تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آثار و پیامدهای گناه در آینه دین و روان شناسی :

مقدّمه

در عالم طبیعت، قانون عمل و عکس العمل حکم فرماست و اعمال انسان نیز از این قانون مستثنا نیست (اسراء: ۷). کسی که دامان خویش را به گناه می آلاید باید در دنیا نیز منتظر آثار گناه خویش باشد. برخی از آثار وضعی گناهان به قدری مهم و حادثه ساز است که اقوام گنه کار پیشین را در کام عذاب و بلا فرو برده است (هود: ۸۲). از جمله آثار وضعی گناه، نزول بلاها و سختی ها در زندگی دنیوی است. ازآنجاکه نفس آدمی خواهان ارضای نیازهای غریزی خود به هر شیوه ممکن است (قیامت: ۵) و از سوی دیگر، انسان در دوران نوین، به تدریج، از آموزه های اخلاق دینی فاصله گرفته است، اطلاع و آگاهی از آثار وضعی گناهان می تواند تأثیر فراوانی در جلوگیری از ارتکاب گناه داشته باشد. پیشینه پژوهش نشان می دهد که تاکنون آثار متعددی در باب گناه و آثار آن به رشته تحریر درآمده است. حقانی (۱۳۶۵) آثار گناه را در زندگی پس از مرگ بررسی نموده است. فجری (۱۳۸۷) به برخی از آثار گناهان پرداخته و جنبه های گوناگون آثار گناه را بازگو نموده است. رسولی محلاتی (۱۳۹۳) آثار گناهان را به طور مفصل در هشت بخش سامان داده است. پژوهش های تجربی هم گویای این مطلب است که کاهش پای بندی به رفتارهای مذهبی، افزایش آسیب های جسمانی و روانی را به دنبال دارد. ابراهیمی و همکاران (۱۳۸۱) دریافتند بین قطع رحم با اختلالات افسردگی همبستگی وجود دارد. بحرینیان و ایلخانی (۱۳۸۱)، رابطه قوی بین اقدام به خودکشی و ترک نماز را به دست آورده اند. یافته خسروپور و ساردویی (۱۳۸۱) حکایت از آن دارد که بیماران روانی به ارزش های معنوی پای بندی مذهبی کمتری دارند. تحقیق حاضر، سعی کرده است با دو رویکرد دینی و روان شناختی، آثار و پیامدهای گناهان را بررسی کند و با نگرشی نو، به تبیین بلاساز بودن گناهان بپردازد. پرسش های پژوهش عبارت است از: آیا گناه موجب نزول بلا می شود؟ بلا چگونه با ارتکاب گناهان تحقق می یابد؟

گناه و اسباب آن

واژه گناه (ذنب) در زبان عربی، در اصل به معنای گرفتن دُم حیوان و مانند آن است. به هر فعلی که عاقبتش وخیم باشد ذنب گویند (قرشی، ۱۳۷۱، ج ۳، ص ۲۴). در اصطلاح، واژه گناه، بر بزه، نافرمانی و تبهکاری اطلاق می شود (حسینی دشتی، ۱۳۶۹، ج ۴، ص ۱۹۰۴) و منظور این است که ایشان مرتکب عملی شود که با دستورات خداوند و پیامبران و امامان معصوم سازگار نباشد.

به طورکلی، علل و اسباب رفتارهای انسانی از جمله گناه را می توان به سه دسته تقسیم نمود:

۱- وراثت

از جمله عوامل زمینه ساز رفتارهای شایسته و ناشایسته انسانی وراثت است که تأثیر آن از نظر شرع مقدس و علم تجربی به اثبات رسیده است. وراثت به طورکلی، یعنی: انتقال بعضی از خصوصیات والدین یا خویشان آنها به فرزندان، و همین امر سبب شباهت فرزندان به والدین یا خویشان است (شریعتمداری، ۱۳۸۵، ص ۵۸). در بین دانشمندان، نضج گرایان از تأثیر اساسی این عامل، طرف داری می کردند (بی ریا و همکاران، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۲۲۸). ولی به هر روی، تأثیر جنبه های ژنتیکی در شکل گیری رفتار، از جمله رفتارهای غیراخلاقی، غیرقابل

انکار است. در روایات اسلامی، برخی صفات شخصیتی به عوامل ذاتی و ارثی نسبت داده شده است. برای نمونه، در روایت شریفی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آلهوارد شده است: همانا فرزندان آدم در دسته های گوناگونی خلق شده اند: کسانی که دیر غضب می کنند و زود آرام می شوند؛ افرادی که زود به هیجان می آیند و زود آرام می شوند؛ و کسانی که زود به خشم می آیند و دیر آرام می شوند. آگاه باشید که بهترین آنها افرادی هستند که دیر خشم می گیرند و زود آرام می شوند (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷، ج ۴، ص ۳۳۹۹). عبارت خلق در روایت، به جنبه های وراثتی نظر دارد.

در آیه ای از قرآن کریم، خداوند با تشبیه یک امر معقول به محسوس، به قانون وراثت اشاره کرده است. خداوند می فرماید: سرزمین پاکیزه (و شیرین) گیاهش به فرمان پروردگار می روید. اما سرزمین های بد طینت (شوره زار) جز گیاه ناچیز و بی ارزش، از آن نمی روید (اعراف: ۵۸). در حدیث شریفی، امام صادق علیه السلام نقش استعدادهای وراثتی متفاوت افراد در اعمال و رفتارهای روزانه را تأیید کرده اند: مردمان همانند معادن طلاق و نقره هستند (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۸، ص ۱۷۷).بنابراین، می توان نتیجه گرفت که والدین پاک، زمینه تولد فرزندان پاک، و والدین آلوده، زمینه تولد فرزندان آلوده را پدید می آورند. با توجه به آنچه ذکر شد، به نظر می رسد عوامل وراثتی نقش زمینه ساز را به عهده دارند.

۲- محیط

عامل دیگری که در انحراف انسان مؤثر است، محیطی، اعم از محیط های اجتماعی، فرهنگی، روانی و جغرافیایی است. در بین روان شناسان، رفتارگرایان جایگاه ویژه ای برای عوامل محیطی قایلند (بی ریا و همکاران، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۲۲۸). پژوهش های متعدد در ایالات متحده، گویای این مطلب است که محیط آلوده، اعم از محرک های دیداری و شنیداری یا دوستان ناباب، زمینه بسیاری از انحرافات اخلاقی را در غرب پدید آورده است (مؤسسه رشد جوان، ۱۳۹۳). در روایات اهل بیت علیهم السلام تصریح شده که هر انسانی در بدو تولد، دارای فطرت توحیدی است، ولی بر اثر نوع پرورش و محیط اطراف، یهودی یا مسیحی می گردد (منحرف می شود). در روایتی از رسول خدا صلی الله علیه و آله آمده است: هر نوزادی بر فطرت پاک توحید (و اسلام) متولد می شود، جز اینکه پدر و مادر، او را به آیین یهود یا نصرانیت وارد می کنند (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج ۳، ص ۲۸۱). در اهمیت تأثیر عوامل محیطی، همین بس که پسر حضرت نوح علیه السلام با اینکه از صلب پاک نبی خدا بود، در اثر همنشینی با کافران و بدکاران، مستحق عذاب الهی گردید (هود: ۴۶) و پیامبر خدا با نصایح خود نیز نتوانست او را نجات دهد.

پسر نوح با بدان بنشست خاندان نبوتش گم شد ***

سگ اصحاب کهف روزی چند پی نیکان گرفت و مردم شد

۳- اراده

نوعی توانایی روانی ویژه انسان که شخص بر اساس آن، می تواند در قلمرو خاصی، تأثیرات زیستی و محیطی را تحت تسلط خود در آورد و رفتار خود را آگاهانه انتخاب کند، اراده خوانده می شود (بی ریا و همکاران، ۱۳۸۳، ج ۱، ص ۲۴۵). اگرچه بسیاری از روان شناسان نقش اراده را نادیده گرفته اند، اما روان شناسان انسان گرا مانند مزلو بر اختیار و اراده آزاد انسان تأکید دارند (همان، ص ۲۴۸).

اندیشمندان اسلامی معتقدند: عوامل وراثتی و محیطی زمینه روانی و شرایط محیطی را برای بروز رفتاری خاص، مهیا می سازند. اما اراده در قلمرو رفتارهای آگاهانه و اختیاری، عاملی فعال و تعیین کننده است (همان، ص ۲۲۵). تحقیقات صورت پذیرفته در ایالات متحده نشان می دهد: ضعف اراده و عزت نفس زمینه بسیاری از آسیب های اخلاقی را فراهم آورده است و هر اندازه مهارت های گوناگون، مانند تقویت اراده و عزت نفس در نوجوانان تقویت شود، احتمال درگیر شدن در انواع آسیب ها، از جمله بی بندوباری و انحرافات جنسی و اخلاقی کاهش می یابد (مؤسسه رشد جوان، ۱۳۹۳). ازاین رو، مهم ترین و مؤثرترین مانع در برابر گناه، اراده است. در آیات قرآن، آیات متعددی در باب اراده و اختیار انسان وجود دارد که نشان دهنده تأثیرگذاری اراده در گزینش راه صحیح یا غلط است. در قرآن کریم، خداوند می فرماید: إِنَّا هَدَینَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکرا وَإِمَّا کفُورا (انسان: ۳)؛ ماراه رابه اونشان دادیم، خواه شاکر باشدیا ناسپاس.

بنابراین، انسان نباید به صرف وجود وراثت آلوده یا محیط آلوده، از رسیدن به کمال و سعادت مأیوس شود، بلکه با همت و اراده محکم، می توان تأثیر دو عامل دیگر را خنثا نمود؛ زیرا این اسباب به تنهایی علت تام برای سعادت یا شقاوت کسی محسوب نمی شود، بلکه مجموع این اسباب انسان را به سوی خوبی ها یا بدی ها سوق می دهند، هرچند در این میان، اراده ازاهمیت بیشتری برخوردار است.

بلا

بلا به معنای کهنه شدن است. به غم و مصیبت و اندوه از روی سبب بلاء می گویند که بدن را کهنه و فرسوده می کند. امتحان را بدان سبب ابتلاء می گویند که گویا ممتحن امتحان شده را از کثرت امتحان کهنه می کند (قرشی، ۱۳۷۱، ج ۱، ص ۲۳۰). مقصود از بلا، گرفتاری ها و مصایبی است که انسان بدان ها دچار می گردد و صدماتی را در ابعاد گوناگون بر انسان وارد می سازد.

سبب بلا

فلسفه وجودی بلا نسبت به هر کس، متفاوت است:

۱- ارتقای درجه: برخی روایات هدف از نزول بلا و گرفتاری ها را نیل به ثواب و ارتقای درجه ذکر کرده و بلا را تحفه ای ارزشمند از جانب خدا دانسته اند. از جمله این روایات، روایتی از امام جعفر صادق علیه السلام است که می فرمایند: به راستی که خداوند، دوستانش را مصیبت زده و گرفتار می کند تا به آنها اجر و ثواب دهد، بی آنکه گناهی کرده باشند (کلینی، ۱۳۷۵، ج ۵، ص ۵۵۱).

۲- کفاره گناهان: گاهی بلا نازل می شود تا کفاره گناهان باشد. کفاره یعنی: پوشانیدن. بلایی که کفاره گناه است در واقع، پوشاننده گناه است و گنه کار را از زندان گناهانش آزاد و پاک می سازد. ازاین رو، امام صادق علیه السلام می فرماید: هیچ رگی نلرزد و پایی برنخورد و سری درد نگیرد و بیماری نیاید جز برای گناهی (که از بنده سر زده است) (همان، ص ۱۱۹). در حدیثی رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرمایند: هرگاه خداوند نسبت به بنده اش، اراده بدی نماید، گناهانش را نگه می دارد تا او را در روز قیامت، به واسطه گناهانش مجازات کند، و هرگاه به بنده اش اراده خیر کند در مجازات اودردنیاشتاب می کند(دیلمی، ۱۳۷۷، ج۱، ص۴۲۸).

۳- کیفر گناهان (عذاب): دنیا دار مجازات نیست، اما برخی گناهان موجب تسریع در نزول عذاب می شوند و گنه کار در این دنیا نیز نتیجه اعمال ناشایست خود را می بیند. خداوند در قرآن، در خطابی عام به مؤمنان و کفار (طباطبائی، ۱۳۶۳، ج ۱۸، ص ۹۲) می فرماید: وَمَا أَصَابَکم مِّن مُّصِیبَهٍ فَبِمَا کسَبَتْ أَیدِیکمْ وَیعْفُو عَن کثِیرٍ (شوری: ۳۰)؛ و هر مصیبتی که به شما می رسد به خاطر کارهایی (گناهانی) است که انجام داده اید و (خدا) بسیاری از (گناهانتان) را نیز عفو می کند.

تأثیر گناهان در نزول بلا

از دیدگاه جهان بینی الهی، بر جهان طبیعت، قانون علیت حکمفرماست و اعمال هرکس در دنیا و آخرت، دارای نتیجه است. خداوند متعال، به واسطه اسباب، سنت های خود را بر عالم جاری می کند؛ از جمله، بین گناهان و نزول بلاها، رابطه علّی و معلولی برقرار ساخته است. به عبارت واضح تر، بلا و عذاب مکافات عمل و اثر وضعی گناهان هستند، و این مکافات بستگی به کوچکی یا بزرگی گناه دارد (نادری کلرودی، ۱۳۸۲، ص ۵۹). جهان بینی الهی، علاوه بر تأیید قوانین مادی، قوانین معنوی را نیز دخیل می داند. این نوشتار به تبیین کیفیت تأثیر گناهان در نزول بلا می پردازد:

۱- تغییر نعمت: در منطق دینی، دوری از فرامین الهی علت بسیاری از خشکسالی ها، قحطی ها، مرگ ومیرهای ناگهانی و کوتاهی عمر و آفت ها ذکر شده است. خداوند بزرگ می فرماید: و اگر اهل شهرها و آبادی ها ایمان می آورند و تقوا پیشه می کردند برکات آسمان و زمین را بر آنها می گشودیم، ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم (اعراف: ۱۹۶). با استمداد از مفهوم آیه، به این نکته ظریف می توان رسید که پای بند نبودن به آموزه های دینی عامل کاهش رحمت و برکت الهی و تغییر نعمت هاست. از منابع دینی به دست می آید: هر گناهی نوع خاصی از تغییر نعمت را به دنبال دارد. امام باقر علیه السلام از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند: هرگاه، زناکاری پیدا شود مرگ ناگهانی زیاد می گردد. هرگاه پیمانه کاهش یابد (کم فروشی کنند) خداوند آنها را به خشکسالی و کم محصولی گرفتار می سازد. و هرگاه از پرداخت زکات سرباز زنند زمین برکات خود را از (قبیل) زراعت و میوه جات و معادن، از آنها دریغ می کند (صدوق، ۱۳۶۷، ص ۵۷۳).

در فرازی از دعای کمیل می خوانیم: اَللهمَ اغفِرلی الذُّنوبَ التی تُغیرُ النِعم (قمی، ۱۳۸۶، ص ۱۲۷)؛ خدایا، بر من ببخش گناهانی که نعمت ها را تغییر می دهند. گناه زمینه نزول عذاب الهی را فراهم می آورد و در چنین شرایطی، جامعه از بلا و عذاب در امان نمی ماند. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: هرگاه، خداوند عزوجل بر (مردم) شهری خشم گیرد (به واسطه گناهانشان) و نخواهد بر ایشان عذاب نازل کند، نرخ ها (قیمت اجناس) بالا رود و عمرها کوتاه شود و بازرگانان سود نبرند و میوه ها شاداب و سالم نگردد و آب قنات ها و چشمه ها فراوان نشود و باران ها را خدا از آن شهر بازدارد و مردمان فرومایه و شرور را بر آن مسلط گرداند (طوسی، ۱۳۸۱، ج ۱، ص ۳۱۳).

بسیاری از انسان ها تا زمانی که غرق نعمت هستند، قدر آن را نمی دانند، اما وقتی نعمت وسعت رزق، سلامتی، طول عمر، فرزند صالح و مانند آنها از ایشان گرفته شود، زبان به شکایت می گشایند، درحالی که از سنت های الهی غافلند قرآن می فرماید: إِنَّ اللّهَ لاَ یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ (رعد: ۱۱)؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد، مگر آنکه آنان، آنچه را در خودشان است تغییر دهند.

اصل تنعم برای عموم بندگان برقرار است، تا زمانی که خودشان تغییر در نعمت را خواستار شوند (به واسطه ارتکاب گناهان). در این صورت، بلاها و مصایب در قالب تغییر و سلب نعمت ها بروز می کند. این نوع بلاها دارای شدت بیشتری هستند؛ زیرا افراد غرق در نعمت و آسایش بوده، به ناگاه، با سلب نعمت، سختی بر آنان وارد می شود و تحمل آن، برایشان مشکل تر است. برخی از گناهانی که سبب تغییر نعمت می شود عبارت است از: حرام خواری زیاد که موجب سلب روزی می شود (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷، ج۳، ص ۲۰۵۹)؛ قطع رحم که زوال نعمت را در پی دارد (نوری، ۱۴۰۷ق، ج ۱۵، ص۱۸۶)؛ غنا که مانع نزول ملائکه می شود (مجلسی، ۱۳۷۹، ص ۵۵۶)؛ ترک عمل خیری که به آن عادت شده است (صدوق، ۱۳۶۱، ص ۲۷۱)؛ ترک کردن امر به معروف (همان)؛ ترک کردن شکر و کفران نعمت (همان). ازآنجاکه کفران نعمت در وفور نعمت بیشتر اتفاق می افتد (اسراء: ۶۷)، رعایت تقوا در حال وفور نعمت، سخت تر از رعایت آن در زمان فقدان یا کمبود نعمت است. نبی مکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: من از ابتلای به راحتی بیش از ابتلای به سختی بر شما می ترسم. شما به سختی ها آزمایش شدید و صبر کردید، ولی دنیا شیرین و سرسبز است (فریبنده است) (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷، ج ۷، ص ۳۹۰). خلیفه دوم در تأیید این مطلب گفت: ما به سختی ها آزمایش شدیم و صبر کردیم، ولی وقتی به خوشی ها آزمایش شدیم، صبر نکردیم (راغب اصفهانی، ۱۴۰۴ق، ص ۶۱).

لازم به ذکر است که یکی از بزرگ ترین نعمت های خداوند، که تضمین کننده حیات اهل زمین است (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۲، ص ۵۵)، حضور ولی خداست. در حدیثی از امام عصر (عج) آمده است: خداوند به واسطه من، بلا را از خاندانم و شیعیانم دور می کند (مجلسی، ۱۴۰۴ق، ج ۵۲، ص ۳۰).

۲- اجابت نشدن دعا: ارتکاب برخی از گناهان سبب اجابت نشدن دعا می گردد. این سخن مستند به روایتی از امام محمدباقر علیه السلام است که فرمودند: به راستی، بنده از خدا حاجتی می خواهد و خدا زودتر یا دیرتر در پی روا کردن حاجت اوست. اما آن بنده در این میان، گناهی می کند و خدای تبارک به فرشته ای که موکل حاجت اوست، می فرماید: حاجتش را برآورده نکن و او را از آن محروم ساز؛ زیرا متعرض من شد و مستحق محرومیت از سوی من گردید (مفید، ۱۴۲۵ق، ص۳۲).

شاکله اصلی دعا ارتباط با خداست. آن گاه که از بنده گناهی سر می زند، دیگر دعاهای او به درگاه خدا نمی رسد. بنابراین، هر بلا و مصیبتی ممکن است بر سرش فرود آید؛ زیرا دعا و استغفار، خود سبب دفع بلا می شود. زمانی که دعا اجابت نشود، پناهگاه محکم انسان از میان می رود. گناهان به دو صورت مانع اجابت دعا می شوند:

۱- گناه توفیق دعا را سلب می کند، به گونه ای که گنه کار حتی موفق به دعا نیز نمی شود، چه رسد به اجابت آن. امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: به راستی، بنده گناهی می کند و بر اثر آن، از نماز شب محروم می شود (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۵، ص ۱۲۵). محرومیت از نماز شب به معنای سلب توفیق از دعا و استغفار است.

۲- گناه سبب حبس دعا می شود. حبس به معنای زندانی شدن است؛ بدین معنا که اگر شخص دعا کند دعایش بالا نمی رود تا اجابت گردد. در فرازی از دعای کمیل می خوانیم: اَللهمَ اغفِرلی الذُّنوبَ التی تَحبسُ الدُّعا (قمی، ۱۳۸۶، ص ۱۲۷)؛ خدایا بر من ببخش گناهانی که دعا را حبس می کنند. براساس منابع دینی، برخی از گناهان که مانع اجابت دعا می شوند، عبارتند از: قطع رحم (نوری، ۱۴۰۷ق، ج ۱۵، ص ۱۸۵)؛ حق الناس (صدوق، ۱۳۶۷، ص ۶۲۱)؛ تظاهر به دین داری (همان، ص ۵۷۵)؛ خوردن لقمه حرام (طبرسی، ۱۳۸۱، ص ۲۷۵)؛ ظاهر شدن ربا در بین مسلمانان (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۲، ص ۳۷۴)؛ بددهنی و فحاشی (صدوق، ۱۳۶۱، ص ۲۷۱)؛ تأخیر نمازهای واجب تا وقت بگذرد (همان)؛ نفاق بابرادران دینی (همان).

۳- حبط اعمال: حبط در لغت، به معنای فاسد کردن و هدر دادن است (مقری فیومی، ۱۴۲۵ق، ص ۱۱۸). حبط عمل در اصل، به معنای باطل ساختن عمل و پاداش ندادن بر آن از جانب خدا است (حسینی دشتی، ۱۳۶۹، ج ۲، ص ۶۶۷). در اصطلاح، احباط به از میان رفتن ثواب یا استحقاق ثواب یا دیگر آثار عمل نیک به وسیله گناه اطلاق می شود. احباط و واژه های هم ریشه آن در قرآن ۱۶ بار به کار رفته است (مرکز فرهنگ و معارف قرآن، ۱۳۸۲، ج ۲، ص ۱۹۱).

احباط عمل یکی دیگر از سنت های الهی است که موجب از بین رفتن حسنات گنه کار می گردد. آثار وضعی برخی از گناهان به حبط حسنات و پاداش آنها می انجامد و منحصر به موارد خاصی می شود که در دین اسلام بیان شده است. در حدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: مردمانی از امت خود را می شناسم که در روز قیامت، حسناتی به سفیدی کوه های تهامه عرضه می کنند، اما خداوند همه آنها را پودر و پراکنده می کند. بدانید که آنها برادران هم تبار شمایند و شب ها نیز همچون شما عبادت می کنند، اما مردمی هستند که چون با محرمات الهی روبه رو شوند، آنها را مرتکب می گردند (محمدی ری شهری، ۱۳۷۷، ج ۲، ص ۹۹۱).

همچنین گناه نه تنها باعث زایل شدن اعمال خیر می شود، بلکه مانع پذیرفته شدن اعمال شایسته انسان، از جمله دعا می گردد؛ زیرا خداوند می فرماید: إِنَّمَا یتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ (مائده: ۲۷)؛ خداوند فقط از پرهیزگاران قبول می کند. با اجابت نشدن دعا همچنان که گذشت انسان آماج حوادث و بلاهای روزگار قرار می گیرد و پناهگاه معنوی خود را از دست می دهد.

براساس منابع دینی، گناهانی که موجب حبط اعمال می شوند سه دسته اند:

۱- عوامل رفتاری حبط عمل؛ نظیر آشکار کردن زشتی ها (صدوق، ۱۳۶۷، ج ۲، ص ۵۶۲)؛ نگاه زن شوهردار به نامحرم (مجلسی، ۱۳۷۹، ص ۵۵۴)؛ ترک نماز (دیلمی، ۱۴۰۸ق، ص ۴۱۲)؛ فحشا و منکرات (همان، ص ۷۳)؛

۲- عوامل اعتقادی حبط عمل؛ همچون نارضایتی از خدا (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۲، ص ۶۲)؛ ارتداد (بقره: ۲۱۷)؛ نفاق (احزاب: ۳۳)؛ دشمنی با امیرالمؤمنین علی علیه السلام (نوری، ۱۴۰۷ق، ج ۱، ص ۱۶۳)؛

۳- عوامل اخلاقی عمل؛ همانند منت گذاردن و اذیت کردن (بقره: ۲۶۴)؛ ریاکاری (صدوق، ۱۳۶۷، ص ۲۵۵)؛ افترا (همان، ص ۲۸۵)؛ نق زدن زن به شوهرش (صدوق، ۱۳۶۱، ج ۳، ص ۴۴۰).

۴- نقمت: منظور از نقمت همان عذاب های زمینی و آسمانی است که در اثر گناه، بر انسان نازل می شود. گناه به دو صورت می تواند در نزول عذاب مؤثر باشد:

۱- به صورت استدراج و تجدید نعمت؛ در روایت شریفی ذکر شده است: بنده ای است که گناهی می کند و نعمت او با وجود آن گناه تجدید می شود و آن نعمت، او را از استغفار از این گناه بازمی دارد (کلینی، ۱۳۶۵، ج۵، ۵۵۷).

۲- به صورت استیصال؛ در روایتی از امام صادق علیه السلام وارد شده است: پدرم فرمودند: به راستی که خدا به طور حتم، حکم فرموده است که نعمتی به بنده خود ندهد که آن را از او بازگیرد، تا آن بنده گناهی انجام دهد که سزاوار نقمت شود (همان، ص ۱۲۹).

علّامه طباطبائی سنت استدراج را چنین تقریر کرده است: اگر جوامع بشری بر طبق اقتضای فطرت عمل نمایند، خیرات و برکات خداوند بر آنها سرازیر می شود، ولی اگر به سوی فساد گرایش پیدا کنند، سبب اجرای سنت بازتاب اعمال می گردند و در دنیا به کیفر برخی از گناهان خود می رسند، مگر اینکه پای سنت دیگری از سنت های خداوند به میان آید؛ یعنی سنت استدراج و املا که در این صورت، به جای چشاندن نمونه ای از آثار سوء اعمالشان، خداوند درهای نزول نعمت را بر آنان می گشاید تا روز به روز در فساد و غفلت، غوطه ور شوند و در پایان، تمام عوامل و اسباب برای هلاکت گنه کاران فراهم گردد و مورد عذاب الهی قرار گیرند (طباطبائی، ۱۳۶۳، ج ۱۸، ص ۹۳).

در روایتی از امام صادق علیه السلام نقل شده است: هیچ سالی کم باران تر از امسال نیست. . . هرگاه جمعیتی مرتکب عصیان شوند خداوند بارانی را که در آن سال، برای آنها مقدر کرده است از آنها برمی گرداند (کلینی، ۱۳۶۵، ج ۵، ص ۱۲۵). در قرآن کریم آمده است: کسانی که دوست دارند زشتی ها در میان مردم باایمان، شیوع یابد، برایشان در دنیا و آخرت عذاب دردناکی است (نور: ۱۹).

با وجود گناهان بی شماری که در سراسر نقاط دنیا اتفاق می افتد، خداوند رحیم به خاطر چند دسته از مخلوقاتش، عذاب خود را از مردم گنه کار دور می کند. امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمودند: خدا در هر روز و شب، ملائکه ای دارد که ندا می دهد: مهلاً مهلاً! ای بندگان خدا، دست از معاصی بردارید که اگر این حیوانات چرنده و کودکان شیرخوار و پیران نمازگزار سال خورده نبودند آنچنان بر شما عذاب سرازیر می نمود که له شوید (صدوق، ۱۳۶۲، ج ۱، ص ۱۰۳). باید به این نکته توجه شود که مؤمنان هم مانند کافران ممکن است بر اثر ارتکاب برخی گناهان، مستوجب عذاب و قهر الهی گردند. در روایتی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله آمده است: هر گاه امت من امر به معروف و نهی از منکر را ترک کنند منتظر رسیدن بلا و عذاب الهی باشند (مجلسی، ۱۳۷۹، ص ۵۳۴).

از جمله گناهانی که خداوند در عقوبت دنیوی آنها شتاب می کند و تا آخرت به تأخیر نمی اندازد عقوق والدین، ظلم به بندگان و بدی کردن در مقابل احسان دیگران است (م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *