توضیحات
فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا»؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا» شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا» را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا» با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا» با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا» تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا» را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گستره وظایف زن در خانواده؛ قسمت ششم، «زیبایی های حکم خدا» :
«وَ مِنْ آیاتِهِ أنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنفُسِکُمْ اَزواجا لِتسْکُنُوا اِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً.»
هبوط آدم ابوالبشر قرین با همسری حوّا به عالم خاک و ورود این دو یار هم اندیش و مهربان از عالم افلاک حقیقت مستوری بود که قرآن کریم با بیانی شیوا و دلنشین از آن پرده برداشت و رمز آرامش و صعود هماهنگ را برای نوع بشر، در پناه زوجیت آشکار ساخت، گرچه این فرود برای آن زوج نخستین ناگوار و طعم تلخ وسوسه و نیرنگ دشمن مکار آنان «شیطان» بسیار دردناک بود و این نزول به عرصه زمین موجبات تألم افکار و آزردگی هر دو را فراهم نمود، لیکن در سایه همسری و کفویت و همتایی خویش توانستند سیمای عروجی زیبا را ترسیم و تجربه ای شیرین از رجوع و بازگشت به حق را برای زمینیان با همدلی و تفاهم تشریح نمایند و برای هر زوج کمال گرا و عاقبت اندیش تا پایان زندگی بشر، درس عبرت و آموزندگی ارایه دهند.
آری، آن گاه که هر دو با عزمی راسخ و قلبی نادم ولی مطمئن به عنایت خالق و زبانی تائب زمزمه «تُبْ عَلَیْنا» و «ربّنا اِنّنا ظَلَمْنا اَنْفسنا» سر می دهند، و زندگی زمینی را با همه دشواری هایش بر مبنای رجوع به حق و استمداد از او آغاز می کنند و این پیام عملی را از فراسوی زمان و مکان به گوش فرزندان خویش می رسانند که ای بنی آدم! در سایه زوجیت و در پناه هم اندیشی و کفویت می توان همه فراز و نشیب ها و پستی و بلندی های زندگی زمینی را در نوردید، از وادی تلخ شکست و ناکامی قدرتمندانه عبور کرد و به عرصه تلاش و امیدواری و شادی های زندگی رسید و از دنیای ظلمات و اسفل سافلین به سبب ارتباط و استمداد از خالق اعلی علیین به روشنایی و نور رسید و شایستگی ها را در آغوش کشید. پس سنت زیبای ازدواج و نکاح امری فطری و طبیعی در زندگی بشر از روز نخستین بوده و بر این اساس، در همه شرایع و جوامع مدنی صالح بر آن ترغیب شده و بر هیچ انسان خردمندی پوشیده نیست که سلامت و امنیت جوامع در گرو سلامت و امنیت خانواده است. بلکه حفظ و گسترش قدرت ملی و استقلال سیاسی و اقتصادی، ریشه در استحکام بنای خانواده دارد، زیرا توانمندی و صلاحیت جامعه، رویکردی از توانایی افراد آن است و این توانایی جز در سایه صلابت و استحکام خانه و خانواده شکل نمی گیرد؛ چنانچه امیر مؤمنان آشنا به حقایق عالم در کلمات متعدد خویش به این امر اشارت دارند، از آن جمله در روش های حکومتی در عهد نامه مالک اشتر می فرماید: «ثم اَلْصِقْ بِذویِ الأحساب وَ اَهلِ البیوتاتِ الصالِحهَ وَ السَوابِقِ الحَسَنَه….» (۱) ای مالک در امور حکومت، انسان هایی را به کار بگمار که از شرافت خانوادگی و حسبی و نسبی لازم برخوردار باشند و در خانه های شایسته رشد و پرورش یافته باشند زیرا ریشه های کرامت و بزرگواری و فضیلت از آنجا آغاز می شود.
در کلامی دیگر می فرماید: «اذا کَرُمَ اَصْلُ الرَجُلِ کَرُمَ مَغیبُهُ وَ مَحْضَرُه.»(۲) اگر انسان از کرامت و اصالت خانواده برخوردار باشد دیگر نیازی به مراقب و نگهبان ندارد که در حضور و غیاب، رفتارش پسندیده و یکسان است.
و این همان دغدغه انسان امروزی و موجب نگرانی در جوامع بشری است تا بدانجا که پیوسته اندیشمندان جوامع را به اعتراف تلخی از حکایت جدایی بشر از این اصل واداشته و در رجعتی دوباره و در حرکت های پست مدرنیسم، توصیه به بازگشت آن می کنند.
«ژوسران» دانشمند بزرگ فرانسه می گوید: «تاریخ به ما می آموزد که تواناترین ملتها مللی بوده اند که خانواده در آنها قویترین سازمان را داشته است.»(۳)
از سویی آن گاه که ریشه ها و بنیان مفاسد و بزهکاری در جوامع ارزیابی می شود عمده ترین مشکلات از ناحیه انسان هایی متوجه جامعه است که در مأمن و پناهگاه خانواده رشد نیافته اند و کمبودهای عاطفی و اخلاقی و فقدان دامان گرم خانواده، آنان را به حلقوم تباهی و یا اعتیاد و مفاسد کشانده است.
در یک تحقیق که بعد از جنگ جهانی دوم صورت گرفته این مسئله روشن گردیده که کودکانی که در جریان جنگ بی سرپرست شده اند و تربیت آنان به مراکز دولتی و پرورشگاهی واگذار شده به لحاظ عواطف و احساسات و حتی نیروی عقلی نسبت به کودکانی که در خانواده پرورش یافته اند، کمبودها و خلأهایی دارند که این کمبودها حتی بعد از یک سالگی بروز و ظهور می کند.(۴)
اینجاست که روشن می گردد که نقش ثبات، اقتدار و پیوستگی و همبستگی در خانه و خانواده نسبت به استحکام، پویایی، اقتدار و بالندگی جامعه چیست. و در صورت فقدان یا وجود خلل در آن، هیچ نهاد و سازمان مجهزی نمی تواند جای آن را بگیرد، و سهم دولت ها در راستای تأمین این هدف حیاتی فقط تدارک زمینه های رشد اخلاقی، حقوقی، اقتصادی خانواده ها و ایجاد تسهیلات لازم در جهت شکل گیری خانواده و ازدواج سالم و هدایت آنها به سوی عدالت اجتماعی و حاکمیت صفا و صمیمیت در آنهاست.
و از سوی دیگر، هرچه از عمر زندگی اجتماعی انسان می گذرد و اهمیت و نقش خانواده روشنتر می گردد پویایی و قوام و کمال قوانین الهی در استواری این کانون و رجحان آن نسبت به پیمان ها و قوانین ساخته بشر آشکارتر می گردد و رعایت اصول و ضوابط شرعی و پذیرش حقوق و وظایف متقابل از سوی زوجین ضرورت بیشتری می یابد و در تقابل فرهنگ ها و تعارض روش ها کاملاً این حقیقت برای بشر خودباخته در مقابل تکنیک و ابزار و صنعت روشن می گردد که پایه قوانین الهی و فلسفه تدوین آن بر پایه ایجاد انس و الفت برای انسانی است که سرشت او با انس و همدلی سازگار است، لذا در این نوع از قانون گذاری محوریت حق سالاری بر پایه مصلحت و تکامل خانواده است و هر گونه فردیت، چه در قالب مرد سالاری و چه در قالب زن سالاری، نفی می گردد و در واقع، ازدواج همان الفت و مؤانستی است که طبیعت انسان طالب است.
در سلسله مقالات گذشته، مطالبی چند در زمینه اصول حاکم بر خانواده از دیدگاه قرآن چون اصل صلح، اصل دوری از فردیت و بخل، اصل فضل، اصل معروف، اصل مودت و رحمت، اصل رعایت مصلحت، اصل کرامت انسان،…. بیان گردید و نیز در تبیین گستره وظایف زوجین و تقسیم عادلانه کار، به بحث از وظایف مردان و موارد نشوز زوج، نحوه ریاست مرد، و تأمین امنیت و عدالت و محبت در کانون خانواده و نیز نسبت به مسئله تمکین و نشوز زن و نحوه اصلاح آن از دیدگاه قرآن و نفی هر نوع خشونت بر اساس خواهش های نفسانی و دریافت های شیطانی و به جایگاه «وعظ، هجر، ضرب» در آیه مربوط به نشوز زن به طور مشروط و مبسوط از منظر آیات و روایات و شیوه پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه معصومین علیه السلام پرداخته شد.
در این گفتار بر آنیم که ادامه بحث وظایف زن و موارد نشوز آن، از منظر روایات و سیره ائمه علیه السلام و نیز فلسفه هر یک از اوامر و نواهی، ارزیابی شود. گستردگی و وسعت روایات در این عرصه هم مانند عرصه گستره وظایف مردان ما را بر آن داشت تا در نوع وظایف زنان هم تقسیماتی صورت پذیرد.
روایات دسته اول:
زیبایی های رفتاری زن
این دسته متونی است که در آن، به الگوهای رفتاری زنان اشاره رفته است که خود شامل دو بخش است، بخش اول شامل معرفی بهترین زنان که شیوه های رفتاری آنان تأیید و تحسین شده و نتایج کار آنان در دو سرا ارزشمند محاسبه گردیده و بخش دوم با عنوان «شرار نساء کم» زنان که به دلیل نوع عملکردشان و تخلف آنان از وظایف الهی مورد نکوهش و ملامت قرار گرفته اند و به واسطه عدم شایستگی رفتاری به عقوبتی شوم در دنیا و آخرت مبتلا و یا وعده داده شده اند.
در این روایات، مهمترین وظیفه برای زوجین را به صورت عام و برای زن به صورت خاص، حسن سلوک و زیبایی در رفتار و معاشرت نیکو معرفی می کند، و از آن جهت که در تقسیم وظایف و تدبیر امور منزل مسئولیت آرامش و سکونت خانواده به عهده او گذارده شده و کلیدهای عاطفه و رموز ایجاد روابط قلبی و روانی مناسب در طبیعت به دست اوست، لذا قانون گذار حکیم هستی بر اساس داده های خاص زنان که مظهر مودت و رحمت حق و مظهر زیبایی های خلقت اند. ستانده ها و انتظاری مناسب با جایگاه او دارد که با وظایف مرد که تدبیر و سیاست گذاری خارج از خانه و تدارک امور مالی و تأمین امنیت خارجی خانه است، فرق دارد؛ لذا در پرهیز از هر گونه تشنج آفرینی و منش های غیر متعارف و ناشایست؛ زشت خویی و ترش رویی را شدیدا برای مادر و همسر مذمت می نماید و او را نقش آفرین در ثبات، امنیت، سلامت جسم و روان و منشأ پویایی و حرکت اعضا محسوب می نماید.
در حقیقت، چون او اساس شکل گیری هویت خانواده است و حتی شخصیت اجتماعی همسر و فرزندان متأثر از فاعلیت اوست لذا سعادت و شقاوت خانواده منسوب به اوست. اینجاست که در روایات بالاترین زینت و نهایت سعادت برای مرد همسر شایسته و با صلاحیت معرفی شد و نخبگان و مرشدان قبیله بنی آدم ارزشمندی خود را حاصل تلاش و پاکدامنی و تدابیر صحیح تربیتی مادر می دانند. که ما در اینجا به ذکر تعدادی از این روایات می پردازیم.
۱ – مرحوم کلینی از امام رضا علیه السلام نقل می کند که حضرتش فرمود: «هیچ فایده ای به کسی نمی رسد بهتر از اینکه برای او بانویی باشد که نگاه و مصاحبت با او موجب سرور و شادمانی همسر باشد و در غیاب شوهر امانت دار و حافظ حریم خویش و خانواده و اموال شوهر است.»(۵)
۲ – امام صادق علیه السلام می فرماید: «که مردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله می آید و می گوید: «همسری دارم که هرگاه به خانه می روم به استقبالم می آید و هرگاه از منزل بیرون می روم مرا بدرقه می کند، وقتی مرا اندوهگین می بیند می گوید: تو را چه چیز اندوهناک ساخته؟ اگر برای معشیت دنیا ناراحتی، که دیگری عهده دار روزی توست و اگر برای آخرت ناراحتی، خدا بر همّ تو بیفزاید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود (ای مرد) خداوند را در زمین کارگزارانی است و این بانو یکی از آنهاست و نیمی از پاداش شهید از برای اوست.»
۳ – موسی بن جعفر علیه السلام : «جهاد زن شوهر داری نیکوی اوست.»(۶)
۴ – ورام بن ابی فراس در کتابش «تنبیه الخواطر» از امام علیه السلام نقل می کند که فرمود: «بدانید که بانوی شایسته و صالح از هزار مرد غیر صالح بهتر است و هر بانویی که به شوهر خود هفت روز خدمت کند، خداوند هفت درب آتش را بر او بسته و هشت درب بهشت را بر او باز می گشاید، تا از هر کدام که بخواهد وارد شود.»(۷)
۵ – و نیز ورام بن ابی فراس نقل می کند که امام فرمود: «هیچ بانویی نیست که با جرعه ای از آب شوهر را پذیرایی کند مگر اینکه از برای او ثواب یک سال عبادت است که روزهای آن را روزه بدارد و شب های آن را شب زنده داری کند و خداوند با هر جرعه آبی که به شوهر نوشانده شهری در بهشت برای او می سازد و هفتاد لغزش از او را می بخشد.»
۶ – سکونی از امام صادق علیه السلام به نقل از رسول خدا نقل می کند که فرمود: «بهترین بانوان امت من خوشروترین آنان است.»
۷ – امام صادق علیه السلام فرمود: «هر بانویی که در منزل شوهر چیزی را جهت مصلحت زندگی زناشویی جابه جا کند خداوند بر او نظر [رحمت [نماید و هر که را خدا بر او نظر دارد عذابش نمی کند.»(۸)
۸ – امیرالمؤمنین در جواب اصبع بن نباته درباره جهاد و وجوب آن بر مردان و نفی وجوب از زنان، فرمودند: جهاد زن در این است که در زندگی زناشویی صبر و مدارا پیشه سازد و نسبت به رفتارهای ناهنجار و اذیت شوهر بردباری لازم را داشته باشد.»(۹) لازم به ذکر است این گونه روایات از باب ترغیب مرد به اذیت و آزار نیست، بلکه از این جهت که در شداید روزگار اگر مرد دچار بحران خاصی شد، زن به خاطر مصالح زندگی با او مدارا کند.
۹ – عبداللّه بن سنان به نقل از رسول خدا صلی الله علیه و آله آورده است که فرمود: بدترین زنان شما کسی است که خالی از صفات ارزشمند و زشت خو، لجوج، نافرمان است و در میان قومش ذلیل و در نزد خویش خود را عزیز و بزرگ می پندارد، نسبت به شوی خویش ایفای وظیفه نکند و نسبت به او دریغ ورزد ولی به غیر شوهر خویش نهایت خضوع و تواضع بی جا از خودنشان دهد. (۱۰)
۱۰ در سخنی دیگر شیخ صدوق قدس سره در کلامی نسبتا گسترده از رسول خدا اثر نامطلوب سوء رفتار را در زن و مرد دو سویه ارزیابی می نمایند و عواقب هر کدام را بیان می کند. بخشی از آن این گونه است:
کسی که خانمی دارد ولی او را در زندگی همراه نیست و به آنچه خدا بر او روزی کرده مدارا و صبر ندارد و شوهر را تحت فشار قرار دهد و بر کاری وادارد که در توان او نیست خداوند هیچ حسنه و کار خوبی را از او نمی پذیرد و این زن مورد غضب پروردگار خویش است مادامی که این گونه رفتار می کند. (۱۱)
۱۱ – جمیل بن دراج از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود هر زنی که [در همسر خود ایجاد یاس و سردی می کند و] به شوهر خود می گوید: من از تو هرگز خیری ندیده ام این گونه رفتار، اعمال او را ساقط می سازد. (۱۲)
۱۲ – صدوق نقل می کند از رسول خدا صلی الله علیه و آله که فرمود: «کسی که همسری دارد که موجبات اذیت و آزار شوهر را فراهم می کند، نماز و اعمال شایسته او مورد قبول درگاه حق قرار نمی گیرد تا اینکه دست از این گونه رفتار بردارد و به همراهی و معاونت و خوشنود کردن شوهر بپردازد، اگر چه روزش را به نماز و روزه بگذراند و بنده آزاد کند و انفاق اموال خویش نماید…. سپس فرمودند «وَ عَلَی الرَجُلِ مِثلُ ذلک الوِزرِ وَالعَذابِ اذا کان لَها مُوذیا ظالما» مرد هم اگر اذیت کار و ظالم نسبت به همسر باشد، برای او هم همین گونه عقوبت و سقوط اعمال است.» (۱۳)
در بیان دیگری از رسول خدا است که فرمود: «آیا خبر بدهم به بدترین مردان شما؟ گفتند بله. فرمود بدترین مرد کسی است که تدبیر زندگی ندارد، بخیل است، بدزبانی می کند، تنها غذا می خورد، یاور خانواده نیست، همسر خویش و عبد خود را می زند، عائله او به دیگران پناه می آورند و موجب عاق والدین را فراهم می کند.» (۱۴)
حق مداری در تقسیم وظایف خانواده
اینها گوشه ای از روایات متعدد و فراوانی است که در نحوه تعامل رفتاری زن و مرد وارد گردیده و غالبا در ارائه راهکارها و شرح وظایف تمامی دستورات دو سویه و طرفینی است؛ زیرا ایجاب حکمت در قانون حق هرگز بر این نیست که به حمایت بی اساس از قشر خاصی بپردازد، بلکه همان گونه که اشاره گردید محور قوانین حق سالاری، رعایت مصالح خانواده و حفظ نسل بشر از شرور و آفات و نیز پیشگیری از ایجاد اضمحلال و انحلال و بر آشفتگی و اضطراب در خانه و خانواده است. و این نکته همان چیزی است که همه اندیشمندان بر آن نظر دارند.
ارسطو می گوید: «هیچ موجودی به غایت خود نمی رسد مگر آنکه همواره وظیفه ای که برای او مقرر است به بهترین وجه اجرا کند و این انجام وظیفه برای هر موجودی فضیلت است.» (۱۵)
دکارت در موضوع صلاح جامعه می گوید: «صلاح کل بر صلاح جزء مقدم است و اگر کسی این حس را داشته باشد مکارم والا از او ظاهر خواهد شد.»(۱۶)
ملاک قوانین اسلام استحکام پایگاهی است که انسان محصول آن است، و او از این کانون مؤانست، همه سجایای فطری و ارزشی را انتظار دارد، خانواده تجلی گاه شکوه وحدت و یک پارچگی است، اینجا همان جایی است که انسان توحید نظری را به آزمون می گذارد تا توحید عملی در آن شکل گیرد. اینجا همان جایگاهی است که بشر از صفات شیطانی دست می کشد و صفات رحمانی چون مودت، رحمت، فضل، عفو، اغماض و لطف را به تمرین و تجربه می گذارد و صلاحیت خویش را به هستی عرضه می کند و صلابت خلیفه گری حق را می آزماید. اینجا از فردیت و خودنگری بیرون می آید و به کمال زوجیت و زیبایی صفا و همدلی می رسد و اینجاست که کمال همراه با ازدواج را که تاکنون «با من تزوج فقد احرز نصف دینه» شنیده، درک می کند، و عرصه ظهور عشق زمینی را که همان از خود جدا شدن و به دیگری پیوستن است احساس می نماید. باشد که در مسیر عشق به معبود و وصل به معشوق رفیق و همسفری مشفق یابد و به همراهی او مسیر کمال را بپیماید. اینجاست که زن کارگردانی خلقت را به دست خویش به نظاره می گذارد و بالاترین رسالت خود را عرضه می کند.
ارزیابی قانون مدنی و حسن معاشرت
ماده ۱۱۰۳: «زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند.»(۱۷) در ماده بعدی که می توان متمم این ماده دانست این گونه آمده: زوجین در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد به یکدیگر معاضدت نمایند.»(۱۸) که تعیین نوع و کیفیت آن را قانون با رجوع اشخاص به عرف معقول حل می نماید و به مقتضیات زمانی و مکانی در این جهت توجه کند.
روایات دسته دوم:
این دسته شامل متون متعددی است که از سویی، تبرج و تزیین در برابر نامحرمان را نفی و از سوی دیگر بر نظافت، پاکیزگی، پیرایش و آرایش بانو در منزل دارد که دقت و توجه خانم به این مسئله در عین رعایت اعتدال و دوری از اسراف و تبذیر بسیار مورد ترغیب شریعت است که این تأکید و تشویق در وظایف زنان به لحاظ نتایج عمده ای است که در زندگی فردی و خانوادگی و اجتماعی او و همسر و نیز نقش تعیین کننده ای که رعایت این وظیفه در سلامت و امنیت جامعه داراست و ما در اینجا به بیان بعضی از آن فواید و اثرات می پردازیم.
فایده اول: آنکه «اِنّ اللّه جَمیلٌ یُحِبُّ الجَمال و یُحِبُّ اَن یری اثرالنِعمَهِ عَلی عَبده.»(۱۹) پروردگار بدیع و زیباآفرین ظهور جمال و زیبایی را دوست دارد و چون زنان مظهر صفت جمال هستند زینت بر او زیبنده تر است.
اگر چه در اینجا هم دستورات طرفینی است و توازن در سوق زن و مرد به سوی این وظیفه کاملاً رعایت شده است لیکن به رغم توصیه روایات به مسئله نظافت مرد، و سیره عملی ائمه علیهم السلام در کتب مربوط به وظایف زوجین کمتر به این وظیفه اشاره و یا به صورت مبسوط به آن پرداخته شده است. و این فکر که مرد نیازی به زینت ظاهر و یا اهمیت بخشیدن به نظافت ندارد، فکر باطلی است که از سوی اسلام کاملاً مطرود است و در جهت مخالفت سیره نبوی و ائمه معصومین است. در زندگی رسول خدا صلی الله علیه و آله نه تنها پاکیزگی که استفاده از عطر جایگاه خاصی داشته به گونه ای که هزینه عطر ایشان از هزینه غذایشان بیشتر بوده. لذا در روایتی رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بِئْسَ العَبْدُ القاذُوره.»(۲۰) آدمی که کثیف و ژولیده است بنده بد و مذمومی است.
در بیان دیگر امام رضا علیه السلام فرمود: «لَقَدْ ترک النساء العِّفَهَ لِتَرک اَزواجهنَّ التّهیهَ لَهُنَّ.»(۲۱) چه بسا که بی توجهی مرد به رعایت آراستگی ظاهری موجب شود که زن از وادی عفت و پاکدامنی فاصله بگیرد [و این فضیلت بزرگ را از دست بدهد.] و ما در بحث وظایف مردان به این گونه روایات استناد جستیم.
در قرآن کریم هم پروردگار در مقام هشدار به بنی آدم نسبت به اهمیت لباس و تأثیر آن در رفع زشتی و قبح برهنگی – که این دو ایده آل شیطان است – می فرماید: ما هم برای شما لباس معمولی فرستادیم تا شما خود را به واسطه آن حفظ و از برهنگی نجات دهید و هم لباس زینت و تجمل برایتان قرار دادیم. سپس از جهت حفظ تعادل و ارزش ها می فرماید لباس دیگری است که موجب زینت روان و جان شماست و آن لباس تقواست لذا به صورت خطابی همگانی و بیانیه ای بین المللی می فرماید: «یا بَنی آدم قَدْ اَنزلَنا اِلیکُم لِباسا یُوارِی سَوْاتِکُمْ وُ ریشا وَ لِباسُ التَقوی ذلِکَ خَیْر…»(۲۲)
فایده دوم: در رعایت آراستگی و پیراستگی زن این است که انجام این وظیفه از سوی خانم درست در راستای میل طبیعی زن به آرایش و پیرایش و خودآرایی و دلبری اوست که شریعت درصدد تعدیل و شکل بخشیدن صحیح به این تمایل طبیعی زن برآمده، لذا در بهره مندی از اقسام زینت ها او از اولویت شرعی برخوردار است؛ بلکه تدارک آلات تنظیف و تزئین زن را وظیفه مرد قرار داده، یا اینکه در دستورات دین ملاحظه می شود که استفاده بخشی از زینت آلات فقط برای خانم هاست و از برای مردان مذمت و یا تحریم شده است. مثل استفاده مرد از طلا یا ابریشم خالص و یا صاف کردن پوست صورت به شکل زنان.
در حالی که بر زن مستحب است در همه حال همراه با زینت باشد و هرگز اعتزال و دوری از زینت ها را بر خود نگزیند.
فایده سوم: ایجاد اعتماد طرفینی بین زن و مرد، وقتی نهایت آرایش و پیرایش زوجین برای یکدیگر صورت پذیرد، علاوه بر ایجاد تعاطف اخلاقی و روانی و ازدیاد عواطف قلبی، موجب اطمینان زوجین نسبت به یکدیگر می شود و اینکه هر دو معتقد خواهند شد که تمامی ارادت و علاقه خویش را فقط در راه رضایت یکدیگر بکار می گیرند و بس. اینجاست که نه زن به مرد دیگری غیر از شوهر خویش نظر خواهد داشت و نه مرد نسبت به همسر یا زن دیگری می اندیشد و امنیتی که از این مسئله حاصل می شود همه ابعاد زندگی زن و مرد را پوشش می دهد و هرگونه سوءظن و عدم اطمینان در روابط خانواده محو می گردد و پایه های نظام خانواده بر اساس حسن روابط و اعتماد و سلامت استوار می گردد و به تعبیر قرآن کریم هر یک مصداق «هُنَّ لِباسٌ لَکُم وَ اَنتُم لباسٌ لَهنَّ» می شوند و هر کدام حافظ امنیت دیگری و مایه زینت و افتخار همسر می گردد.
فایده چهارم: امنیت اجتماعی و سلامت روان جامعه است. وقتی توجه زن به وظایف اصلی خویش در محور خانواده نبود، اینجا زن که مبدأ سکونت و امنیت خانواده و جامعه و تاریخ است، جایگاه خویش را به عنصری نامطلوب می دهد که نه تنها خود از آزادی و امنیت برخوردار نیست بلکه جامعه را به سوی ناامنی می کشاند، نه خود از باطن راضی است، نه رضایتمندی خانواده را درک می کند، نه جامعه جایگاه ارزشی و انسانی مناسبی برای او قایل است. او عامل تبرج جاهلیت مدرن می شود، و از اوج عزت بندگی حق و کرامت انسانی و لذت زوجیّت شایسته سقوط نموده و به نام آزادی کاذب تن به اسارتی ننگین می دهد که نه تنها بنیاد خانواده را بر باد فنا می دهد، بلکه اثرات تلخ و ذلت بار آن در آمارهای شبکه های جهانی و سازمان های بین المللی قاچاق زنان برای ترویج روسپیگری به چشم می خورد که متأسفانه تأمین کننده کالای این تشکیلات سیاه و جهنمی زنان و دختران جهان سوم هستند.
بسیار قابل دقت است با توجه به اینکه خطر اضمحلال خانواده از همان اواخر قرن ۱۹ و اوایل قرن ۲۰ در غرب مشهود بوده و کرارا اندیشمندان و صاحب نظران غربی آن را برای بشریت تهدید می دانسته اند؛ با این حال استکبار پیوسته در توسعه فرهنگ ابتذال خویش تلاش می کرده و در نیمه دوم قرن بیستم پافشاری هر چه بیشتر بر ترویج فرهنگ فمینیسم داشته و این خود مبین اهداف شوم استکبار درباره زنان است.
شاید پیش بینی مورخ و فیلسوف معروف غربی «ویل دورانت» نسبت به سال ۲۰۰۰ و نگرانی او در مورد مسئله زنان و نابسامانی خانواده در عصر مذکور قابل توجه باشد او می گوید «اگر فرض کنیم در سال ۲۰۰۰ مسیحی هستیم و بخواهیم بدانیم بزرگترین حادثه ربع اول قرن بیستم چه بوده است، متوجه خواهیم شد که این حادثه جنگ یا انقلاب روسیه نبوده است بلکه دگرگونی وضع زنان بوده. تاریخ، چنین تغییر تکان دهنده ای، آن هم در مدتی به این کوتاهی، کمتر دیده است و خانه مقدس که پایه نظم اجتماعی ما بوده، شیوه زناشویی که مانع شهوت رانی و ناپایداری وضع انسان بود، قانون اخلاقی پیچیده ای که ما را از توحش به تمدن و آداب رسانده بود، همه آشکارا در این انتقال پرآشوبی که همه رسوم و اشکال زندگی و تفکر ما را گرفته است، گرفتار گشته اند»(۲۳) و باعث تأسف و تأثر است که ما مسلمین بعضا به جای تبیین صحیح فرهنگ دینی و ملی خویش به تشویق و ترغیب فرهنگ مبتذل غرب بپردازیم.
حال سراغ دومین دسته از روایات در باب وظایف سازنده و بالنده زن در عرصه خانواده می رویم:
۱ – امام صادق علیه السلام می فرماید: رسول خدا صلی الله علیه و آله درباره حقوق شوهر بر بانو در پاسخ خانمی که از وظایف زن سؤال می کرد، فرمود: بانو وظیفه دارد با خوشبوترین عطرهایش خود را معطر کند و بهترین لباس هایش را برای شوهر بپوشد و با نیکوترین زینت هایش خود را بیاراید.(۲۴)
۲ – جابربن عبداللّه انصاری از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که حضرتش در ارزیابی صفات زنان شایسته می فرماید: «بهترین زنان شما بانویی است که … مهربان و عفیف است، در بین بستگان عزیز و نسبت به شوهر پذیرش و انعطاف دارد (در برابر او گردن کشی نمی کند) آن گاه که در کنار شوهر خویش است خود را می آراید، اما نسبت به دیگران خود را محفوظ می دارد (بی بندوباری نمی کند.)(۲۵)
۳ – محمدبن مسلم از امام باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود: «سزاوار نیست بانو به خود نرسد ولو در گردن خود گردن بندی بیندازد، سزاوار نیست رنگ کردن دستش را ترک کند اگر چه با حنا مسح نماید.» (۲۶)
۴ – امام صادق علیه السلام از پدرش و او از جدش رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که حضرتش نهی فرمودند از اینکه زن برای غیر شوهر خودآرایی نماید….(۲۷)
۵ – جابربن عبداللّه از پیامبر نقل می کند که فرمود: «بدترین زنان شما… بانویی است که از زشتی زنانی که خود را چون برج نشینان می آرایند پرهیز ندارند.» شاید مراد از برج نشینی از این جهت است که برج در منظر و دید همه است و اگر زنی خود را با آرایش در دیدگاه دیگران قرار دهد مورد نکوهش و مذمت رسول خدا صلی الله علیه و آله است.
۶ – اصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل می فرماید که: «در آخر الزمان که بدترین زمان هاست، زنانی ظاهر می شوند که اینها (حفظ و عفت و حجاب را) کنار می زنند و به عریانی روی می آورند و (در منظر دیگران) با زینت و خودآرایی ظاهر می شوند. اینان از جرگه دین خارج و به سوی فتنه ها پیش می روند، تمایل آنان به سوی شهوات است و سرعت در لذات دارند، و سعی در حلال نمودن حرام ها را، سپس می فرماید: اینان در جهنم خالدند (به واسطه رفتار و عناد و ترویج فسادشان).»(۲۸)
۷ – عبداللّه بن سنان از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل می کند که: «بدترین زنان شما کسی است که نسبت به شوهر پرهیز و منع دارد (و زیبائی هایش را بر او عرضه نمی دارد) ولی نسبت به دیگران و غیر شوهر تباهکاری می کند (و دچار بلاهت و خودباختگی) می شود.»(۲۹)
۸ – جابر بن عبداللّه انصاری می گوید از رسول خدا صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: «آیا خبر بدهم بر شرورترین زنانتان؟ او آن کسی است که نسبت به شوهر مغرور و فرازنگری دارد ولی در برابر دیگران خود را کوچک و ذلیل می کند،… در زندگی زناشویی کینه توزی دارد، از رفتار ناشایست و زشتی ها کناره نمی گیرد و آن هنگام که در غیاب شوهر است، خود را می آراید و چون شوهر بر او وارد می گردد، از او کناره می گیرد…. چنین زنی را خداوند نه عذرش را نمی پذیرد و نه گناهش را می آمرزد.»(۳۰)
در تمامی این روایات توصیه به تحکیم و استواری بنای خانواده از درون و از طریق آراستگی ظاهری و باطنی توصیه می شود. ایجاد روابط سالم و صمیمانه و تعامل رفتاری و گفتاری ارزشمند به عنوان وظیفه و صفات ممدوح و شایسته معرفی می گردد و جذب و جلب نظر شوهرش عامل مصونیت خانواده محسوب می گردد؛ متقابلاً کینه ورزی و ایجاد فضای سرد و بیروح در خانواده و در روابط زناشویی و عدم برخورداری از ظاهری پیراسته و آراسته به عنوان آفت های زندگی و علایم فتنه های اجتماعی بشمار می آید.
آرایش و پیرایش زن از دیدگاه امام خمینی
در اینجا شایسته است دیدگاه حضرت امام خمینی قدس سره را در تحریرالوسیله نسبت به اهمیت آراستگی و تنظیف عرضه داریم. ایشان در بحث نشوز این گونه می فرماید:
ترک وظایف و عدم رعایت حقوق همسری از جانب زن عبارت است از:
۱- آماده نساختن خود برای کامیابی و عدم تمکین از سوی زن
۲- از بین نبردن آنچه مایه تنفر انزجار بوده و مانع از ایجاد رابطه زناشویی و تمتع لازم است.
۳- ترک نظافت و آرایش در صورتی که همسر خواستار آن است.
۴- بیرون رفتن از خانه و غیر از آن [تخلف از اموری که با وظایف زن و نقش او در سکونت و آرامش زندگی سازگاری دارد]
ایشان، در ادامه می فرماید: اگر زن از انجام خدمات خانه و نیازمندی هایی که در ارتباط با تمتعات زناشویی نمی شود مانند جاروب زدن، خیاطی، آشپزی و غیره حتی آب دادن و پهن کردن رخت خواب خودداری کند نشوز محسوب نمی شود. (۳۱)
بنابراین، عمده ترین وظایف زن ایجاد رابطه شایسته با شوهر از جهت رفتار و گفتار و تحبیب قلوب و تسکین روان خانواده است.
قانون مدنی در ماده ۱۱۰۸ این چنین می گوید: «هر گاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع کند مستحق نفقه نخواهد بود.»(۳۲)
ما در مبحث بعدی به بحث درباره وظایف زن از دیدگاه قانون خواهیم پرداخت. انشاء….
روایات دسته سوم:
عشق و وفاداری بانو
این دسته شامل روایاتی است که در آنها بر وفاداری زن نسبت به شوهر تأکید می شود و عدم توجه زن نسبت به پیمان زناشویی، یکی از مفاسد و جرایم زن محسوب می گردد و هر گونه روابط نامشروع با غیر همسر شدیدا مذمت می شود که این وظیفه هم طرفینی است و اختصاص به زن ندارد. چنان که قبلاً هم در مورد وظایف مرد بدان پرداختیم. در اینجا هم تعامل دو سویه است لذا در بیانی رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «نسبت به زنان مردم عفیف باشید تا زنان شما عفیف بمانند.»(۳۳)
۱ – از رسول خدا صلی الله علیه و آله است که بدترین زنان و شرورترین آنان کسی است که ارزشی در او یافت نمی شود و وجودش تهی از فضایل شده، به آلودگی دامن می زند، لجوج و عصیانگر و طغیانگر است، در مقابل قوم خویش با اعمالش موجب ذلت و خواری می گردد، از درون خود را بزرگ می بیند [و از بیرون رفتارش موجب حقارت و پستی است] نسبت به شوهر پرهیز و از غیر شوهر پروا و پاکدامنی ندارد و خود را به دیگری عرضه می دارد.(۳۴)
۲ – محمد ابن مسلم از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمود: خداوند با سه دسته سخن نمی گوید و ایشان را پاک نمی نماید و بر ایشان عذاب دردناکی است. که از این سه دسته یکی آن زنی است که فراش و رختخواب شوهر خویش را در اختیار مرد دیگری قرار می دهد.(۳۵)
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.