تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آب حیات بر تشنگان مبندید، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل آب حیات بر تشنگان مبندید شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل آب حیات بر تشنگان مبندید:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل آب حیات بر تشنگان مبندید را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آب حیات بر تشنگان مبندید توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل آب حیات بر تشنگان مبندید را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آب حیات بر تشنگان مبندید :

چکیده

هر آنچه در قرآن کریم و سنت معتبر قطعی (از جهت صدور و دلالت) آمده مربوط به دین می باشد، و لازم است به حقانیت معارف آن دو اعتقاد داشت و به احکام و دستورالعمل های آن ملتزم بود; زیرا هر دو منبع الهی بوده و مصون از خطا می باشند و تمام معارف آن دو حق است و اعتقاد باطلی در آن ها نیامده است، مگر این که خود به بطلان آن اشاره کرده اند.مانند آنچه از افکار جاهلی صدر اسلام نقل شده است.

صرف این که بخشی از معارف قرآن و سنت از طریق عقل قابل دسترسی باشد، دلیل بر غیردینی بودن آن نیست; چون عقل خود در مواردی به تایید دین نیاز دارد.علاوه بر آن، همه نمی توانند به آن معارف عقلی برسند، حال آن که دین برای عموم مردم است.

مقدمه

قرآن کریم، برای هدایت بشر از سوی خداوند نازل شده و پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اطهار علیهم السلام نیز از سوی خدا مامور هدایت مردم هستند و هرچه از طریق این دو منبع به ما می رسد، جزو دین به حساب می آید و مایه حیات است: «یا ایها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول اذا دعاکم لما یحییکم.» (انفال: ۲۴) ای کسانی که ایمان آورده اید [به ندای] خدا و پیامبر پاسخ مثبت دهید هنگامی که شما را به چیزی خوانند که زنده تان می سازد.مراد ما از دین بودن این است که اعتقاد به حقانیت تمام معارف قرآن کریم و سنت قطعی (از جهت صدور و دلالت) و عمل به تمام دستورات و احکام آن دو ضروری و واجب است.در این رابطه از طرف برخی نویسندگان شبهاتی مطرح شده است که به بررسی آن ها می پردازیم.

اشکال مربوط به دین بودن تمام محتوای قرآن و سنت گفته می شود: دین شامل اموری است که عقل و علوم بشری نمی تواند به آن برسد; زیرا در تلقی متجددانه، از رابطه دین و انسان، دین برای انسان است و آدمی در دینداری محققانه (نه مقلدانه) ابتدا تصوری از انسان محتاج به دین دارد، آن گاه دین را برای این انسان و رفع نیاز وی برمی گیرد. (۱)

و از طرفی، بعضی از احکام و معارفی که در قرآن و سنت آمده است و مربوط به امور عادی زندگی می شود، برای انسان قابل دسترس است و انسان با استفاده از ره آورد علوم، می تواند از دین بی نیاز شود.بنابراین، مسائلی از قبیل امور طبی، سماوی و اجتماعی که در قرآن کریم و روایات آمده، جزو دین نیست و لزوما صحت ندارد. (۲)

در تبیین و توجیه این نظریه گفته شده است: شان خداوند، فقط آمریت و مولائیت و شان پیامبران و امامان علیهم السلام، منحصر در نبوت و امامت نمی باشد، تا همه سخنان آنان دین محسوب شود و برای ما الزام آور باشد.ممکن است خداوند از باب تفضل و پیامبران با استفاده از عقل و علم لدنی خود مطالبی را گفته باشند. (۳)

نقد و بررسی

این اشکال یکی از مهم ترین اشکالاتی است که فراروی مدعیان جامعیت دین و شمول آن نسبت به امور اجتماعی، سیاسی و علمی، با استفاده از متون دینی قرار گرفته است و برخاسته از توفیق انسان معاصر در علوم مختلف بشری بوده و مبتنی بر فرضیه ای خاص در باب قلمرو دین است که مفاد آن این است که انسان می تواند با استفاده از دانش عادی خود، بخش عمده ای از نیازهای خویش را برطرف کند و در این زمینه به دین نیازی ندارد.پس قلمرو دین، منحصر به اموری است که از طریق غیر وحی قابل دسترس نباشد.

از نقد این نظریه در باب قلمرو دین در جای دیگر به تفصیل سخن رفته است. (۴)

در این مقال علاوه بر بیان تهافت در کلام مطرح کنندگان این اشکال و بیان نتایج نامطلوب آن، با اثبات پیچیدگی وجود و نیازهای انسان و ناتوانی دانش عادی بشری در شناسایی آن دو و ظنی بودن اغلب یافته های علمی بشر، ثابت می شود که ما فقط در نیازهای انحصاری محتاج دین نیستیم تا احکام و معارف خارج از آن بخش در قرآن و روایات، دین محسوب نشود:

الف) تهافت در کلام

آنچه در دلیل این شبهه آمده است، با موارد متعددی از کلام مدافعان آن تهافت دارد.مثلا آمده است:

دین یعنی کتاب و سنت قطعی. (۵)

دین، نفس احکام و معارفی است که از ناحیه پیامبراکرم صلی الله علیه وآله به ما رسیده است. (۶)

دین، یعنی آنچه خداوند فرموده و آنچه در قرآن آمده و آنچه پیشوایان دین گفته اند. (۷)

یکی از مدافعان این نظریه، می نویسد: نسبت بین قلمرو دین و علم و عقل از نظر منطقی عموم و خصوص من وجه است، نه تباین یا تساوی; یعنی گزاره های واحد هم می تواند دینی باشد و هم علمی یا فلسفی، به شرطی که اعتقاد به آن بر آوردنده اهداف دین باشد. (۸)

ب.مدعای بی دلیل

کسانی که این نظریه را مطرح می کنند، بر مدعای خود دلیل نیاورده اند، بلکه اصلا نمی توان به امتناع عقلی دخالت دین در امور مربوط به قلمرو علم و عقل، استدلال عقلی کرد.شاید تنها دلیل آنان این باشد که اگر دین در مورد اموری که انسان از طریق علوم بشری به آن می رسد، بیانی داشته باشد، لغو خواهد بود.

برای بیان نادرستی این سخن، کافی است ثابت شود که بیان دین در این گونه موارد لغو نیست.به نظر ما، اگر دین در امور مربوط به علوم بشری سخنی داشته باشد نه تنها لغو نیست، که در مواردی ضروری است.چنان که صاحب این اشکال نیز در جای دیگر معترف است، (۹) که یکی از اهداف و رسالت انبیای الهی، یادآوری اموری است که عقل می تواند به آن ها برسد.مانند توحید که فطری نیز می باشد.

توضیح آن که آنچه با دانش بشری قابل دسترسی است، یکی از امور زیر می باشد:

۱- اموری که همه انسان ها درباره آن به نتیجه رسیده اند و هیچ اختلافی با هم ندارند.

۲- اموری که تنها متفکران درباره آن به نتیجه رسیده اند و با هم اختلافی ندارند.

۳- اموری که تنها متفکران در مورد آن به نتایجی رسیده اند، ولی با هم اختلاف دارند.

۴- اموری که تمام انسان ها در مورد آن به نتایجی رسیده اند، ولی با هم اختلاف دارند.

حال باید دید، امور دنیوی، مانند مسائل اجتماعی و حکومتی، که در آن نسبت به دین احساس بی نیازی می شود، جزو کدام یک از موارد فوق است.در حالت اول، اگر دین سخنی نگوید، مشکلی پیش نمی آید و در حالت دوم نیز ممکن است، به دلیل اعتماد مردم به دانشمندان، ضرورتی به بیان دین نباشد، ولی بیان دین لغو نیست; زیرا این بیان می تواند ارشاد به حکم عقل (۱۰) و تایید آن باشد.چنان که صاحب این اشکال نیز قبول دارد که در مواردی که دین مؤید عقل است و با توجه به تغییر و تحول در یافته های بشری و عدم اطمینان صد در صد به آن، به دلیل یقینی بودن معارف وحی، از آنچه پیامبران می آورند، تاثیر بیش تری می پذیریم. (۱۱)

مرحوم خواجه نصیرالدین طوسی، یکی از اهداف دین را تایید عقل در کشف حقایق، دانسته است. (۱۲)

در حالت سوم، که برخی از اندیشمندان به خطا رفته اند، اعتماد مردم سلب می شود و نمی توان گفت: هر کسی به یکی از دانشمندان اعتماد کند; چون هرج و مرج پیش می آید.در این حالت و نیز در حالت چهارم، که حتی خود مردم هم اختلاف دارند، بیان دین ضرورت دارد. (۱۳)

به نظر می رسد، بیش تر مسائلی که علوم بشری به آن پرداخته و می پردازد، به ویژه آن بخشی که در قرآن و سنت نیز آمده است، حالت سوم و چهارم دارند که بیان دین در آن موارد، نه تنها لغو نیست، بلکه ضرورت دارد.بهترین شاهد بر این مطلب وجود اختلاف شدید حتی بین دانشمندان است که در مذاهب مختلف فکری و اعتقادی گوناگون بشری ظهور پیدا کرده است که هر یک دیگری را خطا می داند و موجب شده، نتوان به یکی از آن ها اعتماد کرد.این نیست، مگر به دلیل پیچیدگی وجود انسان و محدودیت دانش بشری و غیر یقینی بودن اغلب آن.برای روشن شدن مطلب درباره ابعاد و مراتب انسان و نیازهای او و نارسایی دانش بشری و نیاز به دین، توضیح مختصری می دهیم.

۱.انسان موجودی ذو ابعاد و ذو مراتب

انسان، این گل سرسبد مخلوقات و خلیفه الهی، دارای ویژگی های منحصر به فردی است که از او موجودی پیچیده ساخته و شناخت دقیق وجودش را بسیار دشوار کرده است: (۱۴)

اگر به ظاهر آن پری پنهان بود آدمی پنهان تر از پریان بود نزد عاقل زان پری که مضمر است آدمی صد بار خود پنهان تر است (۱۵)

یکی از ویژگی های انسان این است که از بدن مادی و روح معنوی تشکیل شده است و روح او می تواند، فارغ از بدن و به صورت مستقل زنده بماند.شواهد عقلی (۱۶) ، تجربی، و نقلی (۱۷) فراوانی برای اثبات این ویژگی انسان اقامه شده است که بحث از همه آن ها مجال وسیعی می طلبد.در اینجا فقط به آیه ای از قرآن کریم که انسان را ذو ابعاد معرفی می کند، اشاره می شود:

«بدا خلق الانسان من طین ثم جعل نسله من سلاله من ماء مهین ثم سواه و نفخ فیه من روحه » . (۱۸)

و آفرینش انسان را از گل آغاز کرد، سپس [تداوم نسل او را از چکیده ای از آبی پست مقرر فرمود، آن گاه او را درست اندام کرد و از روح خویش در او دمید.

هویت واقعی انسان به روح اوست، (۱۹) که خداوند در مرحله نهایی از خلقت انسان، بر جسم او می دمد.در مورد خلقت حضرت آدم علیه السلام آمده است که پس از دمیدن روح، خداوند به فرشتگان دستور داد، بر او سجده کنند: «اذ قال ربک للملائکه انی خلق بشرا من طین، فاذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین.» (ص: ۷۱- ۷۲) ; آنگاه که پروردگارت به فرشتگان گفت: من بشری را از گل خواهم آفرید، پس چون او را کاملا درست کردم و از روح خویش در آن دمیدم سجده کنان برای او به خاک بیفتید.و همین بعد انسان است که بعد از مردن و متلاشی شدن جسم اش باقی بوده (۲۰) و نشانه های خداوندی را در خود دارد: «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم الحق » (فصلت: ۵۳) ; به زودی نشانه های خود را در افق ها [ی گوناگون ] و در وجود خودشان بدیشان خواهیم نمود تا برایشان روشن گردد که او خود حق است.شناخت همین بعد از انسان، شناخت خدا و بهترین معارف و غایت شناخت انسانی است که حضرت پیامبر صلی الله علیه وآله در مورد آن فرموده است: «من عرف نفسه فقد عرف ربه.» ; (۲۱) کسی که خود را شناخت خدایش را شناخته است.نهایت این که، همین بعد انسانی است که علوم بشری به تمام و کمال قادر به شناخت آن نیست: «یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا.» (اسراء: ۸۵) ; درباره روح از تو می پرسند، بگو: روح از سنخ فرمان پروردگار من است و به شما از دانش جز اندکی داده نشده است.

ویژگی دوم انسان، ذو مراتب بودن اوست; یعنی چون اعمال اختیاری انسان در کمال او مؤثر است، دارای مراتب وجودی بس متعدد و گوناگون می باشد. (۲۲)

مراتب وجودی او از قعر حضیض ذلت تا اوج سریر عزت در تب و تاب و نوسان است. قرآن کریم می فرماید: «لکل درجات مما عملوا.» ; (۲۳) برای هر یک [از گروه صالحان و طالحان] بر اساس اعمالشان درجاتی است.

انسان میان دو سوی نزدیک به بی نهایت قرار گرفته است; از یک سو، می تواند آن چنان رشد کند تا به اعلی مرتبه مقام قرب الهی برسد و از سوی دیگر، ممکن است آنچنان سقوط کند که به پست ترین مرتبه برسد و فروتر از حیوانات شود: «ثم رددناه اسفل سافلین الا الذین آمنوا و عملوا الصالحات.» (تین: ۵- ۶) ; سپس او را به پست ترین (مراتب) پستی بازگردانیدیم، مگر کسانی را که گرویده و کارهای شایسته کرده اند. «اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون.» (اعراف: ۷۹) ; آنان چون چهارپایان، بلکه از آنان گمراه ترند.آنان بی خبران و غافلانند.

ویژگی سوم انسان چنان که از آیات قرآن کریم استفاده می شود این است که علاوه بر زندگی دنیوی، دارای زندگی برزخی و اخروی نیز هست: «و کنتم امواتا فاحیکم ثم یمیتکم ثم یحییکم ثم الیه ترجعون.» (بقره: ۲۸) ; مردگانی بودید و شما را زنده کرد، باز شما را می میراند و باز زنده می کند و آن گاه به سوی او بازگردانیده می شوید. «قالوا ربنا آمتنا اثنتین و احییتنا اثنتین.» (مؤمن: ۱۱) ; می گویند: پروردگارا! دو بار ما را به مرگ رسانیدی و دو بار ما را زنده گردانیدی.

این دو آیه شریف، بیان می کند که خداوند انسان را دوبار می میراند و دوبار زنده می کند که زنده شدن اول در عالم برزخ و دوم در عالم آخرت انجام می گیرد. (۲۴)

ویژگی چهارمی که از آیات قرآن برای انسان، به دست می آید، ارتباط وثیق بین زندگی دنیوی انسان و سعادت اخروی اوست، به نحوی که ثمره یا عین تک تک اعمال اختیاری دنیوی خویش را در آخرت خواهد دید:

«فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره.» (زلزال: ۷- ۸) ; پس هر که هم وزن ذره ای نیکی کند [نتیجه] آن را خواهد دید.و هر که هم وزن ذره ای بدی کند [نتیجه] آن را خواهد دید.

۲.نارسایی دانش بشری

پیشرفت روز افزون علوم بشری در کشف روابط بین پدیده ها و استخدام طبیعت و موفقیت های علوم انسانی در حوزه های مربوط به انسان، تحسین برانگیز است; لکن، چنان که دانشمندان بزرگ نیز اعتراف دارند، واقعیت این است که، بشر نتوانسته با بهره گیری از دانش خویش، به شناخت دقیق و کاملی از جهان و روابط بین اجزای مختلف آن، نایل آید; زیرا مدرکات عادی انسان بسیار محدود و معلومات او نسبت به مجهولاتش بسیار اندک است: «و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا.» (روم: ۷) ; به شما از دانش جز اندکی داده نشده است.انسان از طریق علوم عادی خویش نمی تواند به تمام باطن امور دنیوی برسد، چه رسد به این که، شناختی از آخرت داشته باشد: «یعلمون ظاهرا من الحیاه الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون.» (روم: ۷) ; از زندگی دنیوی ظاهر آن را می شناسند حال آنکه از آخرت غافلند.

مشهور است، انشتین پس از آزاد کردن انرژی هسته ای به خبرنگاران گفت: اکنون برای من معلوم گشت، نسبت معلومات بشر به مجهولات او مانند نسبت نردبان چند پله ای به فضای لایتناهی است و بشر از نردبان علم، جز چند پله بالا نرفته است. (۲۵)

از سوی دیگر، ظنی و خطاپذیر بودن غالب یافته های بشری که خود را در اختلاف شدید بین دانشمندان نشان داده، موجب سلب اطمینان نسبت به آن شده است.حتی کار به جایی رسیده که یکی از دانشمندان مشهور غرب مشاهده و عقل را منبع معرفت نمی داند. (۲۶)

و نیز خود صاحب این اشکال گوید: تاکنون یک قانون علمی صددرصد دقیق و غیر تقریبی به چنگ تجربه نیامده است. (۲۷)

گذشته از درستی یا نادرستی دو سخن مزبور، نمی توان با چنین نظری نسبت به یافته های تجربی، ادعا کرد که از طریق علوم عادی می توان تمام نیازهای واقعی انسان را شناخت و به بخشی از آن ها به درستی پاسخ داد و در آن قسمت از دین مستغنی شد!

۳.نیاز به دین در شناخت انسان

محدودیت علوم بشری در شناخت انسان و ظنی بودن غالب آن و پیچیده بودن وجود انسان، موجب شده به رغم تلاش های فراوانی که برای شناخت ابعاد مختلف انسان صورت گرفته است، انسان شناسی غیر دینی نتواند، ابعاد وجودی انسان و تمام نیازهای واقعی او و رابطه اعمال انسان با نتایج اخروی آن ها را به طور دقیق شناسایی کرده و معضلات انسان را حل کند، (۲۸) بلکه بیش تر پنهانگر ذات انسان در پرده حجاب بوده تا روشنگر آن (۲۹) و خود دچار نوعی بحران شده است. (۳۰)

با این وصف، پاسخ هایی که علوم بشری به برخی نیازهای انسان می دهد، چندان قابل اطمینان نیست تا ما را از وحی بی نیاز کند.بنابراین، چاره ای نیست که از خالق انسان کمک بگیریم که آگاه به تمام ویژگی ها و نیازهای انسان است. «الله یعلم و انتم لا تعلمون.» ; (۳۱) و خداست که می داند و شما نمی دانید.

خداوند کریم با برانگیختن پیامبران و فرو فرستادن وحی به آنان، هر آنچه در سعادت انسان مؤثر بوده، بیان کرده است که برخی از آن برای بشر قابل دسترس است و برخی به نحوی است که خود انسان به هیچ وجه نمی تواند، درک کند: «و انزل الله علیک الکتاب و الحکمه و علمک ما لم تکن تعلم.» (نساء: ۱۱۳) ; خداوند کتاب و حکمت به تو نازل کرد و آنچه را نمی دانستی به تو آموخت. «و یعلمکم ما لم تکونوا تعلمون.» (بقره: ۱۵۱) ; آنچه را نمی دانستید به شما یاد می دهد.

از جمله آنچه در متون دینی آمده، معارفی است که ابعاد وجودی انسان و نیازها، هدف و وسیله رشد او را بیان می کند، تا انسان با آگاهی از خویش و عمل به دستورات دین به کمال مطلوب برسد: «قد انزل الله الیکم ذکرا و رسولا یتلوا علیکم آیات الله مبینات لیخرج الذین آمنوا و عملوا الصالحات من الظلمات الی النور.» (طلاق: ۱۰- ۱۱) ; راستی که خدا سوی شما تذکاری فرو فرستاده است; پیامبری که آیات روشنگر خدا را برای شما تلاوت می کند تا کسانی را که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون برد.

علاوه بر قرآن کریم که وحی مستقیم الهی است، کلمات پیامبراکرم صلی الله علیه وآله و ائمه اهل بیت علیهم السلام که ملهم به الهام الهی اند و خود مدارج عالی کمال را طی کرده اند، در شناسایی ابعاد وجودی انسان و نیازهای واقعی او و راه های جوابگویی به آن ها بسیار راهگشا است.همین ویژگی های متون دینی موجب شده تا انسان شناسی دینی که بر اساس تعالیم دینی شکل گرفته، نسبت به انسان شناسی های دیگر امتیازاتی مانند: اتقان (خطاناپذیری)، جامعیت و توجه به مبدا، معاد و ساحت های مختلف وجود انسان، داشته باشد.

ج.نتایج غیرقابل قبول این اشکال

انحصار قلمرو بیانات دین به امور خارج از حیطه علوم بشری، علاوه بر اشکالاتی که گذشت، نتایج غیرقابل قبولی نیز دارد.از جمله:

۱- نسبی بودن دین: یکی از لوازم محدود کردن بیانات دینی به امور غیرقابل دسترس برای انسان از طریق عادی، این است که محدوده دین به تبع ضیق و سعه قلمرو کشفیات علوم بشری سعه و ضیق پیدا کند.یعنی با پاسخ دهی علوم بشری به نیازهای انسان، آن موضوع از حیطه دین خارج شده و با کشف نیازی از انسان که علوم قادر به جوابگویی آن نیست، موضوعی به موضوعات دین افزوده می شود.بنابراین، این شبهه علاوه بر این که با ثبات دین که در جای جای قبض و بسط به آن اشارت رفته است، (۳۲) قابل جمع نیست، نتیجه اش نسبیت در قلمرو دین است.

۲- اختصاص دین به دانشمندان: لازمه دیگر شبهه مذکور این است که بیانات دینی مخصوص علما و اندیشمندان باشد، حال آن که به یقین، دین برای عموم مردم آمده است، نه دانشمندان و خواص فقط; گر چه از آنان غافل نیست و معارف در خور فهم آنان را هم در بردارد.ابن رشد در این باره می گوید: کان الشرع مقصوده الاول العنایه باالاکثر من غیر اغفال عن تنبیه الخواص. (۳۳)

مقصود اولی شرع عنایت به اکثر مردم است، بدون این که از آگاهی بخشیدن به خواص غفلت کند.

صاحب این اشکال نیز قبول دارد که متاع رایگانی که پیامبران آورده اند برای عموم مردم است.علاوه بر آن، مردم عادی به تمام یافته های علوم بشری دسترسی ندارند.

۳- عدم اعتماد به مطالب قرآن کریم: پذیرش غیردینی بودن برخی مطالب قرآن کریم و احتمال عدم صحت آن ها، به معنی وجود امور خلاف واقع در قرآن کریم بوده و با مبانی دینی و آنچه در آیات و روایات قطعی آمده منافات دارد; زیرا اولا قرآن کریم کلام خداوند عالم به همه امور است و برای هدایت مردم به حقیقت و سعادت نازل شده است: «قل یا ایها الناس قد جاءکم الحق من ربکم.» (یونس: ۱۰۸) ; بگو ای مردم، حق از جانب پروردگارتان برای شما آمده است.با این وصف، نباید در قرآن چیزی غیر از حق راه داشته باشد; زیرا کتابی که کلام خداوند عالم به غیب است، چیزی نمی گوید که مطابق با واقع نباشد. (۳۴)

برخی از آیات قرآن نیز دلالت دارد که هیچ گاه باطل به ساحت مقدس قرآن راه ندارد و هیچ وقت احکام و معارف آن باطل نخواهد شد.مانند: «و انه لکتاب عزیز لا یاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنزیل من حکیم حمید.» (فصلت: ۴۱- ۴۲) ; و به راستی آن کتابی ارجمند است.از پیش روی آن و از پشت سرش باطل به سویش نمی آید; وحی (نامه) ی است از حکیمی ستوده صفات.ثانیا، چنان که در جای خود به اثبات رسیده است، روایات نیز سخنان معصوم علیهم السلام است که علمشان به علم الهی متصل می باشد و مصون از خطاست.

بنابراین، آیات و روایات مربوط به امور دنیوی و مسائلی که علوم بشری به آن ها می پردازند نیز جزو منبع دینی بوده و باید احکام دینی مربوط به این امور، مورد عمل واقع شود و معارف آن نیز مورد ایمان و تصدیق قرار گیرد.

اشکال مربوط به دین بودن تمام محتوای قرآن

گفته می شود: در قرآن کریم مقداری از افکار و عقاید باطل جاهلیت آمده که علوم روز آن ها را تایید نمی کند.با توجه به این که دین از طرف خدا بوده و حق می باشد، این امور را نمی توان دین شمرد.بنابراین، مسائلی از قبیل وجود جن و چشم زخم و…که در قرآن از آن ها یاد شده است، جزو دین نمی باشند.در نتی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *