توضیحات
دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام – تجربهای بینظیر در ارائه!
پاورپوینتی شیک و استاندارد:
فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام شامل 85 اسلاید طراحیشده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint میباشد.
چرا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام گزینهای عالی است؟
- گرافیک حرفهای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام با طراحی مدرن و چشمنواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل میکنند.
- کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت بهگونهای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
- آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام از قبل تنظیمشده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
تضمین کیفیت و دقت بالا:
این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائههای حرفهای میباشد.
نکته قابل توجه:
برخی نسخههای غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام را دریافت کنید و یک ارائه بینظیر داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نگاهی گذرا به زندگانی سیاسی امام کاظم علیه السلام :
مـقدمه
هفتمین امام شیعیان، امام موسی کاظم(ع) است که به قول دانشمند و محدث مشهور اهـل تـسنّن «ابـن حجر هیتمی» ایشان در پرتو عفو و گذشت و بردباری فوق العاده ای که (در رفتار) با دشمنان جاهل از خود نشان داد، بـه کاظم (فرو برند خشم) لقب یافت.[۱]
ایشان عمر شریف خود را در اختناق و خفقان حـکومت عباسی و در تقیّه به سـر بـرد. حضرت در دوران امامت خود با چهار خلیفه ستمگر عباسی معاصر بود که سالهای حکومت آن چهار خلیفه بر اساس این دوران بدین شرح است:
۱. منصور دوانیقی (۱۴۸ – ۱۵۸ق)؛
۲. محمد معروف به مهدی (۱۵۸ – ۱۶۹ق)؛
۳. هادی (۱۶۹ – ۱۷۰ق)؛
۴. هارون (از سال ۱۷۰ق تـا شهادت امام هفتم(ع)).
در این مقاله زندگی امام کاظم(ع) را در مواجهه با هر یک از خلفای حکومت عباسی ذکر خواهیم کرد[۲]:
۱. مواجه فکری و عملی امام کاظم(ع) با منصور دوانیقی
عصر حکومت منصور دوانیقی یکی از پر اخـتناق ترین دورهـ های تاریخ اسلام به شمار می آید و این مسئله در دوره امام کاظم(ع) شدیدتر از عصر حیات امام صادق(ع) بود و راویان نمی توانستند با صراحت و روشنی، نام امام کاظم( را ذکر کنند؛ بلکه تحت عناوین و کنایه هایی از قبیل: عـبد صـالح، عالم و سیّد، و یا با کنیه ابوابراهیم و ابوالحسن و احیاناً با اشاره هایی همچون: از آن مرد شنیدم، یا به او نوشتم، یا او به من حدیث فرمود و… تعبیر می کردند.[۳]
در چنین شرایط سخت و دشواری، امام هفتم(ع) همچون سه امام پیش از خـود بـه تـقیّه روی آورد؛ و علی رغم اینکه امام هفتم(ع) حـدود ده سـال از ابـتدای دوران امامت خود را در دوران خلافت منصور سپری کرد؛ اما مواجهات مستقیم چندانی با وی نداشت. البته در خبری آمده است که منصور از امام هفتم(ع) خواست تا در عـید نـوروز بـه جای او در مجلسی نشسته و هدایایی را که می آورند، از طرف او بـگیرد. امـام فرمود: من اخباری را که از جدم رسول خدا(ص) وارد شده است، بررسی کردم و خبری درباره این عید پیدا نکردم. این عید از سنتهای ایـرانیان اسـت که اسلام بر آن خط بطلان کشیده. به خدا پناه می برم از ایـنکه چیزی را که اسلام آن را از میان برده، دوباره زنده کنم.[۴]
۲. مواجه فکری و عملی امام کاظم(ع) با مهدی عباسی
در دوران حدوداً یـازده سـال حـکومت مهدی عباسی، فقط چهار گفتگو و برخورد مستقیم میان او و امام ذکر شده اسـت که ایـن مسئله به عدم تمایل برقراری ارتباط توسط امام (ع) با دستگاه خلافت اشاره دارد. در این بخش این چـهار بـرخورد را ذکر مـی کنیم:
الف ) روزی مهدی عباسی در مدینه با امام هفتم(ع) برخورد کرد و از حضرت پیرامون تحریم شـرب خـمر از نـظر قرآن پرسید. وی می خواست بداند که آیا در قرآن آیه ای که به تحریم شرب خمر اشاره داشـته بـاشد، آمـده است؟ امام(ع) با ارتباط میان دو آیه از قرآن، حرمت شرب خمر را در قرآن به اثبات رساند.[۵] مـهدی اسـتدلال امام(ع) را پذیرفت و تحت تأثیر جواب حضرت قرار گرفت و گفت: به خدا این فـتوا، فـتوای هـاشمی است.[۶]
ب) در سال ۱۶۱ ق در اثر نیاز به توسعه مسجد الحرام، مردم مجاور این مسجد مقدس از فـروختن مـنازل خود امتناع می ورزیدند. خلیفه متحیّر گشته و فقها را دعوت نمود و از آنان پرسید که می توان بـرای تـوسعه ایـن مسجد، خانه مردم را از آنان خرید؟ جواب همه علما این بود که جایز نیست. در این زمان «عـلی بـن یقطین» به خلیفه گفت: این مسئله را از موسی بن جعفر(ع) سؤال کن. مهدی عـباسی بـه فـرماندار مدینه نوشت که این مسئله را از ایشان بپرسد و پاسخ حضرت را به وی ارسال کند. امام (ع) در پاسخ فرمود: اگـر کعـبه در سـرزمین مردم بنا شده باشد، مردم به بنای خویشتن سزاوارترند و نمی توان از آنان گـرفت و اگـر مردم به حریم کعبه وارد شده باشند و بنای خود را در حریم آن به وجود آورده باشند، پس کعبه بـه حریم خویشتن سزاوارتر اسـت.[۷]
هـنگامی که این جواب به دست مـهدی رسـید، دستور داد خانه ها را ویران ساخته و قیمت خانه ها را به صاحبان آنها بپردازند.[۸]
برخورد سوم و چـهارم مـیان امام(ع) و مهدی عباسی متفاوت از آن دو بـرخورد اسـت:
ج) زمـانی که مهدی عباسی بـه خـیال خود رد مظالم می کرد، امـام کاظـم(ع) به او فرمود: چرا آنچه را به ستم از ما گرفته شده است، باز نمی گردانی؟ خلیفه گفت: آن چیست؟ امـام(ع) بـا توضیح ماهیت فدک و چگونگی اختصاص آن بـه رسول خدا(ص)، بـه غـصب آن تـوسط خلیف دوم اشاره کرد. مهدی عـباسی از امام(ع) خواست حدود فدک را مشخص کند تا آن را برگرداند. امام(ع) فرمود: یک سمت آن کوه احد، سمت دیـگرش عـریش مصر، مرز سوم دریای احمر و مـرز چـهارم دومـه الجـندل. مـهدی عباسی با پریـشانی گـفت: این مقدار زیاد است، دربار آن فکر می کنم.[۹]
امام (ع) حدود فدک را بدین گونه بازگو کرد تا به مـهدی عـباسی بـفهماند که فدک مرزی است از مجموع قلمرو حکومت اسـلامی و اصـحاب سـقیفه که فـدک را از دخـتر و دامـاد پیامبر (ص) گرفتند، این کار آنان در حقیقت جلوه ای از مصادره حق حاکمیّت تمام امامان شیعه بوده است. بنابراین، اگر قرار باشد که مهدی عباسی به عنوان ردّ مظالم آن (فدک) را به امام هفتم(ع) بدهد، باید تمام قلمرو حکومت اسلامی را در اختیار آن حضرت بگذارد.
د) زمانی که شهرت امام همه جا را فراگرفته بود و طالبان علم از هر سو به سمت ایشان می آمدند و به کسب علم می پرداختند، این شـهرت امـام(ع) لرزه بر اندام خلیفه انداخت و تصمیم گرفت حضرت را بازداشت کند. بنابراین، به فرماندار مدینه نامه نوشت و از او خواست هرچه زودتر امام(ع) را به بغداد اعزام کند.
فرماندار مدینه مضمون نامه را به امـام(ع) اطـلاع داد و حضرت همان روز عازم سفر شد. به محض ورود ایشان به بغداد، مهدی عباسی دستور بازداشت حضرت را صادر و امام را زندانی کرد. آن شب خلیفه، امیرالمؤمنین علی(ع) را در خـواب دیـد که او را سرزنش می کند و این آیه را تـلاوت مـی فرماید: (فَهَلْ عَسَیتُمْ إِنْ تَوَلَّیتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِی الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحامَکمْ)[۱۰]؛ «پس اگر رویگردان شوید، آیا جز این انتظار می رود که در زمین فساد کنید و قطع رحـم نمایید؟»
خلیفه از ترس بیدار شد و به دربان خود «ربیع» دستور داد که امام (ع) را از زندان بیرون آورد. هنگام آزادی امام(ع) از زنـدان، خـلیفه از ایشان اسـتقبال به عمل آورد و حضرت را در کنار خود نشاند و خوابش را برای ایشان تعریف کرد و گفت: آیا به من اطمینان می دهی که علیه من و یا یکی از فرزندانم قیام نکنی؟ امام(ع) فرمود: به خدا سـوگند! مـن چـنین کاری نکرده ام و این کار اصولاً در شأن من نیست. خلیفه کوشید تا با دادن سه هزار دینار و تصدیق گفته های امام، بـه گـونه ای با حضرت برخورد نماید تا او راضی به مدینه بازگردد و بی درنگ آن حضرت را به مـدینه بـازگرداند.[۱۱]
از ایـن واقعه مشخص می شود که هرگاه مردم به شکل گسترده به امامان شیعه رو می آوردند، لرزه بر انـدام خلفا می افتاد و می ترسیدند که ائمه( با محبوبیتی که دارند، از مردم کمک گرفته و علیه خلفا قـیام کنند. البته راستگویی امـامان نـیز بر خلفای عباسی پوشیده نبود. بنابراین، وقتی امام می فرماید که قصد قیام علیه خلیفه را ندارد، مهدی عباسی حرف ایشان را قبول می کند و ضمن تصدیق کلام حضرت، به خاطر اطمینانی که از صدق کلام امام دارد، بـه ایشان سه هزار دینار می پردازد.
۳. مواجه فکری و عملی امام کاظم(ع) با هادی عباسی
گرچه هادی عباسی فقط حدود ۱۴ماه سلطنت کرد؛ اما توانست با یک جنایت تاریخی، نام خود را در دفتر خونخواران مـلت و کشـندگان اولاد حضرت علی(ع) ثبت نماید. در زمان این خلیفه، سخت گیری بیش از اندازه ای نسبت به علویان صورت گرفت و در عصر وی یکی از نوادگان عمر بن خطاب، به نام عبدالعزیز، فرماندار مدینه بود که این فـرماندار، شـکنجه های زیادی را متوجه علویان کرد، به طوری که آنان را متهم به شُرب خمر می نمود و بر آنان تازیانه می زد و در میان بازار گردش می داد. در اثر این آزارها بود که یکی از نوادگان امام مـجتبی(ع) بـه نام «حسین بن علی بن حسین» به اتفاق عده ای از علویان قیام کردند و در سرزمین «فَخْ» در شش کیلومتری مکه به شهادت رسیدند.
راجع به ارتباط میان این قیام – که به «قـیام فـخ» مـشهور شد – با امام هفتم(ع) قـابل ذکر اسـت که امام، نه تنها در آن قیام شرکت نکرد؛ بلکه شکست و شهادت حتمی آن را نیز به شهید فخ گوشزد فرمود.[۱۲] البته تمام علویان و در رأس آنـان امـام هفتم(ع)، حسین بن علی (شهید فخ) را به عنوان یـک فـرد مؤمن و صالح می شناختند و وی سرآمد سادات حسنی زمان خود بود. از این رو، امام کاظم(ع) پس از شهادتش فرمود: (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیهِ راجـِعُونَ)؛ بـه خدا سوگند! او در حالی که مسلمان صالحی بود و به عبادت پروردگارش می پرداخت و امر به مـعروف و نـهی از مـنکر می کرد، عمر خود را به پایان برد. او در خانواده خود مانند نداشت.[۱۳]
وقـتی سـر مقدس شهید فَخْ را نزد هادی عباسی آوردند، وی امام کاظم(ع) را محرک قیام شهید فخ دانست و چون تـصور مـی کرد کـه این قیام با فرمان امام انجام شده است، بر سخت گیریهای خود نـسبت بـه امام (ع) افزود[۱۴] و گفت: به خدا قسم! حسین (شهید فخ) به دستور او (امام کاظم(ع) قیام کرده و از وی پیـروی نـموده است؛ زیرا امام و پیشوای این خاندان کسی جز او نیست. خدا مرا بکشد اگر او را زنـده بـگذارم.[۱۵]
زمانی که امام از تهدیدهای هادی عباسی مطلع گشت، در حق وی نفرین نمود و دیری نگذشت که دعـای امام (ع) مـستجاب و خبر مرگ خلیفه در مدینه منتشر شد.[۱۶] دعای مفصلی که امام(ع) با رسیدن خبر تهدید از جـانب خـلیفه خواند، معروف به «جوشن صغیر» است که در کتب ادعیه آمده است.
۴. مواجه فکری و عـملی امـام کاظم(ع) با هارون الرشید
قبل از اینکه بخواهیم مواجهات امام کاظم(ع) را در برابر هارون الرشید ذکر کنیم، لازم است اشـاره ای بـه شخصیت عجیب و متضاد هارون داشته باشیم تا بدین وسیله علت تفاوت بـرخورد های امـام(ع) بـا این خلیفه ستمگر روشن گردد.
«مهدی پیشوایی» به بررسی هارون به عنوان مرد چندشخصیتی پرداخـته و پس از بـحثی روانـشناسی پیرامون اینکه برخی از افراد (هرچند معدود) از نظر مشی و شخصیت دارای یک شخصیت نـیستند؛ بـلکه دوشخصیتی و گاه چندشخصیتی هستند و به همین علت اعمال و رفتار متضادی از آنان سر می زند که گاه مـوجب شـگفتی می گردد، پیرامون شخصیت هارون می نویسد: «او خصوصیات عجیب و متضادی داشت که در کم تر کسی بـه چـشم می خورد. ظلم و عدل، رحم و خشونت، ایمان و کفـر، سـازگاری و سـختگیری، به طرز عجیبی در وجود او به هم آمـیخته بـود. او از یک سو از ظلم و ستم باک نداشت و خونهای پاک افراد بی گناه، خصوصاً فرزندان برومند و آزاد پیـامبر اسـلام(ص) را بی باکانه می ریخت و از سوی دیگر، هـنگامی که پای وعـظ علما و صـاحبدلان مـی نشست و بـه یاد روز رستاخیز می افتاد، سخت می گریست! او هـم نـماز می خواند و هم به میگساری و عیش و طرب می پرداخت. هنگام شنیدن نصایح دانشمندان، از هـمه زاهـد تر و با ایمان تر جلوه می کرد؛ اما وقـتی که بر تخت خلافت مـی نشست و بـه رتق و فتق امور کشور مـی پرداخت، از «نـرون» و «چنگیز» کم تر نبود!»[۱۷]
مـورخان می نویسند: روزی هارون به دیدار «فضیل بن عیاض»، یکی از مردان وارسته و آراسته و آزاده آن روز رفت. فضیل بـا سـخنان درشت به انتقاد از اعمال ناروای او پرداخـت و وی را از عـذاب الهی که در انـتظار سـتمگران اسـت، بیم داد. وقتی هارون ایـن نصایح را شنید، به قدری گریست که از هوش رفت! و چون به هوش آمد، از فضیل خواست دوباره او را مـوعظه نـماید. چندین بار نصایح فضیل و به دنـبال آن بـیهوشی هـارون تـکرار شـد، سپس هارون هـزار دیـنار به او داد تا در موارد لزوم مصرف کند.
هارون با این رفتار، نمون کاملی از دوگانگی و تضاد شخصیتی را نمودار سـاخت؛ زیـرا گـویی از نظر او کافی بود که از ترس خدا گریه کنـد و بـیهوش شـود و بـعد هـرچه بـخواهد، بدون واهمه انجام دهد. او دو هزار کنیزک داشت که سیصد نفر از آنان مخصوص آواز و رقص و خنیاگری بودند.[۱۸] نقل می کنند که وی یکبار به طرب آمده، دستور داد سه میلیون درهم بر سر حـضار مجلس نثار شود! و بار دیگر که به طرب آمد، دستور داد تا آوازه خوانی که او را به طرب آورده بود، فرمانروای مصر کنند!
امام هفتم(ع) با توجه به شخصیت خاص هارون، گاهی با او تندی مـی کرد و گـاهی برخورد ملایم و همراه با تقیه داشت. در کتابهای تاریخی، مواجهات متعدد امام کاظم(ع) با هارون ذکر شده که ما به موارد مهم آن تحت عنوان مواجهه مستقیم و غیرمستقیم اشاره می کنیم.
الف) مواجه مـستقیم امـام کاظم(ع) با هارون
به یک مورد از مواجهات مستقیم امام کاظم(ع) با هارون اشاره می شود؛ ماجرای زیبایی که از مأمون (فرزند هارون) نقل شده اسـت و جـایگاه امام هفتم(ع) نزد هارون و نـحو مـواجه امام(ع) با وی را مشخص می کند.
«سفیان بن نزار» می گوید: «روزی نزد مأمون بودم که گفت: می دانید من تشیّع را از که آموختم؟ کسانی که حضور داشتند، گفتند: نه، به خـدا نـمی دان
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.