توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه) شامل 118 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فرقه های درون شیعی دوران امامت امام رضا علیه السلام (با تکیه بر فطحیه و واقفیه) :
مقدمه
شاید بـتوان دوران امامت امام رضا (ع) (۱۸۳ ـ۲۰۳ق) را یکی از پر جنب و جوش ترین دورانهای فعالیت فرقه های مختلف شیعی دانست. آنـچه به ویژگی این دوره مـی افزاید آن اسـت که این فرقه ها فعالیت خود را در ساحتهای مختلف عقیدتی، سیاستی، نظامی و فقهی سامان می دادند.
در یک گونه شناسی می توان این جریانات درون شیعی را در گروههایی با عناوین غالیان، زیدیه، اسماعیلیه، فطحیه و واقفیه دسته بندی کـرد. تکیه عمده این نوشتار بر بررسی دو فرقه اخیر و به ویژه فرقه واقفیه است. در این دوره غالیان یکی از اصلی ترین مراحل تطور خود را طی کرده بودند و ترجیح می دادند به گسترش آموزه های عقاید سردمداران پیـشین غـلات همچون ابوالخطاب بپردازند.[۱]
چگونگی تطور گروههای غالی در این دوره، عقاید آنها، سردمداران این جریان و نیز شناخت عرصه های مختلف مبارزه امام رضا (ع) با آنان، خود می تواند موضوع نوشتار مستقلی باشد. علاوه بـر آنـکه باید به این نکته توجه داشت که اصولاً از نظر ملاکهای عقیدتی، به علت در نوردیده شدن همه هنجار های شیعی توسط این گروهها و شدت عمل ائمه(ع) و اصحاب آنان با این جـریانهای انـحرافی، به هیچ وجه نمی توان این گروهها را جزو فرقه های شیعی به حساب آورد.[۲] گنجانیده شدن نام آنها در زمره فرقه های شیعی از سوی ملل و نحل نویسان تنها به این علت است که بستر پیـدایش ایـن گـروهها در موارد فراوانی، در درون جامعه شـیعی بـوده اسـت.
فرقه زیدیه در این دوره و به ویژه پس از پیروزی مأمون، فعالیت خود را بر جهت نظامی متمرکز کردند و در سال ۱۹۹ق قیامهای گسترده ای را علیه مأمون سامان دادنـد. هـسته اصـلی این قیامها در آغاز بر عهده محمد بن ابراهیم بـن اسـماعیل (۱۷۳ـ۱۹۹ق) معروف به ابن طباطبا بود که خود را امیر المؤمنین خواند[۳] و توانست با همکاری یکی از سرداران سابق عباسی با نـام مـنصور بـن سری معروف به ابوالسرایا، عباسیان را در جنگهایی شکست دهد و به گـسترش قیام خود بپردازد و عمده نقاط مرکزی همانند کوفه، بصره، حجاز و یمن و برخی از نقاط شرقی همانند فارس و اهواز را در بـرگیرد.[۴]
پس از مـرگ مـشکوک و نابهنگام ابن طباطبا که برخی ابوالسرایا را در آن متهم نموده اند[۵] و نیز به دنبال شـکست قـیام ابوالسرایا، محمد فرزند امام جعفر صادق (ع) ملقب به دیباج که یکی از سردمداران و رهبران قیام ابن طباطبا بـود، در مـکه قـیام مستقل خود را آغاز نمود و عده زیادی از فرقه زیدیه جارودیه[۶] را به خود جـذب کـرد.[۷] گـونه شناسی جریانات زیدیه در این دوره، چگونگی برخورد آنها با مسئله ولایت عهدی امام رضا (ع)، و نیز شـناخت مـواضع و عـکس العمل امام (ع) نسبت به قیامهای آنان، خود می تواند موضوع نوشتار مستقلی باشد.[۸]
فرقه اسـماعیلیه کـه نطفه آن در زمان امامت امام صادق (ع) (۱۱۴ ـ۱۴۸ ق) منعقد شده بود، پس از وفات اسماعیل (۱۳۸ یا حدود ۱۴۵ق) حـالت نـیمه رسـمی به خود گرفته و فعالیتهای خود را پس از وفات امام صادق (ع) (۱۴۸ق) شدت بخشیده بود. این فرقه پس از مـرگ اسـماعیل دچار انشعاباتی شد که جریان اصلی آن، به امامت محمد فرزند اسماعیل معتقد شـدند و از آنـجا کـه وی فعالیت خود را به صورت زیرزمینی و آن هم در نقاط مختلف ایران ساماندهی کرده بود، هیچ گونه ارتـباطی بـا شیعه امامیه و نیز امام رضا (ع) نداشتند. مشهور شدن وی به محمد مکتوم نـیز گـویای هـمین ادعاست. اصولاً اسماعیلیه پس از مرگ اسماعیل تا زمان تشکیل دولت فاطمی در مغرب در سال ۲۹۷ق، به صـورت زیـرزمینی فـعالیت می کردند و از آنجا که اطلاعات کمی از این دوره برجای مانده است، این دوره را بـه عـنوان دوره ستر می شناسند و آن را در مقابل دوره بعدی که به عنوان دوره دعوت یا دعوت هادیه مشهور شده بـه حـساب می آورند.[۹]
اگر بپذیریم که محمد مکتوم در سال ۱۹۳ق وفات یافته، ده سال از ریـاست خـود را معاصر امامت امام رضا (ع) (۱۸۳ ـ۲۰۳ ) سپری کرده اسـت. امـا اگـر مرگ او را در سال ۱۷۹ق بدانیم، عمدتاً ریاست او با امـامت امـام کاظم (ع) (۱۴۸ـ۱۸۳ ق) همزمان بوده است. در این هنگام، بیشترین همزمانی امامت امام رضا (ع) با ریـاست عـبدالله معروف به عبدالله مستور فـرزند مـحمد است کـه از او اطـلاعات چـندانی در دست نداریم.
از مهم ترین دلایلی که مـی تواند عـدم حضور اسماعیلیه را به صورت آشکار در شهر هایی مانند مدینه و کوفه که در آن زمان مـرکز شـیعیان بود، اثبات نماید، آن است کـه در این دوره و حتی دوره های بـعد، در کـتب رجالی شیعه به کمتر نـام راوی بـرخورد می کنیم که دارای گرایشهای اسماعیلی معرفی شده باشد و اصولاً واژه اسماعیلی چه در کتب رجال مـتقدم امـامیه و چه در کتب متأخر آنها کـمتر یـافت مـی شود. با این تـوضیحات مـقدماتی، اکنون بحث خود را در دو مـحور فـرقه های فطحیه و واقفیه پی می گیریم.
۱. فرقه فطحیه
فرقه فطحیه گروهی بودند که در اوج خفقان حکومت منصور (۱۳۶ ـ۱۵۸ق) و پس از وفـات امـام صادق (ع) (۱۴۸ق) در حالی که در سرگردانی و حیرت به سـر مـی بردند، به سـراغ امـامت عـبدالله افطح[۱۰] رفتند[۱۱]، زیرا عـده ای از آنها ناقل روایتی بودند که امامت را در پسر بزرگ تر امام قبلی منحصر می دانستند.[۱۲] اما در منابع چـنین آمـده که در آغاز بیشتر اصحاب امام صـادق (ع) [۱۳]بـه عـبدالله پیـوستند، امـا عده کمی از آنـها او را در مـسائل فقهی (حلال و حرام) امتحان نمودند و پس از آنکه پاسخهای صحیح و شایسته ای دریافت نکردند، امامت او را انکار کردند و به امـامت امـام مـوسی کاظم (ع) معتقد شدند.[۱۴] اما آنچه فرقه فـطحیه را کـم ضـرر سـاخته بـود، آن بـود که عبدالله بیش از هفتاد روز زنده نماند. در روایتی نیز امام صادق (ع) برای فرزندش موسی (ع) این پیشگویی را بیان می کند که بعد از من برادرت به جای من خواهد نشست و ادعـای امامت خواهد کرد. اما تو اصلاً با او درگیر نشو، زیرا او اولین فرد از خاندان من است که به من ملحق خواهد شد.[۱۵]
پس از مرگ او، بیشتر یارانش که تعداد زیادی از فقها را در خود جـای داده بـودند، به امامت امام کاظم (ع) معتقد و امامت عبدالله را منکر شدند، زیرا طبق روایتی معتقد بودند که امامت به جز در مورد امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از برادر به برادر دیگر منتقل نـخواهد شـد. اما تعداد کمی از آنها که نوبختی اصحاب بزرگی همچون عبدالله بن بکیر بن اعین و عمار بن موسی ساباطی را از آنها می داند، امامت عبدالله را پذیرفتند و پس از مرگ وی بـه امـامت امام کاظم (ع) معتقد شدند. [۱۶]در حـقیقت در سـلسله امامت آنها میان امام کاظم (ع) و امام صادق (ع)، امام دیگری وجود دارد. و آنان ناچار بودند که انتقال امام (ع) از برادر به برادر دیگر را بپذیرند.
اما در برخی از مـنابع چـنین آمده که عده ای از فـطحیه پس از مـرگ عبدالله، به امامت و بعدها به مهدویت فرزندش محمد معتقد شدند.[۱۷] البته در منابع تاریخی و فرقه شناسی شاهدی برای اثبات چنین نظری یافت نشد. این در حالی است که در برخی از منابع کهن چنین آمـده کـه عبدالله هنگام مرگ فرزند ذکوری از خود به جای نگذاشت[۱۸] و به همین علت طرفدارانش به امامت امام موسی (ع) گرویدند.
امابه هر حال، گروهی که در تاریخ تشیع به عنوان فطحیه مـاندند و تـا زمان امـام حسن عسکری (ع) کم و بیش در جوامع شیعی حضور دارند، همانها هستند که امام کاظم (ع) را امام هشتم خود مـی دانستند. از مهم ترین افراد این گرایش می توانیم از خاندان بنی فضال و از جمله حسن بـن عـلی بـن فضال (م ۲۲۰ق) نام ببریم.[۱۹] او در زمان امامت امام رضا (ع) می زیسته و یکی از خصیصان آن حضرت (ع) معرفی شده است و گفته اند در تـمام عـمر خود فطحی بوده و فقط در آخرین لحظات زندگی اعتراف به حق (انکار امامت عـبدالله ) کـرده اسـت. [۲۰]
چنان که اشاره شد، در برخی از کتب اسامی شانزده نفر از بزرگان فطحیه از قرار زیر ذکر شده اسـت: احمد بن محمد بن حسن بن علی بن فضال، اسحاق بن عمار، حسن بن علی بن فضال، عبدالله بن بـکیر شیبانی، علی بن اسباط، عـلی بن حـدید بن حکیم، علی بن حسن بن علی بن فضال، عمار بن موسی ساباطی، عمار بن سعید مدائنی، محمد بن سالم بن عبدالحمید، محمد بن ولید بجلی، مصدق بن صدقه، معاویه بن حکیم، یونس بن عبدالله، یونس بن عبدالرحمن، یونس بن یعقوب.[۲۱] گرچه درباره فطحی بـودن تعدادی از این اسامی مانند یونس بن عبدالرحمن، علی بن اسباط و مصدق بن صدقه بحثهای فراوانی وجود دارد، اما نکته مهم آن است که افراد بسیاری از این فهرست، معاصر امام رضا (ع) بوده اند و حتی برخی از آنها از راویـان حـضرت (ع) به شمار می آیند که از آن جمله می توانیم از یونس بن عبدالرحمن، علی بن حدید بن حکیم، مصدق بن صدقه و حسن بن علی بن فضال یاد کنیم.[۲۲]
اما جالب توجه آن است که شیخ طوسی(ره) در کتاب رجال خود، ضمن شـمارش نـام اصحاب امام رضا (ع)، هیچ یک از آنها را متهم به فطحی بودن نمی کند. به نظر می رسد این نکته می تواند بیانگر عدم تأثیر گرایش فطحی در پذیرش اصل امامت امام رضا (ع) باشد، چنان که در کـمتر گـزارش یا روایتی سخن از درگیری مستقیم امام رضا (ع) با فطحیان به میان آمده است. شاید بتوان گفت: علل این عدم درگیری می تواند ریشه در آن داشته باشد که اولاً فطحیان معمولاً فقهیان بـزرگ شـیعه بـودند که خود را داخل در مناقشات کـلامی نـمی کردند و مـهم ترین مسئله کلامی آن روز شیعیان امامی که مسئله امامت امام رضا (ع) بوده، به هر حال مورد قبول آنها بوده است گرچه آن حـضرت (ع) را در سـلسله امـامت، امام نهم به حساب می آوردند.
ثانیاً، فطحی مـذهبان حـاملان روایات فراوانی بودند که با توجه به آنکه در موارد فراوان به عنوان افراد ثقه و مورد اطمینان معرفی می شده اند، از دسـت دادن آنـها بـرای جامعه امامی خسران عظیمی به حساب می آمد.
ثالثاً، عمده درگـیری درون مذهبی امام (ع) در آن هنگام واقفیه بودند که علاوه بر آنکه امامت امام رضا (ع) را نمی پذیرفتند، از خطرناک ترین گروهها برای از هم پاشیدن انـسجام درون مـذهبی به شمار می آمدند و شاید امام (ع) صلاح نمی دید که با وجود درگـیری آنـها، جبهه تازه ای را علیه فطحیان بگشاید.
از اینجاست که برخی از رجال شناسان معاصر امامیه، با توجه به وضعیت ایـن فـرقه، بـه مقایسه آن با واقفیه پرداخته و آنها را نزدیک ترین فرقه به امامیه بر شمرده اند، زیـرا در نـظر ایـنان اولاً آنها بر خلاف دیگر فرق به انکار امامت هیچ یک از امامان دوازده گانه نپرداختند و فقط بـه واسـطه شـبهه ای که برایشان پیش آمده بود، امامی به امامان دوازده گانه افزودند و روایات حاکی از امامت امـامان دوازده گانه را به امامت دوازده گانه فرزند امام علی (ع) توجیه کردند. بنابراین، فطحیان در هر حال (بـه جـز کـسانی که در فاصله هفتاد روزه حیات عبدالله افطح پس از امام صادق (ع) از دنیا رفته اند. ) عارف به امـام زمـان خود بوده اند. ثانیاً، فطحیه بر خلاف دیگر فرقه ها و از جمله واقفیه در فروع فقهی اخـتلافی بـا امـامیه ندارند، زیرا از امام اضافی خود یعنی عبدالله هیچ حکم فقهی را دریافت نکردند و هرچه در کتب آنـها وجـود دارد، روایات حاکی از امامان امامیه است.[۲۳]
اما ناگفته نماند که پذیرش اصل انـتقال امـامت از بـرادر به برادر، این زمینه را برای فطحیان و بلکه دیگر جریانات شیعی فراهم آورد که به این اصـل در هـنگام پدیـد آمدن بحرانهای شدید عمل کنند و از مسیر امامیه منحرف شوند. پس از وفات امام حـسن عـسکری (ع) و در حالی که تعداد زیادی از شیعیان از وجود فرزندش بی خبر بودند، ادعای جعفر برادر امام حسن عسکری (ع)، عده ای از شـیعیان را بـه خود جذب کرد و در این بین عده ای از فطحیه و از جمله علی بن طاحی (طاحن) بـا تـکیه بر همان اصل پیشین خود به جـعفر پیـوستند.[۲۴]
نـکته پایانی در این بحث آنکه به واسطه فـراهم آمـدن مجموعه ای عظیم از روایات ائمه (ع) در نزد محدثان فطحیه و عدم امکان چشم پوشی از آنها و نیز مـعروف نـبودن آنها به دروغگویی و جعل و وضـع، و هـمچنین نداشتن انـگیزه کـلامی در جـعل روایات، امامان شیعه یاران خود را بـه اسـتفاده از این میراث عظیم سفارش نموده اند و به این نکته توجه داده اند که فـقط بـه روایات آنها و نه به آرا و نظریاتشان تـمسک کنید، چنان که از امام حـسن عـسکری (ع) درباره روایات خاندان بنی فـضال کـه معروف به گرایش فطحی بودند، چنین نقل شده است «خذوا ما رووا و ذروا ما رآوا.»[۲۵]
۲ـ فـرقه واقـفیه
الف ـ واژه شناسی
واقفه در اصطلاح فرقه شناسی شـیعی در اسـتعمال عـام خود به گـروهی گـفته می شود که به هـر دلیـل در سلسله امامت امامان دوازده گانه شیعی، به جز بر آخرین امام (ع)، بر امام دیگری تـوقف کـرده و امامت را منتهی به او دانسته باشند و امـامت امـامان پس از او را نپذیرفته بـاشند.
از ایـن رو اسـت که در منابع کهن شـیعی اعم از کتب فرقه شناسی و برخی از کتب رجالی همانند اختیار معرفه الرجال کشی، فرقه هایی همچون سبائیه، بـاقریه، نـاووسیه که به ترتیب بر امام عـلی (ع) امـام بـاقر (ع) و امـام صـادق (ع) توقف کردند و امـامان بـعدی را نپذیرفتند، واقفه گفته شده اند.[۲۶] همچنان که این اصطلاح درباره گروهی که پس از وفات امام حسن عسکری (ع) مـعتقد بـه عـدم وفات او بودند و امامت دوازدهمین امام را نمی پذیرفتند، نـیز بـه کـار رفـته اسـت.[۲۷] امـا این واژه در اصطلاح خاص خود تنها به گروهی گفته می شود که پس از وفات امام کاظم (ع)، امامت امام رضا (ع) را نپذیرفتند که خود به گروههایی از قرار زیر تقسیم شدند:
۱-گروهی کـه معتقد بودند امام موسی بن جعفر (ع) زنده است و همو قائم مهدی است که جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد. آنان چنین گمان کردند که او مخفیانه از زندان بیرون آمده، بدون آنکه کسی او را ببیند.
۲-گـروهی کـه معتقد بودند، امام (ع) از دنیا رفته و پس از مدتی دوباره زنده گشته و در مکانی مخفی شده است و همو قائم است. و آنان روایاتی را از قول امام صادق (ع) نقل می کنند که علت نامگذاری قائم را بر خـاستن او پس از مـرگ می داند.
۳-گروه سوم معتقد بودند که او به وسیله بنی عباس کشته شده و همو قائم است، اما در هنگام قیام خود زنده خواهد شد و جهان را پر از عـدل و داد خـواهد کرد.
۴-باور گروه چهارم بـر ایـن بود که امام (ع) کشته نشده بلکه از دنیا رفته و خداوند او را به سوی خود بالا برده و در هنگام قیامش او را به زمین خواهد فرستاد.[۲۸]چنان که مشاهده می شود، قـدر مـشترک تمامی این گروهها عـدم پذیـرش امامت امام رضا (ع) و امامان پس از اوست، گروه پنجم را نیز که به علت تعارض گزارشها امامت امام رضا (ع) را نپذیرفته بودند، می توان در این مجموعه داخل کرد. این گروه می گفتند: به علت ورود روایـات فـراوان مبنی بر قائمیت و مهدویت امام کاظم (ع)، نمی توان این مسئله را تکذیب کرد و از سوی دیگر مرگ پدران امام (ع) نیز غیر قابل انکار است که همین مسئله می تواند مؤید صحت گزارشهای مرگ امام (ع) بـاشد، مـا در میان ایـن دو دسته روایات سرگردانیم و بر امامت امام کاظم (ع) توقف می کنیم تا امام رضا (ع) بتواند با دلالتها و نشانه های قـانع کننده امامت خود را اثبات نماید. [۲۹]
در برخی از منابع کهن برای این فـرقه، واژه های دیـگری همچون موسویه[۳۰] و ممطوره نیز به کار رفته است. اصطلاح اخیر به معنای سگ باران زده است که بـسیار بـد بو بوده و هرچه خود را تکان دهد، باعث پراکنده شدن بیشتر نجاست به اطـراف مـی شود. ایـن اصطلاح برگرفته از مناظره دو تن از بزرگان امامیه به نامهای علی بن اسماعیل میثمی و یونس بن عبدالرحمن با بـرخی از واقفه برگرفته شده که در پایان علی بن اسماعیل به آنها گفت: «ما انتم الا کـلاب ممطوره؛ شما تنها سـگان بـاران زده ای هستید.»[۳۱] بدین ترتیب، این لقب نکوهش آمیز برای آنها در میان امامیه مشهور گشت.[۳۲]
در مقابل، به کسانی که به وفات امام کاظم (ع) یقین پیدا کرده و پس از وی امامت امام رضا (ع) را پذیرفتند«قطعیه» مـی گویند.[۳۳] در اینجا قطع به معنای یقین و یقین به مرگ امام کاظم (ع) است و نه به معنای قطع سلسله امامت.[۳۴]
ب ـ علل اهمیت واقفیه
در میان فرقه های انشعابی از امامیه، واقفیه از اهمیت بسزایی برخوردارند، زیرا دارای ویـژگیهایی هـستند که برخی از آنها در کمتر فرقه انشعابی دیده می شود که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱-سران این گروه و تعداد زیادی از شخصیتهای پیوسته به آنها،[۳۵] از بزرگان فقهای شیعه به شـمار مـی رفتند که طبیعتاً جایگاه رفیعی در نزد شیعیان داشتند و موضع گیری آنها در مقابل امامت امام رضا (ع) بیشتر شیعیان را به آنها ملحق می کرد و یا لااقل در حالت شک و حیرت می انداخت.
۲-آنها میراث دار بخش عـظیمی از مـیراث روایی شیعه در ساحتهای مختلف فقه، کلام، تفسیر و دیگر معارف اسلامی و شیعی بودند که طبیعتاً ممکن بود در این میان، روایاتی موافق با گرایشهای آنها و یا روایاتی دوپهلو که امکان اسـتفاده آنـها را فـراهم می آورد، نیز وجود داشته بـاشد. هـمین مـسئله شیعیان امامیه را در برخورد با پذیرش روایات آنها دچار مشکل می کرد و چنان که مشاهده می کنیم، در موارد مختلف، رجالیون شیعه متذکر واقفی بودن افـراد شـده و بـه اظهار نظر های مختلف پیرامون آنها پرداخته اند.[۳۶]
۳-سازمان وکـالت امـامیه که نقش اصلی در بنیانگذاری آن را امام کاظم (ع) بر عهده داشت[۳۷]، در دوران امامت ان حضرت (ع) توانست رشد قابل ملاحظه ای داشته باشد و به سـرعت بـه سـمت اهداف خود برود که همانا ساماندهی بیشتر شیعه و اداره امور آنـها از جهات مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی بود. اما پدید آمدن این فرقه که اتفاقاً سران آن از سران این سازمان نـیز بـودند، ضـربه محکمی بر پیکره این سازمان زد و تا مدتی آن را در حالت ضعف قرار داد.
۴-گـرچه ادعـای مهدویت برای امامان شیعه یا شخصیتهای دیگر قبلاً در میان گروههای مختلف شیعه همانند کسیانیه، باقریه، نـاووسیه وجـود داشـت، اما این اولین بار بود که گروهی از بزرگان و فقهای شیعه که قـبلاً از جـایگاه قـابل توجهی در میان شیعیان برخوردار بودند، این اندیشه را در مورد امامی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل ورای اصل لذّت
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.