توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ????!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل بیانات رهبر انقلاب در خطبههای نمازجمعه – تحلیل وقایع غائله هجدهم تیرماه ???? :
خطبه اول
سفارش به تقوی
بسماللهالرّحمنالرّحیم الحمدلله ربّ العالمین. نحمده و نستعینه و نؤمن به و نتوکّل علیه و نستغفره و نتوب علیه و نصلّی و نسلّم علی حبیبه و نجیبه و خیرته فی خلقه. حافظ سرّه و مبلّغ رسالاته. سیّدنا و نبیّنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. سیّما بقیّهالله فیالأرضین. و صلّ علی ائمّه المسلمین و حماه المستضعفین و هداه المؤمنین.
همه برادران و خواهران نمازگزار عزیز و خودم را به رعایت تقوا و پرهیزکاری، ترس از خدا و به یاد داشتن امر و نهی الهی و احساس حضور اراده و قدرت پروردگار در همه آنات زندگی، توصیه می کنم. امروز بیست سال از تشکیل نماز جمعه تهران میگذرد. برای امام بزرگوارمان – آن حکیم فرزانه این زمان و این دوران – و همچنین برای مرحوم آیهالله طالقانی که اوّلین خطبهها و اوّلین نمازها را اقامه کردند و خواندند، علوّ درجات طلب میکنیم و برای همه کسانی که در طول این بیست سال در این راه پُرفیض تلاش کردند، از خداوند متعال اجر و پاداش مسألت مینماییم.
چون نماز جمعه به اجتماع مردم و به تقوا و به توصیه به تقوا قائم است، امروز خطبه اوّل را اختصاصاً به چند حدیث – که بهترین موعظه، در کلمات اولیای دین است – اختصاص میدهم تا انشاءالله در این سالگرد بزرگ و بهیادماندنی، از نصایح ائمّه هدی استفاده کنیم و آن را توشه راه خودمان سازیم. در خطبه دوم هم به بعضی از مسائلی میپردازیم که در این دو، سه هفته اخیر برای ملت ما پیش آمد و آنچه که لازم است عرض کنم، عرض خواهم کرد.
نیاز انسان به واعظ درونی
در حدیثی از امام سجّاد علیهالصّلاهوالسّلام[۱] نقل شده است که فرمود: «ابن ادم لا تزال بخیر ما کان لک واعظ من نفسک»؛ ای فرزند آدم! حال تو، وضع تو، روزگار و مسیر تو، نیکو خواهد بود، تا وقتی که از درون خود واعظی داشته باشی. کسی از درون تو، تو را نصیحت کند؛ دل تو، عقل تو، وجدان تو، ایمان تو، تو را نصیحت و موعظه کند. موعظه دیگران مفید است؛ اما مفیدتر از آن این است که انسان خودش، خودش را موعظه کند: «ما کان لک واعظ من نفسک و ما کانت المحاسبه من همّک»؛ تا وقتی که از درون خودت موعظهگری داری و تا وقتی که همّت تو بر حسابرسی خودت هست. خودمان را را رها نکنیم؛ از خودمان حساب بکشیم. این حرف را زدیم، چرا زدیم؛ این کار را کردیم، چرا کردیم؛ این پول را گرفتیم، یا دادیم؛ چرا گرفتیم و دادیم؟ خودمان را محاسبه کنیم. محاسبه خود انسان می تواند دقیقتر از محاسبه دیگران باشد؛ چون انسان نمی تواند از خودش چیزی را پنهان کند. «و ما کان الخوف لک شعارا و الحزن لک دثارا»[۲] ؛ تا وقتی که ترس از خدا شعار تو و احتیاط و برحذر بودن از عذاب الهی دثار تو باشد، در خیرِ نیکویی خواهی بود. یعنی از خدای متعال بر حذر باشی و بترسی؛ عذاب و قهر و غضب الهی را در محاسبات خودت بگنجانی و مراقبت کنی که لغزشی از تو سر نزند که موجب شود خدای متعال بر تو خشم گیرد. اگر این چند چیز را رعایت کنید؛ یعنی خودتان را موعظه و از خودتان حسابکشی کنید و از عذاب خدا برحذر باشید و از قهر الهی بترسید، در خیرِ نیکویی خواهید بود. دنیایتان هم خوب خواهد شد، آخرتتان هم خوب خواهد شد، اخلاقتان هم خوب خواهد شد، صفای زندگیتان هم خوب خواهد شد؛ در میانتان ناامنی و بیصفایی نخواهد بود و زندگی شیرین خواهد شد. «ابن ادم انّک میّت و مبعوث و موقوف بین یدی الله عزّ و جلّ مسؤول فاعد جوابا»[۳] ؛ ای فرزند آدم! روزی هم از خاک برانگیخته و در مقابل پروردگار (عزّ و جلّ) نگاهداشته خواهی شد و از تو سؤال خواهند کرد. آن روز برای همه ما هست. همین من و شما، با همین احساسات و با همین ظرفیت، یک روز از خاک برانگیخته خواهیم شد؛ خدای متعال ما را در قیامت جمع خواهد کرد و از ما سؤال خواهد کرد. «فاعد جوابا»؛ برای آن روز، جوابی آماده کن.
تلاش دائمی مومن در آموختن علم
حدیث دیگر باز هم از امام سجاد علیهالسّلام[۴] است که میفرماید: «المؤمن یجلس لیعلم»؛ مؤمن هر جا مینشیند، در صدد فرا گرفتن و آموختن است. «وینصت لیسلم»؛ هر جا سکوت میکند، سکوت او برای این است که در گفتن، خطر و اشکالی بر دین خود مشاهده میکند. «لایحدث بالامانه الاصدقاء»؛ آنچه را که به عنوان سخن راز و امانت به او سپرده شود، حتی برای دوستانش هم آن را افشا نمیکند. «و لایکتم الشهاده للبعدء»؛ اگر یک وقت کسی برای احقاق حقّش به گواهی او احتیاج داشته باشد، گواهی و شهادت خود را کتمان نمیکند؛ ولو آن شخص از او دور باشد. «و لایعمل شیئا من الحقّ رئاء»؛ هیچ کار نیکویی را از روی ریا انجام نمیدهد. «و لا یترکه حیاء»؛ هیچ کار خیری را هم از روی خجالت و حیا ترک نمیکند. به بعضیها میگویند: آقا! چرا فلان جا نماز یا نافله یا نماز اوّل وقتتان را نخواندید؟ می گویند خجالت کشیدیم! نه؛ از روی حیا، هیچ کار نیکی را ترک نکنید. خواهند گفت متظاهر است؟ بگویند. خواهند گفت خودشیرینی میکند؟ بگویند. اگر حرفی حقّ است و اگر کاری خوب است، آن را بهخاطر ملاحظه دیگران ترک نکنید. «انّ زکّی خاف ممّا یقولون»؛ خصوصیت دیگر مؤمن این است که اگر از او ستایش و تعریف کنند، از آنچه گفته شده است، به خود میلرزد. «و یستغفر الله لما لایعلمون» از کارهای بدی که آن ستایش کننده از آنها نمیداند، پیش خدا طلب مغفرت میکند. «و لایضرّه جهل من جهله»؛ کسانی اگر خوبیهای او را ندانند، به او ضرری نمیرسد؛ اهمیتی نمیدهد. کار خوبی کرده است، ندانند.
عزیزان من؛ بخصوص جوانان عزیز! سعی کنید این ها را فرا بگیرید و عمل کنید. خودتان را با این کلمات و با این دستورالعملها بسازید. ملت و کشوری که با جوانان مؤمنی از این قبیل و با انسانهای آراستهای به این گونه مزیّن شود، آن کشور و آن ملت در هیچ میدانی عقب نخواهد ماند؛ دنیا و آخرتش آباد خواهد شد.
در همین جا من اشاره به سیلی کنم که در مازندران آمده است. این سیل مصیبت بزرگی برای مردم این استان است. دهها نفر از مردم عزیز ما در این حادثه کشته شدند؛ عدّهای مجروح و جمع کثیری بیخانمان شدند؛ یعنی زراعتهایشان رفت، زمینهایشان رفت، دکانهایشان رفت، وسایل زندگیشان رفت. آقایان محترمی را به آنجا فرستادیم؛ تشریف بردند و قضایا را از نزدیک دیدند؛ آمدند برای من نقل کردند؛ که حقیقتاً غصّهآور و دردناک است؛ سیل مهیبی بوده است. بعد هم در استان گلستان و در بخشی از استان خراسان و در بعضی از نقاط دیگر سیل آمده است. البته دولت و هلال احمر، در وظایفی که دارند و مشغول هم هستند، باید سرعت عمل بیشتری بهخرج دهند و هر کاری که لازم است، سریعتر انجام شود؛ اما خطاب من به شما مردم عزیز در سرتاسر کشور است: کمک و همکاری کنید؛ مصیبت بزرگی است. همدردی، همدلی و همکاری شما با دولت در امداد به این عزیزان، اجر بزرگی دارد و وظیفه عظیمی است.
بسماللهالرّحمنالرّحیم والعصر. انّ الانسان لفی خسر. الّا الّذین امنوا و عملوا الصّالحات. و تواصوا بالحقّ و تواصوا بالصّبر.[۵]
خطبه دوم
سفارش به تقوی
بسماللهالرّحمنالرّحیم الحمدلله ربّ العالمین. والصّلاه والسّلام علی سیّدنا و نبیّنا و حبیب قلوبنا ابیالقاسم المصطفی محمّد و علی آله الأطیبین الأطهرین المنتجبین. سیّما علىّ امیرالمؤمنین و الصّدّیقه الطّاهره فاطمه الزّهرا سیّده نساء العالمین و الحسن والحسین سیّدی شباب اهل الجنّه و علىّبنالحسین و محمّدبنعلىّ و جعفربنمحمّد و موسیبنجعفر و علىّبنموسی و محمّدبنعلىّ و علىّبنمحمّد والحسنبنعلىّ والخلف القائم المهدی. حججک علی عبادک و امنائک فی بلادک و صلّ علی ائمّه المسلمین و حماه المستضعفین و هداه المؤمنین. اوصیکم عباد الله و نفسی بتقوی الله.
همه برادران و خواهران عزیز نمازگزار را به رعایت تقوا توصیه می کنم و در این خطبه، شاخه مورد نظر من از تقوا، هوشیاری و دقّت نظر و تفکّر و تدبّر است. قضایایی که در این دو، سه هفته گذشته اتّفاق افتاد، قضایای قابل توجّه و قابل اهتمامی بود، اگر چه با حضور شما مردم – حضور قدرتمندانه و پرشکوه و پرصلابت ملت ایران – مشت محکمی به دهان توطئهگران زده شد، و اگرچه دستگاههای مسؤول انصافاً و حقّاً کار خود را خوب انجام دادند، اما اینطور قضایا تا درست شناخته نشود و مردم – که هوشمندانه و شجاعانه، آماده دفاع از حقّ و حقیقت ند – تصمیم خود را برای آینده به طور روشن نگیرند، هرآنی احتمال توطئه و فتنه هست. لذاست که با گذشت دو، سه هفته از قضایا و روشن شدن جوانب تازهای از این مسائل، شاید وقت آن باشد که نگاهی بهطور عمومی و همهگیر به این قضیه از اطراف و جوانبش بکنیم.
حقیقت فتنه
خطرناکترینِ این حوادث، حادثهای است که فتنه باشد. فتنه، یعنی حادثه غبارآلودی که انسان نتواند بفهمد چه کسی دوست و چه کسی دشمن است و چه کسی با غرض وارد میدان شده و از کجا تحریک می شود. فتنهها را باید با روشنگری خاموش کرد. هر جا روشنگری باشد، فتنهانگیز دستش کوتاه می شود. هر جا حرف بی هدف، کار بی هدف، تیراندازی بی هدف، تهمت زدن بیهدف وجود داشته باشد، فتنهانگیز خوشحال می گردد؛ چون صحنه شلوغ می شود. لذا مردم عزیز ما که بحمدالله در این بیست سال هوشیاری حقیقی خودشان را در قضایای گوناگون نشان دادند، در این قضیه هم باید هوشیارانه مسائل را تحلیل کنند. من حالا آنچه را که در این خطبه می شود برای شما عزیزان عرض کنم، عرض می کنم:
دشمنان نظام در حال برنامه ریزی علیه نظام هستند
از مدّتی پیش احساس می شد که مراکز عمده دشمنی با ملت ما، در انتظار حوادثی در ایران هستند؛ در حرفهایشان این معنا روشن بود. در سال گذشته، رئیس سازمان جاسوسی کشور امریکا در گزارشی که برای خودشان تهیه کرده بود و داد، اینطور گفت: در سال – یعنی همین سال جاری مسیحی – در ایران انتظار حوادثی را داریم که در این بیست سال گذشته – یعنی از اوّل انقلاب تاکنون – بیسابقه است! در واقع با این زبان، نشان میداد که از چیزهایی پشت پرده مطّلع است. بعضی از این فراری هایی هم که با دشمن همکاری میکنند و به امریکا پناهنده هستند، شبیه این حرفها را زدند. یکی از همین وابستگان فراری – آنطور که در خبرها آمده بود – گفته بود که ما سال آینده به ایران خواهیم رفت! این خوابهای خوشِ بی تعبیری که همیشه میبینند! پس معلوم بود که صهیونیستها، امریکایی ها و مراکز اصلی قدرت، در فکر حوادثی در ایران هستند و قرار است حوادثی اتّفاق بیفتد.
البته فرض می شد زمینههایی هم برای اینطور حوادث وجود دارد؛ مثلاً درآمدهای نفتی کشور ناگهان به کمتر از نصف یا حدود ثلث رسید. مشکلات اقتصادی دولت و کمبود درآمدهای ملی، برای هر کشور یک خطر است و می تواند زمینهساز چیزهایی باشد. از طرفی، برخی از خبرنگاران خارجی بهخاطر بعضی از قضایا و مراسم گوناگون به ایران آمدند و رفتند با افرادی که از قبیل خودشان بودند، مصاحبه کردند و از قول آنها چیزهایی را نقل نمودند. در تلکسها آمد که: بله؛ فلان زن، یا فلان جوان، یا فلان مرد در فلان جای تهران به ما گفت که ما از اسلام بیزار شدهایم؛ ما از حکومت اسلامی بیزار شدهایم! به نظر آنها رسید که زمینههایی در حال فراهم شدن است. حالا جا دارد گله کنیم که تیتر بعضی از روزنامهها هم این ها را به یک چیزهایی امیدوار میکرد؛ خیال می کردند که مردم از اسلام برگشتهاند! جاذبههایی برای آنها وجود داشت؛ برای این که فکرهایی بکنند و نقشههایی بکشند و کارهایی را انجام دهند و افکاری را در سر بپرورانند!
در طول این یک سال، یا یک سال و نیمِ اخیر، قضایایی اتّفاق افتاد که یک انسان هوشمند و اهل فکر وقتی به این قضایا مینگرد، باور نمیکند که این قضایا با هم بیارتباط باشد. هر کدامی در برههای پیش آمد؛ اما انسانی که اهل تدبّر و تأمّل در قضایا باشد، احساس میکرد که بین این ها رابطهای وجود دارد که من بعضی از این ها را این جا یادداشت کردهام و عرض می کنم:
جنگ روانی علیه ایران و نظام اسلامی
از طرفی، یک شبکه جنگ روانی علیه ایران و نظام اسلامی در سطح تبلیغات جهانی بهوجود آوردند. غیر از رادیوهای معمولی که علیه نظام اسلامی دائماً حرف میزدند – مثل رادیو امریکا، رادیو رژیم صهیونیستی، رادیو انگلیس – امریکاییها یک رادیو مخصوص حمله به نظام اسلامی درست کردند و اسمش را هم «رادیو آزادی» گذاشتند! بودجه کلانی هم برای این رادیو کنار گذاشتند؛ اعلان کردند که صد میلیون دلار، یا چیزی در این حدود، برای این رادیو کنار گذاشتهاند! زحمات زیادی هم کشیدند؛ با آن کشور اروپایی که قبول نمیکرد این رادیو در آن جا مستقر باشد، کلنجار رفتند و فشار آوردند، تا وادار کردند که این رادیو در اروپا یک مرکز فرستنده داشته باشد؛ بعد هم صریحاً گفتند – این دیگر تحلیل نیست – که این رادیو، هدفش برخورد با خطّ فلانی در ایران است؛ ما میخواهیم با این خط مبارزه کنیم! آن کسانی که گردانندگان رادیو بودند، این را گفتند و به زبان آوردند و ثبت شد؛ بنده خودم هم آن را شنیدم. شما ببینید، یکی از چیزهایی که یک ملت و یک کشور و یک آدم و یک فامیل را می تواند همیشه مورد آزار قرار دهد، شایعه پراکنی است. در قدیم چگونه شایعه پراکنی می کردند؟ یک نفر، پنج نفر، ده نفر توی مردم میافتادند و شایعه پخش می کردند؛ اما حالا شایعه پراکنی بهوسیله رادیو انجام میگیرد. یک رادیو خبری را جعل و یا تحریف میکند؛ یک چیز کوچک را بزرگ میکند؛ یک امر مهم را پنهان میکند؛ این می شود شایعهپراکنی. از حدود یک سال، یک سال و نیم قبل، بیش از گذشته، شروع به یک شایعه پراکنىِ بسیار پرحجمی علیه نظام اسلامی کردند. البته در طول این بیست سال گذشته، همیشه شایعه پراکنی بوده است؛ اما آنچه که در این مدّت بود، خیلی پرحجمتر بود.
تشویق مزدورا ن شکست خورده سیاسی برای حضور در جامعه
از طرف دیگر، مارهای خزیده در سوراخها را در داخل تشویق کردند که به میدان بیایند و حرف بزنند! کسانی که در واقع باید به این ها گفت توسری خوردههای سیاسی – بالاتر از ورشکستهها – که از ملت ایران تودهنی و توسری خورده بودند و به لانههایشان خزیده بودند، این ها را وادار و تشویق کردند و به عرصه اظهارنظر سیاسی و اظهار وجود کشاندند. این هم پدیدهای بود که انسان در وهله اوّل تعجب میکرد که چطور شده است این ها به میدان آمدند.
ایجاد تفرقه بین جریان های سیاسی
از طرفی هم بهوسیله واسطههای خبیث و بددل، شروع به تفتین بین جریانهای سیاسی داخلی کردند. البته جریانها و خطّ و خطوط سیاسی با هم اختلاف سلیقه دارند؛ با هم بغض و کینه و دشمنی که ندارند. واسطههایی بودند که شروع به این کار کردند؛ آدم مشخّصاً هدفهایشان را میفهمید. در تبلیغات بیرونی و در همین کارهایی که انجام میگرفت، انسان میفهمید که این ها تصمیم دارند هر جناحی را علیه جناح دیگر تحریک کنند؛ برای هر جناحی از جناحهای داخلی کشور، اینطور وانمود کنند که دشمن واقعی شما بیرون این مرزها نیست؛ دشمن واقعی شما همین جاست و آن هم آن جناح مقابل شماست! آتش منازعات جناحی را داغ و برافروخته کردند.
طراحی قتل های مشکوک زنجیره ای
از طرفی هم حوادث تکان دهندهای که هیچ سابقه نداشت، پیش آمد؛ مثل همین قضیه قتلهای مشکوک که خیلی عجیب بود. ناگهان این قتلها یکی پس از دیگری اتّفاق میافتاد، که هم مردم را نگران کرد، هم مسؤولان را نگران کرد، هم احساس ناامنی بهوجود آورد، هم وزارت اطّلاعات را – که مرکز ثقل دفاع امنیتی از نظام و از کشور و ازملت است – تضعیف کرد. دیدید که چه جنجال عظیمی راه افتاد! واقعاً خوش بهحال آنهایی که این رادیوها را گوش نمی کنند؛ اصلاً اعصابشان آسوده است و از شنیدن حرفهای خلاف و دروغ راحتند. آن کسانی که میشنیدند و آن کسانی که برایشان میآوردند، میدیدند که این صداهای بیگانه و رادیوهای بیگانه، چه حرفها و چه تحلیلها و چه جنجالها و چه استفادههای نادرستی از این حوادث کردند؛ که بعد که به عمق و ریشه قضایا رفتند، دیدند دستهای بیگانه و انگشتهای نامحرم، از پشت پرده در این کار دخالت مستقیم داشتند.
دامن زدن به خشونت بین گروه های مختلف جامعه
بعضی از خشونتها هم در داخل پیش آمد: فلان جا گروهی حمله کردند و جمعیتی را زدند که فوراً در رادیوها و در بعضی از وسایل ارتباطی که با دشمنان همسو بودند، ناگهان منتشر میشد که: بله؛ این ها از طرف نظامند، این ها مربوط به نظامند – مایه اغتشاش ذهنی مردم را فراهم می کردند – این هم یک نوع از حوادث بود.
اشاعه شایعه
از طرفی، شایعه اختلاف بین مسؤولان طراز اوّل کشور را پخش می کردند؛ که جنگ قدرت است و با هم دعوا و کشمکش میکنند! ما میبینیم که خود این سیاسیّونی که در کشورهای گوناگون دنیا هستند، جنگ قدرت و کشمکش سیاسیشان به قدری است که از هیچ جنایتی علیه همدیگر پرهیز نمی کنند؛ اما در کشور ما – بخصوص در بین مسؤولان – بحمدالله مطلقاً از این نوع چیزها وجود ندارد؛ لیکن شایعهای درست می کردند که: بله؛ جنگ قدرت بین مسؤولان ایران درگرفته است! این هم پدیده دیگری بود که انسان تعجّب میکرد این حرفها را از کجا میآورند و از کجا می گویند و چه داعی و انگیزهای برای این کار دارند.
اشاعه تهمت و هجمه نسبت به سپاه و بسیج و نیروهای انتظامی و…
از طرفی، همه دستگاههایی را که در صورت بُروز یک فتنه می توانند جلوِ آن را بگیرند، بتدریج مورد سؤال و ضربه قرار دادند. مثلاً به سپاه پاسداران تهمت قرار زدند. دستگاه قضایی را یکطور، بسیج را یکطور، نیروی انتظامی را یکطور و صدا و سیما را به گونهای دیگر مورد تهمت قرار دادند که این ها را از چشم مردم بیندازند، تا آن روزی که روز حضور این هاست و این ها مورد نیاز هستند، وقتی که فرا میرسد، مردم به این ها دیگر اطمینانی نداشته باشند!
تقویت شبکه های جاسوسی در داخل کشور
از طرف دیگر، شبکههای جاسوسی را در داخل کشور تقویت کردند؛ که در اوایل سال جاری یک شبکه جاسوسی خطرناک که اعضایش تعدادی از یهودیها و غیریهودیهای ایرانی بودند، کشف شد. البته آنها یکی، دو ماه هیچ چیز نگفتند؛ با این که از همان لحظه اوّل فهمیدند که اعضای شبکه مذکور دستگیر شدهاند! خودشان بعداً گفتند که ما از اوّل فهمیده بودیم؛ که باید گفت اگر مرتبط نبودید، چگونه فهمیدید!؟ چطور ملت ایران هنوز نمیدانست که جاسوسها گرفتار شدهاند، اما مسؤولان امریکایی و صهیونیستی میگفتند از همان روز اوّل ما خبر شدهایم؛ ولی برای اینکه مبادا کار این ها سختتر شود، حرف نزدهایم!؟ از همان روز اوّل فهمیدند که این جاسوسها گرفتار شدهاند؛ اما بعد که دیدند وساطت و فشارهای بالواسطهشان اثری نکرد، بنا به جنجال کردند که چرا سیزده نفر یهودی را گرفتید!؟ رؤسای کشورهای اروپایی و امریکایی درباره سیزده نفر جاسوسی که در ایران دستگیر شده بودند، تلفنی با هم صحبت کردند! آیا این نشاندهنده اهمیت قضیه برای آنها نیست؟
ببینید؛ این ها حوادث عجیبی است. در طول یک سال، یک سال و نیمِ اخیر، این حوادث پشت سرِ هم اتّفاق میافتد. وقتی حادثهای اتّفاق میافتاد، علیالظّاهر ارتباطی با حادثه دیگر نداشت، اما هنگامی که انسان فکور، مجموع این حوادث را نگاه میکند، درمییابد که این ها با هم بیارتباط نیست. از طرفی زمینههای ذهنی مردم را خراب کردن، از طرفی خواص داخلی را مشغول به کارهای جنبی کردن، از طرفی بین مردم و نظام فاصله انداختن، از طرفی جاسوسهایشان را به کار گماشتن. اخیراً در جریان این قضایا، یکی از مسؤولان امریکایی اظهار ناراحتی کرده و گفته بود: ما در ایران سفارتخانه نداریم تا بر قضایای آن جا درست اشراف داشته باشیم! پس معلوم شد اصراری که این ها در این مدّت داشتهاند که رابطه برقرار کنیم، برای چه بوده و سفارتخانه در تهران را برای چه میخواهند! معلوم می شود که میخواستند کار آن سفارتخانه را نیز همین جاسوسها و امثال این ها برایشان انجام دهند! وقتی انسان این مجموعه حوادث را در کنار اظهار نظر رئیس سازمان سیای امریکا میگذارد که گفته بود: «در سال قرار است در ایران یک حادثه بزرگ اتّفاق بیفتد»، آن وقت معلوم می شود این حوادث، حوادثِ خودبهخودی و تصادفی و اتّفاقی و کار چهار نفر آدم بیکارِ این طرف و آن طرف نیست؛ این ها برنامهریزی کرده بودند.
دشمن چگونه می خواست از این حوادث بهره بگیرد؟
حالا اگر فرض کنیم این حوادث را دستهای پشت پرده هدایت می کردند – که انصافاً فرضِ نزدیک به ذهنی است – طبیعی است که منتظر بودند جرقّهای در داخل کشور بهوجود آید. خیال می کردند چون اوضاع اقتصادی مردم خوب نیست، پس مردم از نظام ناراضی و از دولت مأیوسند، لذا از نظام حمایتی نخواهند کرد؛ از سپاه و نیروی انتظامی و این ها هم که کار چندانی برنمیآید؛ وزارت اطّلاعات هم که فلج شد، پس جرقهای بزنند و بشکه باروتی را در ایران منفجر کنند! فکر می کردند حداقل نتیجهای که پیش میآید، این است که امنیت عمومی و اجتماعی مردم از بین میرود. این حدّاقل فایدهای بود که به دشمن میرسید. بهعنوان مثال همین اغتشاشات روز دوشنبه و سهشنبه آن هفته – روز بیستویکم و بیستودوم تیرماه که عدّهای به خیابانها آمدند و آتش زدند و دکانها را شکستند و بانکها را دستبرد زدند و تخریب کردند – اگر به وسیله دستها و پنجههای قوىِ نظام اسلامی مهار نمیشد و مردم آن حرکت عظیم را انجام نمیدادند و متوقّف نمی کردند، شما ببینید در طول سال در کشور چه اتّفاق میافتاد! هر چند روز یکبار، در تهران، در فلان خیابان، در فلان گوشه، در فلان محلّه، یا در فلان شهرستان، از این حوادث باید اتّفاق میافتاد. مردم در دکانشان، در ادارهشان، در منزلشان و بچهها داخل مدرسهشان نشستهاند، باید مرتّب از این حوادث پیش میآمد؛ امنیت مردم مختل میشد و مردم به ستوه می آمدند. هدف و برنامه این بود.
دشمن امنیت ملی کشور را هدف گرفته است
این که من روز دوشنبه آن هفته به ملت ایران عرض کردم هدف این ه
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل ورود کافران به مسجدها و مکانهای مقدس
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.