تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) :

مقدمه

اخلاق از ضروریات زندگی بشر است و انسان برای رسیدن به کمال، می باید ابتدا به فضایل آراسته گردد و از رذایل دوری نماید. تمام ابعاد زندگی، دارای شئونات اخلاقی خاصی است که تنها در سایه رعایت آن ها به سعادت دنیا و آخرت می توان دست یافت. امیرمؤمنان (ع) می فرماید:

لَوْ کنَّا لا نَرْجُو جَنَّهً وَلا نَخْشی ناراً وَلا ثَواباً وَلا عِقاباً، لَکانَ ینْبَغی لَنا انْ نَطْلُبَ مَکارِمَ الْاخْلاقِ، فَانَّها مِمَّا تَدُلُّ عَلی سَبیلِ النَّجاحِ

؛

[۱]

اگر امیدی به بهشت و ثواب و بیمی از دوزخ و عقاب نداشته باشیم، باز شایسته است که در پی کسب مکارم اخلاق باشیم؛ چون آن ها راهنمای راه نجاتند.

پیامبران الهی و معصومان (ع) از جانب خداوند، دستورهای اخلاقی لازم برای تمام سطوح زندگی را به بشر رسانده اند. اما در حقیقت، به رغم اهمیتی که اخلاق برای سعادت انسان دارد، کم تر به آن توجه می شود. به نظر می رسد یکی از دلایل اصلی، آن باشد که مردم اجرای دستورهای اخلاقی را در زندگی روزمره خود، سخت و انطباق ناپذیر می پندارند و گمان می کنند کسی که بخواهد به فضایل اخلاقی آراسته گردد، باید گوشه عزلت گزیند و با دوری از مردم، دائم در حال تزکیه نفس برای رسیدن به کمالات اخلاقی باشد. این تصور غلط، سبب می شود که افراد، برای شناخت دستورهای اخلاقی دین، رغبت کم تری نشان دهند و در پی کسب آن ها بر نیایند. بنابراین، ضروری است پیش از هر چیز، این ذهنیت نادرست اصلاح گردد. یکی از بهترین راه ها برای رسیدن به این هدف، بیان سیره و رفتار بزرگان دین است تا مردم از طریق آشنایی با زندگی توأم با اخلاق آن بزرگواران، چگونگی به کارگیری رفتار شایسته را در ابعاد مختلف زندگی به صورت عینی و جزیی بیاموزند و اجرای دستورهای اخلاقی را ناممکن و دور از دسترس ندانند.

معرفی فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) الگوی مناسبی برای رسیدن به این هدف خواهد بود؛ زیرا پیامبر (ص) در مورد ایشان فرموده اند:

این حسن از من خبر می دهد؛ آثار و دین مرا به مردم معرفی می نماید؛ سنت مرا زنده می کند؛ در رفتار خود متصدی امور من خواهد شد؛ خدا به وی نظر رحمت می افکند؛ پس خدا رحمت کند کسی را که این مقام را برای او بشناسد!

[۲]

پس، زندگی امام حسن (ع) در واقع جلوه ای دیگر از اخلاق و رفتار پیامبر (ص) است؛ به طوری که رسول خدا (ص) بر شناخت جایگاه ایشان به عنوان الگو و تبیین کننده دین و رفتار خویش تأکید داشتند. ازاین رو، مطالعه سیره امام مجتبی (ع)، راهی برای آشنایی بیش تر با سیره نبوی و ارزش های ناب اسلامی است.

باید توجه داشت، بررسی سیره حضرت می تواند یک الگوی عملی اخلاق در سطوح مختلف زندگی را به مردم معرفی نماید و این حقیقت را آشکار سازد که مقام شامخ و جایگاه عصمت ائمه (علیهم السلام) مانعی برای الگوگیری از ایشان و دلیلی برای در دست رس نداشتن سبک زندگی آن بزرگواران نیست.

متأسفانه به اخلاق در مقایسه با سایر حوزه های علمی همچون فقه، فلسفه، کلام و تفسیر، در میان پژوهش گران کم تر توجه گردیده و میزان آثار نگاشته شده در این رشته، نسبت به سایر رشته ها در رتبه پایین تری قرار دارد. از طرفی، بررسی سیره اخلاقی بزرگان دین به ویژه امام مجتبی (ع) نیز موضوعی است که آثار چندانی در زمینه آن نگاشته نشده است. هرچند کتاب هایی درباره زندگی نامه آن بزرگوار به رشته تحریر درآمده؛ نگارشی یافت نشد که زندگی ایشان را باهدف دست یابی به سیره اخلاقی حضرت بررسی کرده باشد. البته در برخی کتاب ها مانند حیاه الامام حسن بن علی (ع) نوشته باقر شریف قرشی و مسند الامام المجتبی (ع)، اثر عزیزالله عطاردی، در ضمن بررسی زندگی نامه و روایات امام مجتبی (ع)، به گوشه ای از سیره اخلاقی حضرت اشاره شده است؛ ولی آنچه این مقاله بر آن نظر دارد، تفکیک و نمایاندن سیره اخلاقی ایشان در سه بُعد اصلی زندگی یعنی در نوع رابطه انسان باخدا، رابطه انسان با خود و رابطه او با دیگران می باشد تا به صورت جزیی و عینی، الگوی اخلاقی کاملی برای تمام شئون زندگی انسان ها معرفی نماید.

ازاین رو، پژوهش حاضر درصدد برآمد تا گامی هرچند کوچک، در برطرف ساختن خلأ موجود بردارد و در پاسخ به این سؤال که «فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) چیست؟» به بررسی سبک رفتار و منش حضرت در سه بُعد اخلاق بندگی، اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی بپردازد.

باید در نظر داشت، آنچه در این مقاله به عنوان سیره حضرت معرفی می شود، تنها قطره ای از دریای فضایل آن جناب است و با توجه به ظرفیت محدود پژوهش، در هر بُعد اخلاقی، تنها چند اصل برای نمونه بیان می شود؛ بنابراین نباید فضایل اخلاقی ایشان را به موارد ذکر شده منحصر دانست یا گمان برد در زمینه سایر فضایل ایشان، روایتی که بیان گر سیره حضرت باشد، نقل نشده است.

نکته دیگر آن که درباره امام حسن (ع)، تفکیک سیره حضرت و قراردادن آن ها با عنوانی خاص، کار بسیار مشکلی است؛ زیرا ایشان به تمام فضایل اخلاقی متخلق بودند و رعایت شئون اخلاقی را در همه ابعاد به طور هم زمان درنظر داشتند. برای مثال، وقتی سیره ای برای بیان تواضع ایشان انتخاب می گردد، ملاحظه می شود که در آن جلوه ای از مهربانی و سخاوت که از اخلاق اجتماعی به شمار می روند و زهد که از اخلاق فردی محسوب می شود و خشوع در برابر پروردگار که جزو اخلاق بندگی است به چشم می خورد و این سیره به تنهایی می تواند تحت هر یک از عناوین یاد شده قرار گیرد. با این توضیح، باید به خاطر داشت مشاهده هر سیره با عنوانی خاص، موجب غفلت از سایر نکات اخلاقی آن نگردد.

در ادامه، ابتدا به بررسی مفاهیم اصلی پژوهش پرداخته می شود و بعد، فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع) بیان می گردد.

۱. مفهوم شناسی

به منظور آشنایی با مفهوم «سیره اخلاقی»، ابتدا باید دو واژه «سیره» و «اخلاق» به طور جداگانه بررسی گردد تا از خلال آن، به معنای موردنظر دست یافت.

۱- ۱- سیره

«سیره» بر وزن «فِعْلَه» از ماده «سَیر» گرفته شده و سیر به معنای حرکت و راه رفتن است.

[۳]

و سیره به حالتی گفته می شود که انسان و سایر جان داران، نهاد و وجودشان بر آن قرار دارد- خواه غریزی باشد و خواه اکتسابی؛ چنان که گفته می شود: فلانی سیره و روشی نیکو یا قبیح دارد.

[۴]

هم چنین سیره به معنای روش، سنت، هیأت و حالت هم آمده است.

[۵]

با توجه به تعریفی که از سیره شد، انسان از طریق اعمالش شناخته می شود و اگر با زبان، چیزی درباره خود بیان نکند، اعمالش ترجمان ذات و صفاتش خواهد بود. بنابراین، سیره هم شامل رفتارهای خاص در موقعیت های ویژه می شود و هم هر عملی که از شخص سر می زند- چه یک بار و چه مکرر؛ چون همگی جلوه های مختلف از اندیشه درونی و خطمشی ای است که فرد به آن اعتقاد دارد. به عبارت دیگر، آنچه فرد در عمل نشان می دهد، نمایی از سبک زندگی است که برای خود برگزیده.

البته معانی خاص تری از سیره نیز وجود دارد؛

[۶]

اما از آن جا که هدف این پژوهش، نشان دادن نمونه هایی از رفتار اخلاقی امام حسن (ع) در زندگی روزمره به منظور ارائه الگویی عینی و عملی است، همین معنا مقصود را حاصل می نماید.

۲- ۱- اخلاق

اخلاق، جمع «خُلُق» یا «خُلْق» به معنای صورت باطنی و ناپیدای انسان است که سرشت و سیرت نیز نامیده می شود؛ چنان که «خَلْق» بر صورت ظاهری و دیدنی انسان دلالت دارد.

[۷]

«خُلْق» در اصطلاح، ملکه و حالت نفسانی پایداری است که با وجود آن، فعل و عمل اخلاقی به سهولت و بدون نیاز به فکر کردن از انسان صادر می شود.

[۸]

با این تعریف، روشن می گردد که واژه اخلاق، به خودی خود بار ارزشی مثبت یا منفی ندارد؛ بلکه بر اساس نوع رفتاری که از انسان سرمی زند، به خوب یا بد تقسیم می شود. پس اگر کسی دارای صفات و ملکات خوب باشد، متناسب با آن ها اعمال نیکو انجام می دهد؛ لذا دارای اخلاق پسندیده است و اگر دارای ملکات زشت و پلید باشد، رفتار نکوهیده ای دارد، پس دارای اخلاق ناپسند خواهد بود. هرچند به طورکلی، وقتی خُلق یا اخلاق به صورت مطلق و بدون صفت یا قیدی به کار می رود، به معنای خُلق پسندیده است.

با توجه به تعاریفی که از دو واژه «سیره» و «اخلاق» گفته شد، منظور از «سیره اخلاقی» در این پژوهش، حالات و ملکات نفسانی پسندیده ای است که در موقعیت های مختلف زندگی و در شئون متفاوت از انسان سرمی زند و بیان گر رفتارهای ممدوح و شایسته فرد در برابر خدا، خود و دیگران است.

طبق یک تقسیم بندی، گستره علم اخلاق اسلامی، بر حوزه های اخلاق بندگی، اخلاق فردی و اخلاق اجتماعی مشتمل است. ما نیز به منظور دست یابی به فایل پاورپوینت کامل سیره اخلاقی امام حسن (ع)، این سه سطح را به طور جداگانه بررسی می کنیم.

۲. اخلاق بندگی

مراد از اخلاق بندگی، فضایل و رذایلی است که به رابطه انسان با خدا مربوط می شود. به عبارت دیگر، رفتاری که شخص در برابر خداوند و اوامر او از خود نشان می دهد، بیان گر میزان ادب او به عنوان یک بنده در برابر پروردگار خویش است. باید توجه داشت، تنها اجرای دستورهای الهی، نشان دهنده اخلاق بندگی نیست؛ بلکه نحوه رفتار فرد در برخورد با این فرامین و چگونگی اجرای آن ها اخلاقی بودن یا نبودن آن ها را نشان می دهد.

۱- ۲- خشوع

طبق آیههه شریفههه (إِنَّما یخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماء)

[۹]

اظهار کوچکی و تواضع در برابر خداوند، با بینش توحیدی افراد ارتباط مستقیم دارد، به طوری که هراندازه این بینش بیش تر شود، تواضع در برابر پروردگار افزون تر می گردد. از آن جا که معصومان (علیهم السلام)، به نهایت درجه خداشناسی نایل گشته و عظمت الهی را با عمق وجود درک کرده اند، نوع ابراز بندگی و خاک ساری آن بزرگواران بر آستان حضرت حق، از جنس دیگری است، چنان که اوج ادب و خضوع را که با عشقی سرشار عجین است، در عبادات ایشان می توان مشاهده کرد. معصومان (ع) این خشوع و تذلل را مایه سربلندی خود می دانستند و به آن افتخار می کردند. امام حسن (ع) می فرمایند:

«عِزَّ الَّذِینَ یعْرِفُونَ مَا جَلَالُ اللَّهِ أَنْ یتَذَلَّلُوا لَه»؛

[۱۰]

” عزت آنان که جلال خدا را درک کنند، به افتادگی در برابر اوست.”

ایشان به عنوان انسانی کامل، در نهایت یقین و معرفت به عظمت الهی، چنان سلوکی خاشعانه و بنده وار در برابر پروردگار داشتند که همچون قطره ای محو در دریای وجود الهی بوده، همواره به درگاه خداوند اظهار کوچکی و خضوع می کردند.

در بیان حالات ایشان آمده که هنگام گرفتن وضو، اعضایشان می لرزید و رنگ مبارکشان زرد می گشت. وقتی علت را از آن حضرت جویا می شدند در جواب می فرمودند:

«حَقٌّ عَلَی کلِّ مَنْ وَقَفَ بَینَ یدَی رَبِّ الْعَرْشِ أَنْ یصْفَرَّ لَوْنُهُ وَ تَرْتَعِدَ مَفَاصِلُهُ»؛

[۱۱]

«جا دارد هرکسی که در مقابل پروردگار عرش قرار می گیرد، رنگش زرد و مفصل هایش دچار رعشه شود.» هنگامی که از وضو فارغ می شدند و به درب مسجد می رسیدند؛ سرشان را بلند می کردند و می گفتند:

إِلَهِی ضَیفُک بِبَابِک یا مُحْسِنُ قَدْ أَتَاک الْمُسِی ءُ فَتَجَاوَزْ عَنْ قَبِیحِ مَا عِنْدِی بِجَمِیلِ مَا عِنْدَک یا کرِیم

؛

[۱۲]

بار خدایا! مهمان تو بر در خانه ات قرار گرفته است؛ ای خدای نیکوکار! شخص گنه کار نزد تو آمده؛ ای پروردگار کریم! از گناهان من به دلیل آن نیکویی هایی که داری درگذر!

۲- ۲- اهتمام به نماز

امام حسن (ع) همچون سایر معصومان (علیهم السلام) در زمره بهترین نمازگزاران قرار داشتند. ایشان با آگاهی کامل از احکام، آداب و اسرار نماز، کامل ترین نماز را به جای می آوردند و در هنگام اقامه نماز، خود را در محضر حق می یافتند. با تمام وجودشان در برابر او خضوع و خشوع می کردند و هرگز به چیزی جز خدا توجه نداشتند. امام صادق (ع) از پدران بزرگوار خویش چنین نقل می کنند:

امام حسن (ع) هنگامی که به نماز می ایستاد، بندهای بدنش می لرزید؛ به جهت آن که خود را در مقابل پروردگار خویش می دید.

[۱۳]

به نقل یکی از شیعیان امام حسن (ع)، ایشان هر شب هنگامی که نیمه شب فرا می رسید، به مسجد می رفتند و نماز گزارده، دعا می خواندند و به درگاه الهی تضرع می نمودند.

[۱۴]

روزی معاویه از فردی که اهل مدینه بود، خواست تا از کارهای امام حسن (ع) به او اطلاعاتی دهد. آن شخص پاسخ داد:

ایشان بعد از خواندن نماز صبح در جایگاه نمازش می نشیند تا خورشید طلوع کند. سپس به پشت تکیه می دهد و در مسجد رسول خدا (ص) مرد شریفی باقی نمی ماند مگر این که به نزد حضرت می آید و ایشان تا بالا آمدن روز با یکدیگر سخن می گویند. بعد، امام دو به نزد حضرت می آید و ایشان تا بالا آمدن روز با یک دیگر سخن می گویند. بعد دو رکعت نماز می خواند. سپس از جای خود بر می خیزد و بعد، همسران پیامبر (ص) به نزد حضرت می آیند. حضرت به آنها سلام می دهد و آن ها حضرت را بسیار گرامی می دارند. پس از آن، به منزل خود باز می گردد، استراحت می کند و باز همین کارها را انجام می دهد.

معاویه با شنیدن این سخنان گفت: «ما در هیچ یک از این کارها مانند او نیستیم.»

[۱۵]

همان طور که ملاحظه می شود، آن حضرت با مقید بودن به حضور در مسجد و محل نماز خود هنگام رسیدگی به امور مردم و شنیدن سخنان ایشان، محوریت نماز و مسجد را در جامعه اسلامی نهادینه می کردند و این خود نوعی ارج نهادن به نماز و پر خیروبرکت دانستن مکان آن است.

۳- ۲- عنایت ویژه به مناسک حج

مراسم باشکوه حج، آثار و برکات فراوانی به دنبال دارد که ابعاد مختلف زندگی افراد را در بر می گیرد، به طوری که علاوه بر تقویت جنبه عبادی، موجب می شود انسان به عمق معنویت، خودسازی، تحرک و امید رهنمون گردد. طبق تعبیری از امام سجاد (ع)، حاجی با ورود به مکه مکرمه، ملاقات خدا را قصد می کند و با طواف گرد خانه او و تقدیس ارکان کعبه، در پناه خدا قرار می گیرد.

[۱۶]

امام مجتبی (ع) با درک عظمت این فریضه الهی، چنان عاشقانه آن را به جا می آوردند که از نظر کمیت و کیفیت در تاریخ کم نظیر است. نقل شده که آن حضرت بیست بار و بنا به نقل دیگر ۲۵ بار پیاده از مدینه به مکه برای انجام دادن مناسک حج رهسپار شدند؛ درحالی که شتران سواری به همراه ایشان برده می شد و به فرمان آن حضرت افراد پیاده ای را که مرکبی نداشتند، بر آن ها سوار می کردند.

[۱۷]

هم چنین در تاریخ آمده که گاهی حضرت با پای برهنه این راه را می پیمودند.

[۱۸]

ایشان در بیان علت این کار خود می فرمودند:

«إِنِّی لَأَسْتَحْیی مِنْ رَبِّی أَنْ أَلْقَاهُ وَ لَمْ أَمْشِ إِلَی بَیتِهِ»؛

[۱۹]

«من شرم دارم خداوند را ملاقات کنم درحالی که پیاده به خانه او نرفته باشم.» این بیان حضرت، برخاسته از ادب و اخلاق فوق العاده ایشان در برابر پروردگار است که از خداشناسی عمیقی نشأت می گیرد.

باید توجه داشت که رفتن به سفر حج با پای پیاده، کار بسیار طاقت فرسایی است و امام حسن (ع) نیز در این راه، رنج های زیادی متحمل می شدند؛ چنان که گاهی در این سفرها، پاهای ایشان متورم می شد و نیاز به درمان پیدا می کرد.

[۲۰]

کار به قدری مشکل بود که بسیاری از افراد، از همراهی با ایشان باز می ماندند. ابراهیم رافعی از پدربزرگش چنین نقل می کند:

امام حسن و امام حسین (ع) را دیدم که برای حج پیاده می رفتند. هر کس ایشان را می دید، از مرکب خود پایین می آمد و پیاده راه می پیمود. اما عده ای برایشان پیاده روی سخت بود، لذا به سعد بن ابی وقاص گفتند: «پیاده رفتن برای ما دشوار است، از طرفی نمی توانیم راضی شویم که سواره باشیم و این دو بزرگوار پیاده حرکت کنند.» پس سعد این مطلب را به امام حسن (ع) عرض کرد و التماس نمود که ادامه راه را سوار مرکب شوند. آن حضرت در پاسخ فرمودند: «ما نذر کرده ایم که پیاده برویم و سوار نمی شویم؛ ولی از راه دور می رویم تا بر مردم دشوار نباشد.»

[۲۱]

چنین حج گزاردنی آن هم برای چندین بار، نشان از عشق سرشار آن حضرت به پروردگار خود و نهایت تلاش برای ابراز فروتنی در برابر عظمت الهی دارد.

۴- ۲- انس با قرآن

قرآن مجید، تنها سند ارتباط خدا با بشر در چارچوب وحی است. بنا بر سخن امام مجتبی (ع) در قرآن، چراغ های نورانی و شفای دل ها وجود دارد که باید در پرتو نور آن حرکت کرد.

[۲۲]

از آن جا که معصومان (علیهم السلام) عاشقان حقیقی خداوند بودند و قرآن را کلام معشوق خود می دانستند، به خواندن قرآن بسیار علاقه داشتند و به تلاوت آن انس گرفته بودند. ایشان قرآن را مظهر تجلّی یار می دانستند و بر این اعتقاد بودند که: «فَتَجَلَّی لَهُمْ سُبْحانَهُ فی کتابِهِ مِنْ غَیرِ أَنْ یکونُوا رَأَوْهُ»؛

[۲۳]

«خدای سبحان در کتاب خویش [قرآن ]، بی آن که او را ببینند، برای بندگان تجلی نمود.» ازاین رو، به مردم سفارش می فرمودند که قرآن را با توجه بخوانند و در آیات آن تدبر کنند و تنها به تلاوت آن اکتفا ننمایند. امام حسن (ع) در توصیه ای می فرمایند:

وَ اعْقِلُوهُ إِذَا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعَایهٍ وَ لَا تَعْقِلُوهُ عَقْلَ رِوَایهٍ فَإِنَّ رُوَاهَ الْکتَابِ کثِیرٌ وَ رُعَاتَهُ قَلِیلٌ

؛

[۲۴]

این سخنان را برای فهم و درایت بشنوید، نه برای نقل و روایت که راویان کتاب بسیارند و فهم کنانش اندک!

آنچه بیان شد، در سیره امام حسن (ع) به خوبی مشهود است. در حالات ایشان آمده که حضرت، قرآن را با دقت و تأمل فراوان تلاوت می نمودند و هرگاه به آیه ای می رسیدند که در آن مؤمنان مخاطب بودند، می فرمودند: «لَبَّیک الَلّهُمَ لَبَّیک».

[۲۵]

هم چنین هر شب سوره کهف را پیش از خواب تلاوت می نمودند.

[۲۶]

همان طور که در بررسی حالات عبادی امام مجتبی (ع) ملاحظه شد، چیزی که بیش از همه جلوه گری می کند، ادب فوق العاده ایشان در برابر پروردگار است که از عشقی سرشار سرچشمه گرفته و رابطه خالق و مخلوق را به رابطه عاشق و معشوق تبدیل کرده است. آن حضرت، در جزیی ترین اعمال عبادی، سعی داشتند نهایت اخلاق بندگی را رعایت کنند و خشوع و تذلل خود را به زیباترین وجه به پروردگار خویش اظهار نمایند.

۳. اخلاق فردی

منظور از اخلاق فردی، فضایل و رذایل مربوط به حیات فردی انسان است و او را فارغ از رابطه اش با دیگران در نظر می گیرد. انسان به صِرف انسان بودنش، باید از برخی رذایل همچون پرخوری، تنبلی، شتاب زدگی و.. . دوری کند و شایسته است به همین حکم، به فضایلی آراسته باشد. از جمله فضایل بی شماری که امام دوم شیعیان در بُعد اخلاق فردی بدان ها متصف بودند، می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۳- ۱- زهد و ساده زیستی

زهد از مفاهیمی است که در فرهنگ و اخلاق اسلامی بسیار آن را ستوده اند و معصومان (علیهم السلام) آن را روش و اخلاق همه پیامبران، کلید هر خیر، موجب درک شیرینی ایمان و راه به دست آوردن حکمت معرفی کرده اند.

[۲۷]

امام حسن (ع)، به عنوان بزرگ ترین معلم اخلاق و عرفان و نمونه عملی انسان کمال یافته، در پاسخ به این سؤال که: «زهد چیست؟» می فرمایند:

«الرَّغْبَهُ فِی التَّقْوَی وَ الزَّهَادَهُ فِی الدُّنْیا»؛

[۲۸]

«زهد، دل بستن به پرهیزگاری و بی میلی به دنیا است.»

آن حضرت در سیره عملی، همواره ساده و بی آلایش می زیستند و از پرداختن به مادی گرایی و تجمل و جمع آوری ثروت به شدت پرهیز داشتند و بدون هیچ دل بستگی به مال دنیا، به راحتی از آن چشم می پوشیدند. ایشان دو بار تمام ایشان اموال و دارایی های خود را در راه خدا انفاق کردند و سه بار هر آنچه در تملک خویش داشتند، به طور مساوی با فقرا قسمت نمودند.

[۲۹]

با توجه به سخاوت بی نظیر ایشان که در بحث اخلاق اجتماعی بدان پرداخته خواهد شد، به دست می آید که حضرت، اموال بسیاری در اختیار داشتند و این طور نبود که تهی دست باشند؛ ولی زهد بالا و بی رغبتی شدید ایشان به دنیا، سبب شده بود تا زندگی بسیار بی آلایشی در حد فقیرترین افراد جامعه برگزینند تا جایی که امام صادق (ع)، حضرت را به عنوان زاهدترین فرد روزگار خویش معرفی فرموده اند.

[۳۰]

نمونه ای از زهد و پارسایی ایشان، روایتی است که «مدرک بن زیاد»

[۳۱]

نقل می کند و می گوید:

روزی در باغ ابن عباس بودیم که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) و پسران عباس وارد شدند و قدری در باغ گردش کردند و بعد در کنار نهری نشستند. حسن (ع) فرمود: «مدرک! غذایی داری؟!» گفتم: «بلی!» و بعد مقداری نان و قدری نمک و کمی سبزی آوردم. امام آن غذای ساده را میل کردند و فرمودند: «ای مدرک! چه غذای خوب و پاکیزه ای بود.» در این وقت غذاهای خوب و مفصلی برای امام آوردند. حضرت فرمود: «مدرک! غلامان را صدا بزن تا بیایند و بخورند.» غلامان همگی آمدند و غذا خوردند؛ ولی امام چیزی تناول نفرمودند. گفتم: «آقای من! چرا شما صرف نکردید؟» امام فرمودند:

«إنَّ ذَاک الطَعَام أحَبُ عِندِی لِأنَّه طَعامُ الفُقَراءِ وَ المَحرُومِین»؛

[۳۲]

«من همان غذای ساده را دوست داشتم، زیرا غذای صالحان و مستمندان است.»

۲- ۳- شجاعت

بی شک شجاعت از شریف ترین ملکات نفسانی است. عالم بزرگ اخلاق، مرحوم نراقی، درباره آن می نویسد:

شجاعت، اطاعتِ قوّههه غضب انسان از عقل اوست در اقدام بر کارهای خطرناک و عدم نگرانی آن قوه، در ارتکاب آنچه مقتضای خواست عقل است. بدون تردید شجاعت از ملکه های گران قدر و عالی ترین صفت کمال است و کسی که فاقد شجاعت است، در واقع از مردانگی بویی نبرده است.

[۳۳]

بنابر آنچه بیان شد، وجود این فضیلت اخلاقی، زیبنده هر انسانی است و ضرورت برخورداری از آن، به میزان مسئولیت افراد تفاوت می یابد، به گونه ای که هرچه مسئولیت بیش تر و خطیرتر باشد، نیاز به دریادلی بیش تر احساس می شود. به همین مناسبت، رهبر جامعه باید شجاع ترین و دلیرترین باشد؛ چنان که در متون اسلامی نیز شجاعت همانند دانش یکی از ویژگی های امامت و رهبری شمرده شده است. امیرمؤمنان (ع) می فرمایند:

«وَالْامامُ یجِبُ انْ یکونَ عالِماً لا یجْهَلُ وَ شُجاعاً لا ینْکلُ»؛

[۳۴]

«امام باید عالمی باشد که جهل بر او راه نیابد و شجاعی که ترسی او را فرا نگیرد.»

امام مجتبی (ع) به در حد کمال، از این ویژگی برخوردار بودند؛ اما برخی مخالفان اهل بیت (علیهم السلام) برای مخدوش کردن شخصیت ایشان، گفته اند که ایشان از جنگیدن کراهت داشتند.

[۳۵]

هرچند این تهمت های ناروا به طرق نامعتبر و نادرست نقل شده است، همین اندک هم نشان از عمق کینه دشمنان ایشان دارد؛ زیرا به رغم شهادت تاریخ بر حضور شجاعانه حضرت در میادین مختلف جنگ، بازهم کینه توزان تلاش داشتند این حقیقت آشکار را مخفی نمایند و صلح ایشان را به چنین دلیل بی اساسی استناد دهند. در برابر تهمت های نادرستی از این دست، به قدری دلایل محکم وجود دارد که بیان آن ها از توان این نوشتار خارج است، لذا در ادامه تنها به بیان دو دلیل اکتفا می گردد:

دلیل اول آن که آن امام بزرگوار، از خاندان عصمت و طهارت هستند و این خاندان همگی در رأس قله کمالات قرار دارند. در حدیثی از امام رضا (ع) آمده است:

«نَحْنُ فِی الْعِلْمِ وَ الشَّجَاعَهِ سَوَاءٌ وَ فِی الْعَطَایا عَلَی قَدْرِ مَا نُؤْمَر»؛

[۳۶]

«ما اهل بیت (علیهم السلام) در علم و شجاعت برابریم و در بخشیدن (علم و مال به مردم) به هر اندازه که دستور داریم، می بخشیم.» با این وصف، در خاندان عصمت و طهارت، شجاعت امام حسن (ع) که با معاویه صلح کردند و شجاعت امام حسین (ع) که با یزید جنگیدند، به یک اندازه است. نیز با استناد به این حدیث، می توان گفت کلام امیرمؤمنان علی (ع) در وصف شجاعت خود که فرمودند:

«وَ اللَّهِ لَوْ تَظَاهَرَتِ الْعَرَبُ عَلَی قِتَالِی لَمَا وَلَّیتُ عَنْهَا»؛

[۳۷]

«به خدا قسم اگر همه عرب برای جنگ با من پشت به پشت یک دیگر دهند (و به من یورش آورند)، به هیچ وجه از آن ها روی بر نمی گردانم.» برای تمام ائمه صادق است.

دلیل دوم، نقل های تاریخی از سیره حضرت در صحنه های نبرد است که شجاعت و پیشتازی ایشان در میدان جنگ را نشان می دهد. امام مجتبی (ع) در زمان خلافت پدر بزرگوارشان، در جنگ های جمل، صفین و نهروان حضور داشتند و نقش های مؤثری در این جنگ ها ایفا می کردند. برای مثال، در جنگ صفین، مردم را بر ضد سپاه قاسطین بر می انگیختند و ایشان را تشجیع می نمودند. آن حضرت در یکی از سخنانشان فرمودند:

فَاحْتَشِدُوا فِی قِتَالِ عَدُوِّکمْ مُعَاوِیهَ وَ جُنُودِهِ فَإِنَّهُ قَدْ حَضَرَ وَ لَا تَخَاذَلُوا فَإِنَّ الْخِذْلَانَ یقْطَعُ نِیاطَ الْقُلُوبِ وَ إِنَّ الْإِقْدَامَ عَلَی الْأَسِنَّهِ نَجْدَهٌ وَ عِصْمَهٌ

؛

[۳۸]

پس برای نبرد با دشمن خود، معاویه و سپاهش، بسیج شوید، زیرا او اینک آماده شده است و (روحیه) پیکارجویی را رها نکنید (و یک دیگر را تنها مگذارید)، که ترک آن (روحیه) رشته پیوند دل ها را بگسلد و پایمردی (با جولان) تیغ و سنان، ضامن همیاری و جلوگیری (از شکست) است.

هم چنین ایشان مسئولیت جناح راست سپاه امیرمؤمنان (ع) را در جنگ صفین

[۳۹]

و هدایت سپاهیان را از کوفه تا منطقه «ذی قار» برای ملحق شدن به امام علی (ع) در جنگ جمل

[۴۰]

بر عهده داشتند.

هرچند امیرمؤمنان (ع) سعی می کردند برای محفافظت از نسل پیامبر (ص)، ایشان و برادر ارجمندشان امام حسین (ع) را از صحنه های پرخطر جنگ دور نگه دارند، آن حضرات همیشه برای رفتن به کارزار پیش قدم بودند

[۴۱]

و گاه با اصرار اطرافیان دست از نبرد می کشیدند.

گویند در جنگ صفین، مردی به نام «زبرقان بن حکم» که از بزرگان مردم شام بود، به میدان آمد و هم آورد خواست. حسن بن علی (ع) به نبرد او شتافتند. زبرقان از او پرسید: «تو کیستی؟» حضرت فرمود: «من حسن بن علی ام» زبرقان گفت: «پسرم برگرد! به خدا سوگند که روزی به پیامبر (ص) نگریستم که سوار بر ناقه خود از ناحیه قبا برمی گشت و تو در آن روز جلوی آن حضرت بودی. من کسی نیستم که رسول خدا (ص) را دیدار کنم و خون تو بر گردنم باشد» و زبرقان برگشت. وقتی این خبر به امیرمؤمنان (ع) رسید- که امام حسن (ع) به رویارویی زبرقان رفته است- به یاران خود فرمود: «این جوان را برای من نگه دارید که مبادا فقدان او مرا درهم شکند!» گروهی از سواران امام علی (ع) شتابان خود را به امام حسن (ع) رساندند و ایشان را برگرداندند.

[۴۲]

به رغم مراقبت های حضرت امام علی (ع)، صحنه هایی پرشور از شجاعت کم نظیر امام مجتبی (ع) در میادین جنگ به ثبت رسیده است. روایت کرده اند حضرت علی (ع) در روز جنگ جمل، محمد بن حنفیه را طلبیدند و نیزه خود را به او دادند و فرمودند: «برو این نیزه را بر شتر عایشه بزن!» او چون نزدیک شتر رسید، قبیله بنی خیبه راه را بر او سد کردند. چون به نزد حضرت برگشت، امام حسن (ع) نیزه را از دست او گرفت و به جانب شتر عایشه تاخت و نیزه را بر شتر فرو برد و با نیزه خون آلود به سوی حضرت برگشت. پس چهره محمدبن حنفیه از خجالت سرخ شد. حضرت علی (ع) فرمود:

«لَا تَأْنَفْ فَإِنَّهُ ابْنُ النَّبِی وَ أَنْتَ ابْنُ عَلِی»؛

[۴۳]

«خجالت زده نشو (از این که تو نتوانستی و حسن توانست)؛ زیرا او فرزند پیغمبر (ص) است و تو فرزند علی هستی.»

آری، آن حضرت چنان شجاعتی داشتند که تلاش های مذبوحانه دشمنان، برای خدشه دار کردن شخصیت ایشان، راه به جایی نبرد و نام حضرت هم چنان در صف اول شجاعان تاریخ می درخشد.

۳- ۳- صبر

صبر در لغت به معنای خویشتن داری و بازداشتن نفس از بی تابی هنگام مصائب و پیشامدهای ناگوار است؛

[۴۴]

به این معنا که انسان هنگام مصیبت، مانع اضطراب درونش گردد و زبانش را از شکایت بازدارد و اعضایش را از حرکات غیرمعمول نگاه دارد.

صبر بر مشکلات و مصائب، در نتیجه رضا و تسلیم در برابر امر پروردگار حاصل می شود؛ یعنی وقتی بنده ای به مقام رضا رسید، بر آنچه از جانب پروردگار مقدر شده، صبر می کند و آن را می پذیرد. این همان صبر جمیل است.

امام حسن (ع) کوهی از شکیبایی بودند و تحمل در برابر ناملایمات را خیر مطلق می دانستند و می فرمودند:

«الْخَیرُ الَّذِی لَا شَرَّ فِیهِ الشُّکرُ مَعَ النِّعْمَهِ وَ الصَّبْرُ عَلَی النَّازِلَهِ»؛

[۴۵]

«خیری که با شر آمیخته نباشد، شکر در برابر نعمت، و صبر در برابر ناگواری هاست.»

تاریخ صحنه های متعددی از صبر و استقامت وصف ناپذیر ایشان در برابر مشکلات به ثبت رسانده که در ادامه به نمونه ای از آن ها اشاره می گردد:

امام صادق (ع) روایت کرده اند که دختری از حضرت امام حسن (ع) وفات کرد. گروهی از اصحاب آن حضرت، نامه ای برای تسلیت به ایشان فرستادند. پس حضرت در جواب آن ها نوشتند:

أَمَّا بَعْدُ، فَقَدْ بَلَغَنِی کتَابُکمْ تُعَزُّونِّی بِفُلَانَهَ، فَعِنْدَ اللَّهِ أَحْتَسِبُهَا تَسْلِیماً لِقَضَائِهِ، وَ صَبْراً عَلَی بَلَائِهِ،… وَ کانَتْ أُمَّهً مَمْلُوکهً، سَلَکتْ سَبِیلًا مَسْلُوکهً، صَارَ إِلَیهَا الْأَوَّلُونَ، وَ سَیصِیرُ إِلَیهَا الْآخِرُونَ، وَ السَّلَامُ

؛

[۴۶]

اما بعد، نامه شما به من رسید که مرا در مرگ فلان دخترم تسلی داده بودید. اجر مصیبت او را از خدا می طلبم و تسلیم قضای الهی گشته ام و صابرم بر بلای او!.. . این دختر من کنیزی بود مملوک پروردگار و به راهی پیموده شده رفت که پیشینیان به آن راه رفته اند و آیندگان به آن راه خواهند رفت- والسلام!

چنان که مشاهده می شود، کلام حضرت سرشار از رضایت و تسلیم در برابر امر پروردگار است و گرچه مصیبت ایشان بزرگ بود، ذره ای شکایت و ناشکری در کلام امام به چشم نمی خورد. این درسی است برای همه تا چگونه در برابر مصائب رفتار نمایند.

۳- ۴- عفت

عفت یکی از ارزش های والای معنوی است و معصومان (علیهم السلام) به حفظ آن بسیار سفارش کرده اند. مراد از عفت، خویشتن داری از محرمات، دوری از کارهای زشت و حالتی است که از غلبه شهوت جلوگیری می کند.

[۴۷]

امیرمؤمنان (ع) عفت را برترین فضیلت اخلاقی معرفی کرده، می فرمایند:

«عَلَیک بِالْعَفافِ، فَانَّهُ افضلشیم الْاشْرافِ»؛

[۴۸]

بر تو باد رعایت عفت که برترین ویژگی اخلاقی انسان های شریف است!

عفت و خودداری از گناه، ابعاد مختلفی دارد که در ادامه به ذکر سیره امام مجتبی (ع) در دو بُعد بارز آن یعنی عفت در رفتار و عفت در گفتار پرداخته می شود:

الف) عفت در رفتار

مراد از عفت در رفتار، خودداری از انجام دادن خواسته های غیرعاقلانه، نادرست و نامشروع جنسی است. امام علی (ع) می فرماید:

«الصَّبْرُ عَنِ الشَّهْوَهِ عِفَّهٌ»؛

[۴۹]

«عفت، پایداری در برابر شهوت است.»

طبق توصیفاتی که از امام حسن (ع) در تاریخ ثبت شده، ایشان چهره ای بسیار زیبا و دل نشین داشتند و هر بیننده ای را مجذوب خود می کردند.

[۵۰]

لذا گاه همچون حضرت یوسف (ع) در معرض برخی پیشنهادهای نادرست قرار می گرفتند؛ ولی مانند آن پیامبر پاک دامن، به این مسائل ذره ای تمایل نشان نمی دادند و با برخوردی شایسته و مناسب، از آن موقعیت ها دوری می جستند. روزی ایشان در منزل «ابواء» در میان مکه و مدینه در خیمه خود نماز می خواندند. ناگاه زن بادیه نشین بسیار خوش رویی آن حضرت را دید و عاشق جمال ایشان شد و بی تابانه به خیمه آن حضرت آمد. پس امام نماز را مختصر کردند. چون فارغ شدند پرسیدند: «چه حاجت داری؟» گفت: «برخیز و مراد مرا حاصل کن؛ زیرا من بر تو وارد شدم و شوهری ندارم». امام حسن (ع) فرمود: «به تو اخطار می کنم که مرا با خودت دچار آتش جهنم منمایی!!» ولی آن زن هم چنان آن حضرت را تحریک می نمود و امام حسن (ع) درحالی که گریه می کرد می فرمود: «وای بر تو! به تو اخطار می کنم که مرا با خودت دچار آتش جهنم منمایی!!» آن زن هم از شدت گریه امام حسن (ع) شروع به گریه کرد. لحظاتی بعد، امام حسین (ع) داخل شدند و دیدند که ایشان گریانند. آن بزرگوار نیز گریستند. یاران آن حضرت به تدریج وارد شدند و از گریه ایشان شروع به گریه کردند تا این که صداها به گریه بلند شد و آن زن آن جا را ترک کرد. سپس مردم برخاستند و پراکنده شدند. پس ازاین جریان امام حسین (ع) در مدت عمر خود به دلیل احترام امام حسن (ع) از آن حضرت سؤالی نکردند در یکی از شب ها که امام حسن (ع) خواب بودند ناگهان بیدار شدند و شروع به گریه نمودند. امام حسین (ع) به ایشان فرمود: «برای چه گریان شدی!؟» حضرت پاسخ دادند: «برای خوابی که امشب دیدم.» فرمودند: «چه خوابی؟» پاسخ دادند: «به آن شرط می گویم که تا زنده ام برای کسی بازگو نکنی!» امام حسین (ع) فرمود: «نمی گویم!» حضرت ادامه دادند: «حضرت یوسف (ع) را در عالم خواب دیدم. وقتی من هم نظیر دیگران به حُسن و جمال وی نگاه کردم، گریان شدم. آن حضرت به من نظر کرد و گفت: «پدر و مادرم فدای تو! برای چه گریه می کنی؟» گفتم: «به یاد یوسف و همسر عزیز مصر افتادم و آن بلاهایی که تو به آن ها مبتلا شدی و آن زندانی که تو رفتی و آن فراقی که یعقوب (ع) دید به خاطرم آمد؛ لذا گریان و دچار تعجب شدم». حضرت یوسف (ع) به من گفتند: «پس چرا از آن زن بادیه نشین که در ابواء مزاحم تو شد تعجب نمی کنی؟»

[۵۱]

ب) عفت در گفتار

عفت در گفتار، یکی از مباحث مهم در اخلاق عملی، است و مراد از آن، نگاه داشتن زبان از ناسزا و سخنان ناشایست است. مسأله به قدری مهم است که خداوند در قرآن بدان تذکر داده و فرموده است: (وَعِبادُالرَّحْمنِ الَّذینَ یمْشُونَ عَلَی الْارْضِ هَوْناً وَ اذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً)؛

[۵۲]

«بندگان خدا کسانی هستند که در روی زمین با فروتنی گام برمی دارند و هرگاه مردم جاهل آنان را (به زشتی) صدا کنند، با سخن مسالمت آمیز (و زبان خوش) پاسخ می دهند».

شاید اهمیت ع

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *