تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام با 113 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل منطق خون در قیام امام حسین علیه السلام با نگاهی بر شهادت حضرت علی اصغر علیه السلام :

مقدمه

امام حسین(ع) با خون خـود و شـهدای کربلا، به پیکر بشریت زندگی بخشید. رنگ خون از نظر تاریخی، ثابت ترین رنگ هاست و رنگی که هرگز محو نمی شود، رنگ قرمز است. امام حسین(ع) تعمّدی داشت که تاریخ خویش را با ایـن رنـگ ثابت و زایل نشدنی بنویسد.

در کتب تاریخی می خوانیم که بسیاری از پادشاهان و افرادی که می خواستند نامشان در تاریخ ثبت شود، پیام خود را روی سنگ یا فلز می نوشتند؛ اما آنها زیر خروارها خاک مدفون شـدند و اکـنون نـیز که از زیر خاک بیرون آورده مـی شوند، کـسی بـرای آن پیام، اهمیتی قائل نمی شود؛ سخنانی است که روی سنگ نوشته شده، ولی روی دل ها نوشته نشده است. امام حسین(ع) پیام خود را نه روی سـنگی نـوشت و نـه حجّاری کرد؛ آن چه ایشان گفت، در هوای لرزان و در گوش افـراد طـنین انداخت، اما در دل ها ثبت شد، به طوری که از دل ها گرفتنی نیست (مطهری،۱۳۷۷: ۱۷/۳۷۲).

پیامبر اکرم(ص) در حدیثی این جاودانه بودن نـام و یـاد امـام حسین(ع) در دل ها را این گونه بیان می فرماید:

إِنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَهً فـِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَا تَبْرُدُ أَبَدا؛ (نوری، ۱۴۰۸: ۱۰ /۳۱۸)

از شهادت حسین آتشی در جان مسلمین برافروخته می شود که تا قیامت خاموشی و سردی نـمی پذیرد.

امـام حسین(ع) در روز عاشورا سه بار صحنه آسمان را با خون خویش و فرزندانش خونین کـرد تـا پیام نهضتش با استواری تمام در تاریخ ثبت شود. یکی از احساسی و عاطفی ترین این صحنه ها، لحظه شهادت طـفل شـیرخواره ایـشان، حضرت علی اصغر( است. جاری شدن خون از زیر سنگ ها و باریدن خون از آسـمان بـعد از شـهادت امام حسین(ع) نیز بر خونین بودن یاد و راه ایشان دلالت دارد. در ادامه به منطق امام حسین(ع) در خـونین نـمودن روز عـاشورا می پردازیم.

منطق خون

مراد از منطق خون در این نوشتار، این است که خونین کردن صـحنه های شـهادت حضرت علی اکبر(ع) و علی اصغر و پاشیدن خون آنها به آسمان توسط امام حسین(ع) و هـمچنین خـود اباعبدلله در هنگام شهادتش، هدفمند و هوشمندانه بوده است. بر اساس همین منطق است که پس از شـهادت امـام حسین(ع) از زیر سنگ ها خون جاری می شود و از آسمان باران خون می بارد.

بررسی واژه «ثـارالله»

از جـمله القـاب امام حسین(ع) که در اغلب زیارت نامه های ایشان وارد شده و به موضوع این مقاله نیز ارتباط دارد، واژه «ثارالله» اسـت. در زیـارت عاشورا چنین می خوانیم:

السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره.

این تعبیر، در زیـارت های دیـگر نـیز، از جمله زیارت مخصوص امام حسین(ع) در اول رجب، نیمه رجب و شعبان، روز عرفه، عید فطر، عید قربان و… آمـده اسـت (مـکی، ۱۴۱۰: ۱۴۴). امام صادق(ع) در زیارت نامه ابی عبداللّه(ع) می فرماید:

أَنّکَ ثارُ اللّهِ فِی الأرْضِ مِنَ الدَّمِ الَّذِی لَا یـُدْرِکُ ثِرَتَهُ أَحَدٌ مِن أَهْلِ الأرْضِ؛ (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۱۹۴)

ای سیدالشهدا! تو خون خدا در زمینی؛ همان خونی که هیچ کس جـز خـداوند انتقام آن را نمی تواند بگیرد.

علامه مجلسی در تفسیر این حدیث می گوید:

کسی هستی کـه خـداوند انتقام خونش را از قاتلانش خواهد گرفت. (مجلسی، ۱۴۰۳: ج ۹۸/۱۵۱)

«ثـار» در لغـت مـعانی متعددی دارد. «ثار» از ریشه «ثأر» و «ثؤره» به مـعنای انـتقام، خون خواهی و خون آمده است (طریحی، ۱۳۷۵: ج۱/۲۳۷). از این رو به معنای خون و آن هم نه مـطلق خـون، بلکه خونی که قابل قـصاص بـاشد اطلاق مـی شود (راغـب اصـفهانی، ۱۴۱۲: ۸۱). در معنای ثارالله گفته شده است کـه بـه معنای خون خداست (اسماعیلی، ۱۳۸۵: ۷۰).

پرسشی که در این جا مطرح می شود، این است کـه «خـون خدا بودن» یعنی چه؟ مگر خداوند خـونی دارد که کسی خون او باشد؟ در پاسـخ بـاید گفت در ادبیات دینی، کلماتی مـانند یـدالله، وجه الله، عین الله و باب الله بسیار به چشم می خورد. ذات حق منزه است از این که او را متصف بـه صـفات جسمانی کنیم، بلکه این گونه صـفات کـه در مـباحث کلامی به صـفات خـبریه شناخته شده اند، تأویل بـرده مـی شوند و دارای معنای باطنی هستند.

در حدیث «قرب نوافل» از پیامبر(ص) روایت شده است که خداوند فرمود:

بـند مـن به چیزی دوست داشتنی تر از واجبات، نزد مـن اظـهار دوستی نـمی کند و هـمانا او بـا نوافل نیز به سـوی من اظهار دوستی می کند. آن گاه که او را دوست بدارم، گوش او می شوم که با آن می شنود و دیده او مـی شوم کـه با آن می بیند و زبان او می شوم که بـا آن سـخن مـی گوید و دسـت او مـی شوم که با آن ضـربه مـی زند و پای او می شوم که با آن راه می رود. اگر به درگاه من دعا کند، او را دوست خواهم داشت و اگر از من درخـواست کـند، بـه او عطا می کنم. (برقی، ۱۳۷۱: ۱/۲۹۱)

از این روایت، آشکار مـی شود کـه اولیـای خـداوند، «خـلیفه» او بـر روی زمین و مظهر افعال الهی اند. خداوند جسم نیست؛ اما آن چه را که اراده می کند انجام دهد، از طریق دست اولیای خود به ظهور می رساند و کمکی را که می خواهد به سوی بنده ای بـفرستد، با پای اولیای خود می رساند و خونی را که می خواهد از سوی خود برای احیای دین خودش ریخته شود، از طریق شهادت اولیای خودش ظاهر می سازد. از این رو، همان طور که دست امام علی(ع) دست قدرت خـدا و یـدالله است، خون امام حسین(ع) نیز خون خدا و ثارالله است. از این رو، در زیارت عاشورا می خوانیم:

السلام علیک یا ثار الله و ابنَ ثاره و الوِتر المَوتور؛

سلام بر تو ای خون خدا و فرزند خـون او! سـلام بر تو ای یگان دوران.

همان گونه که نقش خون در بدن آدمی نقشی حیاتی است و بود و نبودش، مرگ و زندگی او را رقم می زند، وجود مقدس امام حسین(ع) نـزد خـدا و در دین او چنین نقشی دارند کـه اگـر آن حضرت نبود، اسلام و تشیع نیز باقی نمی ماند.[۱]

منطق امام حسین(ع) منطق شهید بود. منطق شهید یعنی منطق کـسی کـه برای جامعه خود پیـامی دارد و ایـن پیام را جز با خون با چیز دیگری نمی خواهد بنویسد (مطهری، بی تا: ۱۷/۱۴۹). در واقع نهضت امام حسین(ع) یک حماسه بزرگ اسلامی و الهی بود؛ از این رو آن حضرت این نهضت را با رنگ خون در تاریخ ثـبت کـردند. در روز عاشورا چندین بار خون از بدن مبارک امام حسین(ع) جاری شد و این قیام را در طی مراحل گوناگون به رنگ خون، رنگین نمود که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.

خونین شدن قیام عـاشورا بـا خون امـام حسین(ع)

الف) اصابت تیر به پیشانی و صورت امام(ع) و پاشیدن خون به آسمان

در روایتی اصابت تیر بر پیشانی امـام حسین(ع) این گونه گزارش شده است:

کُلَّما حَمَلَ [الحسین(ع)] بِنَفسِهِ عَلَی الفـُراتِ حـَمَلوا عـَلَیهِ حَتّی أحالوهُ عَنِ الماءِ. ثُمَّ رَمی رَجُلٌ مِنهُم بِسَهمٍ – یُکَنّی أبَا الحُتوفِ الجُعفِیَّ – فَوَقَعَ السَّهمُ فی جـَبهَتِهِ، فـَنَزَعَ الحسین(ع) السَّهمَ فَرَمی بِهِ، فَسالَتِ الدِّماءُ عَلی وَجهِهِ ولِحیَتِهِ. فَقالَ الحسین(ع): اللّهُمَّ إنـَّکَ تـَری مـا أنَا فیهِ مِن عِبادِکَ هؤُلاءِ العُصاهِ الطُّغاهِ، اللّهُمَّ فَأَحصِهِم عَدَدا، وَاقتُلهُم بَدَدا، ولا تَذَر عَلی وَجـهِ الأرضِ مِنهُم أحَدا، ولا تَغفِر لَهُم أبَدا.(گروهی از نویسندگان، ۱۳۷۸: ۴/۴۰۱)

هرگاه حسین(ع)، به تنهایی بـه سوی فراتْ یورش مـی بُرد، بـه او حمله می کردند تا او را از [رسیدن به] آب، بازبدارند. آن گاه مردی از آنان – که کنیه اش ابوحُتوف جُعْفی بود – تیری انداخت و بر پیشانی حسین(ع) نشست. حسین(ع) تیر را کَند و آن را انداخت. خون بر صورت و محاسنش، سرازیر شد. سـپس گفت: «خدایا! تو می بینی که من از دست این بندگان نافرمان و طغیانگرت، در چه حالی هستم. خدایا! یک یک آنان را به شمار آور و جدا از هم و متفرّق، هلاکشان ساز و هیچ یک از آنان را بر روی زمین، باقی مگذار و هـرگز آنـان را میامرز! »

روایت دوم

مسلم بن رباح مولی علیّ بن أبی طالب(ع): کُنتُ مَعَ الحُسَینِ بنِ علی(ع) یَومَ قُتِلَ، فَرُمِیَ فی وَجهِهِ بِنُشّابَهٍ، فَقالَ لی: یا مُسلِمُ، أدنِ یَدَیکَ مِنَ الدَّمِ، فـَأَدنَیتُهُما، فـَلَمَّا امتَلَأَتا قالَ: اُسکُبهُ فی یَدی، فَسَکَبتُهُ فی یَدِهِ، فَنَفَحَ بِهِما إلَی السَّماءِ، وقالَ: اللّهُمَّ اطلُب بِدَمِ ابنِ بِنتِ نَبِیِّکَ. قالَ مُسلِمٌ: فَما وَقَعَ مِنهُ إلَی الأَرضِ قَطرَهٌ؛ (محمدی ری شهری، ۱۳۸۸: ۷/۲۱۸؛ ابن عـساکر، بـی تا: ۱۴/۲۲۳)

مُسلم بن رِباح، غلام آزاد شد علی بن ابی طالب(ع) [می گوید]: روز شهادت حسین بن علی(ع)، با او بودم. تیرهایی به صورتش اصابت کرده بود. به من فرمود: «ای مُسلم! دستت را زیر خون ها بـگیر». گـرفتم. چـون [دست هایم از خون] پُر شدند، فرمود: «آنـها را در دسـتم بـریز». آنها را در دستش ریختم. آنها را به سوی آسمان پاشید و گفت: «خدایا! خون فرزند دختر پیامبرت را بستان». قطره ای از آن خون، بر زمین نریخت.

ب) اصـابت تـیری بـه سینه امام(ع)

در مقاتل آمده است که وقتی امـام حسین(ع) بر اثر نبرد، کم توان شد، ایستاد و به استراحت پرداخت. همان هنگام، سنگی آمد و به پیشانی اش خورد. خون از پیشانی آن حـضرت، سـرازیر شـد. پارچه ای را گرفت تا خون از پیشانی اش پاک کند که تیری با پیـکانِ سه شاخ آهنین و مسموم آمد و در ناحیه قلبش نشست. حسین(ع) گفت: «به نام خدا و یاری خدا، و بر دین پیامبر خـدا! ». آنـ گاه، سـرش را به سوی آسمان بالا برد و فرمود: «خدای من! تو می دانی کـه آنـان، مردی را می کشند که جز او، فرزند پیامبری بر روی زمین نیست». سپس تیر را گرفت و آن را از پشت خود بیرون کـشید. خـون مـانند ناودان، از آن سرازیر شد. حسین(ع) دستش را بر زخم نهاد و چون از خون پُر شد، آن را بـه آسـمان پاشـید. قطره ای از آن، باز نگشت…. دوباره دستش را بر زخم نهاد و چون [از خون] پُر شد، به سر و مـحاسنش کـشید و فـرمود: «به خدا سوگند، این گونه خواهم بود تا جدّم محمّد( را با خضاب خون، دیدار کـنم و بـگویم: «ای پیامبر خدا! فلانی و فلانی، مرا کُشتند » (محمدی ری شهری، ۱۳۸۸: ۷/۲۲۱).

ج) اصابت تیری به گلوی امام(ع)

شـیخ مـفید اصابت تیر به گلوی امام حسین(ع) را این گونه نقل می کند:

رَکِبَ [الحسین(ع)] المُسَنّاهَ یُریدُ الفـُراتَ وبـَینَ یَدَیهِ العَبّاسُ أخوهُ، فَاعتَرَضَتهُ خَیلُ ابنِ سَعدٍ، وفیهِم رَجُلٌ مِن بَنی دارِمٍ، فـَقالَ لَهـُم: وَیـلَکُم! حولوا بَینَهُ وبَینَ الفُراتِ ولا تُمَکِّنوهُ مِنَ الماءِ. فَقالَ الحسین(ع): اللّهُمَّ أظمِئهُ! فَغَضِبَ الدّارِمِیُّ ورَماهُ بـِسَهمٍ فـَأَثبَتَهُ فی حَنَکِهِ، فَانتَزَعَ الحسین(ع) السَّهمَ، وبَسَطَ یَدَهُ تَحتَ حَنَکِهِ فَامتَلَأَت راحَتاهُ بـِالدَّمِ، فـَرَمی بـِهِ ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ إنّی أشکو إلَیکَ ما یُفعَلُ بِابنِ بِنتِ نَبِیِّکَ. ثُمَّ رَجَعَ إلی مَکانِهِ وقـَدِ اشـتَدَّ بـِهِ العَطَشُ؛ (مفید، ۱۴۱۳: ۲/۱۰۹)

حسین(ع) بر سیل بندِ فرات بالا رفت تا خود را به آبـ بـرساند. برادرش عبّاس( پیشِ رویش بود. سواران ابن سعد، راه بر او گرفتند. در میان آنان، مردی از بنی دارِم بود که بـه آن سـواران گفت: وای بر شما! میان او و فرات، مانع شوید و آب را در اختیارش نگذارید. حسین(ع) گفت: «خـدایا! او را تـشنه بگذار». مرد دارِمی خشمگین شد و تیری بـه سـوی امام(ع) انداخت که بر زیر گلویش نشست. حسین(ع) تـیر را بیرون کشید و دستش را زیر گلویش گرفت. کفِ دستانش از خون، پُر شد. آنها را پاشید و سـپس گـفت: «خدایا! از آن چه با پسر دخـتر پیـامبرت می کنند، بـه تـو شـِکوه می برم». سپس به جایگاهش باز گـشت، در حـالی که تشنگی اش شدّت یافته بود.

سید بن طاووس مشابه نقل شیخ مـفید را چـنین بیان می کند:

ثُمَّ رَماهُ [أیِ الإِمـامَ الحسین(ع)] سِنانٌ أیضا بـِسَهمٍ، فـَوَقَعَ السَّهمُ فی نَحرِهِ، فَسَقَطَ علیه السلام وجـَلَسَ قـاعِدا، فَنَزَعَ السَّهمَ مِن نَحرِهِ، وقَرَنَ کَفَّیهِ جَمیعا وکُلَّمَا امتَلَأَتا مِن دِمائِهِ خَضَّبَ بـِها رَأسـَهُ ولِحیَتَهُ، وهُوَ یَقولُ: هکَذا ألقـَی اللّهَ مـُخَضَّبا بِدَمی، مَغصوبا عـَلی حـَقّی؛ (ابن طاووس، ۱۳۴۸: ۱۲۵)

سپس سِنان نـیز تـیری به سوی امام حسین(ع) انداخت. تیر بر گلویش نشست. امام(ع) [بر زمین] افتاد. سـپس بـه سمت راست نشست و تیر را از گلویش بـیرون کـشید و دو دستش را کـنار هـم گـرفت و هر گاه از خونش پُر مـی شدند، سر و صورتش را با آن خضاب می کرد و می فرمود: «خدا را این گونه، خضاب کرده از خونم و با حقّ غصب شـده ام دیـدار خواهم کرد».

د) اصابت تیری بر دهـان امام(ع) و پاشـیدن خـون بـه آسمان

ابن اثیر – مـورخ اهـل تسنن – اصابت تیر بر دهان مبارک امام حسین(ع) و پاشیدن خون خود را به آسمان این گونه گزارش مـی کند:

اِشـتَدَّ عـَطَشُ الحسین(ع) فَدَنا مِنَ الفُراتِ لِیَشرَبَ، فَرَماهُ حـُصَینُ بـنُ نـُمَیرٍ بـِسَهمٍ فـَوَقَعَ فـی فَمِهِ، فَجَعَلَ یَتَلَقَّی الدَّمَ بِیَدِهِ ورَمی بِهِ إلَی السَّماءِ، ثُمَّ حَمِدَ اللّهَ وأثنی عَلَیهِ، ثُمَّ قالَ: اللّهُمَّ إنّی أشکو إلَیکَ ما یُصنَعُ بِابنِ بِنتِ نَبِیِّکَ، اللّهُمَّ أحصِهِم عـَدَدا، وَاقتُلهُم بَدَدا، ولا تُبقِ مِنهُم أحَدا. وقیلَ: الَّذی رَماهُ رَجُلٌ مِن بَنی أبانِ بنِ دارِمٍ؛ (ابن اثیر، بی تا: ۲/۱۷۶)

تشنگی حسین(ع)، شدّت گرفت. نزدیک فرات شد تا آبی بیاشامد. حُصَین بن نُمَیر، تیری بـه سـوی ایشان انداخت که به دهانش اصابت کرد. حسین(ع) خون را با دستش می گرفت و به سوی آسمان پرتاب می کرد. سپس حمد و ثنای الهی را به جای آورد و آن گاه گفت: «بار خدایا! از رفـتاری کـه با پسرِ دختر پیامبرت می کنند، به تو شِکوه می بَرم. بار خدایا! یکایکشان را به شمار آور و یکایکِ آنان را بکُش و هیچ یک از ایشان را باقی مگذار».

نیز گـفته اند: کـسی که به حسین(ع) تیر انـداخت، مـردی از قبیله بنی اَبان بن دارِم بود (محمدی ری شهری، ۱۳۸۸: ۷/۲۲۶). این چنین صحنه عاشورا لحظه به لحظه با خون امام حسین(ع) رنگین شد؛ تا جایی که گزارش شـده اسـت روز عاشورا پس از شهادت امام حسین(ع) زیـر هر سنگی خون جاری شد و آسمان تا مدت ها خونین بود.

جاری شدن خون زیر سنگ ها پس از شهادت امام حسین(ع)

درباره جاری شدن خون از زیر سنگ ها از امام صادق(ع) چنین روایت شده اسـت:

عـبدالملک بن مروان – و به روایتی، هشام بن عبد الملک – به فرماندارش در مدینه نوشت: «محمّد بن علی [باقر] را به سوی من روانه کن».

پدرم روانه شد و مرا نیز با خود برد. رفـتیم تـا به مـَدیَنِ شعیب(ع) رسیدیم. در آن جا دِیری (صومعه ای) بزرگ دیدیم که افرادی با لباس های پشمینه و زِبر، بر درِ آن ایستاده بـودند. پدرم بر من لباس پوشاند و خود نیز لباس زبری پوشید. سپس دسـتم را گـرفت و آمـدیم تا نزد آن افراد نشستیم و با ایشان وارد دیر شدیم. در آن جا پیرمردی سال خورده را دیدیم که ابروهایش روی چشم هایش ریخته بـودند. او بـه ما نگریست و به پدرم گفت: تو از ما (نَصارا) هستی یا از این امّت که مـورد رحمت اند؟

پدرم فـرمود: «نـه! من از این امّتم که مورد رحمت اند».

او گفت: از عالمانِ آن هستی، یا از جاهلان آن؟

پدرم فرمود: «از عالمان آن».

گـفت: از تو مسئله ای می پرسم.

پدرم فرمود: «آن چه می خواهی، بپرس »…

او پرسش های فراوانی پرسید و پدرم به همه آنـها پاسخ داد… سپس رفتیم تـا نـزد عبد الملک رسیدیم… و او گفت: مسئله ای برایم پیش آمده که عالمان پاسخ آن را نمی دانند. به من بگو که هر گاه این امّت، پیشوای واجب الاطاعه خود را بکشند، خداوند چه عبرتی را در آن روز، به ایـشان نشان می دهد؟

پدرم گفت: «هر گاه این گونه شود، سنگی را بلند نمی کنند، مگر آن که زیرش خون تازه خواهند دید ». عبدالملک، سر پدرم را بوسید و گفت: راست گفتی. در روزی که پدرت علی بن ابی طالب کشته شد، پدرم مروان، فـرمان داد سـنگ بزرگی را که بر درِ [خانه] او بود، بردارند و ما در زیر آن، خونی تازه را دیدیم که می جوشید. من نیز خود، حوض آب بزرگی در باغم داشتم که در دو سوی آن، سنگ های سیاه بود. دستور دادم که برداشته شوند و بـه جـایشان، سنگ سفید گذاشته شود. از قضا در همان روز، حسین کشته شده بود. من دیدم که از زیر آن سنگ ها خونی تازه می جوشد. اینک آیا نزد ما می مانی تا با هر آن چه بخواهی، احـترامت کـنیم یا بازمی گردی؟ پدرم فرمود: «به نزد قبر جدّم (پیامبر خدا(ص) بازمی گردم». عبدالملک نیز اجازه بازگشت داد. (محمدی ری شهری، ۱۳۸۸: ۷/۳۷۵)

خون گریستن آسمان پس از شهادت امام حسین(ع)

مرحوم شیخ صدوق و شیخ طوسی دو روایت بـر خـون گـریستن آسمان بعد از شهادت امام حسین(ع) نـقل کـرده اند:

عن الریّان بن شبیب عن الرضا (ع): حَدَّثَنی أبی عَن أبیهِ عَن جَدِّهِ [الباقِرِ](ع) أنَّهُ لَمّا قُتِلَ جَدِّیَ الحسین(ع) أمطَرَتِ السَّماءُ دَمـا وتـُرابَا أحـمَرَ؛ (صدوق، ۱۳۷۸: ۱/۳۰۰)

به نقل از رَیّان بن شَبیب، از امام رضـا(ع): پدرم از پدرش، از پدربـزرگش (امام باقر(ع) نقل کرد که چون جدّم حسین(ع) شهید شد، از آسمان، خون و خاک سرخ بارید.

عن عمّار بن أبـی عـمّار: أمـطَرَتِ السَّماءُ یَومَ قُتِلَ الحسین(ع) دَما عَبیطا؛ (طوسی، ۱۴۱۴: ۳۳۰)

به نقل از عـمّار بن ابی عمّار: روز شهادت حسین(ع) آسمان خون تازه بارید.

امام حسین(ع) در روز عاشورا دوبار با خون فرزندان خود نـیز صـفح آسـمان را رنگین نمود تا پیام حق را برای ابد به گوش جهانیان بـرساند.

پاشـیدن خون حضرت علی اکبر(ع) به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *