توضیحات
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حداقل شرط درک روزه، ارائهای متفاوت و تأثیرگذار بسازید
دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل حداقل شرط درک روزه شامل 50 اسلاید حرفهای و طراحیشده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی بهخوبی معرفی خواهد کرد.
دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل حداقل شرط درک روزه:
- ظاهر حرفهای و چشمنواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
- کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل حداقل شرط درک روزه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
- کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.
عملکرد بینقص: اسلایدها بهگونهای طراحی شدهاند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.
یادآوری: در صورت استفاده از نسخههای غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل حداقل شرط درک روزه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حداقل شرط درک روزه :
بندگان پروردگار عالم، در عبودیّت و تن دادن به عبادت پروردگار عالم، مِن المتخلّقین و مِن المتّقین می شوند.لذا یکی از راه های متخلّق شدن به اخلاق، تن دادن به عبادت است. اگر انسان، اعضاء و جوارحش به عبادت عادت کرد؛ آن وقت بنده خدا می شود.
اگر دست، چشم، زبان و یک یک اعضاء و جوارح انسان، عادت به عبادت کردند؛ خود این عبادت، برای انسان حصن می شود و او را از گناه دور می کند. وقتی هم انسان از گناه دور شد، وجودش، متخلّق به اخلاق الهی می شود.
پروردگارعالم، عبادت را باب قرب خود قرار داد، امّا خود عبادت به خودی خود قرب نمی آورد، بلکه این اثر عبادت است که انسان را به پروردگار عالم، مقرّب می کند.
مثلاً وقتی عنوان می شود: «الصلاه معراج المؤمن»، این نماز عامل می شود که انسانی که عبد خدا شد، دیگر جز مقابل ذوالجلال و الاکرام، خم نشود. یا زبانی که به حقیقت به ذکر پروردگار عالم چرخید؛ دیگر فحّاشی نمی کند، دروغ نمی گوید، غیبت نمی کند، تهمت نمی زند و. ..؛ چون اثر وضعی عبادت آن که به عبادت ذوالجلال و الاکرام مشغول شد، این می شود که اعضاء و جوارح او، متخلّق می شوند.
همان طور که در قرآن کریم و مجید الهی هم بیان شده: «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ کما کتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکمْ لَعَلَّکمْ تَتَّقُون»[۱]. صیام و عبادت ظاهری، خودش انسان را مقرّب نمی کند، بلکه عامل برای تقوا می شود. البته آن هم عنوان «لعلّ» است و اولیاء خدا، عرفای عظیم الشّأن و خصّیصین حضرت حقّ بیان می کنند: اگر صیام شما صیام حقیقی بود، به این تقوا خواهید رسید.
به عبارت دیگر، اگر عبادت از ناحیه عبد بود، نه از ناحیه انسان؛ به تقوا می رسد. عبادت از ناحیه عبد هم، همان چیزی است که معصومین به عنوان بندگان حقیقی خدا و رأس عبّاد الهی، دارند.
مثلاً در باب نماز، بیان شده: وقتی یک یک حضرات معصومین(ع)، از نبِیّ مکرّم(ص) و مولی الموالی(ع) گرفته تا دیگر ائمّه اطهار(ع)، برای نماز می ایستادند؛ معلوم بود که حال نماز آنان، با حال غیرنمازشان تفاوت دارد. گاهی گفتن «اللّه اکبر» برای آنان سخت بود؛ چون فقط لقلقه زبان نبود، می دانستند می خواهند درمحضر ذوالجلال و الاکرام بایستند. اصلاً اذان، اذن از ناحیه خداوند تبارک و تعالی برای کلام با خودش است. لذا حال اولیاء خدا و رأس آنان، عبّاد حقیقی و معصومین(ع)، این بود که بدنشان به لرزه می افتاد، حالشان متغیّر می شد و وضعشان دگرگون می گشت.
یک علّت این هم که اولیاء خدا در دل شب، قبل از ورود به نمازشان، اوّل به آسمان نگاه می کنند و آیات سمائیّه را می خوانند و بعد در هنگام وضو هم حال خاصّی دارند، این است که دارند خودشان را آماده می کنند؛ چون می دانند می خواهند محضر ذوالجلال و الاکرام بایستند. لذا همان طور که مولی الموالی(ع) می فرمایند: من آن خدایی را که نبینم، عبادت نمی کنم، آنها هم می دیدند.
گرچه خدا، جسم نیست، مکان و زمان ندارد، « هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ»[۲] و ما نمی توانیم درک کنیم که آن رؤیت ذوالجلال و الاکرام چیست. اصلاً بعضی از مطالب، تبیینی نیست، رسیدنی است! یعنی هر چه اولیاء خدا بخواهند آن را سبک کنند تا من و شما بفهمیم، نمی توانیم بفهمیم، مگر اینکه به آن برسیم.
مثلا اگر شصت سال پیش می گفتند: با یک شیء کوچکی که در دستمان است(همین تلفن همراه)، می توانیم با کسی که در آن سوی دنیاست، حرف بزنیم و همدیگر را ببینیم؛ باور نمی کردیم، امّا امروز به آن رسیدیم و باور می کنیم.
لذا درک این مطلب هم که امیرالمؤمنین(ع) می فرمایند: من خدایی را که نبینم، عبادت نمی کنم و از آن طرف هم ما می دانیم پروردگار عالم، جسم نیست، به صورت لغت، معناپذیر نیست، إلّا به اینکه انسان به آن برسد.
زمانی هم انسان به این مقام می رسد که یک یک اعضاء و جوارح او، به مقام تقوا درآید. لذافرمود: «لَعَلَّکمْ تَتَّقُون »؛ چون اگر دستتان متّقی شد، دیگر می فهمد نباید گناه کند؛ چون صورت ظاهر در صیام، من و شما را از لقمه حرام و شبهه ناک منع نمی کنند، بلکه برعکس، ما را از لقمه حلال منع می کنند و می گویند: همین که اذان صبح را گفتند تا غروب، دیگر از حلال دست بکش. وقتی کسی حلال نخورد، معلوم است که دیگر به شبهه هم دست نمی زند، چه برسد به حرام! آن وقت حالش که متغیّر شد، تقوا در دست، چشم و سایر اعضاء و جوارح هم می آید. لذا در حال روزه، چشمت حتّی از لقمه حلال یا همسر حلالت هم تقوا پیشه می کند. نمی گویی: روز است و هوس کردم به همسر حلالم نزدیک شوم؛ می دانی روزه ای و این هوس بیجاست! لذا وقتی ذوالجلال و الاکرام تو را از حلال منع کرد، دیگر به شبهه ناک و حرام هم روی نمی آوری و آن وقت است که متّقی می شوی.
چه کنیم که غیبت گوش ندهیم؟
خدا آیت الله سیّد عباس ابوترابی فرد (پدر بزرگوار حاج سیّد علی اکبر ابوترابی فرد، آن مرد الهی که حرّ بود و برای همه آن اسرا در آن اسارت ظاهری – که در حقیقت حرّ بودند – پدری می کرد) را رحمت کند. ایشان نقل می کردند که یک کسی محضر حاج شیخ جعفر مجتهدی آمده بود و گفته بود: آقا! یک چیزی بگویید که اگر در جایی غیبت کردند، من آن را گوش ندهم. در این باره روایات خیلی شنیدم و خواندم، امّا یکی چیزی می خواهم که از زبان شما باشد تا آن را ملکه وجودی خود کنم و مدام یاد آن بیفتم که هر جا غیبت شد، دیگر غیبت گوش ندهم.
حاج شیخ جعفر مجتهدی فرموده بودند: نماز می خوانی؟ آن فرد لبخندی زده بود و گفته بود: اگر منظورتان از آن خواندن هاست، خیر، امّا اگر منظورتان همین خواندن عادی است که می خوانم. ایشان گفته بودند: منظورم همین خواندن عادی است، می خوانی؟ آن فرد تعجّب کرده و گفته بود: آقا! به صورت ظاهر یک دولا، راستی می شویم. فرموده بودند: اگر بخوانی، غیبت گوش نمی دهی. گفته بود: آقا! چرا؟ فرموده بودند: تو در نماز می گویی: « مالِک یوْمِ الدِّینِ »[۳]، آن که مالک است، مالک اعضاء و جوارحت هم هست. اگر یادت بیفتد که تو عبد هستی و مالک، کس دیگری است؛ دیگر اختیار هیچ عضوی از اعضاء و جوارح خودت را نداری. اگر این، ملکه وجود شود، غوغا می شود!
دستورالعملی برای ترک وسواس
شخصی محضرمیرزا علی اصغر صفّار هرندی (پدرحاج حسین آقای صفّار هرندی) آمد و گفت: من نسبت به نجس و پاکی وسوسه دارم. می دانم هم وسوسه خوب نیست، ولی نتوانستم آن را ترک کنم. شما دعایی به من بدهید که من دیگر وسوسه نداشته باشم.
آقا فرموده بودند: من به تو دعا نمی دهم، یک جمله می گویم که برتر از دعاست. این جمله را در ذهنت یادداشت کن و هر موقع خواستی به تعبیری آب کشی زیاد انجام بدهی و مدام شک کنی که نجس است و…، اگر یاد این جمله بیفتی، کافی است. آن جمله این است که بدان! دستت مال خودت نیست.اینکه زیاد آب می کشی، اگر فردا دستت مریض شد، این دست فردای قیامت به سخن درمی آید و می گوید: این من را اذیّت کرد. پس ملک تو نیست، تو فقط سوار این هستی.
روح، راکب و جسم، مرکب است. وقتی این اعضاء و جوارح متعلّق به تو نیست، تو اجازه نداری بیش از آنچه که خدا می گوید عمل کنی. به تو می گوید: عین نجاست که رفت، آب قلیل را یک بار می ریزی، بار دوم که ریختی، دیگر پاک است و تمام شد. بگویی: به دلم نچسبید و دفعه سوم را بریزی؛ یعنی هوی و هوس! یعنی نفس دون! یعنی خدا در کار نیست!شیطان برای مؤمن این طور جلو می آید که بگوید: هنوز به دلم ننشسته که این پاک باشد، شاید هنوز نجس باشد و. … این «دلم» یعنی شیطان!
من مالک خودم نیست، مالک من، ذوالجلال و الاکرام است. من مالک چشمم نیستم، به من گفته: نگاه نکن، من هم اصلاً کاری به ع
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل آثار کثیف بودن دهان
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.