تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱) با 47 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل انتقام جویی و تحوّل آن از دیدگاه انسان شناسی حقوقی(۱) :

*استاد دانشگاه اِکس مارسی (فرانسه)

الف) مفهوم انسان شناسی حقوقی

«انسان شناسی» دارای رشته های گوناگونی از قبیل انسان شناسی دینی، مادی و حقوقی می باشد. انسان شناسی حقوقی(۲) در مقام کشف قوانین و مقرراتی است که جنبه جهانی دارد و بر حل و فصل مسائل و مشکلات مردم در همه کشورهای عالم مبتنی است.

برای این که این قواعد و اصول عمومی را شناسایی و بررسی کنیم، ابتدا باید جوامع را درک کنیم و پس از شناخت جوامع است که می توانیم به این اصول دست یابیم.

مشابه «انسان شناسی حقوقی» در رشته حقوق، «حقوق تطبیقی»(۳) است. متأسفانه حقوق تطبیقی در غرب، به مقایسه نظامهای حقوقی کشورهای مختلف غربی با یکدیگر اطلاق می شود؛ یعنی حقوق کشورهای مختلف اروپا را با یکدیگر مقایسه می کنند و حقوق تطبیقی را در چارچوب اروپا می دانند و این در حالی است که اکثر کشورهای دنیا را کشورهای غیر اروپایی تشکیل می دهند.

اما باید بدانیم که «انسان شناسی حقوقی»، هم به کشورهای غربی و هم به کشورهای غیر غربی توجه دارد. از منظر انسان شناسی حقوقی غربی، برای افراد عادی، اجرای مقررات اسلام در همه کشورهای اسلامی، یکسان است، اما واقعیت این است که اجرای این مقررات در جوامع مختلف که هر یک شرایط خاص خود را دارد و دیدگاهها و رویکردهای مختلفی ممکن است داشته باشد، به نحو یکسان و مشابه هم نیست.

این موضوع را جوامع غربی نمی دانند و قضاوتهای کلی می کنند؛ همان طور که ممکن است جوامع غیر غربی نسبت به اروپا و غرب، مرتکب این نوع قضاوت یکسان گرا بشوند؛ چرا که اروپا، اولاً، از نظر جغرافیایی، خیلی متنوّع است و ثانیا، نحوه زندگی مردم در کشورهای اروپایی، نسبت به یکدیگر کاملاً متفاوت می باشد؛ مثلاً من به عنوان یک فرانسوی، حاضر نیستم مثل یک آلمانی زندگی کنم.

اصول انسان شناسی حقوقی در غرب، از قرن نوزدهم تاکنون، تغییرات زیادی کرده است و دلیل آن هم این است که شیوه نگرش دانشمندان غربی نسبت به جوامع غیر غربی، متحوّل شده است.

پایه های انسان شناسی حقوقی جدید، در نیمه دوم سده نوزدهم به وجود آمد. باید توجه کنیم که انگلستان در قرن نوزدهم، یک امپراتوری استعمارگر پرقدرت بود که بسیاری از کشورهای غیر غربی را زیر سلطه خود داشت.

تفکر حاکم بر ذهن دانشمندان و قانون گذاران انگلستان در آن موقع، بدین صورت بود که چون این کشور، یک دولت امپراتوری و قدرتمند است و سایر کشورها، تحت سلطه اوست، آن کشورها، غیرمتمدن و عقب افتاده اند. در چنین فضایی بود که رشته انسان شناسی حقوقی به وجود آمد.

نظر و تِز حاکم، در چنین فضایی، تز «تکامل گرایی» یا «امپرسیونیزم»(۴) بوده است. در این تز، همه جوامع باید در مرحله رشد و تحوّل خود، از مراحل مشابهی عبور کنند.

در پایان قرن نوزدهم، شکل و ترکیب این نوع تکامل، چنین ترسیم می شد که ملل اروپایی به عنوان مللی که دوره تکامل خود را طی کرده اند، در رأس هرم و مللی که در مرحله تحوّل و تکامل، راکد مانده اند، در وسط این هرم قرار دارند و در قاعده این هرم نیز، ملل عقب مانده هستند.

طبق این تفکر، اروپا «مهد تمدن» و برای سایر ملل، «تمدن بخش» تلقی می شد، اما این تفکر، مربوط به بیش از یک قرن پیش است و اکنون این نظر و تِز، کاملاً متحوّل شده است.

امروزه از منظر «انسان شناسی حقوقی»، همه فرهنگها، ظرفیت خاصی دارند و استعدادهای خود را در جهات مختلف، گسترش داده اند. مهم این است که این فرهنگها با یکدیگر تماس داشته باشند، گفت وگو کنند و یکدیگر را بشناسند. بنابراین، هیچ گونه پیش داوری درباره تکامل آنها وجود ندارد.

ب) انتقام جویی(۵) از دیدگاه انسان شناسی حقوقی

در جامعه شناسی حقوقیِ قرن گذشته، سلسله مفاهیمی وجود داشته است که بر اساس آن، مثلاً خانواده، قبل از آن که به شکل کنونی، متشکل از پدر، مادر و فرزندان باشد، به صورت فامیلهای بزرگ بوده است و یا این که مالکیت، در ابتدا به صورت «جمعی»(۶) بوده و پس از آن، «مالکیت خصوصی»(۷) و فردی به وجود آمده است.

درباره بحث حقوق کیفری نیز عقیده بر این بود که حقوق جزا، مراحل چهارگانه ای را طی کرده است و به موجب آن، در مرحله نخست، «بزه دیده» یا خانواده اش، از مجرم انتقام می گرفتند (انتقام جویی خصوصی)(۸) و در مرحله دوم که متمدن تر شدند، اختلافات ناشی از بزه، با مصالحه داوطلبانه میان بزه دیده و بزهکار تمام می شد. در مرحله سوم، این اختلافات به صورت مصالحه رسمی و قانونی و با معیارهای معین میان بزه دیده و مجرم، برطرف می شد و بالاخره در مرحله چهارم یا تکامل یافته ترین مرحله، تنبیه یا «کیفر عمومی»(۹) یا «عدالت عمومی»(۱۰) ظاهر می شود که در آن، حیثیت عمومی جرم و کیفر، بر حیثیت خصوصی این دو، ارجحیت پیدا می کند.

این طرز تفکر، یک پیش زمینه ایدئولوژیک و سیاسی داشته است که به موجب آن، جوامع اروپایی، جوامعی در اوج تکامل و تمدن در نظر گرفته شده اند و جوامع غیر اروپایی، جامعه هایی غیرمتمدن و «وحشی» تلقی شده اند.

بنابراین، این تفکر علمی، پیامد سیاسی ایدئولوژیک هم داشته است که در این خصوص باید به سه نکته مهم اشاره کرد:

نخست این که، بر اساس دیدگاه انسان شناسی حقوقی کنونی، انتقام جویی خصوصی، هم اینک نیز وجود دارد و یکی از روشهای مقابله با جرم است که البته روش بَدَوی و غیرمتمدنی هم نیست.

دوم این که، کیفر و انتقام، دو مقوله پی در پی نبوده است؛ به این صورت که ابتدا انتقام جویی و پس از آن، کیفر عمومی معمول شده باشد؛ چه بسا در یک جامعه و در زمان معین، هر دو روش مقابله با جرم، وجود داشته است.

نکته سوم، عواملی است که سبب شده تا بعضی ملتها و جوامع، با خشونت به جرم پاسخ دهند و برخی دیگر، مسائل ناشی از جرم را به صورت مسالمت آمیز حل و فصل کنند.

«انتقام جویی»، بر خلاف برداشت ما که یک روش احساسی و غیر قاعده مند محسوب می شود، یک روش ضابطه مند پاسخ به جرم است که اصولی بر آن و اجرای آن، حاکم می باشد.

نخستین قاعده ای که تمام انسان شناسان حقوقی بر آن اتفاق نظر دارند، قاعده «فاصله اجتماعی میان مجنی علیه و مجرم» است. بدین معنی که هر چقدر طرفین یک جرم؛ اعم از مجنی علیه و مجرم و یا خانواده های آنها، به هم نزدیکتر باشند، امکان بروز «انتقام جویی خشونت آمیز»، کمتر، و امکان توسل به «راه حلهای مسالمت آمیز»، ریش سفیدانه و کدخدامنشانه برای حل و فصل اختلافات ناشی از جرم، بیشتر می شود.

در این جا وحدت اجتماعی در ردّ انتقام جویی، عاملی است که سبب می شود پاسخهای خشونت آمیز به کنار گذاشته شود و جای خود را به راه حلهای مسالمت آمیز دهد. نمودهای این وحدت اجتماعی، ممکن است خانواده یا اهالی یک روستا، یک تشکّل، یک انجمن صنفی و یا… باشد.

حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات ناشی از جرم، ممکن است به شکلهای مختلفی از قبیل: مصالحه، پرداخت خسارت و یا قربانی کردن بروز کند. انسان شناسان معتقدند که این عمل (تکلیف مبنی بر قربانی کردن یک حیوان)، سبب می شود تا آن خشونتی که قرار بود بر مجرم اِعمال گردد، بر حیوان اعمال شود و بدین ترتیب، به جرم پاسخ داده شود.

بر عکسِ این حالت نیز وجود دارد؛ یعنی هر چه نهادهای اجتماعی، از هم دورتر باشند، امکان توسل به انتقام جویی خشونت آمیز، بیشتر از به کارگیری راه حلهای مصالحه آمیز و دوستانه خواهد بود.

ج) قواعد حاکم بر انتقام جویی

انتقام جویی، از چهار قاعده رسمی تبعیت می کند:

۱. میزان فاصله اجتماعی میان بزه دیده و بزهکار.

۲. محدودیت در زمان انتقام جویی.

۳. درجه خویشاوندی میان بزه دیده و بزهکار.

۴. محدودیت مکانی.

در خصوص قاعده ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *