تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل حضرت عباس (ع) نمودی از سبک زندگی انسان کامل قرآنی :

مقدمه

حضرت عباس (ع) یکی از بندگان شایسته ی خداوند و از ولایت مدارترین یاران امام حسین (ع) می باشد. ایشان با بصیرت ژرفی که در سراسر وجودش موج می زد، حق را از باطل بازشناخته و همیشه پیرو حق و حقیقت بود و در حفظ آن می کوشید. وی در نیمه ی روز عاشورا، تنها در چند ساعت، زیبا ترین تصویر وفاداری و از خودگذشتگی را ترسیم نمود. اطاعت کامل ایشان از خدا و پیامبر و ائمه اطهار (علیهم السلام)، کوتاهی نکردنش در مسیر مجاهدت در راه خدا و سر انجام تصریح به تسلیم و تصدیق و وفای به عهد ایشان در برابر امام زمان خویش، نشانه هایی روشن از کمال صفات انسانی و فضایل شخصیتی ایشان به عنوان یک انسان کامل می باشد. هرچند که شناخت انسان کامل که مظهر جمیع اسماء و صفات خداوند است، کار انسان کامل است ولی در حد مفهوم اسمی به بررسی آن پرداخته می شود تا برخی صفات انسان کامل که همانا انبیاء و ائمه ی هدی و خالص ترین پیروان آنان می باشند، بیان شود. بی شک شناسایی حضرت عباس (ع) از دریچه ی روایات اهل بیت، دست گیر مددجویان وصل به مکتب عاشورایی خواهد بود، ولی در این اثر خواسته شده سیمای وفاداری و ادب و بردباری آن حضرت در کتاب هدایت، قرآن مجید نیز بررسی گردد تا زمان قیام امام زمان (عج) بتوان از سرباز قرآنی امام حسین (ع)؛ حضرت عباس (ع)، الگو گرفت. شناخت و پیروی از چنین سرمشقی، از ضروری ترین وظایف مهدی باوران و مهدی یاوران است.

عباس پسر علی ابن ابی طالب (ع)

عباس ابن علی(ع) که از ایشان تعبیر به عباس الاکبر و با کنیه ابوالفضل یاد شده (واسعی، ۱۳۸۳، ص۱۲۴)، بزرگترین فرزند علی(ع) از ام البنین است. برخی از علمای انساب سن شریف آن حضرت را ۳۴ سال دانسته اند. (حائری مازندرانی، ۱۳۸۹، ص۶۱۶؛ عندلیب همدانی، ۱۳۸۸، ص۳۲۰) ایشان در سال ۶۱ هجری در واقعه کربلا به شهادت رسید (محمدی اشتهاردی، ۱۳۹۱، ص۱۲) بنابراین آن جناب باید در سال ۲۶ هجری دیده به جهان گشوده باشد (عندلیب همدانی، ۱۳۸۸، ص۳۲۰)مشهور تولد ایشان را چهارم شعبان سال ۲۶، در مدینه بیان نموده اند. (محمدی اشتهاردی، ۱۳۹۱، ص۱۲)قمر بنی هاشم آخرین شهید از میان برادران تنی اش و تنها فرزند ام البنین است که دنباله داشته است. گویا وی در سن ۱۸ سالگی با «لبابه» دختر «عبدالله ابن عباس ابن عبدالمطلب» ازدواج کرد که ثمره اش دو فرزند به نام های «عبیدالله» و «فضل» بود. (واسعی، ۱۳۸۳، ص۱۲۴؛ عندلیب همدانی، ۱۳۸۸، ص۳۲۳)

حضرت عباس (ع) پس از رشادت های دلیرانه در رکاب امام حسین به دست ناجوانمردانی از قبیله ی تیرگی، به شهادت رسید. قاتل وی را به اختلاف، حکیم ابن طفیل، زید ابن زیاد الجنبی(الجهنّی) و یزید ابن زیاد النخعی معرفی کرده اند (حیدری، ۱۳۸۷، ص۴۸۴) به فرموده امام محمد باقر (ع) زید ابن رقاد و حکیم ابن طفیل حضرت عباس(ع) را شهید کردند.(قمی، ۱۳۷۵، ص۴۲۰) بدن پاک آن جناب در سر راه غاضریه دفن گشته است و اینک آن بارگاه پر عظمت محل طواف ملائکه ملأ أعلی است.(شیخ مفید، بی تا، ص۴۷۱)

مفهوم واژه انسان

انسان از نسیان گرفته شده است. زیرا آنچه نسبت به آن علم دارد را فراموش می کند.(عسگری، بی تا، ص۲۶۸) به تعبیری دیگر انسان به این علت انسان نامیده می شود که از (آنَسْتُ الشَّیء اِذا اَبصَرْتّه)(با چیزی انس گرفتم) به دست آمده است.(حمیری، بی تا، ج۱، ص۳۴۰)

مفهوم واژه کامل

کامل تمامی است که همه اجزایش موجود باشد، (فراهیدی، بی تا، ج۵، ص۳۷۸؛ ازهری، بی تا، ج۱۰، ص۱۴۸)پس مساوی با تامّ است(حمیری، بی تا، ج۹، ص۵۸۹). به عبارتی دیگر به چیزی کامل گویند که غرض آن حاصل شده باشد.(حُصولُ ما فِیهِ الْغَرَض مِنْه)(راغب اصفهانی، ۱۳۷۴، ج۱، ص۷۲۶)

مفهوم شناسی انسان کامل

در قرآن تعبیر انسان کامل وجود ندارد، بلکه آنچه در آیات آمده، تعبیر«مسلمان کامل» و«مومن کامل» است. استفاده از بیان ها شناخت انسان کامل نیست. باید افرادی که وجود عینی انسان کامل هستند و در خارج، هم در حد اعلی و هم در درجات پائین تر، وجود دارند را شناخت.(مطهری، ۱۳۶۷، ص۱۱۱۳) رسول اکرم انسان کامل است.(الخمینی، ۱۳۸۶، ج۱۸، ص۵۲) علی (ع) نمونه انسان کامل است. شناخت علی(ع) شناخت انسان کامل است. نه شناخت شناسنامه ای یا شناخت شخص علی(ع) بلکه شناخت شخصیت علی(ع) شناخت انسان کامل است.(مطهری، ۱۳۶۷، ص۱۱۱۳)

قرآن کریم که در رأس تمام مکاتب و تمام کتاب ها قرار گرفته، آمده است تا انسان را بسازد؛ انسان بالقوه را انسان بالفعل و موجود بالفعل کند. تمام دعوت انبیاء و تمام علوم و عبادات و معارف الهیه نیز برای این معناست که انسان ناقص را «انسان کامل» کند.(الخمینی، ۱۳۸۶، ج ۳، ص ۲۱۸) کمال در انسان در تعادل و توازن اوست؛ یعنی انسان با داشتن این همه استعدادهای گوناگون آن وقت انسان کامل است که فقط به سوی یک استعداد گرایش پیدا نکند و استعدادهای دیگرش را مهمل و معطل نگذارد. بلکه همه را در یک وضع متعادل و متوازن همراه هم رشد دهد که علما می گویند اساسا حقیقت عدل به توازن و هماهنگی بر می گردد. مقصود از هماهنگی در اینجا این است که استعدادهای انسان هماهنگ رشد نموده به حد اعلی برسند. در این صورت این انسان می شود انسان کامل که قرآن از او تعبیر به «امام» می کند.(مطهری، ۱۳۶۷، ص۳۳) شناخت انسان کامل کار انسان کامل است و اگر نه غیر کامل از عهده وصف و تعریف و شرح انسان کامل بر نمی آید و فقط مفهوم اسمی آن را متوجه می شود.(طباطبائی، ۱۳۸۵، ص۳۱۱) قرآن لفظ انسان کامل را به شکل صریح در آیات خود بیان ننموده است. تنها لفظی که در قرآن می توان با آن انسان کامل را شناخت لفظ ایمان می باشد از این رو ویژگی های مومنان حقیقی که انبیا مصداق بارز آن می باشند در این نوشتار تطبیق آن با صفات حضرت عباس بررسی و بیان می شود:

(۱) ادب

ادب یکی از والاترین ارزش های اخلاقی در انسان می باشد. ادب قرین عقل است، از نفس مواظبت می کند و دنیای فرد را اصلاح می کند.(شهرروزی، بی تا، ص۲۹۷) ادب به معنای داشتن محاسن اخلاق است. یعنی کسی که در خُلق و علم، ادیب و نامور باشد و نفس را به وسیله تعلیم و تهذیب آراسته نموده باشد. ادب، حسن معاشرت، حرمت نگه داشتن و نوعی سپاسگزاری است.(سعدی، بی تا، ص۱۷)برای ادب آداب مختلفی در قرآن بیان شده است که در ذیل به تعدادی از آنها اشاره می شود:

الف) ادب رفتاری و گفتاری با اولیای خدا(ع)

«یا أَیهَا الَّذِین آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَینَ یدَی اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» «ای کسانی که ایمان آورده اید، در برابر خدا و پیامبرش [در هیچ کاری] پیشی مجویید و از خدا پروا بدارید که خدا شنوای داناست». (سوره حجرات (۴۹)، آیه ۱)

ب) ادب شاگرد در برابر استاد

«قالَ لَهُ مُوسی هَلْ أَتَّبِعُک عَلی أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمْتَ رُشْداً»؛«موسی به او گفت: آیا تو را- به شرط اینکه از بینشی که آموخته شده ای به من یاد دهی- پیروی کنم؟»(سوره کهف(۱۸)، آیه ۶۶)

ج) ادب حضور در مکان های مقدس

«إِنی أَنَا رَبُّک فَاخْلَعْ نَعْلَیک إِنَّک بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوی»؛ «این منم پروردگار تو، پای پوش خویش بیرون آور که تو در وادی مقدس «طُوی» هستی».(سوره طه (۲۰)، آیه ۱۲)

د) ادب اذن دخول گرفتن:قرآن کریم می فرماید : (لاتدخلوا بیوت النبی الا ان یؤذن لکم…)

اوج ادب در برادری

حضرت علی (ع) درباره ادب می فرماید: «لا میراثَ کَالأدب» «هیچ ارثی ارزشمندتر از ادب نیست»(دیلمی،۱۴۱۲ه ق، ج۱، ص۱۶۰). بر همین اساس فرزندان علی (ع) از با ادب ترین افراد جامعه خود بودند. عباس هم از همین مکتب عالی درس های تعالی و ادب را آموخته است و تمام دوران زندگی از کودکی تا پایان عمر، این ویژگی ممتاز را با خود به همراه داشته است.در این راستا چند نمونه از آداب عباس(ع) بیان می شود: در روایات آمده است عباس(ع) بدون اجازه کنار امام حسین(ع) نمی نشست. و اگر در محضر ایشان می نشست دو زانو می نشست (حائری مازندرانی، ۱۳۸۹، ص۶۲۶).

حضرت عباس(ع) در طول ۳۴ سال عمر شریفش، هرگز برادرش امام حسین (ع) را برادر خطاب نکرد. بلکه همواره ایشان را با تعبیراتی چون سیّدی، مولای من، آقای من، یابن رسول الله، سرور من و ای پسر رسول خدا صدا می زد. تنها باری که حضرت عباس(ع) امام حسین(ع) را برادر خطاب کرد، در لحظه شهادت بود که با جان و دل خطاب نمود: «برادر، برادرت را دریاب».(حائری مازندرانی، ۱۳۸۹، ص۶۲۷) این تعبیر در آخرین لحظات عمر سقای کربلا نیز، بیان گر یک نوع ادب بود، زیرا عباس (ع) رسم برادری را با بهترین وجه ادا نموده بود و اینک از برادرش امام حسین(ع) می خواست با مِهر برادری او را بنگرد.(محمدی اشتهاردی، ۱۳۹۱، ص۴۳)

(۲) ایثار و مواسات

مواسات یعنی دیگری را به منزله ی نفس خود قرار دادن و نفع رساندن به او و دفع ضرر از او و ایثار یعنی مقدم کردن دیگری بر خویش که این حالت نهایت اخوت و برادری است. (تهانوی،۱۹۹۶م،ص۱۶۶۷) ایثار به معنای تفضل است (بستانی، بی تا، ص ۱۶۸) و این تفضل، محبت و گرامی داشتن دیگری بر خویش است. (راغب اصفهانی،۱۳۷۴،ص ۱۶۸)ایثار شیوه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و بعد از ایشان شیوه امیرالمومنین(ع) و اولاد اطهر ایشان بوده است.(نراقی،۱۳۷۸، ص ۳۹۸؛ نیلی پور، ۱۳۸۷،ج۲،ص۴۳۹) قرآن شکوه ایثار را در این آیه ترسیم نموده است:

۱.«وَ منَ النَّاسِ مَنْ یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ» «و از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می فروشد، و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است».(سوره البقره (۲)، آیه ۲۰۷) نزول این آیه درباره علی (ع) است.(خانی و ریاضی، ۱۳۷۲، ج ۲، ص۴۲۷) که یکی از بلند مرتبه ترین مصادیق انسان کامل است.حضرت عباس (ع) یکی از برجسته ترین چهره های ایثارگری در صحن پرشور عاشورا بود.ابوالفضل(ع) بعد از آنکه چهارهزار مأمور شریع فرات را کنار زد وارد آن شده مشک را پر از آب کرد. با دستش مقداری آب برداشت و آورد جلوی دهانش تا بنوشد. دیگران از دور ناظر بودند. آنها همین قدر گفته اند: ما دیدیم که ننوشید و آب را ریخت. یادش افتاد که برادرش تشنه است، گفت شایسته نیست حسین در خیمه تشنه باشد و من آب بنوشم.(مطهری،بی تا، ج۱۷، ص ۳۸۹- ۳۸۸) امام سجاد (ع) ایثار عموی بزرگوار خود را در روایتی یادآور گردیده است: «رَحمَ اللهُ العَبّاسَ یَعنِی إبنِ علِی فلَقَدآثَر وَ أبلی…،خداوند عمویم عباس را رحمت کند که در راه برادرش ایثار نمود و بلا دید…»(صدوق، ۱۴۱۶ه ق، ص۶۸)

امام هادی (ع) نیز دربار سقای کربلا می فرماید:«اَلسَّلامُ علَی اَبی الفَضلِ العَبّاسِ بنِ اَمیرَالمِومِنینِ اَلمُواسِی أخاهُ بِنَفسِه…؛ سلام بر تو ای ابوالفضل العباس، فرزند امیر المومنین که جان خود را در راه برادر فدا کردی…»امام (ع) در این زیارت عموی خود را با لقب «مواسی» خوانده است. زیرا عباس(ع) جان حسین (ع) را شیرین تر از جان خویش پنداشت و از شدت دلبستگی به اباعبدالله (ع) از جان و فرزندان و همه دارایی های خود برید تا به مقامی واصل گردد که جمیع شهدا به اوجِ عظمت و والایی مقامش غبطه بخورند: «یغبِطه بِها جمیع الشهَداء یومَ القیامه…؛ همه شهیدان غبط مقامش را می خورند. ..»و نیکو برادری گردد که «نِعمَ الأخ المُواسی… بهترین برادری که مواسات نمود» نام گیرد و تعبیر «الصدیق المواسی» دربار ایشان به کار رود.

(۳) صلب الایمان

برای بررسی انسان کامل، مناسب ترین کلید واژه «ایمان» است. ایمان فرایندی است که جهت گیری آن در افکار، احساسات و اعمال آشکار می گردد. متعلَقات ایمان در قرآن، خداوند متعال، روز قیامت، فرشتگان و انبیا هستند.(آذربایجانی، ۱۳۷۵، ص۱۴) ذکر ایمان همراه با عمل صالح در قرآن بیان گر این است که ایمان تنها به زبان نیست بلکه باید آن را تا مرحله عمل تقویت کرد. صلب الایمان یعنی دارای صلابت در ایمان، و امام صادق (ع) درشأن حضرت عباس (ع) می فرماید: «کانَ عَمُّنَا العَبّاسِ بنِ عَلِی (ع) نافِذَهُ البَصِیرَه وَ صُلبُ الایمانِ…»(کرمی، بی تا، ص۲۴۵) برای این فقره دو معنا محتمل است:

احتمال اول:

یعنی حضرت عباس(ع) صاحب قوت در دین است، زیرا دارای مقام بصیرت دردین است. یعنی ایمانش آن قدر قوی است که در لحظات سخت روز عاشورا دست از امام نکشید. اگر نور بصیرت قلب انسان را در برگیرد، دیگر این انسان نه دنیا را می بیند و نه آخرت را، بلکه تمام توجه او به پروردگار عالم است. یعنی کسی که بصیرت دارد، دارای قوه قدسیه است، قوه قدسیه هم بر روح و هم بر جان موثر است. کسی به مرتبه قوه قدسیه می رسد که روحش از اضافه طینت جسمانی چهارده معصوم باشد. امامان معصوم (ع) از شجاعتی بهرمند هستند که با شجاعت هیچ شجاعی قابل مقایسه نیست. وقتی امام صادق(ع) در توصیف حضرت عباس (ع) می فرماید: عمُّنا، عموی ما؛ یعنی آن حضرت عموی معصوم است و عموی معصوم اگر چه در اصل خلقت درمرتبه معصوم نیست، اما از نظر خلقت معصوم بهره خاصی برده است بنابراین وقتی دو دست آن حضرت قطع شد، باز هم می بینیم عَلَم در سینه می گیرد و در حالیکه مشک بر دوش گرفته، شمشیر به دهان با دشمن می جنگند وحتی دراین لحظه هم، دشمن جرأت نزدیک شدن به ایشان را ندارد.

احتمال دوم:

مراد از صلب الایمان، این است که آن حضرت صلابت دین بود، مظهر دین اسلام در روز عاشورا بعد از امام معصوم، آن حضرت بود. به بیان دیگر مراد از ایمان، امام حسین(ع) است و صلابت آن حضرت، قمر بنی هاشم است.(حسینی، ۱۳۸۲، ص۳۷) به همین دلیل است که بعد از شهادت حضرت عباس(ع) امام حسین(ع) فرمودند: «الان کمرم شکست»(مجلسی، بحار الانوار، بی تا، ج۴۵، ص۴۲)

امام صادق (ع) در اذن زیارت آن حضرت می فرماید: «لَعَنَ اللهُ مَنْ جَهْلَ حَقَّک واِسْتَخَفَّ بِحُرْمَتِک» «خداوند لعنت کندکسی را که حق تورا نشناخت و مقام تو را سبک شمرد».(شیخ طوسی، ۱۴۱۱ ق، ص۷۲۴) بنابر این روایت، معرفت حضرت عباس(ع) واجب می باشد. همچنین در زیارت آن حضرت آمده است: “ولَعَنَ اللهُ اُمَّهَ إنتَحلت مِنک المَحارِم وَاِنتَهَکت حُرمَه الاِسلام» خداوند لعنت کند مردمی را که حرام های الهی را در حق تو حلال شمردند و با کشتن تو، حرمت و هیبت دین را پایمال کردند.»(مجلسی، بی تا، ج۹۸، ص۲۱۸)

(۴) بصیرت

بصیرت یعنی مشاهده ی کلی ظواهر وخفایای اشیاء(جزری،۱۳۶۷، ج۱، ص۱۳۱) هر چشم بینایی می تواند ظواهر اشیاء را ببیند ولی بواطن و خفایای آن، چشمی را می طلبد که روشن به معارف الهی باشد. قرآن کریم می فرماید: «قَدْ کانَ لَکمْ آیهٌ فِی فِئَتَینِ الْتَقَتا فِئَهٌ تُقاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَ أُخْری کافِرَهٌ یرَوْنَهُمْ مِثْلَیهِمْ رَأْی الْعینِ وَ اللَّه یؤَیدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یشاءُ إِنَّ فِی ذلِک لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصارِ» «قطعاً در برخورد میان دو گروه، برای شما نشانه ای و درس عبرتی بود گروهی در راه خدا می جنگیدند، و دیگر [گروه] کافر بودند که آنان [مؤمنان را به چشم، دو برابر خود می دیدند و خدا هر که را بخواهد به یاری خود تأیید می کند، یقیناً در این ماجرا برای صاحبان بینش عبرتی است»(سوره آل عمران (۳)، آیه ۱۳)

بصیرت در اشخاص با فراست که اشیاء را از علامت هایشان می شناسند، موج می زند. اینها همان هایی هستند که از نشانه ها عبرت می گیرند. هم چنان که قرآن کریم فرموده است: «إِنَّ فِی ذلِک لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصارِ».(طیب، ۱۳۷۸، ج ۸، ص ۶۱)

هوشمندان و هوشیاران که از آنها تعبیر به فراست مداران می کنند زیرکانی هستند که برخلاف عوام که یک سطح ظاهری را درک می کنند، باطن و حقایق اشیا را درک می کنند. از این افراد با عنوان متوسمین یاد می شود.(خانی و ریاضی، ۱۳۷۲، ج ۸، ص ۷۱) «إِنَّ فِی ذلِک لَآیاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِینَ»؛ «به یقین، در این [کیفر] برای هوشیاران عبرتهاست».(سوره الحجر (۱۵)، آیه ۷۵) عرب به نوری که چشم به وسیله آن دیدنی ها را می بیند«بصر» می گوید. اگر این روشنی و نور در قلب انسان پیدا شود.که به وسیله آن انسان عاقل، حقایق و ملکوت عالم را بفهد و ببیند، عرب به این روشنایی دل، «بصیرت» می گوید. پس “بصر» نور و روشنایی برای چشم سر و “بصیرت» روشنایی چشم دل است.

از امتیازات ویژه حضرت عباس(ع)، ژرف اندیشی و بصیرت نافذی بود که توسط آن، رگه های کفر و نفاق را به خوبی می شناخت و با همین ویژگی ولایت مداران راستین را نیز شناسایی می کرد.(حسینی، ۱۳۸۲، ص۳۴- ۳۳)

امام صادق(ع)درباره عموی خودعباس(ع) می فرماید:

«کانَ عَمُّنَا العَبّاس(ع) نافِذَهُ البصیرَه…»عموی ما عباس دارای بصیرت ژرف بود. …»(کرمی، بی تا، ص۲۵۴)

این تعبیر امام صادق (ع) یعنی آن حضرت دارای نور معنوی بود که عالم ملکوت را مشاهده می کرد و حقیقت افراد و کارها را می دید، نورچشم دلش در همه عالم نفوذ داشت. ایشان با این نفوذ ژرف در نگرشش، عظمت ملکوتی ابا عبدالله(ع) را بیشتر از دیگران دریافت. بنابراین بیشترین معرفت را به امام حسین (ع)داشت و در مقابلِ آن حضرت همیشه مانند عبدی خاضع بود.(حسینی، ۱۳۸۲، ص۳۵). ایشان تنها به جانبازی و ایثارگری خود اکتفا نکرد و در آن عرصه خون و شهادت، برادرانش را به سوی سعادت جاودانه، فراخواند تا اینکه آن بزرگواران را نیز فدای مکتب توحیدی سیدالشهداء (ع) بنماید و در فقدان آن ها به صبر و شکیب بنشیند و به اجر صابران نائل آید.(قلندری بردسیری، ۱۳۸۹، ص۴۸۲)

(۵) تسلیم

تسلیم به معنای انقیاد و اطاعت است. (قرشی، ۱۳۷۱، ج۳، ص۳۰۱) تسلیم یعنی «إفعَل ما تُومَر؛ انجام ده آنچه را که به تو امر گشته است.» منظور از امر، در این جا، امر پروردگار است. (خوارزمی، ۱۳۶۸، ج۱، ص ۲۲۶) تسلیم این است که فرد خودی در میان نبیند و میلی در نفسش نیابد. بلکه خود و اراده و میل خود را فانی در اراده حق ببیند و به مرتبه «وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ یشاءَ اللَّهُ»؛ «و تا خدا نخواهد، [شما] نخواهید خواست»(سوره انسان(۷۶)، آیه۳۰) برسد، که این مقام خاصان درگاه احدیت و مقربان پیشگاه ربوبیت است. از این رو حضرت ابراهیم و حضرت اسمعیل این مقام را از خداوند برای خود و بعضی از فرزندان خود مسئلت می نمایند: «وَ منْ ذُرِّیتنا أُمَّهً مُسْلِمَهً لَک»(سوره البقره (۲)، آیه۱۲۸)

مراتب تسلیم بر حسب شدت و ضعفِ وارده بر انسان و آسانی و سختی پیش آمدها، مختلف می شود. آنکه در برابر پیش آمدهای ناگوارتر و تکالیف دشوارتر تسلیم می شود، اسلامش قوی تر است، از اسلام آن کس که در برابر ناگواری ها و تکالیفِ آسان تری تسلیم می شود.(موسوی همدانی، ۱۳۷۴، ج ۱، ص ۴۵۴) تسلیم مشتق از سلام؛ نام خدای تعالی است.(جزری، ۱۳۶۷، ج۳، ص۳۵۷؛ ابن منظور، بی تا، ج۱۲، ص۲۹۰) و به معنای انقیاد امر خداوند، ترک اعتراض و ثبات ظاهری و باطنی هنگام نزول بلاست.(تهانوی، ۱۹۹۶م، ص۴۳۲؛ زبیدی، بی تا، ج۱۶،ص۳۵۱) به تعبیری دیگر تسلیم همان رضا است.(فیروزآبادی، بی تا، ج۴، ص۸۵) و رضا ضد سخط است و عبارت است از عدم اعتراض باطنی، ظاهری، فعلی وقلبی و از ثمرات و لوازم محبت است. بنابر این فرد از هرانچه که از جانب محبوب می رسد استقبال می کند. کسی که به چنین حالتی دست یابد، بقا وفنا برایش یکسان است. زیرا چنین فردی همه را از جانب خدا می داند.(سلطانی، ۱۳۶۲، ص۲۴۱)

تسلیم یکی از گران بهاترین صفات انسان کامل است و او به عنوان مؤمن باید تسلیم جمیع افعال الهی و اوامر و نواهی و دستورات و احکام خداوند باشد بلکه حقیقت اسلام تسلیم است.(طیب، ۱۳۷۸، ج۴، ص۱۲۶) عباس(ع) در مقام تسلیم نیز گویی سبقت را ربوده، اسلام خود را در تسلیم خلاصه نموده است. ایشان در برابر خدا، در برابر حق، در برابر ولی امر مسلمانان، در برابر خلیفه خدا و جانشین پیامبر، روح و جانش را تسلیم نموده است.او با صدق و خلوص و آگاهی، در راه تسلیم گام نهاده و هرچه در توان داشته، در طبق اخلاص، جانانه در راه امام خود، تقدیم نموده است. آری نتیج آگاهی کامل و ایمان خالص جز این نیست.(بهشتی، ۱۳۸۷، ص۷۱)

(۶) وفادار به پیمانها

وفا یعنی احترام به تعهدات و عمل نمودن به پیمان ها، میثاق ها و وعده هایی که با خدا، رسول الله و مردم بسته شده است. بالاترین پیمانی که خداوند از انسان گرفته است عدم اطاعت از شیطان رجیم است.(نیلی پور، ۱۳۸۷، ج۲، ص ۵۹۵) آنجا که می فرماید: «أَ لَم أَعهَدْ إِلَیکمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیطانَ إِنَّهُ لَکمْ عَدُوٌّ مُبِین»

ای فرزندان آدم، مگر با شما عهد نکرده بودم که شیطان را می پرستید، زیرا وی دشمن آشکار شماست؟(سوره یس (۳۶)، آیه ۶۰) وفا داری از خصوصیات متقین به شمار می رود (همان): «…و الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا… وَ أ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *