تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) شامل 108 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و تربیت از منظر امام خمینی(ره) :

در اینجا سخن از فلسفه اخلاق و یا عرفان نظری نیست و نیز در اینجا به ذکر هر یک از مباحث اخلاقی و یا مسائل عرفانی به گونه ای گسترده و تفصیلی نمی پردازیم بلکه برخی از مباحثی که صبغه اخلاقی داشته و ارتباط بیشتری با مباحث و مسائل تربیتی دارند را، از دیدگاه امام – سلام الله علیه – مورد بحث قرار می دهیم.

الف ـ تفاوت میان علم و عرفان

عرفان و معرفت عبارت است از:(شناسایی و آگاهی نسبت به امری خاص از راه مشاهده درونی و علم حضوری(ولی شناسایی و آگاهی از راه استدلال های عقلی را که در ماهیت خود با توجه به مصداق معلوم، امری است کلی، علم گویند نه عرفان و نیز عرفان در مواردی بیشتر به کار می رود که سبق (و یا پیش فراموشی) نسیان در کار باشد؛ مثلا کسی چیزی را می شناخته، نیسان عارض گشته و دوباره بدان آگاهی و توجه پیدا کرده است، اما کاربرد علم، این چنین نیست. از این نظر، عارف به کسی می گویند که به آنچه که در نشئات پیشین آگاهی یافته ولی از آن غافل مانده و یانیسان حاصل شده است، ولی دوباره معرفت پیدا کند و بر این اساس، (برخی از) اهل سلوک مدعی اند که معراج معنوی و روحی انسان، همان توجه و یادآوری ایام سلف (عالم ذر) است ولی به نظر ما معراج معنوی و روحانی انسان، عبارت است از رجوع به عالم غیبت، یعنی سالک، مجذوب عالم قدسی شود و به عالم ملکی توجه نکند و به جمع مافی سلسله الشهود بنگرد.[۱]

ب ـ دستجات و طوایف انسانها

انسانها در رابطه با سیر و سلوک الی الله چهار طایفه اند:

۱-محجوبان: این طایفه بر اثر توجه و سرگرمی به دنیا از حرکت و پرواز به سوی ملکوت غافلند و از سیر به سوی حق باز مانده و در شمار غافلان قرار دارند.

۲-سالکان: این طایفه در حال سیر و حرکت به سوی حق، بسر می برند و به پیر راه و راهبر نیازمندند

۳-واصلان: این طایفه از طریق سیر و سلوک به سوی حق، به مقصد دست یافته و به سر منزل مقصود واصل گشته اند. و شاهد مقصود را در آغوش کشیده اند.

۴-راجعان: این طایفه پس از وصول به مقصود، از دیاریار به سوی خلق، بار سفر بسته تا دیگران را نیز در این سفر سیر الی الله رهبری کنند. [۲]قابل ذکر است که در میان طوایف فوق، غیر از طایفه اول (محجوبان) سه طایفه دیگر اهل سیرو سرّ و پروازند که پس از قدم نهادن به (مقام فنا) به مرحله خاصی از ارتقای معنوی یعنی حالت حقانی، نایل می آیند. البته در صورتی که در این سفر و سلوک، گرفتار حجابها (حجاب ظلمانی، حجاب نورانی – عقلانی و حجاب روحی) نشوند. [۳]

به طور کلی سفر و پرواز معنوی چهار گونه است.

اول ـ سفر از خلق به سوی حق:

که در پرتو پرداختن به عبادات رعایت دستورها، انجام ریاضتها، مهاجرات از طبیعت و پرواز به دیار پروردگار متعال، صورت می پذیرد. [۴]این رجوع به عالم ملکوت را فنا می گویند پس (فنا) عبارت از نفی و نابودی نیست بلکه مرحله خاصی از راهیابی است.[۵]که در پرتو عبادت حاصل می شود. [۶] و گفتیم که حالت ویژه حقانی در این مرحله برای سالک، حاصل می گردد به شرط آنکه حجابهای سگانه را کنار بزند و دچار آنها نشود دراین سفر به هادی و راهبر نیازمند است.[۷]

و به گفته حافظ: قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن/ظلمات است بترس از خطر گمراهی

دوم ـ سفر از حق به سوی حق: این سفر پس از انجام سفر اول صورت می پذیرد سالک از حالت حقانی خود اوج می گیرد و به مقام (فنای فنا) نایل می گردد مقامی که از آن به عنوان مقام (اخفی) و (فنا در افعال و صفات حق) تعبیر می شود.

سوم ـ سفر از حق به سوی خلق: سفر فوق را (مرحله صحو) نیز می نامند سالک، در این مرحله بین عوالم جبروت و ملکوت، در طیران است و دارای بهره ای از مقام نبوت است (نه نبوت تشریعی) تا دیگران را آماده اوج و پرواز کند.البته پس از مرحله (صحو) نوبت به مرحله (محو) می رسد که برای انسانهای کامل در این دنیا و آخرت، پیش می آید. [۸]

چهارم ـ سفر از خلق به سوی خلق از طریق حق: در این سفر، سالک، موانع سیر را شناسایی و به راه وصول به حق را به دیگران می آموزد؛ زیرا دارای نبوت تشریعی است که دستیابی به این مرحله در پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) خاتمه یافت پس از وی، کسی بدین مرحله نمی تواند گام نهد.[۹]

نکته قابل ذکر آنکه، امام – سلام الله علیه – در برخی از رهنمودها از مراحل سیرو سلوک به عنوان (سجده) یاد می کند. مثلا می نویسد: (کلام در سفر از خلق به حق و از کثرت به وحدت و از ناسوت به مافوق جبروت است تا حد فنای مطلق که در (سجده اول) حاصل می شود و فنا از فنا که پس از صحو، در (سجده دوم) حاصل می گردد.[۱۰]

ج ـ عامل اصلی عروج و تداوم معراج (هماهنگی شریعت، طریقت و حقیقت)

راز موفقیت سالک الی الله، یک چیز بیش نیست و آن عبارت است از (عبادت) سالک با (قدم) عبادت می تواند از بیت طبیعت، به سوی عالم ملکوت عروج و مهاجرت کند. [۱۱] و عبادت برای همه عباد یک ضرورت است؛زیرا همانگونه که بدن به آب، هوا و غذا نیازمند است، روح نیز به غذا احتیاج دارد و غذای روح، عبارت است از )عبادت) و همانگونه که اثر غذا در بدن عبارت است از ادامه حیات و تأمین نشاط، اثر غذای روح (عبادت) نیز عبارت است از اوج و معراج.[۱۲]در عرفان امام راحل – سلام الله علیه – طریقت و حقیقت جز از راه شریعت حاصل نخواهد شد؛ زیرا ظاهر، طریق باطن است[۱۳] و در واقع عبادتی که در ظاهر انجام می پذیرد معمار باطن است (یعنی) باطن را برای عروج مهیا می سازد و انفکاک و جدایی میان عبادت و تاثیر آن در نفس محال است و اگر عبادتی صورت پذیرفت ولی تاثیر معنوی و عرفانی آن مشاهده نگشت، بدون تردید آن عبادت با توجه به همه ضوابط و شرایط لازم آن انجام نیافته است).[۱۴]الطریقه والحقیقه لا تحصلان الا من طریق الشریعه فان الظاهر طریق الباطن بل یفهم منه (ولو انهم اقاموا التوراه والانجیل) ان الظاهر غیر منفک عن الباطن فمن رای ان الباطن لم یحصل له مع الاعمال الظاهره و اتباع التکالیف الالهیه فلیعلم انه لم یقم علی الظاهر علی)ما(هو علیه)۱۵) توجه بدین حقیقت ضروری است که هیچ طایفه و دسته ای از دستجات فوق، حتی لحظه ای از عبادت، بی نیاز نخواهد بود.[۱۶]بر همین اساس است که برترین افتخار پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) آن و اصل راجع کامل، عبودیت وانجام عبادت است الهی است.[۱۷]به طور کلی اساس تکامل معنوی و ارتقای باطنی، عبودیت و پیمودن مدارج کمال است. بنابراین، هر گاه لحظه ای این عمل در کار نباشد سقوط آن واصل، حتمی است (فان مقام العبد الکامل هو التذلل بین یدی سیده). [۱۸]پس سخن برخی از تصوف پیشگان که می گویند: (عبادت ظاهری طریق است و هر گاه به مقصد رسیدی و واصل شدی و دیگر بدان ضرورتی نیست). بدون دلیل است[۱۹] و لاطائلاتی بیش نمی باشد [۲۰]آری، جز از راه عبادت ظاهری نمی توان در هیچ مقامی پایدار ماند. چنانکه بدون آن نمی توان به هیچ مقامی دست یافت. حتی مقام رسالت حضرت خاتم الانبیاء نیز منوط به عبادت ظاهری و عبودیت است.

دـ شروط اصلی تاثیر عبادت

عبادت؛ سرمایه اصلی سالک در باب راهیابی هاست، ولی از این نکته نباید غافل بود که هر عابدی به مقصود نمی رسد و همه عابدان یکسان نیستند؛چرا که عبادت آنان یکسان نیست؛ زیرا عبادت دارای شروطی است. از جمله عبارتند از:

۱-حضور قلب: حضور قلب در نماز همان است که نمازگزار به قلب خود بفهماند که در پیشگاه پروردگار بزرگ به عبادت ایستاده است (حضور قلب اجمالی) و نیز در همه لحظات به اسرار و معانی فرازهای نماز و کلمات آن توجه کند (حضور قلب تفصیلی) [۲۱] عبادت بدون حضور قلب، عبادت نیست بلکه لهو و بازی است این عبادت عملی)است که(در نفس آدمی اثری ایجاد نمی کند و حالت نهی از فحشا و منکر محقق نمی شود[۲۲] (ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر) [۲۳]

۲-اخلاص: معیار اصلی عبادیت عبادتها، اخلاص است؛ یعنی اگر عبادت، همراه با اخلاص انجام گرفت، عبادت به شمار می آید و گرنه عبادتی صورت نگرفته است. [۲۴]

اخلاص یعنی عمل را فقط برای خدا انجام دادن[۲۵] و شخص بااخلاص ظاهر خود را از معاصی و باطن خود را از عجب، کبر، فخر، ریا،… تصفیه می کند. و عبادت در ریاضت در پرتو اخلاص است که هم عمل را ابدی و اخروی[۲۶] می سازد و هم سالک را به معراج می برد حتی سیر و سلوک اخلاقی و ریاضتها اگر فقط به منظور دستیابی به تسلط قوای نفسانی و پیدایش ملکات باطنی…. (باشد)، ولی اگر در چارچوب مجوزها و دستورهای شرع مطهر صورت گیرد، مایه راهیابی و هدایت است پس حتی ملکات فاضله و ملکات نفسانی اگر در پرتو اخلاص پدید نیایند، مایه نجات و سعادت انسان نخواهند بود و آن اخلاص نیز اخلاص الهی نیست، در صورتی الهی است که عاری از هر گونه هواهای نفسانی باشد. [۲۷]انسان مخلص با دارا بودن ملکات فاضله، همواره خود را در محضر خدامی بیند[۲۸]و تفاوت میان عبادت عامه و عبادت خاصه را در همین نکته می توان خلاصه کرد که عبادت جهت طمع به بهشت یا دوزخ صورت نمی گیرد بلکه به خاطر خدا و بدون هیچ گونه چشمداشتی انجام می گیرد واین گونه عبادت را(عباده الاحرار) یا (عباده الکرام(عبادت آزادگان، عبادت کریمان)) می گویند. [۲۹]

۳-اطمینان نفسانی و طمأنینه و وقار باطنی[۳۰]

۴-عاشقانه و با شوق باطنی همراه باشد. [۳۱]توجه و تفهیم به معانی، حقایق و اسرار و لااقل توجه بدین حقیقت که در سایه ذکر (نماز) فرمانبرداری از خدا صورت می گیرد[۳۲]

۵-برکنار از تصرفات و نفوذ شیطان: بر این اساس، شخص ذاکر و عابد همواره باید در استعاذه به سر ببرد[۳۳] از نظر امام راحل – سلام الله علیه – دو چیز در این سیر معنوی (نماز) مهم است: یکی طهارت که سر آن (تخلیه) و سَر سِرّ آن (تجرید) می باشد و دیگری که رکن اعظم است و در نماز حاصل می شود، سر آن (تجلیه) و سر سِرّ آن (تفرید) است. [۳۴]

هـ ـ یکی از مسائل معروف باب عرفان (ریاضت) است واژه ریاضت از ماده روض و از حیث معنا تحمل زحمت و پرداختن به عملی جهت ایجاد ورزیدگی روحی یا جسمی است بدین جهت به ورزش و حرکتهای مربوط بدان نیز (ریاضت) گویند.همچنین دگرگونی و تبدیل حالت روحی مذموم در راستای دستیابی به حالت روحی ممدوح و اعراض و خودداری از اعمال شهوانی، مداومت و ملازمت به نماز و روزه و خلوت و تفکر و شب و زنده داری و تهجد و نیز تهذیب اخلاق را (ریاضت) می خوانند. [۳۵]

ریاضت همواره در تعقیب هدفی خاص صورت می گیرد و از دیدگاه امام راحل – سلام الله علیه – پشتوانه اصلی ریاضت یعنی (نیت) صیغه بطلان و یا مشروعیت را متوجه آن می سازد؛زیرا ریاضت اگر با انگیزه حب نفس و جلوه های مختلف آن صورت گیرد، نامشروع و ریاضت باطل است و اگر به منظور تقرب و جلب رضای پروردگار متعال انجام پذیرد، شرعی و صحیح خواهد بود. [۳۶]و نیز ریاضت از حیث کیفیت عمل، اگر مطابق با دستورهای شرع مطهر باشد، ریاضت صحیح می باشد و اگر چگونگی عمل، رفتار کردار، حرکات و سکنات مربوط در چارچوب مجوزات شرع مطهر نباشد، آن ریاضت غیر اسلامی و مبتدع (بدعت) خواهد بود[۳۷]

قابل ذکر است که ریاضت به نوبه خود بر دو گونه است:

۱)ریاضت جسمی

۲ریاضت روحی. [۳۸]

اولی عبارت است: از تحمل مشکلات از جمله، امساک و خودداری از غذاهای لذیذ و گوارا، پرداختن به روزه های مستحبی یا واجب، پرداختن به روزهای مستحبی یا واجب، پرداختن به نمازهای مختلف، انجام حج، عمره و… تحمل کار و تلاش طاقت فرسایی که صبغه عبودیت دارند، مثل دستگیری از خلق.دومی عبارت است: از چشاندن درد و الم ریاضت به روح، اندیشیدن در عواقب و سرانجام معاصی، توجه به کیفر و عذاب دردناک عصیان و خطا، توجه به گرفتاریهای دردناک عصیان و خطا، توجه به گرفتاریهای گوناگون عالم قبر و قیامت[۳۹]تعریف ریاضت از نظر امام راحل»: امام راحل – سلام الله علیه – همانند برخی از صاحب نظران در باب تعریف ریاضت، بدین مساءله عنایت دارد که: الریاضه و هی ازاله الشماس عن النفس بقطع ماءلوفاتها و مخالفه مرادتها و اعظم ارکانها دوام الملازمه علی ذکر لااله الاالله[۴۰]یعنی، (ریاضت عبارت است از بین بردن حالت طغیان و سرکشی نفس از راه مبارزه با آنچه که مورد الفت و خواهش آن است و مهمترین راه موفقیت (عظیم ترین) رکن آن، ملازمت و تداوم به ذکر الهی است (لا اله الا الله) است). امام در ذیل تعریف می نویسد: (و الحاصل هذا الذکر فی هذا المقام لیس ذکر للذاکرین بل وسیله الی ازابه الحجاب). [۴۱]این ذکر (لا اله الا الله) وسیله ای جهت رفع نمودن حجاب باطنی است نه وسیله دستیابی به ارتقا و علو باطنی. (در این رابطه به اذکار دیگری نیز باید روی آورد)

نتایج و دستاوردهای ریاضت صحیح

اشارتی رفت که اگر ریاضت با نیت صادقانه و اخلاص الهی همراه باشد واز چار چوب مجوزهای شرعی تجاوز نکند، یکی از راههای اساسی (خودسازی) است؛ زیرا از راه ریاضت می توان به نتایج درخشان و شگرفی در این باره دست یافت، از جمله:

۱.پالایش نفس از رذایل اخلاقی و ایجاد تحول و دگرگونی در نفس. [۴۲]

۲.تصفیه باطن از عقاید باطل. [۴۳]

۳.تخلیص نیت از ریا. [۴۴]

۴.ایجاد حضور قلب در عبادت. [۴۵]

۵.دستیابی به باورهای صحیح از جمله: (لا موثر فی الوجود الا الله) [۴۶] و این از معانی (لا اله الا الله) است که از راه ریاضت می توان بدان دست یافت. [۴۷]

۶.بیرون کردن حب نفس، حب دنیا و حتی محبت این و آن، از دل[۴۸] و دست یابی به محبت الهی که ام الطهارت است. [۴۹]

۷.ایجاد ملکات فاضله[۵۰] که انسان از راه ارتباطات قلبی می تواند مظهر اسماء و آیت کبرای الهی شود. وجود او ربانی گشته و در مملکت وجود او فقط جمال و جلال الهی فرمانروایی می کند. [۵۱]

۸.رهایی از حجاب علم و حصول انقطاع الی الله؛[۵۲] زیرا که کثرت اشتغال به علوم برهانیه، سبب ظلمت و کدورت قلب است. [۵۳]

۹.اجتناب از همه گونه محرمات و ترک همه گونه شبهاست[۵۴]

۱۰.رفع حجابها. [۵۵]

۱۱.تقویت اراده باطن در جهت هدایت دیگران[۵۶] (طه ما انزلنا علیک القران لتشقی) [۵۷]قابل ذکر است که اگر در حال ریاضت، مرگ پیش آمد، ظرف، مشمول عفو و رحمت و غفران الهی خواهد گشت. [۵۸]همچنین اگر کسی در پرتو ریاضت به ملکات اخلاقی دست یابد، در حالی که با نیت خالص و تقرب به درگاه خداوند متعال نباشد بلکه با صبغه ای از شهرت طلبی. ریاضت خواهی و جاه و مقام جویی همراه باشد، آن اخلاق و ملکات را (اخلاق الهی) نمی توان نامید. [۵۹]بر این اساس، ریاضت پیشگانی که به خیال خام خود، در مکاشفات خود شیعه و رافضی را به صورت خنزیر مشاهده کرده (چنانچه در برخی از کتب آمده است!! !) آنان در سیمای آینه باطن به دور از زنگار و کدورتهای باطنی رافضی (شیعه)، در واقع، خود را مشاهده کرده اند و خود راخنزیر یافته اند. [۶۰] (این است سر انجام و عاقبت ریاضتهای غیر الهی و ملکات شیطانی)

و- برخی از مقامات و صفات عالیه

در میان صفات عالی و ملکات و خصلتهایی که انسان در پرتو ریاضت، به آنها دست می یازد، برخی از آنها در زندگی روزانه نمایان ترند؛یعنی اثر وجودی آنها مشهودتر است، از جمله: (رضا) توکل، تفویض، خوف، رجا، ثقه و… )هنگامی که انسان به حالت (ثقه) یعنی اطمینان نفسانی دست یافت که همه چیز از خداست (لا حول و لاقوه الا الله) و خدا او را همواره زیر نظر داشته و همه امور آشکار و پنهان وی را مقرر می دارد، در این صورت در هنگام اقدام به کارهای زندگی، از اینکه به مصلحت او هست یا خیر، به خدا (توکل) می کند این حالت را توکل گویند و آنگاه که حتی به خواست و مصلحت، خویش نیندیشیده و فقط جلب رضای او و تحقق اراده او را خواستار است، این حالت را (رضا) گویند و اگر به حالتی دست یافت که در امور زندگی خود، اراده خود و همه چیز را از خدا و در خدمت تحقق اراده او بداند این حالت را (تفویض) نامند، ولی اگر با توجه به بسط رحمت الهی….. و شکر نعمتهای او حالت ویژه ای در او ایجاد شد که از پیدایش غرور و کوتاهی و یاءس از رحمت حضرت حق، پیشگیری می کند، آن حالت خاص را (خوف و رجا) گویند. [۶۱]

برترین ذکر الهی

یکی از برترین اذکار که سالک را به اوج معراج نایل می سازد، قرائت قرآن است. قرآن کتابی است جامع است که در نورانی ترین شب (لیله القدر) نازل شد[۶۲] و حاوی همه گونه معارف از معرفه الذات تا معرفه الافعال است. [۶۳] و از مقاصد مهم آن تطهیر باطن انسان از پلیدیها و تحصیل سعادت است. [۶۴] و هر طایفه ای به قدر استعداد خود ازاین کتاب استفاده می کند[۶۵] قرائت آن ثواب و پاداش الهی را در بر دارد، چنانکه قاری با دید تعلیم و تربیت در آن به تعمق بپردازد به هدایت، حجاب خود بینی و نور طریق سلوک انسانیت دست می یابد[۶۶] به شرط آنکه از حجاب خودبینی و کدورتهای معاصی، خود را به دور دارد. و در آیات آن به تفکر بنشیند و سپس به تطبیق خود با محتوای آن بپردازد.وظیفه سالک الی الله آن است که خود را به قرآن عرضه بدارد[۶۷] و به کوتاه سخن، انسان با ریاضتهای قلبی می تواند مظهر اسمای الهی شود[۶۸] آری قرآن منبع همه گونه معرفتها[۶۹] و منشاء عرفان است.

زـ معنای اخلاق

(اخلاق) جمع (خلق) است و (خلق) عبارت است از: (حالتی که در نفس پدید می آید و انگیزه حرکت عملی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *