تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک شامل 72 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیلی از دیدگاه هایدگر درباره نسبت انسان و تکنیک :

اشاره: نگارنده مقاله پس از بیان تفکیک دو نوع تفکر آماری و معنوی از نگاه هایدگر و توضیح نسبت تکنیک با «تفکر و وجود» و ذکر اینکه ظهور و رشد تکنیک مدرن بیانگر پایان تفکر معنوی است، به تبیین نوعی تعارض در دیدگاه هایدگر در باب نسبت انسان با تکنیک جدید می پردازد و در انتها به مناسبتی، تفسیر عرفانی اسلامی از تفکرات هایدگر را که توسط بعضی از معاصرین در جامعه کنونی، انجام می شود، ناصحیح و نامبارک معرفی می کند.

آدمی آغشته به حضور و غیبت

هنگامی که نم نم باران وجود بر کویر تفتیده عدم ریزش نمود، و جوانه های حیات آدمی از خاک غیبت در روشنی حضور سربرآورد، کسی گمان نمی کرد این تازه واردِ به عرصه هستی، در کجا ریشه خواهد گرفت، و در مسیرپُرپیچ وخم رویش خودچگونه خواهدروییدو در چه هنگام و به چه صورت روییدنش به انتها خواهد رسید؟

کسی نمی دانست این نورسیده به مجلس سماع و طربِ حضور که به واقع آیینه دار چهره وجود است، وجودی که در افق زمان پرده از چهره برکنار خواهد زد آدمی است که سرمست از حضور به غفلت از وجود در خواهد غلطید و با نشاط و قوّت و چالاکی در مسیر زوال و فترت خود گام خواهد زد، خرّم به خیال آنکه طریق صعود و سعادت می پیماید، غافل از آنکه:

آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی در این مسیر رویش و بالندگی فیلسوفی از تبار قصه سرایان غصه تاریخِ وجودبا زبانی رمزگونه به میدان نقادی و نقالی تاریخ غفلت پانهاد، او، هم سرگذشت آدمیانی را می گفت که بر متّکای غفلت از وجود خوش آرمیده بودند و هم سرگذشت کسانی را بیان می کرد که در غنودن بر بستر نرم غفلت پیشینیان با اشتیاق از یکدیگر سبقت جسته اند.

او برای این امتی که درعصر او در ورطه مُهلکِ غفلت محض فرو رفته بودند پیامبر گونه و بصراحت سخن نمی گفت، وی در عین پوشیدگی و دعوت به

سکوت برای استماع خطاب وجود، با توصیه به تأمل در هستی، برای برانگیختن کسانی که سر به جیب غفلت از وجود نهاده بودند، سخن می گفت. گرچه سخن او برای خواب آلودگان و غفلت زدگان کمتر مفهوم و مرشد بود، اما برای کسانی که هنوز نیم چشمی به حضور داشتند تا حدودی هدایت بخش و هوش افزا بود. تنها رمز آلودی کلام او نبود که برابهام سخنانش می افزود، بلکه عدم حضور تام مخاطبینش نیز عامل مهمی بود.

حال که سخن در باب موضوع تفکر و شیوه بیان هایدگر، این فیلسوف معاصر؛بدین جا رسید خالی از فایده نخواهد بود که فرازهایی از دیدگاههای او را در باب موقعیت و جایگاه انسانی که به عصر تکنیک زدگی بار یافته است، بازگو کنیم. باشد که از این طریق با زوایای فکری او در ارتباط با مقولاتی چون تکنیک، تفکر، انسان و وجود و ارتباط اینها با یکدیگر بیشتر و بهتر آشنا شویم.

تفکّر آماری و تفکر معنوی

انسان همواره در طول حیات خویش از خوان نعمت بساط تفکر خویش بهره مند و متنعم بوده است، از این رو فربهی حیات او دست پرورده تفکر فربه اش و رنجوری حیات او ثمره تغذیه از تفکر رنجورش بوده است. اما بشر امروز هم فربه است و هم رنجور، فربه در تفکر آماری و محاسبه گر و رنجور در تفکر معنوی. گرچه آدمی باید از این دو گونه تفکر توشه برگیرد، با کمال تأسف انسان تکنیک زده تفکر حسابگر را برگزیده و تفکر معنوی را ترک نموده است. غایت و مقصودِتفکر محاسبه گر رسیدن به فایده و سود عملی است، به همین دلیل «چنین تفکری حتی اگر با اعداد و ارقام و ماشینهای محاسبه گر و کامپیوتر هم سروکار نداشته باشد، باز حسابگرانه است.»(۱) اما تفکر معنوی چیست؟ چه محصولی دربردارد و چه می کند؟

تفکر همان عهدبستن با وجود و برای وجود است

«تفکر همان فکر کردن است. تفکر نسبت میان وجود و انسان است. تفکر به خدمت وجود درمی آید تا حقیقت وجود را بازگو کند. تفکر فقط خدمت برای موجود و به وسیله موجود (آنگونه که در موقعیت فعلی، منشأ اثر است) نیست بلکه تفکر عهد بستن با وجود و برای حقیقت وجود است.»(۲) تفکر معنوی، تفکری نیست، که همچون تفکر حسابگر، برای موجود و به وسیله موجود، سود و فایده عملی به دنبال داشته باشد. بلکه «تفکر (معنوی) به ثمر رساننده نسبت وجود به ذات آدمی است. تفکر مبدع این نسبت نیست. بلکه تفکر این نسبت را فقط به منزله امری که از وجود به خود او اعطاء گشته است، به وجود عرضه می کند، به نحوی که وجود در تفکر به زبان می آید. زبان قرارگاه و خانه وجود است، انسان در خانه زبان سکونت می کند و متفکران و شاعران محافظان این خانه اند. محافظت آنان همان به ثمر رساندن انکشاف وجود است چراکه آنان این انکشاف را با سخن خود به زبان می آورند.»(۳)

تفسیر تکنیکی تفکر

انسان معاصر در تفکر هایدگر یک انسان دورافتاده از تفکر معنوی است که نسبتی تکنیکی با جهان برقرار نموده است. اما این نسبت معلول «انقلاب تمام عیاری در فلسفه جدیدو نگرش بشر است که به واسطه آن میان انسان، موقع و مقام او با جهان ارتباط کاملاً جدیدی به وجود آمد. این نسبت انسان با جهان که اساسا یک نسبت تکنیکی است، اولین بار در قرن هفدهم و فقط در اروپا پدید آمد و تا مدتها در قاره های دیگر ناشناخته باقی ماند. همان گونه که برای اعصار و تاریخهای گذشته نیز بیگانه بوده است.»(۴)

گرچه نسبت تکنیکی آدمی با جهان اولین بار در قرن هفدهم و در اروپا پدید آمد و این نسبت نیز پیش از آن سابقه نداشته است، با این حال نوعی تبیین و تفسیر تکنیکی تفکر در کلمات ارسطو و افلاطون به چشم می خورد. «تفکر نزد آنان همان تخنه است که به معنی جریان اندیشیدن برای عمل کردن و ساختن است.»(۵)

هایدگر معتقد است از هنگامی که در تفکر افلاطونی و ارسطویی عمل در برابر نظر قرار گرفت و تفکر به عنوان نظر و رفتار نظری تعریف شد، تفسیر تکنیکی تفکر آغاز شد. در این رویکرد اندیشه در برابر عمل ازنوعی استقلال برخوردار است، و به واقع تقسیم تفکر به نظری و عملی به مثابه دورنمودن تفکر از ساحت حقیقی خویش است. و از همین جاست که «عنوانهایی چون منطق؛ اخلاق؛ فیزیک سربرمی آورند»؛ یعنی دور شدن تفکر از ساحت حقیقی خودش همان و رویش عناوین نوینی همچون اخلاق؛ منطق و وجودشناسی همان.

بدین ترتیب «نامهایی چون منطق، اخلاق، فیزیک هنگامی پا به عرصه ظهور می گذارند که تفکر اصیل و حقیقی به پایان می رسد، (حتی) یونانیان قبل از سقراط و افلاطون که در عصر با شکوه خویش بدون استمداد از چنین عنوانهایی می اندیشیدند نیز تفکر را فلسفه ننامیدند.»(۶)

بنابراین «اخلاق به همراه منطق و فیزیک اولین بار در (تفکر) افلاطون ظاهر می شود. این نظامها هنگامی نمودار شدند که تفکر به فلسفه، فلسفه به علم، و علم به مبحثی در مدرسه تقلیل یافت.»(۷) (و به واسطه چنین تنزلی بود که تفکر نابود شد)، درحالی که تفکری که به نسبت میان وجود و انسان نظر دارد نه فلسفه است نه علم است نه اخلاق و نه منطق.

تفکر تکنیکی، ماهی در خشکی فتاده است

در نگاه هایدگر منطق (ارسطویی) بنوبه خود همان تجویز تفسیر تکنیکی تفکر است. منطق در حالی پا به عرصه ارزیابی تفکر می گذارد که هنوز شایستگی سنجش تفکر را نداشت. از همین رو هایدگر معتقد است محک زدن تفکر به واسطه منطق «بمنزله آن است که ماهیت و خواص ماهی را برمبنای اینکه ماهی تا چه مدت می تواند در خشکی زنده بماند، ارزیابی کنیم. (و البته) دیر زمانی است که (ماهی) تفکر بر خشکی فتاده است، با این احوال آیا هنوز می توان گفت تلاشی که در جهت بازگرداندن تفکر به اصل و ماهیتش صورت می گیرد عقل گریزی (irrastionalism) است؟»(۸)

سیطره تکنیک حکایتگر پایان تفکر و فلسفه

از زمان افلاطون و ارسطو با تأمل در موجود و غفلت از وجود نوعی تفکر تکنیکی آغاز شد و تفکر اصیل به فلسفه و فلسفه به علم تقلیل یافت و این پایان دوران تفکر معنوی بود. در دوره معاصر نیز با سیطره علم تکنیکی و تفکر محاسبه گر، تفکر معنوی و اصیل از میدان تفکر خارج و فلسفه جایگزین آن شده است. اما هایدگر معتقد است که دیگر فلسفه نیز فلسفه نبوده و به مرحله نهایی خود بار یافته است. غلبه علم و تفکر تکنیکی مجال را نه تنها بر تفکر معنوی و فلسفه تنگ کرده است، بلکه آنها را از عرصه توجه و تأمل بشری به بیرون رانده است.

«وقتی تفکر به پایان خود رسید، از گوهرش جدا شد واین تهی گشتنِ از حقیقت خود را بدین نحو جبران نمود که به عنوان تخنه و وسیله تعلیم و تربیت و موضوعی قابل آموزش و موردی فرهنگی به کار رفت. انسان در این مرحله دیگر تفکر نمی کرد، بلکه خود را به فلسفه مشغول می نمود.»(۹) اما این مشغولیت به فلسفه پایان کار نبوده و نیست، زیرا همان گونه که گفتیم (به زعم هایدگر) فلسفه (و نه تفلسف و فلسفه پردازی) در عصر سیطره و علم و تفکر تکنیکی به خاتمه خود رسیده است. در واقع پایان فلسفه در نگاه هایدگر به معنی انحلال و تجزیه فلسفه به علوم (تجربی) مختلف است. یعنی «فلسفه به علوم تجربی انسانی بازمی گردد»(۱۰) « فلسفه در عصر حاضر به نهایت و پایان خود می رسد، و جایگاه خود را در بینش و نگرش علمی فعالتیهای انسانی درمی یابد. اما ویژگیهای اساسی و بنیادین این بینش علمی همان سیبرنتیک است که خصیصه تکنولوژیکی دارد».(۱۱)

بنابراین وقتی فلسفه به علمی با خصیصه تکنولوژیکی تنزل می کند، توجه به تکنیک و تکنولوژی می تواند به عنوان تأمل در وجهی از وجوه فلسفه متافیزیکی محسوب شود. بر این اساس است که هایدگر معتقد است «اساس تکنیک به عنوان صورتی از حقیقت تاریخ متافیزیک است. و خود متافیزیک، یک پاره معین و مرحله (از بدو تا ختمش) قابل توجه و تأمل از تاریخ وجود است.»(۱۲)

به موازات انکشافهای متنزل و متنوع وجود (که در این سه قرن اخیر در چهره تکنولوژی مدرن پدیدار شده است) تفکر نیز به فلسفه و فلسفه به علم و علم به تکنیک تقلیل یافته است. در حقیقت مجلای ظهور و تلاقی تنزّل وجود و تفکر، تکنولوژی مدرن است. تکنولوژی نوین از حیثی نحوی انکشاف وجود است، اما نه اصیلترین و برترین انکشاف وجود. و از حیث دیگر تکنولوژی نوین علامت و نشانه ای از تنزّل تفکر به سطح علم تکنیکی است. از همین رو است که می توان گفت پرسش و تأمل در باب تکنولوژی مدرن به همان میزان که موقعیت و خصایص وجود و ظهور وجود را معلوم می کند، جایگاه و وضعیت تفکر انسان و علم تکنیک زده را نیز معین می کند. و از همین کانال است که بحث هایدگر بحث در باب تکنولوژی نوین جای پایی در مباحث فلسفی پیدا می کند.

گرچه در این مقدمه در صدد آن نیستیم که ارکان اساسی تفکر هایدگر در باب مباحث فلسفی او از تکنولوژی نوین را متذکر شویم، در عین حال پرداختن به دیدگاه هایدگر در باب موضع انسان تکنیک زده در برابر صنعت و فنّ مدرن ضروری به نظر می رسد.

چگونه انسان مدرن به تکنولوژی مدرن آری و نه می گوید؟

واقعیت آن است که مفسرین فلسفه هایدگر در تفسیر تفکر هایدگر برای پاسخ به این سؤال اتفاق نظر ندارند و شاید این اختلاف نظر بیش از آنکه از اختلافِ نظر مفسرین فلسفه هایدگر سرچشمه بگیرد از خود فلسفه هایدگر نشأت می گیرد. حال برای روشن شدن اختلاف نظر او در پاسخ به این سؤال بعضی از دیدگاههای او در این مورد را متذکر می شویم.

در بعضی از موارد او معتقد است انسان عصر تکنیک می تواند برخوردی صحیح و معقول با تکنولوژی داشته باشد و نسبتی آزاد با آن برقرار کند، لذا می گوید: «می توان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *