تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) شامل 95 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل شاگردان قرآن پژوه امام صادق(ع) :

مقدمه:

أبوعبداللّه جعفر بن محمد الصادق (ع)، امام ششم شیعیان و فرزند امام محمد باقر (ع) و ام فروه دختر قاسم بن محمد بن أبوبکر، در ۱۷ ربیع الاول سال ۸۳ق در مدینه به دنیا آمد. مشهورترین کنیه های ایشان أبوعبداللّه، أبواسماعیل و أبوموسی، و مشهورترین القاب ایشان صادق، صابر، فاضل و طاهر بود. امام صادق (ع) چهارشانه و سیمایی نورانی داشتند. موهایش سیاه و پرپشت و بینی او کشیده و باریک و بر گونه اش خالی سیاه بود. فرزندان حضرت را بعضی ده و برخی یازده تن ذکر کرده اند که هفت نفر از آنان پسر و باقی دختر بوده اند. عمر شریف حضرت ۶۸ یا ۶۵ سال بوده که از این مقدار ۱۲ یا ۱۵ سال با جد بزرگوارش امام زین العابدین (ع) معاصر بوده و ۱۹ سال با پدر گرامی اش و ۳۴ سال پس از شهادت وی زیسته است که همین مدت، دوران خلافت و امامت آن حضرت به شمار می آید. ایشان توسط منصور دوانیقی، خلیفه عباسی مسموم شد و در ۲۵ شوال سال ۱۴۸ق در سن ۶۵ سالگی در مدینه درگذشت. او بیشترین عمر را در میان یازده امام اول شیعیان داشته و آرامگاهش کنار قبر پدر بزرگوارش در قبرستان بقیع در شهر مدینه است.[۱]

امامت امام صادق (ع) همزمان با سال های پایانی حکومت بنی امیه و آغاز حکومت بنی عباس بود. در سال ۱۳۲ ق رژیم خودکامه و ستمگر بنی امیه، پس از ۹۱ سال حکومت، سرانجام در آستانه سقوط قرار گرفت و با کشته شدن مروان بن محمد ۱۲۶-۱۳۲ق منقرض شد و حکمرانان عباسی حکومت استبدادی خویش را آغاز کردند.[۲] در چنین موقعیتی که کشمکش های سیاسی بنی امیه و بنی عباس به اوج خود رسیده بود، امام صادق (ع) با درایت خاص خویش نهضت علمی فرهنگی تشیع را طرح ریزی کرد و دانشگاه عالی جعفری را بنیان نهاد.[۳] آن حضرت با استفاده از فرصت به دست آمده حوزه علمی باعظمتی تشکیل داد و در مدتی کوتاه علاقه مندان دانش معارف جعفری را پیرامون خود گرد آورد. آنان مشتاقانه به دانش اندوزی پرداختند و از گنجینه علوم آل محمد (ص) به قدر توانایی خویش بهره مند شدند. به گفته شیخ مفید (ره)، چهار هزار تن از حوز درسی آن حضرت استفاده می کردند.[۴] شیخ طوسی شاگردان امام صادق (ع) را ۳۱۹۷ مرد و ۱۲ زن ذکر کرده است.[۵] آن حضرت با توجه به شکوفایی دانش و به وجود آمدن مکتب های مختلف و هجوم افکار الحادی، برنامه فرهنگی خویش را در محورهای مختلف به انجام رساند. پاسخ به شبهه های گوناگون ضد دینی، تشکیل جلسات مناظره، نشر روایات و تعالیم اسلام، تدریس رشته های گوناگون علوم و تربیت شاگردان بخشی از برنامه های ششمین پیشوای شیعه امامیه بود.

در این میان، ظهور مکاتب مختلف فکری و آزادی نسبی مادی گرایان و ملحدان که به آنان «زندیق» گفته می شد، زمین رواج و گسترش مناظرات علمی و کلامی را فراهم کرد. در حقیقت، شکوفایی علمی و آزادی های نسبی فکری، بستر مناسبی برای محافل مناظره فراهم آورد و مباحث اعتقادی را به محور گفت گوها تبدیل نمود. در دور امام صادق (ع)، نهضت ترجمه از زبان یونانی، فارسی و هندی به عربی آغاز شده بود و درنتیجه، شبهات کلامی که پیش از آن مطرح بود، در این دوره با وام گیری از اندیشه های یونانی به تجدید قوا می پرداخت و از سوی دیگر، شبه افکنانی مانند إبن أبی العوجاء و أبوشاکر دیصانی که به طور علنی باورهای مردم را مورد تهدید قرار می دادند، اساس دیانت توحید و تفکر الهی را نشانه گرفته بودند. به همین دلیل، در حوزه درسی امام صادق (ع) علاوه بر مباحثی که می توان از آن به بحث های درون دینی تعبیر کرد، مباحث برون دینی نیز صورت می گرفت و مسائلی چون ضرورت و لزوم دین، اثبات خدا، جبر و اختیار، عدالت و حسن و قبح مورد بحث واقع می شد. بنابراین، حضرت پرچم بیان علم حقیقی و واقعی اسلام را بر دوش کشیدند و ایستادگی ایشان در برابر امواج کفرآمیز و شبهه های گمراه کننده آن و حل مشکلات و معضلات فکری که به پیدایش گروه های منحرفی چون غلات، زندیقان، جاعلان حدیث و اهل رأی منجر شده بود را می توان از جدی ترین اقدام های علمی و فرهنگی ایشان برشمرد.

بی تردید در بقا و نشر آثار اهل بیت (ع)، شاگردان و یاران باوفایی که زندگی شان را وقف مکتب ولایت و امامت کردند نقشی انکارناپذیر داشتند. این رادمردان فرزانه در مقابل حوادث گوناگون روزگار به پاسداری از حریم أئمه أطهار(ع) و گسترش فرهنگ دینی همت گماشتند. شاگردان امام صادق (ع) را تا چهارهزار تن نوشته اند و مقصود کسانی است که در مدت افاضه امام به تناوب از ایشان علم و دانش فرا گرفته اند، نه آنکه این چهارهزار تن همه روزه در محضر ایشان حاضر بوده اند. آنان منحصر به شیعیان نبودند، بلکه پیروان سنت و جماعت نیز از مکتب آن حضرت برخوردار می شدند؛ پیشوایان چهارگانه اهل سنت، بلاواسطه یا با واسطه، شاگرد امام صادق (ع) بودند. أبوحنیفه در رأس این پیشوایان قرار دارد که به گفته خویش، دو سال شاگرد امام بوده و اساس علم و دانشش از این دو سال است.[۶] به گفته إبن حجر عسقلانی، فقها و محدثانی چون شعبه، سفیان ثوری، سفیان بن عیینه، مالک بن أنس، إبن جریح، أبوحنیفه، پسر وی موسی، وهیب بن خالد، قطان، أبوعاصم و گروه انبوه دیگری از آن حضرت حدیث نقل کرده اند.[۷] مؤلف کتاب «کشف الغمه» نیز در این باره می نویسد: شماری از تابعین از او روایت کرده اند.[۸]

شاگردان حضرت از نقاط مختلف چون کوفه، بصره، واسط، حجاز و سایر مناطق و نیز از قبایل گوناگون مانند بنی اسد، مخارق، طی، سلیم، غطفان ، أزد، خزاعه، خثعم، مخزوم، بنی ضبه، قریش به ویژه بنی حارث بن عبدالمطلب و بنی الحسن بودند که به مکتب آن حضرت پیوستند.[۹] امام صادق (ع) هریک از شاگردان خود را در رشته ای که با ذوق و قریح او سازگار بود، تشویق و تعلیم می نمود. باید اذعان کرد که دوران ۳۴ ساله امامت ایشان که یکی از ادوار پرشکوه تاریخ تشیع به شمار می آید، به گونه ای که می توان دوره امام صادق (ع) را عصر شکوفایی دانش، فقه، کلام، تفسیر، مناظره، حدیث و در یک کلام عصر شکوفایی تمدن اسلامی نامید.

شایان ذکر است که کوفه یکی از مهمترین کانون های تجمع شاگردان امام صادق (ع) بود؛ حسن بن علی بن زیاد وشاء که از شاگردان امام رضا (ع) است، نقل می کند که در مسجد کوفه نهصد نفر را درک کردم که همگی از جعفر بن محمد (ع) حدیث نقل می کردند.[۱۰] مالک بن أنس که مدتی شاگرد امام صادق (ع) بوده،[۱۱] دربار عظمت و شخصیت علمی و اخلاقی ایشان چنین می گوید: من فقیه تر و داناتر از جعفر بن محمد ندیده ام. او داناترین فرد این امت است.[۱۲] به خدا سوگند!چشمان من ندید فردی را که از جهت زهد، علم، فضیلت، عبادت و ورع برتر از جعفر بن محمد باشد.[۱۳] أبوحنیفه نیز که دو سال شاگرد امام صادق (ع) بوده،[۱۴] نقل می کند که: اگر آن دو سال نبود، نعمان أبوحنیفه هلاک می شد.[۱۵] وی درباره عظمت علمی امام صادق (ع) گفته است: اگر جعفر بن محمد نبود، مردم احکام و مناسک حج شان را نمی دانستند.[۱۶]

هشام بن سالم می گوید: روزی با گروهی از یاران امام صادق (ع) در محضر آن حضرت نشسته بودیم. یک مرد شامی اجازه ورود خواست و پس از کسب اجازه وارد شد. امام فرمود: «بنشین». آنگاه پرسید: «چه می خواهی؟». مرد شامی گفت: شنیده ام شما به تمام سؤالات و مشکلات مردم پاسخ می گویید، آمده ام تا با شما بحث و مناظره کنم! امام فرمود: «در چه موضوعی؟». شامی گفت: درباره کیفیت قرائت قرآن. امام رو به حمران کرده، فرمود: «حمران جواب این شخص با توست!» مرد شامی گفت: من می خواهم با شما بحث کنم، نه با حمران!حضرت فرمود: «اگر حمران را محکوم کردی، مرا محکوم کرده ای!» مرد شامی ناگزیر با حمران وارد بحث شد. هرچه شامی پرسید، پاسخ قاطع و مستدلی از حمران شنید، به طوری که سرانجام از ادامه بحث فروماند و سخت ناراحت و خسته شد!امام فرمود: «حمران را چگونه دیدی؟». مرد شامی گفت: راستی حمران خیلی زبردست است، هرچه پرسیدم به نحو شایسته ای پاسخ داد! وی سپس گفت: می خواهم دربار لغت و ادبیات عرب با شما بحث کنم. امام رو به أبان بن تغلب کرد و فرمود: «با او مناظره کن». أبان نیز راه هرگونه گریز را به روی او بست و وی را محکوم ساخت. مرد شامی گفت: می خواهم درباره فقه با شما مناظره کنم!امام به زراره فرمود: «با او مناظره کن». زراره هم با او به بحث پرداخت و به سرعت او را به بن بست کشاند!مرد شامی گفت: می خواهم درباره کلام با شما مناظره کنم. امام به مؤمن الطاق دستور داد با او به مناظره بپردازد. طولی نکشید که مرد شامی از مؤمن الطاق نیز شکست خورد!به همین ترتیب، وقتی که مرد شامی درخواست مناظره درباره استطاعت قدرت و توانایی انسان بر انجام یا ترک خیر و شر، توحید و امامت نمود، امام به ترتیب به حمزه طیار، هشام بن سالم و هشام بن حکم دستور داد تا با وی به مناظره بپردازند و هر سه با دلائل قاطع و منطق کوبنده، مرد شامی را محکوم ساختند. با مشاهده این صحنه هیجان انگیز، از خوشحالی خنده ای شیرین بر لبان امام نقش بست.[۱۷]

پس از معرفی اجمالی شخصیت بی نظیر امام صادق (ع) و اوضاع و شرایط سیاسی و فرهنگی آن دوران و با توجه به موضوع این پژوهش، به معرفی اصحاب و شاگردان مفسر و قرآن پژوه امام صادق (ع) و آثار ایشان میپردازیم:

۱- أبوعبداللّه جابر بن یزید جعفی.[۱۸]

۲- أبان بن تغلب بن رباح بکری کوفی.[۱۹]

۳- ثابت بن دینار أبوحمزه ثمالی أزدی کوفی.[۲۰]

۴- أبوجارود زیاد بن منذر همدانی کوفی.[۲۱]

۵- أبوالحسن زید بن علی بن حسین بن ابیطالب(ع).[۲۲]

۶- ابومحمد سلیمان بن مهران اعمش اسدی.

أبومحمد سلیمان بن مهران أعمش أسدی -۶۰ – ۱۴۸ ق-، از تابعان ایرانی تبار کوفه و از اصحاب خاص امام صادق (ع) و از قاریان، مفسران، محدثان و فقیهان مشهور زمان خود بوده است. کمتر دانشمندی از اصحاب حدیث، علوم قرآن و تفسیر است که با نام سلیمان بن مهران آشنا نباشد و عظمت مقام و منزلت والای علمی آن دانشمند بزرگ مرتبه را نشناسد. تعابیر بلند و رسایی که در کتب رجال و تراجم در ذیل نام وی آمده است، حکایت از شأن و مرتبه والای علمی او دارد. او را سرآمد اقران و همگنان خود در دانش های مفید و دانا به علوم قرآن، حدیث و فقه دانسته اند؛ تا آنجا که وی را «أعقل الناس»، «علاّمه الاسلام»، «شیخ الاسلام»، «شیخ المقرئین»، «شیخ المحدثین» و «امام القرّاء» نامیده اند. درخشش أعمش در علوم اسلامی بیشتر در علوم «حدیث»، «قرآن» و پس از این دو علم در فقه بوده است. عموم دانشمندان شیعه و سنی از وی تجلیل کرده و به روایت او به دیده قبول نگریسته اند. بسیاری از روایاتی که از وی نقل شده، در ستایش أمیرالمؤمنین (ع) بوده است، تا آنجا که خود أعمش در ملاقات با منصور دوانیقی به روایت ده هزار حدیث در مناقب امام علی (ع) اذعان کرده است.

وی از أکابر فقها و محدثین شیعه است و در تأیید تشیع او همین بس که إبن أبی عمیر که جز از راویان شیعه حدیثی را نقل نمی کند، از وی نقل روایت کرده است. در «أمالی» شیخ صدوق از أعمش نقل شده است که خدمت امام صادق (ع) شرفیاب شدم، عده ای از شیعیان اطراف آن حضرت گرد آمده بودند، امام روی به ما کرد و فرمود: «معاشر الشیعه! کونوا لنا زینا و لا تکونوا علینا شینا؛ ای گروه شیعیان!با اعمال خود مایه سرافرازی ما باشید، نه موجب سرافکندگی ما».[۲۳] این حدیث نیز گواه این مدعاست و حضور أعمش نزد امام صادق (ع) در جایی که عده ای از خواص اصحاب امام جمع بوده اند، دلالت بر تشیع او دارد. اکثر دانشمندان اهل سنت، أعمش را به وثاقت و جلالت شأن ستوده اند، جز آنان که به خاطر شیعه بودن وی به بهانه های مختلف، او را تضعیف کرده اند. گفتار دانشمندان بزرگی از اهل سنت مانند أبوحنیفه، أحمد بن حنبل، إبن داود، إبن خلکان، دارقطنی، أبونعیم اصفهانی، إبن حجر عسقلانی، إبن سعد، إبن اثیر، طبری و…گواه روشنی است که بر این که أعمش علی رغم این که نزد آنها معروف به تشیع بوده، به پاکی و صداقت اشتهار داشته است. البته عده ای از اهل سنت به خاطر این که او فضائل امام علی (ع) را نقل کرده است بر او خرده گرفته اند.[۲۴]

بعد از ژرف اندیشی در تمام کتاب های تاریخی، برای پژوهشگر شک و شبهه ای نمی ماند که أعمش یکی از فرزانگان برجسته و فرهیخته شیعه است. تمام دانشوران اهل سنت او را به رساترین سخنان ستوده اند، نامش را به نیکی برده اند، به فضل و کمال و دانش و تقوای او اعتراف دارند و بعضی از آنان صریحا گفته اند که او شیعه است. مورخ معروف و سرشناس اهل سنت، خطیب بغدادی می گوید: او محدث توانمند کوفه و فردی شیعی مذهب بود.[۲۵] از طرف دیگر، بزرگترین دانشمندان شیعه شهادت داده اند که أعمش در جرگه دانشوران شیعی قرار دارد. شهید ثانی می گوید: گرچه بعضی از دانشمندان شیعه نامی از أعمش در کتاب های خویش نبرده اند، اما سزاوار بود که نام او را ذکر می کردند. به خاطر کمالات فراوانش دانشمندان سنی با این که اعتراف دارند به شیعه بودن او، او را ستوده اند.[۲۶] آیت الله خویی می گوید: هیچ گونه شبهه ای درباره این که أعمش از بزرگان شیعه است وجود ندارد. این سخن مورد اتفاق شیعه و سنی است.[۲۷] شیخ طوسی و قهپائی رجال شناس برجسته او را از یاران امام صادق (ع) برشمرده اند.[۲۸] إبن سعد در «طبقات» می گوید: أعمش از دانش پژوهان قرآن، محدثان کوفه و مقرئ قرآن بود.[۲۹] سید محسن امین می نویسد: او یکی از فرهیختگان برجسته و محدثان نامور و بزرگان شیعه است که جمع زیادی به عدالت و وثاقت او شهادت داده اند. شیخ بهاءالدین عاملی درباره اش می گوید: أعمش از زاهدان و فقیهان شیعه بود.[۳۰] میرداماد مینویسد: سلیمان بن مهران در فضل، کمال، وثاقت، بزرگی، تشیع و استقامت در راه خدا معروف است.[۳۱]

مشایخ أعمش صدها نفر هستند که در برخی از کتاب ها نام ۱۰۶ نفر از آنان آمده است، از جمله أنس بن مالک، زید بن وهب، ابراهیم بن مالک اشتر نخعی، سعید بن جبیر، إبن مجاهد، زر بن حبیش، عبدالرحمن بن أبی لیلی، کمیل بن زیاد نخعی، ولید بن عباده بن صامت، تمیم بن سلمه، محمد بن عبدالرحمن بن یزید نخعی، اسماعیل بن رجاء، حبیب بن أبی ثابت، یحیی بن وثاب و….[۳۲] کسانی که از أعمش روایت کرده اند عبارتند از: أبواسحاق السبیعی، عاصم بن أبی النجود، زید بن أسلم، صفوان بن سلیم، سهیل بن أبی صالح، ابان بن تغلب وإبن أبی عمیر، اسماعیل بن أبی خالد، أبوحنیفه، إبن اسحاق، سفیان ثوری، حفص بن غیاث و….[۳۳] سلیمان بن مهران أعمش بعد از تلاش فراوان در راه نشر احادیث اهل بیت عصمت (ع) و ترویج دانش قرآن و احکام شرعی درسال ۱۴۸ ق مرغ جانش به عالم ملکوت پرواز کرد و چشم از این جهان ماده فرو بست و به جوار رحمت الهی شتافت.[۳۴]

۷- أبوالحسن مقاتل بن سلیمان بن بشیر أزدی مرو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *