تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» شامل 87 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار شرکت کنندگان در نهمین همایش ملی «نخبگان فردا» :

بسم الله الرّحمن الرّحیم،الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاه و السّلام علی سیّدنا محمّد و آله الطّاهرین؛ اوّلاً خیلی خوش آمدید جوانان عزیز! و دیدار شماها برای امثال بنده حقیقتاً انرژی بخش و همچنین امیدبخش است. وقتی انسان چهره های جوان و آماده ی به کار و مصمّم و بااستعداد را مشاهده میکند، امیدی که خدای متعال بحمدالله در دل ما گذاشته و روزبه روز این امید بیشتر هم شده بارور میشود. امیدواریم ان شاءالله همه ی شماها و همه ی جوانان این کشور مشمول هدایت الهی و لطف الهی قرار بگیرند و بتوانند برای آینده ی کشورشان و در مرحله ی بعد برای آینده ی بشریّت مفید باشند؛ ان شاءالله.

خب، ما یک حرف تکراری داریم که نمیخواهیم حالا راجع به آن زیاد صحبت بکنیم و آن، ثروت عظیم نیروی انسانی است. ثروت واقعی یک کشور، نیروی انسانی آن کشور است؛ بخصوص اگر جوان و هوشمند باشد. بنده مکرّر در صحبتهای سالهای گذشته بر روی سطح بالای هوشیِ ایرانیان نسبت به متوسّط جهان صحبت میکردم؛ بعضی خیال میکردند این از روی احساس ناسیونالیستی و ملّت خواهی و مانند اینها است؛ درحالی که این جور نبود؛ بنده اطّلاعات آماری داشتم نسبت به این قضیّه و خوشبختانه در این دو سه سال اخیر، آدم می شنود از شخصیّت های معروف دنیا -حتّی سیاستمدارها و دشمنان ملّت ایران- که به مناسبت های مختلف، به ضریب هوشیِ بالای ملّت ایران اعتراف میکنند؛ اَلفَضلُ ما شَهِدَت بِهِ الاَعداء.[۱] سطح هوشیِ متوسّط کشور ما از متوسّط دنیا بالاتر است؛ خب جوان هم که خیلی داریم بحمدالله؛ این خیلی ثروت عظیمی است، این خیلی داراییِ ارزشمندی است و برای کشور فرصت است.

البتّه همه ی کشورها و همه ی رژیمهای گوناگون عالَم این جور نیست که وجود جوانها را فرصت بدانند؛ نه، مثلاً رژیم پهلوی حضور جوانها و تحرّک جوانها را فرصت نمیدانست، تهدید میدانست -این هم از آن حرفهایی است که استدلال کاملاً متّکی به آمار، برای آن ممکن است که حالا مجالش اینجا نیست- آنها دلشان میخواست جوانها حضور نداشته باشند؛ نه حضور علمی، نه حضور سیاسی، نه حضور اجتماعی، و خیلی چیزها ترویج میشد برای اینکه این حضور را تضعیف کنند. جوان را واقعاً تهدید میدانستند. هر چه هم میتوانستند، خارج میفرستادند تا آنهایی که نخبه هستند، آنهایی که سرشان به تنشان می ارزد به نظر آنها، بروند و اینجا نباشند. در جمهوری اسلامی این جور نیست؛ جمهوری اسلامی متّکی به خود است، درون زا است، قدرت خود را در درون خود و در معنویّات خود و در موجودی خود میداند، لذا بزرگ ترین ثروت جمهوری اسلامی، در واقع نیروی انسانی او است؛ یعنی همین جوانهای هوشمند، متعهّد، علاقه مند، درس خوان و آینده دار. خب، این جزو مسلّمات ما است.

امروز که حالا ما با شما تعدادی از جوانهای خوب کشورمان ملاقات داریم، من چند سفارش میخواهم بکنم به شما؛ سفارشهای پدرانه. شما جوانها جای فرزند من هستید -بعضی تان جای فرزند، بعضی تان جای نوه- و جا دارد که من پدرانه چند نکته را به شما عرض بکنم؛ چند سفارش مدیریّتی و کاری هم دارم، آنها را هم عرض خواهم کرد که مربوط به مسائل کاریِ مرتبط با شما جوانها است؛ یک هشدار و نگاه بیمناک هم دارم که آن را هم اگر ان شاءالله وقت و مجال باقی ماند، با شما در میان میگذارم.

قدر نعمت نظام اسلامی را بدانیم

امّا آن سفارشهایی که پدرانه به شما عرض میکنم، اوّلش این است که شما موجودیِ خودتان را، یعنی این نخبگی را، از خدا بدانید؛ این نعمت خدا است، این موهبت الهی است، این یک نعمتی است که خدا به شما داده؛ شکر کنید خدا را، ارتباطتان را با خدا زیاد کنید، از خدای متعال متشکّر باشید و این تشکّر را بین خودتان و خدا، به زبان بیاورید. این بر توفیقات شما می افزاید، بر نعمت الهی که به شما داده می افزاید؛ از خدا بدانید. و از انقلاب بدانید؛ این هم یک نگاه و یک لایه ی تفکّر درباره ی این موجودی است که این حرکت عظیم عمومی کشور در راه علم، از برکات انقلاب است. اگر انقلاب نبود، این چیزها نبود. حالا آقای ستّاری یک خاطره ای را از قول بنده خواندند،[۲] دنباله اش این است که همان هواپیماهایی که به ما میگفتند تا روز، روز، همه بکلّی زمین گیر خواهد شد، تا امروز دارند کار میکنند؛ امروز سی وچند سال از آن روز دارد میگذرد جوانهای ما در نیروی هوایی، نیروهای فنّی مان، همّت کردند، وارد شدند؛ -که پدر خود ایشان یکی از همان جوانهای آن روز بود-[۳]دستهای معجزه گر خودشان را به کار انداختند، ذهنشان و فکرشان را به کار انداختند و همان هواپیماهایی که به ما گفته میشد اینها زمین گیر خواهند شد، تا آخر جنگ کار کردند، و تا امروز هم همانها دارند کار میکنند؛ همان سی صدوسی ها، همان اف چهارده ها، همان اف چهارها، همان اف پنج ها، الان هستند و مشغول کارند. معجزه ی دستها را انقلاب به وجود آورد. آن برادرانی که به من میگفتند کار تمام شد، مردمان خوبی بودند -چند نفرشان هم شهید شدند- لکن تفکّرشان تفکّر انقلاب نبود، تفکّر مربوط به قبل از انقلاب بود و با آن دید نگاه میکردند. قطعات این هواپیماها را وقتی میخواستند تعمیر کنند، قطعه های دربسته را -یعنی یک قطعه ی بزرگ که متشکّل است در درون خودش از مثلاً چهل پنجاه قطعه- حق نداشتند باز بکنند؛ این قطعه ی دربسته را در هواپیما میگذاشتند میبردند آمریکا، آنجا عوض میکردند و برمیگرداندند. یعنی هُمافر ایرانی، افسر فنّی ایرانی حق نداشت دست بزند به این قطعه تا ببیند چه هست و چه جوری باید عمل کند؛ تفکّر قبل از انقلاب این جوری بود. انقلاب آمد ورق را برگرداند؛ به ایرانی شخصیّت داد، هویّت داد، جرئت داد، او را تشویق کرد به اینکه نیروی درونی خودش را به کار بیندازد. نتیجه این شده که ما در بین این همه کشور دنیا در رتبه ی پانزدهم علمی قرار بگیریم؛ این خیلی حرف بزرگی است. در بین دویست کشور دنیا که در این دویست کشور کشورهایی هستند که دویست سال، سیصد سال سابقه ی صنعت و سابقه ی کار علمی دارند، ایران بعد از انقلاب -قبل از انقلاب که هیچ؛ هیچ چیز نبود- با فشار جنگ، با تحریم، با این همه مشکلات بتواند خودش را برساند به این سطح؛ این را انقلاب به ما داد.

این توانایی ها را، [این ] «هر کاری میتوانید بکنید» را از انقلاب و نیز از تأمین کنندگان امنیّت کشور بدانید. این شهید همدانی که چند روز قبل شهید شد،[۴] شما دیدید وقتی [پیکرش ] رفت به همدان، همه ی شهر آمدند و تشییع جنازه اش کردند؛ این قدردانی است. اینها اسمی هم ندارند؛ یک تعدادی شان معروف میشوند و شناخته میشوند، اکثرشان معروفیّتی هم ندارند امّا اینها دارند امنیّت را برای من و شما حفظ میکنند. اگر امنیّت نباشد، دانشگاه نیست، تحقیق نیست، پژوهش نیست، نخبه سازی نیست. آنجایی که امنیّت نیست، در واقع هیچ چیز نیست؛ آنجا زندگی انسانها هم در خطر تهدید لحظه ای و دائمی است. این آمادگی ها را، این آموزشها را، این فرصتها را از این تأمین کنندگان امنیّت هم بدانید. توصیه ی اوّل من این است. این را به عنوان سفارش پدر پیری به شما جوانهای عزیز، از ما بپذیرید و یادتان باشد.

ضرورت توجه به کار جهادی و روحیه جهادی

سفارش دوّم: روحیّه ی جهادی را بر روحیّه ی تافته ی جدابافته بودن ترجیح بدهید. یکی از خطراتی که گریبان کسانی را که یک امتیازی دارند میگیرد، این است که احساس کنند تافته ی جدابافته اند، احساس کنند یک سر و گردن از همه بالاترند؛ این خطر بزرگی است، این یک خطر شخصیّتی است، یک بیماریِ شخصیّتی است؛ نگذارید این بیماری در شما رشد بکند و راهش هم این است که کار جهادی و روحیّه ی جهادی را در خودتان تقویت کنید. روحیّه ی جهادی یعنی کار را برای خدا انجام دادن، کار را وظیفه ی خود دانستن، همه ی نیروها را در راهِ کارِ درست به میدان آوردن؛ این روحیّه ی جهادی است. برای اینکه این روحیّه ی جهادی در شما تقویت بشود، حضورتان در اردوهای جهادی خیلی خوب است. نگویید وقتمان تلف میشود؛ نه، بیشترین و بهترین استفاده از وقت همین است. درستان را بخوانید، پژوهشتان را بکنید، کارتان را بکنید، در اردوهای جهادی هم که در دوره ی سال، چند هفته ای انسان را مشغول میکند شرکت کنید. این شما را با متن مردم آشنا میکند، این شما را با مشکلات و معضلات جامعه که غالباً از چشم مسئولین دور میماند، آشنا میکند. بعضی از مسئولین خبر از واقعیّتهای جامعه ندارند، دُور خودشان و یک شعاع محدودی را فقط می بینند؛ [اینکه ] در روستاها چه میگذرد، در شهرهای دور چه میگذرد، در خانواده های فرودست چه میگذرد، اینها را اصلاً ملتفت نیستند. این را من در طول این تجربه ی طولانی بیست سی ساله، مکرّر تجربه کرده ام؛ این را دیده ام در بعضی ها که به شما عزیزانم دارم عرض میکنم؛ خبر ندارند که چه هست. شما الان جوان هستید، نیرو دارید، حوصله دارید، وقت دارید، گرفتاری زیادی ندارید، از این فرصت استفاده کنید. یکی از فرصتها هم همین اردوهای جهادی است؛ این اردوهای جهادی بمراتب بهتر از اردوهایی است که متأسّفانه هنوز هم معمول است. با اینکه من هشدار داده ام، بعضی ها اردو درست میکنند که بفرستند اروپا؛ اردوی دانشجویی به اروپا! یکی از غلطترین کارها این است؛ این اردوی جهادی، از آن بمراتب بهتر و شرافتمندانه تر و مفیدتر است. حضور در اردوهای جهادی، تماس مستقیم با مردم، احساس مسئولیّت پیدا میکنید. انسان وقتی خدمت کرد به طور مستقیم، خدمت در چشم انسان عزیز میشود؛ نقاط ضعف را پیدا میکنید.

مهاجرت نخبگان

یک سفارش دیگری میکنم؛ یکی از چیزهایی که برای نخبه های ما پیش می آید [مهاجرت است ]؛ چون همین طور که اشاره کردند، جوانهای نخبه ی ما در کشورهای مختلف دنیا طلبکار و متقاضی کم ندارند، زیاد دارند، به دلایل مختلف؛ یکی از دلایلش این است که آنجاها جوان کم است، یا جوان بااستعداد کم است، یا جوان بیگانه ای که طمعش کم باشد کم است؛ میخواهند جذب کنند. یک تصوّر خیالی از یک رفاه، در این مواقع ذهن انسان را پُر میکند؛ ممکن است خیالی باشد، توهّم باشد، ممکن هم هست واقعی باشد، واقعاً یک رفاهی در انتظار انسان باشد؛ اینجا را ترجیح بدهید. به جای اینکه خودتان را در معده ی بی رحم جوامع بیگانه هضم کنید، در کشور خودتان سازنده و تنظیم کننده ی مغز و سلسله اعصاب و استخوان بندی جامعه ی خودتان بشوید. این افتخار دارد؛ این شرف است؛ برای کشورتان کار کنید. میتوانید شما کشورتان را بسازید، میتوانید ضعفهایش را برطرف کنید؛ ما ضعفهای زیادی داریم. من خیلی ستایش میکنم از وضع کشور امّا شاید کمتر کسی به قدر من اطّلاع دارد از ضعفهایی که در کشور وجود دارد. میدانیم خیلی ضعف داریم؛ این ضعفها را باید برطرف کنیم؛ شما باید برطرف کنید. میتوانید شما آن کسی باشید که هندسه ی صحیح سلامت این کشور را طرّاحی کنید؛ میتوانید بخشی اش را پیش ببرید. وقتی رفتید یک جایی، حالا گیرم یک پولی هم گیرتان آمد، امکانات رفاهی هم -فرضاً اگر واقعیّت داشته باشد- گیرتان آمد، امّا شما آنجا در معده ی آزمندِ اجتماعهای بیگانه هضم خواهید شد؛ [ولی ] اینجا میتوانید منشأ اثر باشید.

مرعوب غرب نشوید

توصیه ی آخر -زیاد نمیخواهم طولانی کنم- مرعوب غرب هم نشوید. درست است که امروز غربی ها از لحاظ علم و فنّاوری از ما خیلی جلوترند امّا شما مرعوب این جلوتر بودن نشوید. چرا؟ برای اینکه شما از آنها بالاتر هستید. آنکه شما می بینید امروز فنّاوری پیشرفته دارد و صنایع و اختراعات و مانند اینها دارد، سال است شروع کرده؛ شما سال است شروع کرده اید؛ انقلاب شما ساله است؛ شما در طول سال توانسته اید این همه راه بروید و این شتاب را در پیشرفتها پیدا کنید. آنها در طول سال اوّل استقلالهایشان [خیلی عقب بودند]؛ مثلاً کشور آمریکا؛ سال بعد از تاریخ استقلال از زیر یوغ انگلیس ها آمریکا هیچ چیز نبود. آمریکای سال یا سال بعد از استقلال، با ایران سال بعد از پیروزی انقلاب، زمین تا آسمان فرق دارد؛ شما بمراتب از آنها جلوترید. عمر تمدّن مادّی آنها بمراتب کمتر خواهد بود برای شما که بخواهید به این رتبه ی از تمدّن مادّی برسید؛ حالا جدای از معنویّات. مرعوب آنها نشوید. سال بعد از پیروزی آمریکایی ها بر ارتش انگلیس و استقلال آمریکا، این مجسمه ی آزادی معروف آمریکا ساخته شده. این مجسمه را آمریکایی ها نساختند -اگر حافظه ی من خطا نکرده باشد، قدیم دیدم- این مجسمه را یک مهندس فرانسوی از فرانسه آمد ساخت. یعنی صد سال بعد از استقلال، آمریکایی ها هنوز از لحاظ علمی و فنّی و صنعتی به آنجایی نرسیده بودند که بتوانند این مجسمه ی آزادی را بسازند؛ یک مهندسی از فرانسه آمد، این را طرّاحی کرد و ساخت. شما خیلی جلوترید؛ مرعوب نشوید. توانایی های شما بمراتب به صورت بالقوّه بیشتر از آنها است؛ پیش بروید، حرکت کنید.

نسل جوان دوره ی ما یعنی شماها، میتوانید این افتخار را برای خودتان به ثبت برسانید که شما نسل جوانی بودید که توانستید کشور را به مراحل بزرگ پیشرفت علمی برسانید؛ این افتخار، خیلی افتخار بزرگی است. نسل جوانِ امروز، میتواند این افتخار را برای خودش جلب بکند که به جای اینکه به شکل تبعی دنباله ی دیگران باشد، عزّتمندانه توانسته پایه های استقلال علمی و پیشرفت علمی را در این کشور محکم کند و کار کند و تلاش کند. این افتخار میتواند برای نسل جوان دوره ی ما و دوره های اوّلیّه ی انقلاب باشد؛ خب، اینها توصیه های ما است به شما عزیزان، برادران، خواهران، فرزندان عزیز من و جوانهای عزیز.

چند توصیه مدیریتی و کاری به مسئولین بنیاد نخبگ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *