تعداد بازدید
2 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اندرابی و کتاب الایضاح فی القراءات: متنی کهن از کرامیان خراسان :

چکیده:

نوشته حاضر به معرفی نسخه خطی منحصر بفردی در علوم قرآنی، کتاب الایضاح فی القراءات از عالم کمتر شناخته شده کرّامی احمد بن ابی عمر اندرابی (متوفی ۴۷۰ق) می پردازد. این کتاب از ذخائر مکتب تفسیری کرامیه خراسان است و اطلاعات ارزشمندی درباره برخی متون قرآنی تالیف شده در حوزه خراسان بزرگ در بر دارد که از آنها جز نام، اثری باقی نمانده است. همچنین از طریق اطلاعاتی که در این نسخه خطی آمده، می توانیم نام مؤلف تفسیر مهم مجهول المؤلف المبانی لنظم المعانی۱ که بخشی از آن را سالها قبل آرتور جفری (قاهره، ۱۹۵۴) به چاپ رسانده و کتاب تازه منتشر شده زین الفتی فی تفسیر سوره هل أتی را شناسایی کنیم. همچنین این نسخه می تواند مبنایی برای تصحیح تفسیر تک نسخه المبانی قرار گیرد.

کلید واژه: الایضاح، تفسیر، قراءات، اندرابی، علوم قرآنی، کرّامیان.

شمس الدین محمد بن محمد مشهور به ابن جَزَری (متوفی ۸۳۳ ق) در ضمن معرفی قاریان قرآن، از شخصی به نام احمد بن ابی عمر، مشهور به ابوعبدالله خراسانی و مؤلف کتاب الایضاح فی القراءات العشر نام برده که در کتاب الایضاح خود، قراءات را بر اساس اختیار ابوعبید و ابوحاتم نقل کرده و در این کتاب خود مطالب سودمندی آورده است («أتی بفوائد کثیره»). مؤلف، در ادامه معرفی ابوعبدالله خراسانی افزوده است که خراسانی قراءات را از ابی الحسن علی بن محمد بن عبید الله فارسی (متوفی ۴۳۱ ق)۲ از اصحاب ابن مهران (متوفی شوال ۳۸۱ ق) و از ابوعبدالله محمد بن ابی الحسن علی بن محمد خبازی (متوفی ۴۴۹ ق)۳ از پدرش (علی بن محمد خبازی) و از ابوبکر احمد بن حسین کرمانی از اصحاب کارزینی اخذ کرده و از حافظ ابوبکر محمد بن عبدالعزیز از ابوعبدالله محمد بن عبدالله حاکم (متوفی ۴۰۵ ق) و دیگران نقل حدیث کرده است. ابن جزری گفته که خراسانی بعد از سال ۵۰۰ ق درگذشته است و از بی اطلاعی خود نسبت به اینکه چه کسانی شاگرد او بوده اند، سخن گفته است.۴ آن گونه که از فحوای این مطالب می توان دریافت آن است که ابن جزری معلومات خود را از نسخه ای از کتاب الایضاح که در اختیار داشته، نقل کرده است، اما این ابوعبدالله خراسانی کیست؟

ابن جزری در جای دیگری از کتاب خود اطلاعاتی آورده که می تواند سرنخ هایی برای شناخت این ابوعبدالله خراسانی در اختیار ما قرار دهد. ابن جزری در معرفی ابوعبدالله محمد بن هیصم مقری، نوشته است: «وی از جمله کسانی است که احمد بن ابی عمر مؤلف الایضاح سخن او را پذیرفته و بر آراء وی اعتماد کرده است (إعتمد علیه). فردی به نام حامد بن احمد نیز از ابن هیصم روایت کرده است و احمد بن ابی عمر نیز در کتاب الایضاح خود منقولاتی از حامد بن احمد آورده است».۵ ابن جزری، همچنین در معرفی حامد بن احمد نوشته است: «حامد بن احمد (نسخه در اصل سفید است)…ابومحمد، قراأت را از امام ابوعبدالله محمد بن هیصم روایت کرده است. از وی نیز…(نسخه در اصل سفید است) مؤلف الایضاح روایت کرده است».۶

آنچه که از این نقل قولها می توان دریافت آن است که مؤلف کتاب الایضاح فردی به نام احمد بن ابی عمر است که از شیوخ وی محمد بن هیصم و حامد بن احمد قابل ذکرند. خوشبختانه شرح حال منحصر بفردی از احمد بن ابی عمر در تکمله تاریخ نیشابور، یعنی کتاب السیاق باقی مانده است.۷ ابوالحسن عبدالغافر بن اسماعیل فارسی (متوفی ۵۲۹ ق) در اشاره به احمد بن ابی عمر اندرابی نکات مهمی را ذکر کرده است. بنا بر نوشته وی، احمد بن ابی عمر مقری که به زاهد اندرابی مشهور بوده، از اصحاب ابوعبدالله محمد بن کرام بوده است.۸ وی به وثاقت، زهد و عبادت مشهور و در علم قراءات نیز زبانزد بوده و در این حیطه تألیفاتی نیز داشته است. اندرابی سالیانی در نیشابور اقامت داشته است. عبدالغافر وی را به هنگام سماع صحیح مسلم و دیگر کتب دیده است. اندرابی در روز پنج شنبه ۲۱ ربیع الاول سال ۴۷۰ق در گذشته است. ابوبکر بن حامد که احتمالاً فرزند همان حامد بن احمد مذکور در ابن جزری است بر پیکر او نماز گزارد و اندرابی در مقبره معمر۹ (در نیشابور) دفن شد.۱۰

مقایسه این عبارت ها با یکدیگر آشکار کننده این مطلب است که احمد بن ابی عمر خراسانی که ابن جزری نام برده، همان احمد بن ابی عمر اندرابی است.۱۱ اطلاعات بیشتر درباره اندرابی را از نسخه خطی اثر مفصل وی یعنی الایضاح می توان به دست آورد.

نسخه خطی الایضاح

از کتاب الایضاح تنها یک نسخه موجود است که در کتابخانه بخش تحقیقات شرقی وابسته به دانشگاه استانبول، شماره ۱۳۵۰/ A . Y.نگه داری می شود. نسخه ۲۰۵ برگ دارد و در هر صفحه ۲۵ سطر کتابت شده است. تاریخ کتابت نسخه ۵۶۶ ق و کاتب محمد بن عمر بن حمزه حموی است. نسخه تصحیح شده و علامت تصحیح در حاشیه برخی از صفحات نسخه موجود است.۱۲ تا آنجا که نگارنده جستجو کرده، غیر از ابن جزری تنها عالم و مفسر امامی فضل بن حسن طبرسی (متوفی ۵۴۸ ق) در بحث از شأن نزول سوره انسان (هل أتی)، به کتاب الایضاح اندرابی اشاره کرده و مطلبی نیز از آن در ترتیب سور، که دالّ بر نزول سوره هل أتی در مدینه است، نقل کرده است.۱۳ بر اساس عباراتی که در ظَهر و انتهای نسخه آمده، به یقین می توان گفت که نسخه موجود همان نسخه ای است که در اختیار ابن جزری بوده است. در صفحه عنوان نسخه کسی که گویا زمانی مالک نسخه بوده، عبارتی را نقل کرده و گفته: «و هذا مذهب الامام ابی عبدالله الأنداربی نَصَّ علیه فی کتابه الایضاح…و حرره… فقیر عفو الله تعالی…اهل القرآن احمد بن محمد بن مسبح علی، الشهیر بابن الملاح الدیلمی نزیل مدینه دمشق المحروسه..». عبارات دیگری نیز بر صفحه عنوان نسخه آمده که خوانا نیست و باید به اصل نسخه مراجعه کرد. ظاهرا نسخه برگ های الحاقی نیز داشته که به هنگام تهیه میکروفیلم از آن، به گمان بی ارتباط بودن با نسخه، تصویری از آنها تهیه نشده است. عبارتی در پایان نسخه دال بر این است که این نسخه زمانی نزد ابن جزری بوده و همو عبارتی به خط خود نگاشته است: «قاعدهٌ قال الدیوانی الواسطی: [متوفی ۷۴۳ ق]۱۴ أخبَرنی شیخی عفیف الدین ابوالحسن علی رحمه الله تعالی أنَّ أباجعفر بن المبارک و عمر بن عبدالواحد إختلفا عن الأمام ابی بکر عبدالله بن الباقلانی رحمهم الله تعالی أجمعین فی کیفیه اللفظ فی ادغام «نارا تلظی» فی الوصل فی مذهب البزی عن ابن کثیر فکان عمر یقول اقرانی بسکون التنوین و فیه جمع بین الساکنین و کان ابوجعفر یقول أقرانی بفتح التنوین فی الوصل کل ذلک مع تشدید…بعده و زادنی شیخی الامام برهان الدین الجعبری رحمه الله تعالی وجها ثالثا و هو تحریک التنوین بالکسر علی قیاس المشهور فی التقاء الساکنین و کل جایز حسن…». (برگ ۲۰۶ a)15 پرسشی که مطرح می شود این است که آیا ابن جزری به این نسخه در سفرهای خود به ایران دست یافته یا فردی این نسخه را به دمشق برده است؟ پاسخ به این سؤال در گرو شناخت هویت فردی است که نام او در ظهر نسخه آمده است. در هر حال نسخه موجود الایضاح علاوه بر قدمت و کتابت آن به دست احتمالاً عالمی کرامی، در اختیار ابن جزری و زمانی در دمشق بوده است.

آغاز نسخه بعد از بسم الله چنین است:

الحمدلله الذی فطرنا علی أحسن الفطر و هدانا لأرشد الملل و کرمنا بالقرآن العربی و شرفنا بالنبیّ الأمی نحمده علی النعم الجلیله و المواهب الجزیله حمدا یزید و لایبید و یتصل فلا ینفصل و نشهد أن لا اله الا الله وحده لاشریک له، له الملک و له الحمد، یحیی و یمیت و هو حی لایموت، بیده الخیر و هو علی کل شی ء قدیر و نشهد أنَّ محمدا عبده و رسوله، جاء بالحق و صدق المرسلین صلوات الله علیه و علی آله الطیبین و علی أزواجه أمّهات المومنین و علی جمیع الملائکه و الأَنبیاء و المرسلین و علی عباد الله الصالحین و سلم تسلیما، اما بعد فقد طال عَلَیَّ إلحاحُکُم یا معشر أصحابی أسعد کم الله مرضاته استدعاء کتاب فی القراأت یشتمل علی عظیم ما یحتاج إلیه القاری و المقری، موضحا مشروحا، فأجبتکم الی ذلک توخیا لنصحکم و التماسا لسمارکم و رغبهً الی الله عز و علا فی صوالح أدعیتکم علی أن اقدم فیه قبل ذکر القراأت أبوابا کثیره، کل باب فی صنف من العلم الذی لا یستغنی عنه طالب علم القراه و أذکر فی آخر کل باب ما فیه من القائده للقاری من غیر أن أقول فیه برأی شیئا و سمیّتُ الکتاب بالایضاح فی القراأت لیوافق اسمه معنا و…»

(الایضاح، برگ b1).

شیوه اندرابی در تنظیم و ارایه مطالب به این صورت است که وی نخست بحثی را تحت عنوان باب آورده و در ضمن هر باب، مطالب مجزای مرتبط را با عنوان فصل مشخص کرده است. ابواب کتاب چنین است: (فهرست این ابواب در الایضاح، برگهای b1 a3)

الباب الاول: فی ذکر بعض ماجاء فی فضایل القرآن و أهله و أخلاقهم و نعوتهم و صفاتهم و ما یکره لهم.(a3 b5)

الباب الثانی: فی ذکر نزول القرآن علی سبعه أحرف و إختلاف العلماء فی تفسیر ذلک.(b5 b17).

اندرابی در این فصل تقریبا تمام مطالب کتاب المبانی لنظم المعانی ابومحمد حامد بن احمد بن جعفر بن بسطام را در فصل هفتم که به بحث از نزول قرآن بر هفت وجه و تفسیر این حدیث اختصاص داده، نقل کرده است.۱۶ بخشی از بحث مطرح در باب توجیه حدیث نزول قرآن بر هفت وجه گفته های ابن قتیبه در تأویل مشکل القرآن است که تقریبا تمام کسانی که در باب این حدیث سخن گفته اند، گفته های ابن قتیبه را به طور کامل نقل کرده اند.۱۷

الباب الثالث: فی ذکر کیفیه أخذ القراءه و الاختلاف بین القرّاء علی عهد رسول الله صلی الله علیه وسلم.(b17 a20)

الباب الرابع: فی ذکر تألیف القرآن و جمعه فی الصحف و من جمعه و کیف جمع و ما السبب الداعی الی جمعه.(a20 b24)

انداربی ضمن روایت اخبار فراوانی مبنی بر اینکه ابوبکر نخستین گردآورنده قرآن بوده است، (۲۰ ب ۲۳ الف) این نظر را ابراز می کند که قرآن در عهد پیامبر گردآوری شده است: «و اعلموا اسعدکم الله ان القرآن قد کان مجموعا علی عهد رسول الله صلی الله علیه، فانه ما نزلت آیه الاو قد امر رسول الله صلی الله علیه من کان یکتب له ان یضعها فی موضع کذا من سوره کذا و ما نزلت سوره الاوقد امر الکاتب ان یضعها بجنب سوره کذا، یدل علی ذلک ما اخبرنا به ابوبکر محمدبن عبدالعزیز… (الایضاح، برگ ۲۳ الف).۱۸

الباب الخامس: فی ذکر اختلاف هجاء المصاحف و اتفاقه و توجیهها الی الأمصار و سبب اختلافها بالزیاده و النقصان.(b24 b29)

الباب السادس: فی ذکر الحروف التی کتب بعضها علی خلاف بعض فی المصحف و هی فی الأصل واحده.(b29 b33)

الباب السابع: فی ذکر قراءه القرآن من المصحف او عن ظهر قلب.(b33 b34)

الباب الثامن: فی ذکر معنی المصحف و الکتاب و القرآن و السوره و الآیه و الکلمه و الحرف.(b34 b37)

الباب التاسع: فی ذکر السبع الطول و المثانی و المئین و الطواسیم و الحوامیم و المفصل و المسبحات، و غیر ذلک.(b37 a41)

الباب العاشر: فی ذکر تنزیل الکتاب و ترتیب نزول السور المکیه و المدنیه، و کَمْ نزلت بمکه و کم نزلت بالمدینه.(a41 a44).

اندرابی در این باب نخست بحثی درباره زمان نزول برخی کتب آسمانی آورده و در ادامه فصل به تفصیل به ذکر ترتیب نزول سوره های قرآن اشاره کرده است. مأخذ اصلی اندرابی در ذکر ترتیب نزول سوره های قرآن، کتاب فیه ما فیه ابوسهل انماری است که مورد استفاده ابوجعفر حامد بن احمد بن جعفر بن بسطام طحیری، استاد اندرابی در کتاب المبانی لنظم المعانی نیز بوده است.۱۹ مباحثی که اندرابی در برگ های a42 تا b43 مطرح کرده در کتاب المبانی لنظم المعانی (ص ۸ ۱۶) آمده است.۲۰

الباب الحادی عشر: فی ذکر عدد سور القرآن و الاختلاف فی ذلک.(a44 b44)

الباب الثانی عشر: فی ذکر تنزیل سور القرآن کلها علی التفصیل و مواضع نزولها مع ذکر الآیات المکیات فی [السور[ المدنیه و المدنیات فی [السور [المکیه، باختلاف الروایات فی ذلک.(b44 b48)

الباب الثالث عشر: فی ذکر ما نزل بمکه و حکمه مدنی و ما نزل بالمدینه و حکمه مکی. (b48 a49)

الباب الرابع عشر: فی ذکر تسمیه السور و معرفه السور المختلف فی أسمائها. (a49 b51)

اندرابی در این فصل به اختصار به بحث در باب وجه تسمیه سوره های قرآن پرداخته است، و در آغاز این فصل به عنوان یک قاعده عام، سبب وجه تسمیه سوره های قرآن را چنین ذکر کرده است:

أضفت کل سوره الی ما فیها من قصه معروفه لیس فی / a49 / القرآن مثلها لتعرف بها من غیرها، کسوره البقره اضفت الیها لما فیها من قصتها و أخذ ذلک من رسول الله صلی الله علیه و هو عن جبریل علیهما السلام و فی تسمیتها وجهان: یقال سوره البقره و یقال السوره التی یُذْکَرُ فیها البقره. أخبرنا بذلک الحسن بن الحسین المقری رحمه الله، قال أخبرنا عبدالرحمن بن محمد، قال حدثنا ابن سلم، قال حدثنا احمد بن محمد الوراق، قال حدثنا قاسم، قال حدثنا عبدالله بن نمیر، قال حدثنا عبدالله بن عمر، قال حدثنا نافع عن ابن عمر أَنَّه کان اذا سمع الرجل یقول: سوره البقره، یقول لیس البقره سوره ولکن السوره التی یُذْکَرُ فیها البقره. و قد رخص فی ذلک قوم فقالوا لیس بمکروه إنما یرجع فی ذلک الی النیه. أخبرنا الحسن قال أخبرنا عبدالرحمن قال حدثنا ابن مسلم قال حدثنا وکیع قال حدثنا علی بن سهل قال حدثنا ابونعیم قال حدثنا المسعودی عن جامع بن شداد قال: کنا فی غزاه فیها عبدالرحمن بن یزید ففشا فی الناس أنَّ اُناسا تکرهون أن یقولوا سوره البقره حتی یقولوا السورهُ التی ذکر فیها البقره، فقال عبدالرحمن کنت أنا مع عبدالله بن مسعود اذا استبطن الوادی فجعل الحمره علی جانبه الأَیمن فاستقبل الکعبه فرمی سبع حصات تکبر مع کل حصاه، فلمّا فرغ قال: فأمّا هنا والذی لا اله غیره رمی الذی أُنزِلَتْ عَلَیه سوره البقره. قال فما تکره بعد ذلک أنْ نقول سوره البقره. (b49).

اندرابی بعد از این دو روایت، در ادامه باب، که وی در تمام موارد تقسیمات هر بابی را با فصل یاد می کند، به بحث از سوره هایی که نام های مختلفی دارند، پرداخته است:

فصل فی السور التی اختلف فی اسمائهن. ذلک فاتحه الکتاب و لها عشره أسماء فاتحه الکتاب و أمّ الکتاب و أمّ القرآن و سوره الحمد و سوره الوافیه بالفا روی ذلک عن الحکم بن عتیبه و الکافیه روی ذلک عن یحیی بن اکثم و اساس القرآن روی ذلک عن الشعبی و الشفاء و الصلوه و السبع المثانی، أما فاتحه الکتاب فأنما سُمیّت بذلک لأن القراأه و الکتابه تفتتحان بها و فاتحه کل شی ما یفتتح به و قال الشیخ ابوسهل الأنماری۲۱ سمیت بذلک لأنَّ الکتاب فتح بها أی ابتداء النزول بهذه السوره و أمّا أمّ الکتاب فقد روی ابوهریره عن النبی صلی الله علیه أَنّه قال الحمد لله أَمّ القرآن و أمّ الکتاب و السبع المثانی و إنّما سمّیت أمّ الکتاب لأَنها مجموع فواید الکتاب لأَنَّ اصلها هو علم التوحیدِ و علم السّرّ و اصلاح الضمیر و قد جمعا فی هذه السوره و قیل سمّیت بذلک لأنها تؤمّ الکتاب اَیْ تتقدمه فی القراءَه و الکتابه و الفضل کما یؤمّ الامام / b49/ القوم اذا تقدمهم»

الباب الخامس عشر: فی ذکر عدد آی القرآن و کلمه و حروفه جمله. (b51 b53)

الباب السادس عشر: فی ذکر إختلاف القرّاء فی عدد آی کل سوره من القرآن. (b53 b56)

الباب السابع عشر: فی ذکر الترغیب فی عقد الآی بالأَصابع.(b56 a57)

الباب الثامن عشر: فی ذکر معرفه الفواصل.(a57 a58)

الباب التاسع عشر: فی ذکر ما یُعدّ من الآی، و رُبَّما یَلْتَبِسُ علی القاری و یشکل.(a58 b58)

الباب العشرون: فی ذکر ما لا یعدُ و ربما یلتبس و یشکل علی القاری ء.(b58 b59)

الباب الحادی و العشرون: فی ذکر أَجزاء الثلاثین.(b59 a60)

الباب الثانی و العشرون: فی ذکر أجزاء السّتین.(a60 b60)

الباب الثالث و العشرون: فی ذکر تفضیل إعراب القرآن و الحثُّ علی تعلّمه و ذمُّ اللّحن و کراهته.(a61 b62)

الباب الرابع و العشرون: فی ذکر صفه قراءه رسول الله صلی الله علیه وسلم و أصحابه و تابعیهم.(b62 a64)

الباب الخامس و العشرون: فی ذکر ما یُسْتَحَبُّ للقاری من تحسین اللّفظ و تزیین الصوت بقراءه القرآن.(a64 b65)

الباب السادس و العشرون: فی ذکر الحدر و التّرتیل و غیر ذلک مما یحتاج الیه القاری ء.(b65 b68)

الباب السابع و العشرون: فی ذکر اللحن الخفی، و مقالات أربابِ الصّناعه فی ذلک.(b68 a72)

الباب الثامن و العشرون: فی ذکر مخارج الحروف.(a72 a73)

الباب التاسع و العشرون: فی ذکر أجناس الحروف و أصنافها و صفاتها و ألقابها.(a73 a75)

الباب الثلاثون: فی ذکر ما ینبغی للقاری ء و المقری ء.(a75 a76)

الباب الحادی و الثلاثون: فی ذکر سبب إجتماع الناس علی قراءات القرّاء المعروفین و اقتدائهم بهم فی أمصار المسلمین دون غیرهم.(a76 b77)

الباب الثانی و الثلاثون: فی ذکر الأَسانید التی نقلت الینا قراءات القرّاء المعروفین، بروایات الرواه المشهورین. (b77 a94). این باب در کتابهای معمول قراءات در حقیقت در آغاز کتاب قرار دارد.۲۲ این بخش را احمد نصیف جنابی با عنوان قراءات القرّاء المعروفین بروایات الرواه المشهورین به چاپ رسانده است.

الباب الثالث و الثلاثون: فی ذکر ترجمه ذوی الأخبار علی سبیل الاختصار.(a94)

الباب الرابع و الثلاثون: فی ذکر کیفیه الاستعاذه و معرفه معانیها.(a94 b96)

الباب الخامس و الثلاثون: فی ذکر التسمیه(b96 b98)

الباب السادس و الثلاثون: فی ذکر تغلیظ اللاّم من أسماء الله عَزَّ و علا، و الترقیق.(b98 a99)

الباب السابع و الثلاثون: فی ذکر التأمین (قول آمین).(a99 a101)

الباب الثامن و الثلاثون: فی ذکر التکبیر.(a101 a102)

الباب التاسع و الثلاثون: فی ذکر سجدات التلاوه.(a102 b104)

الباب الاربعون: فی ذکر الحاق «هاء» الاستراحه عند الوقف علی المبنیات.(b104 b105)

الباب الحادی و الاربعون: فی ذکر أوزان فواتح السور التی هی علی حروف المعجم.(b105 b106)

الباب الثانی و الاربعون: فی ذکر الادغام و التبیین.(b106 a 115)

الباب الثالث و الاربعون: فی ذکر اشمام الحرف المدغم إعرابه.(a 115 b 115)

الباب الرابع و الاربعون: فی ذکر تحقیق الهمزه و التلیین.(b115 b120)

الباب الخامس و الاربعون: فی ذکر إلتقاء الهمزتین من کلمه کانتا أَو من کلمتین متفقتی الاعراب کانتا او مختلفتین.(b120 a122)

الباب السادس و الاربعون: فی ذکر الأِماله و التفخیم.(a122 a128)

الباب السابع و الاربعون: فی ذکر السکت و التمکین.(a 128 b128)

الباب الثامن و الاربعون: فی ذکر المدات و أوزانها و مقادیرها.(b128 a130)

الباب التاسع و الاربعون: فی ذکر فتح یاءات الاضافه و اسکانها.(a130 b132)

الباب الخمسون: فی ذکر الیاءات التی حذفت من الخطّ فی المصحف و اختلف القرّاء فی إثباتها و إسقاطها.(b132 b134)

الباب الحادی و الخمسون: فی ذکر الوقف والابتداء مجملاً علی ما ذکره العلماء بالقرآن.(b134 b141)

الباب الثانی و الخمسون: فی ذکر کیفیه الوقف علی الحروف التی تختلف بالضّمّ و الکسر والفتح.(b141 a143)

الباب الثالث و الخمسون، فی ذکر کیفیه الوقف علی هاء التانیث التی تلحق الاسماء المفرده.(a143 b205).23

اندرابی در این فصل نخست از موضوع وقف بر هاء تانیث در اسامی مفرده بحث کرده، اما بخش اصلی این فصل (برگ b144 به بعد) که موضوع اصلی نگارش کتاب الایضاح نیز بوده، ذکر اختلاف قراءات در هر سوره از سوره های قرآن است.۲۴ اندرابی بعد از بحث کوتاهی درباب چگونگی وقف می نویسد:

و الفائده فی ذکر هذا الفصل هی أنَّ القاری اذا أراد الوقف علی کلمه فها هاء التانیث و قصد متابعه المصحف فی حال الوقف عرف هی مکتوبه فیقف علی موجب کتابه المصحف» (برگ b144).

سپس به ترتیب سوره های قرآن، اختلاف قرائات هر سوره را ذکر کرده (برگ های b144 b204) و در برگ b204 بعد از ذکر اختلاف قرائات سوره ناس بخشی با عنوان «فصل فی ختم القرآن و ما جاء فیه من الفضائل» آورده و در آن احادیثی در فضیلت ختم قرآن نقل کرده است. این بخش در آخرین برگ نسخه (b205) خاتمه یافته است. احادیثی که اندرابی در این بخش از کتاب خود نقل کرده، برگرفته از کتاب فضائل القرآن ابوسعد احمد بن ابراهیم و ابوعبید قاسم بن سلاّم۲۵ و چند کتاب دیگر است.

انجامه کاتب است : «آخر کتاب الایضاح فی القراءات بحمد الله و منّه و حسن عاقبته (؟) و صلی الله علی سیدنا محمد و آله، کَتَبَهُ محمد بن عمر بن حمزه الحمّویی و فرغ من تحریره لیله الأحد العاشر الثانی من شهر ذی الحجه من شهور سنه تسعه و خمسین و خمس مائه».۲۶

استادان اندرابی بر اساس الایضاح۲۷

یکی از نکات با اهمیت نسخه الإیضاح، کمک به شناخت استادان اندرابی است. اندرابی نزد برخی از این افراد آثار تألیفی خود آنها در علوم قرآنی و تفسیری و یا آثار دیگران را به اجازه و روایت از آنها سماع کرده است. فهرست اسامی استادان اندرابی بدین ترتیب است:

۱. ابوجعفر احمدبن ابی احمد بن محمد بن متویه مروروذی (زنده در ۴۶۴ ق)۲۸ (الایضاح، برگ ۱۳۵). اندرابی رائیه ابومزاحم موسی بن عبیدالله بن خاقان مقری بغدادی (متوفی ۳۲۵ق) را از وی روایت کرده است. قصیده رائیه درباره قرّاء هفت گانه است. خطیب بغدادی از موسی بن خاقان نام برده و او را ثقه یاد کرده است.۲۹

۲. ابوبکر احمدبن حسن بن حسین کرمانی که از وی به احمدبن حسین نیز یاد کرده است. اندرابی از وی قرائت ابوجعفر یزیدبن قعقاع مدنی (الایضاح، برگ ۷۸) به روایت اسماعیل بن جعفر مدنی و قرائت نافع به روایت قالون (الایضاح، برگ ۸۰) و قرائت عبدالله بن عامر به روایت ولیدبن مسلم (الایضاح، برگ ۸۳) و قرائت ابوعمرو بن علاء به روایت عبدالوراث (الایضاح، برگ ۸۵) و قرائت عاصم به روایت مُفَضّل ضَبّی (الایضاح، برگ ۸۸) را اخذ کرده است.

۳. ابوعلی حسن بن حسین بن حسن مُقْری بخاری. ابن جزری۳۰ از بخاری به عنوان مقری و فردی فقیه نام برده است. وی قراءات را نزد ابوعبدالله محمدبن حسین بن محمد کارزینی حرمی (متوفی ۴۹۱ ق)۳۱ فرا گرفته است. بخاری در سال ۴۹۳ ق زنده بوده و اندرابی قرائت نافع به روایت مُسیّبی را از وی اخذ کرده است (الایضاح، برگ ۸۰). نکته جالب توجه این است که اندرابی از وی به اجازه روایت کرده است. اندرابی قرائت ابوعمرو بن علاء به روایت منقری (الایضاح، برگ ۸۵)، قرائت عاصم به روایت ابوبکر شعبه بن عیاش (همان، برگ ۸۶) و قرائت کسائی به روایت نصیر (برگ ۸۹) نقل کرده است. در باب دوم و سوم به اجازه از وی به استادش از ابوعبید قاسم بن سلاّم و کتاب فضایل القرآن وی، روایاتی نقل کرده است (همان، برگ ۸ الف، ۱۹ الف).

۴. ابوعثمان سعیدبن محمد (بن احمد بن محمد) بحیری مقاباذی (متوفی ۴۵۱ق)۳۲ اندرابی از وی قرائت نافع به روایت قالون (الایضاح، برگ ۸۰)، قرائت ابن کثیر به روایت قواس (الایضاح، برگ ۸۱) و قرائت عاصم به روایت ابوبکر بن عیاش (الایضاح، برگ ۸۵) را اخذ کرده است.

۵. ابوالقاسم عبدالرحمن بن احمد العطّار الکحّال (متوفی سلخ ربیع الثانی ۴۵۰ ق).۳۳ اندرابی از وی به عنوان شیخ مقری نحوی یاد کرده است. عطار قراءات را از ابوالحسین خبازی اخذ کرده است (الایضاح، برگ ۹۱). حاکم نیشابوری (متوفی ۴۰۵ ق) خبازی را چنین توصیف کرده است: «کان من أقرإ الناس و أحسنهم اداء و أکثرهم إجتهادا فی التلقین و بلغنی أنه تخرج به أکثر من غشره آلاف رجل و کان من اکثر العلماء إجتهادا فی العباده، سمع بالعراق و جرجان بعد الخمسین و ثلاثمائه وتوفی بنیسابور سنه ۳۹۸».۳۴

اندرابی از عطار قرائت یعقوب حضرمی را به سه روایت اخذ کرده است (الایضاح، برگ ۹۱): روایت روح به طریق ابن وهب، روایت رویس از نخاس و روایت ولیدبن حسان از سمسری.

۶. ابوالحسن علی بن محمدبن عبیدالله فارسی. ابن جزری۳۵ وی را فردی حاذق در قرائت و امام در این فن معرفی کرده است. اندرابی بارها از وی نقل قول کرده است (الایضاح، برگ ۷۷ ب، ۷۹ الف، ۷۹ ب، ۸۱ الف، ۸۳ الف و غیره). اندرابی از وی قراءات مختلف را اخذ کرده و مرادش از عبارت «قرأت علیه»، قرائت نزد ابوالحسن فارسی (متوفی ذی القعده ۴۳۱ ق) است. فارسی قراءات را از ابوبکر احمدبن حسین بن مهران (متوفی شوال ۳۸۱ ق) اخذ کرده که راوی آثار پدربزرگش، ابن مهران (متوفی ۳۸۱ ق) بوده است. ابن مهران یکی از بزرگان قرائت در روزگار خود بوده و بیش از شش کتاب در این فن نگاشته است.۳۶ اندرابی قرآن را به چند روایت نزد فارسی قرائت کرده است: «قرأت القرآن من أوله الی آخره علی شیخنا الأَمام أبی الحسن علی ابن محمد الفارسی تغمده الله برحمته».۳۷

۷. ابوبکر محمد بن عبدالعزیز حیری (متوفی رجب ۴۵۱ ق)۳۸. اندرابی از او به عنوان الشیخ الحافظ یاد کرده است. می دانیم که وی از جمله روات از حاکم نیشابوری بوده است. اندرابی از وی احادیثی در فضائل قرآن به نقل از کتاب فضائل القرآن ابوعبید القاسم بن سلاّم هروی به روایت حیری در باب اول نقل کرده است: «اخبرنا ابوبکر محمدبن عبدالعزیز بأسناده عن ابی عبیدالقاسم بن سلام» (الایضاح، برگ ۶ ب، ۷ الف). به همین شکل در باب دوم (همان، ۸ ب، ۹ الف) و باب بیست و سوم (برگ ۶۱ الف). مؤلف از وی قرائت ابوجعفر یزید بن قعقاع مدنی (الایضاح، برگ ۷۸ الف) را نیز اخذ نموده است.

۸. ابوعبدالله محمد بن علی بن محمد بن حسن خبازی (متوفی ۴۴۹ ق).۳۹ وی مقری نیشابور بعد از پدرش بوده است (غایه النهایه، ج ۲، ص ۲۰۷) اندرابی نزد وی قرائت ابوجعفر به روایت عیسی بن وردان از عمری (الایضاح، ۷۷ ب) و قرائت نافع به روایت مسیبی (الایضاح، ۸۰ الف) را اخذ کرده است.

۹. ابومنصور نصر بن بکر بن احمد بن حسین بن مهران، نواده ابن مهران مشهور است. عبدالغافر فارسی شرح حال وی را آورده و گفته وی کتاب الغایه نوشته ابن مهران را روایت کرده است. ابومنصور، یکشنبه ۲۲ محرم ۴۴۷ ق درگذشته است.۴۰ اندرابی از وی قرائت حمزه به روایت دوری از ابن فرح (برگ ۸۹ الف) و قرائت کسایی به روایت دوری از احمد بن موسی (الایضاح، برگ ۸۹ ب) را اخذ کرده است. استادان دیگر اندرابی که ظاهرا وی نزد آنها قراءت نکرده بوده است:

۱. ابومحمد حامد بن احمد بن جعفر بن بسطام (متوفی ۴۲۹ ق).۴۱ وی مؤلف کتاب المبانی لنظم المعانی است و اندرابی از طریق وی روایات چندی از کتاب المبانی نقل کرده است.۴۲ اندرابی در فصل دوم (ذکر نزول القرآن علی سبعه أحرف و اختلاف العلماء فی تفسیر ذلک. الایضاح، برگ ۹ الف)، در باب چهارم (فی ذکر جمع القرآن فی الصحف الایضاح، ۲۴ الف)، باب نهم (فی ذکر السبع الطوال و المثانی و المئین و الطواسیم و الحوانیم و المفضل…، الایضاح، برگ ۴۲ الف) روایاتی از وی نقل کرده است. اندرابی روایاتی از کتاب المصنف عبدالرزاق بن همام صنعانی از وی به طریق استادش روایت کرده است. (الایضاح، برگ ۴۲ الف؛ مقایسه شود با: المصنف، ج ۱۱، ص ۲۱۸).

۲. ابوالقاسم عمر بن احمد بستی. در باره او چیزی در منابع نیافتم. اندرابی در باب اول (فصل تلاوت قرآن، فهم و حفظ آن) احادیثی به نقل از وی آورده است. مثلاً: «أخبرنا عمر بن احمد البستی قال أخبرنا ابوالحسن [ظاهرا ابوالحسن محمد بن حسن بن عنسبه البوزجانی المُذَکِرّ (متوفی اواخر ۴۰۷ ق]۴۳ قال حدثنا ابوعمرو محمد بن جعفر بن مطرقال حدثنا الخلیل بن محمد بن الخلیل الواسطی بواسط قال حدثنا تمیم بن المنتصر قال حدثنا اسحاق بن الأرزق عن شریک عن یزید بن أبان عن أنس بن مالک رضی الله عنه قال: قال رسول الله صلی الله علیه وسلم القرآن غنی لافقر بعده».

در باب بیست و چهارم نیز حدیثی به سند دیگر از پیامبر از وی نقل کرده است: «لن یفقر من قرأ القرآن فی أقل من ثلاث: أی ثلاث لیال».

۳. ابوعمرو محمد بن یحیی بن حسن خوری (متوفی ۴۲۷ ق).۴۴ اندرابی احادیثی از وی در باب اوّل، دوم، نهم، بیست و پنجم و پنجاه و سوم آورده است. ابوعمرو محمد بن یحیی مؤلف کتاب فی قوارع القرآن است که اندرابی برخی از روایات خود را از این کتاب وی اخذ کرده است. می دانیم که اندرابی کتاب فی قوارع القرآن خوری را در روز یکشنبه رمضان ۴۲۹ ق در محضر جمعی از عالمان قرائت کرده و این کتاب بر اساس تنها نسخه موجود از آن به کتابت انداربی باقی مانده و به چاپ نیز رسیده است.(فی قوارع القرآن، ص ۲۸).۴۵ اندرابی حدیثی درباره فضیلت سبع الطوال در برگ ۳۸ الف آورده که اولین حدیث در کتاب فی قوارع القرآن است (ص ۲۹ ۳۰). اصل این حدیث از کتاب فضایل القرآن ابوسعید احمد بن محمد بن ابراهیم از اصحاب ابوحاتم مکی بن عبدان نیشابوری (متوفی ۳۲۵ ق) روایت شده است. عبدالغافر فارسی (المنتخب من السیاق، ص ۳۸) شرح حال ابوعمرو خوری را آورده و اشاره کرده که وی «محٌّب للحدیث و أهله… عارفٌ برسومِ الحدیث و سننه، صحیح النسخ، کثیرالأصول، قلیل الخلاف مع المخالف و الموافق، مفید اصحاب ابی حنیفه» بوده است.۴۶

۴. الشیخ ابوسعید محمد بن علی الخشاب (متوفی ۴۵۶ ق).۴۷ از وی در باب بیست و سوم و بیست و پنجم حدیث نقل کرده است. خشاب از خواص و راوی کتاب های ابوعبدالرحمن سلمی (متوفی ۴۱۲ ق) بوده است.

منابع اندرابی در تألیف الایضاح

کتاب الایضاح از حیث محتوا، همان گونه که احمد نصیف جنابی نیز اشاره کرده به دو بخش کلی قابل تقسیم است.۴۸ بخشی از کتاب، بحث از اصول و فروع علم قراأت است که مشتمل بر بیست و نه باب کتاب است. بخش دیگر کتاب به شرح مقدمات لازم برای آشنایی با قراءات و علوم قرآنی است و از مباحثی چون نزول قرآن و جمع آن، تعداد سوره ها و آیات قرآن، سوره های مکی و مدنی و مباحث دیگر است و در حقیقت بیست و چهار فصل دیگر کتاب به بحث از چنین مباحثی می پردازد. با توجه به این گستردگی موضوعات، طبیعی است که انداربی از منابع فراوانی بهره برده باشد. در نگاه گذرایی که بر نسخه داشتم، توانستم برخی از منابع مهم اندرابی را شناسایی کنم. شناخت کامل منابع اندرابی در گرو تحقیق کامل متن است.

الف: سماع. عبارت هایی که اندرابی در این باره به کار برده، چنین است: اخبرنا (به عنوان مثال برگ های ۴ ب، ۵ الف، ۵ ب، ۶ ب، ۷ الف، ۷ ب و غیره)، در مواردی أخبرنی (برگ های ۲۲ الف، ۴۰ الف، ۴۱ الف). این روش در ابواب ۱، ۲، ۳، ۴، ۵ ، ۹ و ۱۰ فراوان است.

ب: عرض (قرائت بر استاد). در باب ۳۲ آمده است: قرأت القرآن من أوّله الی آخره علی شیخنا الامام ابی الحسین علی بن محمد ]الخبازی [(الایضاح، برگ ۷۷ ب). در مواردی اندرابی تصریح می کند که بر وی خواندم (قرأت علیه) (الایضاح، ۸۴ الف، ۸۷ الف، ۹۰ الف) و یا «قرأت القرآن کلّه من أوله الی آخره علی الاستاذ الامام أبی عبدالله الخبازی» (برگ ۹۲ الف). مشخص است که اندرابی آنچه در باب ۳۲ آورده، به طریق عرض از استادان خود نقل کرده است، زیرا در آخر باب می گوید: «فهذه أسانید القراءات التی قرأت بها تلاوه و أخذتها لفظا و سماعا». (برگ ۹۳ ب).

ج. اجازه. اجازه در اصطلاح علم الحدیث آن است که شیخ به شاگرد خود بگوید: «أجزت لک أن تروی عنی ما ارویه و ما صحَّ عندک من مسموعاتی و مصنفاتی».۴۹ اندرابی به طریق اجازه از استاد خود ابوعلی حسن بن حسین بن حسن بخاری (باب سوم ۱۸ الف، ۲۱ ب) و نهم (۱۳۸ الف) و باب شانزدهم (۵۴ الف) و باب سی و دوم (۷۷ ب) روایت کرده است.

اندرابی از کتاب های فراوانی در تألیف الایضاح بهره برده، ولی به اسم آنها تصریح نکرده و تنها سلسله سند نقل خود به کتاب ها را آورده است. تنها مقایسه مطالب منقول وی با کتاب های مختلف، به ما امکان می دهد تا این مصادر را شناسایی کنیم. اسامی کتاب های مورد استفاده اندرابی چنین است:

۱. ایضاح الوقف و الابتداء فی کتاب الله عزّوجل، نوشته ابوبکر محمد بن قاسم ان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *