تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی شامل 103 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی :

مقدمه

مرور تاریخ گذشتگان به ویژه حاکمان از صدر تاریخ تاکنون نکات ارزشمندی را به تجرب انسان ها در امور حکومت داری عرضه می دارد که میتوان با عبرت اموزی و تفکیک نقاط قوت و ضعف آن ها، راه را برای آینده هموارتر ساخت و از استحکام بیشتری در امور حکومت داری برخوردار بود.

عبرت آموزی از تاریخ به این معناست که با شناخت دقیق عوامل سقوط ها و صعودها بتوان به مدیریت هوشمندتر جامعه همت گمارد و برای آیند یک ساختار سیاسی تدابیر لازم را اندیشید، مواضع خطر را شناخت و برای عبور دادن جامعه از فتنه ها و آسیب های احتمالی چاره اندیشی کرد. بررسی «فایل پاورپوینت کامل عوامل معرفتی ناپایداری حکومت علوی» که نوشتار حاضر به آن اختصاص دارد در همین راستا صورت گرفته است. ضرورت و اهمیت موضوع در این است که حکومت علوی در جنب نظری و دانش مدیریت و علم حکومت داری از عیاری کامل برخوردار بود و از این ناحیه کاستی و نقصی در آن مشاهده نمی شود. اما سؤال اساسی این است که چرا این حکومت با داشتن پشتوانه علمی و عملی کامل و دقیق و برگرفته از آموزه های قرآنی و نبوی چندان دوام نیافت و در مدت اندک خود از آرامش و ثبات کافی برخوردار نبود. درحالیکه حکومت های قبل و بعد از آن با وجود کاستی های نظری و عملی نسبتا پایدارتر بوده اند. در پاسخ به پرسش نوشتار حاضر قطعا تحقیقات و پژوهش هایی صورت گرفته است مانند مقال «سیف اله صرامی» با عنوان «عوامل ناپایداری حکومت علوی» و «بررسی عوامل و شاخص های پایداری و ناپایداری سیاسی در حکومت دینی از دیدگاه امام علی (ع) و تطبیق آن بر نظام جمهوری اسلامی» از «محمد مهدی امامی» که موضوع رسال دکتری ایشان است و نیز برخی پژوهش های دیگر که در منابع تحقیق ذکرشده اند. اما تعدد عوامل ناپایداری حکومت علوی در هشت بخش معرفتی، اجتماعی فرهنگی، سیاسی ، امنیتی ، اقتصادی ، نیروی انسانی، ارزشی –راهبردی، ویژگیهای شخصیتی امیرالمومنین (ع)، نیازمند پژوهشی عمیق تر و گسترده تر است که از حوصله نوشتار کنونی خارج است. از این رو در نوشتار پیش رو صرفا به واکاوی عامل معرفتی می پردازیم و زوایای آن را بررسی خواهیم کرد. شایان ذکر است مجموعه عوامل ناپایداری حکومت علوی دو دسته اند: الف) عواملی که فی نفسه مثبت و ارزشی تلقی می شوند اما در شرایط زمامداری حضرت امیر (ع) موجب ناپایداری حکومت ایشان شده اند مانند: عوامل ارزشی راهبردی ب) عواملی که از ابتدا عوامل منفی و ضد ارزشی بوده اند و زمینه های سقوط حکومت را فراهم کردند؛ مانند: عامل نیروی انسانی یا ضعف باورها در عوامل معرفتی .

لازم به ذکر است که بیان دلایل ناپایداری حکومت علوی به معنای نادرست بودن روش حکومت علوی یا عالم نبودن به علم حکومت داری نیست؛ بلکه با پذیرش این باور که حکومت علوی در بعد نظری و عملی هیچگونه کمبودی نداشته است و طبق اقرار موافقان و معاندان، ایشان کاملا آگاه به کم و کیف زمامداری بوده اند، این سؤال مطرح می شود که چرا حکومت ایشان دوام نیاورد و مدت حکومت کمتری نسبت به دوره های قبل و بعد از خود، داشته است .

. معنا و مفهوم عوامل معرفتی

منظور از «عوامل معرفتی» در این نوشتار تمام عواملی است که به «باورها و اعتقادات» و «دانش ها» مربوط می شود. زیرا باورمندی یا عدم آن نسبت به جایگاه حاکم، تفاوت او و حکومت او با سایر حاکمان و حکومت ها در حقیقت کاشف از وجود یا عدم وجود نیرویی است که میتواند به تقویت حاکم و حکومت او بینجامد یا اینکه سقوط حکومت او را فراهم آورد. «آگاهی یا ناآگاهی» از حاکم و ویژگی های شخصیتی او و توانمندی ها و امتیازات او نسبت به سایر حاکمان و حکومت ها می تواند در حمایت و اطاعت یا تضعیف و نافرمانبرداری نقش اساسی ایفا کند.

فاصل ۲۵ سال حکومت علوی با حکومت نبوی و شکاف معرفتی ایجاد شده بین نسل ها و تنزل جایگاه جانشین پیامبر (ص) از حد وصایت و ولایت به خلافت و هم تراز دانستن حاکمیت علی (ع) با سایر خلفا، و افزایش گستر سرزمین های اسلامی به واسط رویکرد کشورگشایی خلیفه دوم، به طور طبیعی معرفت جامع اسلامی را با تنزل و شیب تندی مواجه ساخته بود که بیش از این از جامع آن روز انتظار نمی رفت. زیرا فضای جامع آن روزگار به گونه ای رقم خورده بود که اسلام و آموزه های آن در نوع مدیریت خلفا خلاصه می شد و مردم، اسلام و آموزه های آن را صرفا از همین مجرا، می شناختند و عمل میکردند.

هنگامی که چشم اندازهای اصیل یک نظام و حکومت به فراموشی سپرده شود و بدعت هایی تحت نام اسلام و قرآن جایگزین آن شود و هیچ گونه پیوندی بین نسل های آتی با نسل اول یک نظام صورت نگیرد و آموزه ها و ارزش های آن، نسل به نسل منتقل نشود، به طور طبیعی نسل های آینده دارای نگرش و معرفتی غیر از معرفت نسل نخستین خواهند بود. به ویژه هنگامی که از نسل اول ، افراد و چهره های شاخصی باقی نمانده باشند تا معرفت نخستین را تبیین کنند و از انحرافات جلوگیری نمایند. یا اگر کسی باقی مانده باشد و بخواهد معرفت نخستین را متذکر شود، با قدرت مسلط بر جامعه به انزوا کشانده می شود یا نقش قتل یا تبعید او چیده شود. به هر روی خود آنچه به عنوان عوامل معرفتی مطرح است، علل و اسباب فراوانی دارد و چرایی به وجود آمدن این عوامل معرفتی نیز، خود نیازمند تحقیق و پژوهشی است که در مجال این نوشتار نیست.

. منظور از پایداری و ناپایداری

در بیان معنای پایداری و ناپایداری و شاخص هایی که میتواند در پایداری یک حکومت تعیین کننده باشد، به علایم و شاخص هایی میتوان اشاره نمود. مانند:

– میزان ناآرامی ها و آشوب ها

– میزان ترورها و قتل و غارت ها، جنگ ها و درگیری ها و خون ریزی ها

– میزان تغیر و تحول در مدیریت ها به ویژه مدیریت های کلان

– میزان بقای عناصر محوری و کارویژه های حکومت

– میزان آرامش در فضای جامعه و فعالیت های روزمر مردم

– میزان توان مندی حاکم و مجموعه های وابسته در مدیریت بحران و تنش های جاری جامعه.

– مدت دوام و بقای حکومت و زوال آن

– میزان رضایت مندی مردم از حکومت و همکاری و همیاری و همراهی آن ها با حکومت

– میزان اطاعت پذیری استانداران و فرمانداران و فرماندهان و مردم از حاکم

با روشن شدن معنای عوامل معرفتی و شاخص های پایداری یا ناپایداری یک حکومت، به بررسی عوامل معرفتی و نقش آن در ناپایداری حکومت علوی می پردازیم .

. عوامل معرفتی پنج گانه در ناپایداری حکومت علوی

. ضعف باورها

اراده های پولادین در سای باورهای عمیق شکل میگیرد. اگر جامعه ای از باور راسخ و ریشه دار تهی باشد و به آنچه به عنوان اهداف و آرمان آن مطرح می شود اعتقادی نداشته باشد یا دچار تردید باشد، انگیزه ای برای محقق ساختن آن ها نخواهد داشت؛ همان طور که قوت باور، بروز و ظهور خارجی دارد، ضعف اعتقاد آثار عملی بیرونی دارد. جامع علوی با زاویه گرفتن از آموزه های قرآنی و نبوی دچار رکود در باورهای خویش شده بود. به نحوی که اعتقاد به یک حاکم اسلامی و ضرورت اجرای قوانین الهی در اولویت باورهای آنان قرار نداشت. از این رو با فاصله گرفتن از اسلام اصیل و باقی ماندن تنها نام اسلام و قرآن در جامعه، نمیتوان انتظار درک عمیق مسائل اجتماعی و سیاسی را از آحاد جامعه داشت. آثار ضعف باور در ساحت های متعددی چون اجتماعی سیاسی و عبادی و نظامی بروز مییابد.

. ساحت اجتماعی و سیاسی

امیر المومنین (ع) فاصله گرفتن مسلمانان از باورهای اصیل الهی اسلامی را این گونه بیان می دارد:

«بدانید که شما پس از دین داری بی دین شدید، و بعد از الفت و برادری حزب حزب گشتید، تعلقی به اسلام، جز به نام آن، ندارید، و از ایمان جز نشان آن را نمی دانید. می گویید به دوزخ می رویم ولی ننگ را نمی پذیریم گویی قصد دارید اسلام را وارونه کنید» (الشریف الرضی، ۱۴۱۴: ۲۹۸).

صراحت بیان علوی کفایت از تبیین بشری دارد. اما بیان رابط بی دینی و تحزب که مورد عنایت ایشان قرارگرفته است ، گزاف نیست؛ زیرا از نگاه ایشان گسستن پیوندها و الفت ها، تشتت و چند دستگی و تحزب، قشری بودن مسلمانی ، نار گویی لسانی و عار نداشتن باطنی، جز از ناحی ضعف باورهای دینی منشأ ندارد. همچنانکه ناآگاهی و اسلام و ایمان ناشناسی به تضعیف باورهای آدمی می انجامد.

. ساحت عبادی

ایشان با سنجیدن باورهای جامع خویش در مقام مقایسه با جامع نبوی برآمدند و در بیانی به فاصل میان این دو جامعه و شباهت نداشتن آحاد جامع فعلی خویش با اصحاب رسول خدا (ص) اشاره فرمودند:

«من یاران محمد (ص) را دیده ام. کسی از شما را مانند آنان نمی بینم . اصحاب آن حضرت، ژولیده موی و غبار آلود بودند در حالی که شب را در سجده و قیام به صبح می رساندند. گاه پیشانی و گاه صورت در پیشگاه حق به زمین می نهادند. از یاد معاد گویا بر روی شعل آتش ایستاده مضطرب و پریشان بودند. پیشانی آنان از طول سجود مانند زانوی بز پینه داشت. چون یاد خدا می شد دیدگانشان چنان اشک می ریخت که گریبانشان از گریه تر می شد؛ و همچون درختی که روز تندباد می لرزد از ترس عذاب و امید ثواب به خود می لرزیدند» (همان: ۱۴۳).

. ساحت نظامی

همانگونه که باور عمیق، انسان را در سجده گاه عبادت می لرزاند، در سنگرگاه نبرد استوار می سازد. زیرا شناخت حقیقت و معرفت ژرف، قدرت تحمل آدمی را افزون می سازد، علم مقاومت و جهاد را بر دوش او می نهد، و ثبات قدم در عرص جهاد را به او ارزانی می دارد؛ آنگونه که حضرت می فرماید: و قد فتح باب الحرب بینکم و بین أهل القبله و لا یحمل هذا العلم إلا أهل البصر و الصبر و العلم بمواضع الحق؛ «بین شما و اهل قبله باب جنگ گشوده شده، و این پرچم را به دوش نمیکشد مگر آن که اهل بصیرت و استقامت و دانای به موارد حق باشد» (همان: ۲۴۷). یعنی هنگامی عزم در جبه رزم است که نصاب معرفت بروز مییابد و اگر بینش و نگرش انسان در موضع فقر و ضعف قرار داشته باشد، حضور در ساحت نظامی متوقع نخواهد بود. لذا معرفت راه صواب و اندیش صائب و عمل بر وفق آن، در گرانبهایی است که جز از راه باورهای اصیل و عمیق میسر نمی شود.

شایان ذکر است که انفصال عصر علوی از عصر نبوی و طبیعی جلوه کردن ضعف باورها، با توجه به فاصل طولانی دوران علوی و نبوی و افزایش تازه مسلمانان با فتوحات خلیفه دوم، نمیتواند به معنای انکار این موضوع (ضعف باورها) باشد؛ بلکه کاملا این رکود اعتقادی را تأیید میکند. زیرا ضعف باورها عواملی دارد که یکی از آن ها فاصله داشتن عصر علوی از عصر نبوی و تغییر و تجدید نسل ها است که به طور طبیعی منجر به سستی اعتقادات می شود. اما آنچه مهم است وجود این رکود اعتقادی در میان تود جامعه است که مایه ناپایداری حکومت علوی شده است . هرچند ما به طور مشخص از عوامل آن اطلاعی نداشته باشیم یا اندک اطلاعی داشته باشیم.

. علی (ع) ناشناسی

مراد از علی (ع) ناشناسی در عنوان فوق، شناخت شناسنامه ای یا سوابق و فضائل ایشان در حافظه جهان اسلام نیست؛ زیرا فضایل و سوابق امیر مومنان مسأله ای نیست که بر کسی پوشیده باشد. هرچند با توجه به فاصله طولانی عصر نبوی و علوی و تجدید نسل ها و افزایش تازه مسلمان ها عدم شناخت شناسنامه ای و نشناختن فضائل علوی نیز مشمول علی ناشناسی می شود. اما آنچه اینجا موضوعیت دارد شناخت تفاوت امیر مومنان با حاکمان پیشین است.

مردمان حکومت علوی، علی (ع) را به عنوان یک حاکم (همانند حاکمان گذشته) پذیرفته بودند و با او همانند زمامداران گذشته بیعت کرده بودند. اما اینکه علی (ع) صرفا یک زمامدار نیست بلکه او یک هادی بهشت است و گوهری است بی نظیر، مورد توجه آنان نبود. لذا فرمود: «فإن أطعتمونی فإنی حاملکم إن شاء الله علی سبیل الجنه و إن کان ذا مشقه شدیده و مذاقه مریره» (همان: ۲۱۸). البته بودند تعداد اندکی که به این گوهر، معرفت جوهری داشتند، اما ادار جامعه و پیشبرد اهداف کلان با تعداد اندک پیش قراولان ناممکن بود.

معرفت نسبت به امیرالمومنین (ع) فراتر از یک حاکم بلکه به عنوان امام جامع اسلامی میتوانست جامع به قهقرا برگشته را حیاتی دوباره بخشد و طراوت و طهارت اسلام ناب را به آنان ارزانی دارد. امامی که تاکنون راهنما و مشاور و خیرخواه زمامداران پیشین بوده است و هم اکنون هادی و حاکم نظام اسلامی است. لذا حکومت ایشان در زمانی شکل گرفت که جامعه ظرفیت فهم زمامداری چون ایشان را نداشت و در واقع آن جامعه در قد و قوار حضرت نبود بلکه پتانسیل وجودی ایشان بسیار فراتر از مردمان عصر خویش بود.

ایشان در سخنان خویش به این موضوع تصریح نمودند و مردم را نسبت به خسارت فقدان خویش هشدار می دهند و می فرمایند: «سلونی قبل ان تفقدونی» (همان: ۲۸۰). فقدان علی خسارتی بزرگ است و وجدان علی و بهره نبردن از آن خسارتی است بزرگتر. محور بودن وجود حضرت در جامعه، که در نهج البلاغه « قطب من الرحا» (همان : ۱۷۵) نام گرفته است، مورد غفلت مردمان آن عصر بوده و عاملی مهم در ناپایداری دوران حکومت ایشان تلقی می شود.

در بیان دیگری ایشان جایگاه خویش را در جامعه معرفی می نمایند: «إنما مثلی بینکم کمثل السراج فی الظلمه» (همان: ۲۷۷). ولی با وجود هم این هشدارها، جامع علوی به معرفت ایشان دست نیافت و نه تنها بهره ای نبرد بلکه در محروم ساختن خویش از وجود ایشان تلاشی مضاعف کرد. حضرت برای تقویت معرفت مردم نسبت به امام جامعه و درک تفاوت بین ایشان و خلفای پیشین تلاش میکند تا پرد جهل زدوده شده و معرفت ناب حاصل گردد: «من از کسانی هستم که در راه خدا از ملامت ملامت کنندگان باک ندارند؛ از کسانی هستم»

که چهر آنان چهر صدیقان ، و سخنشان سخن نیکان است؛ شب زنده دارانند و نشانه های روز روشن اند. تمسک به ریسمان قرآن دارند؛ سنت خدا و رسولش را زنده میکنند؛ استکبار و برتری جویی ندارند؛ خیانت و فساد در کارشان نیست ، دل هایشان در بهشت، و بدن هایشان در عبادت خداوند است (همان: ۳۰۰).

جمل پایانی باب علی (ع) شناسی عبارتی است در نام ۲۸ نهج البلاغه که از ایشان خطاب به معاویه صادر شده است که عنایت به آن نصاب بحث را کامل میکند: «فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ النَّاسُ بَعدُ صَنَائِعُ لَنَا»؛ مسلما ما دست پرورده پروردگارمان هستیم، و مردم پس از آن تربیت شد ما هستند. ابن ابی الحدید ضمن اعتراف به عظمت جمل فوق، واسطه بودن اهل بیت : را در تربیت انسان ها استنباط میکند و اهل بیت: را بندگان واقعی خدا می داند و مردم را از این ناحیه بندگان اهل بیت: می داند (ابن ابی الحدید، ۱۴۰۴: ۱۹۲ /۱۵).

با توجه به آنچه از رکود معرفتی مردمان عصر علوی نسبت به ساحت علوی در دو بعد شناخت شناسنامه ای و فضائل و درک تفاوت امیرالمومنین (ع) با حکمای سابق گذشت، روشن می شود که بیش از آنچه در سقوط حکومت ایشان رخ داد، انتظاری از آن جامعه نمی رفت و به نحوی حادث زوال حکومت علوی امری طبیعی و مورد انتظار بود. زیرا با چنین تنزل معرفتی نمیتوان انتظار داشت انسان هایی ثابت قدم و مدافع آرمان های علوی وجود داشته باشند و بتوانند از جان و مال و فکر و توان خویش برای حفظ حکومت علوی هزینه کنند.

شایان ذکر است آنچه تا این جا از افت معرفتی نسبت به ساحت علوی گذشت مربوط به تود مردم است و مراد ما از افت معرفتی در این بخش راجع به همین گروه است. اما در این میان، سه دست دیگر وجود دارند که عیار علی (ع) شناسی آنان کامل است و نمیتوان آن ها را در زمره ناآگاهان قرارداد. اما معضلات دیگری آنان را با حضرت امیر (ع) ناسازگار ساخته و حکومت ایشان را به ناپایداری کشانده است که بخش حاضر به بررسی آنان نمیپردازد و در عامل «نیروی انسانی» باید بدان پرداخت. گروه اول خواص موافق و بیعت کننده با ایشان هستند؛ مانند طلحه و زبیر. و گروه دوم خواص مخالف و معاند با ایشان هستند؛ مانند معاویه و عمرو عاص و… گروه سوم قاعدین و ساکتین هستند مانند: عبدالله بن عمر، زید بن ثابت و…

. مسیر ناشناسی (تیه و سرگردانی)

فاصله گرفتن جامع علوی از اصالت ها و ارزش های جامع نبوی و تغییرات بنیادین در مدیریت نظام اسلامی و حاکم شدن روابط به جای ضوابط و شایسته س

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *