تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۵)، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۵) شامل 72 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۵):

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۵) را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۵) توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۵) را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تاریخ نشر کتاب در ایران (۵) :

در ۱۲۷۹ ق کتابی با عنوان حکمت ناصریه در تهران انتشار یافت. این کتاب را یک فرانسوی که در سفارت فرانسه در تهران کار می کرد، به نام امیل برنه، با همکاری العازار رحیم موسائی همدانی (معروف به ملا لاله زار) به فارسی ترجمه کرده بود. حکمت ناصریه به تأثیر از اقدام فرانسوی دیگری به فارسی ترجمه و منتشر شد. کنت دگبینو (گوبینو) که پیش از امیل برنه با سمت وزیر مختاری در سفارت فرانسه در ایران خدمت می کرد، با شماری از ایرانیان اهل اندیشه و فلسفه در تهران نشست هایی داشت. گبینو در یادداشت هایش از این ایرانیان با صفت «هوشمند و بسیار دانا» یاد کرده است. او کتاب گفتار دربار روش رنه دکارت را برای آنان تقریر کرده اسم، و به گفت گبینو آنان هم تحت تأثیر این اندیشه ها قرار می گرفتند.[۱]

گبینوی نژادپرست، که اقدام هایش از غرض های سیاسیش جدا نبود، به نام و نشان این ایرانیان «هوشمند و بسیار دانا» اشاره ای نکرده است. نیز نمی دانیم پس از تقریر کتاب دکارت، بحث و گفت وگوهای آنها در آن نشست ها دربار چه مسائلی بوده و سرانجام به کجا کشیده است. از تأثیر انتشار ترجم کتاب دکارت هم به فارسی و در آن زمان، سندی به دست ما نرسیده است که بتوانیم آن را ارزیابی کنیم. دست آخر هم حکمت ناصریه اثری از کار درآمده است نامفهوم، پر از جمله های بی ربط و بی معنا، و کتابی که شاید دور از انصاف نباشد که درباره اش گفته شود اثری است که هیچ ارزش خاصی را در آن نمی توان یافت، الاّ قدمت جمع شدن گروهی فکری به قصد آشنایی با تفکر جدید دنیای غرب. اگر محمد علی فروغی به داد دکارت نرسیده بود و گفتار دربار روش[۲] را ترجمه و منتشر نمی کرد، معلوم نبود دکارت، مانند شمار دیگری از فیلسوفان، چه سرنوشتی در ایران پیدا می کرد. به هر تقدیر و به رغم هر نیّتی که گبینو از ترجمه و ترویج اندیشه های دکارت در کشوری شرقی، و از دیدگاه او واپس مانده، داشته است، تشکیل شدن جمعی در عصر ناصری به گرد یک فرانسوی که دست کم به تقریرات او علاقه و توجه نشان می داده اند، و بعد هم ترجمه و نشر اثری از یک فیلسوف به امید یافتن خواننده، اقدامی که از پیامد آن خبری نداریم، از دیدگاه جریان شناسی در نشر و یافتن سرچشم شاخه های مختلف نشر دارای اهمیت است.[۳]

چند سال پس از اقدام گبینو، که تحرکات فکری و ناآرامی سیاسی در اواخر عصر ناصری آغاز شد، و نیز انتشار شماری کتاب های فکری و سیاسی، نشان داد که این تحرکات و نشر این گونه آثار نمی توانسته است مسبوق به سابقه نباشد. همین نکته در نشر هم کشورها و در نشر ایران از آغاز تاکنون بارها تکرار شده است. روند انتشار کتاب، بنا به سرشت آن زمان بر است. یکی از زمینه های مطالعه در نشر، محاسب دوره های زمانی آثار تأثیرگذار است، این دوره ها از زمان تکوین اندیشه های آنها در ذهن پدیدآورندگانشان آغاز می شود و پس از چاپ و نشر و گرفته شدن پیام آنها از سوی جامعه و ظهور واکنش ها و بازخوردها پایان می یابد. از مطالعه دربار چندین اثر و سپس به دست آوردن میانگین زمانی، برآوردهای قابل مطالعه ای به دست می آید. بعد هم مقایس میانگین زمانی، در رشته های مختلف و در جامعه های گوناگون، می تواند به نتیجه های با معنایی برسد و شاید به برخی پرسش هایی پاسخ دهد که نتوان از راه های دیگری به آن پاسخ ها دست یافت. جریان شناسی فکری ایران در عصر قاجار و ناصری تا زمانی که به انقلاب سیاسی مشروطه، جنبش فرهنگی پیش از و پس از آن انقلاب انجامید، و بعد هم کوشش هایی که چند سال پس از آن انقلاب در راه انتقال گونه ای از مدرنیته به کار رفت، اگر بر پای میانگین های زمانی دور زمانی دور تأثیر بررسی می شود، به نتیجه های روشن گری می انجامد.

حدود شش سال پس از انتشار حکمت ناصریه، میرزا اسد اللّه، کتابی با نام نمون میمونه (تهران، ۱۲۸۵ ق) انتشار داد. این کتاب در زمین سیاست مدن، و مطالب آن از منابع فرنگی گردآوری شده بود. ترجم وصیت نام فؤاد پاشا (تهران، حدود ۱۲۸۹ ق) ، ترجم رسال ترقیات فرانسه (تهران، حدود ۱۲۹۰ ق) ، ترجم قواعد حکمرانی مملکت فرانسه، به قلم مسیو ریشارخان (تهران، حدود همان سال ها) از جمل کتاب هایی است که ظرف چند سال در زمین اندیش سیاسی انتشار یافت. ترجم وصیت نام فؤاد پاشا چون به جنبش اصلاح طلبانه در عثمانی مربوط می شد و خوانندگان ایرانی همانندهایی میان مطالب آن با اوضاع و احوال جامع خود می دیدند، تأثیر سریع تر و محسوس تری بر جای گذاشت.[۴] گذشته از آثار سیاسی، چند کتاب تاریخی هم منتشر شد که رویکردهای آنها تازگی داشت و به قول فریدون آدمیت، دیگر در سنت تاریخ نگاری روضه الصفا و ناسخ التواریخ نبود.[۵] برای مثال، کتاب درر التیجبان فی تاریخ بنی اشکان (تهران، ۱۳۰۸- ۱۳۱۱ ق، ۳ ج، چاپ سنگی) منسوب به اعتمادالسلطنه[۶] و کتابی که چند سال بعد با عنوان تاریخ ایران از قبل از میلاد تا زمان قاجاریه به قلم محمد حسین فروغی، پدر محمد علی فروغی انتشار یافت (تهران، ۱۳۱۸ ق، چاپ سنگی) از این دست بود.

اشاره به فعالیت های دیگری نیز لازم است که زیر نظر سلطان مسعود میرزای قاجار (۱۲۶۶-۱۳۳۶ ق) ، معروف به ظل السلطان، پسر ناصرالدین شاه و حاکم مطلق اصفهان، انجام می گرفت. خود او نزد خارجیان مقیم اصفهان زبان فرانسوی آموخت و به لحاظ علاقه ای که به ادبیات و تاریخ نشان می داد، شماری مترجم در دستگاه وی جمع شد. روزنامه ای به نام فرهنگ، که با اطمینان نمی دانیم این نام را چه کسی به او پیشنهاد کرده است، حاوی مطالبی تألیفی و ترجمه ای، از سوی دستگاه او منتشر شد. محمد تقی انصاری کاشانی حکیم و میرزا محمود خان افشار کنگاوری، از جمل مترجمان در دستگاه ظل السلطان بودند.[۷] از ولایت ها و شهرستان های دیگر، که شاهزادگان دیگری از خاندان قاجار بر آنها حکومت می کردند، و تنی چند از آنان بی فضل هم نبودند، اطلاعی که بر حمایت خاص آنان از نشر آثار و تألیف و ترجمه دلالت کند، در دست نیست، هر چند که در کتاب شناسی ها می توان آثار را یافت که مشخصات نشر آنها دلالت بر آن دارد که شماری اثر در برخی ولایات انتشار یافته است.

در عصر ناصری، گذشته از زبان های فرانسوی، انگلیسی، و عربی، آموزش چند زبان خارجی دیگر و نیز ترجمه از این زبان ها به فارسی به تدریج آغاز شد. زبان های روسی و آلمانی احتمالا در مرتب چهارم و پنجم زبان های خارجی در ایران قرار می گرفت. پیش از رواج زبان انگلیسی در مدرس دارالفنون، زبان روسی رایج بود، زیرا تنی چند از معلمان دارالفنون ارمنی و آسوری بودند و روسی می دانستند. پس از تأسیس مدرس قزاقخانه، که روسی زبان اصلی شماری از افسران قزاق بود، این زبان نخست در میان اطرافیان روسی زبانان و سپس در میان عد بیش تری رایج شد. در اواخر عصر ناصری نیاز به دانستن زبان آلمانی را احساس می کردند. علی قلی خان، بعدها ملقب به مخبرالدوله (در گذشت ۱۳۱۵ ق) که وزیر و رئیس دارالفنون هم شد، در سفری به اروپا یک پزشک آلمانی را برای تدریس در دارالفنون استخدام کرد. پسر او مهدیقلی خان، بعدها ملقب به مخبرالسلطنه، و سپس معروف به مهدیقلی هدایت (۱۲۸۰ ق-۱۳۳۴ ش) ، نویسند خوش نثر کتاب خاطرات و خطرات، که مکررا به وزارت رسید و در دور پهلوی اول به مدت شش سال رئیس الوزرا بود، در آلمان تحصیل کرد و در مدرس دارالفنون مترجم معلمان آلمانی و اتریشی بود. از میان محصلان دارالفنون کسانی با زبان آلمانی آشنا شدند و در اواخر عصر قاجارها، که آلمانی ها مدرسه ای صنعتی در ایران تأسیس کردند، زبان رسمی آن مدرسه آلمانی شد و به عنوان زبان فنی کاربردهایی یافت.[۸]

جنبه های دیگر از نشر در عصر ناصری

نشر، فعالیتی چند جنبه است و اقتصاد و صنعت، دو جنبه از جنبه های دیگر آن است. بدون زیرساخت های لازم و کافی، نشر نمی تواند پیشرفت کند، و اگر هم پیشرفتی صورت بگیرد، آن پیشرفت نامتوازن است. ایجاد زیرساخت، جزو وظایف دولت هاست. به ویژه دورنگری و توجه به توازن میان جنبه های زیرساختی که با سیاست گذاری پیوند بسیار نزدیک دارد، از مسئولیت های نخستین و بنیادین آنهاست. در عصر قاجار از آگاهی و توجه دولت به زیرساخت های صنعت نوپایی به نام نشر، که به هر حال و به رغم هم کاستی هایش در حال شکل گرفتن بود، نشانه ای دیده نمی شود. مواد و مصالح لازم برای نشر یکی از زیرساخت هاست و بی توجهی دولت قاجاری به این جنبه زمانی به خوبی عیان شد که نشر در عصر ناصری رونقی گرفت، اما نیازمند واردات مواد و مصالح از خارج شد. تعارض دیگری هم از این رهگذر نمایان گردید؛ فعالیتی که محتوای آن آگاهی، هشیاری، استقلال، و انتقال اینها به خواننده بود، در شالوده های خود به خارج وابسته شد؛ برای مثال: نشر آثار در عصر ناصری به کاغذ نیاز داشت و تولید داخلی کاغذ به جایی رسیده بود که نیاز صنعت نشر را نمی توانست تأمین کند. در منابع تاریخی اشاراتی هست که نشان می دهد پس از یورش مغولان و عصر مغول، کارگاه هایی در ایران دایر بوده و کاغذ تولید می کرده اند. اصطلاح «کاغذخانه» در وقف نام ربع رشیدی، متعلق به سد ۸ ق، به کار رفته است. در تبریز و در قزوین کاغذ تولید می شده است.[۹] کاغذسازان ایرانی و صنعت گران تولید کاغذ، فن کاغذسازی را از چینیان آموخته بودند، اما خود در این کار به حدی چیرده دست و مبتکر شدند که کاغذهایی بسیار مرغوب تولید می کردند و نیاز داخلی را در دور پیشاچاپ و در عصر کتابت و استنساخ برآورده می ساختند.[۱۰] در عصر صفویه، و تا دور قاجاریه، کاغذ معروفی به نام سپاهانی (اصفهانی) و کاغذ بسیار لطیف و مرغوبی معروف به کاغذ ترمه، در اصفهان تولید می شد[۱۱]، اما پس از سقوط صفویان و بحران اقتصادی-اجتماعی که تا سال ها گریبان جامع ایران را رها نمی کرد، بسیاری از صنایع و از جمله صنعت کاغذسازی، از توان تولید باز ماند.

در اوایل حکومت ناصرالدین شاه یک کارخان کاغذسازی در ایران تأسیس شد[۱۲]، در دوره ای که امیرکبیر بر سر کار بود. گویا برخی از آثار چاپ شده در عصر ناصری، اعم از کتاب و نشریات، روی کاغذهای تولید ایران منتشر می شد، اما بررسی نوع و جنس کاغذ کتاب هایی که در عصر ناصری انتشار یافته است، نشان می دهد که از انواع کاغذها، به ویژه کاغذهای روسی استفاده شده است که نشان آشکار واردات کاغذ از خارج است. گفته شده است که در عصر قاجار کاغذ هم نسخه های خطی استنساج شده در ایران، جز شماری معدود، از تولیدات فرنگ است.[۱۳] در میان محصلان اعزامی به فرنگ، اسدالله آق اولی، فن کاغذسازی را آموخت، اما نشانه ای در دست نیست که پس از بازگشت او به ایران، از تخصص وی استفاده شده باشد.[۱۴] مشکل کاغذ در کنار مشکل مرکب چاپ، رنگ های لازم در چاپ، و سایر مواد، مصالح و ابزارهای چاپ، از همان زمان به عنوان مشکلی که گاه به معضل تبدیل می شد، به صورت بیماری مزمن باقی ماند و به یکی از مانع های شتاب گیر، و در مواقعی نیز نفس گیر نشر ایران تبدیل گردید.

از چاپ گری معروف و مطلع در عصر ناصری، عبدالله خان قاجار، از شاهزادگان قاجاری، نام باید برد. او از محصلان دارالفنون بود که برای ادام تحصیلات به فرنگ فرستاده شد. به اتریش رفت و در مدرسه ای فنی در وین، فن لیتوگرافی و چاپ تصویر را آموخت. در آن زمان، نگا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *