم بوجود آمد.

محدثین از روش تفسیر با روایات سلف صالح و صحابه و… پیروی می کردند و متکلمین و فلاسفه هم آیات را طبق مذهب مختار خودشان تفسیر می کردند و آیات مخالف را تأویل می کردند و متصوفه به تأویل آیات روی آوردند.[۱] و به همین ترتیب شیوه های تفسیری متعدد بوجود آمد.

۱.تفسیر قرآن با قرآن:

هر چند تفسیر المیزان علامه طباطبائی(ره) به این روش معروف تفسیر شده و لکن قرآن با قرآن یک شیوه سابقه دار در بین مفسرین شیعه و اهل سنت است و حتی از زمان معصومین ـ علیهم السلام ـ رایج بوده است که به نمونه هایی از آن اشاره خواهیم کرد.

لکن برای روشن شدن مفهوم تفسیر قرآن با قرآن بهتر است در ابتداء کلام علامه طباطبائی(ره) را نقل کنیم، ایشان می فرماید: تشخیص مقاصد عالیه و فهم حقایق قرآن به دو صورت ممکن است:

الف) این که ما در ابتداء یک بحث های علمی یا فلسفی انجام دهیم تا نتیجه مطلوب و حق، در آن مسئله علمی یا فلسفی روشن شود و سپس آیات قرآن را بر آن مسئله علمی یا فلسفی حمل کنیم لکن این طریق درمورد غیر قرآن خوب است ولی در مورد قرآن صحیح نیست.

ب) این که قرآن را با قرآن تفسیر کنیم ومعنی هر آیه را با تفکر در همان آیه و آیات دیگر بدست آوریم و مصادیق آیه را معلوم کنیم و با استفاده از خصوصیات ذکر شده در آیات آنها را مشخص کنیم. چنان چه خداوند می فرماید: وَنَزَّلْنَا عَلَیک الْکتَابَ تِبْیانًا لِکلِّ شَیءٍ[۲] (به درستی ما قرآن را بر تو فرو فرستادیم تا روشنگر هر چیزی باشد) و بعید است که قرآن روشنگر و مبین هر چیزی باشد. ولی مبین خودش نباشد.[۳]

شواهد و دلایل تفسیر قرآن با قرآن:

۱.در زمان ائمه ـ علیهم السلام ـ تمسک به آیات قرآن برای روشن شدن بعضی دیگر از آیات انجام می شد چنانچه از امام باقر ـ علیه السّلام ـ سئوال شد که چرا قصر نماز مسافر را واجب می فرمائید در حالی که در آیه قرآن آمده است، قال الله تعالی: وَإِذَا ضَرَبْتُمْ فِی الأرْضِ فَلَیسَ عَلَیکمْ جُنَاحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاهِ[۴] (وقتی در زمین مسافرت کردید اشکالی ندارد که نماز را شکسته بجا آورید) وکلمه لاجناح دلالت بر وجوب ندارد بلکه دلالت بر جواز دارد. حضرت فرمودند این مطلب به دلیل آیه دیگر قرآن است که لاجناح را به معنی وجوب استعمال کرده است: قال تعالی: فَمَنْ حَجَّ الْبَیتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُنَاحَ عَلَیهِ أَنْ یطَّوَّفَ بِهِمَا[۵] (کسی که حج یا عمره انجام داد اشکالی ندارد که طواف انجام دهد) در حالی که طواف واجب است.[۶]

۲.شیوه مفسرین بزرگ شیعه و اهل سنت هم تفسیر قرآن با قرآن بوده است. علامه مجلسی(ره) که آیات قرآن را در بحارالانوار در اول هر فصل دسته بندی می کند ظاهراً منظورش تفسیر قرآن با قرآن بوده است، همچنین در تفسیر مجمع البیان و تفاسیر اهل سنت گاهی از آیات برای تفسیر یک آیه استفاده می شده است. پس این یک طریق قدیمی است و حتی ابن تیمیه می گوید[۷] اگرکسی سؤال کند بهترین طریق تفسیر چیست؟ (فالجواب: ان اصح الطرق فی ذلک ان یفسر القرآن بالقرآن)ـ جواب این است که صحیح ترین روش تفسیر قرآن با قرآن است.

۳.تکرار آیات در قرآن خود شاهد این مطلب است که طبعاً می تواند بعضی آیات مفسر بعضی دیگر باشد.

۴.در روایت نبوی مرسل آمده است که: القرآن یفسّر بعضه بعضاً (قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تفسیر می کند) این جمله مشهور است لکن سند آن برای ما روشن نیست و لذا مرسل نامیده می شود. و از حضرت علی ـ علیه السّلام ـ نقل شده است که: ان کتاب الله لیصدِّق بعضه بعضاً و لایکذب بعضه بعضاً[۸] (بدرستی که قرآن بعضی از قسمتهایش بعض دیگر را تصدیق می نماید ولی همدیگر را تکذیب نمی کنند). و باز از امیرالمؤمنین ـ علیه السّلام ـ نقل شد که فرمودند: کتاب الله… ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه و یشهد بعضه علی بعض (قرآن بعضی از قسمتهایش با بعض دیگر سخن می گوید و بر همدیگر شهادت می دهند)[۹] تذکر: کسی تفسیر قرآن با قرآن را غیر جایز ندانسته است و لکن روایتی از امام صادق ـ علیه السّلام ـ نقل شده که از آن توهم مخالفت می شود: عن ابی عبدالله قال قال ابی: ما ضرب رجل القرآن بعضه ببعض الّا کفر(امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند که پدرم فرمود: هیچ کس بعضی از قرآن را به بعض دیگر نزد مگر آنکه کافر شد[۱۰]و در دارالمنثور و تفسیر نعمانی هم مضمون این روایت آورده شده و مذموم شمرده شده است.

معانی ضرب القرآن بعضه ببعض:[۱۱]

۱.علامه مجلسی(ره) احتمال می دهند که منظور معنی ظاهری ضرب باشد (کوبیدن قرآن به زمین یا به هم زدن قرآن که نوعی استخفاف به قرآن باشد و آن حرام است) و کفر هم به معنی گناه بزرگ باشد چنان چه در ترک صلوه آمده است.

۲.شیخ صدوق(ره) می فرماید: منظور تفسیر کردن آیه ای با تفسیر آیه دیگر است(یعنی آیات را جابجا تفسیر کردن است).[۱۲]

۳.فیض کاشانی می فرماید: شاید منظور تأویل بعض متشابهات قرآن به بعض معانی (بر طبق هوای نفس و بدون شنیدن از اهل آن یا هدایت و نوری از طرف خدا) باشد.[۱۳]

۴.علامه طباطبایی(ره) می فرماید: آن خلط بین آیات از حیث مقامات معانی آنهاست یعنی اخلال به مقام آنها شود مثلاً محکم را متشابه فرض کنیم یا بالعکس شود.[۱۴]

۵.شاید منظور روایت، تناقض گیری از قرآن باشد چون در زمان علی ـ علیه السّلام ـ و امام حسن عسکری ـ علیه السّلام ـ کسانی بودند که زندیق بودند و آیاتی را که به ظاهر مخالف همدیگر بود را جمع آوری می کردند تا به قرآن اشکال کنند و در این زمینه روایت مفصلی در بحارالانوار وارد شده که شاید روایت ضرب القرآن جواب این افراد باشد.[۱۵]

نتیجه: پس منظور از روایت ضرب القرآن تفسیر قرآن به قرآن نیست بلکه یا تفسیر به رأی یا تناقض گیری و یا خلط عمدی آیات ومعانی آنها می باشد.

۲.تفسیر قرآن با عقل:

استفاده و استمداد از قرائن عقلی که مورد قبول همه خردمندان است در راه فهم قرآن، را تفسیر به عقل گویند.[۱۶]

و از افتخارات اسلام این است که بین تفسیر به رأی و تفسیر به عقل فرق می گذارد و یکی را مذموم ودیگری را ممدوح می داند و لذا نفرمودند که (من فسر القرآن بعقله… کذا…) هر کس قرآن را با عقل خود تفسیر کند مجازات دارد. چون عقل یکی از ابزارهای تفسیر قرآن است و تفسیر قرآن نباید مخالف حکم صریح عقل یا قرائن عقلی قطعی باشد بلکه عقل کمک کننده مفسر است برای مثال یک نمونه ذکر می کنیم.

خداوند در قرآن کریم می فرماید: یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدِیهِمْ[۱۷] (دست خدا بالای دست آنهاست) و یا در جای دیگر خداوند را سمیع و بصیر معرفی می کند. و از طرفی عقل انسان درک می کند و اثبات می نماید که خداوند نمی تواند جسم باشد پس منظور ظاهر آیات (دست، چشم، گوش) نیست پس به کمک عقل این آیات را این گونه تفسیر می کنیم:

قدرت خداوند بالاتر از همه قدرت هاست و خداوند علم وسیع به (مبصرات و مسموعات) دیدنی ها و شنیدنی ها دارد.

رابطه عقل و دین:

در این مورد سه احتمال بلکه سه نوع حکم دینی در رابطه با عقل ممکن است تصور شود:

الف) احکام عقل پذیر: یعنی آیات و روایاتی که دستورات (اوامر و نواهی) یا مطالبی دارد که عقل سلیم آن را می پذیرد بلکه عقل هم خود به خود همان حکم را می کند مثل دستورات بهداشتی اسلام و یا محکوم کردن ظلم و پذیرفتن عدالت که مطابق حکم عقل است.

ب) احکام عقل ستیز: یعنی احکامی که در دین وجود داشته باشد و بر خلاف حکم صریح عقل سالم باشد در این مورد متکلمین و دانشمندان ادیان مختلف متفقاً عقیده دارند که چنین احکامی در ادیان الهی وجود ندارد چرا که دین و خصوصاً اسلام مطابق فطرت و عقل است و خداوند خود عاقل و حکیم است پس دستوری خلاف عقل نمی دهد بلکه عقل خود حجت باطنی است همان طور که پیامبران حجت ظاهری انسان ها هستند.

پس اگر در موردی ظاهر یک آیه یا روایت یا حکم دینی با احکام قطعی عقل معارض باشد دو احتمال وجود دارد: اول آن که حکم عقلی مقدماتش کامل نباشد و خطائی در آن صورت گرفته باشد. دوم اگر قطعی بودن آن حکم عقلی ثابت شد معلوم می شود ظاهر آن آیه با روایت منظور شارع نبوده است برای مثال اگر روایتی با حکم محال بودن اجتماع النقیضین متضاد بود باید در ظاهر آن روایت تصرف نمود و با قرینه عقلی حمل بر خلاف ظاهر کرد[۱۸] چون فهم ما از آیه یا روایت خطا بوده است.

ج) احکام عقل گریز: یعنی احکام و مطالبی که در دین یا قرآن و روایات وجود دارد ولی برای عقل قابل فهم و درک نباشد بلکه فراتر از عقل باشد. هر چند در این مورد عقل حکمی بر خلاف و متضاد با آن مطلب دینی ندارد ولی دلیلی برای پذیرش و توجیه آن ندارد. برای مثال: عقل انسان وجود خداوند را می پذیرد و اثبات می کند پس این از احکام عقل پذیر است لکن ذات خداوند و چگونگی آنرا درک نمی کند پس ذات الهی از مطالب عقل گریز است.

و یا بسیاری از احکام تعبدی شرعی وجود دارد که توجیه عقلانی ندارد (در موارد حلال و حرام های فقهی مثال های فراوان دارد. برای مثال چرا نماز ظهر چهار رکعت و نماز مغرب سه رکعت است) ولی دلیل هم بر محال بودن آنها نداریم.

مسیحیان تثلیث را از این نوع سوم می دانند یعنی مطلبی فراتر از عقل است. که خداوند هم واحد باشد هم سه گانه باشد (هر چند در این که تثلیث از احکام عقل ستیز است یا عقل گریز بین دانشمندان و متکلمین اختلاف نظر وجود دارد که جای طرح آن در اینجا نیست.)

نکته: از اینجاست که در اسلام می گویند: «کلما حکم به العقل حکم به الشرع و بالعکس»[۱۹] یعنی هر چه را عقل سلیم پذیرفت شرع هم می پذیرد و عکس این قاعده هم جاری است چون ما احکام عقل ستیز نداریم. و احکام عقل پذیر را هم عقل انسان درک می کند اما انبیاء احکامی و جزئیاتی را بیان می کنند که عقل بشر از درک آنها عاجز است و یا احتیاج به رشد بیشتری دارد تا آنها را درک کنند و آن احکام عقل گریز است.

تذکار: حکم عقلی وقتی صادر شد حتماً قطعی و جزمی و کلی است لکن منظور ما از احکام عقلی ظنی (با کمی تسامح) همان تصدیقات نظری است که ظن به اثبات آنها می رود و لکن یقین قطعی نداریم یعنی مثل بدیهیات عقلی که احتیاج به دلیل ندارد نیست.

دلایل عدم امکان تعارض حکم قطعی عقل با حکم قطعی شرعی:

الف) عقل حجت باطن است در کنار حجت ظاهر که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ است و تعارضی بین دو حجت نیست. چون هر دو کاشف حقیقت، هستند و حقیقت یکی بیشتر نیست پس تعارضی ندارند.

ب) خداوند خود حکیم و عاقل است پس کلامی خلاف عقل از او صادر نمی شود.

ج) اصل دین و نبوت و وجود خدا با عقل ثابت می شود پس اگر دلیل نقلی بخواهد حکم قطعی عقل را بی اعتبار کند پس در حقیقت دلیل نقلی، خود را از اعتبار ساقط کرده است پس دلیل نقلی باطل می شود.[۲۰]

۳.تفسیر قرآن به روایات:

شکی نیست که روایات یکی از منابع مهم تفسیر قرآن است و حجیت آن از طریق حدیث متواتر ثقلین به اثبات رسیده است پس همان طور که پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ اسلام مبین و مفسّر وحی بود ائمه و اهل البیت ـ علیهم السلام ـ هم مفسر قرآن هستند و حال که آنها به ظاهر در جامعه اسلامی حضور فیزیکی ندارند مهمترین وسیله برای دستیابی به نظرات آنها همانا روایات اسلامی است. لکن روایات در تفسیر قرآن چند گونه است:

اقسام روایات:

الف) روایات قطعی مثل روایات متواتر که حتماً می دانیم از معصوم صادر شده است و آنها احادیثی است که از طرق گوناگون و مکرر برای ما نقل شده است و یا روایات آحاد که همراه قرائنی است که شاهد صدق و صدور آنهاست و شکی در اعتبار و حجیت آنها در تفسیر قرآن نیست.

ب) روایات غیرقطعی که دو گونه است: اول روایات ضعیف و واحد که در تفسیر اعتباری ندارد. دوم روایات واحد ولی معتبر که صحت سند آنها ثابت شده است که در این مورد در بخش منابع تفسیر به تفصیل سخن گفتیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که این گونه روایات در تفسیر آیات الاحکام حجت است اما درغیر آنها حجیت ندارد.

کاربرد روایات در مورد قرآن:

روایات اسلامی تأثیرات گوناگونی بر آیات قرآن و برداشت ما از آنها دارد که در اینجا به چند مورد مهم اشاره می کنیم.

الف) روایاتی که تفسیر آیه را روشن می کند و هدف خداوند را بیان می کند.

مثال: روایت متواتر غدیر خم در مورد آیه اکمال دین (الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ. ..)[۲۱] که منظور آیه را از کمال و تمام دین و روز آن مشخص می کند.

ب) روایاتی که مصداق خاصی از آیه را بیان می کند. که شأن نزول آیات در بسیاری موارد از این قبیل است. برای مثال روایاتی که در تفسیر اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ می فرماید که منظور امیرالمؤمنین است.[۲۲] البته این روایات در بعضی موارد اکمل افراد را بیان می کند. و گاهی هم حصر در مورد خاص می کند (که در بحث شأن نزول نمونه های آن را آوردیم).

د) روایاتی که آیات قرآن را تخصیص می زند یا مقید می کند. که البته تقیید و تخصیص با روایات متواتر و قطعی جایز است ولکن تخصیص با روایت آحاد مورد اختلاف (بین شیعه و اهل سنت) است و طبق مبنا عمل می شود.

اقسام علوم در قرآن و رابطه آن با روایات:

وقتی به روایات مراجعه می کنیم متوجه می شویم که بعضی علم ها در قرآن وجود دارد که مخصوص ائمه اطهار و پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ است و بعضی مشترک بین همه مسلمانها است و شاید علت آن باشد که راهبران جامعه احتیاج به علم بیشتری دارند تا بتوانند مردم را هدایت کنند.

الف) علوم خاص پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ و ائمه ـ علیهم السّلام ـ در قرآن:

اول علم به تمام قرآن(اعم از ظاهر و باطن…) مخصوص ائمه ـ علیهم السّلام ـ است و در این مورد روایاتی هم داریم: قال الباقر ـ علیه السّلام ـ: مایستطیع اَحدُ یقول جمع القرآن کله غیر الاوصیاء [۲۳](هیچ کس نمی تواند بگوید تمام قرآن را جمع کرده مگر اوصیای پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ ) دوم علم به باطن هر آیه قرآن مخصوص ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ است و آنها هستند که معنی عمیق وتمام جوانب سخن حق را می فهمند. و علامه مجلسی(ره) دریک باب حدود صد روایت جمع آوری کرده که می گوید قرآن ظاهر و باطن آن را فقط ائمه ـ علیهم السّلام ـ می دانند.[۲۴] سوم از بعضی روایات استفاده می شوند که هر حرف و کلمه قرآن را به طور کامل و تمام، منظور و مراد آن فقط ائمه ـ علیهم السّلام ـ می فهمند. و آنها هستند که می توانند چنین ادعا کنند و شاهد این مطلب حروف مقطعه قرآن است که احتمال قوی دارد رمزهائی است که ما متوجه نمی شویم. چهارم علم به متشابهات و محکمات قرآن و تاویل آیات، مربوط به ائمه است (وَمَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ…)[۲۵] و لذا ما در مورد آنها با احتمال سخن می گوئیم.

ب) علومی که برای همه مردم در قرآن آمده است:

اول: علم به بعض قرآن برای همه مردم است چون اثبات علوم قرآن بتمامه و کلّه برای ائمه ـ علیهم السلام ـ موجب نفی بعض علم از مردم نمی شود. و لذا نفرمودند که هیچ کس معانی قرآن را درک نمی کند و حتی امر به تدبر در قرآن شده است و اگر انسانها قرآن را درک نمی کردند امر به تدبر لغو می بود.

دوم: ظواهر الفاظ و جملات و آیات قرآن را همه مردم می فهمند. و حتی ظاهر قرآن بر ما حجت است (در صورتی که قرینه ای قطعی مثل روایات یا دلیل عقل بر خلاف آن نباشد). تذکر: البته ما برای فهم کامل قرآن احتیاج به روایات ائمه ـ علیهم السلام ـ داریم تا بتوانیم از علوم خاص پیامبر ـ صلی الله علیه و آله ـ وائمه ـ علیهم السلام ـ استفاده کنیم و گاهی بر علوم خاص ائمه ـ علیهم السلام ـ در قرآن برای مقابله با افکار کسانی بوده است که خود را مستغنی از خاندان وحی می دانسته اند.

۴.روش تفسیر علمی یا تطبیق آیات قرآن با علوم جدید:

قرآن کتاب هدایت و معجزه همیشگی پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ است و شکی نیست که یک از وجوه اعجاز قرآن همانا اعجاز علمی آن است که در هر زمان با کشفیات تازه علمی (اگر به طور قطعی ثابت شود) حقایق تازه ای از آن برای مردم روشن می شود. و همین جنبه اعجاز قرآن موجب شده است تا علم به عنوان وسیله ای در تفسیر قرآن مورد استفاده قرار گیرد و این نوع تفسیر را دکتر ذهبی به نام تفسیر علمی می خواند[۲۶] همان طور که علامه طباطبائی(ره) آن را تطبیق می داند[۲۷] و برخلاف کسانی که فکر می کنند این نوع تفسیر جدید است و در یک قرن گذشته بوجود آمده است. ما ثابت خواهیم کرد که این نوع تفسیر سابقه ای بس طولانی دارد و بسیاری از مفسران و علماء سلف اقدام به تفسیر علمی کرده اند. لکن در اینجا به طور مختصر به مفاد این نوع تفسیر اشاره می کنیم و تفصیل بحث را بخش دوم و سوم این کتاب واگذار می کنیم.

در این شیوه تفسیر چند گونه عمل شده است. (یا می تواند عمل شود):

الف) استخدام علوم (مثل فلسفه، منطق، علوم تجربی، کامپیوتر) برای روشن کردن مطالب آیات قرآن و اثبات الهی بودن آن که در نهایت منجر به اثبات اعجاز قرآن می گردد. برای مثال اگر آیه ای از قرآن کریم در هزار و چهار صد سال قبل سخن از حرکت کوه ها و زمین و خورشید می گوید. و انسان بعد از قرن ها تجربه و آزمایش و مشاهده به وجود آن حرکت پی می برد و این در حالی است که گوینده قرآن شخصی امی (درس ناخوانده) است و در محیطی رشد کرده که از علم و تمدن به دور بوده است و حتی در تمدن هان همزمان او مثل ایران و روم نظریات هیئت قدیم (بطلمیوسی) حاکم بوده که آن را از یونانیان به ارث برده بودند و بر طبق آن نظرات زمین را ساکن می دانستند.

پس با توجه به این شرایط صادر شدن این آیات از پیامبر اُمی چیزی جز وحی و اعجاز نمی تواند باشد. و بدین ترتیب کشفیات قطعی علوم پرده از صحت مطالب قرآن بر می دارد. ما نمونه های دیگر این نوع تفسیر را با افرادی که به دنبال آن رفته اند در بخش سوم خواهیم آورد.

ب) تطبیق آیات قرآن با علوم و تحمیل علوم بر ظواهر قرآنی:

در این مورد بعضی سعی کرده اند، کشفیات و نتایج و تئوریهای علمی را با آیات قرآن تطبیق دهند. و بدین ترتیب تفسیری علمی نما ارائه کنند و خود را روشنفکر و علم گرا نشان دهند.

که این افراد گاهی از چهارچوب تفسیر معتبر و صحیح خارج می شوند و هر جا یک نظریه و تئوری جدید (اثبات شده یا نشده) علمی پیدا کردند که موافق با ظاهر آیه ای از قرآن بود به طور جزم و قطع آن را به قرآن نسبت می دهند.

و یا اگر یک قانون علمی مورد پسند آنها واقع شد سعی می کنند آیه ای از قرآن بیابند که ظاهر آن با آن قانون علمی مطابقت داشته باشد و اگر چنین آیه ای نیافتند به دنبال توجیه و تأویل یا تفسیر به رأی آیات می روند و یک یا چند آیه را بر آن قانون علمی تطبیق می کنند یا قانون را بر آن آیه تحمیل می کنند.

این روش دارای آثار سوء فراوان است چون ممکن است با پیشرفت علم آن نظریه بی اعتبار شود

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *