توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بازنگری در سبک زندگی اقتصادی، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری در سبک زندگی اقتصادی شامل 57 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری در سبک زندگی اقتصادی:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بازنگری در سبک زندگی اقتصادی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بازنگری در سبک زندگی اقتصادی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بازنگری در سبک زندگی اقتصادی :
گفت وگو با دکتر ابراهیم رزاقی
با کمی تأمل در باب اقتصاد مقاومتی درمی یابیم که اجرایی شدن اقتصاد مقاومتی نیازمند بازنگری در سبک زندگی است. رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها بر ضرورت دستیابی به اقتصاد مقاومتی تأکید فرموده اند و بسیاری از صاحب نظران و اقتصاد دانان نیز معتقدند که بنای اقتصاد مقاومتی از دل رفتارهای اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مردم بیرون می آید. از این رو، به نظر می رسد که در مقطع فعلی، نیازمند یک رویکرد انقلابی و جهادی در سبک زندگی هستیم.در قسمت قبل به بررسی موانع پیش روی اقتصاد مقاومتی پرداختیم در این قسمت همراه با دکتر رزاقی به راهکارهای تحقق آن خواهیم پرداخت.
چه راهبردهایی را جهت تحقق اقتصاد مقاومتی مطرح میکنید؟ با چه تدابیری میتوان در این حوزه گفتمان سازی کرد؟
مثلاً دانشگاه های ما علوم انسانی را باید درونی کنند، از جمله اقتصاد را. این همه اقتصاد سرمایه داری لیبرالی را به همه درس ندهند. حداقل باید انتقادات وارد به این اقتصاد را از دید باورهای مذهبی و قانون اساسی ما مطرح کنند. شهرداری ها باید دولت را موظف کنند که نیازهای خود را از خارج برطرف نکنند، بلکه از داخل برطرف کنند. صنایعی را که بخش خصوصی به وجود نمی آورد خود دولت به وجود آورد. هیچ ماده ی خامی صادر نکنیم و مواد پتروشیمی و معدنی را تبدیل کنیم. به بخش خصوصی و تعاونی تولیدگر کمک کنیم. جایی هم که آن ها نخواستند، بخش دولتی جبران کند و از مصرف کننده هم بخواهیم که کالای خارجی نخرد. بهای کالای خارجی را هم بالا ببریم. ضمن اینکه کالای اساسی را تقویت کنیم که ارزان قیمت دست مصرف کننده برسد. برای واردات کالای غیرضروری و تجملی یارانه ندهیم. دلار الآن باید شش هزار تومان باشد. به نظر می آید این مجموعه ها احتیاج به این دارد که روی آن ها کار شود. رسانه، تلویزیون و غیره برای کسب درآمد نباید فقط تبلیغ کنند، مردم را شست وشوی مغزی ندهند، سریال ها و فیلم ها را همین طور اجازه ندهند که پخش شود.
فیلم های سینمایی را عده ی کمی می بینند، ولی تلویزیون را میلیون ها نفر می بینند. همان طور که رهبری گفته اند در دانشگاه ها باید گفت وگوهای علمی صورت بگیرد، ظرفیت انتقادپذیری اساتید و موافق و مخالف را بالا ببرند. تلویزیون این کار را باید انجام دهد. الآن این کار را می کنند، ولی نه به معنای واقعی. همین که این انتقادات به سیاست نولیبرالی وارد است، چرا ما باید این سیاست را به کار ببریم. باید این ها را به معنای واقعی مورد نقد قرار دهند و پخش کنند، اما این کار را نمی کنند.
از خانواده بخواهیم از خودش دفاع کند. از افراد بخواهیم که خودش را برای مصرف اسیر نکند. جنبه ی انسانی اش را فراموش کرده اند. باید خطرات را بگوییم که غرب چطور است. از لذت های معنوی محروم شدند و به جایی رسیدند که نمی توانند خودشان را بازیابند. این ها به سادگی به دست نیامده اند، ولی می توانند از دست بروند. نه اینکه بخواهم بگویم هیچ کس نمی تواند بازگردد و اصلاح شود، ولی عده ی قلیلی می توانند برگردند. برای مثال، عده ی قلیلی می توانند برگردند و اعتیادشان را ترک کنند. در همه ی مسائل این طور است. انسان تمام ساخت های ذهنی اش تغییر می کند. بوی گند و تعفن خودپرستی و بی وفایی را تشخیص نمی دهد. می بیند که ذلیل و علیل و افسرده و درمانده است، مدام باید دارو بخورد که آرامش بگیرد، مدام باید کار زشتی که موجب آرامش می شود انجام دهد. به آن سو می رود، ولی باز هم راضی نیست. فکر می کند همه ی انسان ها دشمنش هستند و زندگی پوچ و بی معنی است. من فکر می کنم روی این ها باید کار کنیم که متأسفانه نکرده ایم، به دلیل گستاخی کسانی که از غرب الگو گرفته اند و همه چیز ما را زیر سؤال برده اند. شرایطی به وجود آوردند که انسان های واقعی خجالت می کشند بگویند ما که هستیم و الگوی خودشان را نشان دهند. کلمات بدی در مورد این ها به کار می برند. ما باید با افتخار بگوییم که الگوهای افتخارآمیزی داریم و از آن ها دفاع می کنیم.
خانواده باید دخالت کند و بچه ها را تربیت نماید. فقط این نیست که برود پول دربیاورد و تربیت را به عهده ی مهدکودک و دبستان بگذارد. آن ها خودشان تحت تأثیر این فرهنگ وارداتی هستند و نمی دانند زندگی چیست. هنوز اکثریتی از جامعه، شاید پنجاه شصت درصد افراد جامعه هنوز این اعتقادات را دارند، ولی از آن دفاع نمی کنند و منفعل اند. باید از آن ها دعوت کنیم که دفاع کنند، منفعلانه برخورد نکنند و این الگو را نشان دهند.
می توان با غیرانفعالی عمل کردن، جلوی جسارت و پررویی آن ها را گرفت و بعد آرام آرام شرایطی به وجود آورد که نسل جدید خودبه خود به فرهنگ بومی مان علاقه مند شود. مسلماً فرهنگ بومی به این معنا نیست که هرچه در قدیم بوده درست است، ولی تغییرات را باید براساس ریشه هایمان انجام دهیم، نه بر اساس نفی ریشه هایمان. در این صورت، نه تنها داشته های خودمان از بین می رود، بلکه غربی هم نمی شویم. بعضی خانواده ها به گونه ای شده اند که حداقل به اندازه ای غربی ها هم منافع ملی را در نظر نمی گیرد. ما انسان هایی داریم که منافع ملی را قبول ندارند و قانون را هم نمی شناسند.
فرمودید که مثلاً دلار باید شش هزار تومان باشد. نکته ای که وجود دارد این است که با گران شدن کالای خارجی، کالای داخلی هم گران می شود و بین دو کالای گران هم مردم ترجیح می دهند که کالای خارجی را بخرند.
چه راهکاری برای این مسئله می توان اندیشید که با گران شدن کالای خارجی، کالای داخلی گران نشود؟
برای کالای داخلی می گویند که مواد اولیه ی ما از خارج می آید که با دلار شش هزار تومانی تأمین می شود، پس آن کالا هم گران می شود.
الآن ما چه کاری می کنیم که کالاها نسبتاً ارزان است؟
نفت می فروشیم و دلارهایش را ارزان به خارجی ها می دهیم، بعد کالایی که مصرف می کنیم ارزان درمی آید.
آیا این می تواند ادامه پیدا کند؟
ببینید ضربه پذیری اش چطور شده است. باید یک تصمیم ساده ای که آن ها گرفتند، درآمد ارزی ما نصف شد. تماماً هم خام می فروشیم و چیز دیگری از ما نمی خرند.
سؤال این است که آیا ما می توانیم تحمل کنیم؟ جمعیت مان هم در حال اضافه شدن است. آیا این می تواند ادامه پیدا کند؟
درآمد در حال کم شدن است. پس این راه، امکان بقا و ماندگاری ما را تأمین نمی کند. این راه نیست، بی راهه است. آیا می توان ناگهان گفت که دلار شش هزار تومان است؟ نه، اصلاً چنین چیزی امکان پذیر نیست، ولی می توانیم برنامه بریزیم. باید به فکر این باشیم که در کوتاه مدت با دلار ارزان، چیزهای اساسی وارد می کنیم، ولی جلوی ورود کالاهای غیراساسی و غیرضروری، مسافرت های فراوان به خارج، انتقال سرمایه، واردات اتومبیل های خارجی و… باید گرفته شود. ولی مواد اولیه ی کالای اساسی را باید وارد کنیم که مشکلی پیش نیاید. قطعات و ماشین آلات خاص را موقتاً ولی با یک برنامه ریزی دقیق، باید بیش از همه وارد کنیم تا بتونیم تولید داخلی را تقویت کنیم. در این زمینه یک بخش مربوط به دولت و یک بخش معطوف به محصولات کشاورزی است. الآن مثلاً ما حدود یک میلیون و خرده ای روغن نباتی تولید می کنیم که تمام مواد اولیه اش از خارج می آید. در صورتی که می توانیم یارانه بدهیم و با قیمت بالا از تولیدکننده بخریم، ولی نگذاریم این قیمتی که ما می خریم به مصرف کننده منتقل شود؛ یعنی به تولیدکننده ی داخلی یارانه بدهیم. الآن به تولیدکننده ی خارجی یارانه می دهیم.
حال در این سیاستی که خدمت تان می گویم به تولیدکننده ی داخلی یارانه می دهیم، یعنی چه؟ یعنی او نمی تواند روی قیمت بکشد. پس قیمت ها ثابت می ماند. چرا؟ چون به او یارانه داده ایم. پس تولید مواد اولیه و دانه های روغنی در داخل انجام می شود. داخل به جای خارج می نشیند. همین طور علوفه با قیمت ارزان وارد می کنیم، می توانیم قیمت علوفه را بالا ببریم، یارانه به علوفه کاران بدهیم. حال مثل قدیم، علوفه با تولید داخل به دامداری ها می رود. یارانه خارجی را حذف می کنیم و به داخل یارانه می دهیم. یارانه ی خارجی دلار است، ولی یارانه ی داخلی ریال است.
همین طور به مواد اولیه، صنایع قطعه ساز و مرتبط با قطار، راه آهن، مترو باید یارانه بدهیم. مجسم کنید ببینید چه اتفاقی می افتد. آرام آرام از دادن یارانه به تولیدکننده ی خارجی، به دادن یارانه به تولید کننده ی داخلی رو می آوریم. ببینید در حرکتش چه اتفاقی می افتد؟ اشتغال به معنای واقعی بالا می رود. اگر این کار را کرده بودیم، صد میلیون شغل در ایران ایجاد می شد و مجبور بودیم چهل پنجاه میلیون کارگر از خارج بیاوریم. کشورهای اسلامی باید پنجاه میلیون کارگر به ما می دادند و می توانستیم از این مسیر، در کشورهای دیگر نفوذ کنیم و فرهنگ خودمان را رواج دهیم. اشتغال بالا می رود، ثروت در داخل تولید می شود و دیگر احتی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.