تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جایگاه آیات قرآن در تکوین تفکر سیاسی آیت الله مرتضی مطهری :

مقدمه

آیت الله مطهری در شمار معدود متفکران دنیای معاصر است که هویت چندگانه علمی دارد. آثار برجای مانده از ایشان نشان می دهد که آیت الله در حوزه های مختلف علوم اسلامی همانند فقه، کلام، علوم قرآن، تاریخ و… تبحر داشته و در برخی حوزه ها اقدام به نظریه پردازی کرده است. واقعیت آن است که هرچند مطهری در عرصه های یادشده بسی پر فروغ ظاهر شده است، اما باید گفت که ایشان بیش و پیش از آنکه با علوم یادشده شناخته شود، به فیلسوفی شناخته می شود که به ریشه ها و بنیان های هستی پرداخته است و فلسف اسلامی را در حوزه های مختلف به بحث می گذارد؛ ازسوی دیگر، این را نیز می دانیم که مطهری فیلسوفی عزلت نشین نیست که بدون توجه به پدیده ها و جریان های بیرونی، به فلسفیدن بپردازد. او فرزند زمانه خویش است و روش او نشان می دهد که فعالانه در اجتماع حضور داشته و از نزدیک با تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی درگیر است.

در عصر شهید مطهری تحولات فکری در اوج بود، بنابراین، مطهری رفته رفته فلسف محض را به صحن اجتماع آورد و با آمیختن آن با علوم اسلامی سعی بلیغی به خرج داد تا با شرح حقایق و حکمت آموزه ها، به سؤال های بی شمار در حوزه کلام و فلسف اسلامی پاسخ دهد. او ناگزیر بود در مصاف با اندیشه های متنوع و متضاد وارداتی که در بسیاری موارد به اندیش سیاسی اسلام پهلو می زدند، ورود کند و در مقام تبیین فلسف سیاسی اسلام برآید. در این خصوص، هرچند مطهری می کوشید در مقام فیلسوفی متالّه اغلب بر مستندات عقلانی تکیه کند، اما مراجعه ایشان به منابع نقلی به ویژه قرآن کریم در آثار ایشان نشان می دهد که مطهری کوشیده است عقل و نقل و وحی را چنان به هم بیامیزد که فاصله ها میان آنان برداشته شود و به یگانگی بینجامد. این همان چیزی است که «حکمت سیاسی متعالیه» نام دارد که امور سیاسی تحت اشراف آموزه های الهی و عقل در پرتو وحی قرار می گیرد. سیر منطقی مطالعات و اندیشه ورزی خاص شهید مطهری نشان می دهد وی فیلسوفی تکلیف مدار و نیازسنج بود که برقراری حکومت اسلامی را از همان آغاز در برنام کاری خود داشت و هندس معرفتی خود را تا شهادت در عرصه های مختلف نظری و عملی برای تحقق حکومت اسلامی براساس مقتضیات زمان ادامه داد.

۱. مفهوم شناسی کلام، فلسفه و نظریه پردازی سیاسی

اصطلاحات «کلام سیاسی»، «فلسف سیاسی» و «نظریه پردازی سیاسی» به آن دلیل که مراحل سیر آیت الله مطهری در مراجعه به آیات سیاسی قرآن را نشان می دهند، درخور تبیین است. کلام سیاسی شاخه ای از علم کلام است که به طرق عقلی، نقلی و جدلی به تبیین اصول عقاید دینی مربوط به امور سیاسی می پردازد (خسروپناه، ۱۳۸۲: ۵۰۹).

بنابراین، مهم ترین شاخص کلام سیاسی، الهی بودن کلام است. لئو اشتراوس[۱] (۱۸۹۹-۱۹۷۳) از مهم ترین فیلسوفان سیاسی معاصر دربار مفهوم کلام سیاسی، می نویسد: «آنچه ما از کلام سیاسی می فهمیم، تعلیمات سیاسی است که از وحی الهی ناشی می شود» (اشتراوس، ۱۳۷۳: ۳).

اشتراوس فیلسوفی است که در حوز فلسف سیاسی، عالم زمان خود است. او در تعریف فلسف سیاسی می نویسد:

فلسف سیاسی تلاش برای جای گزینی تصورات انسان ها نسبت به ماهیت امور سیاسی، به معرفت آن امور است. در فلسف سیاسی، امور سیاسی موضوع موافقت و مخالفت، انتخاب، رد یا تحسین و سرزنش هستند. فلسف سیاسی درحقیقت، هم تلاشی است برای شناخت ماهیت امور سیاسی و هم شناخت نظام سیاسی حق یا مناسب (همان، ۵).

اصطلاح نظریه پردازی سیاسی با دو اصطلاح پیشین از یک جنس نیست، اما با آن ها بیگانه هم نیست. نظریه پردازی سیاسی پرداختن به یا تولید نظری سیاسی است؛ بنابراین، تبیین اصطلاح نظری سیاسی قدری ضروری است. توماس اسپرینگز[۲] (۱۹۱۷-۲۰۰۶) به خوبی نظری سیاسی را با رویکرد کارکردگرایانه کالبدشکافی کرده و معتقد است:

واژ یونانی «تئورین»[۳] که تئوری[۴] از آن مشتق می شود، به معنای نظرکردن، توجه کردن و تعمق کردن است. این دقیقاً همان کاری است که متفکران بزرگ و دیگرانی که چون آنان، قرن ها به بحث در نظریه های سیاسی پرداخته اند، بشر را به آن دعوت می کنند. این متفکران نحو نگرشی را به انسان می آموزند که معنای آن به طور کلی تصوری نمادین از کلیّتی نظم یافته است (اسپرینگز، ۱۳۸۲: ۱۸).

در این نوشتار، از میان تعریف های ارائه شده، تعریف اشتراوس از کلام سیاسی و فلسف سیاسی و تعریف نظری سیاسی از اسپرینگز به عنوان تعاریف منتخب، مبنای عمل خواهند بود.

۲. رویکرد قرآنی آیت الله مطهری به تفکر سیاسی

برای فیلسوفان، عقل مهم ترین ابزار شناخت است و اصولاً فلسفیدن، عقل را به تپیدن واداشتن است. برای فیلسوفان اسلامی نیز عقل، اولین و مهم ترین ابزار شناخت حقایق هستی است و ابزارهای دیگر همانند نقل و شهود نمی توانند با یافته های عقل سلیم مقابله کنند. آیت الله مطهری را پیش از آنکه مفسر قرآن بدانند، به عنوان فیلسوف دینی می شناسند. «مطهری قبل از هر نوع تخصص علمی، یک فیلسوف بود؛ یعنی در مقام مقایس همان معلومات متنوع وی باید او را متخصص در فلسف اسلامی دانست. طرز تفکر و گرایش فکری او فلسفه و بیش ازهمه دانش ها به این علم معتقد و علاقه مند بود» (عاشوری، ۱۳۹۰: ۵۴).

بنابراین، باتوجه به میراث فکری آیت الله مطهری، می توان گفت که ایشان همانند دیگر فیلسوفان اسلامی در تحلیل پدیده ها و حقایق هستی، عقل را بسیار گرامی می دانست و بسیار می کوشید که این ابزار شناخت را به خدمت دین درآورد و دامن آن را در سطوح مختلف اندیش سیاسی توسعه دهد. او «تلاش می کند تا عقل را در راه تحلیل مسائل دینی به کار گیرد و علاوه بر تکیه بر عقل روشن اندیش، ضعف های عصر روشنگری غرب در نگاه تک بعدی به عقل را با توسل به اصول و احکام دینی برطرف سازد» (مطهری، ۱۳۶۹: ).

به همین منظور، این متفکر تأکید می کند که هدف قرآن تقویت خردورزی و رشد عقلانی انسان هاست؛ ازجمله در رابطه با آی «وَإِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُما» (حجرات: ۹) می نویسد:

تشخیص هم این ها با خود مردم است. قرآن می خواهد مسلمانان رشد عقلی و اجتماعی داشته باشند و به موجب همان رشد عقلی، مردِ حق را از غیر مرد حق تمیز دهند. قرآن نیامده است که برای همیشه با مردم مانند ولی صغیر با صغیر عمل کند، جزئیات زندگی آن ها را با قیمومیت شخصی انجام دهد و هر مورد خاص را با علامت و نشان حسی تعیین نماید (مطهری، ۱۳۹۴: ۳۳۶).

هرچند از نظر شهید مطهری اساس قرآن نقل است، اما کتابی سراسر عقلانی است که البته دریافت پیام های آن نیازمند تفکر و تدبر است. به همین منظور، ایشان با اشاره به آی «کِتابٌ اَنزلناهُ اِلَیکَ مُبارکُ»، دربار ضرورت تدبّر در قرآن می نویسد:

بر این باور است که قرآن در برابر جمود، و تعصب اخباری ها و نظایر آن ها و همچنین، در مقابل برداشت های ناروای فرق باطنیه و دیگران راه میانه را پیشنهاد می کند که عبارت است از: تأویل و تدبر بی طرفانه و منصفانه. از دیدگاه شهید مطهری(ره) قرآن، نه تنها مؤمنان، بلکه مخالفان را به تفکر و اندیشه دربار آیات خود فرامی خواند و می خواهد به جای جبهه گیری در برابر آن به تأمل دربار قرآن بپردازد (مطهری، ۱۳۷۵: ۲۹).

ایشان تدبر و تفکر را در هر سطحی انجام شود نوعی فلسفه ورزی می داند و دررابطه با نتایج آن از منظر قرآن می نویسد: «دأب قرآن دعوت مردم به تفکر است؛ نه تنها از راه اینکه بگوید بروید فکر کنید، بلکه قرآن گاهی ازیک طرف دعوت به تدّبر می کند و ازطرف دیگر به شکلی ذکر می کند که افکار برانگیخته شوند و دربار آن زیاد فکر کنند تا بهتر به عمق مطالب برسند» (مطهری، ۱۳۷۶: ۱۷۰- ۱۷۲).

با تأمل در مطالب گذشته می توان دریافت که استاد مطهری تلاش دارد اهمیت و ضرورت به کارگیری روش عقلانی را با استناد به آیات قرآن در منظومه معرفت شناسی جامع اسلامی آن روز تبیین کند. با مراجعه به آثار قلمی و گفتاری برجای مانده از ایشان روشن می شود که رجوع ایشان به قرآن تحت تأثیر شرایط حاکم بر جامعه و سیاست، روند صعودی پیموده و این وضعیت در سال های پایانی حیات ایشان تشدید شده است، کما اینکه در کارنام علمی ملاصدرا (۹۵۰-۱۰۱۹) به عنوان بنیان گذار حکمت متعالیه نیز، چنین روندی وجود داشته است؛ چه آنکه در مقطع پایانی فلسف شیخ اشراق، تجلیات قرآن فزونی می یابد تاآنجاکه وی کتابی با عنوان اسرار الآیات را تألیف می کند. چنین به نظر می رسد که آیت الله مطهری تحت تأثیر شرایط و مقتضیات زمانه با استناد روزافزون به آیات سیاسی و اجتماعی قرآن، قصد احیای حکمت متعالیه یا امتدادبخشی به آن را داشته است.

۳. عوامل افزایش مراجعه مطهری به آیات سیاسی

اینک مناسب است عوامل فزاینده ای که سبب شده است شهید مطهری فرایند تکاملی در مراجعه به آیات سیاسی قرآن داشته باشند، واکاوی شود.

۱-۳. حکمت سیاسی متعالیه

باتوجه به شناختی که از سابق علمی و دینی مطهری وجود دارد، بی گمان وی در میان فیلسوفان زمان خود درشمار فیلسوفان متأله در چهارچوب مکتب حکمت سیاسی متعالیه قرار می گیرد. حکمت سیاسی برآمده از حکمت متعالیه، سامان دهی عقلی مفاهیم بنیادین حیات سیاسی به انداز توان بشری است تا حیات سیاسی مظهر عالم ربوبی شود؛ چنان که در حکمت نظری، این عالم برای عقل ظاهرشده، عقل مظهر آن شده است؛ بنابراین، مبانی آن هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و الهیئت خواهد بود که در حکمت نظری متعالیه آشکار شده اند (حسنی، ۱۳۸۹ -۱۳۹۰: ۸۵-۸۶).

مکتب فلسفی حکمت متعالیه، با نام صدرالدین شیرازی (صدرالمتالهین) گره خورده است. تلاش ملاصدرا همواره این بود که هماهنگی میان فلسفه و معانی باطنی قرآن را نشان دهد. او می کوشید فلسفه و عرفان را با آیات الهی ترکیب کند که محصول نهایی آن حکمت متعالیه است. در این مکتب مسائل فلسفی رنگِ وحیانی به خود گرفته، و مراجعه به آیات قرآن در آن فزونی پیدا می کند. صدرالمتألهین در توصیف این حکمت می نویسد:

این حکمت، عنایتی ربانی و موهبتی الهی است که جز از سوی او به دست نیاید؛ چنان که می فرماید: «یؤْتِی الْحکمَهَ منْ یَشاءُ وَمَنْ یُؤْتَ الْحِکمَهَ فَقَدْ أُوتِیَ خیْراً کثیراً وَما یَذَّکرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْباب» (بقره: ۲۶۹)؛ به هرکس بخواهد، حکمت می دهد و به هرکس حکمت بدهد، خیر بسیار داده است؛ درحالی که جز صاحبان عقل ناب یادآور نمی شوند» (صدرالمتألهین شیرازی، ۱۳۶۰: ۱۴).

۲-۳. شکل گیری جریانات فکری و سیاسی

در ده ۱۳۴۰ افکار و اندیشه های شرقی و غربی به ویژه کاپیتالیسم[۵] و مارکسیسم[۶] توجه بسیاری از نخبگان و توده ها را در ایران به خود جلب کرد. ازسویی این وضعیت رژیم پهلوی را در شرایط دشوار قرار می داد و ازسوی دیگر واکنش نهاد روحانیت را می طلبید. این اندیشه ها یک وجه اشتراک اساسی با یکدیگر داشتند و آن عرفی کردن جامع اسلامی آن روزها با رنگ مذهبی بخشیدن به افکار خود بود. شهید مطهری به عنوان یکی از شاخص ترین متفکران دینی به مصاف علمی این اندیشه ها رفت؛ درنتیجه مراجع وی به منابع دینی به ویژه آیات سیاسی و اجتماعی قرآن کریم افزایش یافت. از منظر مطهری هردو جریان کاپیتالیسم و مارکسیسم به یک اندازه دیانت را تهدید می کرد. درخصوص جریانات مارکسیستی به ویژه طیفی از ایشان که درصدد تلفیق اسلام و مارکسیسم بودند، مطهری تحریف شخصیت های تاریخ اسلام، تحریف آیات قرآن کریم و تفسیر مادی محتوای آیات با حفظ پوشش ظاهری الفاظ را از سوی این جریان بر نتابید (ر. ک. مطهری، ۱۳۷۰: -).

مطهری کاپیتالیسم را نیز به خلاف کاری و البته استثمار متهم می کرد. او می گفت: «ریش خلاف کاری سرمایه داری جدید و همچنین تجارت را تاآنجاکه با کارخانه داری مربوط است، باید در تحت اختیار قرار دادن وسایلی که به عموم تعلق دارد و قابل خرید و فروش نیست جست وجو کرد» (مطهری، ۱۳۸۰: ۱۳۴).

هم چنین در این دوران که به تشویق رژیم پهلوی، موجی از ملی گرایی و باستان گرایی ایران را فراگرفته بود، آیت الله، سعی بلیغی به خرج داد تا نشان دهد که ملی گرایی و اسلام گرایی هویت اصلی ایرانیان است و میان این دو منافاتی وجود ندارد (مطهری، ۱۳۷۸ب، ج ۱۴: ، و ).

۳-۳. تحولات انقلاب اسلامی

بالا گرفتن کنشگری انقلابیون پس از خرداد ۱۳۴۲ و واکنش های تند رژیم پهلوی، نقش بارزی در رویکرد قرآنی مطهری به آیات سیاسی قرآن داشت. در سال های پایانی رژیم و آستان پیروزی انقلاب اسلامی، استناد به آیات سیاسی قرآن به ویژه در مسائل فلسف سیاسی همانند عدالت، آزادی و برابری رونق یافت. در این دوران، مطهری در نظر دارد قرائت های متفاوتی از این آیات ارائه دهد؛ مثلاً وی اندکی پس از پیروزی انقلاب، با ارائه برداشت های متفاوت به شبیه سازی انقلاب اسلامی با تحولات صدر اسلام می پردازد.

براساس برداشت شهید مطهری(ره) تاریخ اسلام را می توان براساس همین اصل تحلیل کرد، یعنی آیات «أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکمُ الْإِسْلاَمَ دِیناً» (مائده: ۳) و آی «إِنَّ اللَّهَ لاَ یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغیرُوا ما بِأَنفُسِهِمْ» (رعد: ۱۱) می تواند مبدأ یک تحلیل از تاریخ اسلام باشد. شهید مطهری(ره) با اشاره به رویدادهای صدر اسلام و اواخر عمر پیامبر(ص) و با استناد به آی «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کفَرُوا مِن دِینِکمْ» (مائده: ۳) از مخاطراتی که انقلاب ها را تهدید می کند، هشدار می دهد (مطهری ۱۳۷۸ د، ج ۲۴: ۱۳۷ ۱۳۸).

۴. مراحل مراجعه آیت الله مطهری به آیات سیاسی قرآن

بهره گیری از آیات قرآن در منظوم فکری استاد مطهری فرایندی مبنایی و منطقی داشت که نشان از این مطلب اساسی دارد که ایشان درصدد پی ریزی نظام سیاسی اسلامی بوده است. ایشان تفکر سیاسی خود را از کلام سیاسی آغاز کرد؛ سپس، وارد فلسف سیاسی شد و درنهایت، نظریه پردازی را پیش خود ساخت. فرایند مزبور بیانگر برنام علمی و رفتاری مهندسی شد هدفمند و دقیق ایشان باتوجه به نیازها و اقتضائات موجود هر دوره بوده است.

۱-۴. کلام سیاسی

نخستین حضور قرآن در تفکر سیاسی آیت الله مطهری، بر محور کلام سیاسی قرار دارد. پس از مهاجرت وی به تهران در سال ۱۳۳۱ نگاهی به سیاست عملی دارد و با برخی اعضای گروه «فدائیان اسلام» در ارتباط است (دوانی، ۱۳۸۷: ۲۵). اما تفکر سیاسی در استنادات قرآنی وی اغلب در حوز کلام سیاسی به ویژه در حوزه های ذیل جریان پیدا می کند.

۱-۱-۴. توحید

در کلام اسلامی توحید مهم ترین اصل و درواقع سنگ زیرین اعتقادات است. این اصل، هرچند در نگاه اولیه اصل کلامی است، اما دانش کلام سیاسی از این اصل آغاز می شود. اعتقاد به مالکیت حقیقی خداوند بر جهان و حاکمیت بالاصال خداوند بر جهان هستی و جاری شدن آن در ذیل ولایت نبوت و امامت و سپس ولایت عامه فقیهان به صورت بالعرض، چهارچوب کلام سیاسی شیعه را ساخته و پرداخته است. این بحثی است که استاد مطهری در فرازهای مختلفی آن را تعقیب نمود و ابعاد و زوایای آن را شکافت. اهمیت اصل توحید از منظر مطهری در آن است که جامع توحیدی بر محور آن شکل می گیرد و اوضاع سیاسی و اجتماعی به شدت بر حول آن تغییر می کند (مطهری، ۱۳۷۸ج، ج ۲: ۱۱۲).

به نظر شهید مطهری(ره) انسان موجودی «مملوک» است، نه «مالک» ازاین رو، ایشان برای تعلیم و تربیت، انقلاب اندیشه، ایمان، ایدئولوژی و آزادی معنوی نقش مهمی قائل است. ایشان معتقد است که انسان ماد محض هم نیست، همان گونه که روح محض نیست. از دیدگاه استاد مطهری(ره) جسم و روان در یکدیگر تأثیر متقابل دارند و در همان حال که باید با عوامل روحی و روانی تفرقه در پرتو توحید مبارزه کرد، باید با بی عدالتی ها، محرومیت ها، ظلم ها، اختناق ها، طاغوت ها و رب گرفتن غیر خدا نیز، مقابله نمود. به باور شهید مطهری(ره) اسلام در عین اینکه ندای توحید روانی و درونی در پرتو ایمان، فریاد توحید اجتماعی در پرتو جهاد و مبارزه با ناهمواری های اجتماعی را نیز سر داده است (همان: ۱۱۲).

ایشان در ادامه با استناد به آی «وَلا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً ارْباباً مِنْ دون اللَّه» (آل عمران: ۶۴)، می نویسد: «بعضی از ما انسان ها بعضی دیگر را ربّ خود قرار ندهیم و حال آنکه ربّ همه خداست به ارباب و بنده تجزیه نشویم. بیایید آن گونه رابطه های اجتماعی غلط را که منجر به این گونه تبعیض ها می شود، قطع کنیم» (همان: ۱۱۲).

۲-۱-۴. نبوت

در کلام سیاسی اسلامی نبوت فصل بسیار مهمی است؛ چه آنکه مقام نبوت به عنوان رسانند پیام الهی در حدِ فاصل میان خالق و مخلوق قرار می گیرد و درحقیقت نبی محقق کنند اراده خداوند بر زمین است. ازآنجاکه اراد خداوند عام و دارای وجوه حداکثری است و درواقع معاش و معاد را یکجا دربرمی گیرد، ازاین رو، نبوت هم کارکرد چندگانه می یابد که بخشی از وجوه آن در صحن اجتماع و سیاست به فعلیت در می آید. دامن بحث نبوت در تفکر سیاسی آیت الله مطهری نیز حضور بسیار پررنگی داشته است. ایشان در آثار مختلفشان به فراوانی به اهمیت و فلسف وجودی نبوت پرداخته، دراین باره به آیات قرآن کریم حول این موضوع دست یازیده است؛ برای نمونه، استاد مطهری درخصوص آی «لَقَد اَرسَلنا رُسُلنا بِالبیّنات» (حدید: ۲۵). مناسبات اصول نبوت و توحید را چنین شرح می دهد:

این آیه صریحاً بپا داشتن عدل و قسط را هدف رسالت و بعثت پیامبران معرفی کرده است. دعوت به خدا و شناختن او و نزدیک شدن به او یعنی دعوت به توحید نظری و توحید عملی فردی؛ اما اقام عدل و قسط در جامعه یعنی برقرار ساختن توحید عملی اجتماعی. اکنون پرسش به این صورت مطرح است: آیا هدف اصلی پیامبران خداشناسی و خداپرستی است و همه چیز دیگر و از آن جمله عدل و قسط اجتماعی مقدم این است، یا هدف اصلی بر پا شدن عدل و قسط است، شناختن خدا و پرستش او مقدمه و وسیله ای است برای تحقق این اید اجتماعی؟ هدف اصلی شناختن خدا و نزدیک شدن و رسیدن به اوست؛ توحید اجتماعی مقدمه و وسیل وصول به این هدف عالی است: زیرا در جهان بینی توحیدی، جهان ماهیت «از اویی» و «به سوی اویی» دارد؛ ازاین رو، کمال انسان در رفتن به سوی او و نزدیک شدن به اوست (همان، ۱۳۶۴: ۳۶).

۳-۱-۴. امامت

امامت در کلام شیعی ادام نبوت و درواقع مکمل آن است. این مفهوم ازآنجاکه بحث جانشینی پیامبر اکرم(ص) را بنا بر اصل «ولایت» در فرهنگ شیعی دربرمی گیرد، بار سیاسی بسیاری را بر دوش خود حمل می کند. این درحالی است که برای اهل سنت خلافت معنا و مفهوم دیگری دارد که در فرازهای مهمی با آموز امامت، راست نمی آید. بنابراین، امامت در منظوم تفکر سیاسی شیعه، اهمیت بسیار دارد که البته، در دستگاه فکر سیاسی مطهری نیز بازتابی بسیار پیدا کرده است. اهمیت کار مطهری در تفکر سیاسی آن است که حتی المقدور می کوشد با استنادات قرآنی ایده هایش را پرورش دهد. در خصوص امامت نیز به نظر می رسد که هیچ منبع دیگری به پیمان قرآن نمی تواند حقانیت و جایگاه آن را تعیین کند. به این منظور، استاد مطهری بر مهم ترین آی ولایت در قرآن دست گذاشته و دربار تفسیر آی «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنزِلَ إِلَیک مِنْ رَبِّک وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فما بلَّغْتَ رِسالَتَه» (مائده: ۶۷)، می نویسد:

سور مائده به اتفاق شیعه و سنی آخرین سوره ای است که بر پیغمبر(ص) نازل شده و این آیات جزو آخرین آیات است، یعنی در وقتی نازل شده که پیغمبر(ص) تمام دستورات دیگر را در مدت سیزده سال مکه و ده سال مدینه گفته و این جزو آخرین دستورات بوده است. شیعه سؤال می کند، این دستوری که جزو آخرین دستورهاست و آن قدر مهم است که اگر پیغمبر(ص) آن را ابلاغ نکند، همه گذشته ها کان لم یکن است، چیست. شما نمی توانید موضوعی نشان بدهید که مربوط باشد به سال های آخر عمر پیغمبر(ص) و اهمیتش در آن درجه باشد که اگر ابلاغ نشود، هیچ چیز ابلاغ نشده است. ما می گوییم آن موضوع، مسئله امامت است که اگر نباشد، همه چیز کان لم یکن است؛ یعنی شیراز اسلام از هم می پاشد. به علاوه، شیعه از کلمات و روایات خود اهل تسنن دلیل می آورد که این آیه در غدیر خم نازل شده است (مطهری، ۱۳۷۲ب: ۶۲).

همچنین، استاد در تشریح پیام آی «الْیوْمَ أَکمَلْتُ لَکمْ دِینَکمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکمْ نِعْمَتِی» (مائده: ۳) معتقد است که این آی شریفه در بستر جریانی رخ داده که آن را مکمل دین و متمم نعمت خدا در نتیجه، بدون اصل امانت، اسلام، اسلام کاملی نخواهد بود. به باور شهید مطهری (ره) از نظر شیعه لحن این آیه که تا این درجه برای موضوع یادشده اهمیت قائل است، شایست تأمل جدی است. در واقع، به نکات بسیاری دربار حقانیت اصل امامت اشاره دارد (همان: ۶۳).

۲-۴. فلسف سیاسی

در سال های پایانی ده ۱۳۳۰ و پس از آشنایی مطهری با فضای فکری دانشگاه تهران و جریان های فکری آن دوره، مرحل دوم تفکر سیاسی ایشان با عزیمت از کلام سیاسی به فلسف سیاسی آغاز شد. به ویژه پس از خرداد ۱۳۴۲ و آغاز نهضت اسلامی تحت رهبری روحانیت، مطهری در جایگاه متفکری که هم در میان حوزویان و هم دانشگاهیان شهرت یافته بود، وارد قلمرو فلسف سیاسی اسلام شد.

۱-۲-۴. جهاد

اشتراوس فلسف سیاسی را به پرداختن ماهیت امور سیاسی تعریف کرد. مطابق این تعریف آموزه های جهاد و امربه معروف و نهی ازمنکر به آن دلیل که فلسف وجودی آن ها بر انقلاب و اصلاح جامعه قرار داده شده، از تعریف یادشده پیروی می کنند. در دورانی که ازیک سو، جامعه به تقویت گفتمان جهاد نیاز داشت و ازسوی دیگر، این آموزه دینی مورد هجم معاندان قرار داشت، مطهری با نگارش کتاب جهاد از منظر قرآن فلسف جهاد در اسلام، اهمیت و ضرورت آن را با استناد به آیات پرشماری از قرآن شرح می دهد. ضمن آنکه در تفسیر بخش هایی از قرآن نیز، بر آیات مربوط به جهاد تمرکز بیشتری نمود و کوشید ابهامات پدید آمده دربار فلسف وجودی آن را برطرف کند؛ ازجمله در تفسیر آی «وَقاتِلُوهُمْ حَتَّی لا تَکونَ فِتْنَه» (بقره: ۱۹۳) معتقد است که از دیدگاه قرآن فلسف جهاد در اسلام روشن است، برخی از غیرمسلمانان گاه به اسلام عیب می گیرند که چرا دستور جهاد داده است؛ درحالی که، در دین نباید جهاد وجود داشته باشد، دین فقط باید مردم را دعوت کند و بیش از آن مسئولیتی ندارد. سپس استاد مطهری در مقام پاسخ برآمده می نویسد:

اگر دین مسیح باشد، یعنی محتوای آن همان محتوای دین مسیح باشد، مطلب از همین قرار است که می گویند، اما آن دینی که به پند و اندرز قناعت نکرده است، بلکه بر سراسر زندگی بشر چنگ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *