تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی شامل 94 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیمای مسیح در مثنوی مولوی :

مقدمه

آنچه درباره عیسی مسیح (ع) در مثنوی مولوی مذکور است بنابر نقل قرآن است و می توان گفت تفسیر عرفانی آن.

مولانا ضمن بیان داستان ولادت مسیح و در گهواره سخن گفتن او، از آنچه بر مریم مادر او که بی داشتن همسری به امر الهی با حلول روح القدس بر مسیح باردار شده است و مورد سرزنش مردم واقع گردیده، سخن به میان می آورد و به نقل معجزه ای که در این هنگام برای مریم آشکار شده، می پردازد. پس به ذکر احوال زندگی عیسی از کودکی تا جوانی او پرداخته و معجزاتی چون زنده کردن مردگان و شفای بیماران و بینا کردن کوران و ساختن پرنده و درخواست رسیدن مائده (غذای آسمانی) را بیان می دارد. در عین حال مولانا از بیان نتیجه عرفانی داستان عیسی غافل نیست چرا که عیسی را مظهر روح می داند و جسم را خر او.

و دم عیسی را نفس شیخ و پیر می داند که باید سالک را به سر منزل مقصود رهنمون گرداند و او را حیات معنوی ببخشد.

در این تحقیق آنچه درباره عیسی در مثنوی آمده است مورد توجه قرار گرفته، و سعی بر آن بوده که مآخذ داستانی اشارات مولانا بر اساس تفاسیر بیان گردد. در آغاز مقاله داستان ولادت عیسی از آیات قرآن ذکر شده است پس به ذکر احوال او در مثنوی پرداخته شده.

عیسی:

ابن مریم. عیسی پیغامبر علیه السلام، ملقب به روح اللّه، از پیامبران بزرگ است. کلمه عیسی لغت عبرانی یا سریانی است و اسم وی مسیح است (از منتهی الارب از آنندراج ) عمر وی ۳۳ سال و روز تولد او مبدأ تاریخ میلادی است که ۶۲۲ سال قبل از تاریخ هجری می باشد (برابر ۷۴۹ رومی). (از ناظم الاطباء). مسیحیان وی را به لقب کریست (Christ) خوانند و غالبا او را پسر خدا نامند. مسلمانان او را در زمره پیغمبران اولوالعزم دانند. عیسی از مریم عذراء در اصطبلی متولد شد. و چون از جانب هر دوس والی روم مورد تهدید بود، خانواده او وی را به مصر بردند، عیسی پس از بازگشت در ناصره مستقر گردید و جوانی خود را در آنجا گذرانید (به همین مناسبت ملقب به ناصری نیز بود). . . . (فرهنگ فارسی معین) (لغت نامه، ج ۱۰، ص ۱۴۵۳۰)

نام عیسی بیست و پنج بار در قرآن کریم ذکر شده است: بقره ۸۷، ۱۳۶ – ۲۵۳، آل عمران ۴۵ -۵۲ -۵۵-۵۹-۸۴، نساء۱۵۷-۱۶۳-۱۷۱، مائده ۴۶-۷۸-۱۱۰-۱۱۲-۱۱۴-۱۱۶، انعام ۸۵، مریم ۳۴، احزاب ۷، شوری ۱۳، زخرف ۶۳، حدید ۲۷، صف ۶ – ۱۴.

یازده بار هم نام مسیح در قرآن مذکور است: آل عمران ۴۵، نساء ۱۵۷ – ۱۷۱ – ۱۷۲، مائده ۱۷ دوبار – ۷۲ دوبار – ۷۵، توبه ۳۰ – ۳۱-

تولد عیسی در قرآن، سوره مریم آیات ۱۶ تا ۳۵ به تفصیل نقل شده است.

دکتر خزائلی نوشته است: عیسی در زمان هرودیس در بیت اللحم یهودیه از مریم باکره متولد شد. . . اما چون هرودیس سلطنت خود را در خطر دید دستور داد که تمام نوزادان بیت اللحم را به قتل رسانند. یوسف نجار از طرف خدا مأمور شد که مریم و عیسی را از فلسطین به شام برد (شاید آیه ۵۰ سوره مؤمنون و اویناهما الی ربوهٍ ذات قرارٍ و معین، اشاره به مهاجرت مریم و عیسی به کشور مصر باشد). (اعلام قرآن، ۴۶۷)

در مثنوی، به گوشه های مختلف از داستان عیسی اشاره شده است که در این بحث، ضمن نقل ابیات، تلمیح آنها را با استفاده از قرآن و تفاسیر توضیح می دهیم.

عیسی، نصرانی، ترسا، مسیح، مسیحی

بود پادشاهی در جهودان ظلم ساز

دشمن عیسی و نصرانی گداز

۱ – ۲۱ – ۱۵

بعد از آن ترسا درآمد در کلام

که مسیحم رو نمود اندر منام

۳ – ۴۱۱ – ۱۸

تو مسیحی هیچ از امر مسیح

سر توانی تافت در خیر و قبیح

۳ – ۴۱۴ – ۱۳

عیسی هم که در مثنوی مثل آنچه در قرآن کریم (۱۹ /۳۰) آمده است همواره همچون بنده خدا و پیامبر او، نه همچون ابن الله و اقنوم که در عقاید نصاری مذکور است ظاهر می شود. به هر حال سیمایی روحانی و استثنایی است. عنوان کلمه + و روح الله هم که در قرآن کریم (۳/۴۵، ۴/۱۷۱) راجع به او آمده است او را، که از حیث ولادت به آدم و از لحاظ فرجام حال به ادریس می ماند، از سایر انبیا متمایز می دارد. (بحر در کوزه، دکتر زرین کوب، ص ۷۱)

در مثنوی عیسی تمثیل روح آمده است و خر تمثیل جسم. کسی که در فکر پرورش خر است از شناخت حقیقت غافل است و راه به معرفت نمی برد.

ترک عیسی کرده خر پرورده ای

لاجرم چون خر برون پرده ای

طالع عیسیست علم و معرفت

طالع خر نیست ای تو خر صفت

ناله خر بشنوی رحم آیدت

پس ندانی خر خری فرمایدت

رحم بر عیسی کن و بر خر مکن

طبع را بر عقل خود سرور مکن

طبع را هل تا بگرید زار زار

تو ازو بستان و وام جان گزار

سالها خربنده بودی، بس بود

زانکه خربنده ز خرواپس بود

۱ – ۳۴۸ – ۱۰-۵

مریم:

نام مادر حضرت عیسی (ع) که در مثنوی بارها از او یاد شده است.

بانگ حقّ اندر حجاب و بی حجاب

آن دهد کو داد مریم را زجیب

۱ – ۱۱۸ – ۱

بکری و آبستنی مریم:

پیدا شدن روح القدس به صورت آدمی بر مریم به وقت برهنگی و غسل کردن و پناه گرفتن به حق تعالی.

همچو مریم گوی پیش از فوت ملک

نقش را کالعوذُ بالرّحمن منک

دید مریم صورتی بس جان فزا

جان فزایی دل ربایی در خلا

پیش او بر رُست از روی زمین

چون مه و خورشید آن روح الامین

از زمین بر رُست خوبی بی نقاب

آن چنان کز شرق روید آفتاب

لرزه بر اعضای مریم اوفتاد

کو برهنه بود و ترسید از فساد

۱ – ۲۱۱ – ۹-۵

بانگ بر وی زد نمودار کرم

که امین حضرتم از من مرم

از سرافرازان عزّت سرمکش

از چنین خوش محرمان خود در مکش

این همی گفت و ذُباله نور پاک

از لبش می شد پیاپی بر سماک

۲ – ۲۱۴ – ۱۶-۱۴

مریمان بی شوی آبست از مسیح

خامشان بی لاف و گفتاری فصیح

۳ – ۵۳۶ – ۲

از دم جبریل عیسی شد پدید

کی به صورت همچو او بد یا ندید

۳ – ۲۵۳ – ۵

و نیز در ابیات: ۲-۲۱۱-۱۳-۱۲ و ۲- ۲۱۴-۱۱ و ۲-۲۱۵-۲-۱ و ۳-۳۴۹-۴ و ۱-۴۵۰-۶-۵ و ۲-۲۱۵-۲-۱ و ۳-۲۴۵-۱-۲ و ۱-۴۴۹-۱۹-۱۷ و ۱-۴۵۰-۱۲-۲-۱.

درخت خشک و پیدا شدن خرما:

می شود مبدل به سوز مریمی

شاخ لب خشکی به نخلی خرمی

۳ – ۳۸۴ – ۴

همچو مریم درد بودش دانه نی

سبز کرد آن نخل را صاحب فنی

۳ – ۷۵ – ۱۵

یا به فرّ دست مریم بوی مشک

یابد و ترّی و میوه شاخ خشک

۲ – ۴۸۶ – ۲

و نیز در این ابیات: ۳-۱۹-۱۸ و ۳-۳۴۹-۴ و ۱-۲۵۲-۵.

مریم و عیسی:

عیسی مریم به کوهی می گریخت

شیر گویی خون او می خواست ریخت

۲ – ۱۴۶ – ۲

نطق عیسی از فر مریم بود

نطق آدم پرتو آن دم بود

۳ – ۵۳۶ – ۴

نردبانش عیسی ء مریم چو یافت

برفراز گنبد چارم شتافت

۱ – ۲۹۷ – ۸

مریم دختر عمران و مادر عیسی است. در قرآن مجید در چندین مورد عیسی پسر مریم خوانده شده است و قرآن مانند انجیل، عیسی را بدون پدر می داند.

نام مریم سی و چهار بار در قرآن ذکر شده است: بقره ۸۷ – ۲۵۳، آل عمران ۳۶-۳۷-۴۲-۴۳ -۴۴ -۴۵، دوبار نساء ۱۵۶-۱۵۷-۱۷۱، دوبار، مائده ۱۷ دوبار ۴۶-۷۲-۷۵- ۷۸-۱۱۰-۱۱۲-۱۱۴-۱۱۶، توبه ۳۱، مریم ۱۶ – ۲۷ – ۳۴، مومنون ۵۰، احزاب ۷، زخرف ۵۷، حدید ۲۷، صف ۶ – ۱۴، تحریم ۱۲.

عیسی یا مسیح پسر مریم در این آیات آمده است: بقره ۸۷ – ۲۵۳، آل عمران ۴۵، نساء ۱۵۷ – ۱۷۱، مائده ۱۷ دوبار ۴-۷۲-۷۵-۷۸-۱۱۰-۱۱۲-۱۱۴۱۱۶، توبه ۳۱، مریم ۳۴، احزاب ۷، حدید ۲۷، صف ۶ – ۱۴.

قصه تولد حضرت مریم در سوره آل عمران آیه ۳۱ تا ۳۴ مذکور است.

زن عمران نذر می کند اگر فرزندش پسر باشد آنرا خادم مسجد گرداند. وقتی فرزند متولد شد دختر است نام او را مریم می گذارد پس خداوند نذر او را قبول می گرداند. (آل عمران ۳۵)

نطق عیسی در گهواره:

آن نیاز مریمی بودست و درد

که چنان طفلی سخن آغاز کرد

۲ – ۱۸۲ – ۷

نطق عیسی از فر مریم بود

نطق آدم پرتو آن دم بود

۳ – ۵۳۶ – ۴

عیسی اندر مهدبر دارد نفیر

که جوان ناگشته ما شیخیم و پیر

۱ – ۱۰۳ – ۵

یا مسیحی که به تعلیم و دود

در ولادت ناطق آمد در وجود

۲ – ۴۵۸ – ۲

طفل نوزاده شود حبر فصیح

حکمت بالغ بخواند چون مسیح

۳ – ۴۲۳ – ۱۶

طبری می نویسد: چون عیسی از مادر در وجود آمد، همان ساعت مادر را آواز داد و گفت: هیچ اندوه مدار که خدای – عزّ وجلّ – بدان جوی آب روان باز دارد، برخیز و این درخت را بجنبان تا خرما فرو ریزد، و خرما بخور و آب که در جو می آید بخور، و هیچ اندوه مبر، و با هیچ خلق سخن مگوی…. (ترجمه تفسیر طبری، ج ۱، ص ۲۱۶)

داستان خُم عیسی:

یکی از معجزات عیسی علیه السلام آن بود که اگر جامه صدرنگ را در خم می انداختند سفید و سیاه برمی آمد. (غیاث). در کتب قصص انبیاء آمده است: که مریم عیسی را به صباغی داد که به او رنگرزی بیاموزد پس جامه بسیار نزد صباغ جمع و او را کاری پیش آمد و به عیسی گفت: اینها را رنگ کن. پس حضرت عیسی جامه ها را در یک خم انداخت چون صباغ پرسید چه کردی؟ فرمود: رنگ کردم. پرسید کجا گذاشتی؟ گفت: همه در میان این خم است. صباغ در خشم شد و گفت: همه را ضایع کردی. عیسی فرمود: که تعجیل مکن. برخاست جامه ها را از خم بیرون آورد هر یک را به رنگی که صباغ می خواست، پس صباغ متعجب شد و دانست که پیغمبر خداست و به او ایمان آورد. (حیات القلوب ج۱، ص ۴۰۵ و ثعلبی ص ۳۸۹)، (فرهنگ لغات و تعبیرات مثنوی، دکتر صادق گوهرین، ج ۴، ص ۳۱۸).

خم عیسی کنایه از وجود مرد کامل که منشأ آثار وجودی متعدد و متکثر است.

او زیک رنگی عیسی بو نداشت

وز مزاج خمّ عیسی خو نداشت

جامه صدرنگ از آن خمّ صفا

ساده و یک رنگ گشتی چون ضیا

۱ – ۳۲ – ۹-۸

خم صفا که همان خم عیسی است کنایه از دل مرد کامل که هر چیز به آن وارد شود پاک و زدوده می شود. خم صدرنگ در بیت زیر که همان خم عیسی است کنایه از جهان رنگارنگ و عالم کثرت است.

تا خم یکی رنگی عیسی ء ما

بشکند نرخ خم صدرنگ را

۳ – ۳۷۹ – ۳

قصه رنگرزی عیسی در کشف الاسرار (ج ۲، ص ۱۳۳۰ ) و تفسیر ابوالفتوح (ج۱، ص۵۶۹) نیز نقل شده است مرحوم فروزانفر ضمن نقل داستان فوق در ذیل ابیات ۵۰۰ و ۵۰۱، می نویسد: اما مقصود مولانا اینست که عیسی علیه السلام مردم را به وحدت و محبت می خواند و کسی که به حقیقت دین و آیین وی راه یابد از رنگ و اختلاف و دوبینی و تزویر خلاص می یابد و به جهان بی رنگ و عالم یگانگی می پیوندد با همه ادیان و مذاهب یکی می شود. (شرح مثنوی شریف، ص ۲۱۸ و ۲۱۹)

مولوی در مثنوی، صبغه اللّه را به خصلتها و خویهای نیک و خدایی تفسیر کرده است که روح عرفا از آن رنگ گرفته اند.

رنگهای نیکت از خمّ صفاست

رنگ زشتان از سیاها به جفاست

صبغه اللّه نام آن رنگ لطیف

لعنه اللّه بوی آن رنگ کثیف

۱ – ۴۷ – ۱۳-۱۲

صبغه اللّه هست خمّ رنگ هو

پیسه ها یک رنگ گردد اندرو

چون در آن خمّ افتد و گوییش قم

از طرب گوید منم خُم لاتَلُم

۱ – ۳۲۰ – ۲-۱

صلیب یا دار عیسی:

در تاریخ یعقوبی به نقل از انجیل یوحنا آورده است: سپس تاجی ارغوانی گرفتند و بر سر عیسی نهادند، و سربازان او را می زدند و باهمان تاج بیرون بردند. . . یهود، عیسی را گرفته بردند و او را واداشتند که صلیب خود را برداشت. (تاریخ یعقوبی ج ۱، ص ۹۸) البته مولانا می گوید که کسی شبیه عیسی را بردار کردند که رئیس جهود بود:

آن امیر از مکر بر عیسی تند

عیسی اندر خانه رو پنهان کند

اندر آید تا شود او تاجدار

خود زشبه عیسی آید تاج دار

هی میآویزید من عیسی نیم

من امیرم بر جهودان خوش پیم

رو ترش بردار آویزید کو

عیسی است از دست ما تخلیط جو

۳ – ۵۲۵ – ۱۹-۱۶

خر عیسی:

آن خر عیسی مزاج دل گرفت

در مقام عاقلان منزل گرفت

۱ – ۳۴۸ – ۱۳

از خر عیسی دریغش نیست قند

لیک خر آمد به خلقت که پسند

۳ – ۲۸۰ – ۱

درازگوشی که حضرت عیسی (ع) بر او می نشست و در قرا و قصبات فلسطین به ارشاد می پرداخت. در تاریخ یعقوبی آمده است: پس همگی بر کشتن عیسی همداستان شدند. مسیح بر خری سوار به اورشلیم آمد و یارانش شاخه های خرما به دست به استقبال شتافتند. (تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص ۹۴ )

و نیز در ابیات ۱-۲۷۲-۲ و ۲-۴۳۷-۱۳ و ۳-۱۸۰-۹.

دم عیسی (نفس او):

تأثیر دم ونفس عیسی است که به اذن خدا بر ساخته ای از آب و گل می دمد به آن حیات می بخشد. با این دم است که مرده را زنده می کند. نفس اوست که بیماران را شفا می بخشد.

اندرین آتش بدیدم عالمی

ذرّه ذرّه اندرو عیسی دمی

۱ – ۴۹ – ۱۵

تادم عیسی ترا زنده کند

همچو خویشت خوب و فرخنده کند

۱ – ۱۱۶ – ۸

در مثنوی دم عیسی، نفس پیرست که سالک را زنده می کند.

تا دم عیسی ترا زنده کند

همچو خویشت خوب و فرخنده کند

۱ – ۱۱۶ – ۸

عیسویست این دم نه هر با دودمی

که برآید از فرح یا غمی

۳ – ۸۵ – ۶

دم عیسی ازخداست.

آنچه عیسی کرده بود از نام هو

می شدی پیدا او را از نام او

۳ – ۵۰۵ – ۱۱

مرغ عیسی:

آب و گل چون از دم عیسی چرید

بال و پر بگشاد مرغی شد پدید

هست تسبیحت بخار آب و گل

مرغ جنّت شد ز نفخ صدق دل

۱ – ۵۴ – ۶-۵

گفت آری آن منم گفتا که تو

نی زگل مرغان کنی ای خوب رو

۲ – ۱۶۴ – ۱۴

در فرهنگها شب پره یا خفاش را مرغ عیسی گفته اند. به روایت قرآن (آل عمران ۴۹) عیسی بر پاره ای گل چیزی خواند و در آن دمید و آن گل به اذن خدا برسان مرغی شد. طبری در این مورد می نویسد: عیسی بن مریم بدان وقت که باز به بیت المقدس آمد، خدای – عزّ وجلّ – او را فرموده بود که خلق را به خدای خوان و حجتهای خویش پیدا کن. و او بیامد و خلق را به خدای می خواند. و مردمان او را گفتند: چه حجت داری؟ گفت: حجت من آن است که من از گل مرغی بسازم و بدو اندر دمم، و آن مرغ زنده گردد، و اندر هوا بپرد، به فرمان خدای – عزّ و جلّ – گفتند که بکن. و عیسی پاره ای گل برداشت و از آن مرغی بکرد، و بدو اندر دمید، و به فرمان خدای – عزّ و جلّ – زنده گشت و اندر هوا بپرید. و آن مرغ این خفاش است که در شب پرد. و این آن است که خدای – عزّ و جلّ – گفت: اَنّی اَخْلُقُ لَکم منَ الطّینِ کهیئهِ الطیرِ فَانفخُ فیه فَیَکونُ طیرا بِاذنِ اللّه (آل عمران ۴۹). (ترجمه تفسیر طبری، ج ۲، ص ۴۳۰ و ۴۳۱- قصص الانبیاء، ص ۳۷۳- کشف الاسرار، ج ۲، ص ۱۲۲ و ۱۲۳).

در اناجیل چهارگانه از این معجزه مسیح ذکری نرفته است، لکن مسیحیان نقل آنرا در انجیل کودکی مسیح اعتراف دارند. (اعلام قرآن، ۴۷ )

زنده کردن مردگان، شفا دادن بیماران، بینا کردن کوران

صد هزاران طبّ جالینوس بود

پیش عیسی و دمش افسوس بود

۱ – ۳۳

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *