تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جهانگیر خان و احیای حکمت متعالیه، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل جهانگیر خان و احیای حکمت متعالیه شامل 76 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل جهانگیر خان و احیای حکمت متعالیه:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل جهانگیر خان و احیای حکمت متعالیه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل جهانگیر خان و احیای حکمت متعالیه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل جهانگیر خان و احیای حکمت متعالیه را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل جهانگیر خان و احیای حکمت متعالیه :

مقدمه

حکیم جهانگیرخان بعنوان یکی از فیلسوفان مؤثر در گسترش فلسفه و حکمت صدرایی ولی گمنام که هیچ آثار مکتوبی از وی باقی نمانده، مطرح است. وی در عین حال شاگردان برجسته یی مانند حکیم الهی قمشه ای، حکیم عصار، فاضل تونی، آیت الله بروجردی، آیت الله مدرس و میرزای شیرازی را به جامعه علم و حکمت و سیاست تقدیم نموده است. از آنجا که جهانگیرخان در دوره تاریخی خاصی قرار داشته؛ یعنی از یکطرف در مبارزات ایل قشقایی با انگلیسیها در جنوب شرکت داشته و از طرف دیگر مشروطیت و تحول و شکلگیری حوزه های دینی و فلسفی در اصفهان و تهران با زندگی وی همزمان بوده است، تاریخ زندگی وی از شرایط خاصی برخوردار است.

او در اواسط عمر به اصفهان هجرت کرد و روح کنجکاو و ناآرامش، وی را به حوزه های علمیه کشاند و در اندک زمانی به یکی از بزرگترین حکما و فقها تبدیل شد. نیمه دوم عمر حکیم جهانگیرخان، دوران زندگی ایشان در اصفهان بود که به علم آموزی و یادگیری فقه و فلسفه و حکمت و تدریس آن در حوزه های این شهر سپری شد. زندگی جهانگیرخان در این دوره با اغتشاش و ناامنی، هرج و مرج و جنگ خانگی در ایل قشقایی همراه بود. شاید بتوان حدس زد که روح حساس و لطیف حکیم ناب تاب تحمل اغتشاش و ناآرامی را نداشته و از اینرو از میان جامعه ناآرام ایل قصد هجرت نمود و به ملک دیگری رفت تا بتواند احتیاجات روح ناآرام و حقیقتجوی خود را برآورده سازد.[۱]

بنظر میرسد عصر جهانگیرخان، دوران ایجاد نوعی جریان فرهنگی در میان ایل قشقایی بوده است و ایشان در زمینه حکمت و فلسفه در این جریان نقش بسزایی داشته است.[۲] از آنجا که موضوع نوشتار حاضر، بررسی تأثیر جهانگیرخان در ترویج و اشاعه حکمت متعالیه تهران میباشد و مکتب تهران نیز متوقف بر مکتب اصفهان است، از اینرو نخست لازم است بطور مختصر به ویژگیهای فلسفی و اندیشمندان برجسته مکتب اصفهان اشاره شود.

مکتب اصفهان

با شروع سلطنت شاه عباس، اصفهان به مرکز هنرها و علوم اسلامی و کانون فرهنگی تبدیل شد. اندیشمندان و فیلسوفانی که از این دوره تا هنگام هجوم افغانها به اصفهان پا بعرصه حیات گذاشتند، فیلسوفان مکتب اصفهان نامیده میشوند.[۳] در این بخش برآنیم تا از طرفی به ویژگیهای عمده این مکتب و از سوی دیگر به متفکران برجسته یی که در آن فعالیت داشته اند، بپردازیم. مکتب اصفهان که دربرگیرنده فیلسوفان برجسته یی چون میرداماد، میرفندرسکی، ملاصدرا، حکیم نوری و حکیم زنوزی میباشد، بدلیل اهمیتی که دارد، دارای ویژگیهای عمده یی است که در ذیل به برخی از آنها اشاره میشود:

. حوزه فلسفی اصفهان نمایشگر نوعی از اندیشه است که با روایات و احادیث اهل بیت علیهم السلام، بسیار نزدیک و هماهنگ است و میتوان گفت این موقعیت تحت تأثیر حکومت شیعی شاه عباس بوده است.[۴]

. درون مکتب اصفهان جهت گیریهای متفاوت زیادی در مباحث فلسفی وجود داشته است.

. نویسندگان این مکتب بهیچوجه خودجوش نبوده اند. بلکه بیشتر تحت تأثیر اندیشه های فلسفی ما قبل خود قرار داشته اند اما با ظهور تشیع که برای همیشه از خفا خارج شده بود، شاهد انتشار نوشته های گرانقدری (مانند آثار ملاصدرا و دیگران) هستیم که در آنها تأمل فلسفی، از ثمره احادیث امامان سود میجست.[۵]

. در طول تحقق و تکامل مکتب اصفهان، مباحث عمیق فلسفیی چون: بحث زمان، حدوث، عالم مثال یا برزخ و معرفت شناسی جدیدی که نزد ملاصدرا انقلابی در فلسفه وجود ایجاد کرد که مفهوم حرکت جوهری را نیز شامل میشود، مطرح شده است.

. اکثر فیلسوفان مکتب اصفهان تحت تأثیر فلسفه نو افلاطونی قرار داشته و با اندیشه های مکتب مشاء فاصله داشته اند.

. متفکرانی که در طریق حکمت معنوی تشیع گام برداشته و حوزه فلسفی اصفهان را بوجود آوردند، اندیشه های خود را در قالب سخنان ابن سینا و عبارات سهروردی ابراز داشته و از بیانات بدیع ابن عربی نیز بهره برداری نموده اند. بر این اساس گفته میشود آنچه در حوزه فلسفی اصفهان انجام پذیرفت، التقاط و تلفیق نبود بلکه تألیفی و نتیجه انس و الفت با روایات و آشنایی با معارف اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام بوده است.[۶]

. حکمت معنوی تشیع تحت تأثیر حکمای شیعه در حوزه فلسفی اصفهان، انشعاب پیدا کرد و از این طریق دو جریان فکری متفاوت بمنصه ظهور و بروز رسید که منشأ اختلافشان مسئله اصالت وجود و اصالت ماهیت بود. در یکطرف آن ملاصدرا طرفدار اصالت وجود و در طرف دیگر شیخ رجبعلی تبریزی از مدافعان اصالت ماهیت قرارداشت.[۷]

پس از آشنایی با عمده ترین مشخصات مکتب اصفهان، در ادامه به چند نمونه از فیلسوفان این مکتب خواهیم پرداخت. مقدمتاً در این زمینه میتوان گفت که بطور کلی فیلسوفان مکتب اصفهان به دو بخش قبل از ملاصدرا و بعد از ملاصدرا تقسیم میشوند. دوران پیش از ملاصدرا شامل فیلسوفانی همچون میرداماد و میرفندرسکی که از اساتید مستقیم و غیرمستقیم ملاصدرا بوده اند، میشود و دوره بعد از ملاصدرا فیلسوفان صدرایی چون حکیم نوری و حکیم زنوزی را در برمیگیرد.

مکتب اصفهان از ملاصدرا تا جهانگیرخان

از جمله بارزترین مؤسسین مکتب اصفهان میتوان به کسانی چون میرداماد، میرفندرسکی و ملاصدرا اشاره نمود که میرداماد و میرفندرسکی نسبت به ملاصدرا، سمت استادی داشتند.[۸] میرداماد که نخستین و معروفترین متفکر مکتب اصفهان است، علاوه بر ملاصدرا شاگردان برجسته دیگری چون سیداحمد علوی، قطب الدین محمد اشکوری، ملاشمسای گیلانی نیز داشت که به تعلیم و تربیت آنها پرداخت.[۹] یکی از مسائل فلسفیی که برای او اهمیت ویژه یی داشت، پیدا کردن پاسخی برای حل مسئله جهانشناسی و بحث حدوث و قدم آن بود. میرداماد میان عالم قدیم و حادث بدنبال راه حلی در مفهوم حدوث دهری بود و مفهوم زمان مثالی را ابداع کرد که مشاجرات سختی را بدنبال داشت. این نوآوریها و مسائل دیگری همچون مباحث مربوط به ماهیت، در صدرالمتألهین اثر مستقیمی برجای گذاشت.

میرفندرسکی نیز به جز ملاصدرا[۱۰] شاگردان دیگری چون رجبعلی تبریزی و آقای حسین خوانساری را در مکتب خویش تربیت نمود[۱۱]، اما مهمترین حکیم مکتب اصفهان که از طریق وجود او بنای رفیع حکمت متعالیه ادامه پیدا کرد،

صدرالمتألهین شیرازی بود. در زمینه مهمترین آراء فلسفی وی میتوان گفت او با جانشینی فلسفه سنتی ماهیت با فلسفه وجود که وجود را مقدم بر ماهیت و اصیل میدانست، انقلابی حقیقی در فلسفه وجود ایجاد کرد. این نظر که ماهیات ثابت وجود ندارد، بلکه هر ماهیتی، قائم به جوهری است و اینکه حرکت در مقدمه جوهر است، از نوآوریهای ایشان بشمار می آید.

ملاصدرا شاگردان برجسته یی همچون ملامحسن فیض، عبدالرزاق لاهیجی، قاضی سعید قمی و محمد تنکابنی تربیت نمود و نیز از مصاحبت حکمای برجسته یی همچون آقا حسین خوانساری، محمد باقر سبزواری و سید احمد علوی برخوردار بود.[۱۲]

بدین ترتیب اندیشه های مکتب اصفهان نخست از طریق میرفندرسکی و سپس از طریق شاگرد دیگر وی، رجبعلی تبریزی و استاد میرقوام الدین رازی، به فیلسوفان بعدی منتقل گردید. همچنین میرقوام جزو اساتید برجسته فاضل هندی، اردستانی و شیخ عنایت گیلانی بود.[۱۳] ملامحمد صادق اردستانی نیز که از اعاظم حکمای متعالیه بود، شاگردان برجسته یی در حکمت متعالیه چون ملا اسماعیل خواجویی و ملا حمزه گیلانی تربیت نمود.[۱۴] ملااسماعیل خواجویی نیز شاگردانی چون میرزا ابوالقاسم حسین خاتون آبادی (ملقب به مدرس اصفهانی) و آقا محمد بیدآبادی داشت.[۱۵]

میراث این مکتب در قرن دوازدهم و سیزدهم هجری بتوسط ابوالقاسم حسین خاتون آبادی و آقا محمد بیدآبادی و آقای علی نوری که از بزرگترین فلاسفه مکتب اصفهان و مدرس فلسفه ملاصدرا در اصفهان بود، رسید[۱۶] و سرانجام شاگردان دانشمند و برجسته وی همچون ملا عبدالله زنوزی، سید رضی لاریجانی، ملااسماعیل درب کوشکی، حکیم سبزواری، میرزا حسین نوری و ملامحمد اسماعیل اصفهانی (شارع عرشیه)[۱۷] و محمدرضا قمشه ای اصفهانی، این امانت علمی را به اخلاف خود از جمله حکیم جهانگیرخان قشقایی تحویل دادند.[۱۸]

جهانگیرخان و مکتب اصفهان

در اوایل قرن سیزدهم ه. ق، حوزه و تعلیم و تدریس فلسفه ملاصدرا حدود نیم قرن در اصفهان به وجود دو استاد علامه نامدار و بزرگ، یعنی آخوند کاشی و جهانگیرخان قشقایی پابرجا بود که هر دو در مدرسه صدر بازار بزرگ نزدیک «دروازه اشرف » حجره داشتند و رونق مدرسه از درس و دعاوی ایشان بود چندانکه طلاب این علم از بلاد دور و نزدیک حتی از ممالک مجاور برای درک محضر ایشان به اصفهان میشتافتند.[۱۹]

بنابرین، همانطور که گفته شد، جهانگیرخان قشقایی یکی از دو استاد بزرگ فلسفه ملاصدرا بوده است. وی در فلسفه شاگرد آقا محمدرضا قمشه ای شاگرد آقا سیدرضا لاریجانی و او نیز شاگرد ملاعلی نوری مدرس مشهور حکمت در مکتب فلسفی اصفهان بود. از سوی این وارثان حکمت، تفکرات فلسفی جهانگیرخان بارور شد.

آیت الله بروجردی در اینباره مینویسد: «ما در زمان جوانی در حوزه علمیه اصفهان نزد مرحوم جهانگیرخان اسفار میخواندیم، ولی مخفیانه، چند نفر بودیم و خفیه به درس ایشان میرفتیم»[۲۰].

اما در مورد تأثیر جهانگیرخان باید گفت که برغم افول حوزه اصفهان بواسطه فتنه افغان، ثمرات وجود اینگونه استادان و حوزه درسی ایشان تا این اواخر، به جایگاه فلسفی اصفهان در حوزه علوم اسلامی مرتبه یی رفیع بخشیده بود، بطوری که پس از ایشان و حکیمانی چون میرزا رفیعا، آقا حسین خوانساری و فرزندش آقا جمال الدین، ملامحمد صادق اردستانی، ملا اسماعیل خواجویی، آقامحمد بیدآبادی، آقا حسین سبزواری، آقامحمدرضا حکیم قمشه ای در حوزه فلسفی اصفهان اسوه های ارزشمندی بودند که هنوز هم فلسفه اسلامی مرهون زحمات و خدمات آن بزرگواران است.[۲۱]

حکیم جهانگیرخان و تفکر فلسفی

در ابتدا باید گفت جهانگیرخان در روزگاری زندگی میکرد که در آن بنابر دلایلی چون اندراج حکمت در کلام شیعی سده ششم و هفتم یا بموجب غلبه اندیشه عرفانی و روش تصوف، تحصیل فلسفه بین علما سخت موهون و با کفر و الحاد مقرون و عناد متحجرین نسبت به آن بسیار زیاد بود، بنحوی که نسل هم روزگار جهانگیرخان از استقلال اندیشه فلسفی وحشت داشته و جرئت تفکر و نوآوری را از دست داده بودند.

بطور کلی نقش حکیم قشقایی که خود به استقلال اندیشه فلسفی معتقد بود و حتی گفته میشود که وی بیش از آنکه به دانش فلسفه بیندیشد به استقلال و ماندگاری آن فکر میکرد در چنین فضایی بدینصورت بود که فلسفه را در اصفهان از تهمت خلاف شرع و بدنامی کفر و الحاد نجات داد و آنچنان به این علم رونق بخشید که فقها و متشرعان، آشکارا با میل و علاقه روی به درس فلسفه مینهادند و آن را مایه فضل و مفاخرت میشمردند.

یکی از زمینه های فعالیت فلسفی وی، بازخوانی و واکاوی تأملات عقلی و فلسفی دوره زرین تمدن اسلامی بوده است که گفته میشود فلسفه جدید و کلام یا الهیات جدید در گفتارهای علامه طباطبایی و استاد مطهری بخشی از نتایج همین کوشش جهانگیرخان در بازخوانی و ترویج اندیشه های فلسفه اسلامی و همینطور در خارج کردن آن از هجران غربت میباشد.[۲۲] او همچنین فلسفه را بهمراه درس فقه و اخلاق چندان رایج و مطلوب ساخت که نه فقط دانستن و خواندن آن موجب ضلالت نبود بلکه مایه افتخار و مباهات نیز محسوب میشد. وی در مسجد جارچی سه درس پشت هم میگفت که درس اولش شرح لمعه (فقه) و بعد از آن شرح منظومه حاج ملاهادی سبزواری (حکمت) و سپس درس اخلاق بود و بدین ترتیب فلسفه را در میان دروس فقه و اخلاق، بسبک شیوایی تدریس مینمود.[۲۳]

آنچه تا بدینجا گفته شد بیشتر نقش جهانگیرخان را در احیا و ترویج تفکر فلسفی مکتب اصفهان روشن میسازد، اما درباره آراء فلسفی خود او باید گفت که وی از فیلسوفان شفاهی این مرز و بوم بود که فلسفه را بمعنای برخورد اندیشه بشر با مفاهیم پیچیده هستی میدانست.[۲۴] تدریس دو درس اسفار و شفا که از جامعترین و بینظیرتر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *