توضیحات
فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل سیر? تربیتی امام حسین(ع) در سیمای آیاتی سور? مریم :
مقدمه
آیات سور مریم(ع) حاوی نکاتی است که با دقّت در آن، سیره تربیتی اهل بیت (ع) خصوصاً امام حسین(ع) آشکار می شود. با بررسی شباهت هایی که در سیاق آیات این سوره با کاروان حسینی(ع) وجود دارد، وجه دیگری از سیمای تربیتی اهل بیت (ع) رخ می نمایاند. با تأمل در کتب علما و اندیشه وران اسلامی، آن چه آشکار می شود پرداختن به جنبه های حماسی، ادبی و تاریخی عاشوراست. به بیانی دیگر، پرداختن به جنبه تاریخی عاشورا در نقل ها و گفتارها بسیار پررنگ است. مقاتل متعددی در این زمینه نگاشته شده که ملاک تحلیل هایشان بر اساس روایت های تاریخی بوده و جایی برای تحلیل های ارزشی و آسمانی مشاهد نمی شود؛ زیرا مبنای مقاتل بیان گزارش هایی است که عموماً افرادی از لشکر دشمن[۱] یا منفعلانی که لشکر حسین(ع) و یزید در نگاهشان یکسان می نمود، شاهد و راوی صحنه ها بوده اند و آن چه می دیدند را گزارش می کردند؛ افرادی که عموماً نه تنها در سیر تعالیم اهل بیت (ع) قرار نداشتند، بلکه زره عداوت علیه آن بزرگواران نیز بر تن داشتند، قطعاً نمی توانستند حقیقت رفتارهای اهل بیت (ع) را توصیف کنند.
متأسفانه در بسیاری موارد، مطالب این راویان، پای تحلیل های مختلفی از سیره تربیتی امام(ع) قرار گرفته است؛ در حالی که موثق ترین و عالی ترین توصیفات از سیره تربیتی اهل بیت (ع) در سیمای قرآن نمود دارد. لذا می طلبد که با تدبر و تفکر در مفاهیم مطرح شده در آیات قرآن و مضامین آن، سیر تربیتی اهل بیت (ع) از منظر قرآن نگریسته شود و ابوابی که به روی هم جویندگان حق و حقیقت گشوده شده و سرفصل هایی نوین از تعالیم روح بخش قرآن و سیر معصومین(ع) را که بر اساس آموزه های قرآنی است در اختیار مشتاقان قرار دهد. از این رو اهتمام پژوهش پیش رو بر این مهم است.
نگاهی به سلوک حسینی(ع) در نظام عالم
خداوند بشر را آفرید و در وجود او قابلیت ها و استعدادهایی قرار داد تا تجلی صفات الهی شود. مسیر حرکتی که خدا برای انسان در نظام عالم ترسیم فرموده، مسیر «انا لله و انا الیه راجعون» است؛ مسیری که نشان می دهد انسان از خداست و به سوی خدا باز می گردد. او را به دنیا فرستاد تا در تلاطم عمق عالم آزموده شده و دوباره به سمت جایگاه اصلی خویش بازگردد.
در این راستا، انسان مهمان سفره تربیت ها و تعالیم اولیای الهی قرار داده شد. رسول الله(ص) که شخص اول خلقتند و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) سفره داران خوان کرامت الهی هستند و انبیا(ع) یعنی دست پروردگان مکتب اهل بیت (ع) واسطه های آموزه های الهی بر بشر هستند. اما دشمن قسم خورد انسان و ایادی او پیوسته در این مسیر کارشکنی می کردند. شیطنت ها و فتنه گری های شیاطین تا جایی گسترش یافت که به واسطه ایادی انسان نمای خود، کمر به نابودی کامل اسلام بستند.
در شرایطی که جز نامی از اسلام باقی نمانده بود درست مقارن با امامت امام حسین(ع) ایشان به پا خاستند تا دین رسول خاتم را اصلاح نموده و در این راه با بذل جان خود و بهترین یارانشان و اسارت خاندان خویش، مسیری وسیع و راهوار از شکفتن و ورود به حیات طیبه را به روی بشر گشودند تا در هر زمان و هر مکان کسی که طالب حق و حقیقت است از این طریق بتواند در مغناطیس عظیم حب الحسین(ع) قرار گیرد و به سمت لقاءالله رهنمون شود. به این ترتیب، نقش امام حسین(ع) به عنوان احیا کنند اسلام ناب و اصلاحگر امت رسول الله(ص) همیشه بر تارک عالم، تابناک بوده و هست و خواهد بود. این جا این حدیث گهر بار نبوی(ص) جلوه گر می شود که «ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه».
قرابت سیره تربیتی امام حسین(ع) با سور مریم(ع)
در ابتدای سور مبارکه مریم(ع) حروف مقطعه «کهیعص» قرار دارد.
بر اساس برخی روایات، این حروف به واقع عاشورا اشاره دارد و از طرفی پنج گانه بودن این حروف نیز وجود مطهر امام حسین(ع) به عنوان خامس آل عبا را یادآور می شود.
در کتاب کمال الدین شیخ صدوق آمده است که سعد بن عبد اللَّه قمّی گفت:
… قُلْتُ: فَأَخْبِرْنِی یا ابنَ رَسُولِ اللَّهِ عَنْ تَأْوِیلِ «کهیعص». قَالَ ابوعبدالله(ع): هَذِهِ الْحُرُوفُ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیبِ، أَطْلَعَ اللَّهُ علَیهَا عبْدَهُ زَکرِیا(ع)، ثُمَّ قَصَّهَا عَلَی مُحَمَّدٍ(ص) وَ ذَلِک أَنَّ زَکرِیا(ع) سأَلَ رَبهُ أَن یعلِّمَهُ أَسمَاءَ الْخَمْسَهِ، فَأَهْبَطَ علَیهِ جبْرَئِیلَ(ع) فَعَلَّمَهُ إِیاهَا، فَکانَ زَکرِیا(ع) إِذَا ذَکرَ مُحَمَّداً وَ عَلِیاً وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنَ سُرِّی عَنْهُ هَمُّهُ، وَ انْجَلَی کرْبُهُ، فَإِذَا ذَکرَ اسْمَ الْحسین(ع) خنَقَتْهُ الْعبْرَهُ، وَ وَقعَتْ عَلَیهِ الْهُمُومُ، فَقَالَ ذَاتَ یوْمٍ: «إِلَهِی، ما بالِی إِذَا ذَکرْت أَرْبعاً منْهُمْ تسَلَّیتُ بِأَسْمَائِهِمْ مِنْ هُمُومِی، وَ إِذَا ذَکرْتُ الْحُسَینَ تَدْمَعُ عَینِی، وَ تَثُورُ زَفْرَتِی؟»فَأَنْبَأَهُ اللَّهُ عَنْ قِصَّتِهِ، فَقَالَ: کهیعص فَالْکافُ: اسْمُ کرْبَلَاءَ، وَ الْهَاءُ: هَلَاک الْعِتْرَهِ، وَ الْیاءُ: یزِیدُ (لَعَنَهُ اللَّهُ)؛ وَ هُوَ ظَالِمُ الْحُسَینِ(ع)، وَ الْعَینُ: عطَشُهُ، وَ الصَّادُ: صَبْرُهُ. فَلَمَّا سَمِعَ بِذَلِک زَکرِیا(ع) لَمْ یفَارِقْ مَسْجِدَهُ ثَلَاثَهَ أَیامٍ، وَ مَنَعَ فِیهِنَّ النَّاسَ مِنَ الدُّخُولِ عَلَیهِ، وَ أَقْبَلَ عَلَی الْبُکاءِ وَ النَّحِیبِ، وَ کانَتْ نُدْبَتُهُ : «إِلَهِی أَ تُفَجِّعُ خَیرَ جَمِیعِ خَلْقِک بِوَلَدِهِ، إِلَهِی أَ تنْزِلُ بلْوَی هَذِهِ الرَّزِیهِ بِفِنَائِهِ، إِلَهِی أَ تُلْبِسُ عَلِیاً وَ فَاطِمَهَ ثِیابَ هَذِهِ الْمُصِیبَهِ، إِلَهِی أَ تُحِلُّ کرْبَهَ هَذِهِ الْفَجِیعَهِ بِسَاحَتِهِمَا. ثُمَّ کانَ یقُولُ: «إِلَهِی ارْزُقْنِی وَلَداً تُقِرُّ بِهِ عَینِی عَلَی الْکبَرِ، وَ اجْعَلْهُ وَارِثاً رَضِیاً، یوَازِی محَلُّهُ منِّی مَحَلَّ الْحُسَینِ، فَإِذَا رَزَقْتَنِیهِ فَافْتِنِّی بِحُبِّهِ، ثُمَّ أَفْجِعْنِی بِهِ، کمَا تُفَجِّعُ مُحَمَّداً حَبِیبَک بِوَلَدِهِ» فَرَزَقَهُ اللَّهُ (تَعَالَی) یحْیی(ع)، وَ فَجَّعَهُ بِهِ، وَ کانَ حَمَلَ یحیی ستَّهَ أَشْهُرٍ، وَ حَمَلَ الْحسین(ع) کذَلِک، وَ لَهُ قصَّهٌ طوِیلَهٌ؛ (صدوق، ۱۳۶۲: ۲/ ۲۰۱؛ طبری، ۱۴۱۳: ۵۱۴)
خدمت امام صادق(ع) رسیدم و گفتم: ای فرزند رسول خدا! تأویل آیه «کهیعص» چیست؟ فرمود: این حروف از اخبار غیبی است که خداوند زکریّا را از آن آگاه کرده و سپس داستان آن را به محمّد(ص) باز گفته است. داستان آن از این قرار است که زکریّا از پروردگارش درخواست کرد اسماء خمسه طیّبه را به او بیاموزد و خدای تعالی جبرئیل را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را بدو تعلیم داد. زکریّا چون محمّد و علی و فاطمه و حسن را یاد می کرد، اندوهش برطرف می شد و گرفتاری اش زایل می گشت و چون حسین را یاد می کرد، بغض و غصّه گلویش را می گرفت و می گریست و مبهوت می شد. روزی گفت: بار الها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می کنم تسلیت می یابم و اندوهم برطرف می شود، امّا چون حسین را یاد می کنم اشکم جاری می گردد و ناله ام بلند می شود؟ خدای تعالی او را از این داستان آگاه کرد و فرمود: «کهیعص» و «کاف» اسم کربلاست و «هاء» رمز هلاک عترت است و «یاء» نام یزید ظالم بر حسین(ع) است و «عین» اشاره به عطش و «صاد» نشان صبر او است….
مفسران نیز درباره چیستی این حروف، دیدگاه هایی دارند. علام طباطبایی(ره) معتقد است که با تدبّر در سوره هایی که حروف مقطعه همسان دارد، روشن می شود که این سوره ها، در مضامین و سیاق ها نیز با یکدیگر مشابه و متناسب است. (طباطبایی، ۱۳۶۸: ۱۸/۶۸)
ساختار سور مبارک مریم(ع)
این سوره بعد از شروع با حروف مقطعه، با اشاره به موضوع عبودیت وارد و تا آی ۵۸ به ماجرای شش نفر از برگزیدکان عالم یعنی حضرت ابراهیم، زکریا، موسی، یونس، اسماعیل صادق الوعد و حضرت مریم(ع) اشاره دارد تا منش آنان را توصیف نماید.
بخش دوم، شامل۴۰ آیه پایانی درباره کسانی است که در جبهه مقابل اولیای الهی قرار دارند و اساساً رفتارهای مخالف عبودیت را نشان می دهند.
در آغاز سوره به ویژگی شخصیتی حضرت زکریا(ع) یعنی عبد بودن ایشان اشاره شده است: «ذِکْرُ رَحْمَتِ رَبِّکَ عَبْدَهُ زَ کَرِیّا». (مریم/۲)
این شخصیت به لحاظ صفت عبودیت در سوره ای همچون سوره مریم(ع) توصیف شدند. در واقع ویژگی شاخص همه این اولیاء، عبودیت بر آستان الهی بود. این بزرگواران عموماً به گونه ای با ماجرای امام حسین(ع) آشنا بودند؛ چرا که اساساً اهل بیت (ع) معلم پنهانی انبیا(ع) بودند و سال ها پیش از حضور جسمانی خود، با جنبه های روحانی و نورانی خود چراغ هدایت آنان به شمار می رفتند.[۲]
فضای رحمت در سوره مریم(ع)
این سوره، بیشترین میزان واژگان رحمت را در خود دارد. این میزان بیان رحمت، حسیّ دلنشین در قلب مخاطبان وحی ایجاد می کند. از طرفی ارتباط رحمت الهی با امام حسین(ع) به عنوان «رحمه الله الواسعه» و «مظهر قدیم الاحسانیت خداوند»، بیشتر جلوه می کند. این مطلب از بسامد پرتکرار برخی الفاظ، مانند الرحمن، الرحمه، وهبنا، السلام، معلوم می شود. کلم «الرحمن» در سور مریم به دفعات تکرار شده که فضای بخشش و رحمت را در کل سوره تداعی می کند (میرحسینی، ۱۳۹۱).
در سراسر قرآن، ۳۶ بار نام «الرحمن» بیان شده که ۱۶بار از آن در سور مریم(ع) است و از این تعداد، پنج بار در همین ۵۸ آی نخست سوره دیده می شود که درباره شش نفر از اولیای الهی است.
رحمانیت و رحیمیت
«الرحمن» یکی از اسماء الهی است که در نظام عالم، مُلکداری و سلطنت خداوند را نشان می دهد. قرآن می فرماید: «الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی». (طه/۵)
امام صادق(ع) در توصیف رحمانیت و رحیمیت الهی فرمودند: والله اله کل شیء، الرحمن لجمیع خلقه؛ الرحیم بالمؤمنین خاصه. (صدوق، ۱۴۰۳: ۳)
خدا بر همه مردم، از هر جنسی و هر ملت و هر کیش، رحمان است و بر مؤمنان، رحیم است. رحمان به معنای مهربانی عام خدا برای تمام موجودات و انسان ها و رحیم، مهربانی خاص خدا برای مؤمنان را معنا می دهد. رحمان نامی برگرفته از رحمت عام و رحیم از رحمت خاص بر مؤمنان نشأت گرفته است. (مهتدی، ۱۳۹۸: ۱۳۶)
رحیم، از رحم به معنای عطوفت، دلسوزی و ترحم است (مصطفوی، ۱۳۶۸: ۴/ ۹۵). شیخ صدوق(ره) درباره معنای رحمت و رحیم می گوید: رحمت به معنای نعمت است و راحم به معنای منعم. تعریفی که معنای رحیم را به خلق برساند این که انسان بگوید: رحیم یعنی رهایی از آفات و رساندن خیرات به ارباب حاجات. (صدوق، بی تا: ۲۱۶)
رسول خدا(ص) فرمود: خدا صد پیمانه رحم را به خلقت رسانده و یک پیمانه از صد پیمانه را در خلق پخش کرده است. (حسن بن علی(ع)، بی تا: ۳۷)
بنابراین هر کس که رحم دارد، صاحب اندکی از این پیمانه است. مادر بیشترین رحم را دارد و خداوند، بقیه نود و نه پیمانه رحم را بین اولیایش قرار داده است. مؤمنین، متقین، صالحین و… هر کدام بخشی از این رحم را دارند. صالحین از رحمت بیشترین بهره را دارند و عین صد پیمانه در محمّد و آل محمّد(ص) وجود دارد.
امام حسین(ع) مظهر رحمت واسعه الهی
یکی از القاب اباعبدالله(ع) رحمه الله الواسعه است. امام(ع) مظهر رحمت الهی هستند. سیره تربیتی ایشان به عنوان پرورش یافتگان مکتب رحمهللعالمین سراسر بوی رحمت و مهرورزی دارد. اوج این نگاه رحیمانه شب و روز عاشورا بود. سخنان امام(ع) در روز عاشورا به خاطر ارشاد قلوب مهر خورده لشکریان دشمن، رنگ و بوی رحمت و مهرورزی داشت. انتظار امام(ع) برای ملحق شدن یاران تا لحظات آخر، نشان از منظر رحیمانه مولا می داد. اگرچه این نگاه رحیمانه در مورد تمامی ائم طاهرین صدق می کند و در مورد هر کدام از این حضرات بروزات مختلفی داشته است، اما در مورد امام حسین(ع) این مقوله چشم گیرتر است؛ زیرا صحنه تربیتی ایشان شاخص تر از سایر ائمه دیگر بوده است. امام(ع) در یک بازه زمانی سی و دو روزه به تربیت یاران پرداختند که در مقایسه با سایر اولیای دیگر که شاگردانشان را در طول چند سال تعلیم و تربیت می شدند، منحصر به فرد است. امام حسین(ع) قدیم الاحسان و مظهر رحمت الهی هستند تا جایی که این محبت و مهربانی را در قبال دشمنان خویش نیز جاری کردند.
ایشان در طول حیات شریف شان در بین مردم، گسترند حب و مهرورزی بودند؛ چه وقتی که در مدینه النبی حضور داشتند و چه در مسیر کوفه، پیوسته در صدد جذب محبان به سمت هدایت برآمدند. این موضوع حتی در نحو حرکت ایشان به شکل کاروان به سمت کربلا نمود داشت. به بیانی دیگر، رحمت و تربیت جمعی و نه فردی در سیره امام(ع) پررنگ بود. از این رو در قالب حرکت کاروانی برای شیعیان نمود داشت.
فضای سور مریم(ع) نیز به دلیل تکرار بیشتر واژگان رحمت و رحمانیت، فضایی مملو از فضای رحمت الهی خداوند است. شش ولیّ بزرگوار مطروحه نیز به واسطه نوع تأثیرپذیری از ماجرای امام حسین(ع)، ذوب در فضای رحمت الهی بودند؛ زیرا کسی که از محبت و معرفت امام حسین(ع) بهره برده باشد، وجودش مای خیر و رحمت خواهد بود.
ارتباط اولیای الهی نامبرده در سوره مریم(ع) با امام حسین(ع)
در آیات ابتدایی سور مریم(ع) به ماجرای زکریا(ع) اشاره شده است. پس از این که زکریا(ع) با ماجرای امام و نحو شهادتشان آشنا شد، از خداوند درخواست فرزندی کرد که ماجرایی شبیه به ماجرای امام حسین(ع) داشته باشد. خداوند نیز حضرت یحیی را به ایشان عطا کرد که چه از نظر نحوه خلقت و چه از لحاظ نحوه شهادت به ماجرای اباعبدالله(ع) شبیه بود.[۳]
در مورد حضرت ابراهیم(ع) ذیل آی شریف «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظیمٍ» (صافات /۱۰۷) از قول یکی از معصومین(ع) ارتباط ایشان با ماجرای امام حسین(ع) تبیین شده است.[۴]
همین طور در مورد موسی بن عمران (ع)[۵] یا اسماعیل صادق الوعد[۶] و ادریس نبی(ع) که به سبب نوع رفتاری که داشتند همانند یاوران امام حسین(ع) که در اعلی علّیین جای گرفتند، رفعت در درجات عالی بر ایشان قرار داده شد.[۷] همین طور در مورد خود حضرت مریم(ع) «مکاناً قصیّا» (مریم/ ۲۲) به محل ولادت عیسی(ع) در کربلا اشاره دارد.[۸]
۱. عبودیت اولیا و اباعبدالله الحسین(ع)
عبودیت نشان سرسپردگی و اظهار بندگی بنده با معبود است. خداوند انسان را به جهت پرستش و بندگی خود آفرید.[۹]
عبودیت درجات مختلفی دارد. در معنای پرستش، فقط مختص ذات بی همتای الهی است؛ ولی درجات دیگر عبودیت در معنای هماهنگ بودن و گوش به فرمان شدن می تواند نسبت به دیگران نیز معنا داشته باشد. در قرآن کریم، عبارت «عبادنا» به بندگان برگزیده ای اشاره دارد که چشم به ولیّ خدا دوختند تا بر خواست او ره پویند.[۱۰] بنابراین عبودیت، مجموعه رفتارهای همراه بودن است و اوج آن به صورت پرستش نسبت به خداوند معنا دارد.
شش نفر از اولیای الهی در سور مریم(ع) در عبودیت الهی پیشتاز بودند؛ امری که ارتباطی به نبی بودن یا نبودن ندارد؛ چرا که مریم(ع) نبی نبودند. سبب درخشش این بزرگواران، صفت عبودیت است. این بدان معنا نیست که دیگر انبیا و اولیا، دارای این صفت نبودند؛ اما در مورد این بزرگواران به طور ویژه مطرح شده است.[۱۱]
زکریا(ع) و دیگر برگزیدگان الهی با زبان وحی آشنا بودند و می دانستند چه چیز نزد خداوند مطلوب است؛ اما هماهنگی با خواست خداوند در صفت عبودیت تجلی دارد. در مورد انبیا یا غیر از انبیا، امتحان عبودیت جواز ورود به مقامات بالاتر است. در قرآن، عبودیت بارها در کنار مقول دین و ولایت و ایمان مطرح شده است؛ ولی آن چه مسلّم است، عبودیت مقدمه ای بر سایر فضایل است. در مورد رسولان آمده است:
«وَ لَقدْ سَبَقَتْ کَلِمَتُنا لِعِبادِنَا الْمُرْسَلینَ». (صافات/۱۷۱)
یا «… عبادی الصالحون» یا «عبادنا المخلصین»یا «عبادنا المؤمنین». همین طور در مورد رسول الله(ص) در نماز بر موضوع تقدم عبودیت بر رسالت ایشان گواهی داده می شود. این نشان از اهمیت عبودیت بر بسیاری از فضایل دارد.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان آورده است:
حق عبادت این است که خود را حاضر و روبه روی خدا بداند و آنی از عبادت غایب و غافل نشود. به عبارت دیگر عبادت وقتی تمام و کامل می شود که به غیر خدا به کسی دیگر مشغول نباشد، و در عملش شریکی برای سبحان نتراشد، و دلش در حال عبادت بسته و متعلق به جایی نباشد، نه به امیدی، و نه ترسی، حتی نه امید به بهشتی، و نه ترس از دوزخی که در این صورت عبادتش خالص، و برای خداست. (طباطبایی، ۱۳۶۸: ۱/۴۱-۴۲)
بنابراین عبد یعنی کسی که نسبت به معبود با تمام وجود مطیع و هماهنگ باشد.
۲. توجه به مقول آیات
آیه معانی بسیاری دارد اما شاخص ترین معنای آیات همان نشانه هاست. آیات جمع آیه (موسی، ۱۴۰۱۰: ۲/ ۹۱۴) قسمتی از جملات قرآن بوده و به معنای توجّه و قصد به سوی مقصود اطلاق می شود (مصطفوی، ۱۳۶۸: ۱/ ۲۰۰). آیات یعنی نشانه ها؛ اما واژه های بیّنه و برهان نیز به معنای نشانه تلقی می شود که هر کدام بار معنایی خاص خود را دارد.
نشانه ها یا دو بعدی هستند که در قرآن به عنوان علامات یاد می کنند؛[۱۲] یا در قالب یک فضای سه بعدی به توصیف واقعه ای می پردازد و قابلیت تصوری کردن صحنه وجود داشته و مطالعه وقایع را ممکن می سازد. در این حالت وقتی انسان وارد فضای آیه می شود درک یک فضا و مفهوم بسیار عظیم تر برایش ممکن می شود. قرآن مملو از این فضاسازی های آیاتی است که برای تقریب به ذهن و آمادگی برای ورود به رویدادی عظیم در آینده حکایت دارد؛ مثل ترسیم فضای قیامت یا صحنه های معجزات انبیا(ع).
از ویژگی های صحنه های آیات تکرار پذیری آن است. به بیانی دیگر، اگر ظرف دریافت آیه موجود شود، مصادیقی از آن آیه پیوسته جاری می شود.
«آیات الرحمن» در آی شریفه «إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّدًا وَ بُکِیًّا» (مریم / ۵۸) یعنی فضایی که اگر انسان وارد آن فضا شود، بتواند اسم الرحمن الهی را درک کند. رحمت و مهربانی خدا را حس کند. عطای بدون استحقاق خدا را ببیند. اسم الرحمن بسیار بزرگ است؛ تبیین کننده اسم الرحمن، آی الرحمن می شود. آی الرحمن، فضایی از مهربانی بسیار عظیمی که خداوند برپا کرده است.
در همین راستا انسان می تواند فضای رحمتی که بین امام حسین(ع) و کاروانیان بود و سبب شد یاران بخواهند در مسیر فدا شدن برای امام(ع) از هم سبقت بگیرند را درک کند.
حرکت عظیم اربعین نیز در ادامه درک مفهوم آیات الرحمانی است که در راستای تربیت های حسینی در این زمانه واقع شده است. در واقع توجه به «آیاتُ الرَّحْمنِ» نقط ورود به ارزش های حسینی است.
بنابراین نکت بسیار مهم در سیر خوبان، توجه و عجین شدن زندگی ایشان با آیات الهی، یعنی فهم آیات یا صادره های تکرار شوند خدایی بود. این موضوع هم در مورد شش نفر از اولیای الهی – که در این سوره از ایشان یاد شده – و هم در مورد کاروانیان حسینی(ع) توجه به وجهی از نشانه های الهی نمود داشت. زکریا(ع) پس از قبولی در کلاس عبودیت، وارد کلاس آیاتی شد. خداوند به تبع درخواست ایشان، آیه ای برایشان قرار داد که مقدمه عطای یحیی(ع) بود. تقاضای ایشان به این خاطر بود که می دانستند در عرص مواجهه با آیات، رفتار صحیح نشان دادن بسیار مهم است. همین نوع رفتار است که انسان را مشمول محبت هایی خاص تر از جانب خداوند می کند. بدین سبب، تقاضای آیه ای از جانب خدا می کنند تا آیندگان نیز بیاموزند که محبت های خاصه در گرو ورود به صحنه های خداوندی و رفتارهای عالی نشان دادن است. تلاش برای بهتر فهمیدن صحنه هایی که خداوند برای تربیت انسان قرار داده و نیز همت گذاشتن بر انجام رفتار مطلوب، نشان از هماهنگی و همسو شدن با برنامه خداست. انسان با توجه و فهم زبان صحنه ها و آیات الهی، عبودیت خود را نسبت به خداوند تقویت می کند. این عبودیت، گاه سر سجاده و گاه در میدان عمل تحقق می یابد.
در مورد یاران امام(ع) اساساً توجه به مقام امامت و ولایت حجت خدا که منصوب از جانب خدا و از آیات عظمای الهی است[۱۳] بسیار پررنگ بود. در شب عاشورا، اباعبدالله(ع) به نافع بن هلال فرمودند: «آیا نمی خواهی شبانه بین این دو کوه بروی و جان خود را از این گیر و دار نجات دهی؟» نافع تا این سخن را می شنود، روی دو پای امام می افتد و می بوسد و با سوز و گداز عرضه می دارد: «مادرم به عزایم بنشیند [اگر بروم]. شمشیرم معادل هزار درهم و اسبم نیز معادل هزار درهم است؛ خداوند افتخار همسویی با تو را به من عطا کرده؛ از تو جدا نگردم تا در راه تو قطعه قطعه شوم» (مقرم، ۱۳۹۱: ۲۶۲ – ۲۶۳).
این همسویی با حجت و خلیف خدا، نشان از منظر آیه بین بودن وجود مطهر امام(ع) را دارد که در بین یاران موج می زد.
بنابراین شگرد مهم رفتاری این بزرگواران جدای از ویژگی های فردی، رفتار در قبال آیات الهی بود. در سور مریم(ع) به این مطلب اشاره شده است:
«… إِذا تُتْلی عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا»؛ (مریم/۵۸)
آنها کسانی بودند که وقتی آیات خداوند رحمان بر آنان خوانده می شد به خاک می افتادند، در حالی که سجده می کردند و گریان بودند.
در بیان معنای تلاوت می توان رفتار ماه نسبت به خورشید را به یاد آورد:
«وَ الشمْسِ وَ ضحاها * وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها». (شمس/ ۱-۲)
این که قمر نسبت به شمس تلاوت می کند، یعنی خورشید را در مدارش دنبال می کند. خورشید مثالی از آیات الرحمن و اسم الرحمن است و کار ماه، پیمودن و ردگیری کردن خورشید است. کسی که تلاوت کند، دنبال آن موضوع حرکت می کند و پیوسته چشم به آیه دارد. مانند رفتاری که امیرالمؤمنین(ع) نسبت به رسول الله(ص) داشتند، یا رفتاری که اباالفضل(ع) نسبت به امام حسین(ع) از خود نشان دادند. از این رو مصداق بارز تلاوت کنندگان آیات الرحمن حسینی(ع)، حضرت اباالفضل العباس(ع) است. اباالفضل(ع) به لحاظ فضایل و درجات و فهم دین، کمالات بسیاری داشت، اما نسبت به مولای خویش، بسیار خاضع و خاشع بود.
پیروی از خواست امام از صفات بارز ایشان به شمار می رفت. در واقع ایشان مترصد بود که خواست امام زمان خویش را دریابد و به سرعت درصدد تحقق آن برآید. ضمن این که ایشان در کنار هم فضایل خود، بسیار به حفظ حریم مولای خویش توجه داشت. از این رو در شب عاشورا زمانی که هر کدام از یاران مشغول مناجات و عبادت بودند، به دور خیام به پاسداشت حریم امام(ع) می پرداخت. تک سواری تنها در دل شب، حافظ حریم آل الله؛ رفتاری که قیمت فضایل ایشان را بسیار بالا می برد؛ رفتاری که باید برای یک شیعه در کنار فضایل دیگر پررنگ جلوه کند.
تلاوت قمر از خورشید عاشورا مثال زدنی است، تا جایی که مقام ایشان را در میان شهدا بی نظیر می گرداند. صفتی که باید الگوی عملی هم شیعیان و محبان اهل بیت (ع) باشد.
عاشورای سال ۶۱ هجری، اثراتی که درطول قرن ها بر قلوب پاک طینتان
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.