توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عقل گرایی و نص گرایی در تشیع (با بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ صدوق و شیخ مفید)، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عقل گرایی و نص گرایی در تشیع (با بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ صدوق و شیخ مفید) شامل 120 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل عقل گرایی و نص گرایی در تشیع (با بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ صدوق و شیخ مفید):
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل عقل گرایی و نص گرایی در تشیع (با بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ صدوق و شیخ مفید) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل عقل گرایی و نص گرایی در تشیع (با بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ صدوق و شیخ مفید) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عقل گرایی و نص گرایی در تشیع (با بررسی تطبیقی دیدگاه های شیخ صدوق و شیخ مفید) :
مقدمه
یکی از مهم ترین مسائلی که از گذشته تا کنون علما و دانشمندان جهان اسلام را به چالش گرفته است، بحث عقل و نص است که گرایشات متعددی را در میان شیعیان و اهل سنت پدیده آورده است. در این رابطه باید توجه داشت به علت آموزه های اصیل و ناب اهل بیت(ع) جنس بحث از عقل و نص در جهان تشیع با اهل سنت متفاوت است. در جهان شیعی و در مقطع سه قرن نخست به دلیل حضور امام معصوم(ع) شکاف و گسستی عمیق را در مسئله عقل و نص شاهد نیستیم، اما پس از آغاز دوره غیبت از طرفی جوامع شیعی با بحران عدم حضور امام معصوم(ع) مواجه شدند و از جانب دیگر امواج فکری مختلفی از طرف فرهنگ های مختلف وارد جهان اسلام شد که جامعه شیعی باید پاسخگوی شبهات و پرسش ها مطرح شده میبود. در این دوره بود که علم کلام به شکل ضابطه مندی رشد یافت و تأثیرات آن در علوم دیگر شیعی به ویژه فقه نمایان شد. مهم ترین بحث در این دوره، جایگاه عقل در منظومه فکری شیعه است که به شکل دو گرایش عقل گرایی و نص گرایی در دو مکتب بغداد و قم جلوه گر شد.
در رابطه با مکتب نص گرا که در قم پایه گذاری شد یکی از شخصیت های تأثیرگذار و مهم شیخ صدوق است که به عنوان آخرین فرد شاخص مکتب قم شناخته میشود.
در مقابل نیز مکتب بغداد با علمایی چون نوبختی، شیخ مفید و سید مرتضی دیدگاه متفاوتی از جایگاه عقل در منظومه فکری معرفتی شیعه داشتند. پژوهش حاضر تلاش دارد با محوریت این پرسش که در یک بررسی تطبیقی، عقل چه جایگاهی در منظومه معارف مکتب عقل گرای بغداد و نص گرای قم داشته است و نوآوریهای شیخ صدوق و شیخ مفید در جایگاه عقل چیست، به بررسی جایگاه عقل در معارف شیعی پس از آغاز عصر غیبت بپردازد و نشان دهد که جایگاه عقل در معارف شیعی، خلاف اهل سنت راه افراط و تفریط نپیموده است. پاسخ ابتدایی به پرسش حاضر این است که جایگاه عقل در معارف شیعی و صورت بندی نص گرا و عقل گرا در دو مکتب قم و بغداد پس از عصر غیبت معصوم(ع) به دلیل آموزه های اهل بیت(ع) با شکاف عمیقی که در کلام و فقه اهل سنت با دو رویکرد اشعری و معتزلی به وجود آمد، مواجه نشد و پس از آغاز عصر غیبت و نیازهای جوامع شیعی در این عصر، شیخ صدوق و شیخ مفید با نوآوری – های خود در حدیث شناسی و علم کلام جایگاه عقل در معارف شیعی را رشد دادند که تأثیرات آن از حدیث شناسی به علم کلام و سپس به فقه و اصول فقه انتقال یافت و عقل به عنوان ادله چهارم در فقه جای گرفت.
۱. مفاهیم
عقل
«عقل»(بر وزن ابر) مصدر عقل یعقل، واژه ای عربی است. لغت شناسان عرب «حجر» و «نهی» را مرادف عقل دانسته اند و برخی متضاد آن را «حمق» و عده ای«جهل» دانسته اند. معانی ذکر شده در کتب لغت عربی، برای این واژه را میتوان در دو دسته تقسیم بندی کرد. دسته اول شامل «منع»، «نهی»، «امساک»، «جلوگیری و حفظ کردن» است و دسته دوم عبارت است از «بستن»، «نسبت دادن» و «ربط دادن». بر این اساس از آنجا که مشتقات متعدد ذکر شده در کتب لغت با یکی از دو معنای فوق مرتبط است، میتوان این دو را معانی اساسی واژه عقل دانست که در هریک از مشتقاتش[۱] به نوعی نهفته است. (خسروپناه و امیری، ۱۳۸۸: ۳۴).
واژه عقل در فلسفه، در برابر اصطلاح تجربه گرایی قرار میگیرد و به معنای آن است که هر امری در مورد حقایق اساسی عالم را میتوان به وسیله عقل تبیین نمود. عقل گرایی در کلام، در برابر ایمان گرایی قرار دارد و به معنای آن است که عقل بر ایمان مقدم داشته میشود و کلیه اصول و حقایق دینی بر مبنای عقل اثبات میپذیرند، نه آنکه بر مبنای ایمان استوار باشند. سومین کاربرد آن، عقل گرایی در «عصر عقل» یا «دوره روشنگری» است. این اصطلاح برای توصیف جهان بینیها و رهیافت های فیلسوفان عصر روشنگری قرن هجدهم به کار میرود که عقل نزد آنان در برابر ایمان، مرجعیت سنتی، جمودگرایی و خرافه پرستی قرار میگیرد و خصوصا تقابلی با مسیحیت سنتی دارد. متفکران روشنفکری به قابلیت و کفایت عقل در تمام حوزه های مربوط به حیات انسانی، اعم از علم، دین، اخلاق، سیاست و غیر آن، به گونه ای جزمی، اطمینان داشتند.(عقل بسندگی یا عقل خود بسنده)(بینام، ۱۳۸۲: ۱۲۶-۱۲۵)
۲. عقل گرایی در کلام
در جهان تشیع و به خصوص با گسترش فاصله نسل ها و بروز بحران های فکری و اعتقادی و درگیری و نزاع های فرهنگ ها و تمدن ها، پرسش ها و شبهات بیشماری به سوی جوامع اسلامی سرازیر گشت و دل و اندیشه نو مسلمانان را نشانه رفت؛ پرسش هایی درباره وجود خدا، عدالت، قضا و قدر، معاد، نبوت و امامت که در ذات خود سست سازی و ویرانگری زیر ساخت های ایمانی و باورهای دینی را به همراه داشت. با توجه به این پرسش ها بود که علم کلام رونق گرفت و ادوار مختلفی را در اهل سنت و تشیع از سر گذراند و مکاتب مختلفی شکل گرفت. کلام عقلی(زیر بنای کلام فلسفی و مشخصه بنیادین آن) که از آبشخور عقل فلسفی سیراب گشته و اصول و مبانی نظری خود را بر پایه برداشت ها و دستاوردهای آن بنیان نهاده بود، سامان بخشی و تحقق اهداف خاص را در عرصه پاسداری از آموزه های جاودان وحی و زدودن شبهه از ساحت آن دنبال نمود. این رویکرد نوین از ویژگیهای مهم ذیل برخوردار بود:
۱. بنیان نهادن نظام معرفتی مستقل از باورهای پذیرفته شده و پیش داوریهای ثابت ذهنی؛
۲. تغییر شیوه استدلال (که بخش اساسی نظام معرفتی را تشکیل میدهد) از مسلمات دینی و قضایای مشهور و رایج در میان عرف مسلمانان به بدیهیات عقلی و مقدمات یقینی؛
۳. اعتقاد و اعتماد به مستقلات عقلیه؛ (قضایایی که به ادراک مستقل عقل و قدرت آن برای درک حقیقت امور دلالت دارد)
۴. بهره برداری از نتایج و دستاوردهای برهان های عقلی، فلسفی در تبیین عالمانه اصول و فروع دین؛
۵. کارآیی روش استدلالی در گستره های تصحیح و هدایت مؤمنان و برطرف ساختن شبهات معاندان یا شکاکان و ره یافتگی جستجوگران پرسشگر؛
۶. این نگرش چون قرائت بشری است در برابر تغییر شرایط کهن و پدیدار گشتن دیدگاه های علمی و فلسفی جدید، انعطاف پذیر میباشد و با وجود همه ویژگیها و امتیازات کما بیش در معرض چالش های متعدد قرار گرفته است. (مسعودی و استادی، ۱۳۸۹: ۴۳).
۳. عقل گرایی در فقه
عقل در فقه و فقه سیاسی شیعه، به معنای «عقل عملی» است که اساسا بر مدار حسن و قبح عقلی و ملازمه آن با حکم شرعی استوار است، زیرا فقه ناظر به عمل مکلفین است. شیخ محمدرضا مظفر، اندیشمند معاصر شیعه نیز دلیل عقلی را همان حکم عقل که مستلزم قطع به حکم شرعی است، معرفی میکند. بنابراین منظور از عقل در کلام مرحوم مظفر عقل عملی در مقابل عقل نظری است که با تکیه بر حسن و قبح عقلی و به استقلال یا به طور غیر مستقل به تولید حکم شرعی در تدبیر مدن و زندگی سیاسی شیعه میپردازد. وقتی از عقل تحت عنوان منبع مستقل در کنار سه منبع دیگر در فقه عمومی بحث میکنیم، بحث اساسی در سه جنبه مهم جریان دارد: ۱. عقل تحت عنوان خود شریعت (حجت)؛ ۲. عقل به عنوان ابزار رسیدن به شریعت؛ ۳.جایگاه عقل در منطق الفراغ.
مسائل اصولی مربوط به عقل دو قسم است: ۱. ملاکات و مناط احکام (فلسفه احکام)؛ ۲. لوازم احکام. برای توضیح مناط احکام باید گفت: یکی از مسلمات اسلامی این است که احکام شرعی تابع و منبعث از یک سلسله مصالح و مفاسد واقعی است.
آن حکمت ها به نحوی است که اگر عقل انسان به آنها آگاه گردد همان حکمی را میکند که شرع کرده است. اگر فرض کنیم در مورد بخصوصی از طریق نقل، هیچ گونه حکم شرعی به ما ابلاغ نشده است، ولی عقل به طور یقین و جزم به حکمت خاصی در ردیف سایر حکمت ها پیببرد، کشف میکند که حکم شارع چیست. نکته قابل توجه اینکه در مواردی عقل به مناط احکام دست نمییابد، ولی میبیند که شارع در اینجا حکمی دارد، حکم میکند که قطعا در اینجا مصلحتی در کار بوده و الا شارع حکم نمیکرد.(عباسیتبار فیروز جاه، ۱۳۸۵، ۳۲ -۳۴)
به طور خلاصه آنچه در اصول فقه شیعه از عقل به عنوان یکی از منابع شریعت یاد شده است نه عقل نظری بلکه عقل عملی است. منظور از عقل در این ترکیب نیز اغلب، دلیل عقلی است و نه خود عقل. از این رو بیشتر فقهایی که مسئله عقل را مطرح کرده اند به تعریف آن نپرداخته اند و به جای آن به مسئله دلیل عقلی اهتمام ورزیده اند. دلیل این امر آن است که عقل به عنوان نیروی فهم نمیتواند منبع حکم ۹ شرعی باشد، بلکه به لحاظ یافته ها و معارف خودش به عنوان دلیل و منبع حکم شرعی مطرح است. (قماشی، ۱۳۸۴: ۳۸ و ۳۹)
آنچه در این نوشتار اهمیت دارد این است که در فقه همین دلیل عقلی است که اخباریانی چون ملا محمد امین استرآبادی، روی خوش بدان نشان ندادند و اخباریان دیگری چون شیخ حر عاملی، احکام قطعی عقل را قبول کردند، اما بر این باورند که برای استنباط احکام شرع از مقدمات عقل، یقین حاصل نمیشود و برخی از آنها حتی با پذیرفتن حصول یقین به حکم شرع از طریق عقل، حجیت چنین حکم شرعی را مورد تردید قرار داده اند.(شفیعی، ۱۳۸۷: ۱۳)
۴. عقل گرایی در علوم حدیثی شیعه
اگرچه در منابع حدیثی شیعه تعریف جامعی از عقل وجود ندارد، اما محدثان شیعه خلاف محدثان غیر امامیه به عقل به عنوان یکی از حجت های الهی که خداوند به انسان عطا فرموده اعتبار ویژه ای میدهند. اول آنکه عقل همان گونه که مرحوم کلینی در حدیث هشام ذکر نموده، حجتی درونی است که هم عرض و هم دوش انبیا و رسل به عنوان حجت بیرونی به انسان عطا شده است؛ دوم آنکه خداوند بر طبق آن عقاب و ثواب میدهد(کلینی، ۱۳۴۸: ۱۵۶) و میتواند انسان را مورد مؤاخذه قرار دهد.
۵. نص گرایی
«نص» واژه ای است که دست کم دو کاربرد دارد: گاهی در مقابل ظاهر به کار می – رود(طریحی،۱۳۶۲:۱۸۴) و گاهی نیز به معنای «نقل» است و در مقابل «عقل» مطرح میشود.(صدر، ۱۳۹۵ق: ۱۰)
مقصود از«نص» در این نوشتار، کاربرد دوم آن است و مراد از آن نقل هر متنی است که ریشه در وحی داشته باشد. به عبارت دیگر نقل وحیانی که شامل قرآن و حدیث میشود.
معتقدان به نص گرایی یا اعتباری برای عقل در فهم و تفسیر قرآن قائل نیستند یا غالبا نقل را بر عقل مقدم میدارند. رویکرد یاد شده دیدگاه های متعددی را در بر می – گیرد. اعتنا نکردن جدی به عقل در تفسیر، همچنین اخذ به ظاهر نصوص دینی و تعبد به آن نزد همه قائلان به نص گرایی یکسان نیست، به نحوی که در طیف دیدگاه های موجود در این جریان، دو گرایش افراطی و معتدل را میتوان از هم بازشناخت. (آریان، ۱۳۸۹: ۷۲).
۶. عقل گرایی و نص گرایی در شیعه امامیه در عصر ظهور
یاران ائمه(ع) بویژه اصحاب امام باقرع و امام صادق(ع) را میتوان به دو گروه تقسیم کرد: متکلمین و محدثین یا فقهاء. از متکلمین میتوان به هشام بن حکم، هشام بن سالم، حمران بن اعین، محمد بن طیار و مؤمن طاق را نام برد و از محدثین یا فقها باید به محمد بن مسلم، احمد بن محمد بن خالد برقی و محمد بن حسن الصفار یاد کرد. تفاوت و تمایز این دو گروه در نحوه و میزان به کارگیری عقل در معارف دینی است و از این رو میتوان آنها را اولین نمایندگان عقلگرایی و نص گرایی در عالم تشیع دانست.
در میان علمای شیعه خلاف اهل سنت تا قرن سوم هجری میان متکلمان و محدثان اختلاف چندانی وجود نداشت؛ البته گاهی مباحثی میان متکلمان و اصحاب ائمه(ع) روی میداد، اما آن شکافی که میان حنابله و معتزله در این دوران وجود داشت، میان نص گرایی و خردگرایی تشیع دیده نمیشود. اعتدال دانشمندان شیعه در به کارگیری عقل و استناد به نصوص دینی را باید دلیل این امر دانست. وجود روایات اهل بیت(ع) و بویژه حضور ائمه(ع) در کنار شیعیان از بروز افراط و تفریط و اختلاف میکاست. اساسا شیوه امامان شیعه به گونه ای است که ضمن استقبال از عقل و طرح مباحث عقلی، دایره ادراک عقل را محدود میکردند و مؤمنان را از کشاندن عقل به فراسوی مرزهای آن برحذر داشته اند.(شریعتمداری، ۱۳۹۳: ۳۴-۳۲)
از قرن سوم که مقارن عصر تقیه و دوران غیبت ائمه(ع) است، به تدریج این دو جریان کلامی و حدیثی از یکدیگر فاصله گرفتند و در نهایت به دو دیدگاه کاملا متفاوت تبدیل شدند. هرچند در عالم تشیع هیچگاه تقابل حنبلی، معتزلی شکل نگرفت، اما در قرن سوم و چهارم دو جریان عقل گرایی و نص گرایی کاملا متمایز شده و تقریبا رو در روی یکدیگر قرار میگیرند. بارزترین شخصیت های کلامی را در خاندان نوبختی و سپس مکتب بغداد به محوریت شیخ طوسی باید جست و بزرگترین نمایندگان نص گرایی را محدثین قم و ری میتوان شمرد.(همان)
۷. بحران های معرفتی جامعه شیعی پس از آغاز عصر غیبت معصوم(ع)
پس از آغاز عصر غیبت امام دوازدهم(عج) جوامع شیعی با بحران معرفتی مواجه شدند. شیخ صدوق که اثر مشهور خود کمال الدین و تمام النعمه را بین سال های ۳۵۵ تا ۳۶۷ه نگاشته است، در این خصوص به جامع شیع نیشابور اشاره میکند و میگوید در مدت اقامت خود در آنجا، اغلب شیعیانی را که نزدم میآمدند، در امر غیبت متحیر مییافتم. (صدوق، ۱۳۹۵، ج ۱: ۲) این حیرت با شدت گرفتن منازعات کلامی افزایش یافته بود. عالم امامی، نجم الدین ابوسعیدمحمدبن حسن بن علیبن صلت ۱۱ قمی که در بخارا اقامت گزیده بود از مجادله ای که بین خود و یکی از فلاسفه و منطقیان در بخارا روی داده و وی را در امر غیبت به تردید افکنده بود به شیخ صدوق در قم خبر داده است. در پی ابراز این تردید، شیخ صدوق با نقل روایات و اخبار وارده در امر غیبت، تردید وی را برطرف ساخت و بعد این ماجرا شیخ صدوق کتاب کمال الدین را تألیف کرد.(صدوق، ۱۳۹۵، ج ۱: ۲و۳) نظیر این گفتگو، میان شیخ صدوق و فردی در بغداد نیز رخ داده بود. آنچه در این گفتگو مورد تأکید قرار گرفته، طولانی شدن غیبت و بازگشت عده ای از عقیده امامیه بوده است. (همان: ۱۶و۱۷) از مراکز مهم علمی شیعه در این دوره، ری و بغداد بوده است. در این دو شهر، علمای زیدی آل بویه و جامع پر توان معتزله در بغداد در نقد آرای امامیه آثاری به رشت تحریر در آورده اند. درباره معتزل بغداد تنها اطلاعات اندکی در کتاب کفایالاثر خزاز قمی آمده است، اما درباره حملات زیدیه، شیخ صدوق به نحو مشروحی این انتقادها را نقل کرده است. (رحمتی: ۱۳۸۵ و جودکی: ۱۳۸۴)
۸. مکتب قم و شیخ صدوق
فقها و محدثان قم غالبا از روش اهل حدیث در تحلیل و بررسی مسائل اسلامی و کلامی بهره میجستند و به متن روایت بسنده مینمودند، لیکن انجام استلال های عقلی در میان آثارشان حکایت از به کارگیری عقل و استفاده از این ابزار برای استدلال بر مباحث کلامی و فقهی دارد. علیرغم اینکه شیخ صدوق نماینده مکتب نص گراست، ولی وجود مطالب عقلی و لغوی که برای فهم روایات نقل کرده است (تستری، ۱۳۱۶: ۲۱۰) دلیلی بر بهره گیری وی از عقل در تفسیر آموزه های دینی در یک حد نازلی دارد.
در عین حال در بین قمیها افرادی بودند که از عقل در مباحث علمی خود بیشتر استفاده میکردند که این روش را میتوان حد وسط نص گرایی اهل حدیث و عقل گرایان بغداد دانست، چنانچه مناظرات سعدبن عبدالله اشعری با مخالفان (صدوق، ۱۳۹۵: ۴۶۲) و همچنین مناظرات علی بن بابویه قمی را میتوان از این دست بر شمرد.(همان: ۱۶)
آنچه به عنوان نقطه قوت در مکتب نص گرای قم میتوان از آن یاد کرد توجه ویژه ایشان به احادیث و روایات است که در آغاز دوره غیبت توانست جامعه شیعه را از بحران خارج کند. در این دوره، جوامع شیعی از طرف معتزله، زیدیه و فرق دیگر مورد هجمه قرار گرفت که از آن دوره به عنوان دوره «حیرت» یاد میکنند. مهم ترین تأثیر مکتب قم را میتوان گذار جامعه شیعی از دوران حیرت با کمک احادیث معصومین(ع) دانست و همان گونه که بیان شد سرآمد آن شیخ صدوق بود، اما گذار از این دوره به نوآوریهایی نیاز داشت که شیخ صدوق با استفاده از رویکردهای عقل – گرایانه در علم حدیث توانست بر مسائل پیچیده پس از آغاز عصر غیبت چیره شود.
۹. عقل در منظومه فکری شیخ صدوق
شیخ صدوق علیرغم اینکه بسیاری از روایات مربوط به عقل را در کتاب های حدیثی خود نقل میکند، اما در هیچ یک از آثارش باب یا فصلی به عنوان کتاب العقل نیاورده و عقل را به عنوان مستقل مورد توجه قرار نداده است. ایشان جدال را مردود دانسته و مورد نکوهش قرار میدهد و در این زمینه روایاتی از ائمه(ع) نقل میکند.
وی در حدیثی از امام صادق(ع) نقل میکند که در آن از جدل درباره خدا نهی شده است و متکلمان به هلاکت میرسند: «قال الصادق(ع): یهلک اصحاب الکلام و ینجو المسلمون».(صدوق، ۱۳۸۰: ۷۴)
صدوق معتقد است که برای اثبات گزاره های دینی باید از قرآن و روایات اهل بیت(ع) استعانت جست و در بحث با مخالفان نیز از این دو منبع وحیانی بهره گرفت. به تعبیر دیگر، وی معتقد است که تنها منبع شناخت و یگانه مصدر استدلال برای اثبات مسائل دینی، وحی است. استدلال صدوق بر این مدعی که عقل نمیتواند به عنوان مصدر مستقل احکام باشد این است که اگر عقل منبعی برای فهم احکام بود، دیگر نیازی به وحی نبود.(همان: ۴۲)
صدوق نه تنها در احکام فقهی جایگاهی برای عقل قائل نیست، بلکه در مباحث اعتقادی و اصول دین نیز مخالف بهره گیری از استدلال های عقلی است. (همان) صدوق برای اثبات خداوند متعال از طریق نقل استفاده کرده است و در این خصوص روایات و آیات قرآن را نقل میکند. (همان: ۴۵) دیدگاه صدوق در خصوص معرفت حضرت حق تبارک و تعالی در کتاب التوحید روشن می شود. وی در باب «انه عز و جل لایعرف الا به» میفرماید صحیح این است که باید خدا را به خدا بشناسیم نه به قول خود، اگر به عقل هم بشناسیم او را هم خداوند هبه نموده است و به انبیا هم شناخته نشود، زیرا آنها را هم خداوند ارسال کرده است و اگر به نفسمان هم بشناسیم، باز آن را هم خداوند آفریده است. (صدوق، ۱۳۹۸ق: ۴۵۰)
شیخ صدوق در مورد طفلی که در بیابان رها شود و کسی را نبیند و کسی او را ارشاد نکند، اگر از راه تعقل به وجود صانعی برسد، میفرماید چنین امری امکان پذیر نیست و اگر هم اتفاق بیفتد این فرد حجت خداست و آن حضرت ابراهیم(ع) است و اگر عقل بشری در شناخت خداوند کافی بود خداوند نمیفرمود: فاعلم انه لا اله الا الله. وی دلیل های حضرت ابراهیم(ع) را نیز الهامات الهی میداند.(همان: ۴۵۱)
شیخ صدوق در کتاب علل الشرایع برخلاف عنوان کتاب فقط به نقل احادیث پرداخته و با اینکه عقل یکی از راه های شناخت فلسفه و اسرار احکام است، در این کتاب به مباحث عقلی نپرداخته است. وی اخبار آحاد را نه تنها در مسائل فقهی میپذیرد، بلکه در بسیار از مسائل اعتقادی نیز بر مبنای اخبار آحاد، معارف دینی را ارائه نموده است. این مسئله تا حدی است که شیخ انصاری وی را از اخباریین معرفی میکند. شیخ انصاری در شرح عبارت علامه در النهای[۲] میفرماید: ان المراد العلامه من اخباریین یمکن ان یکون مثل الصدوق و شیخه قدس سرهما. (انصاری، ۱۲۱۴ق: ۱۵۴) صدوق در مقدمه من لایحضره الفقیه مینویسد: احادیثی را نقل میکند که طبق آنها فتوا میدهد و بین خود و خدایش حجت است. این ادعا در حالی است که صدوق از افرادی که توثیق نشده اند حدیث نقل میکند.(صدوق، ۱۳۶۲: مقدمه) افزون بر این در مشیخه کتاب «من لایحضر» به راویانی بر میخوریم که وثاقت آنها ثابت نشده است، اما چون حدیث آنها در کتب معتبره آمده است از نظر شیخ صدوق پذیرفته شده است.
در عین حال باید گفت که صدوق بهره گیری از عقل را به طور کلی منکر نیست و در کتاب های ایشان مباحثی همچون تأویل و تفسیر که برگرفته از عقل است، زیاد دیده میشود. مهم میزان اعتباردهی به عقل و نقل است و اینکه در صورت تعارض عقل و نقل کدام یک بر دیگری رجحان دارد. علیرغم آنچه از صدوق در نص گرایی و اعتماد بر سنت معروف است، ولی از بررسی آثار ایشان معلوم میشود که وی روش میانه و اعتدالی را برگزیده است؛ نه جمودگری اهل حدیث و نه افراط گری عقلی معتزله را.
شیخ صدوق عرصه های معرفتی را به سه دسته تقسیم میکند. در دسته اول، صدوق درک و ورود عقل را ممنوع می داند، همچنان که در توضیح آی «و علم ادم الاسماء کلها» میفرماید حکمت اینکه خداوند اسماء را به آدم آموخت این است که دستیابی به برخی از علوم جز با نقل امکان پذیر نیست. (صدوق، ۱۳۹۵: ۱۶) در دسته دوم برخی از عرصه های شناختی همچون نبوت را جایگاه عقل میداند. وی در این خصوص می گوید: اگر خداوند، پیامبرص را به عنوان خاتم انبیاء معرفی نمیکرد، عقل حکم میکرد که در همه زمان ها باید پیامبری از جانب خداوند باشد و دسته سوم، مسائلی است که شیخ صدوق آنها را مشترک بین عقل و نقل میداند. همان گونه که گاه ادله نق
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل معماری و خانهسازی قرآنی در عصر حکومت امام مهدی(عج)
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.