تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) شامل 62 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تجلیل از مقام ایمانی حضرت ابوطالب علیه السلام (۱) :

اصل و نسب حضرت ابوطالب(ع)

نسب شناسان، نام و نسب حضرت ابوطالب(ع) را «عبد مناف بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبد مناف بن قصی بن کلاب» ثبت کرده اند. کنیه اش ابوطالب بود و با این عنوان شهرت داشت؛[۱] اما نام ایشان «عمران» است و بعضی او را «عبد مناف» نامیده اند؛ چون فرزند بزرگش «طالب» نام داشت، او را ابوطالب خواندند. ایشان ۳۵ سال قبل از تولد پیامبر اسلام(ص) در مکه معظمه، در خانواده ای برجسته و موحد دیده به جهان گشود.

او با عبدالله، پدر پیامبر(ص) برادر بود. پدرش «عبدالمطلب(ع)» جد پیامبر اسلام(ص) است که تمام قبایل عرب وی را به عظمت و بزرگواری می شناختند و از او به عنوان مردی با کفایت و مبلغ آیین توحیدی ابراهیمی یاد می کردند. عبدالمطلب(ع)، چنان مورد توجه دنیای آن روز بود که او را با لقب «سید البطحاء»؛ آقای سرزمین مکه و حوم آن و «ساقی الحجیج» آب دهند حاجیان خان خدا و «ابوالساد» پدر بزرگواریها و «حافر الزمزم» ایجاد کنند چاه زمزم می خواندند. حضرت عبدالمطلب(ع) در حفظ و حراست از وجود مبارک حضرت محمد(ص) بسیار کوشا بود[۲] و شیعه و سنی بر این حقیقت معترف اند.

حضرت ابوطالب(ع) از چنین پدری به دنیا آمد و در خان چنین شخصیت بزرگی پرورش یافت. ایشان چهار پسر و دو دختر داشت. پسران حضرت ده سال با یکدیگر فاصل سنی داشتند؛ طالب، پسر بزرگ حضرت ابوطالب(ع) است که از او نسلی باقی نمانده. دومین فرزند حضرت، عقیل و سومین آنها جعفر، معروف به جعفر طیار و چهارمین (آخرین فرزند پسر ابوطالب) حضرت علی(ع) است. دو دختر ایشان، یکی «فاخته» نام داشت که او را «ام هانی» می خواندند و دختر دیگرش «ریطه» یا «اسماء» است. فرزندان ابوطالب همگی از فاطمه بنت اسد(ع) هستند.[۳]

فضایل حضرت ابوطالب(ع)

این فضایل عبارتنداز:

الف) طلب باران حضرت ابوطالب(ع) با توسل به پیامبر(ص)

مورخان داستان استسقای جناب عبدالمطلب و توسل وی به رسول خدا(ص) را این گونه نقل می کنند: «جهلمه بن عرفطه می گوید: به مسجدالحرام رسیدیم، دیدیم قریش گروه گروه با صدای بلند طلب باران می کنند. یکی از آنها گفت: از لات و عزی کمک بخواهید! دیگری گفت: از مناه که سومین آنهاست، کمک بگیرید! پیرمرد زیباروی نیک رأیی گفت: ما از حق منحرف هستیم، در حالی که باقی ماندگان ابراهیم و فرزندان اسماعیل(ع) در میان ما است. گفتند: منظورت ابوطالب است؟ گفت: بلی. پس همگی به راه افتادند و من نیز همراهشان شدم. در خان ابوطالب را کوبیدیم، پس مردی زیباروی که بر اثر گرسنگی چهره اش زرد شده بود، بیرون آمد. ازاری داشت که با آن خود را پوشانده بود. همگی دور او را گرفتند و گفتند: ای ابوطالب! بیابانها خشک شده و مردم دچار قحطی شده اند، پس بشتاب و برای ما طلب باران کن.

او گفت: وقتی خورشید غروب کرد و باد از حرکت ایستاد، خواهم آمد. وقتی خورشید غروب کرد و یا نزدیک غروب شد، ابوطالب از خانه خارج گشت و همراه او جوانی بود که همانند خورشیدی که از پس ابر تاریک طلوع می کند، می درخشید و جوانان دیگری او را همراهی می کردند. ابوطالب او را گرفت، پشتش را به خان کعبه چسپاند، زیر بغل آن جوان را گرفت (دستان او را برای دعا بلند کرد) جوانان نیز اطراف او را گرفته بودند، در حالی که در آسمان یک تکه ابر دیده نمی شد، ناگاه ابر از این طرف و آن طرف جمع شد و باران شدیدی بارید، تا جایی که بیابانها و صحراها پر از آب شد. در اینجا بود که ابوطالب(ع) این شعر را سرود:

و أبیض یستسقی الغمام بوجهه

ثمال الیتامی عصمه للأرامل

یلوذ به الهلاک من آل هاشم

فهم عنده فی نعمه و فواصل

«سپید چهره ای که از برکت چهر نورانی او مردم از ابر باران می طلبند، همو که مای دلخوشی بی پدران و پناه بیوه زنان است. بیچارگان بنی هاشم به او پناه می برند و زمانی که در کنار او هستند، در نعمت و بخشش به سر می برند.»[۴]

ب) حضرت ابوطالب(ع) در میلاد حضرت علی(ع)

حافظ گنجی شافعی در «کفایه الطالب» در داستان ولادت امیر مؤمنان علی(ع) می نویسد: «فَلَمَّا کانَ اللَّیلَهُ الَّتِی وُلِدَ فِیهَا عَلِیٌ قَد أَشرَقَتِ الأَرضُ، فَخَرَجَ أَبُوطَالِب وَ هُوَ یقُولُ: أَیهَا النَّاس! وُلِدَ فی الکعبَهِ وَلیُّ اللَّه فَلَمَّا أَصبَحَ دَخَلَ الکعبهَ وَ هوَ یقولُ:

یا رب هذا الغسَق الدُّجِیّ

و القمر المنبلَج المضِیّ

بَین لنا من أمرک الخفی

ماذا تری فی إسم ذا الصبی

قال: فسمع صوت هاتف و هو یقول:

یا أهل بیت المصطفی النبی

خصصتم بالولد الزکی

إنّ اسمَهُ من شامِخ العلیّ

علی اشتُقَّ من العلی؛

شبی که حضرت علی(ع) به دنیا آمد، زمین نورانی شد، پس ابوطالب(ع) از خانه بیرون آمد، در حالی که می گفت: ای مردم! ولی خدا در کعبه به دنیا آمد. و زمانی که صبح شد، داخل کعبه گشته، می گفت: ای پروردگار این تاریکی ظلمانی، و ای آفرینند ماه نورانی و تابان! از راز نهانی خود برای ما آشکار ساز که برای این طفل چه نامی برمی گزینی؟

پس از این سخن، حضرت ابوطالب(ع) صدای هاتفی را شنید که می گوید: ای اهل بیت پیامبر مصطفی! شما به فرزندی پاک (از دیگران) ممتاز شده اید. نام او از جانب خدای بزرگ «علی» تعیین شده، و این نام از لفظ علی (که یکی از صفات الهی است) مشتق گشته است.»[۵]

ج) حضرت ابوطالب(ع) و حدیث یوم الدار

بعد از سه سال دعوت مخفیان مردم به دین اسلام توسط رسول خدا(ص) آی شریف «وَ أَنذِر عشیرَتک الاقرَبِین»[۶]؛ «خویشان نزدیک خود را انذار کن!» نازل شد که طبق آن، پیامبر(ص) امر به دعوت خویشاوندان و بستگان نزدیک خود به دین اسلام شدند، به طوری که طبری می نویسد: از علی بن ابی طالب(ع) نقل شده است که فرمودند: زمانی که این آیه بر رسول خدا(ص) نازل شد، حضرت مرا صدا زده، فرمودند: یا علی! خدا مرا امر کرده است که خویشان نزدیکم را به اسلام دعوت کنم.

پیامبر(ص) بعد از دعوت هم بستگان و صرف طعام، در اولین خطب خود برای خویشاوندان فرمودند: ای بنی عبدالمطلب! قسم به خدا که من بین عرب جوانی را نمی شناسم که برتر از آنچه برای شما آورده ام، برای قومش آورده باشد. من برای شما خیر دنیا و آخرت را آورده ام و خداوند به من دستور داده است که شما را به سوی آن دعوت کنم. کدام یک از شما مرا در این راه یاری خواهد کرد تا برادر، وصی و جانشین من در میان شما باشد؟

همگی از آن سر باز زدند؛ اما من (حضرت علی(ع)) که کوچک ترین ایشان بودم، گفتم: من ای رسول خدا در این راه وزیر شما خواهم بود. پس ایشان فرمودند: این شخص برادر، وصی و خلیف من در میان شما است، پس از او حرف شنوی داشته و اطاعتش کنید! هم قوم ایستادند و با خنده، به ابوطالب گفتند: به تو دستور داده است که از پسرت حرف شنوی داشته و از او اطاعت کنی.[۷]

این طعنه و اشکال قریش بر ابو طالب نشان دهند ایمان جناب ابوطالب(ع) به رسالت رسول الله(ص)؛ بلکه به وصایت امیرالمؤمنین(ع) بوده است. در غیر این صورت، معنا نداشت مشرکین به هم پیمان و هم عقید خود چنین طعنه بزنند و او را مسخره کنند!

د) وصیت حضرت ابوطالب(ع) به پیروی از پیامبر(ص)

صالحی شامی در «سبل الهدی» می نویسند: هنگامی که ابوطالب(ع) در حالت احتضار قرار گرفت، هم بزرگان قریش نزد او جمع شدند، پس آنها را وصیت فرمود: ای گروه قریش! شما برگزیدگان خدا از خلق او هستید. شما را دربار محمد(ص) سفارش به نیکی می کنم؛ زیرا او امین قریش و راستگوترین فرد در عرب است. او دربردارند تمام ویژگی هایی است که شما را به آن سفارش کردم. او برای ما چیزی آورده که قلب آن را می پذیرد و زبان از ترس ملامت دیگران آن را انکار می کند. به خدا قسم! گویا می بینم که عقب افتاده های عرب و اهالی روستاها و مردم محروم دعوتش را اجابت می کنند و گفتار او را تصدیق می کنند و امر او را بزرگ می دارند… ای گروه قریش! او پسر پدر شماست.

بر او یاور و برای حزب او حامی باشید. به خدا قسم! کسی راه او را نمی رود، مگر اینکه هدایت می گردد و کسی که هدایت او را بپذیرد، خوشبخت می شود، و اگر از عمر من باقی مانده بود و در اجلم تأخیر می افتاد، سختی های او را به جان می خریدم و در مقابل بلاها از او دفاع می کردم.[۸]

چگونه ممکن است کسی خود پیامبر(ص) را قبول نداشته و به او ایمان نیاورده باشد، بعد به خاندان خود وصیت کند که گفتار او را تصدیق کنید و امر او را بزرگ دارید؟ چگونه ممکن است بگوید که اگر اجل به من مهلت می داد، خود هم خطرها را از او دفع می کردم؟ آیا این جملات دلالت بر کفر ابوطالب(ع) دارد؟

ه) ابوطالب(ع) در ازدواج پیامبر(ص) و خدیجه(ع)

خطب عقد حضرت خدیجه(ع) برای حضرت محمد(ص) توسط جناب ابوطالب(ع) خوانده شد و جالب تر آنکه در ابتدای خطبه خدا را با اوصافی که موحدین خطاب می کنند، خطاب نموده، خود را منتسب به حضرت ابراهیم و اسماعیل(ع) کرده است.بسیاری از علمای اهل تسنن روایت خطبه خواندن ابی طالب برای حضرت رسول(ص) را نقل کرده اند که ایشان در روز نکاح پیامبر(ص) در حضور رؤسای قبیل مضَر و قریش این خطبه را خواند:

سپاس خدای را که ما را از نسل ابراهیم و ذرّی اسماعیل(ع) قرار داد و برای ما خانه ای نهاد که مردم گرد آن طواف کنند، و نیز حرم امنی که از اطراف جهان نعمتها به سوی آن می آورند و ما را در دیار خود بر مردم فرمانروا قرار داد. آنگاه گفت: این برادرزاد من، محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب با هیچ یک از مردان قریش سنجیده نشود، جز آنکه برتری یابد، و با هیچ کسی از آنان قیاس نگردد، جز آنکه بزرگ تر آید، اگرچه از مال دستش تهی است (لکن این نقص نیست)؛ زیرا مال نصیبی ناپایدار و سایه ای زودگذر است. و اکنون او را به همسری با خدیجه(ع) رغبتی است و خدیجه را به ازدواج با او شوقی، و آنچه از مهریه و صداق باشد، بر عهد من خواهد بود؛ چه نقدینه و چ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *