تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نوروز در قزاقستان، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در قزاقستان شامل 111 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در قزاقستان:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل نوروز در قزاقستان را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نوروز در قزاقستان توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نوروز در قزاقستان را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نوروز در قزاقستان :

برگزاری عید نوروز که در میان بسیاری از ملت های جهان به صورت یک سنت درآمده، قدمتی دیرینه دارد. مردم از مدت ها پیش نوروز را جشن می گرفتند، اما این که این آیین دقیقا از چه زمانی شروع شده، مشخص نیست. براساس تعبیر طالع بینی کوچ نشین های باستان، هر سال به دو قسمت تقسیم می شود: شش ماه اول تابستان و شش ماه دوم زمستان. در تابستان هوا گرم می شود، چراگاه های فراوانی برای استفاده دام ها به وجود می آیند، زاد و ولد دام ها شروع می شود، کارهای سنگین از دوش مردم برداشته و مشکلات مربوط به زمستان پشت سر گذاشته می شوند. در زمستان سرما و گرسنگی مردم را آزار می دهد و به همین دلیل است که مردم تابستان را فصلی دلچسب و زمستان را فصلی نامطبوع به حساب می آورند. در زمان های قدیم، مردم خیر(نیکی)و شر(بدی)را جاندار تلقی می کردند، یعنی انسان هایی که تجسم شر و خیر بودند، با همدیگر مبارزه و مخالفت می کردند. این اطلاعات جالب توجه از قدیم الایام در تاریخ ثبت و حفظ شده تا به دست ما رسیده اند. به طور مثال در کتاب مقدس اوستا که قبل از میلاد نوشته شده و همین طوردر فرهنگ نامه زبان های ترکی که دیوان الغات الترک نام دارد و در قرن یازدهم نوشته شده و نیز در افسانه های شفاهی قزاق ها چنین مسائلی یافت می شوند. سغدیان خیر را “اهورامزدا”و شر را”اهریمن “نامیده اند و نیز قزاق های باستان به خیر”کیه “و به شر”کسیر”و به زمستان “زیمیستان “و به تابستان “تابیستان “می گفتند. قزاق ها یک سال را به دوازده ماه سی روزه تقسیم می کردند و به پنج(و گاهی اوقات شش)روزی که در آخر سال باقی می ماند، پنج مهمان می گفتند. ایرانیان باستان این روزها را فنجی (پنجی یا پنجه)می نامیدند.

براساس یک اعتقاد قدیمی مبارزه برای بقا که میان خیر و شر روی داده، دقیقا در همین مدت زمان بوده است. قزاق ها این روزهای سخت را چنین توصیف می کنند: “صخیم نازک می شود و نازک پاره می شود و مرده به آن طرف و زنده به این طرف کشیده می شوند. این روزها را به زبان قزاقی “اولی آرا”می گویند. “

در مدت این پنج روزه قزاق ها به راه نمی افتادند، کوچ نمی کردند، به مهمانی نمی رفتند و از کسی هم دعوتی نمی کردند. این روزها به قدری موجب نگرانی شدید پیرمردها می شد که حتی سعی می کردند سگ ها هم پارس نکنند.

نوروز اعتدال بهاری است. در این روز ستاره های آسمانی به نقطه های ابتدایی می رسند. در نوروز همه جا تازه می شود و روی زمین شادمانی برقرار می شود. مطابق تقویم قیصری(اروپایی)نهم مارس یعنی شب بیست و دوم ماه “نوریز”روز عید به شمار می رود(نوریز -نوروز -در میان قزاق ها نام سومین ماه سال خورشیدی مطابق با مارس مسیحی است).

اکثر ملل جهان از قدیم الایام نوروز را جشن می گرفتند و آن را عید می دانستند. این عید را بونانیان باستان پاتریخ و تاجیک ها”گل نوروز”و تاتارها “نادوگان “و بوربات ها”ساگان ساآرا “و ارمنی ها “ناواساردی “و سغدیان “تاواسازیز”می نامیدند. اطلاعات زیادی درباره برگزاری جشن عید نوروز در میان مردم مشرق زمین از آثار حکیم عمر خیام و ابو ریحان بیرونی به دست آمده است. مثلا ملت های ایران در نوروز، چند روز را جشن می گرفتند. آنان عید نوروز در جای جای زمین آتش روشن می کردند و درون آن روغن می ریختند و به دانه ای که تازه رسته بود نگاه می کردند و درباره محصول آینده پیش بینی می کردند. در نوروز غذاهای سنتی خاصی درست می کردند و آن را سومالاک(سمنو)می نامیدند. درون هفت ظرف سفید رنگ، سومالاک می ریختند و مردم را مهمان می کردند که از این غذا بخورند. از کارهای دیگری که انجام می شد اسب سواری و برپایی مسابقه تیراندازی بود. در عید نوروز همه مردم لباس های کهنه را با لباس های نو و جدید عوض می کردند و ظروف کهنه خانه را نیز می شکستند. مردم در آن روز به هم گل می دادند و بر دیوارهای خانه خود نقشی گرد مانند می کشیدند که معنی آفتاب را داشت.

ترکان باستان در عید نوروز لباس های جدید می پوشیدند و موی سر و صورتشان را اصلاح می کردند و برای شش روز به بیرون از شهر عزیمت می کردند و تمام این مدت را در آن جا به تیراندازی با کمان می گذراندند و در روز هفتم مسابقه تیراندازی در همان جا برپا می کردند و برنده آن مسابقه به عنوان پاداش، یک روز به جای پادشاه بر کشور حکومت می کرد. براساس اطلاعاتی که در دست است پادشاه ایران باستان در عید نوروز خلعت(که قزاق ها به آن شاپان می گویند) خود را به عنوان جایزه به بنده ای که تحت فرمانش بود، می داد. احتمالا این مراسم سنتی قدیمی با این ضرب المثل که هنوز هم رایج است، رابطه دارد: “بنده هم یک روز آزاد است “یا”بنده هم آرزو دارد”.

در روسیه قدیم تا قبل از پذیرش دین مسیحیت عید سال نو در ماه مارس بود. آن ها این روز را جشن می گرفتند و این به صورت سنتی درآمده بود. انگلیسی ها نیز تا آغاز قرن هجدهم آغاز سال نو را بیست و ششم ماه مارس می دانستند و جشن می گرفتند.

در ایران قبل از اسلام، مردم در نوروز دور سفره هفت شین می نشستند و از یکدیگر پذیرایی فراوانی می کردند. در این سفره، شیر، شکر، شیرینی، شمع، شراب، نشاسته و شربت دیده می شد. این ها هفت شینی بودند که حرف اولشان با شین شروع می شد.

بنا به اعتقاد ایرانیان باستان شراب علامت تجدید کردن و شیر علامت پاکیزگی و شیرینی نشانگر شادی بوده و نیز مفهوم زیبایی و آراستگی زن را می رساند و شمع هم به نشانه آتش پرستی روشن می شد. شکر مفهوم تشکر و شربت نیز مفهوم لذت را می رساند.

ایرانیان پس از پذیرفتن دین اسلام تغییراتی در رسوم عید دادند از جمله آن که هفت شین را به هفت سین تغییر دادند. بنابراین از آن پس در سفره عید، سیر، سبزی، سنجد، سرکه، سیب و سماق و سمنو جای گرفت.

عید نوروز در اران، ازبکستان و قزاقستان نیز از پیش از ورود اسلام به منطقه برگزار می شد. ورود اسلام باعث ایجاد تغییراتی در رسوم نوروزی شد، ولی به هر حال با پذیرفتن این تغییرات، همچنان در حیات فرهنگی مردم منطقه حضور جدی داشت.

در آغاز پیدایش حکومت شوروی در سال ۱۹۲۰ میلادی، نوروز به صورت جدی برگزار می شد. به طور مثال در بیست و دوم مارس سال ۱۹۲۵ میلادی روزنامه “ابنکشی قزاق “(یعنی قزاق زحمتکش)عید نوروز را به مردم تبریک گفته و چند بیت شعر مربوط به این عید را به خوانندگان خود تقدیم می کرد. ولی بر اثر سیاست سوسیالیستی در سال ۱۹۲۶ میلادی این سنت قدیمی از بین رفت و مشکل می توان گفت که نوروز در سال های بعد توانست پا برجا بماند. آن ها نوروز را یک جشن دینی و ادامه سنت های قدیمی می دانستند و نسبت به آن نظر انتقادی داشتند. سرانجام عید نوروز مورد بی مهری کامل قرار گرفت و شاید فقط در جمع کوچک خانواده بعضی از قزاق ها یافت می شد. باوجوداین، می توان گفت در بسیاری از نواحی، نوروز به کلی از خاطر مردم محو نشده بود.

سیاست جدید دوران گورباچف که به عنوان دموکراسی و نوسازی نام گرفت، موجب زنده شدن سنت های قدیمی شد. در بهار سال ۱۹۸۸ میلادی، در شهر آلماتی و نواحی اطراف استان آلماتی بعد از مدتی طولانی، یعنی بعد از شصت و دو سال، عید نوروز جشن گرفته شد و این جز به دلیل همفکری مقامات دولتی با افکار عمومی تحقق نیافت. از همین سال بود که جشن گرفتن عید آفتاب قدیم شروع شد.

قزاق ها عقیده دارند که نوروز آغاز سال است و در میان آنان عبارات زیبایی درباره نوروز وجود دارد: “نوروز روزی است که یک سال منتظرش هستیم “، “نوروز روزی است که خیر بر زمین فرود آمده “، “نوروز روزی است که سنگ نیلگون سمرقند آب می شود. “

برطبق یک افسانه قدیمی در بیست و یکم ماه مارس، شب هنگام، قزیراتا(پدر قزیر)در صحرا راه می رود و به همین دلیل است که این شب را شب قزیر می گویند. قزیر پیرمرد خیالی است که موجب بهزیستی و نیک بختی مردم می شود. اگر او که علامت مهربانی و اشعه آفتاب است در صحرا راه رود و نگاهش را روی زمین بیفکند، زمین و سنگ های سخت خرد و ریز می شوند. هنگامی که ساعت شش صبح در قسمت شرقی کره زمین هوا روشن می شود، در سرزمین ما همان وقت را که ساعت سه نیمه شب است جشن می گیرند و معتقدند که در همین روز بوده که قزیراتا در صحرا راه رفته است و سنگ آبی سمرقند را آب کرده است.

قزاق ها عید نوروز را چگونه جشن می گیرند؟

در شب قزیر وقتی لحظه سال نو فرا می رسد، صاحب خانه در بالای خانه اش دو تا شمع روشن می کند. براساس یک اعتقاد قدیمی شمع تک، نور کافی ندارد و خوشایند نیست. همچنین معتقدند که اگر هنگام تحویل سال، خانه تمیز باشد افراد آن خانه دچار بیماری و بدبختی نخواهند شد. آنان به این مسئله ایمان دارند و آن را رعایت می کنند و هر فردی خود را موظف می داند که برای لحظه تحویل سال نو، خانه خود را مرتب کند. براساس این ضرب المثل قدیمی که می گوید “برکت از همان آغاز شروع می شود”، معتقدند که اگر سال نو را خوب شروع کنند پایانش هم بد نخواهد بود. برای این که در طول سال شیر دام ها و محصول زمین و ذخیره آب فراوان باشد در شب قزیر تمام ظروف خانه را با غله و ذرت و آب چشمه و شیر پر می کنند. فرآورده های شیری در آن دوره عبارت بود از شالاب، اویز، قاتق و شوبات. شوبات شیر شتر است. شالاب از قاتق درست می شود. قاتق هم مانند ماست است، اما از شیر ترش درست می شود. اویز از شیر گاو تازه زاییده، درست می شود. همه این فرآورده های شیری را به طور کلی آق (سفید)می گویند.

در شب عید نوروز، دختران ده آخرین قطعه گوشت اسب را که سوقیم نام دارد همراه با اویز می پزند و از جوان هایی که دوستشان دارند پذیرایی می کنند. این غذای خاص را اویقی آشار(بیدارکننده)می نامند. جوانان و نوجوانان نیز به دختران آینه و شانه و عطر هدیه می کنند. این هدیه ها را سلت اتکیزر می نامند که به معنی لرزه آور یا علاقه آور است. آینه علامت صمیمیت و شانه و عطر نیز نشانه قشنگی و شیفتگی است.

در عید نوروز جوانان یک اسب سرکش و لجوج را زین می کنند و عروسکی را که خود ساخته اند سوار آن می کنند و به گردن عروسک زنگوله ای کوچک آویزان می کنند و یک دسته پر را به سرش می چسبانند. او دقیقا ساعت سه صبح، همه مردم را بیدار می کند؛ حتی از سروصدای آن، دام ها در آغل نیز به هراس می افتند و آرامش سگ ها نیز برهم می خورد. سپس این اسب را رها می کنند. عروسک در حقیقت نمادی از سال نو است که آمدن خود را سوار بر اسب به همه اعلام می کند.

نوروز برای قزاق ها همیشه عیدی مقدس به حساب می آمده است. اگر در این روز باران یا برف ببارد، مردم آن را به فال نیک می گیرند و معتقدند که سال خوبی را در پیش خواهند داشت و به خوبی خواهد گذشت. همچنین معتقدند که این نور تعالی است و برفی که در نوروز می بارد، سفیدی و خوشی به همراه خواهد داشت. آنان این برف را آق شاقار(برف سپید)می نامند. براساس همین واژه است که دختران زیبا و مهربان را به برف تشبیه کرده اند و گویند”مثل برف سفید نوروز است. ” برای اطفالی که در عید نوروز به دنیا بیایند نام هایی چون میرام، میرام گل، نوروز بیگ و نوروزبای انتخاب می کنند و به سن آن ها نیز یک سال را اضافه می کنند (میرام یعنی عید، جشن).

در نوروز مردم شادمانه لباس های نو و سفید می پوشند و این از خصوصیات عید نوروز است که شادمانی را برای مردم به ارمغان می آورد. در هنگام دیدوبازدید عید، رسم معانقه رعایت می شود(یعنی مردها هنگام دیدار دست می دهند و سینه های خود را به هم می چسبانند). این سنت را قزاق ها توس سوقیسترو می نامند(توس به معنی سینه و سوقیسترو به معنی زدن است). زن ها نیز همدیگر را در آغوش می گیرند. این کار براساس یک اعتقاد انجام می شود؛ آن ها عقیده دارند سینه پشت و پناه عمر آدمی است و دو دست چشمه عمرش. در هنگام این عمل مردم عید را نیز به یکدیگر تبریک می گویند و آرزوی سلامتی و طول عمر برای یکدیگر می کنند و این با توجه به رسم قزاق ها فقط یک بار در طول سال گفته می شود. آنان با این جملات برای هم آرزوی نیک می کنند: “نوروز با برکت باشد و دیو بلا را از میان مردم بردارد.”

در نوروز”نوروز کوژه “(کوژه آش)از هفت نوع ماده غذایی تهیه می شود. این هفت ماده غذایی عبارتند از برنج یا گندم، گوشت اسب، سر گوسفند، شیر، هویج، پیاز و قاتق که در دیگ بزرگی همانند سوپ تهیه می شود. قزاق ها به گوسفند، شتر، اسب و گاو تورت تولیک می گویند(تورت یعنی چهار و تولیک به معنای چیزی که جنبه غذایی دارد).

سر گوسفند نزد قزاق ها اهمیت خاصی دارد و به همین دلیل در مهمانی ها سر گوسفند را به مهمان های محترم و افراد بزرگ تر و مسن تر اختصاص می دهند. در عید نوروز در سفره غذای هر قزاق انواع میوه ها و شیر دیده می شود و از گوشت نیز هفت نوع غذا پخته و سر سفره می گذارند و طبق سنتی که اشاره شد پیرمرد ده، سر گوسفند را می خورد و دیگران همگی این جمله را می گویند: “غذای خوب نماند، شکم بد پاره شود. “

سپس نوروز کوژه را می خورند. بعد از صرف غذا شخصی صاحب نام و معروف که نزد دیگران از احترام خاصی برخوردار است، از صاحب خانه تشکر می کند و دستانش را به علامت دعا بالا گرفته برای همه دعای خیر می کند. دعای سفره تقریبا شبیه به این جمله است: “در این عید نوروز برای پسرت راه راست باز بشود و دخترت جای خود را در زندگی پیدا کند. چراگاه تو پر از دام شود و دشمنت به مقام تو رشک بورزد.”

سپس میهمان ها همراه با آرزوی نیکی و خوشبختی برای صاحب خانه، سفره و خانه را ترک گفته و به خانه هایشان می روند.

درست کردن نوروز کوژه(آش نوروز)که با سر گوسفند و گوشت اسب تهیه می شود، به معنای خداحافظی با غذاهای زمستانی است. در ترکیب مواد برای تهیه نوروز کوژه از فرآورده های شیری هم استفاده می شود و این به معنی پدیدار شدن غذاهای تابستانی است. قزاق ها اعتقاد دارند اگر نوروز کوژه را سیر بخوری تا پایان سال سیر خواهی بود. برای کسانی که نتوانسته اند بر سفره نوروز حاضر شوند، برایشان مقداری از غذاهای عید و نوروز کوژه را نگه می دارند و آن را سیباقا(سهم)می نامند.

در صبح عید نوروز، مردان با بیل و کلنگ به دامن طبیعت در صحرا می روند. زن ها آنان را همراهی می کنند و با خود مقداری قورت(کشک)، شیر بسته، شیر جوشیده و گوشت پخته می برند. جوانان تمام رودخانه های اطراف را تمیز می کنند و پیرمردها نیز در کنار رودخانه درخت می کارند. آن ها معمولا برای انجام کارهای خیر با این جملات نصیحت و سفارش می کنند: “اگر رودخانه ای دیدی سرچشمه اش را باز کن “، “اگر یک درخت بریدی به جای آن ده درخت بکار”، “چه نیک است که نیاکان تو درخت را به میراث گذاشته اند نه دام را”. زن ها به آفتاب تعظیم کرده و می گویند: “مادر زمین، به ما برکت بده “بعد از این کار درون رودخانه ها روغن و پای درختان تازه کاشته شده شیر می ریزند.

بین قزاق ها نوعی احترام فوق العاده بین اعضای کوچک تر خانواده نسبت به بزرگ ترها وجود دارد و این رسم تاکنون نیز در میان آن ها رعایت می شود؛ ولی در عید این رسم کمی ملایم تر می شود. مثلا عروس با پدرشوهرش و مرد با مادرزنش می توانند شوخی بکند و این قبیل رفتار در نوروز مورد نکوهش قرار نمی گیرند.

در عید نوروز تازه عروس ها سعی می کنند با پیرمردهای دانای ده بیش تر دیدار کنند. چون معتقدند اگر پیرمردهای دانا برای آنان دعای خیر بکنند، قدرت عقل و نیروی اراده خردمندان به بچه هایی که این عروس ها در آینده خواهند داشت منتقل می شود.

در مراسم عید نوروز قزاق ها گاو نری را سر می برند و آن را در دیگ بزرگی روی اجاق می پزند. هنگام ظهر مردم ده با یک دیگ بزرگ بیرون می روند و در جایی مشخص سر گاو نر را می برند و بعد با خون او دایره ای روی پیشانی بچه هایی که در کنارش بازی کرده بودند، می کشند.

استفاده از دیگ بزرگ(قزان)در نوروز

در قدیم قزاق ها دیگ بزرگ (قزان)را روی آتش اجاق می گذاشتند و همه غذاهای خود را فقط با کمک این نوع ظرف درست می کردند. دیگ بزرگ(قزان) یکی از گنج های هفتگانه ملت قزاق است. درحال حاضر در آرامگاه خواجه احمد یسوی که در شهر ترکستان (در استان چیمکنت)واقع است، دیگ(قزان)برنزی وجود دارد. این دیگ(قزان)مقدس را قزاق ها تای قزان می گویند(تای یعنی اسب یک ساله و تای قزان یعنی دیگی که گنجایش یک اسب را داشته باشد). برای ملت های ترک زبان دیگ(قزان)علامت وحدت و میهمان نوازی است.

درباره اهمیت دیگ (قزان)در افسانه های مردم مطالب فراوانی بیان شده است. هنگامی که جنگ های داخلی به سرزمین کشور ساق باستان(سرزمین سکاها) گسترش یافت، روسای مردم با تمام نیرو سعی کردند وحدت را در بین مردم حفظ کنند. برای تحقق چنین منظوری، روسای کشور دستور دادند که یک دیگ بزرگ از مس بسازند. برای ساختن چنین دیگی مس پیدا نشد و به ناچار سربازان کشور ساق از مس های تیر خودشان استفاده کردند و یک دیگ بزرگ ساختند. همه سکاها غذایی را که در این دیگ آماده شده بود خوردند و آزردگی و ناراحتی درون خود را از بین بردند و مردم با هم آشتی کردند و به این ترتیب وحدت بین مردم حفظ شد.

همچنین در داستان های قدیمی قزاق ها سرگذشت جستجوگران دیگ(قزان)طلا را می توان خواند.

مطابق ای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *