توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سبک زندگی سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان :
مقدمه
مفهوم سبک زندگی، دلالت بر ماهیت و محتوای روابط، تعاملات و کنش های اشخاص و آحاد مردم در هر جامعه دارد (بابایی، ۱۳۹۲). در فرهنگ اسلامی آن گاه که خداوند در قرآن، پیامبر اکرم (ص) را به عنوان اسوه معرفی نمود (احزاب/۲۱) و رفتار و منش او را بهترین الگو برای زندگی مسلمانان قرار داد، سبک زندگی مطلوب در میان پیروان آن حضرت معنا پیدا کرد. روش زندگی و اصول حاکم بر رفتار امامان معصوم (علیهم السلام) تجسم حیات طیبه ای است که قرآن کریم بشر را به آن فرا می خواند (نحل/ ۹۷). مطابق حدیث ثقلین، آنان عدل قرآن و یادگار ارزشمند پیامبر (ص) هستند؛ پس شیو زندگی آنها، شیو اسلام ناب است، از این رو پیوستن به کشتی نجات این پیشوایان، انسان را به ساحل امن می رساند. اما بدون شک، پیروی صحیح از ایشان، قبل از شناخت سبک زندگی فردی، اجتماعی و سیاسی آنها ممکن نیست. در آموزه های مربوط به حیات اجتماعی ائمه (علیهم السلام)، موضع گیری آنها با سیاست حاکمان نامشروع از جایگاه ویژه ای برخوردار است.
تاریخ زندگانی امام رضا (ع) که نمایان گر دیدگاه سیاسی خاص آن حضرت و اتخاذ روش های مناسب در برخورد با این گونه زمامداران است، نمونه ای از سبک زندگی سیاسی یک معصوم را نشان می دهد.
این نوشتار، با نگاهی گذرا به دوران امامت امام رضا (ع)، رفتار عمومی و سبک آن حضرت را در مواجهه با حکومت وقت نشان داده، گزارشی از سیر سیاسی ایشان، در حوز رفتار را ارائه می دهد.
از آغاز امامت علی بن موسی الرضا (ع) در دوران حکومت هارون و پس از آن امین عباسی تا عصر خلافت مأمون و به ویژه در فرصت پنج سال جنگ های داخلی، جریان تشیع، آمادگی بیشتری برای برافراشتن پرچم حکومت علوی پیدا می کند. روند تحولات سیاسی و فرهنگی جامع اسلامی در این مقطع به گونه ای است که افکار عمومی بیش از پیش متوجه مکتب اهل بیت (علیهم السلام) می شود. مأمون که این خطر را حدس می زند، درصدد مقابله با آن بر می آید. از طرفی براساس تجرب خلفای گذشته، در می یابد که حتی با به بند کشیدن طولانی و به شهادت رساندن امامان (علیهم السلام)، شورش ها و مبارزات سیاسی، تبلیغاتی و فکری شیعیان به پایان نمی رسد. به دنبال همین ارزیابی است که ماجرای دعوت امام رضا (ع) از مدینه به خراسان و پیشنهاد الزامی ولایت عهدی به آن حضرت پیش می آید و این حادثه که در تمام دوران طولانی امامت ائمه (علیهم السلام) کم نظیر و یا در نوع خودبی نظیر است رخ می دهد. بدین جهت در بررسی حیات سیاسی این امام (ع) سؤالات متعددی مطرح می شود که پژوهش حاضر در تلاش برای پاسخ گویی به آنها است.
رفتار عمومی امام (ع) با حاکمان سیاسی عصرش (سبک زندگی سیاسی امام (ع) با حاکمان) که آنها را نامشروع می داند چگونه است؟ توجه به افکار عمومی چه جایگاهی در تعیین سبک زندگی سیاسی امام (ع) داشته است؟ گفتنی است پیش فرض این پژوهش که در جای خود بارها مورد بحث و اثبات قرار گرفته، عدم مشروعیت حاکمان وقت در نگاه امام (ع) است.
گرچه گزارش های حدیثی و تاریخی دربار سبک زندگی سیاسی ائمه (علیهم السلام) اندک است، ولی همین مقدار نیز که در برخی از منابع موجود است، راه گشای ما برای تکمیل مطالعات و بررسی دقیق تر خواهد بود.
منابع اصلی مورد استفاده در این پژوهش شامل کتب روایی از نویسندگان متقدم، متأخر و معاصر است. از مهم ترین آثار قدیمی، می توان الکافی از کلینی، عیون الاخبار الرضا (ع) از شیخ صدوق، الارشاد فی معرفه حجج الله علی العباد از شیخ مفید و همچنین تألیفاتی همچون اختیار معرفه الرجال از کشی، رجال النجاشی از نجاشی، الاحتجاج علی اهل اللجاج از طبرسی و کشف الغمه فی معرفه الائمه (علیهم السلام) از محدث اربلی را نام برد. علاوه بر این منابع اصلی، از مطالب کتاب های حدیثی دیگر مانند تحف العقول عن آل الرسول (ص)، بحار الانوار لدرر اخبار الائمه الأطهار (علیهم السلام) و نیز مسند الامام الرضا (ع) استفاده شد تا به نوعی هم منابع در این زمینه مورد بررسی قرار بگیرد. این در حالی است که برای کشف سبک زندگی امام (ع) باید بیش از عبارات مستقیم روایات و گزارش های تاریخی به حواشی نقل ها و لایه های ناپیدای آن هم توجه کرد.
مختصری از زندگی امام رضا (ع) با تکیه بر اتفاقات سیاسی
از سال ۱۸۳ق، که پیشوای هفتم در زندان بغداد به دستور هارون مسموم و به شهادت می رسد، دوران امامت حضرت رضا (ع) آغاز شده و تا سال ۲۰۳ ق ادامه می یابد. مدت ده سال از این دوران همزمان با حکومت هارون بوده و پس از درگذشت وی در سال ۱۹۳ق محمد امین خلافت را به مدت پنج سال به عهده می گیرد، اما به دلیل بحران هایی که این دو حکومت با آنها روبرو هستند، هیچ گاه خلفا، خود را رویاروی امام (ع) قرار نمی دهند. سرانجام در سال ۱۹۸ق اختلاف مأمون با امین بر سر جانشینی هارون، قتل خلیفه را در پی می آورد. در پنج سال آخر امامت حضرت رضا (ع) که مصادف با زمامداری مأمون است، شرایط دشواری پدید می آید و آن حضرت را به مقابله وامی دارد. تأثیر ویژگی های خاص مأمون در مقایسه با دیگر خلفای عباسی را نمی توان در ایجاد موقعیت موجود نادیده گرفت. از بارزترین خصوصیات او، دوراندیشی، زیرکی، استفاد ابزاری از علم و دانش، بحث و جدل و برگزاری مناظر علمی است. وی با روشی پیچیده، گاهی مانند دین داری دلسوز ظاهر می شود و زمانی خودش در مجلس لهو و لعب شرکت می جوید؛ روزی ادعای تشیع کرده، در فاصل اندکی، نقاب از چهره برگرفته، به طریق دیگری عمل می کند. به غیر از عدم توانایی در جلب بیعت مردم و وجود ناآرامی ها در گوشه و کنار مملکت اسلامی، مشکل بزرگی که مأمون را همواره نگران می کند، شخصیت برجست علی بن موسی الرضا (ع) است که برای حاکمیت خود تهدید به شمار می آورد. لذا تصمیممی گیرد تا ضمن استفاده از موقعیت علمی و اجتماعی آن حضرت و نظارت بر کارهای ایشان، با دعوت امام (ع) به مرو و پیشنهاد ولایت عهدی، مقبولیت قابل ملاحظه ای در میان طرفداران آل علی (علیهم السلام) به دست آورد. او، همچنین به سفارش افرادی همچون فضل بن سهل تلاش می کند تا با اظهار تشیع و ارادت به اهل بیت (علیهم السلام)، در فضای سیاسی جامعه، از احساسات مذهبی و علایق دینی مردم استفاده کند (جعفریان، ۱۳۷۱، صص۶۵۱۰۶؛ مطهری، ۱۳۸۷، صص۱۷۱۲۱۳).
تأمل در نوع رفتار امام (ع) با خلیفه و اتباع وی در موقعیت حاکم، نشان از تدبیر سیاسی آن حضرت دارد. بخشی از فعالیت های آن حضرت در این زمینه به صورت عینی در ابراز نارضایتی ایشان از سفر به مرو و پذیرش ولایت عهدی قابل ملاحظه است (عطاردی، ۱۳۹۰، صص۴۴۵ ۴۵۲ ). سرانجام، خلیفه با مشاهد تأثیر نفوذ فکری امام (ع) بر مردم، روش خلفای گذشته را برای نابودسازی ایشان در پیش می گیرد و آن حضرت را به شهادت می رساند (عطاردی، ۱۳۹۰، صص ۱۷۱ ۲۱۳ ).
ابعاد مختلف سبک سیاسی امام رضا (ع) در برخورد با حاکمان
برای درک بهتر سیر سیاسی امام رضا (ع) نسبت به زمامداران نامشروع معاصر خود، این موضوع را در عناوین زیر مطرح می کنیم، آن گاه به تحلیل هر مبحث می پردازیم. توجه به این نکته ضروری است که در این مقاله به دلیل در دسترس نبودن گزارش های کافی و قابل اعتماد از شیو تعامل آن حضرت با هارون عباسی و محمد امین، در غالب مباحث نسبت به دوران حکومت مأمون تمرکز خواهیم داشت.
۱- سبک های سخن گفتن امام (ع) با حاکمان و اتباع آنها
قرآن کریم، به عنوان منبع اصلی الهام هم مسلمانان، از جمله اهل بیت (علیهم السلام)، در عین روشن گری و قاطعیت، آداب اخلاقی را برای سخن گفتن با مخالفان برگزیده است: چنان که در آی ۱۰۸ سور مبارک انعام (وَ لا تَسُبُّوا الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِ اللهِ فَیسُبُّوا اللهَ عَدْواً بِغَیرِ عِلْمٍ… (، مسلمانان را حتی از دشنام دادن به بت های مشرکان هم نهی می کند و یا در آیات متعددی، از مسیحیان و یهودیان معاند با عنوان محترمان اهل کتاب یاد می کند: (قُلْ یا أهْلَ الْکتابِ تَعالَوْا إِلی کلِمَه سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکمْ…) (آل عمران/۶۴) و (أهْلَ الْکتابِ قَدْ جاءَکمْ رَسُولُنا یبَینُ لَکمْ عَلی فَتْرَه منَ الرُّسلِ…) (مائده/۱۹). همچنین برخی از آیات قرآن با آشکار نمودن مغالطه و فریبکاری های دشمنان انبیاء به سبک زندگی ایشان در برخورد مؤدبانه با آنان اشاره دارد: (… إِذْ قالَ إِبْراهِیمُ رَبِّی الَّذِی یحْیی وَ یمِیتُ قالَ أنَا اُحیی وَ اُمیتُ قالَ إِبْراهِیمُ فَإِنَّ اللهَ یاْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَاْتِ بِها منَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کفَرَ…) (بقره/۲۵۸). این روش در سیر رفتاری معصومین (علیهم السلام) نیز قابل ملاحظه است، چنان که ابراهیم بن عباس، یکی از یاران و راویان امام رضا (ع)، در بیان شباهت خصوصیات سخنان آن حضرت با کلام الهی می گوید: «کانَ کلامُهُ کلُّهُ و جوابُه و تمثّله، اِنتِزاعاتٍ مِنَ القرآنِ» (صدوق، ۱۳۷۳، ج۲، ص۱۸۰؛ اربلی، ۱۳۸۱، ج۲، ص۳۱۶).
سبک های سخن گفتن امام (ع) با حاکمان وقت که عموماً در مباحث کلامی، فقهی و عرفانی قابل طرح است، نشان می دهد که حضرت (ع) این ادب ویژه را در برخورد با آنها به کار می گیرد. شیو استدلال های حضرت در قالب های برهانی، اقناعی اسکاتی یا توبیخی در جلسات عمومی و خصوصی با مأمون، نمایان گر این مسأله است. بدین لحاظ، در ادامه انواع سبک های فوق با ذکر نمونه هایی به تفصیل بیان می گردد:
۱- ۱- سبک برهانی
امام رضا (ع)، مانند سایر ائمه (علیهم السلام)، مبانی اعتقادی اسلام را دارای پایه های برهانی و عقلانی می داند؛ از این رو با اطمینان به حقانیت دین، ضمن استقبال ازژرف نگری در معارف الهی، همواره پرسش های مطرح شده را حتی از سوی حاکمان و اتباع آنها ارج می نهد. بر همین اساس، به خلاف برخی از رهبران که پرسش را زمین گسترش شبهات و مقدمه بی اعتقادی می دانند، با استقبال از سؤالات متعدد در حوزه های مختلف، به مناظره می پردازد. سبک منطقی آن حضرت در این گونه جلسات، با الهام از قرآن و روایات اهل بیت (علیهم السلام) شکل می گیرد و با تکیه بر اصول عقلایی، امکان تبیین اعتقادات اسلامی و تحکیم پایه های معرفتی دین را می یابد.
به عنوان نمونه، در یکی از مجالس عمومی که مأمون در کنار متکلمین و فقها قرار دارد، در پاسخ به خلیفه دربار ادل امامت ائمه (علیهم السلام) و رد غالیان به آیات و روایات استناد کرده، به طور جامع چنین پاسخ می دهد:
«بی شک، پروردگار این حجج الهی، منزه از صفات مخلوقین و بالاتر از خصوصیات محدودین است، بی تردید، هر کس یکی از این ائمه را به غیر خدا معبود خود گیرد، از جمله کافرین بوده و راه راست را گم کرده است. مع الأسف جماعت غالی دنبال هوای نفس رفته و در سرکشی خود سرگشته ماندند» (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۴۳۲). و یا در یکی از احتجاجات آن حضرت با مأمون دربار مقسم بودن علی (ع) برای بهشت و جهنم، احادیث معصومین (علیهم السلام) را در تأیید سخن خود می آورد. نمون دیگر را در تبیین مفهوم یکی از احادیث پیامبر (ستارگان ثوابت و سیارات، امان اهل آسمان هستند) می توان یافت؛ امام رضا (ع) دربار این روایت که ائمه (علیهم السلام) عامل امنیت معرفی شده اند فرمود: «مراد آن است که خداوند به واسط اهل بیت من در میان امتم به آنها رحم می کند چنان که نفس شریف پیامبر (ص) تا در امت بود، عذاب نازل نمی شد» (صدوق، ۱۳۷۳، ج۲، ص۸۶).
استناد آن حضرت به دلایل عقلی را در احتجاج ایشان با مأمون نسبت به شبه گناه آدم (ع) می توان مشاهده کرد (طبرسی، ۱۴۰۳ ق، ج۲، ص۴۲۷). این شیوه در پاسخ به شبه اشتراک نسب امام (ع) با مأمون، به کار گرفته می شود. بدین ترتیب، آن حضرت پس از شنیدن سؤال خلیفه و نظرات او در این مورد، با بیان شیوا و لیّن خود، او را قانع می کند تا جایی که مأمون می گوید: «به خدا سوگند شما در مقایسه با ما به پیامبر (ص) نزدیک ترید» (عطاردی قوچانی، ۱۳۸۸، ج۲، ص۶۵۰).
بدیهی است آن حضرت به شیو دیگر پیشوایان الهی، در احتجاجات خود از هر نوع مغالطه و سفسطه پرهیز کرده، با جملات کوتاه و پرمغز طرف مقابل را مجاب می کند (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، صص۴۲۶۴۳۰).
دقت در زوایای رفتار امام (ع) نشان می دهدکه ایشان ضمن قاطعیت در بیان برهان های منطقی، از توجه به ظرائف اخلاقی و رعایت ادب در نحو تکلم، نوع خطاب طرف مقابل و احترام به او کوتاهی نمی کند. این موضوع در برخوردهای گوناگون با مأمون قابل مشاهده است. از این رو گرچه در واقع حاکمیت با امام (ع) دشمنی عمیقی دارد، اما این مسأله هیچ گاه باعث نمی شود که آن حضرت به قصد انتقام از وی اصول اخلاق اسلامی را کنار بگذارد.
تأمل در شیو مباحث امام (ع) در جلسات مناظره با مأمون، نمایان گر برخورد منطقی و در عین حال ملایم آن حضرت با خلیفه است. لذا در این گونه جلسات، با دادن فرصت کافی به حاکم یا دیگر مخاطبان حاضر، امکان طرح سؤالات متعدد را فراهم می کند، آن گاه با زبان نرم و در عین حال قاطعانه و مستدل بیانات معقول خود را به تناسب بحث و شرایط موجود، به طریق موجز (اربلی، ۱۳۸۱، ج۲، صص۳۱۰ و ۳۰۹) و یا مفصل (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، صص۴۲۶۴۳۲) اظهار می کند. به عنوان مثال، هنگامی که مأمون قصد داشت امام (ع) را به عنوان ولیعهد خود به بنی هاشم معرفی کند، برای نشان دادن علم و دانش آن حضرت، به ایشان گفت: «ای ابوالحسن، بر منبر برو و ما را راهنمایی کن تا خدا را به طور صحیح شناخته و براساس آن عبادت کنیم». امام (ع) پس از حمد و ثنای خدا و رسولش (ص) به طور مبسوط دربار توحید و پرستش خدای یگانه، بحث نموده، اهمیت عقل و فطرت را در این مسأله تبیین فرمود. سخنان معقولان آن حضرت دربار عصمت انبیاء، رجعت و تناسخ نیز شیو خاص ایشان در پاسخ گویی به شبهات و تمسک به برهان های منطقی در حل آنها را تأیید می کند (طبرسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، صص۴۲۶ ۴۳۲؛ صدوق، ۱۳۷۳، ج۱، صص۱۲۱۱۲۳).
۲- ۱- سبک اقناعی اسکاتی
قاطعیت امام (ع) در سخن گفتن با حاکمان وقت، موجب می گردد تا ایشان مخاطب خود را قانع کرده و در مواردی زمین خاموش شدن خصم را فراهم کند. بروز و ظهور این مسأله را می توان در برخوردهای مختلف حضرت (ص) با مأمون پی گرفت؛ چنان که با شنیدن سخنان مأمون در مورد خلع خلافت از خود و بخشیدن آن به ایشان، می فرماید: «اگر این خلافت از آن تو است، پس خدا برای تو قرار داده است و جایز نیست لباس و خلعتی را که خدا به تو پوشانده از تن بیرون کنی و به غیر خود بپوشانی و اگر این مقام از آن تو نیست پس حق این که چیزی را که از تو نیست به من واگذاری، نداری» (صدوق، ۱۳۷۳، ج۲، ص۳۱۳).
نمود دیگری از اقتدار امام (ع) را می توان در روایتی از محمد بن ابی عباد مشاهده کرد؛ وی چنین نقل می کند: «پس از کشته شدن فضل بن سهل، مأمون نزد آن حضرت آمده، با حالت گریه راهنمایی و مساعدت می طلبد، ایشان در خواست خلیفه را اجابت نکرده، می فرماید: «تو اوضاع و احوال را با تدبیر و سیاست خود آرام ساز، ما هم از خدا می خواهیم تا کارها اصلاح شود» (عطاردی قوچانی، ۱۳۸۸، ج۱، صص۱۴۳ و ۱۴۲).
برخورد قاطعان امام (ع) با مأمون در قبول ولایت عهدی، نمود دیگری از به کار گرفتن سبک مذکور در مقابله با خلیفه است. آن حضرت( حتی با وجود خشم مأمون و تهدید به قتل ایشان، ولایت عهدی را تنها با وجود شرایط خاص می پذیرد؛ به طوری که در منابع روایی آمده است: «علی بن موسی (ع) به مأمون نوشت من ولیعهدی را می پذیرم مشروط بر این که در عزل و نصب احدی و در هیچ امری از امور حکومتی مداخله نکرده و از اوامر و نواهی برکنار باشم» (کلینی، ۱۳۶۲، ج۱، ص۴۸۹).
۳- ۱- سبک توبیخی
یکی از ویژگی های پیشوایان الهی (ع)، حس وظیفه شناسی آنها در قبال هدایت مردم، حتی دشمنان و مخالفان خود است. قرآن کریم نمونه های زیادی از بیان نرم و در عین حال، هشدار دهند پیامبران (ص) نسبت به حاکمان خودکام دور خود را روایت می کند. به عنوان نمونه آی ۴۴ سور مبارک طه (فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَیناً لَعَلَّهُ یتَذَکرُ أوْ یخْشی)، به شیو تبلیغی موسی و برادرش هارون در مقابل فرعون اشاره کرده، توصی خداوند بر ملایمت نسبت به او را تذکر می دهد. توجه به اهمیت این مسأله در هدایت فرعون در آی ۱۹ سور مبارک نازعات (وَ أهْدِیک إِلی رَبِّک فَتَخْشی) مشهود است. از این رو، امام رضا (ع) نیز، به عنوان یک هادی، همواره نصیحت و راهنمایی مأمون را بر خود واجب می داند و در موقعیت های گوناگون بنا به ضرورت از سبک توبیخی در موعظه های خود استفاده می کند. با این حال، این نکته را همواره در نظر دارد که نصایح خود را به گونه ای لطیف بیان کند. مثلاً در برخورد با شادمانی حاکم وقت از فتح یکی از دهات کابل می فرماید: «از خدا بترس و امت محمد (ص) را نیکو سرپرستی کن، اکنون که خلافت در دست شما قرار گرفته و خداوند امور مسلمین را در اختیار تو گذاشته در نظر داشته باش حقوق مسلمانان را ضایع نکنی، پس از این سرزمین خارج شو، در منطق پدران و اجدادت سکنی گزین و به کارهای مسلمانان رسیدگی کن» (صدوق، ۱۳۷۳، ج۲، ص۱۶۰).
همچنین در روایتی از احمد بن عیسی چنین آمده است: «پس از فرمان مأمون بر کشتن مردی، او از خلیفه خواست از نظر خود برگردد، تا شکرگذار او باشد، مأمون نپذیرفت و در مقابل گفت: تو کیستی و شکرت چیست؟ در این هنگام امام (ع) فرمود: ای مأمون از شکرگذاری هیچ کس خود را بی نیاز مدان گرچه آن اندک باشد، زیرا خداوند متعال بندگان را به شکرگذاری امر کرده، بندگان هم او را شکر کردند و خداوند نیز از آنان درگذشت» (صدوق، ۱۳۷۳، ج۲، ص۱۶۵ ).
همچنین آن حضرت (ص) پس از تظاهر مأمون به مدح ایشان و اصرار مکرر بر پذیرش ولایت عهدی، باز هم از آن امتناع نموده، در برابر اتهام خلیفه نسبت به او در مورد ادعای زهد می فرماید: «تو نظرت این است که مردم بگویند علی بن موسی به دنیا بی رغبت نیست، بلکه این دنیا است که به او بی رغبت است، مگر نمی بینید چگونه از روی طمع ولایت عهدی را پذیرفت، باشد که به خلافت نائل گردد». بدین صورت، امام (ع)، به طور شفاف هدف مأمون را بدبین کردن مردم نسبت به ایشان عنوان می کند (صدوق، ۱۳۷۳، ج۲، صص ۳۱۴ و ۳۱۵). بنابراین، آن حضرت (ع) بدون هیچ خشونت کلامی، حکومت غاصبان مأمون را زیر سؤال برده، اهداف باطل خلیفه را برملا می کند و بدین گونه بر حقانیت خود در رهبری جامع اسلامی تأکید می ورزد.
۲- توجه امام (ع) به افکار عمومی در برخورد با حاکمان
در جامعه ای که حاکمان نامشروع بر مردم تسلط دارند، برانگیختن افکار عمومی و بیدار کردن اجتماع، وسیله ای است که می تواند خودکامگان را از اعمال خود بازداشته و آنها را مجبور به عقب نشینی کند. روش های گوناگون امام رضا (ع) برای دست یابی به این هدف را می توان در بخش های زیر مطرح نمود:
۱- ۲- استفاد بجا از فرصت های طلایی سیاسی در جهت پایه ریزی و تبیین اصول اعتقادی
دوران امامت امام رضا (ع)، یکی از بهترین موقعیت ها در عصر ائمه (علیهم السلام) برای گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی بوده و به عصر طلایی معروف شده است. در این زمان، بخشی از فعالیت های امام (ع) مربوط به خنثی کردن انحرافات موجود در جامعه بود. یاران آن حضرت (ص) نیز در این امر، ایشان را همراهی می کردند. معرفی تربیت شدگان مکتب اهل بیت (علیهم السلام) به مردم و سفارش امام (ع) برای مراجعه به این قشر، هم سویی آنها با حضرت را نشان می دهد. با توجه به آنچه گفته شد، می توان موقعیت امام رضا (ع) و برخی از فعالیت های ایشان را در شرایط آن روز جامعه در بخش های زیر مطرح نمود.
۱- ۱- ۲- چگونگی ایجاد فرصت در دوران هارون
هر چند دوران حکومت هارون، عصر اختناق و استبداد است، اما چون خلیفه متعرض امام (ع) نمی شود، آن حضرت می تواند آزادانه به فعالیت تبلیغی خود در زمین تبیین امامت و احکام حقیقی دین اسلام بپردازد. از این رو تمام شاگردانی که ایشان تربیت می کند و هم علوم و معارف اسلامی و حقایق قرآنی که حضرت در حوز اسلام منتشر می کند، به طور عمده در این مدت صورت می گیرد (جعفریان، ۱۳۷۱؛ علوی، ۱۳۹۰).
به احتمال زیاد علت مهم این کاهش فشار از طرف هارون، نگرانی وی از عواقب شهادت امام موسی بن جعفر (ع) است، زیرا اگرچه خلیفه تلاش فراوانی برای سرپوش گذاردن بر این جنایت به عمل می آورد، اما سرانجام پس از برملا شدن ماجرا، نفرت و انزجار مردم از حکومت زیاد می گردد. از این رو هارون همواره می کوشد خود را از این جنایت تبرئه سازد (مجلسی، بی تا، ج۴۹، ص۱۱۶).
از طرف دیگر، این احتمال نیز وجود دارد که اشتغالات حکومت وقت به مسائل بحرانی مملکت، مانع از رویارویی امام (ع) با هارون باشد.
هوشمندی آن حضرت (ع) در درک این دو مسأله، زمین استفاده از موقعیت حاصل را به عنوان فرصتی طلایی فراهم می کند. امام (ع) در طول این مدت به طور آشکار اظهار امامت می کند و در این مورد به خلاف پدران بزرگوارش تقیه ندارد، تا آن جا که بعضی از مخلصان و یاران حضرت، او را از این مسأله برحذرمی دارند؛ با این حال، امام (ع) به آنان اطمینان می دهد که از سوی هارون هیچ آسیبی به ایشان نخواهد رسید (مفید، بی تا، ج۲، ص۲۵۵؛ اربلی، ۱۳۸۱، ج۲، ص ۳۱۵؛ مجلسی، بی تا، ج۴۹، ص۱۱۵).
با این همه، در نهایت، هارون پس از دیدن نفوذ حضرت در میان مردم، تصمیم به قتل ایشان می گیرد، اما دعای امام (ع) و رسیدن اجل خلیفه، فرصت انجام چنین توطئه ای را به او نمی دهد (مجلسی، بی تا، ج۴۹، ص۱۱۶).
۲- ۱- ۲- مبارزه با فرقه های انحرافی
بنابر آنچه گفته شد، امام رضا (ع) همانند پدران بزرگوار خود تلاش نمود تا از فرصت های موجود بهره برداری نماید و در عصر هر یک از حاکمان جور، معنا و تفسیر روشنی از امامت و ولایت در شرع مقدس ارائه کرد. بخشی از فعالیت های آن حضرت (ع)، مربوط به مقابله با فرقه های انحرافی همچون مفوضه، مجبره، متصوفه، معتزله، واقفیه، قطعیه و غلات بود. مناظره، تربیت شاگردان و بیانات امام (ع) در قالب نامه ها، دستورالعمل ها و پاسخ به سؤالات شیعیان و نمایندگان خود در نواحی مختلف از مهم ترین ابزارهای ایشان در برخورد با افکار منحرف به شمار می آید. مناظراتی که مأمون برای امام رضا (ع) ترتیب می داد، مبارزاتی بود که میان بزرگ ترین دانشمندان زمان از فرق و مذاهب مختلف و آن حضرت انجام می شد. این جلسات، به طور عمده، حول و حوش مباحث اعتقادی و فقهی بود و در شناسایی مکتب تشیع نقش مهمی داشت (غروی، ۱۳۸۷، صص ۶۵ ۱۰۴). بخشی از این مذاکرات را طبرسی در الاحتجاج گردآوری کرده است (طبرسی، ۱۴۰۳ ق، ج۲، صص۳۹۶۴۴۱).
یکی دیگر از روش هایی که آن حضرت برای تثبیت و نشر عقاید صحیح اسلام به کار می گرفت، پرورش شاگردانی بود که در برابر جریان های انحرافی مقاومت کرده، از تن دادن به خواسته های گروه های الحادی ممانعت می ورزیدند. به عنوان نمونه، مرحوم کشی، از احمد بن فضل و او از یونس بن عبدالرحمان در این باره چنین نقل می کند:
«وقتی حضرت موسی بن جعفر (ع) به شهادت رسید و از دنیا رفت، نزد وکلای آن حضرت که در شهرها بودند، اموال فراوانی بود. وجود این اموال در نزد آنان باعث گرایش عده ای به مذهب باطل واقفیه شد؛ این گروه، مرگ امام موسی بن جعفر (ع) را انکار کردند تا اموال را خود تصاحب نمایند؛ زیاد قندی، هفتاد هزار دینار و علی بن ابی حمزه، سی هزار دینار نزد خود داشتند. هنگامی که من این انحراف آشکار را مشاهده کردم و امامت حضرت رضا (ع) برای من ثابت و مسلم شد، به تبلیغ و حمایت از شأن و منزلت و امامت حضرت رضا (ع) پرداختم و شیعیان را به سوی آن وجود گرامی دعوت کردم. آن دو نفر تا مبارز سخت مرا دیدند، نماینده ای به سوی من فرستادند و پرسیدند: به چه دلیل مردم را به سوی او دعوت می کنی؟ اگر پول می خواهی، ما تو را بی نیاز می کنیم. آنان متعهد شدند که ده هزار دینار به من بدهند تا از این تبلیغ و افشاگری دست بردارم. به آنان گفتم: این روایت از امامان شیعه (علیهم السلام) به ما رسیده است که: «هر زمانی که دیدید در جامع اسلامی انحراف و بدعت به وجود آمد، باید در مقابل آن بایستید، موضع بگیرید و ساکت و خاموش ننشینید و گرنه نور ایمان از شما سلب خواهد شد». یونس در ادامه می گوید: «من هرگز جهاد و مبارزه در راه خدا را ترک نخواهم کرد. بر این اساس بود که آنها کین من را در دل گرفتند و مبارز سختی را علیه من شروع کردند» (کشی، ۱۳۴۸، ج۱، ص ۴۸۸).
پدید آمدن فرقه هایی همچون واقفیه و قطعیه پس از شهادت امام موسی کاظم (ع)، زمین تردید برخی دیگر از افراد جامعه را نسبت به امامت امام رضا (ع) فراهم آورد. چنان که محمد بن عیسی بن عبید یقطینی در این باره نقل کرده است: «چون مردم در امر امامت حضرت رضا (ع) دچار اختلاف شدند (و ناچار با طرح سؤالاتی امامت وی را به آزمون گذاشتند)، من از سؤالات مردم و پاسخ های آن حضرت، پانزده هزار مسأله گردآوری کردم و نام آن را مسائل مجرّبه گذاشتم» (غروی، ۱۳۸۷، صص۶۵۱۰۴). بدون شک، پاسخ های آن حضرت به شبهات مردم و بعضی از خواص، نقش مؤثری در مبارزه با اندیشه های باطل دوران امامت ایشان و مقابله با حاکمان وقت داشته است.
۳- ۱- ۲- تمسک به سیره و تبیین حقانیت اهل بیت (علیهم السلام)
امام رضا (ع) در تمام سال های امامت خود نسبت به آگاه سازی مردم سکوت نکرده و تا آنجا که قدرت و امکان دارد در بیداری عمومی نسبت به شرایط سیاسی زمانه تلاش می کند. بدین ترتیب، ادعای مأمون در اظهار دوستی با خاندان پیامبر (ص) حتی با اصرار بر پذیرش ولایت عهدی از سوی امام (ع) نیز در جلب تود مردم تأثیر چندانی ندارد.
یکی از اقدامات امام رضا (ع) در این زمینه، حفظ نظام سیاسی جامعه بر اساس اصول اسلام و سیر نبوی است؛ لذا با همین هدف، شرط خواندن نماز عید فطر را عمل به سنت رسول الله (ص) قرار می دهد (عطاردی قوچانی، ۱۳۸۸، ج۱، ص۱۰۴).
این موضع گیری بدان معناست که روش مأمون در امور سیاسی و حکومت داری، به خلاف سیره و روش پیامبر (ص) است. به طوری که حتی در امور بسیار ساد مذهبی و عبادی نیز این شیوه کنار گذاشته شده و تنها ظاهری از دین باقی مانده است. بدین گونه، مأمون که می کوشد با بهره گیری از روش های مختلف به نظام سلطنتی خود مشروعیت بخشد، با مشکلاتی روبرو می گردد.
یکی دیگر از استراتژی های آن حضرت (ع) در زمین بیداری اذهان عمومی، تبیین و تثبیت حقانیت اهل بیت (علیهم السلام) است که در هر مجلس و محفلی از آن یاد می کند. بیانات مفصل امام رضا (ع) راجع به بحث امامت، نمونه ای از تلاش آن حضرت (ص) در این خصوص است. روایات مربوط به نشانه های امامان (علیهم السلام)، صفات، فضل یا رتب آنها، محور سخنان آن حضرت (ع) است (صدوق، ۱۳۷۳، ج۱، صص ۴۳۸۴۵۸). به عنوان نمونه، در روایتی از عبدالعزیز بن مسلم نقل شده که آن حضرت (ع) پس از ورود به مسجد جامع مرو و مشاهد اختلاف مردم در مورد مباحث امامت، به ایراد سخن پرداخته، پس از ذکر آیاتی از قرآن در این باب، ضمن توصیف امام، نقش ایشان در حیات دنیوی و اخروی بشر را تبیین می کند (کلینی، ۱۳۶۲، ج۱، صص۱۹۹ و ۱۹۸؛ حرانی، ۱۴۱۷ق، ص۳۲۱). کلینی این حدیث را از ابو محمّد قاسم بن العلاء و او از قاسم بن مسلم و او از برادرش عبد العزیز بن مسلم از حضرت رضا (ع) چنین نقل کرده است:
«در زمان علی بن موسی الرضا (ع) در مرو بودیم، از آغاز ورود روز جمعه در مسجد جامع آن شهر گرد آمده بودیم و مردم دربار امامت و اختلافات زیاد مردم در آن مورد، بحث و گفتگو می کردند، من نزد آقا و سرورم حضرت رضا (ع) رفتم و گفت و گو های مردم را به عرض ایشان رساندم. حضرت تبسّمی کرده، فرمودند: «ای عبد العزیز! مردم اطلاعی ندارند، از دین خود به نیرنگ گمراه شده اند، خداوند تبارک و تعالی پیامبر (ص) خود را قبض روح نکرد، مگر بعد از این که دین را برای او کامل گردانید و قرآن را که بیان همه چیز در آن است، بر او نازل فرمود، حلال و حرام، حدود و احکام و جمیع نیازمندی ها را به طور تمام و کمال در آن بیان فرمود و گفت: «ما فَرَّطْنا فِی الْکتابِ مِنْ شَی ءٍ» (انعام/) و در حجّه الوداع که در آخر عمر حضرت رسول (ص) واقع شد، این آیه را نازل فرمود: «الْیوْمَ أکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَ أتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَ رَضِیتُ لَکمُ الإِسْلامَ دِیناً» (مائده/) و مسأل امامت، تمام کننده و کامل کنند دین است، و حضرت رسول (ص) قبل از وفات خود، دین را برای مردم توضیح داده، تبیین فرمود، و راه آن را برای آنان آشکار کرد، آنان را در مسیر حق قرار داد و علی (ع) را به عنوان امام و راهنما برایشان تعیین فرمود، و تمام آنچه را که مردم به آن نیازمندند، بیان فرمود. هر کس گمان کند خداوند دین خود را کامل نکرده، در حقیقت کتاب خدا را رد کرده است، و هر کس کتاب خدا را رد کند، کافر است، آیا مردم به قدر و ارزش امامت و موقعیت آن در بین امت آگاهند، تا انتخابات آنان در آن مورد قابل قبول باشد؟!، امامت جلیل القدرتر، عظیم الشأن تر، والاتر، منیع تر و عمیق تر از آن است که مردم با عقول خود آن را درک کنند، یا با آرا و عقائد خویش آن را بفهمند، یا بتوانند با انتخاب خود امامی برگزینند، امامت چیزی است که خداوند بعد از نبوت و خلت (مقام خلیل اللهی)، در مقام سوم، ابراهیم خلیل (ع) را بدان اختصاص داده به آن فضیلت مشرف فرمود، و نام او را بلند آوازه کرد، خداوند می فرماید: «إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً» (بقره/)، و ابراهیم (ع) از خوشحالی گفت: «وَ منْ ذُرِّیتِی؟» (بقره/ )، خداوند فرمود: «لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ» (بقره/۱۲۴)، و این آیه امامت هر ظالمی را تا روز قیامت ابطال می کند. بدین ترتیب امامت در خواص و پاکان قرار گرفت. سپس خداوند با قرار دادن امامت در خواص و پاکان از نسل او، وی را گرامی داشت و فرمود:
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.