تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی دیدگاه مستشرقان درباره اهداف غزوات و سرایای پیامبر اعظم از منظر اسناد تاریخی :

مقدمه

مستشرقان درباره جنگ های رسول خدا (ص) و اهداف آن نظر واحدی ندارند. برخی از آنان با بررسی منصفانه اسناد و منابع تاریخی، تحلیل نسبتا قابل قبولی ارائه کردند. ایشان جنگ های عصر پیامبر اکرم (ص) را امری ضروری برای حیات اسلام و مسلمانان دانسته اند اما گروه دیگری از مستشرقان، اهداف جنگ های پیامبر اکرم (ص) را مادی و با انگیزه خشونت طلبی و به دست آوردن غنایم ، تفسیر و تحلیل کرده اند. اظهارات مستشرقان درباره جنگ های عصر پیامبر اکرم (ص) را با دو شیوه میتوان نقد و ارزیابی کرد:

۱- با مبانی نظری اسلام؛ یعنی قرآن و سنت پیامبر (ص) را به عنوان نقشه راه حضرت (ص) مورد سنجش قرار دهیم.

۲- بر اساس اسناد تاریخی، آرای آنان را ارزیابی کنیم.

در این مقاله با شیوه دوم ؛ مسئله را بررسی میکنیم. مقصود از مستشرقان در این مقاله ، ساکنان مغرب زمین هستند که درباره شرق و اسلام مطالعاتی دارند و اظهار نظر کرده اند. [۱]

اهداف جنگ های پیامبر (ص) از منظر مستشرقان

به طور کلی میتوان آرای مستشرقان درباره اهداف غزوات و سریه های عصر پیامبر اکرم (ص) را در پنج قسمت دسته بندی کرد:

۱. تأمین زندگی و معیشت مسلمانان

برخی از مستشرقان جهاد را راهکاری میدانند که پیامبر اکرم (ص) برای نجات پیروان خود از فقر و تنگ دستی ارائه کرد. نویسنده مقاله پیامبر اسلام در دائره المعارف آمریکانا در این باره مینویسد:

محمد (ص) به زودی با ضرورت تأمین معاش پیروان خود که از مکه گریخته بودند و اکنون مهاجران نامیده میشدند و هم چنین تازه مسلمانان که در مدینه، انصار (یاوران ) نامیده میشدند مواجه گردید. محمد (ص) برای تأمین نیازهای آنها، قطع طریق کردن کاروان را که در راه بازگشت از سوریه بود مشروع دانست… . پیروزی در بدر قدرت دنیوی اسلام را بنا نهاد از این پس ، اسلام وضع نظامی[۲]مستحکمی یافت. سال بعد ابوسفیان برای جبران شکست لشکر کشید.

ویلیام مونتگمری وات پیروزی های سریع مسلمانان را نه به منظور گسترش اسلام، بلکه برای کسب غنایم جنگی میداند. وی که از دوران پیروزیهای مسلمانان در جهان به دوران سیادت طلبی مسلمانان تعبیر میکند، ضمن رد تلاش های نویسندگان مسلمان در رد این دیدگاه، به صراحت بیان میکند که لشکر کشیهای مسلمانان برای کسب غنایم بوده است و اتفاق های دوران پیامبر (ص) نیز آن را تأیید میکند.

وی ضمن به کاربردن واژه رزیّه (به معنای خسارت و مصیبت ) به جای «غزوه » و «سریه » یادآور میشود که این گونه حملات در میان قبایل عرب بادیه نشین، عملی رایج بوده است و از آن جایی که هدف از آن به دست آوردن مال بوده است ، کمتر افراد در آن کشته میشده اند. بنابراین برای اعراب بادیه نشین به صورت یک ارزش درآمده بود.

محمد (ص) پس از آن که قبایل مختلف شبه جزیره عربستان را متحد کرد، برای این که جلوی دست اندازیهای قبایل بر یکدیگر را بگیرد و راهی برای رهایی انرژی متراکم حمله و هجوم آنان پیدا کند، در سال های پایانی حیاتش، برنامه حمله به سرزمین ها و قبایل دیگر را سامان داد که این امر در زمان خلافت عمر به جنگ های منظم میان[۳]مسلمانان و ارتش های بیزانس و ساسانی منجر گردید.

هم چنین نویسنده کتاب تمدن قرون وسطا نیز علت اصلی جنگ های صدر اسلام را فقر مسلمانان و نیازمندیهای مادی آنان میداند.[۴] توماس آرنولد مینویسد: روحیه پست مادی و علاقه اعراب برای به چنگ آوردن غنایم، عامل اصلی و نیروی اساسی به پا دارنده پیروزیهایشان بوده است ؛ زیرا اعراب اقوام صاحب پشتکار و سخت کوش اند. این قوم برای فرار از مشکل گرسنگی نیازمند ترک[۵]صحرای خشک و رسیدن به اراضی پر ثروت و مرفه مجاور خویش بودند.

افرادی چون ایرام لاپیدوس [۶]و ستانلی لان بول [۷] نیز همین دیدگاه را درباره جنگ های پیامبر اکرم (ص) دارند.

۲. اشباع روحیه جنگ طلبی تازه مسلمانان

برخی از مستشرقان، دستور جهاد به وسیله پیامبر (ص) را پاسخی میدانند به میل جنگ طلبی و غارت گری که در وجود تازه مسلمانان حجاز وجود داشت. نویسنده فصل زندگی پیامبر (ص) در تاریخ اسلام کمبریج در تحلیل خود از جهاد مینویسد: غزوه و جمع آن مغازی، عادت و پیشه مرد عرب چادرنشین، در واقع نوعی ورزش محسوب میشد. قبل از اسلام، معمول ترین هدف این جنگ ها ربودن گوسفند و شتر گروه های معارض بود.

[۸]سپس وی با اشاره به برخی از جنگ های صدر اسلام مینویسد: بسیاری از صحراگردان و شهرنشینان، به دلایل سیاسی و یا غیر دینی هم چون میل به جمع آوری غنایم، به این دولت پیوستند. [۹]و چنین ادامه میدهد: او (محمد (ص) ) طبیعتا خواهان آن بود که پیروانش با هم در صلح و صفا زندگی کنند اما از آن جا که توان اعراب ، بیشتر در جنگ های ضد دیگر قبایل صرف میشد، در نتیجه باید جایگزینی پیدا میشد تا این انرژی صرف آن گردد. این جایگزینی از پیش در مفهوم جهاد یا جنگ مقدس نهفته بود، امری که اساسا [۱۰]شامل یک غزوه بود و شامل کسب غنایم نیز میشد.

و در جای دیگر به عنوان دست آورد محمد (ص) مینویسد: به منظور جلوگیری از متلاشی شدن جامعه، آن هم به سبب قدرت جنگ افروزانه آنان، پیامبر (ص) تفکر جهاد را مطرح کرد. [۱۱]مونتگمری وات در مجموعه گفتارهایی که از وی با عنوان تأثیر اسلام بر اروپای قرون وسطا منتشر شده است مینویسد: حمله مسلمانان … شکل دیگری از غارت های بدوی بود که قبایل عرب قرن ها به آن خو گرفته بودند.[۱۲]

۳. اعمال خشونت بر غیر مسلمانان و گسترش اسلام

برخی از مستشرقان، اسلام را دین خشونت میدانند که برای سرکوب پیروان ادیان دیگر و گسترش اسلام، جهاد را مطرح کرده است. دیوید هیوم ، فیلسوف انگلیسی (۳۷۳۳ ۳۷۷۱ م ) در رساله خود درباره تاریخ طبیعی دین در فصل مقایسه ادیان در این باره مینویسد: اسلام از ابتدا با اصول سخت گیری بیشتر و خون ریزی شروع کرد حتی امروز هم اگرچه آتشی بر سر پیروان ادیان دیگر نمیریزد، آنها را از لعنت و وعده جنگ بی نصیب نمیگذارد.

[۱۳]هامبرت رومی [۱۴]میگوید: آنان (مسلمانان ) درباره دین خود تا آن جا جدی بودند که هر کجا که به قدرت می رسیدند، بدون هیچ ترحمی به کشتار کسانی که علیه دین آنان تبلیغ[۱۵]میکردند اقدام میکردند.

یکی دیگر از مستشرقان انگلیسی به نام بازورت به توضیح واژه جهاد پرداخته و در سخنانی که گویی خود آن را وضع کرده است، درباره این واژه مینویسد: جهاد واژه ای است عربی و به معنای مبارزه شرعی است. جهاد که به عنوان تکلیفی دینی بر دوش همه پیروان [حضرت ] محمد (ص) نهاده شده، بر این مفهوم استوار است که چون دین اسلام دارای اعتبار جهان شمول است، باید حتی اگر لازم باشد به زور اسلحه، در بین هم افراد بشر انتشار یابد. او در ادام سخنان خود مینویسد: در اسلام سنتی، جهاد میبایست علیه اهل کتاب (یعنی متولیان مقتدر کتب مقدس و برتر از همه یهودیان و مسیحیان ) و نیز علیه مشرکان ترتیب داده شود تا به اقتدار اسلام گردن نهند و به اسلام بگروند.

[۱۶]۴. انتقام و تسویه حساب با مخالفان

برخی از مستشرقان، هدف غزوات و سریه ها را انتقام مسلمانان از اهل مکه میدانند که آنان را از شهر و دیارشان بیرون کرده بودند. نویسنده مقاله محمد (ص) پیامبر اسلام در دایره المعارف اسلام لیدن در این باره مینویسد: ارتقای مکه به مرکز اسلام، وظیفه جدیدی بر عهده پیامبر نهاد که مسلما وی آن را پیش بینی کرده بود. هنگامی که زیارت اماکن مقدس در مکه و اطراف آن برای مسلمانان واجب شد، آنان ناگزیر شدند تا راهی برای ورود به سرزمین مقدس بیابند که از آن اخراج شده بودند. (حج ۲۲، ۲۲). از آن جا که دست یابی به یک توافق نامه صلح آمیز، غیر ممکن به نظر می رسید، لازم بود ورود به مکه با توسل به زور انجام گیرد. پیامبر نیز باید با مردم مکه تسویه حساب میکرد؛ زیرا آنان با بیرون راندن او از شهر، در نظر جهانیان بر او غلبه یافته بودند و عذابی که مکررا به ایشان وعده داده بود که تا حدی به شکل مجازات کلیشه بیدینان در «داستان های عذاب » بوده تحقق نیافته بود. این مسئله موجب صدور فرمان الهی جدیدی گردید که در متون سیره با عنوان «اجازه جنگ» با مشرکان، از آن یاد شده است. انصار متعهد شده بودند تنها در صورتی که پیامبر (ص) آماج حمله قرار گیرد، از او دفاع کنند، و تجار مکه مایل نبودند با آغاز جنگ، در حق او لطفی کنند. مهاجرین برای جنگیدن پیمان نبسته بودند، و بسیار برخلاف احساسات شان بود که به منزله اهالی مکه با اعضای قبیله خود و خویشاوندان هم خونشان بجنگند. از آیات قرآن که پیروان محمد (ص) را به شدت در این باره ملامت میکند (بقره (۲) ۲۱۲؛ حج (۲۲ ) ۳۳ و آیات بعد و غیره ) میتوان فهمید که مخالفت آنان تا چه حد باعث رنجش محمد (ص) شد.

[۱۷]

۵. دفاع از اسلام و مسلمانان

مستشرقان واقع نگر، جنگ های صدر اسلام را امری اجتناب ناپذیر برای حیات مسلمانان و اسلام میدانند. جان دیون پورت ، نویسنده کتاب «عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن » ضمن تشبیه رفتار پیامبر (ص) به رفتار حضرت موسی (ع) برای تبلیغ آیین آسمانی خویش ، اتهام نشر اسلام با زور و شمشیر از سوی حضرت محمد (ص) را رد میکند. او می نویسد: همان گونه که حضرت موسی (ع) شارع و ناشر قانون بود برای نجات بنی اسرائیل از مصر به زور و قدرت متوسل شد و اگر چنین کاری نمیکرد به یقین نمیتوانست قومش را نجات دهد. با این حال تا کنون هیچ کسی یافت نشده که آن حضرت را متهم به جاه طلبی و قدرت خواهی کند.

حضرت محمد (ص) نیز برای وحدت جوامع پراکنده شبه جزیره عربستان که به قبایل متعدد تقسیم بودند و اغلب با یکدیگر در حال نزاع و جدال بودند راه دیگری نداشت جز این که به عنوان راهنما و سردار آنها قیام کند و از قدرت نظامی استفاده نماید. در هر حال وضع و رفتار پیامبر (ص) طوری بود که به کلی او را از تهمت جاه طلبی منزه نگاه میداشت.

[۱۸]ام. ساواری (M. savary) فرانسوی در کتاب «محمد، ستاره ای که در مکه درخشید»[۱۹] ضمن رد ادعای جنگ طلبی پیامبر (ص) ، به دفاع از جهاد مسلحانه آن حضرت (ص) میپردازد. وی عقیده دارد که پیامبر (ص) هرگز نمیخواست جنگ کند و تا میتوانست از جنگ دوری میکرد. تنها زمانی آن حضرت (ص) به جهاد مسلحانه روی میآورد که:

۱) زبان و منطق نیرومند اسلام به علت تعصب های جاهلانه و خشک مردم سودمند نبود. ۲) پیروان او از روش های سیاسی خود به علت کارشکنی احزاب مخالف، مانند کفار و یهودیان کاری از پیش نمیبردند. ۳) جایی که آبرو و شرافت مسلمانان در خطر میافتاد.

این نویسنده فرانسوی در ادامه مینویسد: در هر عصر و زمانی دفاع از عقیده و ایمان شایسته و پسندیده است و محمد (ص) نیز در راه خدا و برای دفاع از مسلمانان به جهاد میپرداخت و جنگ در چنین صورتی جهاد انسانی است. [۲۰]

آر. اف. بودلی (R. F Boodli) در کتاب «الرسول، حیاه محمد» برای دفاع از پیامبر (ص) و رد تهمت جنگ طلبی از آن حضرت (ص) مینویسد: انتقاد کنندگان بر محمد (ص) ایراد میگیرند که او آتش جنگ را دامن میزند و در این باره بعضی از تاریخ نویسان بسیار قلم فرسایی میکنند. به خیال این که تنها محمد این نوع جنگ ها را به وجود آورد. این تاریخ نویسان فراموش کرده اند که در دنیا سبب اساسی برای جنگ ها، مذاهب و ادیان دیگرند. (و این اختصاص به اسلام ندارد. ) اگر محمد (ص) تورات را میخواند، میدید موسی جنگ های مقدسی را به راه انداخته که دو هزار سال قبل از جنگ های محمد بر پا شدند. اگر کمی بیشتر تورات را مطالعه میکرد، میدید پادشاهان بنی اسرائیل بیش از او برای دفاع از عقاید خود میجنگیدند و خواهد دید که عبرانی های قدیم برای جنگ های دینی خود قوانین مذهبی گذراندند که هیچ قابل قیاس با قوانین امروز نیست. محمد تشن خون ریزی نبود. او به اسیر اجازه[۲۱]انتخاب میداد تا این که یا جزیه بدهد و یا اسلام را قبول کند.

تأملاتی درباره دیدگاه مستشرقان

خاورشناسان بر خلاف واقعیت های تاریخی و بدون ارائه اسناد قابل قبول، تمام جنگ های صدر اسلام را هجومی گرفته و در صدد توجیه اهداف و انگیزه مسلمانان از این جنگ ها بر آمده اند که این برخلاف واقعیت های تاریخی است. علاوه بر این که آرای مستشرقان با آن چه در اصلیترین متن دینی مسلمانان یعنی قرآن آمده به هیچ وجه هم خوانی ندارد و مستشرقان باید برای اثبات دیدگاه خود، بتوانند نادرستی آن چه را که مسلمانان خود درباره اهداف و انگیزه های جنگ ها بیان کرده اند، اثبات کنند. برای روشن شدن مطلب، در این جا ابتدا به اهداف و ماهیت جهاد در اسلام از نظر قرآن اشاره میکنیم .[۲۲] سپس جنگ های رسول خدا (ص) را از منظر تاریخی بررسی میکنیم.

الف ) ناسازگاری آرای مستشرقان با تعالیم قرآن

مطالبی که مستشرقان درباره اهداف جنگ های پیامبر اکرم (ص) بیان کرده اند با قرآن کریم که نقشه راه پیامبر (ص) بوده است تفاوت دارد. از نظر قرآن، هدف اصلی جنگ های صدر اسلام، دفاع از کیان اسلام و مسلمانان بوده است. همان گونه که عده ای از خاورشناسان اعتراف کردند. جهاد در اسلام قانونی است برای دفاع و مسئله دفاع که از ضرورت های زندگی بشر است. اسلام به عنوان دین جامع برای حیات خود و پیروانش و نجات انسان های در بند، مسئله جهاد را مطرح کرده است. قرآن[۲۳]کریم میفرماید که اگر دفاع نبود مراکز عبادی و بندگی خداوند ویران میشد.

اسلام به عنوان مکتبی آسمانی خواهان زندگی مسالمت آمیز و با شرافت برای همه انسان ها است. به همین جهت، اصل برتر از نظر اسلام صلح است اما اسلام با پذیرش ذلت و ظلم مخالف است و بیتفاوتی نسبت به حق و باطل را نیز با شرافت انسانی ناسازگار می داند. از نظر قرآن، جهاد چه در راه دفاع از جامعه اسلامی و حقوق مظلومان باشد (جهاد دفاعی ) و چه برای تبلیغ و گسترش اسلام (جهاد ابتدایی) [۲۴]باشد در هر صورت دفاع از حقوق انسانیت است، نه اشباع خودکامگی دنیاخواهان و قدرت طلبان.

از این رو خداوند در قرآن کریم ، یازده بار واژه «جهاد» و بیست بار واژه «قتال » را با کلمه «فی سبیل الله » آورده است . این قید بر این امر دلالت دارد که جهاد و قتال، فقط باید برای خدا باشد و چنین هدفی محال است که با خود محوری، زورگویی، سلطه طلبی و منفعت گرایی سازگار باشد. به همین جهت از نظر اسلام، هر جنگ و ستیزی که با هدف جاه طلبی و به دست آوردن مال و ثروت نامشروع و برای استثمار دیگران باشد، ظلم تلقی میگردد و ناپسند شمرده میشود. جنگ با هدف دفع تجاوز و دفاع از حق و حقیقت، از نظر ادیان الهی و ملت های آزاده و فرهیخته نه تنها مذموم نیست بلکه مورد ستایش است. بدون تردید اگر ملتی به بهانه این که ما طرفدار صلحیم در برابر متجاوز مقاومت و پایداری نکند به طور قطع مورد مذمت عقلای عالم قرار میگیرد؛ زیرا این کار در واقع تسلیم شدن و ذلت است. طبق بیان قرآن کریم در همه ادیان توحیدی این نوع جنگ وجود داشته است و تشریع آن به دین اسلام اختصاص ندارد.[۲۵]

ب ) ناسازگاری سخنان مستشرقان با اسناد تاریخی

خاورشناسان برخلاف واقعیت های تاریخی و بدون ارائه اسناد مورد قبول مورخان، همه جنگ های صدر اسلام را هجومی گرفته و در صدد توجیه اهداف و انگیزه های مسلمانان از این جنگ ها بر آمده اند. در صورتی که اسناد تاریخی گواهی میدهند که بیشتر جنگ های عصر نبوی با انگیزه دفاع از هستی مسلمانان انجام گرفته است. جنگ های هجومی مسلمانان نیز اهداف انسانی داشته است که از دید هر انسان منصفی پذیرفته می شود.

اهداف و علل جنگ های پیامبر (ص) بر اساس اسناد تاریخی

غزوات و سرایای عصر نبوی را در یک جمع بندی کلی به چهار دسته، تقسیم میشوند:

۱)دفاعی؛ ۲) تهاجمی پیش گیرانه (دفاعی در قالب تهاجم )؛ ۳) جنگ به خاطر پیمان شکنی یا خیانت از سوی مخالفان؛ ۴) جنگ برای دفاع از حق الله و حقوق انسانی انسان ها. در ادامه هر کدام از این جنگ ها را با بررسی علل و اهداف آنها متذکر میشویم.

۱. غزوات و سرایای دفاعی

غزوات و سرایایی که در مقابل تهاجم اعراب و مشرکان مکه و دیگر نقاط عربستان صورت گرفته است، غزواتی هستند که مسلمانان در وقوع آن نقشی نداشتند[۲۶] و در این جنگ ها به دفاع از خود پرداختند. این دسته از غزوات و سرایا عبارت هستند از غزوات بدر اولی، سویق، احد، احزاب، غابه و دو سریه به نام های کرز بن جابر و عبیده بن حارث. بر اساس گزارش منابع تاریخی در تمام این جنگ ها، مسلمانان مورد هجوم قرار گرفته و در برابر حملات مشرکان از خود دفاع کرده اند.

به عنوان نمونه، بدر اولی در پی حمله به گله های مدینه صورت گرفت و غزوه سویق[۲۷]در پی حمل ابوسفیان به مدینه رخ داد. در غزوه احد نیز قریش به خاطر انتقام کشتگان خود در بدر، این جنگ را بر پا کرد. [۲۸]هم چنین جنگ احزاب با هجوم قریش و همراهی همه مخالفان داخلی، رخ داد. [۲۹]حمله به شتران شیری پیامبر (ص) در غابه نیز، علت وقوع غزوه ای به همین نام بود. [۳۰]هم چنین دو سری کرز بن جابر[۳۱] و عبیده بن حارث [۳۲]از این دسته هستند. در تمام این نبردها بر اساس گزارش منابع تاریخی، مسلمانان مورد هجوم قرار گرفته و از خود دفاع کرده اند.

۲. غزوات و سرایای تهاجمی

بیشتر جنگ هایی که آغازگر آنها مسلمانان بودند، حمله به کاروان های تجاری قریش بوده است. از مجموع یازده جنگی که ابتدا به وسیله مسلمانان آغاز شده است، تعداد نه حمله به منظور دست یابی به کاروان های تجاری قریش بوده است که شامل چهار غزوه به نام های ابواء[۳۳] بواط، [۳۴]ذوالعشیره [۳۵] و بدر[۳۶] و هفت سریه به نام های سری حمزه بن عبدالمطلب، [۳۷] سری سعد بن ابی وقاص، [۳۸]سری زید بن حارثه بن قرده ، [۳۹] سریه زید بن حارثه بن عیص [۴۰]و سری بنی عبس است .

[۴۱]دو حمل نظامی دیگر نیز وجود دارد که یکی غزوه ای با نام فرع است [۴۲]که هدف اصلی وقوع آن، معلوم نیست و دیگری سریه ای به فرمان دهی عبدالله بن جحش است که مورخان درباره دلیل وقوع آن، اختلاف نظر دارند و به سبب اهمیت و چگونگی وقوع این سریه، در مباحث آینده آن را بررسی خواهیم کرد.

علل و انگیزه های مسلمانان از حمله به کاروان های تجاری

از آن جا که مشرکان اموال مسلمانان را در مکه به سبب مسلمان شدن آنها، به زور تصاحب و ضبط کرده بودند، میتوان گفت که حمله به کاروان های قریش برای جبران خسارت های مسلمانان بوده است. به عنوان نمونه، زمانی که صهیب بن سنان میخواست از مکه به مدینه مهاجرت کند مشرکان قریش به او گفتند: تو در شرایطی به این شهر وارد شدی و نزد ما آمدی که فردی فقیر و حقیر بودی. تو در شهر ما دارای ثروت و مال شدی و به موقعیت کنونی رسیدی. حال میخواهی مال و ثروتی را که در این شهر به دست آورده ای به همراه خود از این شهر خارج سازی؟ به خدا سوگند که چنین چیزی میسر نخواهد شد. صهیب به مشرکان گفت: اگر من مالم را برای شما گذاشته و بروم، مرا رها خواهید کرد؟ مشرکان پاسخ مثبت دادند و صهیب اموال و ثروت خود را برای مشرکان[۴۳]مکه بر جای گذاشت و به مدینه هجرت کرد.

هم چنین، هنگامی که بنی جحش از مکه هجرت کردند و به مدینه آمدند، ابوسفیان خانه های آنان را که خالی بود و به درب آن قفل زده شده بود به زور تصاحب کرد و[۴۴]خانه ها را به شخصی به نام عمرو بن علقمه فروخت .

این رفتارها بیان گر آن است که کفار قریش برای رسیدن به هدف خود که نابودی اسلام و مسلمانان بود از هیچ کوشش ، مشروع و غیر مشروعی فروگذار نکردند. در این حال، نباید از مسلمانان انتظار داشت که برای به دست آوردن حق خود که به وسیله قریش از بین رفته بود اقدامی نمیکردند و حق خود را از مشرکان باز پس نمیگرفتند.

مسائلی مانند ضبط اموال مسلمانان و شکنج شدید آنان به دست کفار قریش، به مسلمانان برای احقاق حقوق از دست رفت خود اطمینان بیشتری میداد.

جهت دیگری که به حمله های مسلمانان به کاروان های قریش مشروعیت میبخشید، مسئله تضعیف نیروی نظامی قریش بود که همواره متعرض مسلمانان میشدند. آنان در طول سیزده سالی که مسلمانان در مکه بودند از هیچ توطئه و آزاری علیه مسلمانان دریغ نکردند. در حقیقت، یکی از عوامل اصلی حمله های ابتدایی مسلمانان بر ضد مشرکان، زمین گیر کردن قریش و بازداشتن آنان از تجاوز به مدینه بود که این مسئله را میتوان استراتژی مهم مسلمانان دانست.

قریش برای تجارت با سرزمین شام، اهمیت خاصی قائل بود. کاروان های تجارتی قریش در هنگام حرکت به سوی سرزمین شام، مسیری را میپیمودند که از میان دشت هایی درون کوه های رَضوَی از میان مدینه و دریا میگذشت. مسیر عبور این کاروان ها از نزدیکی مدینه بود و پیامبر (ص) میتوانست بر کاروان های قریش شبیخون زده و تکیه گاه عمد مادی آنان را که به آنان اعتماد مینمودند، مورد تهدید قرار دهد. بنابراین[۴۵]منطقی به نظر میرسید که رسول خدا (ص) فعالیت خویش را علیه این راه متمرکز کند.

این فعالیت ها سبب تحکیم موقعیت رهبری پیامبر (ص) و افزایش قدرت حکومت اسلامی میگردید. اقدام های نظامی به مشرکان فهماند که پیامبر (ص) از چنان قدرتی برخوردار شده است که میتواند منافع قریش را حتی در نقاط نزدیک مکه به خطر اندازد. از این پس، راه تجاری شام به مکه امنیت نداشت و کاروان های قریش بدون همراه داشتن تعداد زیادی نیروی نظامی، امکان رفت و آمد نمی یافت . [۴۶]بنابراین یکی از علل حمله مسلمانان به کاروانهای قریش، سلب فتنه انگیزی از جانب مشرکان مکه بوده است. مسئله مهم دیگر آن است که عامل اصلی درگیری مدینه و مکه، مشرکان مکه بودند.

مسلمانان در مدینه، انسجام پیدا کرده بودند و طبیعی بود که قریش نمیتوانست هم چون گذشته با آنان برخورد کند؛ چرا که مسلمانان دارای تشکیلات حکومتی شده بودند و در صورت عدم برخورد با آنان، این مسئله به صورت معضلی بزرگ برای مکیان در میآمد. بنابراین تحرکات قریش علیه مسلمانان مدینه آغاز گردید.

در آغاز سال دوم هجرت ، قریش به تدریج خود را برای تهدید امنیت مدینه و در نهایت هجوم به مسلمانان آماده کرد. پیامبر (ص) که همواره، انتظار چنین تحرکاتی را داشت هوشیارتر از آن بود که قریش او را غافل گیر کند. به همین دلیل در فاصله های زمانی معین به گروه های نظامی و اطلاعاتی با هدف های مشخص مأموریت میداد تا ضمن کسب اطلاعات نظامی و خنثی کردن تحرکات محدود قریش، امنیت مکیان را بر هم [۴۷]بزنند.

به عنوان نمونه، ابوسفیان در سال اول هجری و در هشتمین ماه هجرت، به همراه تعدادی از مشرکان مکه به قصد رویارویی با مسلمانان از مکه خارج شدند و در رابغ با[۴۸]مسلمانان رو به رو شدند که این رویارویی بدون درگیری خاتمه یافت.

از سوی دیگر از نخستین ماه های سال اول هجرت، قریش برای تحریک بدویان حجاز بر ضد مدینه، تلاش هایی را آغاز کرد. عوامل فراوانی سبب میشد تا بدویان با تحریک قریش همراه شوند و به آنها پاسخ مثبت دهند. نفوذ قبیله ای، سیاسی و نظامی قریش، تضادهای اعتقادی بدویان با مسلمانان و علاقه به غارت مدینه از جمله عوامل تمایل بدویان به مشارکت با قریش در حرکت های ایذائی یا اقدامات نظامی مستقل بر ضد مسلمانان بود.

بر این اساس، سیاست قریش برای تحمیل ناامنی به دولت مدینه نباید بدون پاسخ میماند، زیرا در این صورت به ضعف و ناتوانی حکومت مدینه تفسیر میشد و بر گستاخی قریش میافزود، باعث ناامنی در مدینه میشد و روحی مسلمانان و هم پیمانان آنان را تضعیف میکرد و به همبستگی فزون تر بدویان قریش میانجامید. [۴۹]بنابراین طبیعی بود که رسول اکرم (ص) و مسلمانان برای برخورد با متجاوزان مکه چاره ای بیاندیشند و با برخورد نظامی، فکر حمله به مدینه را تا حدودی از سر آنان خارج کند.

۳. غزوات و سرایای پیش گیرانه و علل آنها

برخی از غزوات و سرایای مسلمانان برای پیش گیری از تهاجم دشمن بوده است. در برخی موارد، هنگامی که خبر حمل احتمالی مشرکان و غارت گران اطراف مدینه به رسول خدا (ص) میرسید، آن حضرت (ص) به تجهیز قوا و حرکت دادن نیروها برای از بین بردن خطر احتمالی اقدام میکرد. اگر این حرکت ها به درستی پاسخ داده نمیشد، علاوه بر آن که خسارت هایی از آن حمله ها متوجه مسلمانان میشد قبایل دیگر نیز برای به دست آوردن منافع مادی به مدینه هجوم میآوردند و شرایط برای دشمنی بیشتر مشرکان مکه و اطراف مکه و مدینه که به صورت سازمان دهی شده با مسلمانان در حال جنگ بودند هموارتر میگردید.

برای کفار قریش، هیچ شرایطی بهتر از این نبود که هرج و مرجی در مدینه به وقوع بپیوندد تا آنها و متحدانشان ، فرصتی برای حمله به مدینه و از بین بردن مسلمانان و حکومت نوپای اسلامی پیدا کنند. بنابراین بهترین راه برای جلوگیری از مشکلات احتمالی، حمل پیش گیرانه به قبایلی بود که خود را آماده حمله به مدینه میکردند. غزواتی چون بدر الموعد و حمراء الاسد، هر چند در عمل به درگیری منجر نشدند اما در صورت وقوع جنگ، مسلمانان را با خطر جدی مواجه میکردند. هم چنین غزوه ذیقرد نشان گر آن بود که اعراب اطراف، چشم طمع به مدینه داشتند و برای ضربه زدن به اسلام از شبیخون خودداری نمیکردند. بنابراین رسول خدا (ص) حق داشت که هر از چندی با شنیدن گزارشی از تلاش مشرکان، به سوی آنان حرکت کند.

[۵۰]در این زمینه میتوان به غزواتی چون قراره الکدر، [۵۱] غطفان، [۵۲]مراء الاسد، [۵۳]بدرالموعد، [۵۴]ذات الرقاع، [۵۵]دوم الجندل ، [۵۶]بنیالمصطلق [۵۷](مریسیع )، حنین، [۵۸] طائف، [۵۹]تبوک [۶۰]و سرایایی هم چون سریه أبوسلمه بن عبدالاسد المخزومی به قطن، سریه عمرو [۶۱]بن امیه الضمری، [۶۲]سریه ابوعبیده بن الجراح به ذی القصه، [۶۳]سریه زید بن حارثه به حسمی، [۶۴]سریه امام علی (ع) به فدک، [۶۵]سریه عبدالله بن رواحه ، [۶۶]سریه غالب بن عبدالله بن میفعه، [۶۷]سریه بشیر ب سعد بن یمن و جناب، [۶۸]سریه مؤته، [۶۹]سریه ذات السلاسل، [۷۰]سری علقم بن مجزز به حبشه، [۷۱]سری عیین بن حصن، [۷۲]سری زید بن حارثه به وادی القری (بنی فزاره و ام قرفه )، [۷۳]سریه ابوعامر اشعری[۷۴] و سریه غالب بن عبدالله به سوی قتلگاه یاران بشیر[۷۵] و سریه اسام بن زید[۷۶] که انجام نشد اشاره کرد.

۴. پاسخ به پیمان شکنی و خیانت

جنگ های میان مسلمانان و یهودیان به سبب پیمان شکنی و خیانت یهودیان مدینه رخ داد. یهودیان با وجود توافق با مسلمانان برای زندگی مسالمت آمیز، عدم خیانت و همکاری با دشمنان اسلام، به مسلمانان خیانت کردند و با مشرکان برای از بین بردن مسلمانان همکاری نمودند. این در حالی بود که یهودیان در پیمان نامه مدینه متعهد شده بودند که با دشمنان مسلمانان مدینه همکاری نداشته باشند و به آنان دست یاری ندهند. [۷۷]بر این اساس، هنگامی که پیامبر اسلام (ص) ، پیمان شکنی این گروه را مشاهده کرد به شدت با آنان مقابله کرد. نتیجه مقابله و جنگ با یهودیان در مواردی اخراج آنان از مدینه و یا از میان بردن آنان بود. [۷۸]

الف ) غزوه بنی قینقاع

این غزوه در شوال سال دوم هجری روی داد. قبیله بنی قینقاع از قبایل یهودی مدینه بودند و در ابتدای ورود پیامبر (ص) به یثرب با پیامبر (ص) پیمان بستند اما آنان پس از جنگ بدر بنای سرکشی و عهدشکنی گذاشتند. پیامبر اکرم (ص) با اطلاع از این مسئله ، به میان آنان رفت و خطاب به آنان فرمود: ای گروه یهود! از خدا بترسید و پیش از آن که خداوند بلایی هم چون بلایی که بر سر قریش در آورد بر سر شما نازل کند ایمان بیاورید. شما به خوبی آگاهید که من فرستاده خداوند هستم و شما این مطلب را در کتاب خود یافته اید.

یهودیان در پاسخ پیامبر گفتند: ای محمد (ص) ! آیا گمان کرده ای که ما هم چون قریشیم؟ پیروزی بر کسانی که آگاهی به فنون جنگی ندارند تو را مغرور نسازد. اگر با ما به جنگ برخاستی، [۷۹]خواهی دانست که با هیچ کس چون ما نبرد نکرده ای.

با این سخنان، دشمنی بنی قینقاع آغاز شد و هنگامی شدت گرفت که شخصی یهودی به زنی مسلمان در بازار تعرض کرد. ماجرا از این قرار بود که زرگری یهودی در بازار، لباس زنی مسلمان را که کنار مغازه ای نشسته بود با شیطنت به گونه ای به هم گره زد که وقتی آن زن برخاست بدن او نمایان شد. در این حال یکی از مسلمانان، آن یهودی را کشت و یهودیان نیز آن مسلمان را کشتند و به قلعه های خود پناه بردند. در پی وقوع این حادثه، خداوند در آیه ای که به وسیله فرشت وحی نازل شد، فرمود: و اما تخافن من قوم خیانه فانبذ إلیهم علی سواء إن الله لا یحب الخائنین؛ [۸۰]و اگر از گروهی بیم خیانت داری [پیمانشان را] به سویشان بینداز [تا طرفین ] به طور یکسان [بدانند که پیمان گسسته است ]؛ زیرا خدا خائنان را دوست نمیدارد. با نزول این آیه، پیامبر (ص) به سوی بنی قینقاع حرکت کرد و پس از محاصره و شکست بنی قینقاع، آنان را از مدینه اخراج نمود.

[۸۱]ب ) غزوه بنی نضیر

ماجرای غزوه بنی نضیر از این قرار بود که عمرو بن امیه، یکی از اصحاب رسول خدا (ص) ، دو نفر از قبیل بنی عامر را بدون اطلاع از این که پیامبر (ص) با آنان پیمان دارد به قتل رساند. [۸۲]بر این اساس، بنی عامر از پیامبر (ص) تقاضای خون بهای کشتگان خود را کردند. رسول خدا (ص) پرداخت خون بها به بنی عامر را پذیرفت و به همراه جمعی از اصحاب خود برای گفت وگو در این باره، به میان قبیله بنی نضیر رفتند. سران قبیل بنی نضیر آمادگی خود را اعلام کردند اما به صورت پنهانی شخصی را فرستادند تا از بالای بام سنگی بر سر رسول خدا (ص) بیندازد و ایشان را به قتل برساند. پیامبر (ص) از طریق وحی الهی از این مسئله آگاه شد و بدون این که کسی را آگاه کند از جلسه خارج شد و به سمت مدینه حرکت کرد. پیامبر اکرم (ص) پس از ورود به مدینه، خیانت بنی نضیر را آشکار کرد و به آنها مهلت داد در مدت ده روز، مدینه را ترک کنند. یهودیان در ابتدا مرعوب شدند و خروج از مدینه را پذیرفتند اما عبدالله بن ابی، آنان را به مقاومت دعوت کرد و قول همکاری به آنان داد. بر این اساس و به سبب وعده عبدالله بن ابی، بنی نضیر آماده جنگ با مسلمانان شدند.

رسول خدا (ص) با توجه به شرایط به وجود آمده و خیانت و نقض پیمانی که بنینضیر برخلاف معاهده مدینه مرتکب شده بودند به سوی آنان حرکت کرد. در نهایت یهودیان مجبور به تسلیم شدند و بدون خون ریزی محل سکونت خود را برای همیشه ترک[۸۳]کردند. قرآن کریم در سوره حشر از جریان خیانت بنی نظیر و فرجام کار آنان سخن گفته

[۸۴]است.

ج ) غزوه بنی قریظه

سرآغاز غزوه بنی قریظه، عمل کرد خیانت بار و پیمان شکنی این گروه و همکاری با قریش در جنگ احزاب بود. همراهی یهودیان بنی قریظه با سپاه احزاب در حالی صورت گرفت که یهودیان، پیش تر به همراه دیگر قبایل یهودی مدینه، اقدام به امضای پیمان هم زیستی مسالمت آمیز با مسلمانان کرده بودند. آنان برخلاف پیمان خود به همراهی و همکاری با سپاه احزاب پرداختند و پیمان خود با پیامبر اسلام (ص) را نقض کردند. [۸۵]کعب بن اشرف رئیس بنی قریظه در این باره میگفت: همان گونه که بند کفشش را پاره میکند، پیمان نامه ای که با پیامبر امضا

[۸۶]کرده را نی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *