تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 56 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل تقسیمات عقل :

عقل را به دو اعتبار می توان تقسیم کرد: یکی از جنبه وجودشناختی و دیگر از جنبه معرفت شناختی.

الف) از جنبه وجودشناسی: با توجه به روایات معصومین(ع) و بررسی عقلی و تجربی حکما و دانشمندان می توان گفت که عقل از جنبه وجودی دارای دو مرتبه است: عقل فطری و عقل اکتسابی که بر اثر تجربه حیات و رشد عقل فطری تحصیل می شود.

از دیدگاه روایات: امیرالمؤمنین(ع) می فرماید: «العقل عقلان: عقلُ الطّبعِ و عقلُ التّجربه و کلاهُما یُؤدّی إلی المَنفعه»؛(۸) عقل بر دو گونه است: عقل فطری و عقل اکتسابی که در طول حیات بر اثر تجارب زندگی برای بشر حاصل می شود هر دو لازمه حیات و موجب کسب منفعت از سرمایه عمر است. توضیح این که انسان با سرمایه اولیه ای از عقل پا به عرصه حیات می گذارد. بعد از آن که به مرحله ای از رشد رسید، به فعالیت عقلی می پردازد.

از دیدگاه روان شناسان: پیاژه از محققان برجسته این رشته می گوید: «کودکی تا دو سالگی توانایی تفکّر ندارد و تنها اعمال قابل مشاهده را می تواند انجام دهد». (چینز برگر، ۱۳۷۰: ۵۶) وی زمان هیجده ماهگی تا دو سالگی را شروع تفکّر کودک می داند. (همان، ۱۱۴) البته او رشد عقلانی را به چهار دوره عمده تقسیم می کند: حسی حرکتی (از تولد تا دو سالگی)، پیش عملیاتی (دو تا هفت سالگی)، عملیاتی محسوس [مجسم] (هفت تا یازده سالگی) و عملیاتی صوری [منطقی ذهنی [(از یازده سالگی به بعد). سنین ذکر شده تخمینی هستند و از فردی به فرد دیگر و از فرهنگی به فرهنگ دیگر متفاوتند.(۹)

اما چگونه کودک از یک مرحله به مرحله دگر گام می نهد؟ عوامل متعدّدی نظیر رشد تدریجی سیستم عصبی و دستگاه مغز و فعالیت های کودک و تجربه او از جهان خارج و آگاهی هایی که از دیگران کسب می کند، مجموعا در رشد عقل تجربی او مؤثرند که باید در بحث «روش های تربیت و رشد عقل» بررسی شود.

۳. از دیدگاه حکما و عرفا: از دیدگاه حکما هم آنچه به نام عقل هیولانی گفته می شود، اشاره به عقل فطری، و آنچه در مورد مراتب عقل نظری، نظیر عقل بالملکه، عقل بالفعل و عقل مستفاد گفته می شود، اشاره به عقل اکتسابی دارد. (ملاصدرا، ۱۴۱۰: ۳/۴۱۸-۴۲۰)

نتیجه این که، عقل فطری در نوع انسانی به طور بالقوّه موجود است و عقل اکتسابی هم با تجربه حیات (به معنای عام آن) برای انسان حاصل می شود. این از نظر روایت و حکمت و علوم تجربی مسلّم است، چنان که استاد محمدتقی جعفری می گوید:

وجود عقل اکتسابی، یعنی تعقّل ناشی از تجربیات و مشاهدات و اندیشه ها در هیچ مکتبی جای تردید نیست و این که عقل آدمی مانند سایر عضلاتش به جهت فراوانی فعالیت زبده تر می شود نیز جای شک نیست. وجود عقل خدادادی (فطری) این نوع عقل [هم] مخصوصا اگر با قدرت طبیعت انسان به تعقّل تعبیر می شود، مورد پذیرش اکثریت قریب به اتفاق متفکران است. [زیرا [اگر موجود انسانی در ساختمان مغزی خود نیروی اولی را نداشت با روبه رو شدن با پدیده ها و قوانین طبیعت نمی توانست آنها را تنظیم نماید و تعقّل بورزد. (جعفری، ۱۳۵۹: ۶۷)

مولوی در اقسام عقل گوید:

عقل دو عقل است اول مکسبی

که در آموزی چو در مکتب صبی

از کتاب و اوستاد و فکر و ذکر

از معانی وز علوم خوب بکر

عقل دیگر بخشش یزدان بود

چشمه آن در میان جان بود

از درون خویشتن چو چشمه را

تا رهی از منت هر ناسزا

(مولوی، ۱۳۶۳: ۳۹۳)

البته مولوی تقسیم بندی های دیگری هم در مراتب عقل دارد که متناسب با بحث تقسیم عقل به نظری و عقلی است که در آنجا بدان می پردازیم.

ب) از جنبه معرفت شناسی: عقل نظری و عقل علمی: حکما این تقسیم را به اعتبار نوع فعالیت های عقل لحاظ کرده اند، چون یک قسمت از فعالیت های عقلْ درک واقعیات هستی و چیزهایی است که وجود دارد و به اصطلاح، نگرش انسان نسبت به هستی را معیّن می کند که به این اعتبار عقل را «عقل نظری» گویند.

قسمت دیگر فعالیت های عقل درک حق و باطل، خوب و بد و بایدها و نبایدهای اموری است که باید انجام شود. به این اعتبار، عقل را عقل عملی گویند. پس کار عقل یا در مسائل نظری است یا در امور عملی، چنان که فارابی می گوید:

قوّه ناطقه قوّه ای است که انسان با آن علوم و صناعات را کسب می کند، بین افعال و اخلاق زشت و زیبا تمیز می دهد و در اموری که شایسته انجام دادن با ترک است، اندیشه می کند و نفع و ضرر و لذّت بخش و نفرت زا را درک می کند. [پس به این اعتبار] قوّه ناطقه نفس یا نظری است یا عملی… نظری آن است که با آن انسان علومی را که شأنش انجام کار و عمل نیست، کسب می کند و عملی آن است که انسان اموری را بدان معرفت پیدا می کند که شأنیت آن عمل ارادی انسان است. (فارابی، ۱۳۶۶: ۳۳، نقل به ترجمه)

این تقسیم بندی را دیگر حکمای اسلامی نیز پذیرفته اند، چنان که ملاصدرای شیرازی بنیان گذار حکمت متعالیه می فرماید: «نفس انسان دارای دو قوّه است: قوّه علمی و قوّه عملی و این دو قوّه منفک از هم نیستند». (ملاصدرا، ۱۴۱۰:۳/۴۱۸) نکته ای که ملاصدرا بر آن تأکید می ورزند، عدم انفکاک این دو قوّه است؛ یعنی چنین نیست که بخشی از عقل کارش اندیشه در مسائل نظری و بخش دیگر اندیشه در عملی باشد، بلکه همان گونه که در صدر کلام اشاره شد، این تقسیم به اعتبار نوع فعالیت عقل است و از آن جهت است که عقل انسان هم قوّه اندیشه و شناخت مسائل نظری را دارد که جهان بینی انسان را می سازد و کاخ رفیع الهیّات و ریاضیات و طبیعیات را بنا می نهد و هم اندیشه و حکم در مسائل عملی را که مستقیما به بایدها و نبایدهای عملی انسان و زشتی و زیبایی امور مربوط می شود، چنان که علامه حسن زاده آملی می فرماید:

در مکتب و منطق ارباب معارف آن سویی، و رقای نفس ناطقه انسان را دو نیروی بینش و کنش است که آن را عقل نظری و این را عقل عملی [گویند] که به منزلت و بال وی اند. این دو قوّه باید به فعل آیند تا انسان بتواند به آسمان حقایق و انواع معارف طیران کند و به ذروه رفعت و سعادت ابدی خود ارتقا نماید. (حسن زاده آملی، معرفت نفس: ۳/۴۳۷)

قرآن هم گاه دعوت به اندیشیدن در خلقت آسمان و زمین و دیگر مظاهر خلقت می کند و صاحبان عقل را کسانی می داند که در خلقت آسمان و زمین تفکّر می کنند. (آل عمران، ۳/۱۹۱) و گاه به تدبّر در اعمال می فرماید: «وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ» (حشر، ۵۹/۱۸) هر انسانی باید آنچه را برای فردای خویش (از عقاید و اعمال صالحه) ذخیره کرده است، به دقت بیندیشد. روایات هم ناظر به هر دو جنبه است، مثل روایت نبی اکرم که فرمود:

قَسَّمُ اللّه ُ العقلَ ثلاثه اجزاءٍ… حُسنُ المعرفهُ للّه و حُسنُ الطاعه لِلّهِ و حُسنُ الصبر علی امر اللّه (مجلسی، ۷۴/۱۵۸، روایت ۱۴۵)

خداوند عقل را سه جزء کرد… حسن معرفت خدای سبحان، حسن طاعت و حسن صبر بر امر خدا که «معرفت» از مراتب «عقل نظری» و «صبر» و «طاعت» از مراتب عقل علمی است.

مراتب عقل نظری: این نکته مورد اتفاق حکمای الهی و دانشمندان علوم تجربی است که انسان در ابتدا در کودکی بالفعل اندیشمند نیست، بلکه تنها استعداد عقلی برای تفکّر و اندیشه دارد که این حالت را در اصطلاح حکما عقل هیولانی گویند. بعد کم کم قدرت دریافت و شناخت مفاهیم اولیه، مثل هست و نیست اشیا و تصدیقاتی نظیر «کل از جزء خودش بزرگ تر است» برای اوحاصل می شود، البته مراد تحصیل به نحو قضیه نیست. همین که کودک از ظرفی که مثلاً چند سیب در آن است و ظرفی که یک سیب در آن است، به سوی مقدار بیشتر حرکت می کند، دلیل بر ادراک این امر بدیهی عقلی اوست و حکما آن را «عقل بالملکه» می نامند. بعد از این مرحله کم کم قدرت تفکّر منطقی برای او حاصل می شود و به تدریج، مسائل نظری را ادراک می کند و توانایی استدلال در مسائل را پیدا می کند که این مرتبه را عقل بالفعل نامیدند و مرتبه بعد که معقولات برای نفس حاضر است، «عقل مستفاد» نامیده شده است.

صدرالحکماء و المتألهین در مراتب عقل نظری می فرماید:

اولین مرتبه عقل نظری را از آن جهت که انسان در ابتدا استعداد دریافت همه معقولات را دارد، «عقل هیولانی» گفتند، چون از همه صورت های عقلی خالی است و بالقوّه وجود عقلی دارد. وقتی [کودک رشد می کند] نفس قوی می شود و بر اثر تابش نور حق به فعلیت می رسد، محسوسات در آن نقش می بندد. این محسوسات که بالقوّه معقول هستند و محفوظ در قوّه خیال می باشند، زمینه تشکیل اولین قضایای عقول را مهیا می کنند، مثل کل از جزء بزرگ تر است، آتش گرم است.

حصول این معقولات «عقل بالملکه» نامیده می شود. وقتی این صور برای انسان پیدا شد، بالطبع برای او زمینه اندیشیدن و استنباط کردن آماده می شود و این مرتبه اولین کمالی است که برای قوّه عاقله حاصل است، آن گاه وقتی انسان با تلاش ذهنی تعاریف و قیاسات، حدود و براهین را به کار می گیرد، کمال دیگری به دست می آورد [که همان ادراکات تصورات و تصدیقات نظری، مثل تصور امور غیرمحسوس و تصدیق مسائل ماورای طبیعت است] که این مرتبه را عقل بالفعل می گویند. (ملاصدرا، ۱۳۶۰: ۵۱۹-۵۲۲)

بالاترین مرتبه کمال نفس انسانی رسیدن به عقل مستفاد است که ملاصدرا می گوید:

این همان عقل بالفعل است، لکن وقتی آن را به اعتبار مشاهده معقولات در هنگام اتصال نفس به مبدأ فعالی [عقل فعال] لحاظ کنیم، عقل مستفاد نامیده می شود و مستفاد نامیده شد به خاطر استفاده نفس از مافوق خودش… غایت خلقت انسان رسیدن به عقل مستفاد، یعنی مشاهده عقلیات و اتصال به ملأ اعلا است. (همان، ۵۲۲ و ۵۲۳)


 اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، به دوستانتان معرفی کنید.

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *