تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی آراء علامه طباطبایی در زمینه جامعه شناسی دین با تأکید بر المیزان :

مقدمه و بیان مسئله

جامعه شناسی، دانشی مدرن است که به بررسی پدیده های اجتماعی، از جمله دین می پردازد (محبی، ، ص ). در این شاخه مطالعاتی عمدتا تأکید بر کاربست روش تجربی در شناخت پدیده دین است. همین روش تجربی در مواردی محققان را به مطالعه سابقه و تاریخ یک دین می رساند. در دهه های اخیر بسیاری از جامعه شناسان دین با تمرکز بر یک دین خاص به بررسی ابعاد مختلف آن پرداخته اند و از این راه بر غنای مباحث جامعه شناسی دین افزوده اند. اگرچه در طول تاریخ ادیان مختلفی ظهور و بروز یافته است، دین اسلام یکی از ادیان بزرگ و جهانی است که ابعاد مختلف حیات انسانی را مورد توجه خویش قرار داده است.

متون و منابع اسلامی مشتمل بر احکام اجتماعی بسیاری است که وظیفه استخراج این احکام اجتماعی بر دوش متفکران و اندیشمندان مسلمان سنگینی می کند. همین امر باعث گردیده تا دین اسلام به مثابه موضوعی مناسب برای پژوهش در نظر بسیاری از جامعه شناسان دین غربی جلوه کند. توجه “ماکس وبر” به اسلام را نیز می توان در راستای همین نگرش تجزیه و تحلیل کرد. طبیعی است که عدم آشنایی کامل برخی جامعه شناسان دین با متون و منابع دین اسلام زمینه پاره ای از نقدها و ملاحظات را درباره تأملات آنان فراهم ساخته باشد. اما پرداختن به دین اسلام از منظر جامعه شناس دین، ابعاد دیگری نیز دارد و آن توجه برخی متفکران معاصر اسلامی به ابعاد اجتماعی دین اسلام است؛ از جمله این متفکران می توان به شهید مطهری و دکتر علی شریعتی اشاره کرد. البته نمی توان تفاوت رویکرد و روش آنان در بررسی پدیده دین را نادیده گرفت؛ به عنوان مثال، دکتر علی شریعتی در مطالعات خود به روش های جامعه شناختی نظر دارد (شریعتی، ، ج ، ص )، درحالیکه شهید مطهری اصول و مبانی کلامی را اساس تحقیقات خود قرار می دهد (مطهری، ، ج ، ص ).

یکی از اندیشمندان بزرگ اسلامی در دوره معاصر، علامه طباطبایی است که به تبیین و توضیح ابعاد مختلف اندیشه اسلامی، به ویژه ابعاد اجتماعی اسلام پرداخته است. تفسیر “المیزان ” از جمله مهم ترین آثار این متفکر اسلامی است که مباحثی مانند مباحث اعتقادی، اخلاقی، سیاسی و اجتماعی را شامل می گردد. توجه علامه طباطبایی به مباحث اجتماعی از منظر اسلام سبب شده تا این تفسیر یکی از غنی ترین و عمیق ترین منابع اندیشه اجتماعی اسلام به شمار آید. این ویژگی ها افزون بر اینکه زمینه را برای مطالعه اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان فراهم می سازد، تأکیدی بر این نکته خواهد بود که متون و منابع دینی مشتمل بر آموزه های اجتماعی است که با به کارگیری روش درست و صحیح می توان این آموزه ها را استنباط کرد و ره آورد آن را در مسیر تولید علم دینی به کار گرفت. از این رو مقاله حاضر به مثابه تلاش ناچیزی برای بازخوانی آراء اجتماعی علامه طباطبایی، به ویژه در ساحت جامعه شناسی دین خواهد بود.

پیشینه پژوهش

در بررسی پیشینه این مسأله پژوهشی باید گفت که پیش از این تلاش هایی برای تمرکز بر آراء اجتماعی علامه طباطبایی صورت گرفته است. براساس بررسی انجام گرفته، برخی آثار در این زمینه به دست آمد که از جمله این آثار می توان به مقاله «بررسی منشأ دین از دیدگاه دورکیم و طباطبایی»، نوشته دکتر قربان علمی اشاره کرد (ر. ک به : علمی، ، ص -). نویسنده محترم در مقاله فوق با تمرکز بر دیدگاه علامه طباطبایی درباره منشأ دین به تحلیل و مقایسه دیدگاه او با دیدگاه “امیل دورکیم ” می پردازد. روشن است که مقایسه ای بودن و تمرکز بر یک مسأله جزئی در مقاله مذکور موجب گشته تا دیدگاه های علامه در باب جامعه شناسی دین به صورت جامع منعکس نگردد. پژوهش دیگری که در زمینه جامعه شناسی دین، علامه طباطبایی صورت انتشار به خود گرفته است، مقاله «بررسی تطبیقی دین و کارکردهای اجتماعی آن از دیدگاه دورکیم و علامه طباطبایی» نوشته شمس الله مریجی است (ر. ک: مریجی، ، ص -). هر چند عنوان مقاله بر مقایسه ای بودن پژوهش مذکور دلالت دارد، اما نویسنده محترم مقایسه میان دیدگاه دورکیم و علامه طباطبایی درباره کارکردهای دین را وسیله ای برای نقد و ارزیابی نگرش کارکردگرایانه دورکیم قرار داده است. نویسنده محترم عمده تفاوت های دیدگاه دورکیم و علامه طباطبایی در زمینه کارکرد دین را در اختلاف آن در زمینه مبانی نظری جست وجو کرده است. با این وصف، به نظر می رسد همچنان زمینه برای پرداختن به ابعاد مختلف جامعه شناسی دین از منظر علامه طباطبایی فراهم باشد. آنچه باعث تمایز این نوشتار از سایر آثار می گردد، تحلیل حقیقت دین اسلام و مبنا قرار دادن این تحلیل در مطالعه ابعاد جامعه شناختی اسلام از منظر علامه طباطبایی است.

روش تحقیق

روش به کار رفته در این پژوهش، روش تحلیلی استنباطی است. توضیح آنکه آثار علامه طباطبایی در قالب متون و منابعی همچون تفسیر المیزان به مثابه منبع جمع آوری داده ها در نظر گرفته شد و با تأمل و دقت در عبارات این دسته آثار تلاش شد تا ضمن تحلیل مضامین و محتوای آثار ایشان، دیدگاه و نظر علامه طباطبایی از خلال تحلیل و بررسی ها اصطیاد گردد.

۱. چیستی دین

در اینجا به بررسی مسأله اصلی پژوهش حاضر می پردازیم. یعنی میخواهیم بدانیم که»با مراجعه به آثار علامه طباطبایی، به ویژه تفسیر المیزان چه مطالبی در زمینه جامعه شناسی دین می توان به دست آورد؟» برای پاسخ به پرسش فوق، نخست به بیان چیستی دین می پردازیم. ابتدا باید تأکید کنیم که آنچه در جامعه شناسی پایه و اساس تحقیق قرار می گیرد، ابعاد تجلی یافته دین در حیات اجتماعی انسان هاست (شجاعی زند، ، ص ) که با حقیقت دین تفاوت دارد. متفکران تعریف های مختلفی برای دین ارائه کرده اند که می توان این تعریف ها را در دو دسته «تعریف های جوهری[۱]» و «تعریف های کارکردی[۲]» طبقه بندی کرد (همان، ص ). مسأله مهم این است که با مراجعه به آثار علامه طباطبایی دریابیم که وی چه تعریفی از دین ارائه داده و حقیقت دین را چگونه صورت بندی کرده است.

۱-۱. حقیقت دین

بحث از چیستی دین را با نگاهی به حقیقت دین آغاز می کنیم. با بررسی آثار علامه طباطبایی آشکار می شود که رویکرد علامه طباطبایی به حقیقت دین، رویکردی معرفت شناختی[۳] است (طباطبایی، ، ج ، ص ) و در نظر او دین مجموعه ای از «معرفت» هاست. اما دقت بیشتر ما را به این واقعیت رهنمون می سازد که مقصود ایشان از معرفت، به معرفت های توصیفی منحصر نمی شود و شامل معرفت های هنجاری نیز می گردد. از این رو ایشان «قوانین اجتماعی را نیز بخشی از حقیقت دین تلقی می کنند. بنابراین از نظر او، اجتماعی بودن، عنصر جداییناپذیر دین دانسته شده است و وی در صورت بندی دین[۴] به خودی خود وجود جامعه و اجتماع را مفروض می گیرد.

البته می توان با اتخاذ نگاهی هستی شناختی، این پرسش را مطرح کرد که منشأ تکون دین چیست؟ از نظر علامه طباطبایی، دین محصول اراده تشریعی خداوند است. اراده تشریعی صفت ذات حضرت حق است (همان، ج ، ص ) و اراده تشریعی خداوند ناظر به شریعت و قانون دین و متضمن تکالیف الهی است که پایه آن را مصالح و مفاسد تشکیل می دهد (همان، ج ، ص ). اراده تشریعی خداوند مقهور و متأثر از هیچ اراده ای نیست. از این رو دین نیز مقهور و متأثر از هیچ عاملی نخواهد بود. بنابراین نظر علامه با این دیدگاه که معتقد است «دین نیز مانند هر پدیده اجتماعی مصون از تأثیرپذیری از محیط نشو و نمای خویش نیست» (دورکیم، ، ص -) تفاوت دارد. حال اگر دین محصول اراده تشریعی خداوند باشد و اراده تشریعی خداوند نیز مقهور هیچ اراده ای واقع نگردد، با توجه به اینکه در شکل گیری پدیده های اجتماعی وجود اراده های متعدد نقش دارد، پس اصولا دین نباید عرصه مطالعه جامعه شناختی قرار گیرد؛ مگر آنکه به مراحل مختلفی که دین از اراده تشریعی خداوند تا عینیت یافتن در جامعه طی می کند توجه شود.[۵] از این رو در ادامه به توضیح مراتب مختلف دین از منظر علامه طباطبایی خواهیم پرداخت.

علامه طباطبایی وحی را نوعی شعور باطنی میداند (طباطبایی، ، ج ، ص ) که می توان از آن به تجربه تعبیر کرد و می توان از این شعور باطنی به اعتبار اینکه حالتی در وجود پیامبر است و پیامبر آن حالت را تجربه می کند، به تجربه دینی تعبیر کرد. علامه طباطبایی در موارد متعددی از کتاب المیزان بر تفاوت و تمایز میان وحی و سایر اقسام شعور، به ویژه شعور عقلی تأکید کرده است (همان، ج ، ص ). به نظر او، هدف از وحی بیان اعتقادات حق و روش درست زندگی به انسان هاست (همان، ص ). از این مرحله می توان به مرحله تبیین و تبلیغ وحی برای مخاطبان نیز تعبیر کرد. انبیاء در تبلیغ وحی دارای عصمت هستند.

در مرحله بعد مخاطبان وحی با دو امر مواجه خواهند شد؛ وحی الهی و مواجهه پیامبر نسبت به وحی الهی. مواجهه پیامبر دست کم دارای دو بعد است: ایمان و عمل صالح. در تعابیر قرآن بیان شده است که پیامبران به آنچه بر آنان نازل گشته، ایمان آورده اند: آمن الرسول بما أنزل إلیه من ربه والمؤمنون کل آمن بالله وملآئکته وکتبه ورسله لا نفرق بین أحد من رسله وقالوا سمعنا وأطعنا غفرانک ربنا وإلیک الْمصیر (بقره ()، ). افزون بر ایمان، عمل پیامبران به دستورات الهی باعث شکل گیری عمل صالح می شود. استمرار ایمان و عمل صالح در طول زمان به پیدایش «سنت» می انجامد که خود مرحله ای از مراحل دین الهی و مشتمل بر مناسک است. در نظر علامه طباطبایی مجموعه اجزای دین از نظر ثبات و تغییر تفاوت دارند. بخشی از دین را اصول ثابت تشکیل می دهد که در گذر زمان و تغییر شرایط تغییر و تحول پیدا نمی کند (طباطبایی، ، ج ، ص ).

پس از آنکه وحی الهی و سنت برآمده از ایمان و عمل صالح پیامبران در جامعه محقق گشت، نوبت به مخاطبان وحی می رسد. کسانی که هم عصر با پیامبران باشند، هم به وحی الهی دسترسی دارند و هم سنت پیامبر در مرئی و منظر آنان قرار دارد. کسانی که بعد از پیامبران باشند، به وحی الهی از طریق نقل و گزارش سنت به وسیله کسانی دسترسی خواهند داشت که به صورت مباشر و بیواسطه سنت را درک کرده اند. گزارش سنت ممکن است در قالب شفاهی و یا کتبی باشد. هم درک وحی الهی و هم فهم سنت خواه شفاهی و خواه کتبی به فهم مخاطب نیاز دارد. در این مرحله مخاطبان پس از فهم و درک وحی و سنت، به یکی از سه صورت نسبت به آن عکس العمل خواهند کرد؛ یا شخص نسبت به مضمون دین گرایش قلبی پیدا می کند و به اصطلاح به آن «ایمان» می آورد، یا محتوای دین را رد می کند و نسبت به آن «کفر» می ورزد و یا آنکه نسبت به پیام دین توقف می کند و از موضع گیری درباره آن امتناع می ورزد. از یک سو نباید آن گونه که برخی از نویسندگان دین را به «اعتقاد به موجودات روحانی» تفسیر کرده اند (پالس، ، ص ) دین را همان ایمان، باور یا اعتقاد[۶] به حساب آوریم و از سوی دیگر نیز نباید تصور کنیم که ایمان یک تصدیق ذهنی ساده است (صدرالدین شیرازی، م، ج ، ص -)، بلکه ایمان گرایشی برخاسته از عمق وجود انسان یا به تعبیر دینی، «قلب انسان» است. از نظر علامه طباطبایی، ایمان عبارت است از اعتقاد باطنی، به صورتی که آثار آن اعتقاد در اعمال ظاهری و بدنی (جوارحی) نیز ظاهر شود (طباطبایی، ، ج ، ص ).

بنابراین علاوه بر علم جزمی به حقانیت چیزی، باید التزام به مقتضای آن و عقد قلب بر مفاد آن وجود داشته باشد (همان، ج ، ص )؛ زیرا ایمان عبارت است از عقد قلب انسان مؤمن با محتوا و مضمون تصدیق نظری (جوادی آملی، ، ص ). این امر باعث می شود تا بینش ها و گرایش های انسان، بدون آنکه بخواهیم به تقدم ایمان بر معرفت قائل شویم، از ایمان تأثیر بپذیرد. بنابراین تأثیر ایمان علاوه بر ابعاد شناختی انسان، عواطف و احساسات را نیز شامل می گردد. بنابراین هم باید به ابعاد عاطفی دین توجه کرد و هم به ابعاد عقلانی آن (همیلتون، ، ص ). اگر عکس العمل مخاطبان نسبت به پیام وحی در سطح اجتماعی در نظر گرفته شود، موجب تقسیم جامعه به دو بخش می گردد؛ مؤمنان و غیرمؤمنان. افراد غیر مؤمن ممکن است در ظاهر خود را مؤمن جلوه دهند، ولی در باطن به وحی الهی و سنت ایمان نداشته باشند. از این دسته از افراد به منافق تعبیر می گردد. علامه طباطبایی در این باره می گوید: «فمن شاء منهم آمن به و من شاء کفر» (طباطبایی، ، ج ، ص ). براساس این عبارت، در برابر مخاطبان پیامبران دو راه وجود دارد: ایمان و کفر. علامه طباطبایی در فراز دیگری از تفسیر المیزان با اشاره به این دو گزینه معتقد است که این فراز آیه و قل الحق من ربکم فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر (کهف ()، ) بر عبارت و اتل ما أوحی إلیک عطف شده است و معنایش این است که: بر آنان تأسف مخور و آنچه بر تو وحی شده است را بر ایشان تلاوت کن و در کنار این مؤمنان تهیدست صبر پیشه کن و به کافران بگو که حق از سوی خداوند شماست و چیزی بیش از این مگو. پس هر آنکه از آنان بخواهد ایمان می آورد و هر آنکه از آنان بخواهد کفر می ورزد. (همان، ص -)[۷].

با ترکیب ایمان و عمل صالح از یک سو و کفر و عمل سیئه از سوی دیگر و نیز به دنبال رفتارهایی که مؤمنان و کافران با یکدیگر دارند، جامعه شکل می گیرد که می توان چنین جامعه ای را به این اعتبار که بخشی از آن برخاسته از روابط اجتماعی مؤمنان است، جامعه دینی نامید. مؤمنان با عمل صالح خود در حقیقت به انجام دستورات الهی می پردازند که بخشی از آن را «مناسک» می نامند. همین شیوه در نسل های بعدی نیز به چشم می خورد. نسل بعد در مقابل دو گزینه قرار می گیرد: ایمان و کفر. لذا کسی که ایمان آورد و براساس ایمان خود عمل نماید، در آن بخش از جامعه قرار خواهد گرفت که دین داران قرار دارند. این بخش از جامعه که دارای هدف و مقصد مشترکی هستند و همین هدف و مقصد مشترک نوعی وحدت و اتحاد میان آنان برقرار ساخته است، «امت» نامیده می شوند (همان، ج ، -). اگر هدف و مقصد امت «دین» باشد، امت دینی خواهد بود و اگر هدف و مقصد «غیر دین» باشد، امت غیر دینی تلقی خواهد شد. مراحل فوق را می توان در قالب نمودار به صورت زیر ترسیم کرد:

برخی جامعه شناسان، دین را امری مرتبط با شیء مقدس تعریف کرده و شیء مقدس را نیز با امر اجتماعی یکسان پنداشته اند (پالس، ، ص ). آنها از این نکته غفلت کرده اند که امر اجتماعی تنها زمانی شکل می گیرد که کنشی اجتماعی در کار باشد. درحالیکه اصولا دین محصول اراده تشریعی خداوند است. همچنین سیر تکوین پدیده های دینی به گونه ای است که مناسک دینی پس از مرحله ایمان دینی پدید می آید. از این رو برخلاف دیدگاه “گیرتز”، نمی توان گفت «مکانیسم ایجادکننده ایمان، مناسک است. ایمان دینی در جریان مناسک ایجاد می شود» (همیلتون، ، ص ). بلکه بر جامعه شناسان دین لازم است «به حد کافی از پوشش ظاهری آداب و عقاید که فیالواقع تجلیات بیرونی دین هستند، بگذریم و به کنه جهان بینی حاصل از دین مسلم برسیم» (واخ، ، ص ). البته با توجه به اینکه حقیقت ایمان دارای مراتب است، انجام مناسک دینی می تواند به تقویت ایمان دینی مؤمنان کمک کند. این اشکال بر عموم جامعه شناسان دین که در اثر رویکرد پوزیتیوستی برای مناسک نقش اولیه قائل هستند و ایمان را برآمده از مناسک می دانند (مانند امیل دورکیم، رابرتسون اسمیت و ردکلیف براون) وارد است. از این رو باید گفت با تقلیل پدیده های مذهبی به واقعیت های اجتماعی یا روان شناختی نمی توان برداشت جامعی نسبت به آن پدیده داشت (همیلتون، ، ص ). علامه طباطبایی هر گونه تحقیق و بررسی را منوط به این می داند که پیش از هر چیز «اصل واقعیت» پذیرفته گردد. بنابراین از منظر علامه طباطبایی روش پدیدارشناسی به رغم نقاط قوتی که می تواند داشته باشد، روش مناسبی برای مطالعه و بررسی دین و پدیده های دینی نیست و سرانجام به «تحویل گرایی[۸]» در باب دین منجر خواهد شد. یعنی همان رویکردی که امثال مارکس، کنت، دورکیم، اسپنسر و پارتو بدان دچار بودند (شجاعی زند، ، ص -).

ممکن است تصور شود که دین امری مقدس است و این وجه تقدس برخاسته از اسرارآمیز بودن دین است (همیلتون، ، ص )، درحالیکه قداست دین بر پایه اتصال آن به مبدأ وجودی یا همان خداوند متعال است. همچنین عصمت پیامبران در مقام تبلیغ دین اقتضاء می کند که پیام دین به صورت کامل به مخاطبان انتقال یابد و هر گونه ابهام و اخلالی در این زمینه با هدف از بعثت پیامبران در تعارض خواهد بود. برخی تصور می کنند که دین نیز مانند صورت های دیگر رفتار اجتماعی و فردی بشر، پدیده ای کاملا انسانی است (همان، ص ) و اصولا «دین برای انسان است و تنها با انسان موضوعیت پیدا می کند» (شجاعی زند، ، ص ). درحالیکه طبق تلقی علامه طباطبایی، دین پیش از آنکه امری انسانی باشد، در مرحله ای قبل برخاسته از اراده خداوند است.

براساس این نگرش، هم انسان و هم اراده او مخلوق خداوند است. از این رو برای شناخت دین لازم است به شناخت اراده تشریعی خداوند بپردازیم.

شاید تصور شود براساس روش تجربی با توجه به متغیر بودن شرایط زندگی انسان، آن بخش از قوانین و مقررات که ناظر به زندگی اجتماعی انسان است، برای آنکه به بن بست نرسد باید تغییر نماید. علامه طباطبایی ضمن توجه به این اشکال که در حقیقت مربوط به بحث ثبات یا تغییر دین است اذعان می کند که در شریعت اسلامی، اساس قوانین و مقررات بر فطرت الهی انسان نهاده شده است، ولی در نگرش محققان غربی، فطرت الهی انسان نفی شده و امور معنوی مانند توحید و فضایل اخلاقی انکار می شود. از این رو در نگاه آنان، اصولا امری ثابت وجود ندارد تا قانون جامعه بر پایه آن شکل گیرد (طباطبایی، ، ج ، ص ). بنابراین منحصر کردن روش در روش تجربی، خود یک خرافه است (همان، ص ). علامه طباطبایی با اشاره به دیدگاه برخی پوزیتیوست ها درباره خرافه بودن دین، و این که دین، دومین مرحله از مراحل چهارگانه تحول و تکامل نوع انسانی دانسته اند (همان، ص )، این سوال را مطرح می کند که چگونه می توان با استفاده از روش حسی همه مراحل تکاملی انسان را بررسی کرد و آن را در چهار مرحله منحصر ساخت؟! اصولا مفهوم «نوع انسانی»، از سنخ «معقول ثانی منطقی» است که جز با استفاده از روش عقلی قابل دست یابی نخواهد بود. مطالعه معارف اسلامی نشان می دهد که اصل توحید از جایگاه برتری نسبت به سایر آموزه های اسلامی برخوردار است (همان، ج ، ص -). از نظر علامه، اگرچه «توحید» حقیقت دین را تشکیل می دهد، ولی سایر اجزای دین لازمه توحید است، نه اموری فرعی. پس هر جزء دیگری از دین نیز سرانجام باید هماهنگ و همسو با اصل توحید باشد. از این رو قوانین شرعی، خواه در بعد فردی و خواه در بعد اجتماعی، باید مبتنی بر اصل توحید باشد (همان، ص ). بنابراین حقیقت دین بودن توحید را نمی توان مجوزی برای تفکیک میان لب و قشر در دین قرار داد. در ادامه به بررسی رابطه وحی و نبوت با دین خواهیم پرداخت.

۲-۱. دین، وحی و نبوت

علامه طباطبایی با اشاره به نظر برخی از نویسندگان دیگر که مدعی اند نبوت چیزی جز نبوغ انسانی نیست، به نقد و ارزیابی این دیدگاه می پردازد. وی در توضیح دیدگاه مذکور می گوید: به باور این نویسندگان، سرشت پاک و سلامت عقل برخی از انسان ها موجب گشته تا با پرداختن به مسائل اجتماعی انسان ها به یافتن راه حل هایی برای این مشکلات بپردازند و به اصلاح جامعه خود همت بگمارند (همان، ص ). به نظر علامه طباطبایی، اولا این تحلیل چیزی جز یک فرض ذهنی نیست و هیچ گونه شاهد و گواهی برای اثبات درستی آن اقامه نشده است. افزون بر اینکه فرض مذکور را کسانی مطرح کرده اند که شناختی نسبت به چیستی و ابعاد مختلف دین و نیز حقیقت مبدأ و معاد ندارند. به نظر این افراد، دین عبارت است از اندیشه ای جوشیده از ذهن افرادی که دارای نبوغ و فطرت صحیحی بوده اند و در پی اصلاح جامعه هستند (همان، ص ). درحالیکه با بررسی های گذشته روشن گردید که دین چیزی جز محصول اراده تشریعی خداوند نیست.

۳-۱. حقیقت دین داری

دین با دین داری تفاوت دارد. دین داری حالتی در افراد است که براساس آن به دین دار بودن متصف می گردند. در پیدایش این حالت، ایمان به مضمون دین و عمل طبق دستورات دین نقش حیاتی دارد. به عبارت دیگر، دین داری نسبتی میان حالات روانی فرد، به ویژه حالت دل بستگی و سرسپردگی و مضمون معرفت شناختی دین است. دین محصول اراده تشریعی خداوند است، درحالیکه دین داری افراد ناشی از اراده تشریعی خداوند نیست. طبق اراده تشریعی خداوند، افراد در گرایش به دین یا روی گردانی از آن «مختار» هستند، اما دین داری پدیده ای انسانی و برخاسته از اراده انسان است که می تواند زمینه های اجتماعی خاص خود را داشته باشد. بررسی این علل می تواند موضوع بخشی از مطالعات جامعه شناختی درباره پدیده های دینی قلمداد شود؛ همان گونه که می توان علل و انگیزه های گرایش به پیام دین را محور تحقیقات روان شناختی قرار داد. به این ترتیب بسیاری از جامعه شناسانی که د

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *