توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 72 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تأملی در روایات معراج :
مقدّمه
از جمله معجزات پیامبر مکرّم اسلام(صلی الله علیه وآله) سفر شبانه خارق العاده ایشان به مسجدالاقصی و عالم ملکوت است که قرآن کریم به آن پرداختهو روایات متواتر بر آن دلالت دارند. قرآن کریم در دو سوره از این معجزه بزرگ یاد کرده است: نخست در آغاز سوره اسراء، سیر شبانه و بردن اعجازآمیز پیامبر(صلی الله علیه وآله) را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی ذکر نموده: (سُبْحَانَ الَّذِی أَسْرَی بِعَبْدِهِ لَیلا مِّنَ الْمَسْجِدِالْحَرَامِ إِلَی الْمَسْجِدِالأَقْصَی الَّذِی بَارَکنَا حَوْلَهُ لِنُرِیهُ مِنْ آیاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِیعُ البَصِیرُ)؛و دیگر بار در سوره نجم، مشاهدات ملکوتی ایشان را از آیات بزرگ خدای تعالی به اجمال مطرح کرده است: (عَلَّمَهُ شدِیدُالْقُوَی ذُو مِرَّه فَاسْتَوَی وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَی ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی فَکانَ قَابَ قَوْسَینِ أَوْ أَدْنَی فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی مَا کذَبَ الْفُؤَادُ مَا رَأَی أَفَتُمارُونَهُ عَلَی مَا یرَی وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْرَی عِندَ سِدْرَهِ الْمُنْتَهَی عندَهَا جنَّهُ الْمَأْوَی إِذْ یغْشَی السِّدْرَهَ مَا یغْشَی مَا زَاغَ الْبَصَرُ وَمَا طَغَی لَقَدْ رَأَی مِنْ آیاتِ رَبِّهِ الْکبْرَی) (نجم: ۵-۱۸) همچنین در آیه چهل و پنجم سوره زخرف به یکی از وقایع معراج، که روبه رو شدن پیامبر با پیامبران پیشین و پرسش از آنان است، می پردازد: (وَ اسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِک مِن رُّسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِن دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَهً یعْبَدُونَ.)
آنچه در سوره اسراء آمده بیانگر بخشی از این معجزه بزرگ الهی است که راه را به روی هرگونه توجیه و تأویل نادرست می بندد. ولی مفسّران در باب مطالبی که در سوره نجم به بخش دیگری از این معجزه پرداخته، اختلاف نظر دارند؛ برخی آن را به معجزه معراج رفتن پیامبر مربوط می دانند، ولی برخی دیگر مقصود آیات یادشده را دیدن صورت واقعی جبرئیل توسط پیامبر دانسته اند. اصل وقوع معراج پیامبر(صلی الله علیه وآله) مورد اتفاق همه عالمان مسلمان است و توجیه و خدشه در آن از کسی پذیرفته نیست،[۱] ولی مجموعه اخباری که در باب معراج ایشان و جزئیات آن در جوامع روایی آمده و از آن با عنوان «روایات معراجیه» یاد می شوند، دارای ابعاد گسترده ای هستند و به دلایلی موجب پدید آمدن آراء متفاوتی شده و در نتیجه، بخش عمده ای از این معجزه حتمی الهی را در هاله ای از ابهام، بلکه تردید قرار داده اند.
پیشینه نقد و بررسی روایات معراج
روایات معراجیه همواره در معرض گفتوگو و نقد و نظر عالمان مسلمان بوده و در دانش های گوناگونی از قبیل کلام، فقه، تاریخ، اخلاق، حدیث و تفسیر مورد بحث قرار می گیرند.[۲] نخستین پرسش ها در این باب، به زمان امام سجّاد(علیه السلام) باز می گردند. در روایتی، زیدبن علی از پدر بزرگوار خویش، درباره راز تخفیف گرفتن پیامبر از خدای متعال در باب نمازهای واجب به توصیه حضرت موسی(علیه السلام)سؤال کرد و ایشان در پاسخ، مطالبی فرمودند.[۳]
عالمان مسلمان، اعم از شیعه و سنّی، افزون بر تدوین متون روایی ویژه معراج[۴] ده ها کتاب در این زمینه نگاشته اند که برخی از آن ها عبارتند از: المعراج (معراج نامه)، نوشته ابوعلی سینا (م ۴۲۸)؛ معراج النبی، علی بن محمّد صمری محلّی (م ۸۴۱)؛ الآیات العظیمه الباهره فی معراج سید اهل الدنیا و الاخره، محمّدبن یوسف بن علی دمشقی صالحی (م ۹۴۲) نام دیگر این کتاب الفصل الفائق فی معراج خیرالخلائق است المعراج الجسمانی، سید صدرالدین محمّدبن محمّد باقر رضوی (شارح وافیه م ۱۱۶۰)؛ الرق المنشور فی معراج نبینا المنصور، سید جعفر دارابی، معروف به «کشفی» (م ۱۲۶۷)؛ جوامع الاسرار فی معراج الرسول المختار، سیدحسین بن مرتضی طباطبائی حائری یزدی (م ۱۳۱۵)؛ و رجعت و معراج، ابوالحسن رفیعی قزوینی (معاصر).
عالمان بسیاری نیز در کتاب های کلامی، تفسیری، حدیثی و تاریخی، به مناسبت طرح بحث «معراج» نکاتی در باب روایات معراجی آورده اند؛ از جمله سید مرتضی در تنزیه الانبیاء،[۵] ابن حجر در فتح الباری،[۶] طبرسی در مجمع البیان، ابن شهرآشوب در مناقب، بیضاوی در انوارالتنزیل، مجلسی در بحارالانوار، طباطبائی در المیزان،[۷] یوسفی غروی در موسوعه التاریخ الاسلامی و سیدجعفر مرتضی عاملی در الصحیح من سیره النبی الاعظم.[۸]
همچنین عالمانی که در پی نقد و بررسی روایات موضوع بوده اند، بخشی از روایات معراجی را به عنوان روایات موضوعه مطرح کرده اند؛ مانند ابن جوزی در الموضوعات و سیوطی در اللئالی المصنوعه و شوکانی در الفوائدالمجموعه. قدیمی ترین نقد از سید مرتضی و جامع ترین نقد نیز از سوی امین الاسلام طبرسی در مجمع البیان مطرح شده است.[۹] علّامه طباطبائی در المیزان دیدگاه طبرسی را پذیرفته، ولی نسبت به مصادیقی که او آورده خرده گرفته است و مثال های ایشان را قابل مناقشه می داند.[۱۰] همچنین فقیهانی چند، بعضی از این روایات را در مباحث فقهی نقل کرده و مستند فتوای خود قرار داده اند.[۱۱]
راز اختلاف در اعتبار روایات معراج
راز اختلاف در روایات معراجیه را در چند عامل می توان جستوجو نمود:
یکی آنکه، برخی از این روایات مجعول و بی پایه و اساس بوده و از سوی برخی از افراد ضعیف و کذّاب بر فرهنگ اسلامی تحمیل شده اند.
دیگر آنکه، زبان این روایات در موارد متعدد، زبان تمثیل و تمثّل است که واقعیت های فراسوی ماده را به زبان تمثیل برای مخاطب مجسّم کرده و از این راه، حقایقی را تبیین نموده اند. بنابراین، به یقین، ظاهر آن ها هرگز مراد و مقصود گوینده نبوده است. اما برخی از افراد در مقام فهم مقصود از آن ها، به ظاهر جمود ورزیده و به یکی از دو محظور مبتلا شده اند: گروهی، به دلیل ظاهر غیر قابل قبول آن ها، چنین روایاتی را بکلی نادرست دانسته و در پی آن، معارف فراوانی را از دست داده اند؛ گروهی دیگر، حقایق مجرّد فراسوی جهان طبیعت را اموری مادی و مبتذل تصور نموده و با استناد به ظاهر این گونه روایات، عقاید نادرستی درباره خدا و فرشتگان و غیرآن مطرح کرده اند.
نمونه هایی از احادیث جعلی در باب معراج
۱- ابن حامد بغدادی (م ۴۰۳)[۱۲] در روایتی از ابن عبّاس از پیامبر چنین نقل کرده است: «لما اُسری بی رأیت الرحمنَ علی صورهِ شابٍّ اَمرد نوره یتلأ لؤ و قد نُهیتُ عن صفِته لَکم، فسألتُ ربّی ان یکرمنی برؤیتِهفاذا کانّه عروسٌ حینَ کشِفَ عنه حجابُه مستو علی عرشِه.»[۱۳]
با توجه به مجموعه آیات و روایاتی که در باب اوصاف خدای تعالی وجود دارند و مدار اعتقادات اسلامی در زمینه خداشناسی هستند، روایت پیش گفته نادرست بوده و آثار جعل و وضع از آن آشکار است. افزون بر آن، دچار تعارضدرونی است و صدر و ذیل آن ناهماهنگ هستند. اگر با اتّکا به آغاز روایت، پیامبر(صلی الله علیه وآله) از وصف خداوند نهی شده، چگونه است که در ادامه آن، اوصافی مانند شاب، امرد، عروس و قرار گرفته بر عرش را بیان کرده اند؟
۲- ابن عبّاس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)نقل کرده است: «اِنَّ اللّهَ فضَّلَ المرسلینَ علَی المقرَّبینَ لَمّا بلغتُ السماءَ السابعهِ لقینی ملک مِن نور علی سریر من نور فسلّمتُ علیه فردَّ علی السلامُ فاوحی اللّهُ الیه یسلّمُ علیک صفیی و نبیی فلم تقم له. و عزّتی و جلالی، لَتقومنَّ فلا تقعد الی یومِ القیامِه.»[۱۴]
ابن جوزی می گوید: خطیب بغدادی بر این باور است که این حدیث باطل و موضوع است، در حالی که رجال سند آن جز محمّدبن مسلمه، همه از ثقات اند.[۱۵] افزون بر جعلی بودن، متن این روایت نیز با مقام عصمت فرشتگان الهی ناسازگار است و با فرض صحت سند نیز اعتباری نخواهد داشت.
۳- از عایشه نقل شده است: «ما فقدتُ جسدَ رسولِ اللّه و لکن اللّهَ أسری بروحِه»؛[۱۶] بدن پیامبر در شب معراج در کنارم بود، ولی خداوند روح او را شبانه (به عالم بالا) برد.
جعلی بودن این روایت به این دلیل است که همه مورّخان و قرآن پژوهان زمان معراج را پیش از هجرت دانسته اند و در آن زمان، عایشه همسر ایشان نبوده است تا از بود و نبود جسم پیامبر در شب معراج خبر دهد. علاوه بر آن، آیه اول سوره اسراء بر عروج پیامبر از مسجدالحرام در مکه تصریح دارد.[۱۷]
راویان دروغگو در برخی دیگر از این روایات، فضایل زیادی برای برخی از صحابه پیامبر بیان کرده اند؛ مانند:
۴- ان الرسولَ قال: «لَمَّا اُسری بی اِلی السماءِ رأیتُ مکتوباً علی ساقِ العرشِ لا الَه الاَّ اللّهُ محمّدٌ رسولُ اللّه ابوبکرُ الصدیقُ عمرُ الفاروقُ عثمانُ ذوالنورین.»[۱۸]
در سند این روایت، ابوبکر عبدالرحمن بن عفّان الصوفی قرار دارد. سیوطی در اللئالی المصنوعه گفته است: ابوبکر و شیخش هر دو دروغگو هستند.[۱۹] ذهبی در میزان الاعتدال گفته است: یحیی بن معین، عبدالرحمن بن عفان را دروغگو دانسته است.[۲۰] ابن حجر عسقلانی نیز همین سخن را درباره او با توضیح بیشتری آورده است.[۲۱]
۵- «عبدالله بن ابراهیم الغفاری عن عبدالرحمن بن زید بن اسلم عن سعید بن ابی سعید عن ابی هریره مرفوعاً، عُرج بی الی السماءِ فما مررتُ بسماء الاّ وجدتُ فیها مکتوباً محمّدٌ رسول اللّهِ و ابوبکرُ الصدیقُ من خلفی.»[۲۲]
ابن جوزی درباره این حدیث می نویسد: این حدیث صحیح نیست، غفاری حدیث وضع می کرده و شیخ او نیز به اتفاق عالمان رجالی ضعیف است.[۲۳] اگرچه سیوطی تلاش کرده است تا این روایت را به حد حسن ارتقا دهد، ولی شواهدی که بر صدور آن آورده، خود قابل مناقشه بوده و به گفته خود وی، برخی از مؤلّفان کتب حدیثی به عدم امکان احتجاج به برخی از این شواهد نظر داده و متفرد بودن ناقلان آن ها را گوشزد نموده اند.[۲۴]
۶- «روی ابوبکر الجوزقی من حدیث ابی سعید مرفوعاً لمّا عُرج بی الی السماءِ قلتُ اللّهمَّ اجعل الخلیفه مِن بعدی علی بن ابی طالب فارتجّتِ السماواتُ و هتفت الملائکهُ مِن کلِ جانب یا محمّد اقرء وما تشاؤون الاّ ان یشاءَ اللّه قَد شاءاللّه اَن یکونَ من بعدک ابوبکر الصدیقُ.»[۲۵]
ابن جوزی گفته است: این حدیث موضوع و از ساخته های یوسف بن جعفر است.[۲۶] جاعلان این گونه روایات، فضلیت تراشی برای صحابه را آن قدر مهم می دانستند که حاضر بودند به مقام پیامبرتوهین شود تا مدح و منقبتی برای آنان از آن سر بر آورد. بنابراین روایت، همه آسمان ها و فرشتگان دریافته بودند که خلیفه پس از ایشان باید ابوبکر باشد، اما پیامبراز درک آن باز مانده بود و درخواست نابجایی از خداوند کرد!
۷- «لمّا اُسری بی رأیتُ فی السماءِ خیلا موقوفهً مسرجهًملجمهً لا تروثُ و لا تبولُ و لا تعرقُ، رأسُها مِن الیاقوتِ الاحمر و حوافِرُها من الزّمردِ الاخضر و ابدانُها مِن العقیانِ الاصفر ذواتُ اجنحه فقلتُ: لمن هذه؟ فقالَ جبرئیل: هذه لمحبّی ابی بکر و عمر یزورونَ اللّه تعالی علیها یومَ القیامهِ.»[۲۷]
ابن جوزی می گوید: بی شک، این حدیث موضوع است و از ابوالقاسم ترمذی یا جدّ او فراتر نمی رود و خطیب بغدادی هم آن را منکر دانسته است.[۲۸]
۸- انس از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) نقل کرده است که ایشان فرمودند: «لیلهَ اُسری بی دخلتُ
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.