تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر شامل 71 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیه های سبز از سفره غدیر :

غدیر

داستان غدیر و تاریخ غدیر، از عظمت غدیر و ضرورت ولایت و ریشه ای بودن این مسأله خبر می دهد.

رسول در آن هنگام و در زیر آن آفتاب سوزان، آن همه جمعیت را برای چه نگه می دارد و چه پیامی برای آنها دارد؟

باید این پیام اساسی ترین پیام او باشد و بزرگترین ستون دین او، چون او برای هیچ یک از پایه های دین خود، این گونه دعوت نکرد و این گونه مردم را گرد نیاورد. [۱]

باید این مسأله را تحلیل کرد و توضیح داد که:

۱- ولایت چیست؟

۲- چه زیربناها و پایه هایی دارد؟

۳- و چه ضرورتی؟

۴- هدف این ولایت و رهبری چیست؟

۵- رسول برای این ولایت و رهبری چه گام هایی برداشته؟

باشد در این تحلیل، عمق پیام رسول، که شیعه را بپاداشت و تاریخ او را به خون کشید، لمس شود و احساس شود تا آنها که در راهند، بیشتر بتازند و آنها که سنگ راهند، به خود آیند، مباد که نردبان دزد باشند و صندوق نسوز استعمار، که مؤمن کودن، صندوق نسوز کافر زرنگ است.

۱ ولایت چیست؟

این ولایت، بالاتر از محبت و دوستی و عشق است؛ که عشق علی در دل دشمنان او هم خانه داشت. آنها که شکوه و وقار کوه و زیبایی دشت و عظمت کویر و دریا و جلوطلوع و غروب، اسیرشان می کند و چشمشان را می گیرد و دلشان را به بند می کشد، چگونه می شود شکوه و عظمت آن روح بزرگتر از کوه، زیبایی و گستردگی آن قلب وسیع تر از هستی و عظمت و ناپیدایی آن سینناپیداتر از کویر و عمیق تر از دریا و جلوآن طلوع بی غروب، چشم و دل و عشق و احساسشان را پر نکند.

هر کس با هر مشربی و عقیده ای، می تواند دوستدار علی باشد.

در علی، علم و عشق،

تدبیر و شمشیر،

حریت و عبودیت،

نجوای دل و آتش سخن،

زمزمشب و فریاد روز،

قدرت و عزت و تواضع و ذلت، [۲]

نرمش و آشنایی و خشونت و پایداری، در علی این همه هست و این همه بخاطر حق است و برای اوست و این است که هماو دوست داشتنی است و حتی دشمنش در دل شیفتاوست و مخالفش در پنهان شیدای او.

ولایت علی، نه علی را دوست داشتن که فقط علی را دوست داشتن است. [۳]

ولایت علی، علی را سرپرست گرفتن و از هواها و حرف ها و جلوه ها بریدن است. و این ولایت، ادامولایت حق است و دنبالتوحید، [۴] آن هم توحیدی در سه بعد؛ در درون و در هستی و در جامعه؛ که توحید در درون انسان، هواها و حرف ها و جلوه ها را می شکند؛ هواهای دل و حرف های خلق و جلوه های دنیا را.

و در جامعه طاغوت ها را کنار می ریزد

و در هستی خدایان و بت ها را.

در این حد، موحد، جز خدا کسی را حاکم نمی گیرد. جز وظیفه چیزی او را حرکت نمی دهد. هیچ قدرت و ثروت و جلوه ای در روح او موجی نمی آورد و هیچ دستوری او را از جا نمی کنَد. جز دستور حق و امرِ اللّه، از هر زبانی که این دستور برخیزد و از هر راهی که این امر برسد.

و هنگامی که روحی به آزادی رسید و جز امر حق امری نداشت و جز خواست او خواهشی نداشت، این روح به ولایت می رسد و به سرپرستی می رسد و دستور او و حتی نگاه او در دل های موحد عاشق، حرکت می آفریند.

و این است که رسول به ولایت رسید و به اولویت رسید؛ که النَّبی أَوْلی بِالمُؤمِنینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ. [۵]

و این است که علی به ولایت می رسد؛ که: مَنْ کنْتُ مَولاه فَهذا عَلی مَولاه. [۶] این هم پس از آن جملاستفهامی و اقراری أَلَسْتُ أَوْلی بِکمْ مِنْ أَنْفُسِکمْ؟ و این است که پیشوایان دیگر به ولایت می رسند؛ که به عصمت و آزادی و آگاهی رسیده بودند. اذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهیرا. [۷] و این معنای ولایت است.

ولایت یعنی تنها علی را حاکم گرفتن و تنها او را دوست داشتن و این ولایت و سرپرستی است که معاویه و احمد حنبل و جرج جرداق و و و از آن بهره ای ندارند، که حاکم در درون آنها و محرک در وجود آنها امر علی و دستور علی نیست؛ که هواها و حرف ها و جلوه ها در آنها حکومت دارند.

معاویه گر چه علی را دوست دارد، ولی سلطنت را بیشتر از علی خواهان است و دوستدار آن است.

و احمد حنبل گر چه برای علی شعر می سراید اما حکومت دیگری را به عهده دارد.

و جرج جرداق گر چه از علی می نویسد، اما برای علی نمی نویسد؛ که محرکی دیگر دارد و عاطفه ای فقط او را به چرخ انداخته است.

اما مالک؟

این مالک است که ولایت علی را به عهده دارد و این بار گران را به آسانی می کشد.

مالک چند سال برای نابودی معاویه رنج کشیده و کوشش کرده است.

خویش و فامیل و قبیله اش را به خون کشیده، شب ها و روزها را بر روی لبتیغ و سرِ نیزه ها گذرانده و شمشیر زده و شمشیر زده تا این که لشگر شام را عقب رانده و معاویه را به حرکت وادار کرده و در بیرون از خیمه آمادفرار نموده، هان چیزی نمانده تا این بت بزرگ بشکند و این طاغوت سرکش بمیرد و یا فراری شود و مالک به هدف نهایی، به پیروزی محبوب دست بیابد و در میان قومش و در میان تمام مردم به بزرگی معرفی شود و بر رقیب خودش، اشعث و بر قبیلرقیبش، کنده، پیروز شود.

درست در این هنگام، در این هنگام، علی او را میخواند، علی او را می طلبد. علی می گوید که برگرد.

و این از مرگ سخت تر و این از مرگ جانکاه تر است.

مخالفت یک هوی، مخالفت یک هوس، مخالفت با یک حرف و گذشتن از حرف های خلق، مخالفت با یک جلوه از جلوه های دنیا ما را می شکند، ما را از پای در می آورد. ما از راه حق با یک حرف با یک فحش با یک پشیز باز می گردیم و اما مالک؟ و اما مالک؟

او از تمام هواهای چند ساله و تمام حرف های تمام مردها و زن های عرب و از زمزمخفیف زبان ها بر سر راه مردان فاتح و از نگاه های شیفتسرداران پیروز و از تمام جلوه های دنیا، از این همه می گذرد و باز می گردد و به علی این سرپرست آگاه ملحق می شود. چرا؟ چون در درون مالک، دیگر هواها و غریزه ها حرف ها و زمزمه های زن های عرب جلوه های پررنگ و برق دنیا حاکم نیست، اینها کوچکتر از این هستند که در روح بزرگ مالک موجی و حرکتی ایجاد کنند.

این بادهای بی رمق بیچارتر از این است که در این دریای بزرگ، طوفانی بپا کند: مالک از هواها از حرف ها از جلوه های دنیا بزرگتر است و عظمت او اسیر این حقارت ها نیست. او در سطح غریزه نیست. او انسانی است که در حد وظیفه زندگی می کند و زندگی و مرگ او با این معیار میخواند، او کوه است از طوفان نمی لرزد. او کاه نیست تا با نسیمی از دهنی زیر و رو شود.

او به ولایت رسیده و از نعمت ولایت برخوردار است. نشستن و ایستادن و آمدن و رفتن و دوست داشتن و دشمن داشتن او همه از سمت ولی کنترل می شود؛ نه از طرف هواها و حرف ها و جلوه ها. مالک این را یافته که علی این مرد آزاد از غیر حق و این انسان آگاه حق، بیش از مالک به مالک علاقه دارد و بیش از مالک از مصالح و منافع مالک آگاهی دارد و بیشتر از مالک به منافع او می اندیشد و بهتر به منافع او می اندیشد؛ پس دیگر جای درنگ نیست و جای سرکشی نیست؛ که سرکشی ها حماقت های زیان آوری بیش نیستند. جای تسلیم است و اطاعت و پیروی و تشیع و دنباله روی.

۲ زیر بنای ولایت

و زیر بنا و سرّ آن همه فداکاری و جانبازی شیعه در طول تاریخ همین شناخت و همین یافت برهانی و عینی است.

۱- او می داند که ولی بیش از او به او علاقه دارد.

۲- و بیش از او به منافع او آگاهی دارد، لذا امر او را هر چه باشد می پذیرد و دستور او را هر چه باشد گردن می نهد و حتی به میان آتش می نشیند و به استقبال مرگ می رود. مگر نه این است که می میریم؟ پس بگذار مرگی را انتخاب کنیم که زندگی هایی را بارور کند و بهره هایی بیاورد. مگر نه این است که ما از کسی چیزی اطاعت می کنیم، پس بگذار اطاعت از آگاهِ دلسوز و مهربان باشد.

شناخت آگاهی و دلسوزی، اطاعت را، تسلیم را بدنبال می کشید و مالک می دانست که ولی بیش از خود او، او را دوست دارد. علاقمن به خودم، علاقمالک به خودش، یک علاقه غریزی است و علاقعلی، علاقه ای از روی وظیفه است. مالک خودش را برای خودش می خواهد و

علی مالک را برای خدا می خواهد. و تفاوت علاقه ها به همان اندازه است که انگیزعلاقه ها با هم تفاوت دارند.

و آنها می دانستند و مالک می دانست که ولی بیش از او به منافع او آگاهی دارد. آخر دید ما محدود است، خیلی که ببیند بیش از این گذرگاه هستی؛ این محدودهفتاد ساله و این فرصت از زمان را نمی بیند؛ از قانون ها از عوامل حاکم بر تمام هستی آگاهی ندارد و چه بسا که آنچه در این محدوده و در این هفتاد سال مفید باشد در مجموعحیات ها و زندگانی های ما جز ضرر چیزی نداشته باشد.

ضرر یا نفع یک پدیده را به یک روز و دو روز آن کشف نمی کنند. چه بسا یک دارو یک غذا یک سیگار که امروز در من شور و حال و خوشی هم بیاورد اما در مجموععمر من به ضرر و زیان بینجامد.

انسان پس از گسترش دانش هایش اگر چیزی را بدست بیاورد و چیزی را کشف کند، همانهایی است که تجربه اش کرده و با آن روبرو بوده است و چه بسیار عوالمی که هنوز به آن نرسیده ایم و تجربه اش نکرده ایم و چه بسیار مراحلی که هنوز از آن بی خبریم و غافلیم.

و بخاطر این محدودیت در دید و این وسعت در دیدگاه هستی است که انسان، به سوی خدا می شتابد و از او می پرسد و از او می پذیرد. او که به تمام هستی آگاه است؛ از تمام نفع ها و ضررها و از تمام اثرها؛ اثر یک غذا بر تمام سلول ها، آن هم نه در یک سال و دو سال و هفتاد سال و در این محدودهستی و در این عالم؛ که در تمام طول راه، تا بینهایت.

انسان هنگامی که تمام راه را رفت، آنگاه می یابد که اثر یک نگاه، اثر یک خیال، اثر یک تصمیم، بر تمام هستی و بر تمام عوالم تا چه اندازه بوده است و آنگاه می یابد که چقدر بر اثر بی توجهی و سرکشی ضرر کرده و زیان دیده است و آن روز بانگ برمی دارد و ناله می کند که: یا حَسْرَتا عَلی ما فَرَّطْتُ فی جَنْبِ اللّه و إِنْ کنْتُ لَمِنَ السّاحِرین. [۸]

اما امروز خیلی هم که دوربین به دست بگیرد و از وسایل علمیش کمک بستاند بیش از این محوطه، بیش از این عالم را نمی بیند و نمی یابد و تجربه نمی کند. از این رو از آنچه از عوالم بعد می گذرد و از آنچه یک نگاه و یک لبخند و یک غذا و یک مشروب بدنبال می آورد نه در این محدوده بلکه در آن وسعت و در آن مرحله بیگانه است.

این پیداست که ناچار با وحی آشنا می شود و از خدا مدد می گیرد. و خدا روح هایی را از پلیدی جدا کرده و به عصمت رسانده و او دل هایی را با نور[۹] و با فرقان، [۱۰] همراه نموده و او برای آنها از تمام هستی حکایت کرده و بر طبق قانون هایی که بر تمام هستی، در تمام راه انسان حاکم هستند، قانون هایی گذاشته و دستورهایی داده و به آنها سپرده است. و مالک که این همه راه یافته، سرسپردروحِ معصومِ آگاهِ مهربان می شود و ولایت او را به عهده می گیرد. و این ولایت و سرسپردگی است که بر اساس این همه شناخت و برهان و منطق استوار است. و این ولایت است که ادامتوحید است و این ولایت است که آن همه فداکاری و از خود گذشتگی و تسلیم را به دنبال می آورد. و براساس این ولایت است که مالک طرز خوابیدن و بیدار شدن و خوردن و آشامیدن و رفتن و آمدن و نگاه کردن و نشستن و ایستادن و مسافرت کردن و معاشرت کردن و و و تمام رفتار و گفتار و پندار خود را از ولی می پرسد و از او می گیرد. و همان

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *