تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲)؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲) انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲):

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲) آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲) با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲) از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲)، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل صحابه امام حسین(ع)، ویژگی ها و فضیلت ها (۲) :

شجاعت و دلاوری

رزمگاه، آزمونگاه انسان و لحظه های خطیر خطر، جلوه گاه اراده های سترگ و جان های نیرومند و شجاع است. حضرت علی اکبر(ع) در دور دوم نبرد در میدان کربلا در رجز خویش فرمود:

الحربُ قد بانت لَهَا الحقائق

و ظَهَرَتْ مِنْ بعدها مـصادق

و اللهُ ربّ العرش لانُفارِقُ

مجموعَکم اَوْ تُغْمد البوارق

(آینه در کربلاست، ۱۳۸۸: ۳۹۷)

جنگ حقایق را آشکار می سازد و جلوه های حقیقت پس از آن چهره می نماید. به پروردگار عرش سوگند که هرگز گروه شما را رها نخواهم کرد تا شمشیرها در تن هایتان (یا در غلاف) قـرار گـیرند.

شجاعت و دلاوری فضیلتی است که دشوارترین، تلخ ترین و هولناک ترین رویدادها را تحمل پذیر می سازد. یاران حسین، نه تشنگی، نه گرسنگی، نه زخم، نه تمسخر و نه مرگ را به چیزی گرفتند آنان عاشقانه و بی باکانه رویاروی تیرها و تیغ ها و نـیزه ها مـی ایستادند و می جنگیدند و به تعبیر و توصیف شکوهمندی که از آنان شده است:

قومٌ اِذا نُودوا لِدَفْعُ مُلِمَّهٍ

و الخیلُ بین مَدَعَّسٍ و مُکردسٍ

لَبسِوا القلوبَ علی الدّروعَ فَاَقْبلوا

یتهافتونَ اِلی ذهاب الَانفس

(اللّهوف علی قتلی الطّفوف، ۱۳۸۹: ۱۶۲)

گـروهی که چـون رویاروی دشـمن قرار گیرند و دشمن غرق در سـلاح و سـواره بـاشد، قلب هایشان را بر زره هایشان می پوشانند و تا لحظه جان دادن شجاعانه می جنگند.

در یک معادله ساده دست کم روبه روی هر یک از یاران امام دویست نفر ایستاده اند؛ آنان آب و غـذا و تـدارکات کافـی دارند و این سو در محاصره، نه آب، نه غذا و نه زاد و تـوشه ی کافـی اما با این که می دانند کشته می شوند در چهره هایشان نشانی از هراس و تراس نیست.

رجز خواندن در چنین موقعیتی خود حماسه است؛ آن هـم اگـر رجـزخوان کودک و نوجوان باشد؛ یازده دوازده ساله ای که دمی پیش پدرش در همان میدان شهید شده و او مـادر داغدیده ای در کنار خویش دارد با و لبانی عطش زده، در مقابل دشمنانی خونخوار می خواند:

امیری حسینٌ و نعم الامیر

سرورُ فؤاد البشیر النَذیر

عـلی و فـاطمهُ و الداهُ

و هل تعلمون لَهُ مِنْ نظیر

لَهُ طلعهٌ مثلُ شمس الضّحی

لهُ غـُرّهٌ مثلُ بدرٍ مَنیرٍ

آقا و رهبر من حسین است و چه رهبری! او شادی بخش جان پیامبر، بشیر و نذیر اسـت؛ پدر و مـادرش عـلی و فاطمه اند آیا هم تراز او کسی را می یابید و می شناسید؟ سیمایش چون آفتاب می درخشد و پیشانی اش روشنای ماهتاب دارد.

اگـر کودکی چـون عـمرو بن جُناده این گونه شجاعانه می جنگد پیری چون عابس بن ابی شبیب شاکری نیز چنین اسـت. عـابس، دلیر و شـب زنده دار و سخنور و شاعر بود. راوی حدیث در کوفه و شخصیتی عالم و پیری موی سپید که پیامبر را نیز درک کرد بود، روز عـاشورا بـا خویش گفت: فَاِنَّ هذا الیوم ینبغی لنا اَنْ نطلب فیه الاجر بکلّ ما قـدرنا عـلیه فـانّهُ لاعمل بعدالیوم و انّما هُوَ الحساب، این را گفت و خود را به امام در کنار میدان رساند و به امـام عـرض کرد: یا اباعبدالله هیچ آفریده ای بر زمین، نزد من عزیزتر و محبوب تر از تو نیست. اگر مـی توانستم بـا چـیزی بهتر از جان، از شما دفاع کنم، دریغ نمی ورزیدم، درود بر تو یا اباعبدالله، خدا را گواه می گیرم که بر راه تـو و پدرت هستم.

در میدان کسی هماوردش نبود، فریاد زد الافیکم رجُل؟ یک مرد در میان شما نیست که بـه مـیدان آید و بجنگد؟

عـمر سعد گفت: با او نمی توانید بجنگید، سنگبارانش کنید، عابس کلاه خُود و زره را دور افکند و در میان بُهت و شگفتی همگان، جـنگید تـا بـر اثر سنگ ها و زخم ها و شمشیرها بر خاک افتاد.

لبخند بر مرگ، شیوه شـیرینِ یاران حـسین است. رزم در تشنه کامی و برهنگی تنها رسم عابس نبود، همه یاران، سروگونه و کوه وار ایستادند و حماسه آفـریدند و درس شـجاعت و فداکاری به تاریخ آموختند.

ولایت مداری

یاران بصیر عاشورا، امام شناس و ولایت مدار بودند؛ معرفت آنـان نـسبت به امام خویش، در رفتار عاشقانه، عالمانه و پاکبـازان آنـان نـسبت به امامشان تجلی یافته بود. آنان عـارف بـه حق امام بودند و با همین معرفت و شناخت، پاکبازی و سرافشانی و فداکاری در راه امام را با هـمه وجـود در سخت ترین آزمون ها و موقعیت ها پذیرا شدند.

یاران امـام، مـصداق بارز تـولی و تـبرّی بـودند. هم دوست شناس بودند و هم دشمن شناس؛ بـه هـمان شدت که ارادت و عشق به امام داشتند به همان اندازه از دشمن حـق، نـفرت و برائت داشتند. هم امام هدایت را مـی شناختند و هم امام ضلالت را. در مـنزل ثـعلبیه وقتی میان امام و یکی از مسافران مـلاقاتی صـورت پذیرفت، مسافر تفسیر آیه یوم ندعوا کلَّ اُناسٍ بامامِهِمْ (اسراء/ ۷۱) را پرسید، امام فرمود: اِمامٌ دعا الی هـُدی فـَاَجابوا الیه و امامٌ دعا الی ضلالهٍ فَاَجابوا الیهـا هـؤلاء فـی الجنّه و هؤلاء فـی النـّار و هُوَ قولُهُ تعالی فـریقٌ فـی الجنّهِ و فریقٌ فی السَعیر (سخنان حسین بن علی، ۱۳۸۶: ۱۳۵) آری امام و پیشوایی هست که مردم را به راه راسـت و بـه سوی سعادت و خوشبختی می خواند و گروهی بـه وی پاسـخ مثبت داده و از او پیروی مـی کنند و پیشـوای دیگـری نیز هست که به سـوی انحراف و بدبختی دعوت می کند، گروه دیگری نیز به وی جواب مثبت می دهند که گروه اول در بهشت و گروه دوم در دوزخ اسـت امـام سپس فرمود معنای آیه دیگر که فریقٌ فـی الجـنّه و فـریقٌ فـی السـَعیر، گروهی در بهشت اند و گـروهی در دوزخ، همین است.

یاران حسینی به کمال دین رسیده بودند و کمال دین، همین قرار گرفتن زیرِ چتر ولایت و برائت از دشمنان است. کمـال دین را حـضرت رضـا(ع) این گونه بیان کرده اند: کمالُ الدّین ولایتُنا و البرائهِ مـِنْ عـَدُوِّنا (بـحارالانوار، ۱۴۰۳ ق، ج ۲۷: ۵۸)

پیر عـاشورا، جـابربن عـروه انصاری، در میدان نبرد وقتی رجز می خواند، در رجز خویش دفاع از اباعبدالله را دفاع از پیامبر می دانست و می گفت:

قد علمت حقّاً بنو غفار

و خندفٌ ثُمّ بنو نزار

بنصرِنا لاحمد المختار

یا قـوم حاموا عن بنی الاطهار

الطّیبین السّاده الاخیار

صلّی علیهم خالقُ الابرار

(آینه داران آفتاب: ۱۳۸۷: ۷۱۸)

قبایل بنی غفار و خندف و نزار به خوبی می دانند که ما یاور و جان باخت پیامبر برگزیده خداییم. ای مردم، حامی و یاور خاندان پاک و پیشـوایان مـردم نیکوکار باشید، خاندانی که درود آفریدگار نیکان و درست کاران بر آنان باد. حُرّ بن یزید ریاحی، یار آزاده و جوانمرد عاشورا، در رزمگاه کربلا پژواک صدایش می پیچید که:

اِنّی اَنَا الحُرَّ و مأوی الضَیف

اَضْربُ فی اعناقکم بالسَیف

عَنْ خـیر مـَنْ حَلَّ بلاد الخَیفِ

اَضْرِبکم و لا اری مِنْ حَیفِ

(همان: ۶۴۶)

من حُرّم، پناهگاه میهمان و زبانزد مهمان نوازی، که گردن هایتان را به شمشیر می سپارم؛ من پاسدار بهترین مرد سرزمین مـکه ام. مـی جنگم و شمشیر می زنم و پروا نمی کنم که نبرد مـن سـتمگرانه نیست.

در این رجز چند نکته هست، نخست آن که به پیمان شکنی و مهمان کشی کوفیان اشاره می کند که علی رغم دعوت از امام به جای حمایت و پذیرایی، مقابل او شمشیر کشیدند. نکت دوّم امـام را بـهترین مرد سرزمین مکه، یعـنی سـرزمین وحی می داند و گویی دفاع از امام دفاع از کعبه است و نکت سوم آن که دفاع از امام را عین عدالت و مصداق بارز ستم ستیزی معرفی می کند.

مرور رجزهای یاران عاشورا، سرشار از اشارات ولایت مداری یاران است و برائت از بـیدادگران، ابـوشعثاء کندی در رجز خود، تقابل میان دو جبهه حسین(ع) و عمرسعد را بیان می کند و می گوید:

یا ربّ اِنّی للحسین ناصرٌ

ولابنِ سعدٍ تارک و هَاجِرُ

(همان: ۷۰۴ )

پروردگارا من یاور حسینم و از ابن سعد دوری و بیزاری می جویم.

مظهر ارادت و تسلیم در مقابل ولایت حـسینی، ابـوالفضل العّباس اسـت که پیک امین امام، محافظ و جانباز او بود و در حماسه شکوهمند رفتن به علقمه، وقتی خنکای آب، دستان تشنه اش را نواخت و آب را تا فـضای لب های خشکیده فرا آورد، ناگهان به یاد لبان تشنه ی برادر و امام خویش افـتاد و بـا خـویش گفت:

یا نفس من بعدالحسین هونی

فبعدهُ لاکنتِ اَنْ تکونی

هذا حسینٌ شاربُ المنون

و تشربین باردالعینِ

هیهات مـا هـذا فعالُ دینی

و لافِعالُ صادق امین

ای من! مباد بعد از حسین بمانی. مولای تو حـسین مـرگ مـی نوشد و تو می خواهی آب گوارا بنوشی؟ نه، این رسم و راه جوانمردی و دینداری و صداقت نیست و آن گاه که دست راستش جدا می شود، مـی گوید من از دینم و از امام صادق پاک سیرتم که از نسل پیامبر است حمایت می کنم.

و عن امام صـادق الیقین

نَجْل النَّبَی الطـّاهر الامـین

(بحارالانوار، ج ۴۵: ۳۶)

نکته آن است که دفاع ابوالفضل به پاس و انگیزه برادری نیست که حسین را «امام» خویش می داند. حتّی کاروان اسیران نیز در تمام راه، ولایت پذیر بودند و چشم و گوش به سخنان امام خویش سیدالسّاجدین سپرده بودند و در تـصمیم گیری ها، هدایت و اشارت امام را محور و مبنا قرار می دادند.

عشق ورزی و محبت آنان به اباعبدالله و سیدالساجدین ریشه در همان باور عمیق ولایت داشت نه رشته خویشاوندی و خانوادگی، حتی وقتی رباب ـ همسر وفادار اباعبدالله الحسین(ع) ـ در مـجلس ابـن زیاد سر امام را برداشت و بوسید و بر دامن گذاشت و گفت:

و احسیناً فلا نسیتُ حُسیناً

اَقْصَدَتْهُ اَسِنّهُ الادعیاء

غادروهُ بکربلاء صریعاً

لاسَقَی اللهُ جانَبِی کربلاء

(بررسی تاریخ عاشورا، ۱۳۷۲: ۱۵۷)

و احسینا! من هرگز فراموش نـمی کنم و نـخواهم کرد که لشکر کفر با پیکر حسین و با نیزه ها چه کردند و از یاد نمی برم که جنازه اش را در کربلا روی خاک رها کرده و دفن نکردند، او را تشنه کشتند! خداوند هیچ وقت کربلا را سیراب نسازد.

این مرثیه، به سبب صرفاً همسر امام بـودن گـفته نشده بلکه عظمت امام و عمق جنایت دشمن را روشن می سازد.

آموز اصحاب حسین به هم ما همین است که اِنّی اتقرَبُ الی اللهِ بزیارتکم و بمحبّتکم وَ اَبْرءُ الی اللهِ من اعدائکم (مفاتیح الجنان، بی تا: ۴۴۲)

کربـلا آمـوخت که بـاید هر روز جبهه خویش را تعیین کنـیم و مـعلوم کنـیم با که هستیم و با که نیستیم. همین است که خواندن زیارت عاشورا که پیام محوری آن همین است، در هر روز توصیه شده است.

صبر و استقامت

صبر بـر شـدائد و اسـتقامت در راه تحقق آرمان های دینی آن قدر دشوار و طاقت سوز و کمـرشکن اسـت که پیامبر فرمود سوره ی هود پیرم کرد؛ شیبتنی سوره هود، پرسیدند: چه چیزی از آن سوره شما را پیر کرد آیا داستان انبیا و نابودی اُمّت ها؟ فرمود خیر، بـلکه این قـول خـداوند که فرمود فاستقم کما اُمِرْتَ… (ترجمه قرآن کریم، ۱۳۷۴: ۲۳۴)

وقتی صحنه ی نبرد داغ و مـرگ ریز و میدان غرق خون و هیاهوی جنگاوران است چه بسیار زانوان که سست می شود و چه اراده ها که لرزان و ترسان و هراسان به فکر رهـایی و گـریز مـی افتند.

در آزمونگاه خوف و جوع و نقص اموال و انفس تنها صابران، فائز و سرفراز و پیروزنـد و در لحـظه های هولناک رویارویی، تنها مؤمنان به نصر و فتح الهی، و شیفتگان شهادت و وصال گام فراپس نمی گذارند. قرآن کریم در توصیف هـنگامه ی جـهاد و شـهادت، از کسانی یاد می کند که از وحشت و ترس به شیوه ی بی هوشان و وازدگان و مرگ رسیدگان نـگاه مـی کنند، چـشم هایی که گرد شده اند و مرگ در آن ها پرسه می زند ینظرونَ الیک نَظَرَ المغشّی علیه من الموت (محمد/ ۲۰) و تـدورُ اعـینهم کالّذی یغـشی علیه من الموت (احزاب/ ۱۹)

راز آنان که شکیب و استقامت نمی ورزند آن است که اسیر و دل بسته اند و دلواپس از دسـت دادن داشـته ها و سرمایه هایند آنان که خدا را مشتری، تن را کالا و بهشت را بهای از تن گذشتن می دانند چه باک و پروای خـطر دارنـد. آن که از خود رسته است به تعبیر امیرمؤمنان علی(ع) فی الزّلازل و قورً و فی المکاره صبورٌ (نهج البلاغه، ۱۳۸۷: ۲۸۸) در لغـزشگاه ها اسـتوار و باوقار و در سختی ها صبور و شکیباست. در کربلا، یاران پاکباز حسینی در موقعیت محاصره، تمسخر و شماتت، تحقیر و تـهدید و در بـرهنگی شـمشیرهای حریص و نیزه های شقاوت و تیرهای قساوت جز صبر و صلابت از خود نشان ندادند.

امام عاشورا، خود در مـوقعیت های گـوناگون آنان را به صبر دعوت می کرد و نتایج این صبوری را نیز گوشزد می کرد. صبح عـاشورا، پس از بـرگزاری نـماز صبح، امام در خطابه ای کوتاه اما پرشور و آتشین فرمود: صبراً بنی الکرام فما الموتُ اِلاّ قنطره تَعْبُرَ بـکم عـن البـُؤُس و الضّراءِ الی الجنان الواسعه و النَعم الدّائمه فایکم یکرهُ اَنْ ینتقل مِنْ سجنٍ الی قـصر و مـا هُوَ لاعدائکم اِلّا کمَنْ ینتقلُ مِنْ قصرٍ الی سجنٍ و عذابٍ (سخنان حسین بن علی از مدینه تا کربلا، ۱۳۷۴: ۱۸۲)

ای بزرگ زادگان، صـبور و شـکیبا باشید که مرگ جز پل و گذرگاهی نیست که از رنج و سختی، شما را به بهشت بیکرانه و نـعمت های جـاودانه می رساند. کدام یک از شما خوش ندارد که از زندان بـه قـصر درآید. هـمین مرگ برای دشمنان شما رفتن از قصر بـه زنـدان و شکنجه گاه است.

ایمان و حُبّ الهی و اعتماد وثقه به قول خداوندی، راز اصلی صبوری و پایداری یاران و حـتّی احـساس لذّت و حلاوت کردن هنگام مواجهه شدن بـا مـصائب و شدائد اسـت؛ اگـر قـاسم بن الحسن(ع) اَحلی من العسل مـی گوید و مـرگ را شهد و شیرینی می انگارد از همین خاستگاه و سرچشمه است.

در زیارت ناحیه مقدّسه، حضرت اباعبدالله الحـسین(ع) «مـحتسب صابر» خوانده می شود:

السّلام علی المـحتسب الصابر، السّلامُ علی المـظلوم بـلاناصر

؛ سلام بر آن شکیبایی که دل در شـمارش خـدای خود داشت و بی یاور و ستمدیده بود. همین ویژگی برای ابوالفضل العباس در زیارت نامه آمده اسـت.

امـام در یارانش تجلّی کرده بود و آنان نـیز مـحتسب صـابر بودند و متناسب بـا درجـات و کمالات خویش، صبور صـحنه های هـولناک و اراده شکن.

این که امام یاران را به عبادت و تهّجد و زمزمه با محبوب می خواند برای همین است. کسـی که شـب بزرگ داشته باشد می تواند روز بزرگ را رقـم بـزند. آنان که زاهـد شـب اند مـی توانند «شیر» روز باشند. کسی که شـبانگاه خوف دارد و شکرگزاری، روزی همه «فرح» خواهد داشت علی در توصیف همین انسان هاست که می فرماید: یمْسی وَهمُّهُ الشُّکرُ و یصـبحُ و هـَمُّهُ الذَکر یبیتُ حَذِراً و یصبحُ فَرَحاً (نهج البلاغه، ۱۳۸۷: ۲۸۸) شـب را بـا «شـکرگزاری» بـه صـبح می رساند و روز را با ذکر، بـا این هـمه ترسان و هراسان است اما صبحگاهان نشاط و سرزندگی در رفتارش پیداست.

در سپیده دمان عاشورا، پس از نماز صبح، امام در جمع یارانـش که از سـفر شـبانگاه اشک و زمزمه به صبح رسیده بودند سـخن گـفت، آنـ گاه بـا گـوشه چـشم به انبوه سیاه دشمن نگریست و سر به آسمان برداشت و با خدای خویش زمزمه کرد: اللهّم اَنْتَ ثقتی فی کلّ کربٍ و رجائی فی کلّ شِدْهٍ و اَنْتَ لی فی کلّ امرٍ نَزَلَ بی ثـقه و عُدَهٍ کمْ مِنْ هَمّ یضعُفُ فیه الفُوَاد و تَقِلُّ فیه الحیلهُ وَ یخذلُ فیه الصّدیق و یشمتُ فیه العَدوّ اَنْزَلَتَهَ بک و شکوتْهُ الیک رغبهً منّی الیک عَمَّنَ سِواک فکشفتُه وَ فرّجَتُه فَاَنْتَ ولی کلِّ نعمهٍ و مُنتَهی کلِّ رَغْبهٍ (سـخنان حـسین بن علی از مدینه تا؟ ؟؟، ۱۳۷۴: ۱۸۵)

خدایا تکیه گاه و اعتماد من در هنگامه سختی و رنج تویی و امید در رویدادهای ناگوار، و ساز و برگ من در مشکلات تویی تو. چه غم های هستی سوز و کمرشکن که دل را می گدازند و امیدها را ناامید مـی سازند، دوسـتان را دور می گردانند و دشمنان را به طعنه و شماتت می کشانند. در این لحظه های دشوار تنها و تنها به پیشگاه تو شکوه می آورم و از دیگران امید می گسلم. تویی که مرا درمی یابی و ابـرهای غـم را می زدایی و به ساحل آرامشم مـی رسانی. خـدایا تو صاحب هر نعمت و نهایت خواسته و آرزوی همگانی.

امام عاشورا در این نیایش، راز ایستادگی و صبوری را می نمایاند؛ اعتماد به خدا پشتوانه ی گذار از طوفان ها و گرداب هاست. این اعتماد و اعتقاد، طعنه و تـسمخر و زخـم و درد را تحمل پذیر می سازد و دشواری ها را آسـان.

یاران امـام زیر چتر این نیایش ها و در پرتو آموزه های امام خویش، بشکوه و نستوه ایستادند و فداکاری کردند. یار پاکباز امام، حنظله شبامی، وقتی پس از نبردی سخت، مقابل تیر و نیزه و شمشیر ایستاد و با تنی گلگون و چهره ای ارغوانی از میدان بـه دیدار امـام بازگشت، از مولایش پرسید: یا سیدی و مولای اَفَلا نروحُ الی ربّنا و نَلْحَقُ، ای سرور و مولای من آیا ما با این جان فشانی ها و فداکاری ها به بارگاه محبوب نمی رویم و به دیدار حق نمی پیوندیم؟ امام پاسخ داد: چرا! چرا! لحظه ای دیگر بـه چـیزی خواهی رسـید که برای تو از همه ی دنیا و آن چه در آن است بهتر و سعادت آورتر است پس بشتاب (در سوگ امیر آزادی (ترجمه مثیرالاحزان)، ۱۳۸۰: ۲۳۶ )

شگفت آن است که در مـیدان نبرد، برخی از یاران در واگویه و گفت وگو با خویش، خود را به صبوری و پایداری دعوت مـی کردند؛ احـمدبن حـسن، فرزند برومند امام مجتبی(ع)، پس از شهادت برادرش قاسم به میدان رفت اندکی جنگید و به سبب شدّت تشنگی بـازگشت و از عـمو آب طلبید امام فرمود: اندکی دیگر صبر کن، جدّت رسول خدا تو را سیراب خـواهد کرد و او در بـازگشت بـا خویش زمزمه کرد:

اصِبْرِ قلیلاً فالُمنا بعدالعطش

فَاِنّ روحی فی الجهاد تنکمش

لاارهبُ الموت اذا الموتُ وَحـَش

وَلَمْ اکنْ عند اللّقاء ذارَعَش

(ذریعه النّجاه (ترجمه)، ۱۳۸۰: ۲۵۱)

ای نفس، لختی تشنگی را تحمل کن که آرزو بعد از تـشنگی است. زیرا که روح من در جهاد زیاد مـی کوشد.

وقـتی مرگ هراس انگیز باشد مرا هراس و واهمه ای نیست و در هنگام مبارزه ترسان و لرزان نیستم.

شاید یکی از زیباترین توصیفات در باب صبوری یاران امام حسین(ع) این سروده باشد:

قومٌ اذا نودوا لِدَفعُ مُلمِّهٍ

و القومُ بین مُدَعَّسٍ و مُکردَسٍ

لَبِسوا القـلوبُ علی الدَّروعُ و اقبلوا

یتهافتون علی ذهاب الانفُسِ

(الملهوف علی قتلی الطُفوف، ۱۳۴۸: ۱۲۲)

گروهی که هرگاه در نبردگاه، به یاری و دفع گرفتاری فراخوانده شوند دل های خود را روی زره می پوشانند (از تن گذشته و جان به میدان می آورند) و برای جـانبازی بـر یکدیگر سبقت و پیشی می گیرند (و این در حالی است که دشمن آنان غرق در اسلحه و تا دندان مسلّح است)

شکوه صبوری را در یاوران پس از عاشورا روشن تر می توان دید؛ زنان و کودکانی که از کنار بدن های پاره پاره می گذرند و شاهد هلهله و شادی دشمن بـی رحم اند و در اشـک و تازیانه و خارزار، عازم فردایی مبهم و نامشخص اند، صبوری می ورزند و چون امام وصیت کرده جزع نکنند و گریبان چاک نزنند و صورت نخراشند تا دشمن شاد شوند، صبورانه و موقرانه، همه ی رنج ها و داغ ها و زخم ها را بـه جـان می خرند و بر آرمان و راه شهیدان پای می فشرند و در مجلس عبیدالله و یزید شجاعانه می ایستند و حقیقت را آشکار و فریب و دروغ را تخطئه و رسوا می کنند.

زینب کبری(س)، فاطمه صغری، رباب، سکینه، ام کلثوم، زیر جتر ولایت سیدالسّاجدین، با شکیبی شگفت، رسـالت و مـأموریت خـویش را به خوبی به فرجام رسـاندند، حـقیقت آن اسـت اگر در زیارت ناحیه مقدسه دربار اباعبدالله الحسین(ع) آمده است که عَجَبَتْ مِنْ صبرِک مَلائکه السّماءِ، فرشتگان آسمان از صبوری تو به شگفت آمدند هـمین جـمله تـوصیف شکیب شگفت کاروان اسیران نیز هست.

اگر مقام و جـایگاه شـهیدان کربلا و بازماندگان اسیر چنین رفیع و والاست به پاس همین صبوری و ایستادگی است. در قرآن پاداش صبوران شمارش ناپذیر است. انّما یوفّی الصـابرون اجـرهُم بـغیر حساب (الزّمر/ ۱۰) و صبوران، صلوات و رحمت و هدایت الهی را می یابند؛ اولئک علیهم صـلواتٌ من ربّهم و رحمهً و اولئک هُمُ المهتدون (بقره/ ۱۵۷)

پاداش شهیدان کربلا، به پاس صبوری، استمرار وجودی آنان و تأثیر جاودانه و پایان ناپذیر در تاریخ اسـت. پاداش صـبر، ظـفر است و نصر. امیرالمؤمنین علی(ع) می فرماید: من رکب مرکب الصبّر اهتدی الی مـضامر النـَصر. (میزان الحکمه، ج ۳، ۱۴۱۶ ق: ۱۵۵۹) هر کس بر مرکب صبر سوار شود، به میدانگاه یاری حق و پیروزی خواهد رسید.

کربلا، بزرگ ترین پیروزی تاریخ اسـت و زیبـاترین صـحنه و صفحه و این همه را از صبوری در راه و آرمان الهی دارد.

غیرت و حمیت دینی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *