تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه شامل 85 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کارآمدی و پویایی فقه شیعه :

مصاحبه با دکتر محقق داماد

در راستای دستیابی به اهداف ارزشمند فرهنگی و ایفای رسالت عمده ای که شورای فرهنگی اجتماعی زنان در جهت تنویر افکار و تبیین پاره ای از موضوعات اصولی خصوصا از دیدگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی بر عهده دارد؛ بر آن شدیم تا گفتمان علمی – تخصصی این شماره از فصلنامه را در فرهنگستان علوم در حضور فقیه اندیشمند جناب آقای دکتر محقق داماد انجام دهیم، که به توفیق حق این مقصود حاصل شد، و این بار ره توشه ای دیگر از اندوخته های فراوان و تجربیات گرانبار صاحبنظران را برای شما خوانندگان عزیز به ارمغان آورده ایم.

جناب استاد! در ابتدا لازم می دانم که تشکر اعضای هیئت سردبیری فصلنامه را خدمتتان ابلاغ و از اینکه برغم مشکلات عدیده کاری و محدودیت در وقت، دعوت ما را برای حضور در این مصاحبه پذیرفتید، سپاسگزاری نمایم؛

اگرچه محور سؤالات ما را در گفتمانهای علمی – تخصصی عمدتا مسایل مربوط به زنان تشکیل می دهد، لیکن با توجه به تخصص و آشنایی ویژه جنابعالی نسبت به تاریخ ادوار فقه و پیشینه و سیر تحولات در آن، فرصت را مغتنم شمرده سؤالات را به این موضوع اختصاص داده ایم؛ لطفا مختصری در زمینه فقه شیعه و رخدادهای عمده در آن و علت پویایی آن مطالبی بفرمایید.

فقه شیعه در طول تاریخ حیات خود تحولات عمده ای داشته که معمولاً نویسندگان تاریخ فقه این تحولات را به ۸ یا ۱۰ مرحله تقسیم کرده اند؛ اگر ما چشم اندازی به تاریخ فقه داشته باشیم، از قرن اول هجری تا کنون که قرن چهاردهم است، این مراحل را پشت سر گذارده، البته من در اینجا نمی خواهم راجع به یک یک آن مراحل تفصیلاً به بحث و گفتگو بپردازم، اما اجمالاً باید این نکته را یادآوری کنم که در تمام این مراحل ۸ یا ۱۰ گانه، یک موضوع محور اصلی تحولات بوده و آن مسأله عقلی شدن فقه و دور نمودن فقه از عقلی شدن است و به تعبیر دیگر گریز از عقلی شدن و عقلی شدن، پیوسته مورد توجه بوده است. شما اگر به مقدمه کتاب مبسوط شیخ طوسی نظری بیافکنید، آنجا در انگیزه نگارش این کتاب، آنچه بیش از هر چیز مورد توجه این فقیه بزرگ عالم اسلام بوده، ایرادات و اشکالاتی است که مخالفین شیعه، در سست و بی محتوا جلوه دادن فقه شیعه، وارد می ساخته اند؛ و اینکه فقه شیعه را به قلّت فروع مبتنی بر اصول محکوم می ساختند و به عدم کارایی لازم و بی بهره بودن از قیاس و اجتهاد منسوب می نمودند.

ایشان در این زمینه می فرماید: «و هذا جهل منهم بمذهبنا و قله تأملٍ فی اصولنا» لذا شیخ طوسی در کتاب مبسوط همانگونه که از نامش پیداست فروعات زیادی را معرفی میکند و فقه را از چارچوب متون اولیه نقلی مثل حدیث و نصوص قرآنی و روایی بیرون می برد و توسعه ای خاص می بخشد و به همین جهت نام آن را مبسوط می نهد و در رویارویی با کسانی که امامیه را به بنیادگرایی و اصول گرایی به معنای حفظ ظواهر و عدم عبور از متون اولیه متهم می سازند، وارد یک کارزار علمی می شود و با رد اتهامات وارده و نفی اموری چون قیاس، پایه های فقه شیعه را از طریق متفرع ساختن فروعات بر اصول بنیان می نهد و بدین گونه فقه را به سوی عقلی گرایی سوق می دهد. ایشان در مقدمه کتاب مبسوط، در رد نگرشهای غلط نسبت به فقه شیعه اینگونه می فرماید: «و لو نظروا فی اخبارنا و فِقْهنا لعلموا أنّ جلّ ما ذکروه من المسائل موجودٌ فی اَخبارنا و منصوص علیه تلویحا عن ائمتنا الذین قولهم فی الحجه یجری مجری قول النبی صلی الله علیه و آله اِمّا خصوصا او عموما او تصریحا او تلویحا» اشاره به اینکه منتقدین فقه شیعه اگر نگاه دقیق به اخبار و فقه ما نمایند، خواهند دریافت که بسیاری از آنچه را که ایشان از جهت اصول و مسایل مربوط به استنباط، نقیصه می پندارند، در اخبار ما موجود است و از ائمه ما که قول ایشان در حجیت جاری مجرای قول پیامبر صلی الله علیه و آله است، گاه تلویحا یا تصریحا و یا به صورت عموم، یا خصوص وارد شده است.

لذا شیخ طوسی تمام تلاش خود را برای متددار کردن فقه و حرکت به سوی نظام دادن آن بکار می گیرد، لیکن بعد از ایشان تا مدتی فقها بر همان روش شیخ اکتفا می کنند و از صدور فتوا و دادن نظر در مقابل نظرات شیخ الطائفه خودداری می نمایند؛ تا زمان ابن ادریس (ره) که ایشان فقهای قبل از خود را مقلد می شمارد و محکوم به تقلید می داند و با عبارت «هولاء مقلده» روش ایشان را در متابعت از شیخ مردود می شمارد و لذا خود حرکت جدیدی را در فقه آغاز و دوباره فقه را به سوی متون گرایی سوق می دهد و روش شیخ طوسی را زیر سؤال می برد.

اگرچه بنابر نقلی ایشان را نوه شیخ معرفی می کنند، لیکن نظر ما این نیست؛ در مقاله ای که برای دایره المعارف بزرگ اسلامی نوشتیم، ضمن تحقیقی عمیق به این نتیجه رسیدیم که ابن ادریس نمی تواند از نظر نسبی اینقدر نزدیک به شیخ باشد. گفته شده نوه دختری اوست، لیکن لازمه این امر آن است که دختر شیخ طوسی او را در سنین بالا به دنیا آورده باشد، که این مطلب از نظر تاریخی درست در نمی آید، لذا اگر نسبت نَسَبی هم داشته، بایستی نسبت دورتر از نوه را داشته باشد.

بهرحال ایشان اولین کسی است که بر خلاف شیخ و فتاوای او نظر می دهد، کم کم به زمان محقق حلی و علامه حلی می رسد و این دو بزرگوار هم حرکت فقه را به سوی عقلی شدن ادامه می دهند. لذا تا زمان محقق حلی نشانی از پرداخت علمی و عقلانی دقیقی از «برائت عقلی» دیده نمی شود و ایشان اولین فقیهی است که این قاعده را از باب تکلیف مالایطاق بیان می نماید و سپس علامه حلی در حرکت به سوی عقل گرایی کتاب تذکره الفقهاء را می نویسد.

این تحولات پیوسته ادامه دارد تا به یکی دو قرن اخیر و نزدیک به قرون معاصر مجددا یک حرکت اخباریگری و گریز از عقلی شدن فقه توسط گروهی که مرحوم محمد امین استرآبادی در محور آن قرار دارد، آغاز می گردد؛ لیکن در برابر این حرکت، تلاش وحید بهبهانی را می بینیم که حرکت به سوی عقلی شدن را، از «قاعده قبح عقاب بلا بیان» آغاز و «برائت عقلی» را مستند به این قاعده عرضه می دارد و نیز قاعده «اشتغال یقینی برائت یقینی می خواهد» از کلام ایشان ظاهر شد، و سپس حرکت شیخ انصاری در اصول، که حرکتی عظیم به سوی عقلی شدن بود و عبارت معروف ایشان درباره عقل که «هُوَ شرع من داخل کما اَن الشرعَ عقل مِنْ خارج» خود دلیلی بر این امر است و اینکه ایشان با استناد بر روایات مربوط به عقل، عقل را حجت باطنی و حکم منکشف از آن را حکم رسول باطنی می شمارد.

لذا می بینید در تمامی تحولات تاریخی ادوار فقه، حرکت به سوی عقلی گرایی و یا گریز از آن محور حرکتها بوده است.

با توجه به اینکه مرحوم علامه حلی در سوق دادن فقه به سوی استدلال و عقلی گرایی و دریافت نظرات سایر مکاتب زمان خود تلاش فراوانی نموده و بگونه ای تطبیقی در ابواب مختلف فقه وارد گردیده و نظر داده است، راجع به روش ایشان توضیح بیشتری بفرمایید.

حرکت شیخ طوسی به سوی عقل گرایی و تفریع فروع و در عین حال توجه به فقه عامه و سایر مکاتب نسبت به علامه حلی ظهور بیشتری پیدا می کند و این سیر را ایشان قوام و استحکام خاصی می بخشد.

به نظر ما علامه حلی بدون اینکه از چارچوب قواعد اولیه و ظواهر اصول اولیه فقاهت بیرون رود با مطالعه و بررسی دقیق حقوق و فقه روز توانسته است استنباطات جدید و وسیعتری از قواعد اولیه داشته باشد و حرکت نوینی را در زمان خود ایجاد نماید، کتاب تذکره الفقهاء که یک فقه تطبیقی است با همین نگرش به نگارش در می آید.

علامه همان حرکتی را انجام داد که ما امروز بدان نیازمندیم، مشکلی که امروز ما دچار آن هستیم این است که عده ای خیال می کنند که در جوابگویی به حوادث واقعه و رخدادهای مستحدثه، باید از متد و اصول اولیه ای که پیشوایان ما آموخته اند دست برداریم و خارج شویم. من معتقدم که این فکر اشتباه محض است و علت ایجاد این تفکر عدم آگاهی و ناآشنایی با متد تحقیق نسبت به فقه است، شما دقت بفرمایید که علامه حلی در زمان خود چه کرد؟ او با آگاهی بر حقوق سایر مکاتب غیر شیعی، استنباطات جدیدی را در درون فقه شیعه پیدا کرد، بدون اینکه از اصول و ضوابط اولیه خارج گردد و از روش اصلی فقه شیعه روی برگرداند.

من معتقدم که امروز فقها با حقوق سایر مکاتب موجود در دنیا خصوصا مکاتب غربی باید آشنایی پیدا کنند و با حقوق روز در ضوابط و روابط حقوقی معاملات آشنا شوند و بدون اینکه اندکی از چارچوب اصلی ضوابط و اصول اولیه خارج شوند، می توانند نگاه جدید به منابع فقهی داشته باشند. مشکل اصلی در فقه همین است.

امروز یک هزارم قدمی که مرحوم علامه حلی در زمان خود برداشته از سوی فقها برداشته نشده، فقهای ما اکنون در عرصه فقاهت ریزه کاریها و ریزبینی های متعددی را مورد توجه قرار می دهند، اما گامهای بزرگتری لازم است که از سوی ایشان برداشته شود که غالبا مشکل را این می دانند که پیشوایان، ما را از دخل و تصرف برحذر داشته اند، ولی نحوه دید یک فقیه با زمینه های مطالعاتی او تغییر می کند و این امر موجب این نمی شود که چیزی را به دین ببندد یا چیزی را کم کند.

من در این زمینه بهترین مثال را در مورد خود می توانم بیاورم، اینجانب بعد از طی مراحل زیاد فقهی و تلمّذ در نزد اساتید بزرگی چون مرحوم آیه اللّه حاج میرزا هاشم آملی که شاگرد برازنده مرحوم آقاضیاء عراقی و مرحوم نائینی بودند و مرحوم آیت اللّه العظمی گلپایگانی از شاگردان نامدار مرحوم آیت اللّه حائری یزدی، بعد از گذراندن ۱۶ سال درس و تلمذ در نزد ایشان وقتی وارد دریای حقوق روز شدم و مدت زیادی به دقت به مطالعه آن پرداختم، این خوض و ورود به دنیای حقوق سایر ملل و مکاتب باعث شد که همان متون و منابع اولیه برای من مفاهیم جدیدی عرضه بدارد، لذا الان وقتی مراجعه می کنم به رغم تقیدی که دارم تا از منابع فقهی و ضوابط آن دست برندارم، توسعه در مطالعات باعث شده نگرش جدید و استنباط دیگری از فقه برایم حاصل گردد.

گاه ممکن است فقیهی که اینگونه به فقه نظر ندارد، گمان نماید که در بعضی از موارد بایستی از قواعد اولیه دست بردارد، ولی نظر اینجانب این است که با مطالعه و ورود و اشراف به سایر مکاتب، با صلابت و استواری بیشتری سراغ احکام می رویم و متوجه می شویم که مثلاً فلان قاعده در فقه ما چقدر راهگشا و کاربر است و استنباط جدیدی را به دنبال دارد.

در هر صورت پیشنهاد من در حل معضلات فقهی، آگاهی و آشنایی بیشتر با زمینه های حقوقی سایر مکاتب در جهان معاصر است و اجتهاد کردن بدون توجه به فرهنگهای معاصر حل مشکل نهایی نخواهد بود.

اکنون با توجه به اصول و معیارهایی که در متون و نصوص قرآنی و روایی و فقهی ما مطرح است و از طرفی با رویکرد مسائل متعدد و امور مستحدث و تغییری که در ناحیه موضوعات با آن مواجه هستیم، این سؤال پیش می آید که در یک حکومت دینی چه عواملی در فقه و اندیشه فقهی جزء آفات و مضرات محسوب می شوند؟ و چه عواملی موجب رشد و پویایی و عرضه اندیشه های نوین فقهی می شود؟ و در این راه چگونه می توان بین اصول ثابت و متغیرات تمیز حاصل نمود و از افراط و تفریط در حوزه افتاء و اجتهاد برحذر بود.

من در مقدمه جلد دوم کتاب «قواعد فقه» مطلبی را آورده ام که اینجا هم در جواب شما بدان اشاره می کنم. ما بایستی توجه داشته باشیم که شیعه دارای یک نظام و سیستم حقوقی است بدین معنی که واجد تمام ویژگیهای کامل و ارکان لازم یک نظام حقوقی است.این مطلب با ارائه تعریفی دقیق از نظام حقوقی به اثبات می رسد.گرچه نظرات حقوقدانان در این تعریف یکسان نیست، لیکن یکی از تعاریف عمده در این زمینه را من در اینجا ارائه می دهم، تا به اثبات مطلب مورد نظر در نظام داشتن فقه شیعه نزدیک شویم.

«نظام حقوقی مجموعه ای از قوانین جاری است که مظهر وحدت و انسجام ذاتیِ آن دسته ای از اصول و قواعد حقوقی محسوب می شود که به عنوان مبادی قوانین و مقررات شناخته می شوند و نمایانگر انقسام و تفریع اصول به فروع بر حسب نیازها و رویدادهای ناشی از روابط اجتماعی هستند که به طور کلی مصداقها و موردهای جزیی آن قاعده های کلی هستند»(۱)

با تأمل در اینگونه تعاریف می توان دریافت که زمانی به مجموعه ای از قوانین «نظام» گفته می شود که دارای مشخصات و عناصر لازم برای تأسیس و ایجاد یک نظام حقوقی باشد که از جمله آنها امور ذیل را می توان نام برد:

الف: وجود تعداد بسیاری قواعد عام و اصول کلی و منسجم؛

ب: وجود مجموعه قوانینی که بر آن اصول و قواعد عام مبتنی است؛

ج: وجود رابطه ای تنگاتنگ و عمیق میان قوانین و قواعد کلی و به تعبیر دیگر رابطه ای نظیر رابطه فرع با اصل، یا کلی با مصادیق آن؛

د: جامعیت قواعد کلی در پاسخگویی به نیازها و رخدادها؛

ه : عقلانی و انسانی بودن آن قواعد کلی و عام؛

و: وجود ضمانت اجرایی و قضایی نسبت به موارد نقض و خلاف از قوانین.

اکنون با توجه به این موارد و ارزیابی متدلوژی حقوق در اسلام، به خوبی می توان دریافت که نظام حقوقی اسلام واجد تمامی این شرایط است و این نظام را مجموعه ای از قوانین یکپارچه و منسجم بر مبنای قواعدی عام و کلی تشکیل می دهد که قابلیت انطباق بر مصادیق و عناوین جزیی را داراست.

در اینجا باید اضافه کنم که فقهای شیعه از همان آغاز در معرفی قواعد و اصول کلی فقهی کوششی بسزا نموده اند و همواره فقه را با یک سلسله قواعد ارائه داده اند و توجه داشته اند که فقه دارای یک نظام و دستگاه حقوقی است و در تنظیم قواعد فقه پیوسته فقهای شیعه بر اهل سنت مقدم بوده اند.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *