تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲ انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 104 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲ آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲ با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲ از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازاریابی کلمه و امامان انقلاب ۲ :

بیشترین جلوه بعد فرهنگی حضرت امام(ره)، در تأسیس و ساخت نهادهای انقلاب اسلامی در دوره اول بعد از پیروزی انقلاب، بروز یافت که سعی شد در آغاز این نوشته به آن اشاره شود. در این بین، ایده بسیج مستضعفین و تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی (از جمعیت ۳۶میلیونی آن زمان) که کل جوانان را شامل می شد، ایده نابی بود. این ایده که در ابتدای امر، هشت روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی، طرح شد، عمدتاً نگاهی به مقابله با استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا داشت و بیشتر از جنس تجهیز آمادگی دفاعی و نظامی بود.

۴. ساحت فرهنگی- اجتماعی انقلاب اسلامی

از آنجا که رهبران فرهیخته انقلاب اسلامی، صبغه یک انسان فرهنگی را در درون خود پرورش داده بودند، لذا این بعد در تفاوتی آشکار با حوزه های سیاسی و اقتصادی، خمیرمایه ای متناظر با استعدادهای ذاتی شان داشته و بیشتر از یک ولی و یک رهبر، به عنوان یک متفکر و صاحب نظر عرصه فرهنگی، به مفهوم سازی در این ساحت پرداخته اند.

البته در دوره رهبری امام به واسطه حجم موضوعات و درگیری های سیاسی مربوط به دوره شکل گیری و تثبیت انقلاب و بروز جنگ تحمیلی و مساله های اقتصادی ناشی از بازتعریف روابط اقتصادی و تجاری ابرقدرت ها و استکبار جهانی با جمهوری اسلامی، حوزه های نظامی، امنیتی، سیاسی و اقتصادی پررنگ تر از حوزه فرهنگی در بیان و کلام و راهبری معظم له دیده می شود.

شاید بیشترین جلوه بعد فرهنگی حضرت امام(ره)، در تأسیس و ساخت نهادهای انقلاب اسلامی در دوره اول بعد از پیروزی انقلاب، بروز یافت که سعی شد در آغاز این نوشته به آن اشاره شود. در این بین، ایده بسیج مستضعفین و تشکیل ارتش ۲۰ میلیونی (از جمعیت ۳۶میلیونی آن زمان) که کل جوانان را شامل می شد، ایده نابی بود. این ایده که در ابتدای امر، هشت روز قبل از تسخیر لانه جاسوسی، طرح شد، عمدتاً نگاهی به مقابله با استکبار جهانی و در رأس آن آمریکا داشت و بیشتر از جنس تجهیز آمادگی دفاعی و نظامی بود:

«اگر یک ملت که همه جوان هایش علاوه بر جهاز دینی و ایمانی که دارند، مجهز به جهازهای مادی هم باشند، سلاحی هم باشند و یاد گرفته باشند، همچی نباشد که یک تفنگی دست شان آمد ندانند با آن، چه بکنندش. باید یاد بگیرید و یاد بدهید رفقایتان را. جوان ها را یادشان بدهید و همه جا باید این طور شود که یک مملکت بعد از یک چند سالی بشود یک کشوری با ۲۰ میلیون جوان که دارد، ۲۰ میلیون تفنگدار داشته باشد، ۲۰ میلیون ارتش داشته باشد، همچون مملکتی آسیب بردار نیست و الآن هم الحمدلله آسیب بردار نیست. الآن هم پشتیبان مان خداست و ما برای او نهضت کردیم. برای پیاده کردن دین او نهضت کردیم و خدا با ماست.» این صبغه و رنگ، در سال ۱۳۶۷ و در آخرین سالروز فرمان تشکیل بسیج در حیات مبارک حضرت امام(ره) کاملاً بیانی فرهنگی و اندیشه ای گرفت. در حقیقت برجستگی تفکر و فرهنگ بسیجی بیشتر مورد تأکید و تائید قرار گرفت: «… ولی حقیقتاً اگر بخواهیم مصداق کاملی از ایثار و خلوص و فداکاری و عشق به ذات مقدس حق و اسلام را ارائه دهیم، چه کسی سزاوارتر از بسیج و بسیجیان خواهند بود، بسیج شجره طیبه و درخت تناور و پرثمری است که شکوفه های آن بوی بهار وصل و طراوت یقین و حدیث عشق می دهد. بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند. بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن، نام و نشانی در گمنامی و بی نشانی گرفته اند. بسیج لشکر مخلص خداست که دفتر تشکل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضا نموده اند. من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می خورم و از خدا می خواهم تا مرا با بسیجیانم محشور بگرداند… خلاصه کلام، اگر بر کشوری نوای دل نشین تفکر بسیجی طنین انداز شد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد گردید والا هر لحظه باید منتظر حادثه ماند. ..»

دومین نهادی که در فروردین ۵۹ مفهوم سازی شد و کلید تأسیس آن خورد و به عنوان نقطه عطفی برای جهت و جریان دهی حوزه فرهنگی انقلاب به حساب می آمد، ستاد انقلاب فرهنگی بود. این ستاد مطابق فرمان امام ملزم بود، فعالیت های خود را بر محورهای تربیت استاد و گزینش افراد شایسته برای تدریس در دانشگاه ها، گزینش دانشجو و اسلامی کردن جو دانشگاه ها و تغییر برنامه های آموزشی دانشگاه ها، به صورتی که محصول کار آن ها در خدمت مردم قرار گیرد، متمرکز کند. این ستاد در طول سال های حیات حضرت امام(ره)، دو بار ترمیم شد، یک بار با پیشنهاد رئیس جمهور وقت آیت الله خامنه ای در شهریور ۶۲ و یک بار هم، با توجه به صلاحدید شخص حضرت امام(ره) در آذرماه ۶۳ برای اثرگذاری بیشتر به شورای عالی تغییر ماهیت ساختاری داد.

تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، ناتوی فرهنگی

در زمان رهبری امام خامنه ای(مدظله العالی) نیز، بارها و بارها بر مسئولیت های جدی و خطیرش تأکید شد و حتی در سال ۱۳۸۴، معظم له فرمودند که با انتصاب اعضای شورا، حجت را تمام کرده و این تکلیف سنگین را بر دوش اعضای شورا قرار دادند و از آنان تحرک، نوآوری و اهتمام جهت کیفیت بخشیدن به مایه های علم و تحقیق در مراکز دانشگاهی و پرداختن به تربیت معنوی دانشجویان و هدایت فکر و عمل آنان را خواستار شدند.

با پایان یافتن جنگ نظامی و تحمیلی علیه انقلاب اسلامی، جبهه جنگ اقتصادی تعطیل نگردید و علاوه بر آن جبهه جنگ فرهنگی زوایا و ابعاد تازه ای را تجربه می کرد که گویای طراحی نوی استکبار جهانی برای تغییر هویت و ماهیت نظام از درون بود. لذا رهبر حکیم انقلاب اسلامی در همان آغازین ماه های دوره رهبری در آذرماه ۶۸ «تهاجم فرهنگی» دشمن را هشدار دادند: «یک جبهه بندی عظیم فرهنگی که با سیاست، صنعت، پول و با انواع و اقسام پشتوانه همراه است، الآن مثل یک سیلی راه افتاده که با ما بجنگد. جنگ هم جنگ نظامی نیست. بسیج عمومی هم در آنجا هیچ تأثیری ندارد و آثارش هم طوری است که ما تا به خود بیاییم، گرفتارشده ایم… فرض کنیم در یک محوطه یک بمب شیمیایی منفجر شود یا بیفتد که احدی نفهمد. پس از هفت، هشت ساعت می بینید صورت ها و دست های همه تاول زده است. تهاجم فرهنگی دشمن به صورتی است که شما ناگهان از مدرسه های ما، ناگهان در خیابان های ما، در جبهه های ما، در حوزه علمیه ما، در مدارس و دانشگاه های ما نشانه های آن را خواهید دید…»

این توجه و انتباه که به صورت مستمر در مناسبت های مختلف، فریاد زده می شد، متأسفانه آن چنان که بایدوشاید اعتنا نشد تا جایی که رهبر معظم انقلاب اسلامی، ابتدا در سال ۷۱، عبارت «شبیخون فرهنگی» و سپس در سال ۸۵، عبارت «ناتوی فرهنگی» را به کاربردند.

«دشمن از راه اشاعه فرهنگ غلط -فرهنگ فساد و فحشا- سعی می کند جوان های ما را از ما بگیرد. کاری که دشمن از لحاظ فرهنگی می کند، نه تنها یک «تهاجم فرهنگی» بلکه باید گفت یک «شبیخون فرهنگی»، یک «غارت فرهنگی» و یک «قتل عام فرهنگی» است.»

«یعنی تحولات کشورهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین در دام طراحی باندهای قدرت بین المللی افتاده است و طراح اینها صهیونیست و سرمایه داران بین المللی بوده اند… اگر اقتضا می کرده است که اخلاق جنسی ملت ها را خراب کنند، راحت می کردند. مصرف گرایی را بین آنها ترویج کنند، به راحتی این کار را انجام می دادند؛ بی اعتنایی به هویت های ملی و مبانی فرهنگی را در آن ترویج کنند، این کار را می کردند… آن وقت همیشه لشکری هم از امکانات فرهنگی و رسانه ای و… در مشت اینها بوده است… حالا یک ناتوی فرهنگی به وجود آورده اند… سال هاست که این اتفاق افتاده است. مجموعه زنجیره به هم پیوسته رسانه های گوناگون که حالا اینترنت هم داخلش شده است و ماهواره ها و تلویزیون و رادیوها در جهت مشخصی حرکت می کنند تا سررشته تحولات جوامع را به عهده بگیرند… یعنی همان شبکه و همان ناتوی فرهنگی در مجموعه خود، بسیاری از این دانشمندان، هنرمندان، ادبا و امثال اینها را هم دارد.»

مهندسی فرهنگی

از جهت ایجابی نیز، طراحی سند مهندسی فرهنگی را یکی از وظایف محوری شورای عالی انقلاب فرهنگی برشمردند و در سال ۸۱ این شورا را این گونه خطاب کردند:

«شورای عالی انقلاب فرهنگی، قرارگاه اصلی مهندسی فرهنگی کشور است. اینها را درواقع باید اتاق فرمان فرهنگی کشور به حساب آورد… [لذا] ابتدا باید نقشه مهندسی فرهنگی کشور را تهیه نماید.»

تمدن نوین اسلامی

مقام معظم رهبری در مناسبت های مختلف به تبیین مراحل فرآیند تحقق اهداف انقلاب اسلامی پرداخته اند. ایشان فرآیند مزبور را در پنج مرحله اساسی مطرح و بیان فرمودند: انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، کشور اسلامی و تمدن نوین اسلامی. ایشان اشاره کردند که تاکنون از دو مرحله اول عبور کرده ایم؛ اما آینده مطلوبی که معظم له برای انقلاب اسلامی تصویر نموده اند، ایجاد تمدن نوین اسلامی است.

ایشان دین مداری، امت سازی، تشکیل حکومت، قانون مداری و ایجاد امنیت را مهم ترین مؤلفه های تمدن اسلامی دانسته و برای احیای تمدن اسلامی، شرایطی قائل شده اند که بازگشت حقیقی به قرآن، اقتدا به سیره رسول الله، اهتمام به وحدت و نظام سازی از آن جمله است.

عزت ملی

«عزت ملی چیست؟ عزت ملی عبارت است از اینکه یک ملت در خود و از خود احساس حقارت نکنند، نقطه مقابل احساس عزت، احساس حقارت است، یک ملت وقتی به درون خود -به سرمایه های خود، به تاریخ خود، به مواریث تاریخی خود، به موجودی انسانی و فکری خود- نگاه می کند، احساس عزت و غرور کند، احساس حقارت و ذلت نکند، این یکی از چیزهایی است که برای یک ملت لازم است. قرآن در موارد متعددی به این معنا اشاره کرده: منافقان با خودشان گفت وگو می کردند که ما عزیزیم و مسلمان ها را –که ذلیل اند- از مدینه خارج خواهیم کرد! خداوند به پیغمبر وحی فرستاد که اینها این جور می گویند، لیکن نمی فهمند و نمی دانند، آنکه عزیز است، مؤمنان اند، عزت از آن خداست و از آن پیامبر خدا و از آن مؤمنان است. این یک تابلو درخشانی است که همیشه جلوی چشم امت اسلامی باید قرار داشته باشد؛ «عزت ملی». اگر یک ملتی احساس عزت نکند، یعنی به داشته های خود، به آداب خود، به زبان خود، به الفبای خود، به تاریخ خود، به مفاخر خود و به بزرگان خود، به چشم حقارت نگاه کند، آنها را کوچک بشمارد و احساس کند از خودش چیزی ندارد، این ملت به راحتی در چنبره سلطه بیگانگان قرار می گیرد».

یکی از مفاهیمی که رهبر حکیم انقلاب اسلامی بارها و بارها از آن سخن رانده اند و آن را موجب هویت بخشی ملی می داند، عزت ملی است، ایشان این مفهوم را در همه عرصه های زندگی قابل ترجمه می دانند و از نحوه اداره کشور گرفته تا ارتباط انسان ها باهم، عزت ملی را ناقد می شمرند.

۵. ساحت حکمرانی انقلاب اسلامی

قبل و بعد از سقوط رژیم طاغوت، درخصوص اینکه حکومت برآمده از نهضت و قیام مردم ایران، چه شکلی به خود بگیرد، بحث ها و مناظره ها درگرفت و نهایتا قبل از اینکه انقلاب به روز پنجاهم خود برسد (دهم فروردین ۵۸) انتخابات عمومی برگزار گردید و مردم، جمهوری اسلامی را به عنوان نظام سیاسی حکومت شان برگزیدند. جمله معروف، «جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد؛ که از سوی امام خمینی(ره) بیان شد، مهم ترین مفهوم سازی بود که در همان ایام خط کلی نظام را برای حفظ این قالب نشان می داد. در این فرم، زنجیره فرمان و حکمرانی مشخصاتی پیدا می کرد که خود را از سایر شکل های حکومت داری ممتاز می نمود. به معنای دیگر، تمام اجزاء این زنجیره، درصورت انتخاب شکلی دیگر توسط مردم، یا بی معنا می شد یا معنای متفاوتی از آنچه که در این قالب پیدا کرد، به خود می گرفت.

ولایت فقیه

امام خمینی بعد از تبعید در شهر نجف اشرف، درس خارج فقه و اصول داشتند. در درس خارج فقه شان که مکاتب تدریس می شد، ایشان مفهوم ولایت فقیه در زمان غیبت امام معصوم(ع) را بازطرح نمودند. در حقیقت اشاره به این مفهوم در سال ۱۳۴۶، نشانگر نگاه حکومتی امام به جریان نهضتی بود که در حال شکل گیری بود.

با پیروزی انقلاب اسلامی و انتخاب جمهوری اسلامی و برگزاری رفراندوم قانون اساسی و رای مثبت مردم به آن، ولی فقیه جامع الشرایط در راس و جایگاه راهبری نظام قرار گرفت. در طول بررسی قانون اساسی پیشنهادی در مجلس خبرگان قانون اساسی، بحث های متفاوت و متعارضی در خصوص این نهاد مترقی پیش آمد. برخی از ریشه با آن مخالف بوده و آن را مغایر با «جمهوری اسلامی» تلقی می کردند برخی آن را مغایر عظمت و بی نهایتی دین دانسته و برخی آن را شرک برای ولایت الله می دانستند. اما امام خمینی(ره) اعتقاد مبنایی دیگری داشتند:

«ضرورت اجرای احکام که تشکیل حکومت رسول اکرم صلی ا… علیه و آله و سلم را لازم آورده، منحصر و محدود به زمان آن حضرت نیست، و پس از رحلت ایشان نیز ادامه دارد. طبق آیه «اولی الامر» احکام اسلام محدود به زمان و مکان خاصی نیست و تا ابد باقی و لازم الاجرا است… به ضرورت شرع و عقل، آنچه در دوره حیات رسول اکرم(ص) و زمان امیرالمومنین(ع) لازم بوده، یعنی حکومت و دستگاه اجرا و اداره، پس از ایشان و زمان ما هم لازم است.»

حتی در تبیین گستره اختیارات آن می فرمودند: «این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیش از حضرت علی(ع) بود، یا اختیارات حکومتی امیر مومنان(ع)، بیش از فقیه است، باطل و مردود است.» امام(ره)، با احیای امر حکومت و ولایت از راه تاسیس نظام ولایی در «جمهوری اسلامی»، نحوه اتصال دین و سیاست را در عمل نشان داد. ایشان، تشکیل حکومت را تنها ابزاری برای اصلاح جامعه در ابعاد گوناگون آن دانسته و اثبات کرده است که دین نه تنها می تواند بلکه باید منشا اصول حیات جمعی و برنامه زندگی باشد و با پیروی از آن به نیازمندی های مادی و معنوی انسان پاسخ گفت، چراکه از دیدگاه ایشان، فقه، تئوری اداره جامعه از گهواره تا گور است. در تبیین مفهوم ولایت فقیه، امام خامنه ای نیز بحث های مفصلی دارند: «ولایت فقیه عادل، یعنی حکومت کسی که دین و اسلام را می شناسند و می داند چگونه باید بر مردم حکومت کرد و نیروی تقوا هم به او کمک می کند که از این خط منحرف نشود.» «ولایت فقیه، جایگاه مهندسی نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگیری از انحراف به چپ و راست است؛ این اساسی ترین و محوری ترین مفهوم و معنای ولایت فقیه است.» لذا «پاسداری و دیده بانی حرکت کلی نظام به سمت هدف های آرمانی و عالی اش، مهم ترین و اساسی ترین نقش ولایت فقیه است.»

مردم

مفهوم «مردم»، مفهومی جدید و تازه و ساخته شده توسط رهبران انقلاب اسلامی نیست، اما نوع نگاه مسئولانه و غیر ابزاری آنها به مردم و ساحت رشد معنوی و مادی ایشان به صورت توامان، نگاه بلندی را در عرصه حکومت داری معاصر نشان می دهد. امام(ره)، هیچ گاه در مسیر پیشبرد اهداف نهضت متوسل به گروه ها و جریانات سیاسی نمی شد، بلکه به همه توصیه می کرد، اگر می خواهید به مردم خدمت کنید و بمانید، باید به اقیانوس ملت مسلمان ایران بپیوندید. ایشان می فرمودند: «ما در مشکلات باید متوسل شویم به ملت، ملتی که بحمدالله مهیا برای کمک و فداکاری بوده و هست. با فداکاری ملت، بحمدالله مراحلی را که بسیار اهمیت داشت پشت سر گذاشتیم و موانع مرتفع شد.»

حضرت آیت الله خامنه ای هم با اعتقاد راسخ به این نگاه، می فرمودند: «کمتر کسی را دیده ام که به قدر امام(ره) نسبت به مردم از عمق دل احساس محبت و اعتماد کند. او به شجاعت و ایمان و وفا و حضور مردم باور داشت.» امام مردم داری و مردم مداری را برای مسئولین اجرایی مملکت یک اصل غیرقابل خدشه می دانستند. ایشان در جایی فرمودند: «اگر محمدرضا (پهلوی) بین مردم پایگاه داشت، اگر نصف قدرتش را صرف کرده بود برای ارضای مردم، هرگز این قدرت به هم نمی خورد، هرگز با او مخالفت نمی شد. لکن مع الاسف همه قدرتش را روی هم گذاشت بر ضد مردم. به طوری که اگر می رفت به زیارت حضرت رضا(ع)، هر که می شنید، می گفت دارد حقه بازی می کند».

لذا امام برای تحقق اهداف نهضت، بر «توده های مومن و آگاه

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *