تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره)؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره)، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره) با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره) آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره) به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره) ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره)، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره) را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تفکر و فرهنگ بسیجی در اندیشه امام خمینی (ره) :

۱. مقدمه

«من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه میخورم و از خدا میخواهم تا با بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیام»(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۱۹۴).

امام خمینی (ره)

اندیشه و فرهنگ، بنیان هر اجتماعی راتشکیل میدهد وتصور جامعه، گروه و فرد عاری از اندیشه یا بدون فرهنگ، تصوری ناممکن است. مدنی بودن انسان به تعبیر فلاسفه ای چون ابونصر فارابی یا ابن سینا نیز نه نشان از زیست جمعی انسان که بیان زیست مبتنی بر اندیشه و تفکر اوست و طبعا چنین زیستی حالت جمعی نیز به خود میگیرد. بنابراین فصل امتیاز انسان از غیر انسان اندیشه و فرهنگ، تفکر و تمدن است (جمشیدی،۱۳۸۲: ص ۲۸۸). تعریف فلاسفه از انسان به «حیوان ناطق» نیز بیانگر همین معناست. چه ناطق به معنای موجود منطقی و عاقل یا موجود اندیشمند و صاحب فرهنگ و با ادب است:

ای برادر تو همه اندیشه ای

مابقی خود استخوان و ریشه ای

گرگلست اندیشه ات، تو گلشنی

ور بود خاری تو هیمه گلخنی

(مولوی بلخی، ۱۳۷۳: ج ۱، ص ۲۶۲).

اگر بنیان و اساس جامعه و شخصیت فرد را اندیشه و فرهنگ تشکیل میدهد، پس سالم بودن فرهنگ به معنای صحت جامعه و افراد است و بیماری اندیشه و فرهنگ، بیماری جامعه و افرادش میباشد. اگر فرهنگ جامعه ای، رسایی، پویایی، تحرک، بالندگی و قابلیت و توانایی کامل و صحیح را برای راه بردن افراد یک جامعه نداشته باشد، قابلیت و توانایی آدمیان در چنین جامعه ای از دست میرود:

«در این طی طریق فرهنگ سالم رو به راه دارد، رو به روشنایی و گشایش و فرهنگ آشفته رو به اختلال»(اسلامی ندوشن، ۱۳۷۱: ص ۴). زیرا فرهنگ جهت دهنده زندگی انسان و روشن کننده مسیر حرکت اوست. این است که پیامبران الهی برای بیداری و تحول اندیشه و خلق و ابداع فرهنگ، فرهنگی اصیل و سازگار با وجود انسان آمده اند. همان گونه که رسول اعظم (ص) میفرماید:

«انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» (نهج الفصاحه، ۱۳۷۷: ص ۳۴۵، ح ۹۴۴، راهنمای انسانیت، ۱۳۷۷: ص ۱۲۲). همانا من برانگیخته شدم تا مکارم اخلاقی را به کمال برسانم.

تفکر و فرهنگ در هر دو بعد مادی و معنوی، جسمانی و روحانی، انسان را راه میبرد و هدایت میکند. او و جامعه اش را با عالم خارج مرتبط میسازد. مسیر حرکتش را تعیین میکند و به زندگانی او جهت میدهد و در برابر تهاجمات بیگانه از وی دفاع مینماید. فرهنگ سالم، اندیشه سالم و نگرش سالم، انسان و جامعه را در مسیر فطرت و حنیفیت به پیش میراند. افراد و اجتماع را متحول و دگرگونه می سازد و راه به سوی کمال و سعادت دارد. ولی فرهنگ، اندیشه و نگرش غلط، فرد و جامعه را در مسیر ناصحیح به پیش میبرد. تفاوت جوامع و گروه ها قبل از هر چیز به تفاوت در اندیشه ها، نگرش ها و فرهنگ های حاکم بر آن جوامع برمیگردد (جمشیدی، ۱۳۸۲: ص ۲۸۹).

امام خمینی (ره) رهبر انقلاب اسلامی ایران در تبیین دو جامعه ایرانی یعنی جامعه ای منحط و جامعه ای متعالی – منظور از جامعه منحط در بیان آن بزرگوار جامعه ایران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی است و مقصودش از جامعه متعالی، جامعه ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی یا ایران اسلامی به طور کلی است – به فرهنگ آن دو جامعه اشاره میکند:

«… فرق ما بین این دو زمان [قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی] چی است؟ این فرق در فرهنگ است. فرهنگ ما در آن زمان با فرهنگ ما در این زمان فرق کرده است…»(امام خمینی، ۱۳۶۱ به بعد: ج ۱۷، ص ۱۰۹).

در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی فرهنگی پدید آمده است که با فرهنگ جامعه پیش از انقلاب و نیز فرهنگ جوامع معاصر خود،تفاوت های بنیادین دارد. یکی از ارکان این نگرش تفکر و فرهنگ بسجی است که امروزه مورد توجه تمام اقشار جامعه در داخل و خارج است. لذا پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که به راستی وجه تمایز دو فرهنگ انقلابی و راکد که جامعه ای انقلابی را در برابر جامعه ای منحط و آشفته قرار میدهد چیست ؟ آیا وجه تمایز و خصلت بارز این فرهنگ انقلابی و بالتبع جامعه انقلاب، بسیجی بودن آن نیست و اگر چنین باشد، تفکر و فرهنگ بسیجی به چه معناست؟ و قبل از آن تفکر، نگرش و بینش بسیجی چه معنایی دارد؟ این مسئله ای است که ما در این نوشتار با رویکرد توصیفی – تحلیلی و بر مبنای داده های کتابخانه ای و اسنادی در پی بررسی آن هستیم.

۲. چیستی بسیج

۱,۲- بررسی لغوی و زبانی

واژه «بسیج» به لحاظ لغوی به معنای «قصد، اراده، عزم، آمادگی، سامان، آماده شدن، سامان دادن، به نظم درآوردن، ساز و برگ جنگ، آماده ساختن نیروهای نظامی برای جنگ و…» میباشد. برای نمونه در فرهنگ فارسی معین هفت معنی کلی برای آن ذکر شده است:

«بسیج =۱- سامان، جهاز،اسباب، وسایل ۲- سلاح، ساز جنگ ۳- رخت سفر ۴- (امص) ساختگی، آمادگی، آماده سفر شدن ۵-قصد، اراده، عزم، عزیمت ۶- آماده ساختن نیروی انتظامی و تمامی ساز و برگ سفر و جنگ ۷- تجهیزات»(معین، ۱۳۷۶: ص ۵۳۸).

به طور کلی ارکان واژه بسیج را سه مفهوم یا سه عنصرتشکیل میدهد که عبارت اند از: الف) نظم و ساماندهی ب) عزم و اراده ج) آمادگی و تجهیز؛ و در هر کنش یا رفتاری که این سه عنصر جمع شود، کمال به مفهوم واقعی تجسم مییابد. بدین معنا که اراده ای تحقق مییابد، آمادگی و حرکت صورت میگیرد و امر نظم و سامان مییابد.

۲,۲- تبیین اصطلاحی

بسیج به لحاظ مفهومی و اصطلاحی دارای معانی پیچیده ای است. البته این معانی با یکدیگر مرتبط بوده و تا حدودی بر هم قابل انطباق هستند. در اینجا به چند مفهوم و معنای کلی از بسیج اشاره مینماییم:

الف – در قاموس سیاسی، گاه بسیج به مفهوم فعال شدن، وارد صحنه سیاست شدن و مشارکت در امور سیاسی یا در قدرت در جهت تحقق نوعی ایدئولوژی مبتنی بر جهان نگری خاص آمده است. در این معنا «بسیج» اراده و آمادگی کامل است در جهت تحقق آرمان های ایدئولوژی مطلوب در برابر وضع موجود و گاه جنبش و قیام اجتماعی را شکل میدهد و انقلاب را به وجود میآورد. یعنی: «بسیج به معنی فعال شدن از نظر سیاسی و کاربرد منابع قدرت گروه در جهت اهدافی است که به وسیله ایدئولوژی آن تعیین میگردد»(بشیریه، ۱۳۷۲: ص ۷۹).

در این نگرش «بسیج» مفهومی است که بر روند کلی هر حرکت سیاسی و اجتماعی اطلاق میگردد و حاصل اراده، آمادگی و حرکت است و این روند از اراده شروع میشود و تا نظم و ساماندهی پیش میرود.

البته در عرف سیاسی – در نگرش غربی آن – تحقق این ساماندهی در قالب تام در سیاست یا کنترل هر چه بیشتر منابع قدرت صورت میگیرد. این است که گفته اند؛ «روندی است که در آن یک واحد اجتماعی به سرعت بر منابعی که پیش تر بر آنها کنترل نداشته کنترل پیدا میکند»(۳۸۸.p: 1968,Etziono).

ب – بسیج به مفهوم نوعی نگرش و بینش کلی و خردمندانه یا معقول؛ یعنی نگرشی که مبتنی بر اراده و عزم موجودات خردمند و مختاراست. زیرا اراده حاصل انتخاب آزادانه و آگاهانه است و براساس تعقل صورت میگیرد. نگرشی که در میدان زندگانی و همچنین جامعه را همیشه در حالت آمادگی و تحرک کامل قرار میدهد. آمادگی مستمر و پایدار، آگاهانه و مبتنی بر تصمیم گیری عاقلانه و پویایی و تحرک در راستای چنین آمادگی؛ نگرشی که سامان بخش و به اعتدال آورنده است. ارکان این نگرش را عقل، اختیار، اراده، آگاهی و عدالت تشکیل میدهند. بنابراین این نگرش مطابق فطرت آدمیاست و حرکتیاست در مسیر حنیفیت و ربوبیت و معنای حقیقی و حقیقت بسیج نیز همین است. بر این مبنا در تعریف بسیج میتوان گفت:

«روندیاست اندیشه ای – عملی که در آن فرد یا جامعه براساس نگرش معقول، آگاهانه و آزادانه در جهت به سامان آوردن و اعتدال بخشیدن به امور خود گام برمیدارد و از طریق به کارگیری منابع، اهداف و آرمان های مطلوب مبتنی بر جهان نگری خود را تحقق میبخشد.» (جمشیدی، ۱۳۸۲: ص ۲۹۲)

بنابراین روند اندیشه ای – عملی بسیج کلیت رفتار فردی و اجتماعی بسیجی را در بر میگیرد و از تعقل شروع میشود و به تحقق اعتدال و ساماندهی در امور ختم میگردد:

خرد (تعقل و اندیشه (آزادی و اختیار+ آگاهی و معرفت (اراده (آمادگی (حرکت (طریق مستقیم (عدالت)

والاترین گوهری که در اختیار «انسان» قرار دارد – خواه او را به عنوان فرد در نظر بگیریم خواه به عنوان جمع – عقل و خرد اوست که تمام وجود و مایه هستی او را تشکیل میدهد:

به بیان رسول الله (ص): «ما قسم الله للعباد شیئا افضل من العقل…» (کلینی، بی تا: ج ۱، ص ۱۴) یعنی:

خداوند به بندگانش چیزی بهتر از خرد نداده است.

بطورکلی در مفهوم و حقیقت «بسیج»، در منظراسلامی آن، «احساس» بعد از خرد قرار دارد نه قبل از آن، بنابراین فرد بسیجی یا جامعه بسیجی برخلاف تصور رایج فرد یا جامعه ای «احساسی» نیست؛ بلکه احساس را در خدمت عقل قرار میدهد.انسان عاقل مختار خود را «مسئول» مییابد. چون نمیتواندنسبت به سرنوشت خود و جامعه خود بیتفاوت باقی بماند و مسئولیتش او را به «عزم» و «اراده» وا میدارد.

بنابراین «اراده» حاصل عقل، آگاهی و شوق برانگیخته از احساس درونی تابع عقل میباشد. آمادگی در جهت تحقق اراده ای اینچنین صورت میگیرد و حاصل آن عمل در قالب «عدالت» و «سامان بخشی» است.

این حرکت یا روند مستمر انسانی حرکتی است مبتنی بر فطرت و لذا حرکتی است عقلانی، فطری و انسانی.

چنین حرکتی به دلیل فطری بودنش حرکتی است در مسیر توحید و عبودیت پروردگار جهانیان و شاید این رمز کلام زیبای علی (ع) است که میفرماید:

«بالعقل کمال النفس» (تمیمی آمدی، ۱۳۷۳: ج ۳، ص ۳۲۵) یعنی: کمال نفس انسانی به عقل و خردمندی است.

بنابراین در این نگرش «بسیج» مفهومی است که حرکت انسان عاقل مختار را در مسیر فطرت الهی خویش ترسیم مینماید. همچنین «بسیج» از این نظر، حرکت مردمی و توده ای یک جامعه درمسیر صحیح انسانیت و فطرت میباشد. البته تعریف رایج در دانش سیاسی جدید در مورد بسیج که قبلا بیان شد نیز جدا از این تعریف نمیباشد؛ جز آن که در نگرش دوم تمرکز بیشتر بر روی قدرت، کسب آن یا مشارکت در آن یا کنترل آن میباشد.

براساس آنچه گذشت بسیج در مفهوم اصطلاحی دارای چند معنای کلیاست که با هم مرتبط و تا حدودی بر هم قابل انطباق هستند:

۱-بسیج به مفهوم نوعی نگرش و بینش کلی خردمندانه؛ یعنیبسیج نگرش یا بینشیاست که مبتنی بر

اراده میباشد و اراده نیز حاصل انتخاب آزادانه است. در مجموع این نگرش مبنی بر عقل، اختیار و عدالت و آگاهی بوده، مطابق فطرت و حنیفیت بشر می باشد و حقیقت «بسیج» نیز جز این نمی باشد (جمشیدی، ۱۳۸۲: ص ۲۹۴).

۲- در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مفهوم بسیج با واژه مردم همراه شده است که بیانگر یک واقعیت خارجی میباشد. البته کاربرد بسیج بدین معنا نیز جدا از مفهوم حقیقی بسیج یعنی حرکت خردمندانه موجود مختار در مسیر فطرت نیست – اما آنچه در اینجا بیشتر مورد توجه است این است که بسیج بیانگرحرکت جمعی بر اساس سازماندهی و مدیریت واحد میباشد.

البته برای بیان چنین مفهومی، معمولااصطلاحی چون «بسیج مردمی» یا «بسیج نیروهای مردمی» به کار میرود. بر اساس این نگرش در بسیج باید:

«الف) هدف و مقصدی معین مورد نظر باشد، ب) برای دستیابی به اهداف، سازماندهی وجود داشته باشد، ج) گردهمایی تخصصی و حرفه ای کمتر در آن نفوذ داشته باشد، د) از گروه گرایی، انحصارطلبی و تسلط گرایشی خاص به دور باشد و در نتیجه در جهت منفعت ملی و عام جامعه قدم بردارد تا در خدمت منفعت گروهی و حزبی نباشد، ه) شدت حرکت و سازماندهی آن بستگی به شرایط، نیازها و نحوه بروز هدف داشته باشد»(آزاد ارمکی، ۱۳۷۲: ص ۱۳).

نکته ای که در این بیان از بسیج بیش از همه جلب توجه میکند، «مصلحت عام» است که «سازماندهی نیروهای مردمی یا افراد» در راستای آن صورت میگیرد. حرکت بسیج، حرکتی نیست که در جهت منافع افراد یا گروه های خاصی صورت گیرد، بلکه حرکتی است با هدف تأمین «مصلحت عمومی» و بر همین اساس ما این حرکت را حرکت درمسیر فطرت الهی نوع انسان میدانیم. بنابراین حرکت های «سازماندهی شده گروهی» که در پی تأمین اهداف گروه، جناح یا حزب خاصی است و جنبه انحصاری و انحصارگرایانه دارد حرکت بسیج و حقیقت بسیج نیست.

۳- بسیج به مثابه یک نهاد اجتماعی عمومی و مردمی؛ این معنا از بسیج مترادف با «نیروی مقاومت بسیج» میباشد که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و استقرار نظام جمهوری اسلامی به فرمان امام خمینی (ره) به تدریج شکل گرفت و از سوی آن بزرگوار به عنوان «بسیج مستضعفان» مطرح شد. نهاد بسیج از جمله ثمرات گران بها و پرارزش انقلاب اسلامی و جنگ هشت ساله ایران و عراق (دفاع مقدس) است. امام خمینی (ره) در بیانی عام در مورد بسیج مستضعفان میفرماید:

«رحمت و برکات خداوند بزرگ بر بسیج مستضعفان که به حق پشتوانه انقلاب اسلامی است و به کوشش ارزنده خود ادامه داده و به حمدالله تعالی با همت جوانان برومند و داوطلبان گروه میلیونی، رزمنده تربیت و امید آن است که با شرکت فعال قشرهای معظم ملت و شور و شعفی که در جوانان عزیز از برکت اسلام مشاهده می شود، ارتش ۲۰ میلیونی که نگهبان جمهوریاسلامی و کشور عزیز از شر جهان خواران متجاوز است تحقق یابد.»(امام خمینی، ۱۳۶۱ به بعد: ج ۱۵، ص ۲۳۱)

بر اساس بیان امام خمینی (ره) «بسیج مستضعفان» دارای ویژگیهای زیر است:

۱- بسیج نهادی عمومی و مردمی است ؛ بدین معنا که از تمامی اقشار جامعه به وجود می آید و انسان هایی که معنا و مفهوم حقیقیبسیج و حقیقت آن را درک کرده اند از هرقشر، گروه، قوم و دسته ای وارد آن میگردند. همان گونه که در جای دیگر میفرماید:

«من امیدوارم که این بسیج عمومی اسلامی، الگو برای تمام مستضعفین جهان و ملت های مسلمان عالم باشد.»(امام خمینی، ۱۳۷۶: ۱۶۶)

۲- بسیج نهادی داوطلبانه است و لذا دارای جنبه اختیاری و انتخابی بودن است؛ اصطلاح «داوطلبان گروه میلیونی» و… بیانگر این ویژگی است.

۳- هدف متعالی بسیج «حمایت از انقلاب اسلامی و نگهبانی از جمهوری اسلامی و کشور است.

بنابراین پاسداری از تمامی ارزش های انقلابی و اسلامی مورد نظر است و از همین روی بسیج «مقاومت پابرهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی» (امام خمینی، ۱۳۷۶: ص ۱۶۶) و «شجره طیبه و درخت تناور و پرثمر»(امام خمینی، ۱۳۷۶: ص ۱۶۶) و… است.

۴- از لحاظ ترکیب، بخش عمده نهادبسیج مستضعفان را نیروهای جوان و لذا نیروهای فعال تر جامعه تشکیل میدهد.

در بخش اساسنامه بسیج مستضعفین در بیان بسیج آمده است:

«بسیج نهادی است تحت فرماندهی عالی مقام رهبری که هدف آن نگهبانی از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و جهاد در راه خدا و گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران و تقویت کامل بنیه دفاعی از طریق همکاری با سایر نیروهای مسلح و همچنین کمک به مردم هنگام بروز بلا و یا حوادث غیرمترقبه میباشد.»(یاسائی، ۱۳۶۲: فصل ۴)

البته در نگاه امام خمینی مفهوم بسیج بسی گسترده تر و فرهنگیاست تا نهادی وساختاری. از دید او «بسیجی» تنها کسی نیست که در این مجموعه یا نهاد تشکیلاتی و سازمانی وارد شده باشد و عضوی از این نهاد قلمداد شود بلکه تمام ضعفای عالم، پابرهنگان درمانده و انسان های در بند و مظلوم در برابر دیکتاتورها و ظالمین – «بسیجی» هستند؛ زیرا موجودات آگاه، عاقل، مختار، عدالتخواه و ظلم ستیز میباشند:

«قدرت ها و ابرقدرت ها و نوکران آن ها مطمئن باشند اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و ظلم و شرکت و بت پرستی است ادامه میدهد و به یاری خدا در کنار بسیجیان جهان اسلام، این پابرهنه های مغضوب دیکتاتورها، خواب راحت را از دیدگان جهان خواران و سرسپردگان که به ستم و ظلم خویش اصرار مینمایند سلب خواهد کرد.»(امام خمینی، ۱۳۶۱ به بعد: ج ۲۱، ص ۵۲)

به علاوه امام خمینی (ره) خود را نیز یک بسیجی میداند و بدان افتخار میورزد و از خدا میخواهد که با بسیجیان محشورش گرداند: «… در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجیام.» (امام خمینی، ۱۳۶۱ به بعد: ج ۲۰، ص ۱۱۳) وآیت الله خامنه ای نیز بر آنست که: بسیج یک حرکت بی ریشه و سطحی و صرفا ازروی احساسات نیست، بسیج یک حرکت منطقی و عمیق و اسلامی و منطبق بر نیازهای دنیای اسلام – و به طریق اولی – جامعه اسلامی است. (خامنه ای، ۱۳۷۴/۹/۸)

۳,۲. هدف از ایجاد نهاد بسیج

برخی پنداشته اند که علت اصلیتشکیل نهاد بسیج به عنوان یک نهاد نظامی، وجود دشمن خارجی و داخلی بوده است لذا گفته اند اغتشاشات داخلی و دشمن خارجی به پیدایش آن انجامید. این نگرش به بسیج نوع نگرش محدود وبسته و صرفا نظامیاست که بسیج را به عنوان یک نهاد نظامی صرف میبیند که به گاه ضرورت – مانند نیروهای سرباز – به برخی از اقدامات غیرنظامی نظیر کمک به آسیب دیدگان در وقوع حوادث غیرمترقبه و… دست مییازد. در حالی که این گونه نگاه با هدف اصلی و بنیانی بسیج فرسنگ ها فاصله دارد. براساس اساسنامه سپاه پاسداران، «هدف ازتشکیل واحد بسیج مستضعفین ایجاد تواناییهای لازم در کلیه افراد معتقد به قانون اساسی و اهداف انقلاب اسلامی به منظوردفاع از کشور، نظام جمهوری اسلامی و همچنین کمک به مردم هنگام بروز بلایا و حوادث غیر مترقبه با هماهنگی مراجع ذیربط میباشد.» (یاسائی، ۱۳۶۲:فصل ۴، ماده ۳۵) اما جامع ترین هدفی که برمبنای تعریف برایبسیج در نظر گرفته شده است «حاکمیت قانون خدا در جهان» میباشد که در اصل ارجاع به مفهوم اولی بسیج یعنی حرکت در مسیر فطرت الهی انسان ها و در جهت رهایی از ستم میباشد.

بعلاوه، آنچه بیانگر ضرورت تشکیل نهاد نیروی مقاومت بسیج ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است حفظ انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن و حاکمیت قانون خدا در سرتاسر جهان و مقابله با ظلم و ستم و بیداد میباشد. پس در اصل ضرورت مقابله با ستم و بیعدالتی و گسترش عدالت در جامعه بشری و تحقق توحید در جهان است که در قالب نگرش به بسیج به مثابه مفهومی فرهنگی و انسانی، نهاد بسیج را به وجود آورده است نه صرفا وجود دشمن خارجی و اغتشاشات داخلی. تشکیل نهاد بسیج برای سازمان دادن به حرکت بسیج مردمی در مسیر فطرت و توحید میباشد نه صرفا برای مقابله با دشمن خارجی و یا آشوبی در داخل کشور. (جمشیدی،۱۳۸۲: ص ۲۹۷)

بنابراین بسیج در جهت تحقق اهداف عمومی بشر و تأمین مصالح عمومی جامعه به وجود آمده است و نمیتواند در انحصار هیچ جناحی درآید زیرا در این صورت از اهداف و آرمان های خود فاصله گرفته است و دیگر عاری از حقیقت است. از این زاویه نهاد بسیج را میتوان یکی از نهادهای جامعه مدنی و شاید مهم ترین آن ها محسوب کرد. این است که امام خمینی (ره) ازبسیجیان به عنوان «پیشگامان رهایی» یاد میکند:

«… من دست یکایک شما پیشگامان رهایی را میبوسم و میدانم که اگر مسئولین نظام اسلامی از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهی خواهند سوخت.»(امام خمینی، ۱۳۶۱ به بعد: ج ۲۱، ص ۵۲)

این است که آیت الله خامنه ای نیز قائل است که: بسیج یعنی نیروی کارآمد کشور برای همه میدانها. (خامنه ای، ۱۳۷۷/۹/۲) به علاوه نگرش محدود و صرفا نظامی به بسیج، نگرشیاست که میتواند آن را به ابزار دست هر گروه، جناح یا قدرتی تبدیل کند. نهاد بسیج با ابعاد وجودی گسترده و اهداف و آرمان های متعالی که متوجه نوع انسان است به کلی از نیروهای انتظامی و نظامی متفاوت خواهد بود. از دیدگاه بنیانگذار نهادبسیج نیز این نهاد به هیچ عنوان نمیتوانند صرفا نهادی ابزاری بوده باشد. «میقات پابرهنگان» و «معراج اندیشه پاک اسلامی» را هیچ گاه نمیتوان محدود به ابزاری برای مقابله با دشمنی خارجی یا آشوبی داخلی نمود. زیرا میقات بودن بسیج از آن نظر است که مخالف با «استکبار، پول پرستی، تحجرگرایی، و مقدس نمایی» است و این موضوعی است که بارها از سوی امام خمینی (ره) مورد تأیید قرار گرفته است:

«ملتی که در خط اسلام ناب محمدی (ص) و مخالف با استکبار و پول پرستی و تحجرگرایی و مقدس نماییاست، باید همه افرادش بسیجی باشد.بسیج میقات پابرهنگان و معراج اندیشه پاکاسلامی است…»(همان: ج ۲۱، صص ۵۱-۵۲)

به علاوه در منظر امام خمینی (ره) بسیج، لشکر مخلص خدا و همه مجاهدین راه خدا را دربر میگیرد:

«بسیج لشگر مخلص خداست که دفتر تشکیل آن را همه مجاهدان از اولین تا آخرین امضاء نموده اند.» (همان: ج ۲۱، ص ۵۳)

۴,۲. ارکان فرهنگی بسیج

بسیج به مثابه یک نهاد اجتماعی و سیاسی مستقل دارای سه رکن فرهنگی و اعتقادی است که عبارتنداز:

الف – مکتب یا جهان نگری و ایدئولوژی: حاصل تعقل و تدبر و اندیشه بسیجی، نگرش کلی یا جهان بینی (جهان نگری) بسیج میباشد. بدین معنا که «بسیجی» به جهان، انسان و جامعه با نگاه تعقلی و آگاهانه و مبتنی بر انتخاب مینگرد. تمام ویژگیهای تفکر او به نگرش و جهان نگریاش سرایت مییابد.

در واقع جهان بینی بسیج، جمع بندی و کلیت یافتن تفکر بسیجی است. ایدئولوژی نیز حاصل جهان بینی است یعنی از آن نشأت میگیرد و به عبارتی حکم عملی حاصل حکمت نظری میباشد. روندبسیج تابع یک طرز تفکر و جهان نگری یا بینش کلی است که نحوه نگرش افراد به جهان، انسان و جامعه یا مکتب میباشد. بسیجیان نسبت به این مکتب متعهد میگردند چون آن را مطابق فطرت خویش مییابند و از لحاظ عقلی و فلسفی برای آن ها قابل قبول است. البته مکتب و جهان نگری بسیجی، جهان نگری تعقلی وحیانی است نه جهان نگری تعبدی و تقلیدی و لذا قابلیت دفاع دارد و تمام آرمان ها و اهداف مطلوب و مورد نظر بسیج از آن نشأت میگیرد. لذا: «…و مسائل اعتقادیبسیجیان به عهده این دو پاسگاه علمیاست. حوزه علمیه و دانشگاه باید چهارچوب های اصیل اسلام ناب محمدی را در اختیار تمامی اعضای بسیج قرار دهند.

بایدبسیجیان جهان اسلام در فکر ایجاد حکومت بزرگ اسلامی باشند و این شدنی است، چرا که بسیج تنها منحصر به ایران اسلامی نیست، باید هسته های مقاومت را در تمامی جهان به وجود آورد و در مقابل شرق و غرب ایستاد.»(امام خمینی،۱۳۷۸: ج ۲۱، ص ۱۹۵)

ایدئولوژی بسیج به دلیل تکیه بر جهان نگری عقلی – وحیانی، حالت انقلابی دارد. به علاوه جنبه عملی به خود میگیرد. بنابراین این ایدئولوژی عقلانی، آرمان گرایانه و عمل گرایانه است..

مهم ترین وظایف و کار ویژه های اساسی جهان بینی بسیجی و بالتبع ایدئولوژی حاصل از آن عبارت اند از:

۱-نفی وضع موجود یا نکوهش آن و تلاش و کوشش در جهت پیدا کردن ریشه ها و علل نابسامانیها و بیعدالتیها و ناراستیهای موجود.

۲-طرح و ترسیم وضع آرمانی و مطلوب و تعیین آرمان ها و اهداف و نیز وسایل، ابزارها و راه های رسیدن به آرمان های مورد نظر.

۳-بیان و عرضه تصویری از تاریخ در جهت نفی وضع موجود و دفاع از وضع مطلوب. این تصویر در قالب تحلیل ها و تبیین های تاریخی تجلی مییابد. (جمشیدی،۱۳۸۲: ص ۳۰۱)

ب – سازماندهی: یکی از شرایط نهادی شدن بسیج در جهت تحقق اهداف و آرمان های خود، سازماندهی و تشکیلات میباشد. تشکیلات و سازمان فی نفسه برای روند بسیج نمیتواند هدف باشد بلکه صرفا جنبه ابزاری دارد؛ چون در جهت تحقق اهداف بسیج به وجود میآید.

ج – رهبری ومدیریت: بسیج، به ویژه در شرایط انقلابی، نیازمند رهبری است. رهبری برای بسیج در حکم محور یا قطبی است که در تبیین آرمان ها و اهداف، نیروها را یاری میکند و از طرف دیگر در نیروها شوق و تحرک ایجاد مینماید. مهم ترین وظایف و کار ویژه های رهبری عبارت اند از: ایجاد یگانگی و سازماندهی نیروها؛ ایجاد شوق و رغبت در نیروها؛ کمک در تبیین و روشن کردن اهداف و عرضه «اندیشه جمعی» بر اساس جهان نگری بسیج.

۳. تفکر بسیجی

۱,۳- عناصر تفکر بسیجی

مهم ترین ویژگی بسیج را تفکربسیجی تشکیل میدهد و بدیهی است تفکر و اندیشه بسیجی، تفکری است که بر اساس مفهوم «بسیج» شکل میگیرد. پس تفکر و نگرش بسیجی، تفکر احساسی یا نگرش تجربی نیست بلکه نگرش و اندیشه ای است عقلانی – وحیانی و حکیمانه و عارفانه. نگرش و تفکر بسیجی به دلیل عقلی بودنش، عمیق و برخاسته از دانش و آگاهیاست و اگر جز این باشد نمیتوان نام بسیجی را بر آن نهاد. مگر میتوان «شجره طیبه»، «درخت تناور»، «مدرسه عشق»، «مکتب شاهدان»، «میقات پابرهنگان»، «معراج اندیشه پاکاسلامی»، «لشکر مخلص خدا» و… را دارای نگرشی سطحی و مبتنی بر احساس و تعصب دانست. اصولا تحجرگرایی و مقدس مآبی یا تقدس نمایی، گذشته نگری و واپس اندیشی، تقلید کورکورانه و پیروی از آباء و نیاکان و تسلیم بیچون و چرا در برابر دیگران نمییابد از خصایص چنین اندیشه ای باشد و اگر جز این بود امام خمینی (ره) در مورد تأثیر شایان تفکر بسیجی این گونه داد سخن نمیداد:

«اگر بر کشوری ندای دلنشین تفکر بسیجی طنین اندازد، چشم طمع دشمنان و جهان خواران از آن دور خواهد گردید.» (امام خمینی، ۱۳۶۱ به بعد: ج ۲۱، ص ۵۳)

عناصر مهم تفکر بسیجی ۱به اختصار عبارت اند از:

۱- واقع نگری و آرمان گرایی- بدین معنا که در این تفکر واقعیت های موجود مورد عنایت و توجه قرار میگیرند و با توجه به آن ها، آرمان های مطلوب – قابل تحقق – در اندیشه شکل میگیرد.

۲- عقل گرایی و ایمان گروی – ایمان جایگاه بالایی در تفکر بسیجی دارد ولی ایمان بسیجی، ایمانی است که بر «عقل» بنا شده باشد.

۳- آزادی و آگاهی یا دوبالی که تفکر بسیجی با آن به پرواز میآید.

۴- مسئولیت و اراده – حاصل آزادی و آگاهی دو امری است که ما از آن ها تحت عنوان مسئولیت و اراده یاد میکنیم، مسئولیت در نتیجه آزادی و آگاهی به وجود میآید و اگر آزادی موجود نباشد، نمیتوان سخن ازمسئولیت و اراده به میان آورد.مسئولیت برآیند عقل، آزادی و دانش و معرفت است. پس آزادی مقدم بر مسئولیت و اراده است.

۵- حضور و آمادگی مستمر و درصحنه بودن (جمشیدی،۱۳۸۲: ص ۳۰۰)

۶- عشق و سلوک: حاصل و نتیجه حضور و آمادگی، عشق و سلوک عملی است و این دو از یکدیگر جدا نمیباشند؛ این است که امام خمینی (ره) در بیان بسیج میفرماید: «بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامیاست که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده اند.»(امام خمینی، ۱۳۷۶: ص ۱۶۶)

۴. فرهنگ بسیجی

فرهنگ محصول اندیشه و فکر انسان است. بدین معنا که فکر و اندیشه در قالب آداب، رسوم، قوانین، مقررات، سنت ها، نگرش ها، بینش ها، ایدئولوژیها، عقاید، باورها، هنرها، علوم، معارف و… تجلی مییابد و مجموع این ها که فرهنگ نام میگیرد برآیند و نتیجه فکر و اندیشه است. تفکر بسیجی نیز به پیدایش فرهنگی میانجامد که آن را «فرهنگ بسیجی» مینامیم. لذا در این قسمت از نوشتار ابتدا به اجمال به مفهوم ۱. منظور از تفکر بسیجی نونه اعلی فکر و اندیشه بسیجی است و لذا این عناصر نیز دارای مرتبه و درجه است و جنبه نسبی دارد بنابراین در اینجا سخن از نونه مطلوب است که با عناصر و صفات شناخته میشود و نه نونههای

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *