توضیحات
فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی شامل 120 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی راهکارهای افزایش مشارکت مردم در فعالیت های امداد و نجات جمعیت هلال احمر در بحران های طبیعی :
مقدمه
در قرن بیستم ، بخش مهمی از ادبیات و نظریه پردازی تغییر و تحولات در ایران، حول شکل گیری مدرنیته و توسعه بود. در ادبیات تحول و توسعه اجتماعی در ایران، از عوامل و موارد متعدد اقتصادی، اکولوژیک، فرهنگی و تاریخی نظیر استبداد، کم آبی، پراکندگی جغرافیایی، ویژگیهای ژنوپولیتیک (به) معنای جایگاه بین المللی، فرهنگ آداب و رسوم، چند پارگی تمدنی و فرهنگی (ایرانی، اسلامی و مدرن) و غیره، به مثابه موانع توسعه و تحقق مدرنیته در ایران سخن رفته است؛ اما کمتر منابعی را میتوان مییافت که از وضعیت آسیب پذیری و خطر خیزی ایران و وقوع حوادث متعدد در آن به عنوان مانعی برای توسعه و تحول در کشور یاد شده باشد. حال آنکه بخش زیادی از مکتسبات مادی تمدن و فرهنگ ایرانی همواره طعمه حوادث طبیعی (و البته غیر طبیعی) بوده اند. در بحث نهادهای مدرن نیز اساسا شکل گیری نهادهای تقنینی (مجلس)، نهادهای انتظامی (ارتش) و نهادهای تعلیمی (آموزش و پرورش)، محور ادبیات تغییر و تحول در ایران بوده اند. چه بسیار این نهادها را حافظ، مقوم و باز تولیدکننده نظام مدرن و توسعه ایرانی دانسته اند؛ اما در هیچ جا، تاریخ و نقش نهادهای امدادی و مقابله کننده با حوادث غیر مترقبه به عنوان عامل موثر در توسعه یا توسعه نیافتگی ایران مورد بررسی قرار نگرفته است. غافل از اینکه ، نهادهای امدادی و متولی حوادث غیر مترقبه اگر نه عامل توسعه، اما به طور جدی حافظ، نگهدارنده و تسهیل کننده روند رشد و توسعه در هر کشورند. این یکی از مهم ترین نقاط آسیب شناختی توسعه و نوسازی ایرانی است که در اینجا مسئله حوادث در ایران «خوانده » میشود برحسب گزارش جهانی حوادث، ایران در راس آسیب دیده ترین (و آسیب پذیرترین) کشورهای جهان قرار دارد. بر پایه گزارش حاضر، در طول سال های ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۱، ۹/۲۸ درصد کل جمعیت ایران در اثر حوادث و بلایا کشته شده یا آسیب دیده اند. بنابر آمارهای گزارش شده ، ایران در میان بیش از ۱۵۰ کشور دنیا بعد از چند کشور توسعه نیافته (و) برخی ناشناخته برای عموم شامل مالاوی، انتیگوا، باربدو، کریباتی، کامبوج ، گویان و (جیبوتی) بیشترین آمار کشته و زخمی و آسیب دیده در اثر حادثه را در سطح جهان داشته است (گزارش بانک جهانی ۲۰۰۲: فصل ۸).
پیشتازی ایران در حوزه آسیب پذیری و خسارت، عمدتاً متاثر از حوادثی چون زلزله، سیل و خشکسالی بوده است. آمار ستاد حوادث غیر مترقبه وزارت کشور نیز همداستان با آمارهای فوق حاکی از وقوع ۱۱۴۶ زلزله و ۶۱۰ مورد سیل در ایران بین سال های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۹ است (وزارت کشور، ۱۳۸۱).
بر اساس داده های ۲۵ ساله و بررسیهای انجام شده در طرح جامع مدیریت سیل در کشور، نشان داده شده که «روزانه » به طور متوسط حدود ۵، ۳ میلیارد ریال خسارت ناشی از سیل در کشور وجود دارد «(مهدوی ۱۳۸۱:۲۸). جمع خسارت های محسوس سیل های جاری در مدت ۲۵ سال (از ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۱) بالغ بر ۹۱۶۲ میلیارد برآورد شده که خسارت متوسط سالانه آن معادل ۳۶۶/۵ میلیارد ریال است » (مهدوی ۱۳۷۹).
بخش زیادی از مناطق کشور (و به گفته کارشناسان تقریبا کلیه استان های کشور) از خسارات خشکسالی نیز در امان نیستند (زمانی) و زرافشانی ۱۳۸۳؛ فرج زاده و همکاران ۱۳۷۸؛ جزایری (۱۳۷۹). این پدیده در سال های اخیر خسارات زیادی به کشور وارد کرده است. بنا بر آمارها، طی سال های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۰، خشکسالی، ۶۲ هزار میلیارد ریال به اقتصاد کشور خسارت وارد کرده است (زمانی و زرافشانی ۱۳۸۳:۷۹). بنا بر یک آمار هشدار دهنده در هر روز، خشکسالی، ۱ میلیارد ریال برای کشور خسارت به بار میآورد (مهدوی، ۱۳۷۹: ۳).
در مورد حوادث دیگر نیز این میزان آسیب پذیری قابل مشاهده است. برای مثال خسارات ناشی از آتش سوزی در کشور بعد از زلزله، سیل و خشکسالی، آمار قابل توجهی را نشان میدهد. در حوزه حوادث جاده ای و تصادفات نیز از حیث میزان خسارات جبران ناپذیر انسانی و خسارات اقتصادی تقریبا در میان کشورهای دنیا وضعیت نگران کننده ای داریم (آیتی، ۱۳۷۱).
با توجه به فراوانی و تنوع حوادث و پیامدهای منفی آنها در کشور، بعد از حادثه بم ، ایران در مجامع بین المللی به عنوان چهارمین کشور آسیب پذیر و حادثه خیز دنیا تلقی شده است. (نوربالا، ۱۳۸۳)؛ بنابراین توجه به همه انواع حوادث در کشور و بررسی آنها به طریق ممکن ، ضروری است. یکی از مهم ترین اشکال توجه به مسئله حوادث، اهتمام به موضوع مشارکت مردمی است که میتواند به عنوان موثرترین راهکار در تقلیل و مقابله با حوادث احتمالی عمل کند.
این مشارکت میتواند سطوح مختلف کمک نقدی و جنسی به حادثه دیدگان، حضور در مناطق حادثه دیده و کمک در امداد و نجات آسیب دیدگان و در نهایت، اهتمام جدی به توصیه ها و نکات ایمنی قبل ، حین و بعد از حوادث را شامل شود.
مبانی و الگوی نظری
الف) فاجعه ها و مشارکت مردمی
فاجعه ها از جمله معضلات بزرگ جوامع بشری اند که با وجود دستاوردهای علمی و صنعتی پیشرفته امروز، هنوز بار رنج و خسارت آنها بر دوش انسان سنگینی میکند. «فاجعه یا مصیبت های جمعی »[۱] که در زبان روزمره نیز زیاد به کار برده میشوند مفاهیمی عمومی و کلان اند که برحسب معیارهای مختلف تقسیم میشوند:
۱- برحسب شدت و عظمت حادثه، میتوانیم حوادث را به بحران، فاجعه، سانحه و حادثه تقسیم کنیم (ر.ک. ناطق الهی ۱۳۷۸ و شادی طلب ۱۳۷۲)؛
۲- برحسب زمان و دوره رخداد حادثه میتوان دو دسته حوادث یا بلایای تدریجی و ناگهانی را نام برد؛
۳- برحسب عامل ایجادکننده حادثه میتوان از دو دسته حوادث طبیعی و انسان ساز یاد کرد. امروزه میتوان از عامل سومی نیز به نام انسان – طبیعت به عنوان ایجادکننده حوادث نام برد. منظور تعامل نامناسب و مخرب انسان با طبیعت است که احتمال حوادث جمعی و عمومی را افزایش داده است.
در رویکرد به فاجعه ها و حوادث بشری، دو دیدگاه کلان قابل تمیزند:
الف) دیدگاه علوم طبیعی که در اینجا رویکرد متمرکز خوانده میشود. در این رویکرد حوادث، واقعیت های فیزیکی تلقی میشوند که به گونه ای ایستا و متمرکز یعنی به نحوی تخصص گرایانه به بررسی آنها پرداخته میشود. معمولا در این دیدگاه که رویکردی تخصصی و از بالا به پایی دارد، کمتر به مشارکت مردمی توجه میشود. در زیر مجموعه این دیدگاه میتوان مطلالعات علوم پزشکی، مهندسی و علوم ژنومورفولوژی را نام برد (ونگر، ۱۹۷۸).
ب) دیدگاه علوم اجتماعی که رویکردی انسان گرا و غیر متمرکز دارد. از این منظر، حوادث بسان واقعیت هایی اجتماعی مورد تحلیل قرار میگیرند که بر ساختار جامعه و روابط اجتماعی تأثیر میگذارند.
رویکردهای روان شناختی و جامعه شناختی در زیر مجموعه دیدگاه علوم اجتماعی قابل ذکرند.
رویکردهای روان شناختی اساسا به بررسی پیامدها انسانی حاصل از فاجعه میپردازند و نقطه تاکید آنها بیماریهای روانی و چگونگی تعامل انسان با جمع در حین و بعد از حادثه است (نجاریان و براتی سده ۱۳۷۹؛ تیرست ۱۹۵۰؛ مک فارلین ۱۹۸۳، ۱۹۸۴، ۱۹۸۵؛ اریکسون ۱۹۷۶، ۱۹۷۹؛ رافائل ۱۳۷۲ ۱۹۸۱، ۱۹۹۷).
در رویکردهای جامعه شناختی، فاجعه به مثابه پدیده اجتماعی تام تلقی میشود که منبع تغییرات اجتماعی در نظم، روابط و تعامل اجتماعی و سازمانی است (اندسون ۱۹۹۵؛ کورانتلی ۱۹۹۸، ۱۹۹۶؛ دربک و کی ۱۹۸۴).
هر دو رویکرد روانشناختی و جامعه شناختی در زیر مجموعه دیدگاه علوم اجتماعی، قابل ذکرند. حتی رویکرد «مدرنیته و مخاطره «حاصل » تلاش الریک بک (۱۹۹۲، ۱۹۹۹) و آنتونی گیدنز (۱۳۸۰) را نیز میتوان در زیر مجموعه بحث رویکرد توسعه ای به مخاطرات ذکر کرد که خود الریک رویکرد بخشی از علوم اجتماعی است.
موضوع مهمی که اخیرا در حوزه علوم اجتماعی، بویژه دیدگاه جامعه شناختی مورد توجه محققان (و حتی کارگزاران اجرایی) قرار گرفته، مسئله چگونگی افزایش سطح مشارکت مردم در امداد حوادث است. در بررسی این موضوع بر عوامل تاثیرگذار به عنوان عوامل کنترل کننده این واقعیت تاکید شده است.
در مباحث مربوط به مشارکت مردمی در امداد حوادث غیر مترقبه، نخست به عوامل عام مرتبط با مشارکت (در معنای وسیع آن) استناد میشود. از این منظر، سه دیدگاه یا حوزه فکری «روان شناختی « «رفتاری» و «نهادین (جامعه شناختی)«قابل تفکیک اند. در رویکرد روان شناختی، بر عواملی نظیر» انگیزه ها، سائقه ها «(مک کله لند ۱۹۷۱، ۱۹۶۱)، »شخصیت » (هیگن ۱۹۶۷)، «بیگانگی و بی قدرتی اجتماعی» (مارکس به نقل از ساروش ۱۳۸۰؛ زیمل ۱۳۷۲) و «فرهنگ » (راجرز ۱۳۶۴؛ فاستر ۱۳۷۸) و به طور کلی نیروهای درونی و روانی افراد تاکید میشود.
در رویکرد رفتاری (روان شناسی اجتماعی) نیز عوامل مشارکت، عمدتا در فرد و رابطه های اجتماعی کوچک آن جست وجو میشوند. این رویکرد بین نیت های فرد (درون) ومحیط (شرایط) رابطه ای معقول برقرار میکند. از این رو معتقد به عاقلانه و مدلل بودن کنش فرد است. در اینجا عوامل و عناصر مورد نظر، قصدها و مدیریت بحران و نیت های فرد، تفسیر فرد از شرایط، سابقه عمل در گذشته و هزینه ها متفعت های مربوط به انجام کنش (تنبیه – پاداش) است (محسنی ۱۳۷۹).
رویکرد نهادین (جامعه شناختی) مشارکت عمدتا به سطح روابط اجتماعی کلان و ساختارها توجه دارد و عوامل مشارکت را در فراگردهای اجتماعی نظیر شهرنشینی، دیوان سالاری، گسترش وسایل ارتباط جمعی، افزایش میزان سواد، طبقه اجتماعی دنبال میکنند. ماکسوبر (۱۳۷۰)، لیپست (۱۹۶۰)، لرنر (۱۹۶۴) هانتینگتون و نلسون (۱۳۷۹) پدیده مشارکت را از این منظر بررسی کرده اند.
بنابراین عوامل مرتبط با مشارکت در امداد حوادث تا حدی از مشارکت در سایر حوزه ها متفاوت اند؛ از این رو بیان عوامل کلی و عام برای تبیین مشارکت امدادی کافی نیست. در سالهای اخیر برای رفع این کاستیها، دو رویکرد بارز در مدیریت مشارکتی فاجعه، موضوع مشارکت مردمی را مورد تاکید قرار داده اند که در اینجا به طور خلاصه به آنها اشاره میشود:
الف) «برنامه ریزی مردم محور (POP)[2]» یا «مدیریت اجتماع محور (CBDM)[3]»: این برنامه توسط مرکز آمادگی مقابله با حوادث در آسیا مطرح شده است. «مدیریت مبتنی بر مردم، روندی نوظهور است که نوعی مشارکت و مداخله چند رشته ای و چند وجهی را در جامعه تشویق میکند و افراد را به سوی ارتقای امینت، اطمینان، استقلال و توسعه مردم گرایانه سوق میدهد»(زناید و همکاران ۲۰۰۳: فصل ۲).
این رویکرد که به واکنش شهروند محور و توسعه گرا به فاجعه (CBDO-DR)[4] معروف است، اساسا به بخش های آسیب پذیر و محروم جامعه توجه دارد.
بر اساس آن، توسعه مشارکت گرا فرایندی است که از طریق آن ، افراد تواناییهای خود را برای تولید کالاهای مورد نیاز و اداره زندگی سیاسی، اجتماعی شان افزایش میدهند و در عین حال میزان و آسیب پذیری بلند مدت و مستقیم حوادثی را که زندگی اقتصادی، سیاسی و اجتماعی شان را تهدید میکند (به ویژه در مناطق فاجعه خیز)، تقلیل میدهند (ر.ک.زناید و سانگ ۲۰۰۳؛ اندرسون و وودرو ۱۹۸۹).
به طور کلی مهم ترین ویژگیها و اهداف رویکرد مدیریت مردم محور به قرار زیر است:
۱- فاجعه ها را به مثابه آسیب پذیری مردمی تلقی میکند؛
۲- قابلیت های مردمی موجود را شناسایی میکند و سعی در تقویت آنها دارد؛
۳- مشارکت مردمی را برای مدیریت فاجعه، ضروری و اساسی قلمداد میکند؛
۴- ظرفیت سازمانی بخش های آسیب پذیر را از طریق تشکیل سازمان های محلی مقابله با فاجعه بالا میبرد؛
۵- به دنبال ریشه های آسیب پذیری میگردد و ساختارهای مولد نابرابری و توسعه نیافتگی را تغییر میدهد یا از میان برمی دارد؛ و
۶. بخش های کمتر آسیب پذیر را به مشارکت با بخش های آسیب پذیر در مدیریت فاجعه و کار توسعه وادار میکند.
ب) تحلیل ظرفیت و آسیب پذیری (CVA)[5]:
اشتهار این رویکرد بیشتر حاصل فعالیت ماری اندرسون و وودرو است (دلانی ۲۰۰۳:۱). بر اساس این الگو، مطالعات مربوط به فاجعه، در وهله اول نیازمند ارزیابی وضعیت های فاجعه از طریق بررسی ظرفیت های اجتماعی و مردمی و سطح آسیب پذیریهای مردمی برای ایجاد راهبردهای موثر در مدیریت فاجعه است (دلانی، ۲۰۰۳: ۱). در این رویکرد، اساسی ترین کار در جلب مشارکت عمومی، شناخت ظرفیت های مردمی متناسب با عامل مخاطره در هر منطقه است (اندرسون و وودرو ۱۹۸۹).
در ایران در زمینه مشارکت مردمی در امداد و سوانح، تحقیق، اثر یا مطالعه قابل استناد و کاربردی مفیدی صورت نگرفته است. آنچه در این خصوص وجود دارد، چند مقاله و چند پایان نامه تحصیلی با اهداف و نتایج خاص و گاهی محدود است ، زیرا در عمده آنها، مشارکت یکی از اهداف چندگانه و گاهی جزئی است.
(ر. ک.شادی طلب ۱۳۷۲؛ پیران ۱۳۶۹؛ زاهدی اصل ۱۳۷۹؛ رحمتی ۱۳۷۴؛ نوربخش ۱۳۸۱). در سطح رسمی نیز نظام و ساختار مدیریت امداد و نجات کشور، نظامی مشارکتی نبوده و برنامه ریزی متمرکز تحت حمایت رویکردهای علوم طبیعی داشته است. عمده مسائل و مشکلات این نظام به مشکلات ساختاری و نهادین آن برمی گردد که به طور خلاصه عبارت اند از:
۱- کارایی پایین سیستم هماهنگ کننده برای سازمان های متعدد مشارکت کننده در عملیات امداد و نجات و پراکندگی مسئولیت ها و تداخل شرح وظایف آنها؛
۲- فقدان اختیارات قانونی نظام مدیریت سوانح و ضمانت اجرایی برای نظارت بر اقدامات سازمان های ذیربط با امداد و نجات مانند مقاوم سازی، آمادگی و تحقیقات و…؛
۳- عدم آمادگی یا ضعف لجستیک سازمان ها و ارگان ها دست اندرکار امداد و سوانح (از نظر تجهیزات، نیروی انسانی کارامد و…) برای پاسخگویی به نیازهای واقعی امداد و نجات در بحران های بزرگ؛
۴- ناهماهنگی در استفاده بهینه از مشارکت های مردمی و بخش خصوصی در زمینه های مختلف (مراحل قبل، هنگام و بعد از سانحه)؛
۵- مشکلات ناشی از تعدد سازمان های جمع آوری کننده کمک های مردمی و بین المللی و تداخل بین فعالیت های انجام شده؛ و
۶- فقدان نظام ارزیابی پس از هر سانحه به منظور آگاهی از نتیجه اقدامات و رفع تنگناهای موجود. (جمعیت هلال احمر ۱۳۷۹).
ب) مدل تحلیل
با توجه به تعاریف موجود برای مفهوم مشارکت ، مفهوم مشارکت امدادی عبارت است از:«کنش اجتماعی داوطلبانه که معطوف به مسئله و حادثه خاصی است و در اشکال مستقیم یا غیرمستقیم و در قالب فعالیت های دگریارانه یا خودیارانه به گونه ای پایدار و تاثیرگذار در جامعه صورت میگیرد«. ابعاد و تاکیدات این تعریف به قرار زیرند:
۱- کنش اجتماعی: مشارکت امدادی، عملی است که با نوعی همسویی ذهنی و عاطفی، با قصد، نیت و اراده همراه است. افراد مشارکت کننده برای عمل خود نوعی معنای ذهنی خاص قائل اند و از همین رو آن را واجد ارزش های مادی (کمک به خود و جامعه خود)، ارزش معنوی و نمادین (کمک به همنوع، رضای خداوند و…) میدانند.
۲- داوطلبی: در مشارکت امدادی اضطرار و تحمیل وجود ندارد، بلکه فرد با رضایت خاطر به انجام آن مبادرت میکند.
۳- معطوف به حادثه بودن؛ این کنش معطوف به مشکل و حادثه جمعی طبیعی یا غیر طبیعی است. از این رو بیشتر بار آسیب شناسانه دارد.
۴- اشکال مستقیم و غیر مستقیم: این مشارکت فقط با مشارکت بدنی و خدماتی و فیزیکی مانند حضور در میدان حادثه و کمک به آسیب دیدگان محدود نمیشود، بلکه برخی اشکال دیگر غیر مستقیم نظیر مشارکت مالی (اعم از نقدی و جنسی) و هماهنگی و همسویی با نهادهای مسئول و اهتمام به دستورالعمل ها و توصیه های مقطعی آنها را نیز در برمی گیرد.
۵- فعالیت های دگریارانه یا خودیارانه : این نوع مشارکت هم ممکن است به صورت فردی بودن توقع دریافت کمک مستقیم مانند دادن پول یا کالا انجام گیرد و هم به صورت سازماندهی شده در قالب تشکل هایی که افراد سود جمعی خود را از شرکت در آنها مطالبه کنند.
۶- پایداری: این نوع مشارکت به گونه ای مستمر و پایدار صورت میگیرد تا تاثیرات آن به طور پویا و همیشگی در جامعه وجود داشته باشد.
۷- تاثیرگذاری: پیامد هر نوع مشارکتی، باید مثبت و بهبودی آفرین باشد نه مخرب و تنش زا. مهم ترین پیامد این مشارکت ، قابلیت زایی و توانمندسازی است.
به این معنا که باید به افراد جامعه توانایی نمایش و مانور و اراده جمعی آنها را نشان دهد. در واقع، نوعی مقاوم سازی اجتماعی در برابر حوادث ، پیامد این نوع مشارکت خواهد بود.
در مشارکت امدادی، حضور برخی متغیرهای خاص مربوط به حوادث و امداد، الگو و روابط دیگری را بر مدل فعالیت های مشارکتی افزون میشود. برحسب فرضیات و سئوالات مطالعه حاضر که با مطالعات پیشین نیز متناسب اند، نقش سه عامل در مشارکت امدادی، برجسته است: آگاهی، طرز تلقی و سطح آمادگی، رفتار و کنش مشارکتی. منظور از آگاهی، فرایند جمع آوری، تعبیر و تفسیر اخبار و اطلاعاتی است که در مورد موضوع وجود دارد. منظور از طرز تلقی، نگرش ها و گرایش هایی است که در افراد در مورد موضوع (مشارکت در امداد) وجود دارد که نوعی آمادگی و تعهد فرد از نظر روانی در رویارویی با پدیده ها، مسائل و حوادث است. منظور از کنش، عمل محقق شده و قابل مشاهده فرد است. در اینجا مراد از کنش ، همان اقدام به مشارکت امدادی است.
هدف این مقاله، بررسی رابطه عوامل موثر در مشارکت امداد حوادث است.
بنابراین با توجه به متغیرهای کلان ، عوامل زیر در مشارکت امدادی دخیل می باشند:
۱- متغیرهای مرتبط با کنش مشارکتی مانند سطح آگاهی و اطلاع فرد از وقوع حادثه، تجربه پیشین فرد در مواجهه با حادثه، ارزیابی هزینه و فایده مشارکت در حادثه؛
۲- باورهای شکل گرفته در فرد، حول نظم حاکم بر فعالیت جهان و چگونگی جایگاه انسان در این نظم؛
۳- باورهای شکل گرفته در فرد حول نظم فعالیت عالم از منظر فاجعه و حوادث. عموما در فرهنگ های با گرایش های مذهبی قوی، اساسا منشا حوادث خواست، یا قهر خداوند خوانده میشود. گاهی این تلقی، ناخواسته یا نادانسته، افراد را به سوی تصور یک نظم مقاومت ناپذیر در مورد جهان رهنمون میسازد. در اینجا با این فرض که در میان بسیاری از مردم به دلیل باورهای شکل گرفته در آنها، خود را در مقابل نظم عالم و حوادث طبیعی بی قدرت و ناتوان تصور میکنند، این تصور خرده فرهنگی را تحت عنوان احساس بی قدرتی یا در مفهومی بزرگ تر تحت عنوان “خرده فرهنگ تقدیرگرا” مطرح میکنیم؛
۴- متغیرهای زمینه ای نظیر سطح سواد، تخصص فرد، میزان حضور و علاقه به منطقه محل سکونت فعلی (سطح استقرار و یکجانشینی)؛
۵- متغیرهای شخصیتی نظیر سطح همدلی اجتماعی (گرایش به مشارکت).
مفروضات اساسی این تحقیق حول چند دسته عوامل فوق و به صورت زیر شکل گرفته اند:
۱- هر چه سطح آگاهی و اطلاع فرد از احتمال وقوع حادثه بیشتر باشد، میزان کنش مشارکتی او بیشتر خواهد بود.
۲- هر چه فرد در گذشته تجربه بیشتر حضور در حادثه (اعم از تماشاگر، یا تجربه حادثه دیدگی) داشته باشد، میزان مشارکت او در امداد بیشتر خواهد بود.
۳- هر چه فایده مشارکت در تصور فرد، بیشتر و قوی تر ارزیابی شود، احتمال کنش مشارکتی او بیشتر خواهد بود.
۴- هر چه خرده فرهنگ تقدیرگرا غالب تر باشد، سطح مشارکت امدادی کاهش مییابد.
به بیان دیگر، مشارکت در سه دسته افراد زیر پائین تر است:
الف – آنهایی که جهان را غیر قابل کنترل، غیر قابل پیش بینی و کاملا فراتر از دخل و تصرف انسان میدانند؛
ب – آنهایی که حوادث را کاملا ناشی از خواست یا قهر خداوند دانسته و تلاش بشر برای مقابله با خواست خداوند محکوم به شکست میدانند.
ج – آنهایی که خود را در زمینه کنترل اشیاء و محیط پیرامون آسیب پذیر و بی قدرت میدانند.
۵- سطح سواد و سطح استقرار و یکجانشینی افراد (در مقابل مهاجرت و نقل مکان مستمر) بر میزان مشارکت امد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل بررسی رابطه ویژگی های شخصیت محمدرضا پهلوی و وابستگی در سیاست خارجی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.