تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی شامل 93 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل زن در آینه شعر فارسی ؛ ۴- شیخ مصلح الدین سعدی :

شیخ مشرف الدین سعدی (حدود ۶۰۶- ۶۹۰ه .ق) در نوع خود، شاعری بی بدیل است که شهرتش قلمرو وسیعی از تمدن اسلامی و جهانی را درنوردیده است. آثار سعدی از واقعیتهای روزمره زندگی مردم روزگار او الهام گرفته و نقش آفرینان آن، طبقات مختلف مردم هستند که عوالم متفاوتی دارند. در این نوشتار در صدد هستیم تا دریابیم که سعدی، شیخ شیراز و معلم اخلاق در تمام آثارش، درباره زن چه می گوید؟ پاسخ این پرسش زمانی، ارزش بیشتری می یابد که بدانیم سعدی، شاعری واقع گرا و رئالیست است و با او می توان به فضای قرن هفتمی جامعه ایران، بلکه اسلام راه پیدا کرد.

زن «چنانکه هست» به عنوان بخشی از وجود، چگونه در نگاه سعدی تجلی می کند و به نظر وی، زن «چگونه باید باشد؟» فضایل و رذایل اخلاقی زنان کدامند؟ و به دیگر سخن، زن در حکمت نظری و حکمت عملی سعدی چه جایگاهی دارد؟…

در ارزیابی کلیه آثار سعدی اعم از نظم و نثر با شاعری واقع گرا و رئالیست روبرو هستیم، به طوری که رد پای اساطیر، افسانه ها، نمادها و عوالم غیر رئالیستی در آثار او چندان پررنگ و آشکار نیست. از این نظر نمی توان سعدی را با شاعرانی چون نظامی و فردوسی مقایسه کرد. نه تنها محققان و نویسندگان ایرانی به واقع نمایی آثار سعدی توجه کرده اند، بلکه خاورشناسان غربی هم از این نکته غافل نمانده اند و حتی پیش از ایرانیان بدان پرداخته اند. چنانکه سمله (

semelet

) خاورشناس فرانسوی که ترجمه ای از گلستان را در سال ۱۸۲۸ منتشر کرد، در آغاز آن نوشت : «سعدی وضع طبیعی و اخلاقی کشوری را که در آن زندگی می کرد، به خواننده معرفی می کند.» خولموگروف (

Kholmogorow

) مستشرق روسی هم که در سال ۱۸۶۵ شرح حال سعدی و برگزیده هایی از کلمات قصار وی را به زبان روسی انتشار داد، نوشت: «سعدی زندگانی مردم را توصیف می کند و به این سبب مردم همیشه آثار او را می خوانند.» هانری ماسه (

Hanri masse

) خاورشناس دیگر فرانسوی رساله دکتری خود را تحقیق درباره سعدی قرار داد و آن را به سال ۱۹۱۹ در پاریس منتشر کرد. او در تحقیق ارزشمند خود به این نکته پی برده است که با خواندن آثار سعدی، خصوصیات و عادات و رسومی به دست می آ ید که چون آنها را دسته بندی کنیم، تقریبا بی نیاز از هر مقدمه ای، نوعی جدول مشخصات شهر کوچک شیراز به دست می آید. البته علاوه بر این سخن هانری ماسه، می توان ادعا کرد که آثار سعدی نه تنها آینه شیراز قرن هفتم است، بلکه تصویری از ممالک اسلامی آن روزگار می باشد. قلمروی که سعدی در مسافرت ۳۵ ساله خود، اطراف و اکنافش را دیده و از آن تجربه ها اندوخته است. زن در این قلمرو چهره های مختلفی دارد و شخصیتهای متفاوتی از وی می توان مشاهده کرد که تقریبا همگی به نقش خانوادگی و روابط زن و مرد مربوط می شود و از نقش اجتماعی زن بطور مستقیم نشانی ندارد؛ همانگونه که در کتب اخلاق و در مباحث علمای اخلاق مرسوم بود و عرف جامعه اسلامی آن را پذیرفته، بنیانهای اجتماعی را بر اساس آن شکل داده بود.

بخش اول: نهاد خانواده و ازدواج

الف مقام مادر

از مهمترین نقشهای زنان، نقش مادری و تربیت فرزند است. به لحاظ اهمیت و جایگاه این نقش در اسلام، حضرت پیامبر(ص) فرموده است : «الجنه تحت أقدام الأمهات.» سعدی نیز که خود در کودکی، پدر از دست داده و با تربیت مادر بزرگ شده بود، تحت تأثیر فرهنگ اسلامی، وجود مادر را از امدادهای عالم غیب می دانست و معتقد بود آغوش دلپذیر مادر، مانند «بهشت» است.

در شعر سعدی، مادر، پند آموز فرزندان، بخصوص دختران است و رموز زندگی چون صرفه جویی در روز آسانی و توشه نهادن از بهر تنگدستی و در دنیا به فکر آخرت بودن را به ایشان می آموزد. از دیدگاه سعدی، وجود مادر نعمت الهی است که باید شکر آن را به جای آوری، وگرنه با کوران برابری. اما در همیشه تاریخ، جوانانی یافت می شده اند که قدر مادر، نیکو نمی دانستند و کودکی خویش و زحمات او را فراموش می کردند. سعدی نقل می کند که :

جوانی سر از رای مادر بتافت
دل دردمندش به آذر بتافت.…

مادر چون درمانده شد، گهواره فرزند سست مهرِ فراموش عهد را، پیش آورده ضعف کودکی را به او خاطر نشان کرد و تذکر داد «تو آنی که از یک مگس رنجه ای» سپس نصیحتش کرد که دوباره درگور به همان ناتوانی برمی گردی که نتوانی موری از خویش برانی.

گویا خود سعدی هم خدایش بیامرزد روزی به جهل جوانی بانگ بر مادر زده و سبب شده که او دل آزرده به کنجی نشیند و گریان همیگوید : «مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی؟»

چه خوش گفت زالی به فرزند خویش
چو دیدش پلنگ افکن و پیلتن

گر از عهد خردیت یادآمدی
که بیچاره بودی در آغوش من

نکردی در این روز بر من جفا
که تو شیر مردی و من پیرزن

مقام مادر در فرهنگ مسلمانان، حرمت و قداستی دارد که باید از جانب فرزندان رعایت شود. یکی از مصادیق این حفظ حرمت، خودداری از دشنام دادن به مادر دیگران است که سبب مقابله به مثل می گردد. آورده اند که پیامبر(ص) فرمود: «کسی که پدر و مادر خود را دشنام دهد، نزد خدا ملعون است» چون اصحاب از چگونگی امر پرسیدند، پاسخ فرمود : «زیرا وقتی کسی، مادر فردی را دشنام دهد، آنکس نیز مادر و پدر او را دشنام می دهد.» سعدی در رساله صاحبیه می گوید:

هر بد که به خود نمی پسندی
با کس مکن ای برادر من

گر مادر خویش دوست داری
دشنام مده به مادر من

دشنام مادر بر دشنام شنیده، بسیار گران بود، بخصوص اگر پایگاه اجتماعی بالایی داشت. درآنصورت عواقب سنگینی به دنبال می آورد. سعدی دشنام دادن سرهنگ زاده ای را به مادر یکی از پسران هارون الرشید نقل می کند که چون ماجرا به مشورت درباریان گذاشته شد، هر یک کیفری را پیشنهاد کردند، مثل کشتن، زبان بریدن و مصادره اموال.

زن حتی در مقام فرزندی و دختری در خانه پدر، از مهر مادری عاری نیست. نمونه اکمل این عاطفه در حضرت زهرا (س) تجلی نموده که از جانب پدر به «ام أبیها» ملقب گشته است. سعدی می گوید: روزی هنگام سفر، دختری را در کاروان دیده است که چون باد و گردوخاک شدید برمی خاست، با مهربانی تمام با معجر خویش، غبار از چهره پدر می زدود. مهرورزی او زمینه مناسبی فراهم می آورد تا پدر به نصیحت او پردازد و مرگ و عالم گور را به او یادآوری کند:

پدر گفتش ای نازنین چهر من
که داری دل آشفته مهر من

نه چندان نشیند در این دیده خاک
که بازش به معجر توان کرد پاک

ب کفو بودن و هم شأنی همسران

از آثار سعدی چنین برمی آید که کفو بودن زن و مرد در زندگی زناشویی آن روزگار چندان مورد توجه قرار نمی گرفته است. البته این امر، طبیعت بشری را نمی توانست تغییر دهد؛ در حکایتی از سعدی می خوانیم که پیری دختری خواسته بود و حجره به گل آراسته … همی گفت : «بخت بلندت یار بود و چشم دولتت بیدار که به صحبت پیری افتادی پخته، پرورده، جهاندیده، گرم و سرد چشیده، نیک و بد آزموده که حقوق صحبت بداند و شرط مرّوت بجای آورد، مشفق و مهربان و خوش طبع و شیرین زبان … نه گرفتار آمدی به دست جوانی معجب، خیره رأی، سرتیز، سبک پای که هر دم هوسی پزد و هر لحظه رأیی زند و هر شب جایی خسبد و هر روز یاری گیرد … خلاف پیران که به عقل و ادب زندگانی کنند، نه به مقتضای جهل و جوانی»؛ چندان گفت که گمان برد دلش صید او شد. دختر ناگه نفسی سرد از درون سینه پردرد برآورد و گفت: چندین سخن که بگفتی در ترازوی عقل من، وزن آن یک سخن ندارد که وقتی شنیده ام از قابله خویش که گفت: «زن جوان را اگر تیری به پهلو نشیند به که پیری»

البته پیرانی هم از عواقب کفونبودن آگاه بودند و تن به چنین ازدواجی نمی دادند. سعدی در این زمینه حکایتی دارد که در عین حال نشان می دهد نادیده گرفتن تناسب سنّی زن و مرد، چه بسا از مکنت و ثروت مرد ناشی شده است.

«پیرمردی را گفتند: چرا زن نکنی؟ گفت: با پیرزنانم عیشی نباشد. گفتند: جوانی بخواه، چون مکنت داری. گفت: مرا که پیرم با پیرزنانم الفت نیست؛ پس او را که جوان باشد. با من پیر، چه دوستی صورت بندد؟»

ج توجه به زیبایی

چنانکه سعدی نشان می دهد نخستین و یکی از مهمترین ملاکهای انتخاب همسر در جامعه او، زیبایی و خوبرویی بوده است. این ملاک هم از جانب مردان مهم شمرده می شد و هم از سوی زنان. دختری که پیشتر ذکر او رفت و همسر پیرمردی شده بود، سرانجام طلاق گرفت و سپس با جوانی تند، ترشروی، تهیدست وبدخوی ازدواج کرد. جور و جفا می دید و شکر نعمت حق می گفت که «الحمدلله از آن عذاب الیم برهیدم و بدین نعمت مقیم برسیدم.»

با اینهمه جور و تندخویی
بارت بکشم که خوبرویی

* * *

… بوی پیاز از دهن خوبروی
به بحقیقت که گل از دست زشت

زیبایی از طرف مردان نیز، رکن ازدواج شمرده می شد. سعدی می گوید: مردی دختری داشت بغایت زشت روی که با وجود جهاز و نعمت، کسی به ازدواج با او رغبت نشان نمی داد. سرانجام به نکاح نابینایی درآوردند. طبیبی پیدا شد که دیده نابینا درمان می کرد. پدرزن را گفتند: چرا داماد را معالجه نکنی تا بینا شود؟ پاسخ داد: «ترسم که بینا شود و دخترم را طلاق دهد. شوی زن زشت روی نابینا به!»

البته باید توجه داشت که چون پای عشق درمیان باشد، زیبایی خود آفریده می شود. به دیگر سخن، عاشق در معشوق جز زیبایی نبیند. چنانکه آورده اند یکی از ملوک عرب، مجنون را به عشق لیلی سرزنش کرد؛ مجنون گفت:

کاش کانان که عیب من جستند
رویت ای دلستان بدیدندی

تا به جای ترنج در نظرت
بیخبر دستها بریدندی

ملک در جمال لیلی کنجکاو شد؛ چون آوردندش، در نظر حقیر آمد ؛ زیرا کمترین خدم حرم او از وی زیباتر بود. مجنون دریافت و گفت : «از دریچه چشم مجنون بایستی در جمال لیلی نظر کردن تا سرّ مشاهده او بر تو تجلی کند.»

د هوسهای انحرافی

یکی از انحرافات اخلاقی و اجتماعی روزگار سعدی، میل مردان به جنس مذکر و شاهدبازی بوده است. انعکاس این پدیده زشت در آثار سعدی، بخصوص در باب «عشق و جوانی» گلستان آشکار است. در بسیاری از تغزلها هم هویت زنانه دیده نمی شود، چنانکه کاربرد واژه معشوقه در تمام اشعار او به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد. اما سعدی در سخنان جدی و در باب عالم تربیت، اینگونه هوسها را بشدت نکوهیده، و نکاح زنان و زندگی و وفاداری با ایشان را ترغیب کرده است:

خرابت کند شاهد خانه کن

برو خانه آباد گردان به زن

نشاید هوس باختن با گلی

که هر بامدادش بود بلبلی

زن خوب خوشخوی آراسته

چه ماند به نادان نوخاسته؟

در او دم چو غنچه دمی از وفا

که از خنده افتد چو گل در قفا

ه حسن معاشرت

سعدی در قالب حکایتهای مختلف، زوجهای جوان را که بنوعی گرفتار ناسازگاری هستند و شکایت نزد پیران قوم می برند، با زبان پندآموز به سازش با یکدیگر فرا می خواند. گاه به مردی جوان می گوید:

چو از گلبنی دیده باشی خوشی

روا باشد ار بار خارش کشی

درختی که پیوسته بارش خوری

تحمل کن آنگه که خارش خوری

و گاه به نوعروس پریشان دل که از داماد نامهربان شاکی و خواستار جدایی از اوست، هشدار می دهد که:

دریغ است روی از کسی تافتن

که دیگر نشاید چون او یافتن

چرا سرکشی زانکه گر سرکشد

به حرف وجودت قلم درکشد

و سرانجام خطاب به خویشتن، راز مردانی را که ناگریز از همسران خود جور می بینند و دم نمی زنند، با لطافت شاعرانه باز می گشاید:

کسی را که بینی گرفتار زن

مکن سعدیا طعنه بر وی مزن

تو هم جوربینی و بارش کشی

اگر یک سحر در کنارش کشی

این شیفتگی و همسر دوستی در زنان نیز حکایتها دارد؛ از جمله ماجرای ازدواج دو عموزاده زیبارو و مهترنژاد که عروس از آن راضی بود و خلق و لطفی پریوار داشت، اما داماد ناراضی بود و روی در روی دیوار داشت. عروس خود را برای او می آراست و او از خدا مرگ می خواست. سرانجام پیران قوم، پسر را نشاندند و پندش دادند که اگر دل به مهر او نداری، مهرش بده و از او جدا شو. خندید و گفت: اگر با صد گوسفند کابین او، از بند رهایی یابم، ضرر ندیده باشم. اما عروس چه گفت؟

به ناخن پریچهره می کند پوست

که هرگز بدین کی شکیبم زدوست؟

نه صد گوسفندم که سیصد هزار

نباید به نادیدن روی یار

تو را هر چه مشغول دارد زدوست

اگر راست خواهی، دلارامت اوست

و تعدد زوجات

چند همسری در اسلام برای مردان مجاز شمرده شده و سعدی با بیانی طنزآلود آن را به مخاطب خویش توصیه کرده است. البته برخی چون شبلی نعمائی آن را بسیار جدی گرفته، برآشفته اند و بر پستی اخلاق در روزگار سعدی حمل کرده اند.

ز مادر زن و داماد

ناسازگاری داماد و مادرزن سابقه دیرینه دارد. سعدی در این خصوص حکایتی آورده و مادر زن را با «مار« و «خار» مقایسه کرده است. او می گوید: زن صاحب جمال مردی درگذشت و مادر او در خانه نزد داماد بماند. داماد بناچار تحمل می کرد تا آنکه روزی گروهی از آشنایان به دیدنش آمدند؛ یکی پرسید: «چگونه ای در مفارقت یار عزیز ؟» پاسخ داد: «نادیدن زن بر من چنان دشوار نمی نماید که دیدن مادرزن!»

گل به تاراج رفت و خار بماند
گنج برداشتند و مار بماند

ح خشونت جنسی

یکی از راههای اعمال خشونت بر زنان در جوامع گذشته، استمتاع جنسی اربابان از ایشان بوده که بدون توجه به خواست و ناخواست ایشان صورت می گرفته است؛ زیرا زنانی که کنیز یا مملوک بودند، کوچکترین اختیاری نداشتند و جزء دارایی و اموال مالک شمرده می شدند. سعدی نقل می کند که کنیزکی چینی را برای یکی از ملوک هدیه آورده بودند؛ چون به خواسته او در حال مستی تن درنداد، وی را به سیاهی زشت و کریه منظر بخشید که بغلش از شدت بدبویی مثل «مردار به آفتاب مرداد» بود. شهوت بر سیاه غالب گشت و نفس طالب. بامدادان چون ملک به هوش آمد و کنیزک را جست ، ماجرا گفتند. در خشم شد و فرمان داد هر دو را دست و پای استوار ببندند و از بام قصر در قعر خندق اندازند. گرچه به شفاعت جان سالم بدربردند، کنیزک بیچاره، ترنجی به سرگین افتاده و نیم خورده سیاه تلقی شد و تا پایان عمر در چنگال وی اسیر بماند. سعدی موارد دیگری از رفتارهای جنسی عاری از ملاطفت نیز نقل کرده است.

بخش دوم: زن در حکمت نظری سعدی

الف موجود درجه دوم

پس از اشاره به واقعیتهای زندگی زنان در زمانه سعدی، دیدگاههای سعدی را درباره زن و جایگاه او در نظام خلقت می آوریم. البته همانطور که پیشتر ملاحظه شد، در بیان حکایاتی هم که گذشت، اندیشه سعدی کاملاً آشکار بود.

علی رغم تعالیم متعالی اسلام، سده های طولانی در تفکر مسلمانان، زن موجود درجه دوم و کم ارزش تر از مرد تلقی می شده است. شاید موارد فراوانی یافت نشود که این مطلب با صراحت و در مقوله مستقل مقایسه ارزش وجودی زن و مرد بیان شده باشد، اما در لایه های پنهان ضمیر اشخاص، برتری مرد امری کاملاً مقبول و پذیرفته بود. حتی در گفتگوهای عادی امروز هم فراوان شنیده می شود که مثلاً اگر فلان کار را بکنم کمتر از زن هستم، یا اگر فلان کار را بکنم مرد نیستم. سعدی می گوید:

مرد و زن گر به جفا کردن من برخیزند
گر بگردم ز وفای تو، نه مردم که زنم

گر به مراد من روی ور نروی تو حاکمی
من به خلاف رأی تو گرنفسی زنم، زنم

پذیرفتن این اصل که مرد برتر از زن است، گاه سبب استدلال هایی شده که در وهله اول به نظر می رسد در مدح و ستایش زنان می باشد، اما چون نیک بنگری، چیزی جز اثبات ضعف وجودی آنان نیست. در شعر زیر، سعدی زنانی را که اهل طاعت و عبادت هستند، برتر از مردان ناپارسا می داند، اما در پشت سر این استدلال، چند نکته نهفته است:

۱ «زنان مؤمن» از «مردان غیرمؤمن» برترند، نه از «مردان مؤمن».

۲- صرفنظر از ایمان، مرد برتر از زن است.

۳- اگر زن نزد خدا مقبول تر از مرد باشد ولو به امتیاز ایمان سبب شرمساری مرد است؛ چون بهرحال موجود ضعیفی برتر آمده است.

۴- مردی که از زن عقب بماند، اصلاً مرد نیست. چون مردی مرد به آن است که از زن جلوتر باشد.

۵- «کمتر از زن» دشنامی است که غیرت مرد نباید آن را برتابد:

زنانی که طاعت به رغبت برند

ز مردان ناپارسا بگذرند

تو را شرم ناید ز مردی خویش

که باشد زنان را قبول از تو بیش؟

زنان را به عذری معین که هست

ز طاعت بدارند گهگاه دست

تو بی عذر یکسو نشینی چو زن

رو ای کم ز زن، لاف مردی مزن

مرا خود مبین ای عجب درمیان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *