توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معنا شناسی واژه «ظنّ» در قرآن کریم :
مقدّمه
یکی از واژه های مهم قرآنی که فهم دقیق معنای آن، در دریافت معارف قرآن تأثیر به سزایی دارد واژ«ظن»می باشد. بسیاری از مفسّران «ظن »را در حالتی نفسانی در برابر یقین و شک و وهم دانسته اند؛ یعنی به اعتقاد راجح و گمان که مرتبه ای بالاتر از شک و پایین تر از یقین است معنا کرده اند. (برای نمونه نک: طباطبایی، ۱۹۳۱ ق، ج ۱، ص /۲۵۱ صادقی، ۵۶۳۱ ش، ج ۱، ص /۹۸۳قرشی، ۵۷۳۱، ج ۴، ص ۳۷۲ )در این دیدگاه مشهور، «یقین»حالتی نفسانی است که شخص علم و اطمینان به یک قضیّه دارد و نسبت به طرف مقابل آن هیچ احتمال مخالفی نمی دهد. «ظن»حالتی نفسانی است که به مقتضای آن شخص نسبت به مضمون یک قضیه یقین و اطمینان نداشته باشد. بیان این معنا برای «ظن»درواقع از تعریف دانشمندان علم اصول اخذ شده و به تفاسیر راه یافته است. (نک: فخررازی، ۲۱۴۱، صص ۳۸-۴۸)ولی آیا معنای واقعی«ظن»در قرآن چیست؟
معنای«ظن»در لغت
ابن فارس برای «ظن »دو اصل صحیح و به عبارت دیگر دو معنای اصلی معرّفی کرده است: یکی یقین و دیگری شک. «ظننت ظنّا»یعنی کردم. معنای یقین در فرهنگ عربی و نیز قرآن مجید فراوان به کار رفته است ازجمله در آیه ۹۴۲ بقره مده است:
«قال الّذین یظّنون أنّهم ملاقوا اللّه. . . ».
درید بن صمّه هم گفته است:
فقلت لهم ظنّوا بالفی مدجّج سراتهم فی الفارسیّ المسرّد
یعنی: به آنها گفتم: به یقین بدانید که دشمن زیادی سر تا پا مسلّح به سوی شما می آیند در حالی که اشراف و رؤسای آنها زره های محکم بافت فارس پوشیده اند.
در این بیت مقصود درید از«ظنّوا»، ایقنوا(یقین داشته باشید)است؛ زیرا شاعر با این سخن در مقام تهدید و ترساندن دشمن می باشد و دشمن را با یقین می توان ترساند نه با شک.
امام معنای شک، عرب هر گاه به چیزی یقین نداشته باشد گوید: «ظننت الشّی ء »، و «الظنّه »به معنای تهمت هم، از همین اصل گرفته شده است. «ظنین»به معنای متّهم و «ظنون »به کسی گویند که بسیار سوء ظن می برد. (ابن فارس، ۷۸۳۱ ش، ص ۴۹۵، ماده «ظن»)در عبارت اخیر ابن فارس معنای تهمت را نیز برای«ظن»بیان داشته و آن را به معنای دوّم، یعنی شک برگردانده است.
ابن منظور در بیان «ظن»می گوید: «ظن»به دو معنای شک و یقین است. یقین بر دو قسم است: ۱- یقینی که از روی تدبّر و اندیشه حاصل می شود. ۲- یقینی که ناشی از مشاهده و دیدن باشد. حال چنان چه یقین ناشی از مشاهده و دیدن باشد، دربار آن واژه«علم»به کار می رود و واژ«ظن»اختصاص به قسم نخست دارد؛ یعنی یقینی که از روی تدبّر و اندیشه حاصل شده باشد. (ابن منظور، ۸۰۴۱، ج ۸، ذیل ماد «ظن»)
وی هم چنین گوید: «ظن»به دو صورت اسمی و مصدری به کار می رود. چنان چه «ظن»اسم باشد، جمع آن«ظنون»خواهد بود(همانجا )و شکل مصدری آن نیز جمع بسته نمی شود.
تا اینجا روشن می شود که از نظر لغویان[۱] واژه«ظن»از کلمات اضداد است که با تکیه بر قرینه در دو معنای متضاد یقین و شک به کار می رود.
راغب اصفهانی نیز گرچه تلاش کرده است برای«ظن»یک معنای اصلی معرفی کند، امّا در سای این معنای اصلی کاربرد آن در دو معنای متضاد را نیز پذیرفته است. وی، با توجّه به مبنای ویژ خود که تلاش می کند با بهره گیری از استعمالات مختلف یک مادّه کلمه در فرهنگ عرب و نیز با توجّه به کاربردهای قرآنی، برای هر مادّه لغت تنها یک معنای اصلی بیان کند، در معنای ظن چنین گوید:
«ظن»نام آن حالتی است که از روی آماره و نشانه حاصل می شود. حال، هر گاه آن اماره قوی شود منجر به حصول علم برای فرد می گیرد و هر گاه ضعیف گردد از حد توهّم نمی گذرد. در صورتی که ظن قوی گردد به طوری که به سرحد علم برسد و یا آنکه قوی فرض گردد با آن کلمه«أنّ»مشدّده یا«ان»مخفّفه به کار می رود مانند «الّذین یظنون أنهم ملاقوا ربهم»(بقره۶۴/، نیز: ۹۴۲ )و هر گاه ظن ضعیف شود کلمه «ان »مختص به معدومین از قول و فعل(أن المختصه بالمعدومین من القول و الفعل)بعد از آن به کار می رود. (راغب، ۴۰۴۱، ص ۹۳۵)راغب برای مورد اخیر، مثالی ذکر نکرده است، امّا می توان دو آیه ذیل را شاهد آن دانست:
«و دخل جنّته و هو ظالم لنفسه قال ما اظنّ ان تبید هذه أبدا» (کهف۵۳/)و «هو الّذی أخرج الّذین کفروا من أهل الکتاب من دیارهم لأول الحشر ما ظننتم أن یخرجوا». (حشر۲/)
محقّق کتاب بصائر ذوی التّمییز، أن مختص به معدومین از قول و فعل را به أن ناصبه تفسیر کرده است. (نک: فیروزآبادی، ۱۲۴۱، ج ۳، ص ۵۴۵ )بنابراین هر جا بعد از مادّه«ظن»، «أنّ»ناصبه آمده باشد«ظن»به معنای شک و احتمال ضعیف(و به اصطلاح رایج در میان متأخّران گمان ضعیف)خواهد بود.
تا این جا سه دیدگاه دربار معنای «ظن»مطرح شد.
۱- از نظر بسیاری از مفسّران معاصر، «ظن»به معنای گمان است؛ یعنی اعتقاد راجحی که برتر از شک و پایین تر از یقین باشد.
۲- از نظر لغویان«ظن»از کلمات اضداد است و در دو معنای یقین و شک به کار می رود.
۳- به نظر راغب اصفهانی گرچه«ظن»در دو معنای متضاد به کار می رود، امّا معنای اصلی آن علم و آگاهی ای است، قابل شدّت و ضعف که سوی شدّت آن یقین و سوی ضعف آن توهّم و شک است.
مقصود از«شک»در معنای«ظن»را باید همان احتال و توهّم دانست نه شکی که در علم اصول فقه از آن یاد می شود و آن دو احتمال مساوی نسبت به یک قضیّه است که هیچ یک بر دیگری ترجیح ندارد. به هر روی، پیش از اظهار نظر دبار سه معنای یادشده و کشف معنای صحیح تر برای«ظن»، شایسته است کاربردهای عربی این واژه نیز بررسی شود.
کاربردهای مختلف«ظن»در فرهنگ عربی
برای«ظن»کاربردهای متعدّدی در فرهنگ عرب گزارش شده است. احتمالا کهن ترین کاربرد حسّی مادّه«ظن»درباره چاه کم آبی بوده است که اطمینان به وجود آب در آن نبوده است. «بئر ظنون»به چاه کم آبی اطلاق می شده که اطمینان نداشتند در آن آب باشد، و یا به چاهی می گفتند که نمی دانستند در آن آب هست یا نه؟عبارت « الماء الظّنون»هم درمورد چاهی به کار می رفت که احتمال وجود آب در آن داده می شد، امّا به آن اطمینان نداشتند. و«مشرب ظنون»به آبشخوری گفته می شد که نمی دانستند در آن آب هست یا نه؟(ابن منظور، ۸۰۴۱، ج ۸، مادّه«ظن»)سپس از روی مجاز و استعاره در معانی دیگری نیز به کار رفته است. مثلا به فردی که به خبر وی اطمینان نداشته باشند«رجل ظنون»گویند. زهیر گوید:
الا ابلغ لدیک بنی تمیم و قد یأتیک بالخبر الظنون
به بنی تمیمی که نزد تو هستند، پیغام رسان که گاه افراد غیر قابل اعتماد برای شما خبر می آوردند.
و یا به فردی که خیری در او نباشد، یا خیرش اندک باشد«ظنین»گویند. (ابن منظور، همانجا)، یعنی آن قدر خیرش اندک است که امید و اطمینانی به خیر او نیست. نیز«دین ظنون»به وام و دینی گویند که اطمینانی به بازپرداخت آن نباشد و نمی دانند که شخص مدیون آن را بازپرداخت می کند یا نه؟و به فردی که از نظر فکری ضعیف و کم تدبیر است«ظنون»گویند. فراء گفته است، از بعضی از افراد قبیله قضاعه شنیدم که می گوید: «ربما دلّک علی الرّأی الظّنون»؛ یعنی چه بسا که افرادی ضعیف و بی تدبیر تو را به نظری راهنمایی کنند. (ابن منظور، همانجا)اطلاق«ظنون »بر افراد کم عقل و دارای ضعف فکر و اندیشه از این جهت است که اطمینانی به عقل آنها و رأی و نظر آنها نیست.
از همین معنا«ظنّه»به معنای تهمت آمده است(همانجا)، زیرا کسی را که نسبت به او تهمت می زنند احتمال سوء دربار او می دهند؛ اما اطمینان به صدرو عمل سوء از وی ندارند. همچنین«ظنین»و«ظنون»به معنای متّهم است(همانجا)یعنی کسی که به او تهمت زده شده و احتمال سوء درباره او برده شده است. و به کسی هم که نسبت به همه بدگمان است و سوء ظن می برد، باز«ظنین»و«ظنون»گفته می شود. (همانجا )از این موارد کاربرد ماد«ظن»و«ظنون»معنای عدم اطمینان و احتمال سوء و بد قابل دریافت است، به همین جهت بعضی لغویان«ظنون»را به معنای هر چیزی دانسته اند که اعتماد و اطمینانی به آن نباشد. (همانجا)«سوء ظن»نیز که امری مذموم است به همین معناست یعنی احتمال بد و نادرست به دیگران بردن بدون آن که به آن بدی اطمینان داشته باشند. (همان، ص ۳۷۲)
چنان که پیشتر گفته شد، یکی از معانی«ظن»علم است. (ابن فارس، ۷۸۳۱، مادّه «ظن»)کاربرد «ظن »در معنای علم به همان معنای اصلی و حسی«ظن»برمی گردد. چه این که چاهی که نمی دانستند در آن آب است یا نه، از روی نشانه هایی احتمال وجود آب در آن می داده اند، به همین جهت در مواردی احتمال وجود آب در چاه قرین صحّت می شده و از آن چاه آب برمی گرفته اند، از این جا به تدریج «ظن »در معنای علم نیز به کار رفته است؛ علمی که از روی نشانه و اماراتی حاصل شده باشد نه از روی مشاهده و دیدن. اگرچه لغویان شواهد لغوی قابل توجّهی از کاربرد «ظن »به معنای علم یاد نکرده اند، امّا وجود شواهد متعدّد قرآنی مبنی بر کاربرد واژه«ظن »در معنای علم و یقین، برای اثبات این معنا کافی است. (نک: ادامه مقاله)در حدیث نیز از انس نقل شده که گوید: از پیامبر اکرم (ص)دربار معنای«لمس»در آیه شریفه «أو لامستم النّساء» (مائده۶/)سؤال کردم. رسول خدا با اشاره دست برای من معنا کردند. سپس انس گوید: «فظننت ما قال»یعنی آن چه را که پیامبر (ص)بیان داشت فهمیدم و به آن علم پیدا کردم. (ابن منظور، ۸۰۴۱، ج ۸، مادّه«ظن»)
هم چنین به زنی که از خانواده ای اصیل و شریف بوده، امّا سن او زیاد است، با این حال به امید فرزنددار شدن با او ازدواج می کنند«ظنون»گویند. (همانجا)اطلاق«ظنون» به چنین زنی از آن جهت است که گرچه به دلیل سن زیادش احتمال فرزنددار شدنش کم است، اما تعلّق وی به خانواده ای شریف که دارای اصالت اند و زنان آنان هم، همه ولود و فرزندزا می باشند، نشانه ای است بر این که آن زن نیز، به احتمال زیاد فرزنددارا می شود و یا این که اگر نسبت به زنان مشابه احتمال فرزنددار شدن، می دادند؛ نسبت به فرزنددار شدن چنین زنی اطمینان داشتند.
آن چه از این بررسی به دست می آید، ای ناست که اصلی ترین معنای مادّه«ظن»در فرهنگ عربی احتمال وجود چیزی و در عین حال عدم اطمینان به آن است. این معنا در هم کاربردهای حسن و معنوی این مادّه دیده می شود، با این حال گاه با توجّه به قراین، «ظن»در معنای علم و یقین اطمینان بخش نیز به کار رفته است، امّا علم و یقینی که از روی نشانه و اماره باشد. بدین ترتیب، واژ«ظن »، در شمار کلمات اضداد قرار گرفته است. سپس بعدها این واژه دچار تحوّل معنایی شده و در اصطلاح دانشمندان اصول فقه و منطق به معنای گمان و ظن راجح که مرحله ای میان شک و یقین و نقطه مقابل وهم است به کار رفته است.
وجوه معنای ظن در قرآن
واژه«ظن»و مشتقاتش با شکل های مختلف اسمی و فعلی هفتاد بار در قرآن کریم آمده است. ابن جوزی(م ۷۹۵ ق)با اشاره به این که معنای اصلی«ظن»قوی بودن یکی از دو چیز نسبت به نقیضش در نفس است[۲] ، برای این کلمه پنج وجه معنایی در قرآن ذکر می کند که عبارتند از:
۱- شک، در آیه:
«إن هم إلاّ یظّنّون» (بقره۸۷/): آنان جز به شک و احتمال نمی گرایند.
و «و إن نظنّ إلاّ ظنّا» (جاثیه۲۳/): (درباره قیامت)تنها شک داریم.
۲- یقین، در آیه:
«الّذین یظنّون أنّهم ملاقوا ربّهم و أنّهم إلیه راجعون»، (بقره۷۴/): آنان که یقین دارند دیدارکنندگان پروردگار خویشند و به سوی او باز می گردند. و. . .
۳- تهمت، در آیه:
«و ما هو علی الغیب بضنین» (تکویر۴۲/)، مطابق قرائت آن دسته از قاریانی که«بضنین»را به صورت«بظنین»قرائت کرده اند(نک: ادامه سطور )یعنی تو نسبت به امور غیب و خبر دادن از آن متّهم نیستی.
۴- حسبان و پندار، در آیه:
«و لکن ظننتم أنّ اللّه لا یعلم کثیرا ممّا تعملون و ذلکم ظنّکم الّذی ظننتم بربّکم أرداکم » (فصلت ۲۲/ و ۳۲): و لیکن [به سبب پنهانی گناه کردن ]پنداشتید که خدا بسیاری از آنچه می کنید نمی داند. و این بود پندارتان که به پرودرگار خود گمان می بردید؛ شما را هلاک کرد. و نیز در آیه:
«إنّه ظنّ أن لن یحور» (انشقاق۴۱/): به راستی او پنداشته بود که [در قیامت ]برنگردد.
۵- دروغ، آیه:
«إن یتّبعون إلاّ الظّنّ لا یغنی من الحقّ شیئا[۳] (نجم۸۲/)
فیروزآبادی به ذکر چهار معنای یقین، شک، تهمت و حسبان برای«ظن»اکتفا کرده و از معنای دروغ یاد نکرده است. در ادامه به بررسی پنج وجع معنایی بیان شده برای «ظن»در آیات شریفه قرآن می پردازیم:
۱- تهمت. تنها در یک آیه«ظن»به معنای«تهمت»دانسته شده است: «و ما هو علی الغیب بضنین» (تکویر۴۲/)
مطابق قرائت رسمی، رایج و اکثر، «ضنین»با«ضاد »و به معنای بخیل است و معنای آیه شریفه این است که: رسول خدا نسبت به غیبت و وحیی که بر آن اطلاع یافته بخیل نیست و در ابلاغ آن چه باید برساند و یا پاسخ به آن چه از او سؤال می شود، ذرّه ای دریغ نمی ورزد. (نک: نحاس، ۱۲۴۱ ق، ج ۵، ص /۲۰۱زمخشری، ۷۰۴۱، ج ۴، ص /۳۱۷
طبرسی، ۵۱۴۱ ق، ج ۰۱، ص /۸۷۶طباطبایی، ۱۹۳۱ ق، ج ۰۲، ۹۱۲)امّا بعضی از قاریان از جمله سه قاری از قاریان سبعه(ابن کثیر، ابو عمرو بن علا و کسائی)آن را به «ظا»یعنی«بظنین»قرائت کرده اند که بنابر این قرائت «ظنین»به معنای متّهم(فعیل به معنای مفعول)خواهد بود. درنتیجه معنای آیه شریفه چنین خواهد بود: رسول خدا نسبت به وحی و اخیاری که از غیبت دریافت و ابلاغ می کند صادق است و مورد اتّهام نیست. (همانجا)قبلا اشاره شد که کاربرد«ظن»در معنای تهمت در فرهنگ عربی امری پذیرفته است و رابط آن با معنای اصلی«ظن»روشن است.
۲- دروغ. بعضی مفسّران «ظن »را در سه آیه، به معنای دروغ دانسته اند:
الف) و قالوا ما هی إلاّ حیاتنا الدّنیا نموت و نحیا و ما یهلکنا إلاّ الدّهر و ما لهم بذلک من علم ان هم إلاّ یظّنّون »، و[کافران ]گفتند: این(زندگی)نیست مگر زندگی ما در این جهان، می میریم و زنده می شویم و ما جز دهر-روزگار و زمانه-هلاک نکند، و آنان را هیچ دانشی به آن نیست، آنان جز در گمان و پندار نیستند. (جاثیه۴۲/)
احتمالا آنان که«ظن»در این آیه به معنای دروغ است و«یظنون»یعنی«یکذبون» نمی تواند به معنای شک باشد؛ زیرا اگر به معنای شک می بود، باید هر دو مفعولش ذکر می شد، امّا ظن به معنای دروغ یک مفعولی است. (ابن انباری، ۷۰۴۱، ص ۵۱)
ب) «و منهم أمیّون لا یعلمون الکتاب إلاّ أمانیّ و إن هم إلاّ یظّنّون» (بقره ۸۷ /)
مجاهد«یظنون»در این آیه را به«یکذبون»تفسیر کرده است. (ابو حیان، ۰۲۴۱ ق، ج ۱، ص /۵۴۴طبری، ۰۲۴۱ ق، ج ۲، ص ۶)، بنابراین نظر معنای آیه چنین خواهد بود: و [بعضی ]از آنان بی سوادانی هستند که کتاب [خدا]را جز خیالات خامی نمی دانند، و فقط دروغ می گویند.
ج) «إن یتبعون إلاّ الظّنّ و إنّ الظّنّ لا یغنی من الحقّ شیئا» (نجم۸۲ /)
ابن جوزی به نقل از فراء، «ظن»در این آیه را به معنای دروغ دانسته است. (ابن جوزی، بی تا، ص ۲۷۱)
این دیدگاه و این که«ظن»، در سه آیه فوق به معنای دروغ باشد، پذیرفته نیست؛ زیرا چنان که پیش تر بیان شد معنای اصلی «ظن »، صرف احتمال دادن چیزی است بدون آن که نسبت به آن اطمینانی باشد. روشن است که در بسیاری از اوقات و یا در اغلب موارد، ظن و احتمالی که درباره امری داده می شود قرین به نصحّت نباشد، در نتیجه بسیاری از ظنون مستلزم کذب اند و در درون خود کذب را به همراه دارند. بنابراین دلیلی ندارد که«ظن»در این آیات شریفه از معنای اصلی خودش برگردانده و به معنای دروغ دانسته شود؛ بلکه مقتضای فصاحت الفاظ قرآن آن است که «ظن» بر معنای اصلی خود یعنی«شک»و«احتمال»باقی بماند تا علاوه بر م عنای اصلی خود، برحسب سیاق بر معنای دروغ نیر به صورت التزامی دلالت کند.
۳-یقین، فیروزآبادی«ظن»را در ده آیه(فیروزآبادی، ۱۲۴۱ ق، ج ۳، ص ۶۶۵)و بعضی دیگر در ۴۱ آیه(سلوا، ۲۸۳۱ ش، ص ۶۱۱)به معنای یقین دانسته اند:
۱- «و استعینوا بالصّبر و الصّلاه و إنّها لکبیره إلاّ علی الخاشعین الّذین یظنّون أنّهم ملاقوا ربهم و أنّهم إلیه راجعون» (بقره۵۴/ و ۶۴).
۲- «فلمّا جاوزه هو و الّذین آمنوا معه قالوا لا طاقه لنا الیوم بجالوت و جنوده قال الّذین یظنّون أنّهم ملاقوا اللّه کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره بإذن اللّه و اللّه مع الصابرین» (بقره/ ۹۴۲).
۳- «فأمّا من أوتی کتابه بیمینه فیقول هاوم اقروا کتابیه إنّی ملاق حابیه فهو فی عیشه راضیه» (الحاقه۹۱/-۱۲).
۴- «و أنّا ظننّا أن لن نعجز اللّه فی الارض و لن نعجزه هربا» (جن۲۱/).
۵- «و رأی المجرمون النّار فظنّوا أنهم مواقعوها و لم یجدوا عنها مصرفا» (کهف۳۵/).
۶- ۷- «کلاّ بل تحبّون العاجله و تذرون الآخره وجوه یومئذ ناضره إلی ربّها ناظره و وجوه یومئذ باسره تظنّ أن یفعل بها فاقره کلاّ إذا بلغت التّراقی و قیل من راق و ظنّ أنه الفراق و التفّت السّاق بالسّاق إلی ربّک یومئذ المساق» (قیامت۰۲/-۰۳).
۸- «و یوم ینادیهم أین شرکائی قالوا آذنّاک ما منّا من شهید و ضلّ عنهم ما کانا یدعون من قبل و ظنّوا ما لهم من محیص» (فصلت۷۴/ و ۸۴).
۹- «و علی الثّلاثه الّذین خلّفوا إذا ضاقت علیهم الارض بما رحبت و ضاقت علیهم أنفسهم و ظنّوا ان لا ملجا من اللّه إلاّ إلیه ثمّ تاب علیهم لیتوبوا إنّ اللّه هو التوّاب الرّحیم» (توبه۸۱۱/).
۱۰- «قال لقد ظلمک بسؤال نعجتک إلی نعاجه و إنّ کثیرا من الخطاء لیبغی بعضهم علی بعض إلاّ الّذین آمنوا و عملوا الصالحت و قلیل ما هم و ظنّ داود أنّما فتنّاه فاستغفر ربّه و خرّ راکعا و اناب فغفرنا له ذلک» (ص۴۲/ و ۵۲).
۱۱- «فان طلّقها فلا تحلّ له من بعد حتّی تنکح زوجا غیره فان طلّقها فلا جناح علیهما ان یتراجعا إن ظنّا ان یقیما حدود اللّه» (بقره۰۳۲/).
۱۲- «إنّما مثل الحیاه الدّنیا کماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الأرض ممّا یأکل الناس و الأنعام حتّی إذا أخذت الارض زخرفها و ازّیّنت و ظنّ أهلها أنّهم قادرون علیها أتاها أمرنا لیلا أو نهارا فجعلناها حصیدا کان لم تعن بالامس» (یونس۴۲/).
۱۳- «هو الّذی یسیّرکم فی البرّ و البحر حتّی إذا کنتم فی الفلک و جرین بهم بریح طیّبه و فرحوا بها جاءتها ریح عاصف و جاءهم الموج من کلّ مکان و ظنّوا أنهم احیط بهم دعوا اللّه مخلصین له الدّین لئن انجیتنا من هذه لنکوننّ من الشاکرین» (یونس ۲۲ /).
۱۴- «ویل للمطفّفین الّذین إذا اکتالوا علی النّاس یستوفون و إذا کالوهم أو وزنوهم یخسرون أ لا یظنّ أولئک أنّهم مبعوثون لیوم عظیم یوم یقوم النّاس لرب العالمین» (مطففین/ ۱-۶).
در مجموع ۴۱ آیه ای است که«ظن»در آنها به معنای علم و یقین دانسته شده است. در آیات شماره ۱ تا ۳ سیاق آیات سیاق مدح است، نسبت به کسانی که ظن به ملاقات پروردگارشان داشته اند. روشن است که«ظن»، به معنای شک و احتمال نسبت به معارف دینی به ویژه در حوزه اعتقادات نمی تواند، ممدوح باشد. بنابراین در این آیات، «ظن»قطعا به معنای علم، یقین و اطمینان است، که التبه علم و یقین و اطمینانی که از روی امارات و نشانه ها حاصل شده است؛ بدین ترتیب، یقین و اطمینانی که مدلول«ظن»است درحد رؤیت عینی نیست.
آیه شماره ۴ نیز، دربار جنیان صالح است که اطمینان دارند هرگز در زمین از خدای متعال گزیر و گریزی ندارند و نمی توانند از سلطه و حکومت او خارج گردند. این اطمینان، بخشی از ایمان آنها را شکل می دهد.
آیات شماره ۵ و ۶ و ۸ تصویری از صحنه روز قیامت را ترسیم کرده است که حقیقت برای مجرمان و مشرکان روشن گشته و عذاب الهی را به چشم خود می بینند، بنابراین در آنجا مجالی برای احتمال و شک نیست و آن چه می گویند یا احساس می کنند همه از روی اطمینان و یقین است.
آیه شماره ۷ نیز که ناظر به حال محتضر هنگام جان دادن است، به دلالت سیاق آیه که از رسیدن جان به گلو خبر می دهد و این که هیچ کس و هیچ چیز نمی تواند در آن لحظه جان محتضر در آن حال به یقین و اطمینان رسیده است که زمان جدایی او از دنیا و محبوب هایش فرارسیده است.
در آیه شماره ۹ سخن از سه نفر مؤمنی است که از شرکت در جنگ تبوک تخلّف کردند و سپس پشیمان شده و مردم از مجالست و معاشرت و سخن گفتن با آنان خودداری کردند. درنتیجه آنان که از رسول و مردم و از عالم و آدم رانده شده بودند، از این رفتار پیامبر و مردم چنان به ستوه آمدند که زمین با همه فراخی اش بر آنان تنگ گشت و چنان احساس دلتنگی به آنان دست داد که امید آنها برای پذیرش عذر و توبه هاشان از همه چیز و همه کس قطع شد؛ آنگاه به این اطمینان و یقین رسیدند که هیچ پناهگاهی جز خدا ندارد و در این حال بود که خدای متعال توب آنها را پذیرفت. روشن است که از نظر روانی انسان با جرم و گناهی به بزرگی گناه افراد مورد اشار آی شریفه، نمی تواند به صرف احتمال و شک حالتی به او دست دهد و به مرتبه ای برسد که بتواند از سر صدق توبه کند و جز خدا هیچ ملجا و پناهگاهی برای خود نبیند و آن گاه توبه اش پذیرفته شود.
در آیه شماره ۰۱ نیز داود(ع) از روی شواهد و نشانه ها، دریافت و یقین کرد که آن دو فرشته در مقام آزمایش او برآمده اند و لذا بلافاصله به استغفار و توبه روی می آورد.
«ظن »در آیه شماره ۱۱ نیز به معنای یقین دانسته شده است. این آیه شریفه حکم ازدواج زنانی را بیان می کند که سه بار از شوهر اوّل خود طلاق گرفته و سپس با همسر دیگری ازدواج کرده و از همسر دوّم نیز طلاق گرفته اند. آیه شریفه بیان می کند که پس از طلاق از همسر دوّم، زن می تواند دوباره با همسر اوّل خود ازدواج کند، اما به شرط آن که هر دو اطمینان داشته باشند که می توانند در زنگی مشترک جدید حدود الهی را پاس دارند و با حسن معاشرت و مصاحبت زندگی کنند. درواقع این یک حکم اخلاقی و ارشادی است که خدای متعال به آن دستور داده است و روشن است که زندگی مشترک مجدّد آنها درصورتی عاقلانه خواهد بود که هر دو به این اطمینان برسند که زندگی مجدّد آنها توأم با حسن معاشرت است و صرف احتال و شک کافی نیست، برای این که زن با مردی که قبل از این سه به او را آزموده و خیر مطلوب خود را در او ندیده است ازدواج کند. بنابراین یقینا«ظن»، در این آیه به معنای شک و احتمال نیست؛ بلکه به معنای حصول اعتماد و اطمینان آرام بخش است.
آیه شماره ۲۱ نیز حالت روانی کشاورزانی را بیان می کند که به دنبال نزول باران مزارع آنها سرسبز گشته است. در چنین وضعیّتی از نظر روانی چنین احساس اطمینانی به آنان دست خواهد داد که آنان به طور مستمر از منافع آن مزارع سرسبز برخوردارند، امّا ناگهان پس از گذشت مدّت زمان اندکی آنها را درو شده می یابند. این طبیعت آدم ها است که اکثر آنها-جز اندکی معدود که تحت تعالیم پیامبران خود ساخته اند -در وقت برخورداری از نعمت و سلامت نمی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.