تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی، محتوای خود را در قالب 117 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قلمرو حسن و قبح عقلی در مسائل کلامی از دیدگاه علامه شعرانی :

*-عضو هیات علمی دانشگاه قم

چکیده

در این مقاله به نقش اساسی نظریه حسن و قبح عقلی در اثبات بسیاری از دعاوی الهیات و کلام از دیدگاه علامه شعرانی می پردازیم . پس از توضیح دلایل شعرانی در قبول نظریه حسن و قبح عقلی به موارد استفاده از آن در آثار ایشان اشاره شده است . چگونگی اثبات ضرورت دین، توضیح انواع نیازهای آدمی به دین و انتظار بشر از دین براساس نظریه حسن و قبح عقلی بیان شده است .

کلید واژه ها: حسن و قبح عقلی، ضرورت دین، تفاوت عقل و نقل .

مقدمه

مرحوم آیت الله علامه حاج میرزا ابوالحسن شعرانی (۱۳۲۰- ۱۳۹۳ ق) از چهره های برجسته کلام اسلامی در دوره معاصر است . اندیشمندی گمنام، کم نظیر و جامع معقول و منقول بود . علم و عمل در شخصیت او تجلی یافته و در سراسر عمر خویش سعی می کرد تا وظیفه الهی خود را به خوبی بشناسد و براساس آن عمل کند و از این رهگذر، به جایی رسیده بود که دنیا در برابر چشمانش بی ارزش و سنگ و طلای آن نزد او یکسان بود . شاگرد فرزانه اش درباره ایشان می گوید:

استاد اعظم، خرد تحقیق و تفکیر، آیت بزرگ علم و دین، علامه زاهد، ذوالفنون، الذی عزفت نفسه عن الدنیا و ما فیها، فتساوی عنده حجرها و ذهبها معلم عصره آیه الله العظمی الحاج میرزا ابوالحسن الشعرانی – افاض الله سبحانه علینا من برکات انفاسه النفیسه القدسیه . (۱)

علامه شعرانی آثار شریف و گران سنگی از خود بر جای نهاد که اکنون بیش از چهل اثر ارزنده و پرمایه ایشان در دست ماست . (۲)

توصیه های ایشان به طالبان علوم دینی مبنی بر تقویت توحید و نیل به مقام انقطاع و تلاش در جهت شناخت شبهه و پاسخ به آن با آگاهی از علوم روز و تحصیل خلوص در خدمات علمی و فرهنگی به مردم و ارتباط و انس بیش تر با قرآن کریم در طول شبانه روز و ورع و تعظیم علما و فقیهان و آگاهی از خطرات علم بی تقوا خواندنی است . (۳)

یکی از مباحث مهمی که علامه شعرانی بدان پرداخت، مسئله حسن و قبح عقلی است . حسن و قبح عقلی و ذاتی به دلیل اهمیتش در مباحث علم اصول، کلام، اخلاق، فلسفه و فقه راه یافته و اندیشمندان را به خود مشغول کرده است .

علامه شعرانی با پذیرش حسن و قبح ذاتی پاره ای از افعال و حکم عقل نسبت به آن، در مباحث زیر از این اصل مهم استفاده می کند و به اثبات مهم ترین ارکان دین می پردازد:

۱ . اثبات ضرورت دین;

۲ . اهداف دین;

۳ . بعثت انبیای الهی;

۴ . فواید بعثت;

۵ . لطف الهی;

۶ . احکام الهی براساس مصالح بندگان;

۷ . ثواب و عقاب الهی;

۸ . وعد و وعید الهی;

۹ . فضایل و رذایل اخلاقی;

۱۰ . سعادت و شقاوت آدمی;

۱۱ . اثبات معاد;

۱۲ . امامت و خلافت امیرمؤمنان و اهل بیت رسول الله علیهم السلام .

علامه شعرانی تصریح می کند: «با انکار حسن و قبح عقلی، هیچ یک از قواعد و ارکان دین استوار نمی شود» . (۴)

نظر به این که پرداختن به تمامی این مباحث هرکدام مستلزم تدوین رساله ای است که در این مجال نمی گنجد، در این مقاله برآنیم تا به مباحث زیر بپردازیم .

۱ . دلایل علامه شعرانی بر حسن و قبح عقلی;

۲ . موارد تعاون عقل و نقل از دیدگاه علامه;

۳ . ماهیت دین و ضرورت آن;

۴ . نیاز انسان به دین;

۵ . قلمرو عقل;

۶ . عدم کفایت عقل در راهنمایی بشر;

۷ . رد غیرعقلانی بودن دین;

۸ . انتظارات بشر از دین;

۹ . انتظارات دین از بشر .

علامه شعرانی با جامعیت ویژه ای که در علوم عقلی و نقلی داشته، به خوبی توانسته ضمن بررسی شبهات جدید کلامی به این مسائل بپردازند و پاسخ جامعی ارائه دهند .

دلایل علامه شعرانی بر حسن و قبح عقلی

علامه شعرانی پس از تقریر محل نزاع میان عدلیه (امامیه و معتزله) و اشاعره در حسن و قبح عقلی، چهار دلیل بر حسن و قبح عقلی می آورد و می فرماید:

و الحق ما ذهب الیه المعتزله لوجوه نشیر الی بعضها اختصارا:

الاول: العلم الضروری بذلک و لذا یحکم بها المنکرون للشرایع اصلا کالبراهمه .

الثانی: لو کان الحسن و القبح بالشرع لم یقبح من الله تعالی شی ء اذ لا شارع علی الشارع، فلم یکن اظهار المعجزه علی ید الکاذب فی دعوی النبوه قبیحا و جاز الکذب علیه تعالی فی الوعد و الوعید

الثالث: لو لم یکونا ذاتیین لزم من الحکم بهما الترجیح من غیر مرجح و مجوزه خارج عن الفطره الانسانیه او غیر قادر علی بیان ما یعتقده .

الرابع: الحکم بالحسن و القبح مسبوق لمعرفه اهل اللغه معناهما قبل الشرع و لایمکن ذلک الا اذا کان المعنی مرتکزا فی ذهنهم قبل حکم الشارع . (۵)

حق آن است که معتزله اختیار کرده است به جهت دلایلی که برخی از آن عبارتند از:

۱ . علم بدیهی به حسن و قبح پاره ای از امور، به طوری که منکران شریعت، مثل براهمه هم به حسن و قبح افعالی (مثل عدالت و ظلم) حکم می کنند .

۲ . اگر حسن و قبح شرعی بود، هیچ چیز در مورد خداوند قبح نداشت، زیرا شارعی بر شارع وجود ندارد . بنابراین، اظهار معجزه بر دست دروغ گو در ادعای نبوت قبحی نداشت و همین طور جایز بود بر خدا (نعوذ بالله) که در وعد و وعید خود دروغ بگوید [. و مردم را گمراه کند]

۳ . اگر حسن و قبح ذاتی نبودند، لازم می آمد از حکم به آن دو، ترجیح بدون مرجح و فطرت انسانی این را تجویز نمی کند .

۴ . حکم به حسن و قبح مسبوق به شناخت اهل لغت قبل از شرع است، بنابراین، امکان ندارد که اهل لغت آن را بشناسند، مگر آن که معنای حسن و قبح در ذهن آنان قبل از حکم شارع مرتکز باشد . (۶)

از منظر علامه شعرانی «با انکار حسن و قبح عقلی، هیچ کدام از قواعد ارکان دین اسلام استوار نمی شود، چون اگر هیچ عملی قبیح نباشد، چرا خدا پیغمبر راست گو بفرستد، چرا ریاکار و دروغ گو را به پیغمبری نگزیند، چرا حکم مطابق مصلحت بندگان کند، چرا از لذات و شهوات منع فرماید، چرا ستم کار را دوست نداشته باشد، چرا داد مظلوم از ظالم بگیرد و چرا به وعده بهشت و دوزخ وفا کند و هکذا اگر هیچ کار قبیح نباشد یا از خدای قبیح نباشد، همه این احتمالات جایز است .» (۷)

علامه میرزا ابوالحسن شعرانی به نزاع میان عدلیه و اشاعره اشاره کرده، در این باره می نویسد:

حسن بعض الافعال کالعدل و قبح بعضها کالظلم یعرفان بالعقل عند المعتزله فالعدل حسن بمنزله قولنا الشمس مضیعه و الاربعه زوج و اما عند الاشاعره فهذه الامور لیست مما یحکم به العقل الساذج بل انما یحکم بها الناس لتادبهم بآداب الشرع و رسوخ ما تلقوه من الشارع فی نفوسهم و لو کان امر بعکس ما هو الان مثلا کان حکمه بحسن الزنا و السرقه لصار هذان حسنین و العادات الحسنه ناشئه من التادب باحکام و لیس فیها شی ء یوجب اتصافها بالحسن و القبح ذاتا .

حسن و قبح برخی از افعال مانند عدل و ظلم از منظر معتزله با عقل شناخته می شود، بنابراین، «عدل زیباست » ، مثل گفتارماست که خورشیدنورافشانی می کند وچهار زوج است . امانزداشاعره، این امور به حکم عقل نیست، بلکه مردم به دلیل تاثرشان از آداب شرعی و القائات شرع بدان حکم می کنند و اگر شرع این امور را به طور معکوس عرضه می کرد; مثلا زنا و سرقت را حسن و زیبا می دانست، در نزد مردم هم حسن و نیکو می شد . عادات نیک ناشی از تادب به احکام دین است و اساسا هیچ چیزی که موجب اتصاف افعال به حسن و قبح ذاتی شود، وجود ندارد .

آن گاه علامه شعرانی دیدگاه فلاسفه را در حسن و قبح بیان می کند و می گوید:

و اما الفلاسفه فمذهبهم ان العقل النظری لایحکم فی الافعال بشی ء و به قال الشیخ فی المنهج السادس من منطق الاشارات (۸) و لکن العقل العملی الذی ینظر الی الافعال من حیث تاثیرها فی الخیر و السعاده فیعترف الحکیم بادراکه الحسن و القبح الذاتیین فهم یوافقون الاشاعره بالنسبه الی العقل النظری و المعتزله بالنسبه الی العقل العملی . (۹)

مذهب فیلسوفان این است که عقل نظری در افعال هیچ حکمی ندارد و شیخ ابوعلی سینا در منهج ششم از منطق اشارات همین را گفته است، لکن عقل عملی از دیدگاه حکیم، حسن و قبح ذاتی را ادراک می کند . بنابراین، فلاسفه با اشاعره در عقل نظری موافقند و با معتزله در عقل عملی هم آهنگ هستند .

موارد تعاون عقل و نقل از دیدگاه علامه

موارد تعاون و هم آهنگی فرآورده های عقل و نقل از دیدگاه علامه شعرانی فراوان است، برخی از آن موارد عبارتند از:

الف) وحی و دین و شریعت، در جهت معرفت و شکوفایی عقل کمک می کند و در راستای تحقیق و پژوهش، موضوعاتی را ارائه می نماید که عقل می تواند با تکیه بر آن موضوعات و با استفاده از رهنمودهای وحی و دین به حقایق و نتایج بسیاری نایل شود که بدون استمداد از شریعت، رسیدن به آن حقایق و دریافت آن نتایج برایش ممکن نبود .

وحی الهی مکرر، انسان ها را به تعقل و تفکر در نمودهای جهان طبیعت و عظمت کائنات، آیات انفسی و آفاقی و هستی شناسی و معرفت شناسی و نظام ارزشی فراخوانده و عقل انسان را به تدبر و تامل در اسرار آیات و جلوه های هستی و رهنمودهای وحی دعوت کرده است .

اصولا وحی الهی با مطرح کردن آفرینش انسان و آسمان و زمین، گردش شب و روز، بارش باران، رویش زمین، وزش بادها، تسخیر شب و روز و خورشید و ماه و ستارگان و پیدایش دیگر پدیده ها و حیات و ممات نظام هستی، (۱۰) و تسخیر شب و روز و خورشید و ماه و ستارگان برای انسان و مانند آن فراخوان بصیرت و بیداری از غفلت صادر کرده و آیات و نشانه های خداوند را در خلقت گوشزد می کند و درک و فهم آنها را ویژه خردمندان و عاقلان می داند، به طوری که از شناخت کامل واقعیات هستی جز در پرتو عقل و تفکر امکان پذیر نخواهد بود . از دیدگاه وحی و شریعت، خردمندان کسانی هستند که اولا، خدا را در همه حال یاد می کنند، ثانیا، به ذکر الهی مشغولند و در مسیر حق گام برمی دارند و با تفکر و تدبر در آفرینش موجودات و احوال کائنات و دستورات الهی دنبال تشخیص و انجام وظیفه الهی هستند و تمام تلاش آنها در این جهت است که به مقام «انقطاع الی الله » و کمال وجودی ست یابند . (۱۱)

از دیدگاه وحی، در پرتو عقل متذکر و متفکر، حقایق و واقعیات کشف می شود و از قلب و زبان و عمق جان صاحب چنین عقلی، ندای ملکوتی «ربنا ما خلقت هذا باطلا» سر می دهد; ندایی که از شناخت و معرفت عقلی و حکم عقل حکایت می کند . بنابراین، یکی از موارد تعاون وحی به عقل این است که وحی، عقل را در جهت تفکر و هدایت بر روی موضوعات خاصی و تذکر و یادآوری متوجه می سازد تا در هستی شناسی و معرفت شناسی و نظام ارزشی موفق باشد .

علامه شعرانی معاضدت و کارکردهای دین را برای عقل به صورت گسترده مطرح کرده، ذیل عبارت خواجه نصیرالدین محمد طوسی (م ۶۷۲ هجری) مبنی بر «البعثه حسنه لاشتمالها علی فوائد کمعاضده العقل فیما یدل علیه و استفاده الحکم فیما لایدل و ازاله الخوف و استفاده الحسن و المنافع و المضار . . .» به مراحل گوناگون امداد دین به عقل در عرصه های هستی شناسی، معرفت شناسی و نظام ارزشی اشاره می کند . (۱۲)

ب) شناخت و معرفت اصل مذهب و مبدا و معاد و نبوت که اصول کلی اندیشه دینی به شمار می آیند، با «عقل » صورت می گیرد و اگر در گزارهای دینی و پیام های شریعت در اثبات دین و مبدا و معاد و بعثت انبیا، دلایلی آمده، ارشاد به حکم عقل است که در اصطلاح «نقل ارشادی » می گوییم . این جاست که دقت در این قاعده کلامی «ان الاحکام الشرعیه الطاف فی الاحکام العقلیه » مفید است . (۱۳)

ج) در ارزش های اخلاقی و انسانی و در شناخت حسن و قبح و خوبی و بدی اشیا و اعمال و رفتار، مانند عدل و ظلم، عقل و شرع معاون و یاور یکدیگرند، به همین دلیل، خداوند متعال در وحی الهی به عقل انسانی خطاب کرده و حسن و قبح اعمال و رفتار، و خیر و شر برخی از امور را به حکم عقل، ارجاع کرده است . بنابراین، اگر حسن و قبح عقلی را انکار کنیم، بسیاری از قواعد و ارکان دین منتفی می شوند .

علامه شعرانی ضمن طرح این مباحث می نویسد:

باری، در حسن و قبح عقلی، سخن بسیار است . حکمای پیشین بدان معتقد نبودند و به عقل عملی اعمال را نیکو یا زشت می شمردند و حکمت عملی نزد آنها که عبارت از علم اخلاق و تدبیر منزل و سیاست مدن است مبنی بر استنباط عقل عملی است و در میان طوایف مسلمین، مذهب اهل بیت علیهم السلام و معتزله همین است، اما اشاعره حسن و قبح عقلی را انکار دارند و گویند: همه اعمال مانند یکدیگر است، عدل و ظلم و امانت و خیانت و قتل و احیا و دروغ و راست، هرچه خدا نمی کند، زشت است و هرچه او می فرماید، زیباست . علامه از ابوالحسین بصری روایت کرد که با انکار حسن و قبح عقلی، هیچ یک از قواعد و ارکان دین اسلام استوار نمی شود، چون اگر هیچ عملی قبیح نباشد، چرا خدای پیغمبر راست گو فرستد و چرا ریاکاری و دروغ گوی را به پیغمبری نگزیند و چرا حکم مطابق مصلحت بندگان کند و چرا از لذات و شهوات منع فرماید و چرا ستم کار را دوست نداشته باشد و چرا داد مظلوم از ظالم بگیرد و چرا به وعده بهشت و دوزخ وفا کند و هکذا اگر هیچ کار قبیح نباشد یا از خدای، قبیح نباشد، همه این احتمالات جایز است . (۱۴)

ماهیت دین و ضرورت آن

تعریف دین: دین روش مخصوصی است در زندگی انسان که صلاح دنیا را به گونه ای که موافق کمال اخروی و حیات دائمی حقیقی باشد، تامین می کند بنابراین، در شریعت قانون هایی وجود دارد که روش زندگانی بشر و سیر انسان را به سعادت و نجات روشن می سازد . از منظر علامه شعرانی، علت اساسی نیاز انسان به دین و علت اساسی برای انزال کتب آسمانی و ارسال پیامبران الهی و دعوت دینی این است که انسان طبعا به طرف اختلاف می رود، از طرفی، به سوی اجتماع و مدنیت سیر می کند و چون فطرت انسانی خود موجب اختلاف است، نخواهد توانست آن را رفع کند، زیرا فطرتی که اختلاف را جذب می کند، چگونه می تواند دافع آن باشد، به همین دلیل، خداوند برای رفع اختلاف، پیامبرانی فرستاد و قوانینی وضع کرد و بشر را به کمال لایقش راهنمایی فرمود و این کمال یک کمال حقیقی و داخل در دایره صنع و ایجاد است و هرچه مقدمه آن کمال باشد نیز چنین خواهد بود .

بنای خداوند متعال این است که هر موجودی را به خلقت کاملش راهنمایی کند و هرچه در کمالات وجودی موجودات دخیل است، اعطا نماید . از چیزهایی که خلقت انسان با آن تمام می شود این است که به کمالات وجودی خویش در دنیا و آخرت هدایت شود و چون اختلاف در میان بشر مانع از رسیدن انسان به کمال لایق خویش است و بشر خود به خود قادر نیست آن را مرتفع سازد، پس به ناچار باید از راه دیگری غیر از طبیعت بشری اصلاح شود و آن جهت الهی است; یعنی خداوند به حکم عقل باید موارد اصلاحی را با وحی به پیامبران بفهماند و ایشان برای مردم بیان کنند و همین جهت است که نصب و تعیین انبیا فقط به خداوند، نسبت داده می شود، با آن که بعثت هم مانند سایر حوادث مربوط به ماده و زمان و مکان است . (۱۵)

بنابراین، نبوت یک حالت الهی است که به واسطه آن ادراک مخصوص، وحی نامیده می شود و آن حالی که درک کننده واجد آن است، «نبوت » نامیده می شود و مجموع برنامه های وحی و پیام های الهی، دین نامیده می شود . (۱۶)

دین مجموعه ای از بایدها و نبایدها و مقدراتی است که به تمامی امور سریان دارد، از افعال مکلفان گرفته تا امور دیگر، مجموعه معارف دینی فطری است، زیرا براساس عدالت طراحی شده و انسان ذاتا تابع و دوست دار عدالت است .

علامه شعرانی با استفاده از اصول و مبانی حسن و قبح عقلی و ذاتی به بررسی ماهیت و فلسفه دین پرداخته، دراین باره با طرح این سؤال که «ما چه می گوییم و دیگران چه می گویند» ، می فرماید:

خداوند به نظر ما مسلمانان همه مردم را از هر رنگ، نژاد برابر هم آفرید . همه پاک، بی گناه و بر فطرت توحید، چنان که همه آفریدگان خدا در اصل آلوده به غش نیستند و آغشته به رنگ و آمیخته به غیر نمی باشند . آب در فطرت نه گل آلود است نه بد بوی و نه آمیخته به املاح، انسان نیز چنین است و خداوند خواست آنها را به سعادت و کمال انسانی برساند . برای تبلیغ احکام خویش و آنچه از بندگان خواسته است پیغمبرانی برگزید و فرستاد و معجزه به دست آنها جاری کرد تا مردم راه خیر و شر را بدانند و هرکس اطاعت فرمان کند از هر نژاد و رنگ و زبان و طبیعت و خوی رستگار شود و هرکه نافرمانی کند معاقب گردد . این معنای دین است و غرض آن . (۱۷)

آن گاه به دیدگاه مسیحیت مبنی بر «گناه آدم و انتقال آن به فرزندان و این که خداوند پیامبران را فرستاد با شریعت تا مردم معصیت کنند و بدانند گناهکارند» و کلام یهودیت (۱۸) اشاره می کند و می فرماید: «این سخنان خرافاتی است مخالف صریح عقل، چون خداوند ارحم الراحمین هرگز فرزندان را به گناه پدر نخواهد گرفت و کسی را که معصیت نکرده عقاب نمی کند .» آن گاه علامه شعرانی با تمسک به حسن و قبح عقلی کلام مسیحیت و یهودیت را باطل می کند . (۱۹)

نیاز انسان به دین از دیدگاه علامه

عده ای برآنند که با توجه به ویژگی عقل و نقش معرفتی و حکم و داوری آن در جهت حل مشکلات، دیگر نیازی به دین و مفاهیم دینی نیست، زیرا حس و عقل، عامل اساسی برای رفع نیاز و حل مشکل آدمی هستند . این روند در صورت اصالت دادن به عقل نسبت به دین تقویت می شود، اما همان طور که در مباحث گذشته اشاره کردیم و در مباحث آینده نیز بررسی خواهیم کرد . نیاز بشر به دین فطری است و بشر با استفاده از عقل فطری احتیاج خویش را به دین و تعالیم انبیای الهی و وحی با تمام وجود احساس م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *