توضیحات
فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ویژگی های امام حسین (ع) در حدیث لوح :
مقدمه
حدیث لوح از احادیث جامع و مشهور در منابع روایی و تفسیری معتبر شیعه است که از طریق جابر بن عبدالله انصاری نقل شده است. این حدیث هدیه ای از طرف خداوند به پیامبر اکرم(ص) به مناسبت تولد امام حسین(ع) است که موجبات خوشحالی و شادی حضرت زهرا(ع) را فراهم کرد (کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۶۸۱).
در این حدیث موضوعات مختلفی از جمله، سنت جانشین قرار دادن برای پیامبران؛ برتری امام علی(ع) بر همه اوصیاء؛ امامت در نسل امام حسین(ع)؛ عدم انکار ائمه(ع)؛ موضوع مهدویت و به کمال رسیدن امامت به وسیله امام زمان رحمه الله بیان شده است. یکی از مباحث مهم حدیث لوح بیان خصوصیات امام حسین(ع) است. از این رو پژوهش حاضر درصدد است با روش توصیفی و تحلیلی، ویژگی های امام حسین(ع) در حدیث لوح را مورد بررسی قرار دهد و پاسخگوی سؤالات زیر باشد: ۱. حدیث لوح به چه معناست؟ ۲. منظور از کلمه تامه در حدیث لوح چیست؟ ۳. چه کسانی لقب سیدالشهداء دارند؟ ۴. لقب سیدالشهداء را چه کسانی به امام حسین(ع) داده اند؟ ۵. چگونه محبت و دوستی اهل بیت(ع) ملاک ثواب و عقاب است؟ ۶. آیا سند حدیث لوح معتبر است؟ درباره پیشینه تحقیق باید اشاره کرد که تاکنون اندیشمندان علوم اسلامی به تبیین حدیث لوح پرداخته اند ولی بررسی ویژگی های امام حسین(ع) در این حدیث مورد پژوهش قرار نگرفته است.
مفاهیم پژوهش
حدیث مترادف کلام (طریحی، ۱۳۷۵: ۲/۲۴۶) در لغت به معنای تازه و جدید (ابن منظور، ۱۴۱۴: ۳/۱۷۷؛ فراهیدی، ۱۴۰۹: ۲/۱۳۳؛ أزدی، ۱۳۸۷: ۱/۳۰۰) و ضد قدیم (ابن منظور، ۱۴۱۴: ۲/۱۳۱) است. به کلام نیز حدیث می گویند (أزدی، ۱۳۸۷: ۱/۳۰۰). بدین جهت کلامی که به وسیله گفتن یا نوشتن برای دیگری نقل شده، حدیث گفته می شود (ولایی، ۱۳۸۷: ۱۶۲). در تعریف دیگر، حدِیث به معنای هر سخنی است که در بیداری یا خواب از راه گوش به انسان می رسد (راغب، ۱۴۱۲: ۲۲۲). در اصطلاح بیانگر گفتار، کردار و یا تقریر و امضای معصوم(ع) است (فرهنگ فقه، ۱۴۲۶: ۳/۲۵۸) لذا به سنت گفتاری و قولی حدیث می گویند (ولایی، ۱۳۸۷: ۱۶۲).
لوح در اصل به معنی آشکار شدن (کبیر، ۱۳۸۴: ۵/۳۹؛ قرشی، ۱۴۱۲: ۶/ ۲۱۴) و در لغت به معنای صفحه (راغب، ۱۴۱۲: ۷۵۰) است. در کُتب لغتی به هر صفحه از صفحه ها و ورق های چوبی لوح گفته می شود (نک. فراهیدی، ۱۴۰۹: ۳/۳۰۰؛ صاحب، ۱۴۱۴: ۳/۲۱۲؛ أزدی، ۱۳۸۷: ۳/۱۱۶۳؛ ابن منظور، ۱۴۱۴: ۲/۵۸۴؛ حسینی، ۱۴۱۴: ۴/۱۹۵). در اصطلاح به هر ورق و صفحه چوبی که روی آن نوشته شود (فراهیدی، ۱۴۰۹: ۳/۳۰۰) و یا به هر چوب پهنی و هر چیزی که بر او می نویسند (راغب، ۱۴۱۲: ۷۵۰) لوح می گویند.
با توجه به تعاریف گفته شده، حدیث لوح کلامی است که بر روی لوحی نوشته شده است. این حدیث به حدیث لوح حضرت زهرا(ع) معروف شد. چنانکه در روایتی جابر بن عبدالله انصاری از حضرت فاطمه(ع) پرسید، این لوح چیست؟ ایشان فرمودند: «هذَا لَوْحٌ أَهْدَاهُ اللَّهُ إِلی رَسُولِهِ (صلَّی اللَّه علَیْهِ وَ آلِهِ)، فِیهِ اسْمُ أَبِی و اسْمُ بَعْلِی و اسْمُ ابْنَیَّ و اسْمُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِی، و أَعطَانِیهِ أَبی لِیُبَشِّرَنِی بِذلِک» (کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۶۸۱)؛ لوحی است که خدا آن را به رسولش اهدا فرموده، اسم پدرم، شوهرم، دو پسرم و اسم اوصیاء از فرزندانم در آن نوشته است و پدرم آن را به عنوان مژدگانی به من عطا فرموده است».
حدیث لوح
حدیث لوح از احادیثی است که در کُتب روایی معتبر و مورد اعتماد شیعه نقل شده است. کلینی ( ۱۴۲۹: ۲/۶۹۷) و شیخ صدوق (۱۴۱۳: ۴/۱۸۰) در روایتی کوتاه به ذکر تعداد ائمه(ع) بسنده کرده اند، سپس تفصیل آن در کُتب دیگر بیان شده که می توان به ابن بابویه (۱۴۰۴: ۱۰۴)؛ مسعودی (۱۴۲۶: ۱۶۹)؛ ابن أبی زینب (۱۳۹۷: ۶۴)؛ صدوق (۱۳۷۸: ۱/۴۳؛ همو، ۱۳۹۵: ۱/۳۱۰)؛ مفید (الف: ۲۱۱)؛ طوسی (الف: ۱۴۵)؛ طبرسی (۱۴۱۷: ۲/۱۷۶)؛ شعیری (بی تا: ۱۹)؛ ابن شهر آشوب (۱۳۷۹: ۱/۲۹۷)؛ طبرسی (۱۴۰۳: ۱/۶۷) و مجلسی (۱۴۰۳: ۳۶/۱۹۶) اشاره کرد. همچنین در برخی از کتاب های تفسیری مانند تفسیر نورالثقلین (عروسی، ۱۴۱۵: ۱/۷۷۶) و تفسیر کنزالدقائق (قمی، ۱۳۶۸: ۴/۴۷۶) ذیل «فَلِلَّهِ الْحجَّهُ الْبالِغَه» (انعام/۱۴۶) و الإمام المهدی (ابومعاش، ۱۴۳۰: ۵۰) ذیل آیه «أُولئِک عَلَیْهِمْ صَلَواتٌ منْ رَبهِمْ وَ رَحْمَهٌ وَ أُولئِک هُمُ الْمُهْتَدُونَ» (بقره / ۱۵۷) به این حدیث پرداخته شده است. در منابع اهل سنت، صاحب کتاب فرائد السمطین، حدیث لوح را آورده است (شافعی، ۱۴۰۰: ۲/۱۳۷- ۱۳۸). باتوجه به طولانی بودن حدیث، ترجمه فرازی از متن حدیث لوح در ادامه آورده شده است:
«امام صادق(ع) می فرماید: پدرم به جابر بن عبد اللَّه انصاری فرمود: من با تو کاری دارم، چه زمانی می توانم، تو را تنها ببینم و از تو سؤال کنم؟
جابر گفت: هر وقت شما بخواهی!
پس روزی با او در خلوت نشستند و به او فرمود: «درباره لوحی که آن را در دست مادرم فاطمه(ع) دختر رسول خدا(ص) دیده ای و آنچه مادرم به تو فرمود که در آن لوح نوشته بود، به من خبر ده.
جابر گفت: خدا را گواه می گیرم که من در زمان حیات رسول خدا(ص) خدمت مادرت فاطمه(ع) رفتم و به او در مورد ولادت حسین(ع) تبریک گفتم، در دستش لوح سبزی دیدم که گمان کردم از زمرّد است و مکتوبی سفید در آن دیدم که چون رنگ خورشید (درخشان) بود. به ایشان عرض کردم: دختر پیامبر! پدر و مادرم قربانت، این لوح چیست؟ فرمود: لوحی است که خدا آن را به رسولش(ص) اهدا فرموده، اسم پدرم، شوهرم، دو پسرم و اسم اوصیاء از فرزندانم در آن نوشته است و پدرم آن را به عنوان مژدگانی به من عطا فرموده است.
جابر گوید: سپس مادرت فاطمه(ع) آن را به من داد. من آن را خواندم و رونویسی کردم.
پدرم (امام باقر) به او گفتند: ای جابر! آن را بر من عرضه می داری؟
گفت: آری.
آن گاه پدرم همراه جابر به منزل او رفت، جابر ورق صحیفه ای بیرون آورد. پدرم فرمود: ای جابر، تو در نوشته ات نگاه کن تا من برایت بخوانم.
جابر در نسخه خود نگریست و پدرم قرائت کردند، حتی حرفی با حرفی اختلاف نداشت.
آن گاه جابر گفت: خدا را گواه می گیرم که این گونه در آن لوح نوشته دیدم: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ. این نامه از جانب خداوند عزیز حکیم است برای محمد پیغمبر او،… من تو را بر پیامبران برتری دادم و وصی تو را بر اوصیاء دیگر،… و حسین را خزانه دار وحی خود ساختم و او را به شهادت گرامی داشتم و پایان کارش را به سعادت رسانیدم، او برترین شهداست و مقامش از همه آنها عالی تر است. کلمه تامه خود را همراه او و حجت رسای خود را نزد او قرار دادم، به سبب عترت او پاداش و کیفر دهم…».
سند حدیث لوح
حدیث لوح در منابع متعدد و معتبر روایی و تفسیری به دو صورت روایت شده است. در این پژوهش به نقل دوم (تفصیل) اشاره خواهد شد و در بررسی سند حدیث به روایت کلینی (۱۴۲۹: ۲/۶۸۰) اکتفاء می کنیم: مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیی و مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ جَعْفَرٍ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ ظَرِیفٍ؛ وَ عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ صالِحِ بنِ أَبِی حمَّادٍ، عَنْ بَکرِ بْنِ صَالِحٍ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمنِ بْنِ سَالِمٍ، عَنْ أَبِی بَصِیرٍ: عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علَیْهِ السَّلَام. در این روایت سه سند وجود دارد که در ادامه به بررسی یک سند می پردازیم:
– محمد بن یعقوب: در وثاقت وی بحثی نیست. نجاشی (۱۳۶۵: ۳۷۷) با تعابیری همچون: شیخ و بزرگ اصحاب، اوثق مردم در نقل حدیث، ضابط و مورد اعتماد در نقل حدیث، کلام او حجت است، از وی یاد می کند. طوسی (۱۴۲۰: ۳۹۳) نیز وی را توثیق کرده است.
– محمد بن یحیی العطار: از مشایخ کلینی و ثقه است. نجاشی (۱۳۶۵: ۳۷۷) و حلی (۱۴۱۱: ۱۵۷) در توثیق او می گویند، استاد اصحاب ما در زمان خود بود. شخصیتی مورد توجه و اعتماد، صاحب امتیاز و کثیرالحدیث بود. طوسی (: المشیخه / ۳۳) نیز او را مورداعتماد دانسته است.
– عبدالله بن جعفر حمیری: طوسی (۱۳۷۳: ۴۰۰؛ همو، ۱۴۲۰: ۲۹۴) در کتاب هایش او را توثیق و نجاشی (۱۳۶۵: ۲۱۹)، حلی (۱۴۱۱: ۱۰۶) و ابن داود (۱۳۴۲: ۲۰۰) او را مدح کرده اند.
– حسن بن ظریف بن ناصح: نجاشی (۱۳۶۵: ۶۱)، ابن داود (۱۳۴۲: ۱۰۹) و حلی (۱۴۱۱: ۴۳) او را توثیق کرده اند.
– بکر بن صالح رازی: ابن غضائری (واسطی، ۱۳۶۴: ۴۴) و نجاشی (۱۳۶۵: ۱۰۹) او را تضعیف کرده اند؛ اما ابن داود (۱۳۴۲: ۷۲)؛ صاحب منتهی المقال (مازندرانی، ۱۴۱۶: ۲/ ۱۷۴) و صافی گلپایگانی (۱۴۲۳: ۱/۲۶۱) او را توثیق کرده اند. خویی (۱۴۱۸: ۲۷ /۲۰) قائل است وی در اسناد کتاب کامل الزیارات است (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۲۲، ۵۳، ۳۰۸). زیرا در ابتدای کتاب راویان موثق را که از آنها روایت کرده برشمرده و او از جمله آنان است (همان، ۱). همچنین خویی (۱۴۱۸: ۲۸/۱۲۴) او را به دلیل آورده شدن نامش در تفسیر قمی توثیق کرده است. صدوق (۱۴۱۳: ۴/۴۹۹) طریق سلسله سند خود تا بکر را نقل کرده که این طریق صحیح است (خویی، بی تا: ۴/ ۲۵۳). بسیاری از راویان معتبر و اصحاب اجماع همچون محمد بن أبی عُمیر نیز از او روایت نقل کرده اند (تبریزی، بی تا: ۳/۱۵۵). بنابراین بکر بن صالح معتبر و ثقه است.
– عبدالرحمن بن سالم: برخی ایشان را ضعیف می داند (عاملی، ۱۴۱۹: ۳/۳۷۲) اما ابن الغضائری وی را توثیق کرده است (تفرشی، ۱۴۱۸: ۲/۲۹۶). نوری (۱۴۱۷: ۸/۱۲۱) در جواب تضعیف ایشان می گوید، نجاشی و طوسی او را تضعیف نکرده و روایات ایشان سالم است. همچنین بسیاری از راویان معتبر و موثق و اصحاب اجماع همچون ابن أبی عمیر و أحمد بن محمد بن أبی نصر از او روایت نقل کرده اند (خویی، بی تا: ۱۰ /۳۵۸؛ تبریزی، بی تا: ۲/ ۲۹۸). بنابراین او نیز توثیق شده است.
– أبی بصیر: از اصحاب اجماع بود (کشی، ۱۳۶۳: ۱/۳۹۷). نجاشی (۱۳۶۵: ۴۴۱) و کشی (۱۴۰۹: ۱۳۶، ۱۷۰) روایاتی در توصیف و مدح وی نقل کرده و بسیاری او را توثیق کرده اند (نک. کشی، ۱۳۶۳: ۱/۳۹۶؛ ابن داود، ۱۳۴۲: ۵۲۶؛ عاملی، ۱۴۰۹: ۳۰/۵۱۰).
– جابر بن عبدالله أنصاری: جابر صحابی بزرگ رسول خدا(ص) بود که به دلیل نقل روایات فراوان از ایشان (نک. کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۵۴، ۴/۱۶، ۱۰/۵۷۰) به حافظ سنّت نبوی و مکْثِر در حدیث معروف شد (ابن عبدالبر، ۱۴۱۲: ۱/۲۲۰). او از امام علی(ع) (طوسی، ۱۴۰۷: ۳/۲۶۴) و امام جعفر صادق(ع) به نقل از امام باقر(ع) از جابر روایت نقل کرده است (نک. حمیری، ۱۴۱۳: ۷۶، ۱۱۰؛ برقی، ۱۳۷۱: ۲/۳۷۷؛ صفار، ۱۴۰۴: ۱/۸۶، ۴۱۴؛ کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۵۲۱؛ ابن اشعث، بی تا: ۲۲). جابر برخی احادیث مشهور از جمله حدیث لوح را روایت کرده که در آن اسامی ائمه(ع) به عنوان جانشینان پیامبر(ص) آمده است (نک. کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۶۹۷؛ صدوق، ۱۴۱۳: ۴/۱۸۰). کشی (۱۴۰۹: ۴۲-۴۳) نیز او را توصیف و مدح کرده است.
باتوجه به آنچه گفته شد، روایت مذکور از نظر سند، صحیح و معتبر است و منابع متعددی آن را نقل کرده اند که می توان روایت را از این جهت مشهور دانست.
ویژگی های امام حسین(ع) در حدیث لوح
۱- خزانه دار وحی
اولین ویژگی امام حسین(ع) در حدیث لوح، معرفی ایشان به عنوان خزانه دار وحی است: «جَعَلْتُ حُسَیْناً خَازِنَ و حْیِی» (کلینی، ۱۴۲۹: ۲/ ۶۸۳)؛ حسین (علیه السلام) را خزانه دار وحی خود نمودم».
نسل ائمه(ع) از امام حسین(ع) ادامه یافته است. چنانکه از روایات دریافت می شود، ائمه(ع) خزانه دار علم و وحی الهی و حجت خداوند بر مردم هستند. از امام باقر(ع) پرسیده شد، شما چه هستید؟ امام(ع) فرمود: «نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ، وَ نَحْنُ تَرَاجِمَهُ وَحْیِ اللَّهِ؛ ما گنجینه های دانش خدا و مترجمان وحی خداییم» (کلینی، ۱۴۲۹: ۱/۴۷۴). مجلسی (۱۴۰۴: ۲/۳۴۷) در تبیین کلام امام(ع) می نویسد، اینان کلام الهی را که بر انبیاء نازل شده تفسیر می کنند و مفسر نطق و کلام حق بوده و قرآن را به زبان انسان تفسیر می کنند (مازندرانی، ۱۳۸۲: ۵/۲۰۳). بدین جهت خزانه دار وحی الهی هستند. دیگر آنکه در بخشی از زیارت جامعه به یکی از صفات امامان معصوم(ع) چنین اشاره می شود: «خُزَّانِ الْعِلْمِ؛ خزانه داران دانش» (ابن مشهدی، ۱۴۱۹: ۵۶۰). بر این اساس خداوند ائمه(ع) را برای پیامبر(ص) چنین توصیف فرمود: «وَ هُمْ خُزَّانِی عَلی عِلْمِی مِنْ بَعْدِک؛ آنان، پس از تو خزانه دار دانش من هستند» (صفار، ۱۴۰۴: ۱/۵۴؛ کلینی، ۱۴۲۹: ۱/۴۷۵).
امام حسین(ع) همچون سایر ائمه(ع) خزانه دار وحی و علم الهی بوده زیرا در دامان وحی الهی رشد یافت. در منطقه ثعلبیّه مردی از اهل کوفه نزد امام(ع) آمد و امام حسین(ع) فرمودند: وَ اللَّهِ لَوْ لَقیتُک بالْمَدِینَهِ لَأَرَیْتُک أَثَرَ جَبْرَئِیلَ مِنْ دَارِنَا وَ نُزُولِهِ عَلَی جَدِّی بِالْوَحْیِ یَا أَخَا أَهْلِ الْکوفهِ مسْتَقَی الْعِلْمِ مِنْ عِنْدِنَا؛ به خدا قسم اگر تو را در مدینه می دیدم جای پای جبرئیل و نزول وحی بر جدّم را در خانه مان به تو نشان می دادم، ای برادر اهل کوفه، جوشش علم نزد ماست» (صفار، ۱۴۰۴: ۱/۱۲؛ کلینی، ۱۴۲۹: ۲/ ۳۲۶).
امام حسین(ع) با قرآن پرورش یافت و با علم الهی خزانه دار وحی و مفسر قرآن شد.
چنانکه فرمودند، قرآن بر چهار قسم است: «عَلَی الْعِبَارَهِ وَ الْإِشَارَهِ وَ اللَّطَائِفِ وَ الْحَقَائِقِ فَالْعِبَارَهُ لِلْعَوَامِّ وَ الْإِشارَهُ لِلْخوَاصِّ وَ اللَّطَائِفُ لِلْأَوْلِیَاءِ وَ الْحَقَائِقُ لِلْأَنْبِیَاءِ؛ عبارات، اشارات، لطائف و ظرائف، و حقایق، فهم عبارات برای عموم مردم است، درک اشاره های قرآنی برای خواص از مردم، و فهم لطائف آن برای دوستان وشیفتگان خدا، و فهم ودانش درک حقایق آن مختص انبیاء و معصومان است» (شعیری، بی تا: ۴۱).
۲- مقام شهادت
دومین ویژگی ای که به امام حسین(ع) عطا شده، شهادت است. «و أَکرَمْتُهُ بِالشَّهَادَهِ؛ حسین(ع) را با شهادت اکرام کردم» (کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۶۸۳). حتی در فرازی از زیارت اربعین آمده است: «أَکرَمتَهُ بالشَّهَادَهِ» (طوسی، ب: ۲/۷۸۸). در این بخش امام(ع) را اینگونه زیارت می کنیم: «خدایا گواهی می دهم که او را به وسیله شهادت گرامی داشتی».
اکرام از ریشه کرم و به معانی شرف (فراهیدی، ۱۴۰۹: ۵/۳۶۸؛ ابن فارس، ۱۴۰۴: ۵/۱۷۱)، عزت (فیومی، ۱۴۱۴: ۲/۵۳۱)، معروف و خیر (صاحب بن عباد، ۱۴۱۴: ۶/۲۶۱) و ضد لئیم و پست (فراهیدی، ۱۴۰۹: ۵/۳۶۸) است. راغب (۱۴۱۲: ۷۰۷) می نویسد، کرم اگر وصف خدا واقع شود منظور از آن، احسان و نعمت آشکار خداست و اگر وصف انسان باشد نام اخلاق و افعال پسندیده اوست که از وی ظاهر می شود. سپس می گوید، اکرام و تکریم آن است که به کسی نفع خالصی یا شی ء شریفی رسانده شود.
براساس معنای اکرام، خداوند به وسیله شهادت، امام حسین(ع) را به عزت، شرف، خیر و به پاک ترین و بهترین مرتبه رساند. زیرا شهادت شریفترین و بالاترین نوع مرگ است «وَ أَشْرَفَ الْمَوْتِ قَتْلُ الشَّهَادَه» (صدوق، ۱۴۱۳: ۴/۴۰۲). این مقام و جایگاه شایسته امام حسین(ع) است که جانش را در راه خدا بذل کرد تا بندگان را از جهالت و سرگردانی نجات دهد. «بَذَلَ مُهْجَتَهُ فِیک لِیَسْتَنْقِذَ عِبَادَک مِنَ الضلَالَهِ وَ الْجهَالَهِ» (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۲۲۸). وی اسلام را حفظ کرد و مدال افتخار و ارزشمند ثَارَ اللَّه (کلینی، ۱۴۲۹: ۹/۳۰۹؛ ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۹/۳۰۹) را از خداوند گرفت.
۳- عاقبت بخیری
از خصائص دیگری که در حدیث لوح برای امام حسین(ع) آورده شده، عاقبت بخیری است: «و ختَمْتُ لَه بِالسَّعَادَهِ؛ عاقبتش را به سعادت ختم نمودم» (کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۶۸۳). ائمه(ع) مصداق کامل عاقبت بخیری هستند و چند نکته را برای انسان ها یادآوری می کنند:
۱. ائمه(ع) همواره برای عاقبت بخیری دعا می کردند: «اللَّهُمَ اخْتِمْ بِعَفْوِک أَجلِی؛ خدایا عمرم را با عفو و گذشت خویش به پایان برسان» (صحیفه سجادیه، دعای ۲۰، ۱۳۷۶: ۱۰۰)؛ ۲. این ویژگی و دعا را برای دیگران از خداوند خواستارند. چنانکه امام سجاد(ع) در دعای ۲۷ که برای مرزداران است، چنین دعا می کند: «فإِنْ ختَمْتَ لَهُ بِالسَّعَادَهِ، وَ قَضَیْتَ لَهُ بِالشَّهَادَهِ؛ و اگر زندگی او را به نیک بختی پایان دادی و شهادت را برایش مقدّر فرمودی» (صحیفه السجادیه، ۱۳۷۶: ۱۳۲) و یا در دعای ۴۶ آمده است: «فَمَنْ کانَ مِنْ أَهْلِ السَّعَادَهِ خَتَمْتَ لَهُ بِهَا؛ پس آن که اهل سعادت بود فرجام کارش را به سعادت بردی» (همان، ۲۰۶)؛ ۳. به ما آموختند که برای زندگی خوب و عاقبت بخیری دعا کنیم، چنانکه یکی از فرازهای زیارت عاشورا مؤید این مطلب است: «اللَّهمَ اجعَلْ محْیَایَ مَحْیَا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَمَاتِی مَمَاتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ؛ خدایا حیات و مماتم، زندگی ام و مرگم را، زندگی و مرگ محمد و آل محمد قرار بده» (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۱۷۸؛ ابن مشهدی، ۱۴۱۹: ۴۸۳).
یکی از درس های عاشورا و جلوه های مکتب حسینی، تقابل دو گروه است؛ عده ای عاقبت بخیر و دسته ای دیگر عاقبت به شر شدند. کربلا فرصت خوبی برای عاقبت بخیری و سعادت نیک برای همگان فراهم آورد. می توان به شهدایی همچون حربن یزید ریاحی اشاره کرده که فرمود: «إِنِّی وَ اللَّهِ أُخیِّرُ نفْسِی بَیْنَ الْجَنَّهِ وَ النَّارِ فَوَ اللَّهِ لَا أَخْتَارُ عَلَی الْجَنَّهِ شَیْئاً وَ لَوْ قُطِّعْتُ وَ حُرِّقْتُ؛ به خدا قسم می خورم همانا خود را بین بهشت و دوزخ مخیر می بینم، به خدا سوگند اگر مرا با آتش بسوزانند من جز بهشت چیز دیگر را انتخاب نخواهم کرد. پس از آن با شلاق به اسب خود زد و به امام حسین(ع) ملحق شد» (ابومخنف، ۱۴۱۷: ۲۱۴؛ مفید، ب: ۲/۹۹). حر با توبه به سعادت نزدیک شد (ابومخنف، ۱۴۱۷: ۲۱۵)، زیرا توبه یکی از عوامل و زمینه های عاقبت بخیری است و در نتیجه با دعای امام(ع) که فرمود: «لَقَدْ أَصَبْتَ أَجْراً وَ خَیْرا؛ تو به پاداش نیکو و خیر دست یافتی» (ابن نما حلی، ۱۴۰۶: ۶۰)، عاقبت بخیر شد.
زهیر بن قین یکی دیگر از شهدای کربلا بود که قبل از رویارویی با امام حسین(ع) از اهل بیت(ع) روی گردان بود و در راه بازگشت از مکه از امام حسین(ع) دوری می جست (ابومخنف، ۱۴۱۷: ۱۶۱؛ مفید، ب: ۲/۷۲)؛ اما با نفس الهی امام حسین(ع) به ایشان ملحق و عاقبت بخیر شد. امام(ع) در لحظه شهادت وی در حالی که ایستاده بود و جنازه را مشاهد می کرد، فرمود: «لا یبعدک الله یا زهیر و لعن قاتلک لعن الذین مسخوا قرده و خنازیر؛ ای زهیر خداوند تو را از رحمت خود دور نسازد، خداوند کشندگان و قاتلان تو را لعنت کند (چون بنی اسرائیل) که به شکل بوزینه گان و خوکان درآمدند» (حسینی، ۱۴۱۸: ۲/۲۹۵؛ مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۵/۲۶).
عده ای نیز دعوت امام(ع) را برای کربلایی شدن، نپذیرفتند و این فرصت طلایی جاودانه ماندن را از دست دادند که می توان به عبیدالله بن حر جعفی اشاره کرد. امام(ع) در راه مسیر کربلا به «قصر مقاتل» رسید و با خیمه ای برافرشته روبرو شد. وقتی مطلع شد عبیدالله صاحب آن خیمه است، ابتدا فردی را به سراغ او فرستاد تا دعوتش کند که به امام حسین(ع) ملحق شود اما او نپذیرفت وگفت: «به خدا سوگند، می خواهم او را نبینم و او هم مرا نبیند» (ابومخنف، ۱۴۱۷: ۱۷۶؛ مفید، ب: ۲/۸۱). امام(ع) بعد از شنیدن جواب او، خود به سمتش رفت اما باز هم نپذیرفت. امام(ع) به او فرمود: من تو را خیرخواهی کردم… به خدا سوگند اگر کسی صدای کمک خواهی ما را بشنود و ما را یاری نکند، خداوند او را هلاک خواهد کرد (همان).
محبت به اهل بیت(ع) همواره نجات بخش انسان از ضلالت و گمراهی است. در این میان به فرموده امام صادق(ع) محبت و علاقه به امام حسین(ع) یکی از راه های عاقبت بخیری است: «مَنْ أَرَادَ اللَّهُ بِهِ الْخَیْرَ قَذَفَ فِی قَلْبِهِ حُبَ الْحُسَیْنِ ع وَ حُبَّ زِیَارَتِهِ؛ خداوند متعال وقتی خیر کسی را می خواهد محبت امام حسین(ع) و شوق زیارت سید الشهداء را در دلش جاری می سازد» (ابن قولویه، ۱۳۵۶: ۱۴۲). این محبت و شوق زیارت رمز عاقبت بخیری است.
۴- سید الشهداء
از ویژگی های ممتاز امام حسین(ع)، جایگاه رفیع ایشان در میان شهدا است: «فَهُوَ أَفْضَلُ مَنِ اسْتُشْهِدَ، و أَرْفَعُ الشُّهَدَاءِ دَرَجَهً؛ پس او والاترین کسی است که شهید شده و در بین شهدا بالاترین درجه را نزد من داراست» (کلینی، ۱۴۲۹: ۲/۶۸۳). بدین جهت به ایشان لقب سیدالشهداء را داده اند. برخی مانند جرجس پیامبر (صنعانی، ۱۴۱۱: ۲/ ۷) و مِهجَع، اولین شهید جنگ بدر (ثعلبی، ۱۴۲۲: ۷/۲۷۰)، لقب سیدالشهداء را دارند. اما در تاریخ اسلام دو شخصیت به این لقب معروف هستند: اولین شخصیتی که این لقب را دارد، جناب حمزه بن عبدالمطلب است (نک. تاریخ سیستان، ۱۳۶۶: ۵۶؛ بلعمی، ۱۳۷۳: ۴/۷۰۷؛ ابن اعثم، ۱۳۷۲: ۵۱۹). در زیارت نامه پیامبر اکرم(ص) آمده: «السَّلَامُ عَلَی عَمِّک حَمْزَهَ سَیِّدِ ال
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل سخنی پیرامون ارزش و اهمیت احیای شبهای قدر
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.