تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان شامل 103 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان :

مقدمه

ابومحمد حسن بن علی بن ابی طالب (ع) ملقب به مجتبی، در روز پنجشنبه پانزدهم ماه مبارک رمضان سال سوم هجری در مدینه منوره از حضرت زهرا (س) متولد شدند. مدت عمر آن حضرت ۴۷ سال بود که هفت سال آن با جدش رسول الله (ص)، سی سال با پدر بزرگوارش و ده سال نیز دوران امامت آن حضرت بود. مدت خلافت امام حسن (ع) حدودهفت ماه بود. سرانجام آن حضرت در ۲۷ روز چهارشنبه در ۲۸ صفر سال ۵۰ هجری بر اثر مسمومیت به دست همسرش جُعده که به تحریک معاویه صورت گرفت، به شهادت رسیدند و در بقیع به خاک سپرده شدند. [۱]

معرفی ایرانیان

مقصود از ایرانیان در این مقاله، کسانی هستند که در محدوده قلمرو ساسانیان در آستانه ظهور اسلام ساکن بودند. [۲] حسین مونس در کتاب اطلس تاریخ اسلام، محدوده جغرافیایی قلمرو ساسانی را هنگام ظهور اسلام چنین شناسانده است:

در آسیای شرق هنگام ظهور اسلام، ایرانیان ساسانی بر فلات ایران تا رود مرغاب در (شمال) شرق تسلط داشتند و مرکز امپراتوری ایشان سرزمین عراق و پایتختشان شهر «مداین»، یا «تیسفون» واقع برکرانه دجله بود. [۳]

یاقوت حموی در گزارشی، سرزمین عراق را دل ایرانشهر یعنی قلب سرزمین های مملکت فرس دانسته و نوشته است:

سرزمین فارس در قدیم و قبل از اسلام، مابین نهر بلخ تا آذربایجان و ارمنستان تا فرات تا عمان و مکران تا کابل و طخارستان بوده است. [۴]

البته برخی ایرانیان بنابه دلایلی، در شهرهای تازه تأسیس عراق مانند کوفه و بصره ساکن شدند و با اهل بیت (علیهم السلام) در ارتباط بودند که به آنان نیز در این مقاله اشاره می شود.

باید یادآوری کرد که بی تردید امام حسن (ع) با ایرانیان ارتباط داشته اند؛ زیرا آن حضرت افزون بر حضور در عراق (به مدت بیش از پنج سال) که ایرانیان بسیاری در آن ساکن بودند، در مدت خلافت کوتاه مدتشان نیز با ایرانیان ارتباط داشتند. در این نوشتار، نخست از روابط امام با ایرانیان تا دوران خلافت سخن گفته خواهد شد و پس ازآن چگونگی ارتباط در عصر خلافت و درنهایت نیز درباره روابط آن حضرت تا شهادت مطالبی آورده می شود.

الف) مناسبات تا پیش از خلافت

۱- سفر امام به ایران

یکی از مطالبی که درباره امام حسن (ع) و ایران در برخی منابع انعکاس یافته و پژوهش گران شیعی به شدت به آن تردید دارند، سفر آن حضرت به منطقه طبرستان در شمال ایران است. مطابق گزارشی، امام حسن و امام حسین (ع) در فتح برخی از نقاط ایران شرکت داشته اند. در این باره، برخی تاریخ نگاران آورده اند:

عثمان بن عفان، سعید بن عاص اموی را در سال ۲۹ هجری والی کوفه کرد. مرزبان توس به وی و به عبدالله بن عامر کریز که والی بصره بود، نامه نوشت و آن دو را به خراسان فراخواند. پس سعید به جنگ طبرستان رفت. گویند که حسن و حسین فرزندان علی بن ابی طالب (ع) نیز با وی بودند. [۵]

ابونعیم اصفهانی نیز دراین باره می نویسد:

حسن به عنوان رزمنده وارد اصفهان شد و از آنجا به عزم ملحق شدن به مبارزان جرجان (نزدیک گرگان امروزی) عبور کرد. [۶]

سهمی نیز چنین گزارشی را آورده است. [۷] باید گفت: در این گزارش، به حرکت این دو امام از مدینه به کوفه اشاره نشده است. بلا ذری (م ۲۷۹ ق) بدون ذکر سند، با تعبیر «فیما یقال» به این سفر اشاره کرده، می نویسد:

…پس سعید بن عاص به جنگ طبرستان رفت. گویند که حسن و حسین فرزندان علی بن ابی طالب (ع) نیز با وی بودند. [۸]

طبری (م ۳۱۰ ق) نیز می نویسد:

در سال سی، سعید بن عاص با تنی چند از صحابه هم چون حسن و حسین، حذیفه بن یمان، مالک اشتر و. . . به همراه سپاهی از کوفه به قصد خراسان راه افتادند. . . [۹].

گزارش طبری را تاریخ نگاران بعدی چون ابن اثیر، ابن کثیر و ابن خلدون با اندک تفاوت در عبارات نقل کرده اند. در این گزارش، حنش بن مالک فردی مجهول و علی بن مجاهد نیز کذاب و جاعل حدیث و علی بن محمد مدائنی نیز با عنوان شخصی معرفی شده است که در نقل حدیث قوی نیست. [۱۰] گزارش سهمی نیز تردیدآمیز است. وی می نویسد: «از اصحاب پیامبر (ص) که به جرجان آمده اند، حسین بن علی، عبدالله بن عمر و حذیفه بن یمان هستند و گفته شده حسن بن علی نیز آمده». [۱۱] ضمن آن که سخن سهمی مستند نیست و زمان حضور آنان نیز مشخص نشده است.

درباره سفر حسنین (علیهما السلام) به ایران، اولیاء الله آملی و به تأسی از وی، مرعشی در صحت این اخبار تردید و آن ها را رد کرده اند. آملی با اشاره به شاخ و برگی که به این خبر در افواه عمومی و باورهای اهالی مازندران داده شده، می نویسد:

حضور حسنین در سپاه سعید از دو جهت مردود است: نخست آن که در سال شماری زندگانی این دو معصوم، اشاره ای به سفر آنان به طبرستان نشده است. دیگر آن که حضور ایشان به همراه مالک اشتر نخعی که به دشمنی با خلیفه سوم مشهور بود در سپاه والی وی صحیح نیست. [۱۲]

ضمن آن که هیچ ارتباطی از اهالی مازندران با این دو امام و احیاناً اظهار ارادت به آن ها در این دوران ثبت نشده است و در شمار یاران حسنین (علیهما السلام) نامی از طبری ها نیست. از این گذشته، صرف این که محمد بن جریر طبری در شرح لشکرکشی های سعید به خراسان، از حضور آنان یاد کرده، به معنای همراهی نیست. علامه سیدجعفر مرتضی عاملی از پژوهش گران معاصر، پذیرش این گونه گزارش ها درباره سفر حسنین (علیهما السلام) به ایران برای شرکت در فتوحات را رد کرده است. [۱۳] به نظر می رسد نقل چنین اخباری برای مشروعیت بخشیدن به اقدامات خلفا، ساخته شده باشد. جز این مطلب یاد شده، از فایل پاورپوینت کامل امام حسن (ع) و ایرانیان تا دوران خلافت امام علی (ع) و حضور آن حضرت در عراق، اطلاعی در دست نیست.

۲- اقامت در عراق

امام حسن (ع) پس از شروع خلافت پدر بزرگوارش، همراه آن حضرت و پس از دفع غائله ناکثین (اصحاب جمل)، در کوفه مستقر شدند. در این شهر تازه تأسیس، ایرانیان بسیاری ساکن بودند. بنابه گزارشی، تعداد موالی در کوفه بالغ بر بیست هزار نفر بود و آنان بازار شهر را در اختیار داشتند. اینان به عنوان بخشی از مسلمانان، در تحولات سیاسی- اجتماعی عصر خلافت امیرمؤمنان نقش داشتند. امام علی (ع) در مقایسه با خلفای پیشین، ارتباط نزدیک و بسیار محبت آمیزی با موالی و ایرانیان برقرار کردند. [۱۴] آن حضرت با اصلاحات اجتماعی و مساوات نژادی، بذر دوستی اهل بیت (علیهم السلام) را در دل آنان افکند؛ چنان که برخی همانند میثم تمار که آزادکرده آن حضرت بود، به مقام مصاحبت با امام علی (ع) دست یافت. نمونه دیگر آن رشید هجری از یاران نزدیک و بلندمرتبه حضرت بود. او در دین داری به جایی رسید که از برگزیدگان شیعه گردید. وی جان خود را در راه دفاع و حمایت از اهل بیت (علیهم السلام) گذاشت و به دستور زیاد بن ابیه در کوفه مُثله گردید و به دار کشیده شد. [۱۵]

حضور موالی (ایرانیان) در کوفه، در زمان فتوحات مسلمانان و پس از آن، روند سریعی یافت؛ به گونه ای که در زمان حکومت معاویه (۴۰- ۶۰ ق) جمعیت آنان بالغ بر بیست هزار نفر گردید. [۱۶] گویند هنگامی که معاویه از فزونی آنان آگاهی یافت، وحشت زده شد و قصد کشتن آنان را داشت اما با مشورت احنف بن قیس از بزرگان قبیله بنی تمیم از این تصمیم منصرف شد. [۱۷]

موالی در کوفه کنار منبر امام علی (ع) می نشستند. و افرادی از بزرگان عرب، مانند اشعث بن قیس کندی که تعصب خاص عربی گری داشتند، به حضور موالی و حمرا (ایرانیان) در اطراف امیرمؤمنان (ع) اعتراض می کردند. و از این که موقعیت اشراف قبایل با آنان برابر شده، خشمگین بودند. [۱۸] اشعث می گفت:

ای امیرالمؤمنین، این سرخ رویان (ایرانیان) جلو روی تو بر ما غلبه کرده اند و تو جلو این ها را نمی گیری.

سپس خشمگینانه گفت: «امروز نشان خواهم داد که عرب چه کاره است!»

علی (ع) فرمود:

این شکم گنده ها خودشان روزها در بستر نرم استراحت می کنند و آن ها (موالی و ایرانیان) روزهای گرم به خاطر خدا فعالیت می نمایند و آن گاه از من می خواهند که آن ها را طرد کنم تا از ستمکاران باشم. قسم به خدا که دانه را شکافت و آدمی را آفرید، از رسول خدا (ص) شنیدم فرمود: «به خدا هم چنان که در ابتدا شما، ایرانیان را به خاطر اسلام با شمشیر خواهید زد، در آینده ایرانیان به خاطر اسلام شما را با شمشیر خواهند زد». [۱۹]

امام حسن (ع) در کنار پدر بزرگوارش با ایرانیان ساکن در کوفه ارتباط داشتند، نیز در مسیر صفین در مناطق ایرانی نشین همانند مداین و شهر انبار، توقف کردند و با ایرانیان دیدار نمودند. گزارش هایی نیز از هدایای دهقانان به امام رسیده است. بنابه نقل هیثم بن عدی از عبدالله بن جعفر بن ابی طالب، وی درباره نیازهای برخی دهقانان [۲۰] ایرانی در عراق با امیرمؤمنان (ع) صحبت کرد. آن حضرت پس از حل مشکل دهقانان ایرانی، از پذیرش چهل هزار درهم به عنوان قدردانی خودداری کرد و فرمود:

انا قوم لانأخذ علی معروف ثمناً؛

ما خاندان به خاطر نیکی که انجام می دهیم، بها و پولی دریافت نمی کنیم. [۲۱]

امیرمؤمنان (ع)، در ضمن تماس با مردم عراق، با گروهی از دهقانان اهل سواد[۲۲] روبه رو شدند که قبل از فتح این سرزمین زیر سلطه خاندان کسرا بودند. اینان پس از استقرار آن حضرت در کوفه که در پی نبرد جمل صورت گرفت، برای تهنیت نزد آن حضرت آمده بودند و چون تعداد ایشان زیاد بود، به دستور امام، نماینده و سخن گویی به نام «نرسا» تعیین کردند. طی گفت گوهایی که آنان با امیرمؤمنان داشتند، امام پرسیدند که چند نفر از خاندان کسرا، بر ایشان حکومت داشته اند. پاسخ دادند: ۳۲ پادشاه. آن حضرت از سیرت و روش حکومتی آنان پرسیدند. نرسا گفت: «روش آن ها در کارهای بزرگ یکسان بود تا این که خسرو پسر هرمز (خسروپرویز) به پادشاهی رسید و به جمع مال و ثروت پرداخت و بر خلاف پیشینیان ما رفتار کرد. آنچه مال مردم بود ویران نمود و آنچه را مال خود بود آباد کرد و چندان مردم را خوار نمود و ایرانیان را زیر فشار گذاشت که بر وی شوریدند و به قتلش رساندند. . . » امام پس از شنیدن پاسخ آنان، خطاب به این دسته از ایرانی ها فرمودند:

خدا به حق انسان ها را آفرید و از هر انسانی جز عمل به حق راضی نیست. در سلطنت الهی، مایههه تذکری است از آنچه خداوند عطا کرده و آن این که مملکت بدون تدبیر قوام ندارد و حتماً باید حکومتی برپا باشد و کارها در صورتی وحدت می پذیرد که متأخران به گذشتگان بد نگویند. پس هرگاه افراد متأخر به گذشتگان بد گفتند و با روش نیکوی آنان مخالفت ورزیدند، هم خود را نابود کردند و هم دیگران را.

آن گاه امیرمؤمنان (ع) بزرگ آنان «نرسا» را بر خودشان امیر کرد. [۲۳] این دیدار نشانه توجه ایرانیان به خیرخواهی خلیفه مسلمانان بود.

به نقل ابن اعثم، هنگامی که امیرمؤمنان (ع) به ساباط مداین رسیدند، طایفه ای از دهقانان نزد آن حضرت آمدند و حاجات خویش را عرضه داشتند. پس امیرمؤمنان ارباب حاجات را بنواخت و از آن جا حرکت کرده، به موضعی فرود آمدند که آن جا کوشک ها و سراهای کسرا بود. [۲۴] بنابه گزارش یعقوبی، امام در مسیر صفین به مداین وارد شدند:

«فلقیه الدهاقین بالهدایا»؛

دهقانان هدایایی نزد آن حضرت آوردند «فردها و قال نحن أغنی منکم بحقّ أحق بأن نفیض علیکم»؛ آن حضرت نپذیرفتند و چون از علت امتناع پرسیده شد فرمودند: ما سزاوارتر به دادن هدیه بر شما هستیم و بی نیاز از شما. [۲۵]

امام در مداین (پایتخت ساسانیان) به مشاهده تاق کسرا پرداختند و نماز خواندند. آن گاه به یکی از فرماندهانش به نام حارث همدانی فرمان دادند تا مردم مداین را برای شرکت در نبرد با معاویه فرا بخواند. او با صدای رسا اعلام کرد: «هرکس برای رفتن به جنگ آماده است در نماز عصر امیرمؤمنان حاضر شود. » با اعلام آمادگی اهل مداین، امام علی (ع) خود شهر را ترک کردند، اما عدی بن حاتم طایی را برای بسیج نیرو نگاه داشتند و او طی سه روز با هشتصد نفر به امام پیوست. پسرش یزید بن عدی نیز پس از او با چهارصد نفر از اهل مداین به آن حضرت پیوست. [۲۶]

استقبال مردم انبار از امیرمومنان (ع)، از دیگر مواردی است که می توان در عصر خلافت آن حضرت بدان اشاره کرد. امیرمؤمنان (ع) در سال ۳۶ هجری، هنگام عزیمت به جنگ صفین، دو روز در انبار اقامت فرمود. [۲۷] در آن جا دهقانان ایرانی «بنوخوش نوشک» (شربت پاک)[۲۸] از ایشان استقبال کردند و از مرکب هایشان پیاده شدند و در رکابش شروع به دویدن کردند. امیرمؤمنان به آن ها فرمود: «این چهارپایان را که آورده اید برای چیست و از این کار که می کنید (پیاده شده اید و می دوید) چه قصدی دارید؟» گفتند: «رسم و عادت ما این است که بدین وسیله فرمان روایان خود را بزرگ می داریم و آن ها را احترام می کنیم. اما این چارپایان پیشکش برای شماست. برای شما و مسلمانان غذا آماده کرده و برای چارپایان هم علوفه بسیار فراهم آورده ایم. »

آن حضرت فرمود:

«این که می گویید رسم شماست که فرمان روایان را این گونه احترام کنید؛ به خدا سوگند دویدن شما برای فرمان روایان سودی ندارد، فقط شما خود را به زحمت می اندازید. دیگر این گونه برخورد نکنید! اما اگر دوست دارید چارپایان را از شما بگیریم، ما آن ها را به حساب خراجتان از شما می پذیریم. خوراکی هم که برای ما تهیه کرده اید، خوش نداریم که چیزی از مال شما را جز با پرداخت بهای آن بخوریم. » گفتند: «ای امیرمؤمنان، ما آن را ارزیابی می کنیم و سپس بهایش را خواهیم گرفت. » فرمود: «اگر بهایش را معلوم نکنید ما به همان آذوقه ای که خود داریم اکتفا می کنیم. » گفتند: «ای امیرمؤمنان، ما مولایان، صاحب اختیاران و خواجگانی نام دار از اعراب داریم؛ آیا ما را از این که به ایشان پیشکش دهیم و آنان را از این که چیزی از ما بپذیرند نیز منع می کنید؟» فرمود: «همه اعراب دوست داران شما هستند، اما به هیچ یک از مسلمانان روا نیست که پیشکش شما را بپذیرند و اگر کسی چیزی از شما به زور غصب کند، به ما خبر دهید. » آن گاه به راه خود ادامه دادند. [۲۹]

در گزارش دیگر آمده است:

با ورود امام علی (ع) به شهر انبار، اهل آن استقبال گرمی از آن حضرت به عمل آورده، هدایا نزول و علوفه آوردند و اسباب نیکو پیش کشیدند. امیرمؤمنان پرسید: «این اسباب و اطعمه را چرا آورده اید؟» گفتند: «ما را عادت چنین رفته است که امیران و بزرگان را از این جنس خدمت کاری ها می کنیم و طعام ها و هدیه ها نثار می سازیم، این است که پیش امیرمؤمنان آورده ایم. » حضرت فرمود: «اسباب قبول می کنم، به شرط آن که بهای آن از اخراج شما محسوب داریم و طعام ها را بها بدهیم. » گفتند: «نیکو نباشد که ما بهای طعام بستانیم؛ اگر امیرالمؤمنین به وجه نزل قبول نمی فرماید، ما را در لشکر امیرمؤمنان آشنایان و دوستان است، دستور فرماید تا این طعام ها نزدیک ایشان فرستیم. » فرمود: «چنان کنید؛ چه شما را از آن که دوستان خویشتن را به طعام مراعات کنید، منعی نیست لیکن اگر کسی که از خدمت کاران من از شما چیزی خواهد اندک و بسیار، مرا اعلام دهید. [۳۰] امام علی (ع) دو روز در انبار توقف کردند و پس از آن به سمت صفین حرکت نمودند. [۳۱]

ابوالهیاج عبدالله بن ابی سفیان گزارش کرده است:

دهقانی از دهقانان سواد، بردی (لباس) به من داد و مانند آن را به یکی از حسنین (علیهما السلام) اهدا کرد. امام علی (ع) روز جمعه برای ایراد خطبه در مداین ایستاد. در این هنگام دو برد را بر تن امام حسن (ع) و امام حسین (ع) مشاهده کرد. مرا نزد آن دو فرستاد و گفت: «این برد چیست؟» حسن (ع) گفت: «دهقانی از دهقان های سواد عراق آن را به ما هدیه داده است. » امام علی (ع) آن را گرفته، در بیت المال قرار داند. [۳۲] چون بر این باور بودند که مسلمانان نیازمندتر به این بردها هستند و نیاز عمومی بر نیاز فرزندانش مقدم است.

این گونه گزارش ها، حاکی از شناخت برخی ایرانیان از اهل بیت (علیهم السلام) و مناسبات با ایشان است.

بنابه نوشته ابن شهرآشوب، مجوس (زردشتیان) و غیرمسلمانان عراق، روز نوروز جام های طلایی که در آن شکر بود، به حضرت علی (ع) هدیه دادند. حضرت شکرها را در میان یاران خود تقسیم کردند و آن ها را جزو جزیه ایشان حساب نمودند دهقانی جامه ای که از طلا بافته شده بود برای حضرت فرست

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *