توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تحلیلی بر چگونگی شکل گیری و عقاید خوارج اباضیه :
مقدمه
پس از به خلافت رسیدن امام علی (ع)، معاویه به عنوان نخستین و بزرگ ترین رقیب و دشمن علی (ع)؛ در طی جنگ هایی از جمله «صفین» در صدد جنگ با امام برآمد. در جنگ صفین و در جریان «حکمیت» گروهی از سپاه امام علی (ع) جدا شدند که با عنوان «خوارج» نامیده شدند. این گروه، بعدها به فرقه های مختلفی تقسیم گردید که یکی از مهمترین و تأثیرگذارترینِ آنها «اباضیه» نامگذاری شد. این فرقه که در جریان تحولات سده های اول و دوم هجری ابتدا نماینده نوعی گرایش اعتدالی و سپس افراطی بود؛ در سده های بعد با ایجاد تغییرات بنیادین در تفکرات و عقاید خویش؛ به عنوان فرقه ای که اندیشه های فقهی، کلامی و سیاسیِ خاص خود را داراست؛ شناخته شد. نکته قابل توجه این است که اباضیان با تدوین اندیشه های خویش و تحت رهبریِ «جابر بن زید» خود را از سایر گروه های خوارج از جمله ازارقه و صفریه جدا نمودند. در واقع جابر بن زید در شکل گیری و تثبیت آرایِ اعتدالیِ اباضیان تأثیر بسزایی داشته است. در ادامه این پژوهش چگونگی ظهور خوارج فرقه اباضبه و اندیشه آنان به طور مبسوط مورد بررسی قرار می گیرد.
عراق؛ پایگاه اولیه خوارج اباضیه
باید توجه داشت گروه های سیاسی- مذهبیِ که در سده های نخستین اسلامی در سرزمین عراق حضور داشتند از آن جمله می توان به: عثمانیان یا طرفداران بنی امیه، شیعیان یا پیروان علی (ع) و خوارج اشاره نمود (شهیدی، ۱۳۷۳: ۱۵۳). خوارج، در سیر تحولات سده های بعد؛ عقاید و اندیشه های خویش را مدون ساخته و به گروه هایی منقسم شدند که از جمله آن می توان به فرقه اباضیه اشاره نمود. این گروه که ابتدا در بصره متمرکز شده بودند؛ به دلیل خفقان های موجود در منطقه عراق، آرام آرام در سایر مناطق نیز ریشه دواندند.
بصره همچون کوفه از ابتدای فتوحات اسلامی یکی از مراکز اصلی استقرار قبایل عربی بود که برای انجام فریضه جهاد از درون شبه جزیره عربی خارج می شدند و در همین راستا یکی از مهمترین مراکزی بود که گروه قابل توجهی از صحابه و تابعین صاحب نام و مورد توجه مسلمانان به آنجا مهاجرت کردند. خلیفه بن خیاط ۱۳۶ نفر از صحابی مشهور را نام برده که در بصره فرود آمدند و تعداد زیادی از آنان مانند ابوموسی اشعری، نعمان بن مقرن، عبدالرحمن بن سمره، عتبه بن غزوان، ابو بکره، ابو بریده، انس بن مالک، براء بن مالک، مالک بن صعصعه، عمران بن حصین، ابو برزه، صحار بن عیاش، سمره بن جندب و… . از مشاهیر صحابه بودند و تعدادی از آنان کثیر الحدیث اند و از آنجا که مورد توجه و مراجعات مردم قرار گرفتند، زمینه های توجه و اهتمام مردم به احادیث و روایات و قرآن و به تبع آن فقه و تفسیر و تعمق بیشتر را موجب شدند. هرچند از همان ابتدای تأسیس بصره، عمران بن حصین خزاعی که دارای فضائل زیاد و سابقه در دین بود؛ از طرف عمر برای قضاوت و تعلیم فقه به بصره فرستاده شد ولی حضور عبدالله بن عباس که شهرتش در فقه و تفسیر بر همگان آشکار بود در دوره خلافت علی بن ابیطالب در بصره نقش شایان ذکری در تقویت اعراب بصره به مفاهیم و مباحث علمی و دینی داشته است. به ویژه که افرادی چون جابر بن زید ازدی بسیار از او تأثیر پذیرفته اند. باید توجه داشت از میان خوارجی که در بصره حضور داشتند «ابوبلال مرداس بن ادیه تمیمی» به دلیل عقاید اعتدالیِ خویش؛ از جمله جایز دانستن تقیّه و عدم جواز به کشتن غیر خوارج و تصاحب اموال آنان، در میان معاصران خود مشهور شد و پیروان زیادی یافت. به علاوه، در این زمان نقش ایرانیانِ ساکن در بصره در تحولات این مقطع زمانی، به حدی پررنگ بود که تعداد زیادی از ایرانیان به صورت مَوالی در میان قبایل عربِ بصره زندگی می کردند. ایرانیان به سبب سابقه تمدنی خود، همچنین به جهت استعدادها و قابلیت های فکری – فرهنگیِ به ارث برده از بیش از هزار سال دولت و تمدن خویش؛ پس از آنکه در کنار اعراب ساکن بصره زندگی را از سر گرفتند؛ در تغییر و تبدیل روش و منش زندگی اعراب بادیه نشینی که به سکونت در بصره ملزم شده بودند؛ سخت تأثیر گذاشتند و شاید به همین علل، بصره از خاستگاه های اولیه علوم و معارف اسلامی نیز قرار گرفت (پیرمرادیان و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۷۹- ۱۷۸).
در این راستا نکته قابل توجه آن است که امام علی (ع) توانسته بود در طی چند جنگ، خوارج را سرکوب و قلع و قمع کند؛ لذا باقیماندگانِ تفکر خارجی گری در زمان حیات امام علی (ع)، چندان فرصت ظهور و بروز نیافتند و به همین دلیل در کوفه که مرکز خلافت امام (ع) بود؛ هیچگونه تحرکاتی نداشتند اما این گروه که «بصره» را جایگاه مناسبی برای خویش می دانستند؛ آرام آرام رو به سوی بصره آوردند (ابن اثیر، ۱۹۶۵: ۳/ ۵۱۹ – ۵۱۸). پس از شهادت امام علی (ع) و روی کار آمدن معاویه، عبیدالله بن زیاد به عنوان حاکم عراق انتخاب شد و به دلیل خشونت و سختگری وی؛ کار خوارج سستی گرفت و در مدت حکومت ابن زیاد، حرکتی از خوارج سر نزد (حسن ابراهیم، ۱۳۸۸: ۳۰۶). عبیدالله بن زیاد که دشمنیِ آشکار و دیرینی با خوارج داشت در سال ۸۵ ه. ق اقدام به دستگیری خوارج نمود. در شرح این واقعه، چنین آمده است: روزی ابن زیاد به مشاهده اسب دوانی نشسته بود، یکی از خوارج به نام «عروه» حضور داشت و از ابن زیاد عیب پوشی کرد. ابن زیاد خشمگین شد و درصدد آزار وی برآمد. عروه بگریخت اما ابن زیاد او را به دست آورد و خونش را بریخت. برادر عروه یعنی «ابوبلال» خشمگین شد و با چهل کس از خوارج به سوی اهواز رفت. ابن زیاد، دو هزار کس را به فرماندهی «ابن حصن تمیمی» به جنگ وی فرستاد اما خوارج او را شکست دادند. این پیروزی برای ابوبلال ثمر نداشت زیرا پس از چندی به زندان افتاد (حسن ابراهیم، ۱۳۸۸: ۳۰۶). ابوبلال پس از آزادی، از بصره خارج شد و به یاران خود گفت: شمشیر کشیدن و کشتن مردم؛ ظلم بزرگی است (بلاذری، ۱۹۷۴: ۱۸۲- ۱۸۱). به تعبیر منابع اباضی، خارج شدن ابوبلال نه به این عنوان بود که هجرت کند زیرا این عمل سیره او نبود، نه به خاطر آن بود که امنیت را به خوف تبدیل کند و نه اینکه قوم خویش را به منزلت بت پرستان بپندارد یعنی هیچ کدام از اندیشه هایی که خوارج داشتند منشأ اقدام او نبود. خشونت عبیدالله بن زیاد نسبت به خوارج منجر به آن شد که این گروه از خوارج بصره به فعالیت سرّی و پنهانی روی آورند. لذا ابن زیاد نیز اقدام به فرستادن جاسوس برای تعقیب و شناسایی آنان می کرد و در بسیاری از موارد مأموران ابن زیاد آنها را در سرداب های مخفی که برای گرد آمدن و مرکز قرار دادن دعوت خود به آنجا پناه برده بودند، دستگیر می کردند (پیرمرادیان و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۸۱). در این زمان، لشکر شام به محاصره مکه پرداخته بود لذا خوارج به رهبری نافع بن ازرق و عبدالله بن اباض به سمت مکه حرکت نمودند. نافع به یاران خویش می گفت: «خدا کتاب را بر شما نازل نموده و جهاد را بر شما واجب و حجت را بر شما تمام کرد. اکنون ستمگران شمشیر به روی شما کشیده اند، بیایید به نزد آنکس رویم که در مکه نهضت کرده، اگر با عقیده ما موافق بود همراه او جهاد می کنیم و اگر با عقیده ما موافق نبود، دست او را از خانه کوتاه می کنیم». در این زمان، ابن زبیر به آنان گفت که با عقیده شان موافق است، آن ها نیز به ابن زبیر پیوستند و به جنگ با مردم شام پرداختند و همچنان بودند تا یزید بمرد (طبری، بی تا: ۵/ ۵۶۳). وقتی یزید بمرد و محاصره مکه به پایان رسید، خوارج اجماع کردند و گفتند: کاری که ما کردیم مطابق ثواب نبود. شما به یاری مردی جنگ می کنید که از عقیده او خبر ندارید شاید او با عقیده شما موافق نباشد، پس قرار کردند به نزد ابن زبیر روند و رأی او را درباره علی و عثمان و اعمال آن ها بپرسند. وقتی سؤال را با ابن زبیر گفتند پاسخ داد: «شما و حاضران را شاهد می گیرم که من دوستدار عثمانم و دشمن دشمنان او». وقتی خوارج دیدند که ابن زبیر با عقیده آنها موافق نیست از مکه رخت بربستند. نافع بن ازرق حنظلی، عبدالله بن صفار سعدی، عبدالله بن اباض و حنظله بن بیهس به سوی بصره رفتند، ابوطالوت که از قبیله بکر بن وائل بود و ابو فدیک و عطیه بن اسود یشکری نیز به سوی یمامه حرکت کردند (حسن ابراهیم، ۱۳۸۸: ۳۳۸ ). در واقع از این زمان به بعد بود که خوارج به چهار گروه تقسیم شدند و سه گروه از آنان از جمله پیروان ابن اباض به سمت عقاید اعتدالی گراییدند و معتقد بودند مخالفان خوارج مشرک نیستند بلکه کافر نعمت اند (بلاذری، ۱۹۷۴: ۱۸۱ ). لذا تنها ابن اباض و طرفداران او در بصره ماندند و بصره همچنان پایگاه خوارج معتدل باقی ماند. اتخاذ روش اعتدالی توسط ابن اباض در بصره گواه بر آن است که این روش در میان گروهی از بزرگان خوارج و طرفداران آنان مقبولیت داشته است و بدون تردید این مقبولیت ناشی از سیره پسندیده بزرگانی از این طایفه از جمله ابوبلال مرداس و همچنین، سازگاری آن با منافع و مصالح مردم بوده است.
باید توجه داشت که اتخاذ روش اعتدالی از طرف ابن اباض برآمده از مقبولیت سیره ابوبلال در میان مردم بصره و تناسب آن با زندگی قبائلی است که به زندگی یکجانشینی به تدریج خو می گرفتند. جایگاه سیره ابوبلال چنان بود که نه تنها خوارج، بلکه شیعه و معتزله نیز آن را ستوده اند. بنابراین ابن اباض روشی را دنبال کرد که خوارج معتدل مانند ابوبلال در پیش گرفته بودند. ساکنان بصره و معتدلان را از آن پس، منسوب به او و اباضی خواندند. البته این احتمال مغایرتی با این نظر ندارد که علت این امر، آن بوده است که خوارج معتدل؛ ابن اباض را برگزیدند تا در مقابل خوارج تندرو و دیگر مخالفان به جوابگویی بپردازند. اما نکته قابل تأمل این است که منابع اباضی آنگونه که بر سایر بزرگان آن عصر مانند ابوبلال مرداس، جابر بن زید، ابو عبیده مسلم بن ابی کریمه و امثال آنها تکیه می کنند بر ابن اباض تکیه ندارند. در یکی از منابع متقدم اباضی از ابن اباض به عنوان نخستین ائمه اباضی هیچ نامی نمی برد. در هر حال، عبدالله بن اباض در میان اباضیه به عنوان پایه گذار و اولین و مهمترین امام اباضیان به حساب نمی آید بلکه تنها منابع متأخر اباضی از او به عنوان یکی از امامان این طایفه نام می برد.
باید توجه داشت تصریح منابع اباضی بر اینکه دومین امام آنان پس از ابوبلال مرداس، عمران بن حطان بوده است؛ دلیلی بر این امر است که ابن اباض پایه گذار روش اعتدالی در میان خوارج بصره نیست. با این حال، همه منابع اباضی، عمران بن حطان را یکی از امامان و شخصیت های برجسته خویش به شمار نمی آورند. همچنان که منابع غیر اباضی چنین موقعیتی را برای او بیان نمی کنند (پیرمرادیان و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۸۳- ۱۸۲ ).
باید توجه داشت که در طول قرن های اول و دوم هجری، بزرگان قبیله ازد در حوادث سیاسی نقش مهمی داشتند و بعضی از آنان به مقام های بلندی دست یافتند. نکته قابل ذکر این است که منابع اباضی می کوشند میان اعراب جنوبی و جنبش خوارج به ویژه اباضیه ارتباط و پیوند تنگاتنگ نشان دهند (کردی، ۱۳۸۹: ۴۲)؛ زیرا در دوران حجاج، ازدیان از جمله گروه هایی بودند که به مخالفت با وی می پرداختند لذا حجاج نیز به آزار و اذیت آنان پرداخته و موجب زندانی شدن عده زیادی از آنان از جمله یزید بن مهلب گردید (طبری، ۱۴۰۷: ۳/ ۶۵۴ ) و افردای نیز مانند سعید ازدی و سلیمان ازدی به دلیل خشونت های حجاج به آفریقا فرار کردند (سالمی، ۱۹۶۱: ۷۶). پس از این حوادث بود که ازدیان به جابر بن زید ازدی رو آوردند. جابر بن زید از شخصیت های اباضیه است که او را «سازمان دهنده واقعی فرقه اباضیه» خوانده اند (حسین صابری، ۱۳۹۱: ۳۷۶) و مورخان اباضی، «جابر بن زید» را مؤسس حقیقی اباضیان می دانند (ابن ابی الحدید، ۱۹۶۵: ۳/ ۱۳۶). وی در روزگار حضور خود در بصره که در آن زمان کانون مهم فعالیت خوارج بوده، درباره ریختن خون دیگر مسلمانان مناظرات و مباحثاتی داشته است. او توانست با حجاج روابط دوستی برقرار کند تا آن پایه که مقارن با پیکار حجاج با خوارج افراطی؛ روابط میان او و جابر بن زید خوب بوده و این روابط حتی پس از تأسیس شهر واسط نیز ادامه داشته است. این روابط بعدها به سردی گرایید و کار به جایی رسید که حجاج به آزار و کشتار اباضیان پرداخت و برخی از رهبران این گروه را کشت و برخی را به عمان تبعید کرد (حسین صابری، ۱۳۹۱: ۳۷۶). با این حال، سلیمان بن عبدالملک اموی با قبیله ازد ارتباطات دوستانه ای داشت و «یزید بن مهلب» را به عنوان والی عراق و خراسان انتخاب نمود. لذا اباضی ها در طول این دوران با آرامش زندگی کردند (شماخی، ۱۴۰۷: ۷۹) و جابر نیز روابط حسنه ای با عبدالملک بن مهلب برقرار نمود (خلیفات، ۱۴۲۳: ۱۱۱).
باید دانست که یکی از دوره های مهم تحولات و تطورات اندیشه های فقهی، کلامی و سیاسی اباضیه؛ سال های پس از ۶۴ هجری تا مرگ جابر بن زید در سال ۹۳ هجری است؛ زیرا از این زمان، ابن اباض از سایر گروه های خوارج مانند ازارقه و صفریه جدا شد و در بصره ماندگار گردید. این زمان، دوره ای است که این دسته از خوارج به سایر مسلمانان نزدیک می شوند و به تدوین و تنظیم عقاید خود می پردازند. بدیهی است که موضع معتدل اباضیه، امکان ملاطفت و نزدیکی آنان با افراد صاحب نام تابعان مانند جابر بن زید را فراهم می کرد. پس جای تردید نیست که یکی از عوامل توجه خوارج به جابر بن زید، موقعیت علمی او و شخصیت مقبول او در میان مردم بصره بوده است. به طور قطع همان گونه که او نسبت به خلیفه و عمال اموی موضعی خصومت آمیز نگرفته است؛ نسبت به خوارج نیز نظر مخالفی ابراز نمی کرد. گفته می شود که ابن اباض در کلیه امور بر فتواهای جابر بن زید تکیه داشت و در کارها با او مشورت می کرد و از آرای او متابعت می نمود تردیدی نیست که این امر سبب شده است که برخی، جابر بن زید را اباضی مذهب بدانند. در هر صورت، این که اباضیه؛ جابر بن زید را از امامان خود می شمارند به این معناست که این نحله نسبت به سایر خوارج بسیار معتدل تر و منطقی ترند. جایگاه جابر در میان اهل حدیث و حُسن نظر راویان نسبت به او، این امر را به شدت تضعیف می کند. کسانی که جابر را اباضی می دانند بر این عقیده هستند که در دوره ای که جابر و ابن اباض در بصره حضور داشتند، اباضیان برای حفظ حیات و امکان توسعه دعوت خویش؛ به صورت تشکیلاتی سّری فعالیت می کردند و این تشکیلات به وسیله جابر بن زید هدایت و رهبری می گردید. گروهی بر این باورند که ریاست فقهی و علمی به طور سرّی با جابر بوده است ولی ریاست ظاهری و سیاسی به عنوان جوابگوی سؤالات و مناظره با مخالفان اباضیه از هر گروه و مذهبی با ابن اباض بوده است. حقیقت هرچه باشد، اباضیه به عنوان گروه معتدلی از خوارج؛ در این زمان چندان به سایر مسلمانان نزدیک شده اند که نه تنها در میان آنان زندگی می کنند بلکه در بسیاری مسائل فقهی و اعتقادی با آنان همراه و گاه هم عقیده هستند (پیرمرادیان و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۸۵ – ۱۸۴). با درگذشت جابر بن زید، ابو عبیده مسلم بن ابی کریمه رهبری اباضیان را بر عهده گرفت (حسین صابری، ۱۳۹۱: ۳۷۶ ). وی در شکل گیری مبانی فکری و عقیدتی اباضیه نقش مهمی داشت (پیرمرادیان و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۸۵). در دوره حیات او و با مرگ حجاج (۹۵ ق) اندکی فضا برای اباضیان مساعدتر شد. اما دیری نپایید که اوضاع به سان گذشته سخت شد و در دوران فرمانروایی خالد بن عبدالله قسری (۱۰۵ق) بر عراق، در میان اباضیان نیز تمایل به شورش رخ نمود (حسین صابری، ۱۳۹۱: ۳۷۶). مجموع روایت هایی که در منابع اباضی درباره مسلم بن ابی کریمه بیان می شود گواه این است که او در اواخر دوره بنی امیه و به نظر اباضیه، پس از مرگ جابر بن زید؛ تشکیلات سرّی و دعوت پنهانی اباضیه را در بصره رهبری می کرده است. تردیدی نیست که یکی از فقهای بزرگ و پایه گذاران دعوت اباضیه و به ویژه توسعه دهندگان دعوت اباضیه در خارج از بصره، ابوعبیده مسلم بن ابی کریمه بوده است. با توجه به جایگاهی که منابع اباضی برای او در انسجام و تقویت دعوت اباضیان در نظر می گیرند، گمان برتر آن است که اباضیه به عنوان معتدل ترین گروه خوارج که از زمان مرداس بن ادیه؛ خواهان زندگی در میان جامعه اسلامی بودند به تدریج و بیشتر در زمان مسلم بن ابی کریمه به اندیشه گسترش، ترویج، تدوین و نظام بخشیدن به عقاید خویش برآمدند. این امر همزمان با شروع دعوت مخفی عباسیان و آغاز قرن دوم هجری است. در صورتی که مرگ جابر بن زید در سال ۹۳ هجری بوده باشد و پس از او مسلم بن ابی کریمه، ریاست اباضیان را برعهده گرفته باشد باید پذیرفت در اواخر قرن اول و اوایل قرن دوم هجری؛ همزمان با شروع دعوت پنهانی عباسیان، فعالیت زیرزمینی و دعوت پنهانی اباضیان به رهبری مسلم شروع گردیده است. در این صورت باید گفت که همان عواملی که زمینه ساز گرایش به دعوت مخفی عباسیان را فراهم ساخت؛ زمینه ساز تنظیم و تشکیل دعوت مخفی در میان این دسته از خوارج بوده است.
بنا به گفته منابع اباضی، ابوعبیده با تربیت و آموزش داعیان در بصره به شکل مخفی و اعزام آنها به شهرهای دور و نزدیک مانند حجاز، یمن، خراسان، حضرموت، عمان، مصر و بلاد مغرب به صورتی هوشمندانه؛ بیشترین نقش را در توسعه و ترویج مذهب اباضیه داشت. این آموزش ها از طریق تشکیل جلسات در خانه ها به صورت مخفی انجام می گرفت. معروف ترین داعیانی که با این روش آموزش یافتند؛ ابو حمزه مختار بن عوف ازدی و بلج بن عقبه ازدی بودند که به یمن و حجاز اعزام شدند (پیرمرادیان و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۸۷-۱۸۶ ). این افراد در سال ۱۲۹ هجری در یمن و حجاز؛ شورش هایی را سازماندهی کردند (طبری، بی تا: ۷/ ۳۷۵). نامه های ابوعبیده به اباضیان در سایر شهرها گواه است که او اباضیه را در همه جا رهبری می کرده است (پیرمرادیان و دیگران، ۱۳۹۲: ۱۸۷). در این دوره بود که ابوعبیده نقشه ای برای گستراندن تعالیم فرقه خود در سراسر جهان اسلام فراهم نهاد تا «اباضیان ولایات مختلف را به شورش برانگیزد و یک امامت اباضی جهانی بر ویرانه های خلافت اموی بنا کند». در چهارچوب این نقشه، وی امور جنگ و دارایی را به حاجب طائی سپرد و خود که بهره ای فراوان از دانش داشت؛ امور دین و تبلیغ را در دست گرفت و توانست در بصره شمار فراوانی از شاگردان را بپرورد که «حمله العلم» یا «نقله العلم» او بودند و بنای گستراندن مذهب اباضی را در خاور و باختر جهان اسلام نهادند.
در شرایطی که حکومت امویان سال های پایانی خود را می گذراند شماری از این مبلغان راهی مغرب شدند، کسانی به یمن و حضرموت رفتند، جمعی روانه عمان گشتند و برخی هم به خراسان رفتند. بدینسان حکومت امویان زمانی پایان یافت که اندیشه ها و شورش های خوارج در مغرب، عمان و جنوب غرب الجزیره العرب به طور جدی گسترده شده بود. پس از مرگ ابوعبیده و رسیدن امامت اباضیان به «ابوعمرو ربع بن حبیب» کار اباضیان در بصره رو به افول گذاشت اما در همین زمان، آنان در شمال و شمال غرب آفریقا و نیز عمان پایگاهی عمده فراهم ساخته و در آستانه تشکیل حکومت هایی نسبتاً پایدار بودند یا به برپایی دولت هایی توفیق یافته بودند. از این میان مهم ترین آن ها حکومت های شمال افریقا، لیبی و الجزایر و نیز حکومت های عمان بود و تاکنون هم جمعیت هایی از اباضیه در عمان، افریقای شرقی، بخش هایی از لیبی به ویژه جبل نفوسه و زواغه و نیز جنوب الجزایر به ویژه ورقله و میزاب برجای مانده اند و از این جمعیت ها به ویژه در عمان اکثریتی را به خود اختصاص داده اند (حسین صابری، ۱۳۹۱: ۳۷۷- ۳۷۶). باید توجه داشت در میان تمام مناطقی که خوارج نفوذ یافتند، شمال آفریقا به دلیل ویژگی های خاصی که داشت سرزمینی ناب برای پذیرش افکار و اندیشه های آنان محسوب می شد. به علاوه، همین خوارج به نوعی معرّف و مبلّغ اندیشه اسلامی بودند. خوارج که از همان دوره های آغازین در سرزمین های شمال آفریقا پایگاه مناسبی برای خود یافتند؛ از اواخر دوره امویان ردپایی در این سرزمین گشودند. استقبال این سرزمین ها از اندیشه و حضور خوارج آن اندازه بوده که به گفته «آلفرد بل» هنوز این نظریه دوزی که در سال ۱۸۶۱م اظهار کرده از صحت برخوردار است، آنجا که می نویسد: «عالمان خوارج در هیچ جای دیگر آن آمادگی را که برای پذیرش نظریه های خود می دیدند نیافتند… ساکنان شما آفریقا به هر چیز با شور و حماسه ای وصف ناپذیر گردن می نهادند. آنان انسان هایی ساده و ناآگاه بودند و چیزی جز از تأملات نظری و عقیدتی را که فرهیختگان دست به کارش بودند، نمی فهمدیدند… اما با وجود این؛ آن مقدار از اندیشه های گروه های مختلف خوارج را که برای گردن نهادن به آرای انقلابی و دموکراتیک آنان و مشارکت با این گروه ها در آرمان های خیالی آنان در مورد برابری کامل میان همه مردم بسنده می کرد، می فهمیدند.
افزون بر این، از دیدگاه خوارج همه خلیفگان از دوره عثمان به بعد غاصب و کافر بودند و از همین روی شوریدن بر ضد آنان نه فقط یک حق بلکه اقدامی واجب بود. از دیگر سو بدان سبب که عرب ها مردمان این سامان را از همه چیز؛ جز آنچه سلبش ممکن نبود، یعنی فرمانروایی های قبیله ای، محروم کرده بودند… این مردم به سادگی این عقیده را پذیرفتند که اصل حاکمیت ملت که مذهب رسمی خوارج بود اصل و اندیشه ای اسلامی و سنی است و کمترین فرد بربری می تواند از رهگذر انتخاب عمومی بر کرسی خلافت نشیند». بدین سان خوارج و بربر که هر دو در اصل شورش بر ضد حاکمیت مرکزی طبعی همانند داشتند به یکدیگر درآمیختند و زمینه را برای شورش های پی در پی فراهم آوردند. نخستین کسی که در تبلیغ اندیشه های اباضیه در افریقای شمالی نقش داشت سلامه بن سعید یا سلمه بن سعید از مشایخ بصره بود که در حدود اوایل سده دوم هج
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.