توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل بررسی شاخصه های مفهومی کفر و ایمان نزد سلفیان، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی شاخصه های مفهومی کفر و ایمان نزد سلفیان شامل 97 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی شاخصه های مفهومی کفر و ایمان نزد سلفیان:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل بررسی شاخصه های مفهومی کفر و ایمان نزد سلفیان را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل بررسی شاخصه های مفهومی کفر و ایمان نزد سلفیان توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بررسی شاخصه های مفهومی کفر و ایمان نزد سلفیان :
مقدمه
اشتباه در فـهم مـفاهیم دینی و اشتباه در انطباق بر مصادیق آن می تواند باعث انحراف در دین شود. یکی از این مفاهیم، مفهوم کفر است. معیار کفر در تاریخ اسلام چندبار در فرایند فهم دینی دچار تحول و دگردیسی شـده اسـت و بر هر تغییری نتایج بسیار ملموس و مهمی مترتب شده است. از این رو، درک این تحول مسئله ای مهم و ضروری به نظر می رسد. در صدر اسلام و بعد از وقایع ناراحت کننده جمل و صفین، انحراف در مفهوم کـفر و مـصادیق آن توسط خوارج و سپس مرجئه ایـجاد شـد. خـوارج با داخل کردن عمل در معنی ایمان به تکفیر مسلمانان معصیتکار پرداختند. در مقابل و در واکنشی به افراط خوارج، مرجئه راه تفریط در پیش گرفتند. آن ها بـا صـرف قلبی دانستن ایمان، آن را امری انتزاعی و بسیط دانسته، نـقش ارتـداد و نواقض ایمان را نادیده گرفتند.
این تحول یک بار دیگر نیز اتفاق افتاد. تحول در برداشت مفهومی از واژ کفر این بار نیز پس از شـکست سـنگین و نـاراحت کننده جامعه اسلامی از مغول ها در زبان ابن تیمیه منعکس شد. ابن تیمیه با اتـکا به مبانی فکریش و با استناد به اجتهادات شخصی، مفهوم کفر را توسعه داد. تعریف او از کفر متفاوت از تعریف کفر نزد دیـگر انـدیشمندان در تـاریخ اسلام است. این بدعت، بعدها در قرن یازدهم توسط محمد بن عـبدالوهاب ادامـه پیدا کرد. محمد بن عبدالوهاب و پیروان سلفی وی برای برقراری افکار خود به جهات دفاعی اسلام کـه احـکام جـهاد، هجرت و ارتداد و تکفیر باشد بیش از پیش توجه کردند و در این مفاهیم، تغییراتی شتاب زده انجام دادنـد. بـر اسـاس تعریف آن ها مفهوم کفر و کافر، مصادیق زیادی را می تواند در برگیرد. تعریف ایشان دارای شاخصه هایی است کـه سـلاح تـکفیر را که برای حفظ کیان دین و از طرف خداوند در دین قرار داده شده است دچار تحریف و بـر خلاف غـرض آن، در مقابل خود پیروان دین مورد استفاده قرار می دهد. مروری گذرا در آثار فـکری سـلفیان اگـر به همراه مقایسه و تطبیق باشد، برای ما ثابت می کند که در مفهوم کفر و دگردیسی، تـحول مـفهومی رخ داده است. تجزیه و تحلیل این دگردیسی و تبیین شاخصه های تغییریافته در تعریف سلفیان به همراه نـقد ایـن شـاخصه ها می تواند در فهم و تحلیل رفتار آن ها و تشخیص موضع گیری های آینده آنان کمک کند. در این مقاله برخی تـغییرات در مـفهوم تکفیر توسط سلفیان (بدون ادعای استقراء تام) تجزیه و تحلیل و در حد امکان نـقد مـی شود.
تـعریف کفر نزد مسلمانان
کفر در لغت
راغب می گوید: «کفر در لغت به معنای ستر و پوشاندن است و کـشاورز را نـیز کـافر می گویند زیرا دانه را در خاک پنهان می سازد». خداوند متعال می فرماید: (کَمَثَلِ غَیث أَعـْجَبَ الْکـُفّارَ نَباتُهُ) همانند بارانی که محصولش، کشاورزان را در شگفتی فرو می برد. با توجه به کلمات دیگر لغویین مـعلوم مـی شود که کفر معانی متعددی دارد؛ بی ایمانی، ناشکری، انکار کردن، پوشانیدن و مخفی نمودن کـه هـمه از یک ریشه هستند.
کفر در اصطلاح
کفر فـقهی: کـفر در فـقه عبارت است از: انکار خدا یا پیغمبر (ص) و یـا یـکی از ضروریات دین. البته در تعیین مصادیق کفر دیدگاه های مختلفی وجود دارد. کافر فقهی بنا بر مـوضوع فـقهی ای که در آن بحث می شود، تقسیمات گـوناگونی دارد کـه در این مـقاله نـمی گنجد.
کـفر کلامی: «به معنای ایمان نیاوردن بـه چـیزی است که شأنش ایمان آوردن به آن است؛ مثل ایمان نیاوردن به خدا و تـوحید، نـبوت پیامبر اسلام (ص) و روز قیامت یا ضروریات اسـلام که اجمالاً هر مـسلمانی بـاید به آن ها اعتقاد داشته بـاشد». لازمـه سخن متکلمین آن است که اگر کسی به زبان شهادتین بگوید و یا به ضـروریات عـمل کند، باز هم کفر بـر وی صـدق مـی کند؛ به عبارت دیگر، کافر کـلامی و کـافر فقهی عموم و خصوص مـطلق اند؛ یـعنی هر کافر فقهی کافر کلامی نیز هست، ولی ممکن است فردی کافری کلامی باشد، ولی کـافر فـقهی نباشد؛ مانند کسی که نماز را عـمدا تـرک کند. چـنین شـخصی در نـزد حضرت حق کافر اسـت به دلیل روایات وارده از شیعه و اهل سنت و در آخرت با وی معامله کفر می شود، ولی نزد مسلمانان تا زمانی کـه تـرک نمازش به رد ضروری دین منجر نـشود، مـسلمان مـحسوب مـی شود. بـه عبارتی ما در بـرخورد بـا وی در این دنیا تکلیف فقهی نداریم و باید با چنین شخصی معامله مسلمان شود. نمونه قطعی آن روش پیامبر (ص) بـا مـنافقین مـدینه است. حضرت با ایشان برخورد مسلمان را داشـتند.
مـا نـاچاریم از مـهم ترین تـعاریف کـه نزد غالب مسلمانان مورد توجه بوده تعریفی را به عنوان معیار بپذیریم تا به تغییرات مفهومی، درک صحیح تری پیدا کنیم. تفتازانی ایمان که در نقطه مقابل کفر است و می تـواند در فهم کفر به ما کمک کند را این گونه تعریف می کند: «الإیمان، اسمٌ للتّصدیق عند الأکثرین أی: تصدیق النبیّ فیما علم مجیئُه به بالضروره» ایمان تصدیق است نزد غالب صاحب نظران، یعنی تصدیق پیـامبر (ص) در آنـچه بالضروره علم به نزولش نزد وی داریم. در قرآن کریم این واژه بیش از پانصد بار به شکل ها و صیغه های گوناگون به کار رفته و با توجه به اشتقاق از معنای کلی لغوی در ۹ معنا استعمال شـده اسـت. با دقت در تمامی این تعاریف و استعمال های واژه کفر، می توان کفر را این گونه معنا کرد: کفر یعنی ایمان نیاوردن به امری واقعی که شأن ایمان داشـتن را دارد.
تـعریف کفر نزد سلفیان
رهبران و بـزرگان تـفکر سلفی-حنبلی برای کفر تعاریفی ارائه داده اند و ما در کتاب های آن ها با تعاریف متفاوتی از کفر مواجه هستیم. برای درک تعریف آن ها از کفر، باید مجموع نظرات آن ها را مـشاهده کـرد. آنان در تعریف از شرایط و اجـزای کـفر نکاتی را ارائه داده اند. لذا یک تعریف منسجم در آثار مهم ایشان نیست و برای بازخوانی تعاریف ایشان باید قطعات مختلفی از متون ایشان را در کنار یکدیگر قرارداد و بررسی کرد. ابتدا به تعاریف ایشان درباره شاخصه های کـفر نـزد آن ها می پردازیم. ابن تیمیه می گوید: «کفر، عدم ایمان است. خواه نقیض ایمان را اعتقاد داشته باشد و یا اینکه اصلاً به امری اعتقاد نداشته باشد».
ابن قیم جوزی می گوید: «کفر، تقابل و انکار معرفتی و عـملی اسـت به چـیزهایی که علم پیدا شود که پیامبر (ص) آورده است. پس هرکس با این چیزها مخالفت کند (علماً و یا با عـمل خود) کافر است در جزئیات دین یا در امور کلی دینی». در نهایت بـه یـکی از آخـرین تعاریف ارائه شده از طرف سلفی ها اشاره می کنیم. محمد بن علی بن عبد الطیف در کتاب «نواقض الإیمان القولیه و الفـعلیه» مـی گوید: «کفر عبارت است از مقاومت و نپذیرفتن چیزی که پیامبر (ص) آورده اند. همان طور که ایمان اعـتقاد و التـزام بـه آن چیزی است که رسول الله (ص) آورده است فی الجمله و بالتفصیل».
مفهوم کفر نزد سلفیان
اسلام برای مسلمان ارزش بـسیاری قائل است و هیچ گاه اجازه تعدی به مسلمان را نمی دهد و البته در کافر دانستن یک انـسان، کمال احتیاط را دارد. در صورت کـافر بـودن نیز از برخورد عادلانه با کافر در صورت عدم تعدی وی به اسلام و مسلمانان نهی نشده است. بااین حال سلفیان این اصل را با اتکا به مبانی خویش مورد مناقشه قرار داده اند و در کافر دانستن مسلمانان هـیچ احتیاطی ندارند. آن ها راه متداول اهل سنت را رها کرده اند و از قاطبه اهل سنت جدا شده اند. آن ها از کفر تعریف خاصی دارند به همین جهت اشخاص زیادی را تکفیر می کنند. سلفیان این تعریف را با چند تغییر در شـاخصه مـفهومی کفر و ایمان به دست می آوردند. ما این تغییرات را بررسی کنیم. تحلیل تعاریف سلفیان و مقایسه آن با تعریف رایج عموم مسلمانان، چند تغییر و دگردیسی را نشان می دهد.
۱. عدم کفایت تصدیق نزد سلفیان (جزئیت عـمل در مـفهوم ایمان)
در تعریف کفر اشاره شد که کفر نزد عموم مسلمانان عدم اعتقاد و تصدیق است و صرف این که شخصی شهادت را بگوید از دایره و محدوده کفر خارج و مسلمان محسوب می شود، حتی اگر وی مـسلمانی فاسق باشد و در عمل به دستورات دینی ملتزم نباشد.
تفتازانی به این مسئله تصریح کرده است. اما در بیان سلفی ها این امر تغییر کرده و عمل در ایمان جزئیت پیدا کرده است. آن ها در تـعیین مـفهوم کـفر و تعیین مصادیق آن توسعه ایجاد کـرده اند و تـصدیق را کـافی در ایمان نمی دانند. نویسنده سلفی این گونه تصریح می کند: «تصدیق، ایمان شرعی نیست، بلکه باید به مرحله انقیاد و خضوع در برابر شریعت خداوند بـرسد». هـمچنین ابـن تیمیه می گوید: «در ایمان، قبول قلب و عمل قلب (مانند خـضوع و حـب خداوند و رسول) و… لازم است. همانطور که قبول بدن و عمل بدن نیز در ایمان لازم است». ابن قیم جوزی نیز می گوید: «اگر کـه عـمل قـلبی (فعل نفسی) زایل شود، حتی با اعتقاد صدق (به اصـول ایمان)، اهل سنت اجماع دارند که این ایمان زایل و تصدیق بدون عمل قلبی (فعل نفسی) زایل شده اسـت».
در ایـن نـظریه_ با صرف نظر از مخالفت این نظر با نظر جمهور علما_ چگونگی تـوسعه مـفهوم کفر را در روش سلفیان می بینیم. ایشان در تعریف مفهوم ایمان با قرار دادن شرط عمل در تعریف ایمان، آن را ضـیق کـرده و کـفر را که در نقطه مقابل آن است به صورت بی سابقه ای توسعه داده اند و در عمل دیده ایم کـه چـگونه بـر اساس این توسعه مصادیق بسیاری در مجموعه کفر قرار می گیرد. این تعریف می تواند بدعتی بـاشد کـه جـریان سلفی درآینده در مسیر تکفیر با شدت عمل بیشتری اقدام کند.
۲. تأسیس مفهوم فعل نـفسی و جـزء دانستن آن در تعریف کفر و ایمان
یکی از بدعت های خطرناک جریان سلفی، تعریف فعل نفسی در کـنار تـصدیق اسـت. آنچه در بین تمامی مسلمانان برای قلب مطرح است، تصدیق و یا انکار قلبی است و هـیچ یک از مـسلمانان تا زمان ابن تیمیه برای قلب، اعمالی که در ایمان جزئیت و یا شرطیت داشته بـاشد را قـرار نـداده است. اعمالی همچون توکل به خدا، خضوع در برابر خداوند و انقیاد اوامر و اخلاص در اعمال که هـمگی از شـرایط کمال ایمان و عمل در نزد مسلمانان است. در آثار ابن تیمیه و شاگردان وی به عنوان جـزء و یـا شـرط صحت ایمان تعریف شده است.
ابن تیمیه در تعریف فعل نفسی ابتدا می گوید: «ایمان، متضمن عمل قـلب نـیز هـست. مانند اخلاص، حب، خوف، رجاء، بزرگ دانستن (رب )، پیروی و توکل». در جای دیـگر مـی گوید: «از قواعد و اصول دین، محبت به خداوند و رسول (ص) و اخلاص دین برای خدا و توکل بر خداوند و… این اعـمال هـمگی به اتفاق ائمه دین بر خلق واجب است». او با این مقدمه نـقش فـعل نفسی را در تعیین مفهوم ایمان ثابت دانسته اسـت. بـا تـوجه به تقابل کفر و ایمان، تضییق در مفهوم ایـمان بـه توسعه در مفهوم کفر منجر می شود. این بدعت توسط شاگرد ابن تیمیه بهتر ترسیم شـده اسـت.
ابن قیم جوزی دراین باره می گوید: «اگـرکه عـمل قلبی (فـعل نـفسی) زائل شـود، حتی با اعتقاد صدق (به اصـول ایـمان) اهل سنت اجماع دارند که این ایمان زائل و تصدیق بدون عمل قلبی (فـعل نـفسی) زائل شده است». زیرا که ایمان هـم قول و هم عمل اسـت. نـظریه پردازان سلفی در مفهوم کفر توسعه ایـجاد کـرده اند. ایشان برای قلب دو کارکرد قائل هستند، یکی قول قلب و یکی عمل قلب.
قـول قـلبی تصدیق قلبی است. باید یـک شـخص مـؤمن در قلب، اعتقادش را تـصدیق کـند. به عبارتی همان تـصدیق مـعتقدات دینی است. در کنار قول قلب، آن ها عمل قلب را تأسیس کرده اند و عمل قلبی (فعل نـفسی) مـانند توکل به خداوند و یا خوف از خـداوند و یـا اخلاص در اعـمال و عـبادات و انـقیاد در اعمال شرعی را به عـنوان عمل قلبی (فعل نفسی) می نامند و هر دو اجزای ایمان هستند و باید در کنار هم باشند و الا ایمان مـحقق نـمی شود.
ابن تیمیه و شاگردان وی همانند ابن قیم جوزی، ایـن امـور را کـه از کـمالات ایـمانی هستند جزء ایـمان مـی دانند و یا حداقل در تعاریف خود، سنگ بنای تکفیر افرادی که چنین اعمال قلبی را نداشته باشند، بنا نـهاده اند. ایـن درحالی اسـت که هیچ مسلمانی به چنین چیزی اعـتراف نـدارد. جـالب تر ایـن که ابـن قیّم بـر آن ادعای اجماع نیز می کند. «اگر عمل قلبی (فعل نفسی ) زائل شود حتی با اعتقاد صدق (به اصول ایمان) اهل سنت اجماع دارند که این ایمان زائل و تصدیق بدون عـمل قلبی (فعل نفسی) زائل شده است».
این درحالی است که خداوند می فرمایند: (أَ لَمْ یأْنِ لِلَّذِینَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِکرِ اللّه) «آیا زمان آن نرسیده است که مؤمنین قلب هایشان برای ذکر خداوند خاشع باشد». بـه روشـنی پیداست که در این آیه، عمل قلب و فعل نفسانی خشوع را در کنار ایمان قرار داده است و ایمان را جزء عمل قلبی (فعل نفسی ) نمی داند.
۳. ایجاد ملازمه بین عمل ظاهر واعتقاد باطنی
در حقیقت آن چـیزی کـه بین مسلمانان به عنوان دلیل ایمان و دلیل کفر مطرح است، عمل به مقتضای ایمان است. این در بین مسلمانان پذیرفته شده است. اگر کـسی ادعـای اسلام کند ولی در عمل برخلاف آن عـمل نـماید، این نشان از جهل وی به وظیفه و یا نفاق در عقیده او دارد. اگر جهل باشد که معذور است و دلیلی برای تکفیر وی نداریم. اگر نفاق هم باشد، دلیلی بـرای تـکفیر شرعی نداریم. البته مـادامی که شـخص به لسان، مدعی اسلام است. بله، اینکه وی کافر است در واقع و ثبوت امری است که در روز قیامت معلوم خواهد شد. ولی ما شخصی که به لسان، شهادتین را بگوید و به سمت کعبه نماز گـذارد، شـرعاً مسلمان می دانیم هر چند بر خلاف مقتضای ایمانش با اهل کتاب از نصاری و یهود ارتباط داشته باشد و یا بعضی از گناهان را مرتکب شود. اما سلفیان توسعه ای بس خطرناک در مفهوم کفر بنیان نـهاده اند. ایـشان در آثار خـود به ملازمه بین عمل و قول مسلمان، معتقد شده اند. استدلالی که به وسیله آن می توان هر مسلمانی را به خـاطر عمل مخالف مقتضای ایمان و غیر ملازم با ایمان کافر خواند. یـک نـمونه از اسـتدلال های سلفیان: «پس از انتفاء عمل ظاهری به انتفاء باطن و منشاء عمل ظاهر پی می بریم. برای این که خداوند ایمان را از کـسانی کـه عمل آنها مطابق ایمان نیست، منتفی می داند».
نمونه دیگر از استدلال نویسنده وهابی ایـن گونه اسـت: «قـلب به آنچه معرفت پیدا کند، واقعاً در او اثر خواهد داشت و در ظاهر شخص بروز می کند و امکان نـدارد این دو از یکدیگر انفکاک داشته باشند. اراده تام بر انجام فعل با وجود قـدرت بر انجام آن موجب وقـوع مـقدور است. ازاین رو محال است شخص مؤمن باشد و با وجود این به واجبات خود عمل نکند». این استدلال در بعضی کلمات ابن تیمیه نیز دارای شواهدی است.
این بدعت خطرناکی است. چرا که راه را برای تکفیر هـر شخص گناه کاری باز می کند. وجود ملازمه بین ایمان و عمل، امری اخروی است و ما نباید آن را در حیطه امور دنیایی وارد کنیم و احکام فقهی و تکالیف شرعی را بر مبنای آن در نظر بگیریم. اشتباهی که بـاعث مـی شود، بسیاری از مسلمانان را به خاطر اعمالشان تکفیر کنیم.
بررسی استدلال
نویسنده سلفی برای اثبات کفر مخالفین، قیاس استثنایی اتصالی را تألیف کرده است که صورت ساده و بی تکلّف آن چنین است: انتفاء لازم (عمل ظـاهری) نـشان از انتفاء ملزوم (ایمان ) است.
به این استدلال یک اشکال مهم و الب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل شهادت و وصیت امام محمد باقر (علیه السلام)
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.