تعداد بازدید
1 بازدید
ریال119.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی شامل 120 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل خوانشی از عزاداری حسینی (ع)، به مثاب? یک سبک زندگی :

مقدمه

زمان کنونی، توأم بانوعی به هم ریختگی و تداخل فرهنگی در جوامع، ناشی از امواجِ ارتباطات جهانی است. در کنار تمامی توصیه ها برای مقاومت در برابر سیل بنیان افکن الگوهای یک شکل سازِ جهانی، شاید یکی از راه ها، توجه و بازخوانی مجدد آیین ها و سنت های ریشه دوانده در زندگی روزمره باشد. «آیین ها و اعمال و جریان های فرهنگی وابسته به آن ها، بخش مهمی از نیروی اجتماعی را تحت دایر نفوذ خود دارند و در شکل دهی به هویت جمعی و فردی بسیاری از ایرانیان نقش مهمی داشته و دارند» (شفیعی، ۱۴۰۰، ص ۲۲). عزاداری حسینی پربسامدترین کنش جمعی در جامع ایرانی و پدیدارکنند بخشی از خصلت ها و خلقیاتِ جمعی ما بوده است. نظرسنجی های کنونی نیز این نگاه ویژ فرد ایرانی به عزاداری را نشان می دهد. نظرسنجی ایسپا در سال های ۱۳۹۴ و ۱۳۹۷ نشان می دهد حدود ۸۵ درصد مردم، حداقل یک شب در مراسم ده اول محرم شرکت داشته اند و تنها پانزده درصد در مراسم شرکت نکرده اند (خبرگزاری ایرنا، مهرماه ۱۳۹۷). این نکته به خوبی عمقِ نفوذِ عزاداری حسینی(ع) را نشان می دهد.

نظر به جایگاه هنجاری این مناسبت آیینی نزد ایرانیان و توان ساختارساز اجتماعی آن، پرسش اصلی این خواهد بود که چه عناصر و ویژگی هایی از عزاداری حسینی(ع) را می توان با روش پدیدارشناسی استخراج کرد که ضمن تعریف در قالب سبک زندگی، در مقابل سلط فراگیر و سویه های منفی فرهنگ جهانی، قابل تشخیص و تمایز باشد؟

در این پژوهش، نگرش به عزاداری حسینی، مناسباتی فراتر از زاری برای یک مصیبت تاریخی است. در عوض به مانند یک جهان بینی یا خرده فرهنگ مذهبی، دارای محتواهایی چون شجاعت، آزادگی، وفای به عهد، گفتگو، اقناع و ازخودگذشتگی است که با رمزگشایی از این مفاهیم یا پدیدارکردن نمودهای آن، امکان تحقق یک سبک زندگی برای تمام روزهای سال حاصل می آید. پیش از ورود به بحث اصلی، طرح ملاحظات ذیل ضروری است:

در مقال حاضر، کوشش، مصروف بازنمایی و پدیدارشناسی عزاداری به عنوان «پدیده ای انسانی»، با کارکرد اجتماعی و صادر از موجوداتی «غیرمعصوم» است؛ لذا حول فلسفه، جوهر، حقایق معنوی و ثواب آن سخن به میان نمی آید. همچنین با غیرقدسی دانستن اعمال صادره به عنوان عزاداری (مانند هر عمل دیگر انسانی)، بعضاً این امر با افراط و تفریط و آسیب هایی همراه است. لذا با اذعان به امکان وجود برخی آسیب ها، تصریح می شود که بنای مقاله بر آسیب شناسی نیست و تنها بر وجوه مثبت و سامان بخش تمرکز خواهد شد.

عینی سازی برخی مفاهیم، برای سامان زندگی روزمره در قالبِ اصطلاح سبک زندگی، از عمده کوشش های اصلی نگارش این پژوهش است. کمااینکه یکی از مفاهیم اساسی پدیدارشناسی نیز «جهان زندگی» و کشف پدیده ها از «حیات عادی» و روزمره است (حقیقت، ۱۳۸۷، ص ۳۱۹). در عین حال این به معنای قبول نگاهِ فروکاهیده و عرفی به قیام امام حسین(ع) یا آنچه در روش کارکردگرایی تعقیب می شود نیست؛ زیرا نگرش اخیر منکر ضرورت نگاه معنوی و وحیانی به عاشورا نبوده، بلکه در نظر دارد با به تعلیق درآوردن معانی و پیش فرض ها (اپوخه)، نوعی تنزیه و نگرش متفاوت در فهم عزاداری حسینی ارائه دهد. این رویکرد پدیدارشناسانه، ورای توصیفی عادی انگار و مناسکی، در پی نوعی آگاهی از اعمال و اشیای صادرشده در مجموعه ای به نام عزاداری است. این توصیف پدیدارشناسانه از عزاداری حسینی، با درکی همدلانه با آیین عزاداری همراه است و با اعتباربخشیدن به امکانات و مزیت هایی که عزاداری برای معنادهی و زیست مطلوب تر (خاصه جامع ایرانی) فراهم کرده، به سراغ موضعی نقادانه و تشکیکی نرفته و بنا را بر توصیف مثبت انگار پدیدار گذاشته است.

با علم به برخی پیامدهای منفی محسوس سازی و تبیین فایده گرایانه از مفاهیمِ معنوی، اما یکی از اهداف مقاله، پیدا کردن جایگزینی بومی برای غلبه مقابل فرهنگ یکپارچه گرای جهانی است.

۱. روش، چارچوب نظری و ادبیات پژوهش

از آنجا که عمده رویکرد این مقاله، توصیف و بازنمایی وجوه مثبت و معنابخش اعمال صادره از سوی عزاداران حسینی است، برای این پژوهش روش پدیدارشناسی در نظر گرفته شده است. این روشِ شناختِ پدیدارها، اشیا و حتی موضوعات انتزاعی را در بر می گیرد؛ با این ملاحظه که مسئل مربوط به هستی را به طور موقت یا دائم میان پرانتز می نهد (یا اصطلاحاً اپوخه نموده) و کیفیت ظهور اشیا را به صورت مسئله ای مستقل بررسی می کند (حقیقت، ۱۳۸۷، ص ۳۱۸).

گرچه رهیافت پدیدارشناسی اساساً نشئت گرفته از آرای هوسرل بوده، لکن دیگران در ذیل نظرات او آرای متفاوتی ارائه کرده اند. «پدیدارشناسی هوسرل بر تجرب ناظری، اساساً بی پیکر و ناشناخته [بی طرف و بدون پیش فرض] استوار است. در مقابل، هایدگر (و به دنبال وی، سارتر) [روش پدیدارشناسی خود را] از تجربه عامل پیکرمندی می آغازند که درگیر مشکلات جهان مادی، ممکن و واقعی است» (ادگار، ۱۳۸۷، ص ۷۶) به عبارتی آرای متأخر چندان استعلایی به موضوع نمی نگرند، بلکه تأثیرات واقعی و مادی جهان را در مسیر پدیدار نمودن موضوعات، مؤثر و دارای عاملیت می دانند. چنان که «شوتس هم ایدئالیسم نهفته در طرح هوسرل را رد می کند تا تجرب آدمی را توصیف کند، تجربه ای که در جهان اجتماعی (یا زیست جهان)ی که به صورت بین الاذهانی ساخته شده، رخ می دهد» (ادگار، ۱۳۸۷، ص ۷۶) ضمن اینکه ماهیت توصیفی و گزارشگر این روش برای فهم پدیده ها، راه مناسبی برای درک همدلانه و لِنفسی (مفید به حال من) از مسائلی مانند عزاداری ارائه می دهد و آن گاه که این نتایج در مسیر روایت یا حتی خلق سازه های معنابخش از یک سبک زندگی قرار می گیرد، به روش مناسبی برای شناخت و عینی کردن چگونگی فهم و ارتباط بشری با مقول دین و دین داری تبدیل می گردد.

در کنار روش مذکور، چارچوب نظری تحقیق مبتنی بر آرای مربوط به سبک زندگی است؛ زیرا مقصد نهایی این یافته ها و پدیدارها، در کاربستی از سبک زندگی خواهد نشست. گیدنز سبک زندگی را «مجموعه ای نسبتاً هماهنگ از هم رفتارها و فعالیت های یک فرد معین در جریان زندگی روزمره [… می داند که]، برخوردار از نوعی وحدت است» (گیدنز، ۱۳۸۸، ص ۱۲۱). براساس آرای او، می توان مفهوم سبک زندگی را از مؤلفه های زندگی مدرن دانست که پس از جنگ جهانی دوم و در پی ظهور دولت های رفاهی در اروپای غربی موضوعیت یافته است. به اعتقاد او، دنیای مدرن گزینه های قابل انتخاب را برای افراد افزایش می دهد؛ درحالی که در فرهنگ های ماقبل مدرن، فرد معمولاً پیرو یک سبک سنتی و شیو زندگی خاص بود. «سبکِ زندگی در فرهنگ های سنتی رواج چندانی ندارد؛ زیرا مستلزم گزینش از میان تعداد زیادی انتخاب های پیش روست و این امکان در جوامع پیشامدرن وجود نداشت» (گیدنز، ۱۳۸۸، ص ۱۲۱). برداشت اولیه از این سنخ تعابیر گیدنز، ممکن است انگیز بهره گیری از عزاداری (با توجه به ریشه های عمیق اش در سنت) را از دستورکار خارج کند، لکن نوع خوانشی که در ادام متن خواهد آمد، اتفاقاً عزاداری را در پیوند با روزآمدی و اقتضائات مدرن جامع مسلمان ایرانی قرار می دهد.

در فرهنگ «مفاهیم بنیادی نظری فرهنگی»، سبک زندگی مرتبط با مقول هویت فردی یا گروهی عنوان شده؛ «چرا که فرد هویت خود را به واسط گزینش های معناداری بیان می کند که از میان انبوهی از اقلام و الگوهای معین رفتاریِ ممکن که حکم رمزگان های نمادین دارند صورت می دهد» (ادگار، ۱۳۸۷، ص ۱۷۰). «آرتور آسابرگر» سبک را تداعی کنند واژ مد می داند و لذا سبک همچون مد، با طبق اقتصادی اجتماعی پیوند می خورد (آسابرگر، ۱۳۷۱، ص ۱۴۱). در انطباق این تعبیر از سبک زندگی با موضوع عزاداری حسینی، می توان مفهوم مدوارگی و روزآمدی برخی روش های عزاداری یا سبک های خاصِ نوحه خوانی را در نظر داشت. همچنین برای پیوند و نسبت طبق اقتصادی اجتماعی با عزاداری حسینی، باید به نوع و کیفیت پذیرایی ها در مناطق مختلف اقتصادی یک شهر یا حتی مضامین و محتواهای متفاوت و مورد استفاد منبریان، به تناسب مخاطبان مختلف (شهری، روستایی، تحصیل کرده، سنتی و مدرن) توجه نمود.

تعریف سبک زندگی مبتنی بر اقسام گوناگونی از نظام ارتباطی، نظام معیشتی، تفریح و شیوه های گذران اوقات فراغت و. .. از دیگر تعاریف عنوان شده از سوی یک نویسند ایرانی است (مهدوی کنی، ۱۳۸۶، ص ۷۸). به هر روی، در کنار کلی تعاریف مذکور که هرکدام وجوهی از معنای سبک زندگی را حکایت می کند، آنچه از سبک زندگی مراد است، شامل مجموعه ای از اعمال، کنش ها و اتخاذ شیوه های عملی در زندگی فردی و اجتماعی بوده که برآمده از نگرش ها، هنجارها و مراحل جامعه پذیری افراد است و با ابزار و روش عقل عملی به وجوه عینی زندگی روزمره می پردازد.

در این مقاله، عزاداری حسینی نیز این گونه فهم و تعریف می شود که شامل مجموعه ای از رفتارها و هنجارهایی است که طی قرن ها با فرهنگ ایرانی ممزوج شده و سبک و شیوه ای از زندگی را برای روزها و ماه هایی از سال (فراتر از یک مناسبت دینی) شکل داده است. این مجموعه از مفاهیم و رفتارها، چنان دوام یافته که در جامع متظاهر از تجلیات مدرنیته، همچنان کار ویژ خود را به خوبی ایفا می کند.

دراین باره که آیا عزاداری حسینی، قابلیت بازنمایی در قالب سبک زندگی را دارد؟ گرچه اثر مشخصی که این هدف را دنبال کند یافت نشد، لکن محتواهای بسیاری رصد گردید که به نوعی در پی گونه ای الهام گیری از سیر اهل بیت(ع) برای معنابخشی به یک سبک زندگی آرمانی و دین محور بوده اند. لکن عمده مسئل چنین مطالبی که نوعاً از سوی متشرعین نگارش یافته، عبارت بود از نگرش به سبک زندگی به عنوان یک امر متعالی که باید محقق شود؛ نه امری محقق و حاضر در تاروپود فعلی جامعه که تنها باید برجسته و شناسایی شود. این در شرایطی است که سبک زندگی مورد نظر در این مقاله، اساساً در حوز هست هاست، نه بایدهای محقق در آینده.

در میان پژوهشگران مرتبط با مقول عزاداری حسینی شاید بتوان از محسن حسام مظاهری به عنوان یکی از پرکارترین ها نام برد که با تمرکز بر وجوه مختلف عزاداری (اعم از آنچه در سفرنامه ها، مقتل ها، تعزیه ها، کتب نظری و. .. آمده)، دسته بندی های قابل توجهی ارائه نموده که می توان به دو کتاب تراژدی جهان اسلام: عزاداری شیعیان ایران به روایت سفرنامه نویسان، مستشرقان و ایران شناسان (حسام مظاهری، ۱۳۹۷) و کتاب رسان شیعه (حسام مظاهری، ۱۳۸۷) و برخی سخنرانی های منتشرشد ایشان در فضای مجازی اشاره کرد.

در کنار رویکردهای پژوهشگرانه به پدید عزاداری حسینی، یک گون جدید، «آسیب شناسی عزاداری و مناسک» است. شفیعی در ذیل این سبک، با تمرکز بر رویکردهای عامه پسند در مقول عاشورا می نویسد:

آیین گرای عامه پسند، مناسک سازی و مناسک زایی هم می کند؛ مثلاً در سال های اخیر، تظاهرات مذهبی روز عاشورا به سایر روزهای محرم و نیز روز شهادت سایر ائمه(ع) تسری یافته است. گرداندن ضریح های تازه ساز در شهرها، ساختن و برگزاری دهه های متعدد. .. از مصادیق همین امرند که حاصل این جنب جامعه شناختی و هویتی است. .. (شفیعی، ۱۴۰۰، ص ۸۰).

کثرت چنین محتواهای داوری کننده در خصوص میزان انحراف از معیار در مقول عزاداری احتمال دارد حتی متن پیش رو را با این پیش داوری مورد تردید قراردهد که به جای امر قدسی و متعالی، به امر آیینی و انسانی نظر دارد و دامن عزاداری را برای تمام طول سال می گستراند. لکن تصریح می شود هدف این مقاله مناسک زایی و تجویز مدلِ عزا برای تمامی روزها نیست، بلکه تسری روح، منطق و کارویژه های هویت ساز و قوام دهند اجتماعی مستتر در عزاداری حسینی، در جهت فهم و ساخت یک سبک زندگی است. ضمن اینکه اساساً روش پدیدارشناسی برای مطالع امور دینی، کمتر به صدق و کذب گزاره های دینی می پردازد، بلکه بیش از هر چیز پدیدار امر متعالی و مذهبی در اجتماع و الهام از آن در زندگی روزمره را مدنظر دارد و این نیاز شاید برآمده از مواجهه با واقعیت هایی در جامع ایرانی است که بر اساس پژوهش های صورت گرفته، حکایت از آن دارد که ابژه های نسل بعد از جنگ، ابژه های مربوط به زندگی روزمره از قبیل مد، مصرف، خوراک و پوشاک شده اند (بهار، ۱۳۸۶) و اگر آسیبی هست، حاصل غفلت از ابعاد و مبانی نظری زندگی روزمره است.

۲. فرصت سنجی و مصداق یابی از عزاداری حسینی(ع) برای سبک زندگی

با درنظرداشتن مقدمات نظری فوق، در ادامه به مصادیقی برگرفته از عزاداری های امام حسین(ع) اشاره می شود که فراتر از یک کنشگری مناسکی، می توان آن ها را در سطح الگوهایی رفتاری، مرتبط با زندگی روزمره و قابل به کارگیری در یک سبک زندگی مدنظر داشت:

۲-۱. هاضمه گری فرهنگی

فرهنگ را به معده می توان تشبیه کرد. آن چنان که معد قوی، قادر به گوارش انواع مأکولات، ولو موارد نامطلوب است؛ فرهنگ قوی نیز، قادر به هضم ورودی های ناسالم است؛ مانند فرهنگ ایران که این طور توصیف شده: «یکی از پاره سنگ های جالب توجه […] ایران، توانایی تاریخی این کشور در جذب فرهنگ های مهاجم و ادغام آن ها در نظام اجتماعی جدید است» (فولر، ۱۳۷۳، ص ۳۳). از منظری، عزاداری حسینی را نیز می توان نوعی فرهنگ هاضمه گر دانست؛ چراکه علی رغم ورود بدعت های نامطلوب و بیگانه با گوهرِ قیام و فلسف عزاداری امام حسین(ع)، این سنت آیینی توانسته در گذر زمان محتوای راستین و الهام بخش خود را حفظ کند و از ابتذال بپرهیزد. به عنوان مثال ورود سازهای موسیقی، علم، زنجیرزنی، برخی مرثیه ها و ضرب آهنگ های سخیف، رسم های خرافی و ده ها مورد دیگر، بدعت ها و انحرافاتی بوده که فرهنگ عزاداری حسینی توانسته آن ها را در خود هضم و خنثی کند. برخی نظرسنجی ها نیز حکایتِ قابل تأملی از این ویژگی پالایشگر دارد. مثلاً در برابر رسم غلطِ قمه زنی که متأسفانه در دوره هایی نیز شیوع داشته، براساس نتایج متأخر یکی از نظرسنجی ها، تنها هفت درصد با قمه زنی در معابر و خیابان ها کاملاً موافق و ۲.۳ درصد موافق بودند و ۶۹.۶ درصد پاسخگویان کاملاً با این سنت خرافی مخالف بودند. دیدگاه های افراد در خصوص اعمالی چون استفاده از زنجیرهای تیغ دار و سینه زنی به صورت برهنه نیز با نسبتی معنادار، از سیر نزولی در تمایل به کاربرد چنین اعمال نمایشی حکایت می کند (جنادله، ۱۳۸۷، صص ۶۸-۹۰).

ورود مقولاتی چون عَلم به عزاداری (منسوب به تثلیث مسیحیت)، روشن کردن شمع (در شب شام غریبان)، برپایی شبیه خوانی (برگرفته از هنر غربی تئاتر)، زنجیرزنی (اخذ از فرهنگ های مروج خودآزاری)، همه نمونه هایی است که در ابتدا، بیگانه با فرهنگ اسلامی و ایرانی بوده، لکن بعد از مدتی از ورود این اشیا و رفتارها، شاهد آن چنان تغییر ماهیتی در این موارد بوده ایم که دیگر کمتر نگرانی از انحراف به ذهن می رسد. مضاف بر این که بسیاری از این اشکال وارد بر عزاداری، در حد فرم باقی می مانند و آن چنان که زیمل می گوید: «جهان توسط انواع کثیری از فرم ها قوام می یابد» (زیمل، ۱۳۸۶، ص ۲۶).

این ویژگی ها، گویای قابلیتی است که فرهنگ عزاداری در هاضمه گری فرهنگی دارد؛ ویژگی که از عناصر اولیه و مورد نیاز برای یک سبک زندگی است و فهم این منطق هضم کننده و پالایشگر می تواند از جمله خطوط اصلی برای طراحی سبک زندگی مطلوب ایرانی اسلامی باشد.

۲-۲. اقتضائات و استثنائات سبکِ خودْابرازگر

دوران معاصر را دوران امکان انتخاب های متعدد می دانند. زمانه ای که بشر از قید و بندهای قبیله ای عشیره ای و فرهنگ های محدود، گسسته و به راحتی امکان کسب آگاهی ها و انتخاب های مختلف و برخلاف فرهنگِ اجتماع پیرامونی اش را می یابد. «در پرتو این آگاهی، زندگی روزمره به طور فزاینده ای درحال تبدیل شدن به موضوع انتخاب شخصی است» (تاجیک، ۱۳۹۰، ص ۲۹). این توان در انتخاب های شخصی، میل به نوعی خودابرازی و به رسمیت شناختن هویت های شخصی و متمایز را تشدید می کند. وضعیت و سبک زندگی این دوره نیز جواز و امکان بروز این فردیت ها را محقق می کند. رواج و رسمیتِ مفهومِ خودابرازگری به عنوان یکی از ویژگی های سبک زندگی مدرن، از برخی مؤلفه ها و تحولات اجتماعی جدید تأثیر پذیرفته است؛ از جمله:

الف) فرایند فردی شدن، متأثر از کم اهمیت شدن وابستگی های سنتی و طبقه ای؛

ب) ظهور طبق متوسط جدید به عنوان طبقه ای تحصیل کرده، عمدتاً شهرنشین، مصرفی و تفریح گرا؛

ج) تأثیر ایده های پسامدرن و اهمیت «مد» و دنبال کردن نوعی سازماندهی مجدد و به هم آمیختن عناصر.

این تحولات در سبک زندگی، مسیرِ منتهی به خودبنیادی و تشویق به منحصربه فردشدن را روز به روز تسهیل می کند و توأمان منش ها و پسندهای جدیدی را می آفریند و با محدودنماندن تغییرات در سطح ظاهر، منشأ تغییراتی در هستی شناسی و فلسف زندگی و به تبع، تجویزِ آرمان ها و هدف گذاری های جدید خواهد شد.

گرداب این دگرگونی ها و تغییرات می تواند منشأ بسیاری از ناهنجاری ها، ازخودبیگانگی ها و شکاف های اجتماعی باشد؛ لکن مفاهیم استخراجی از فرهنگ عزاداری حسینی، این قابلیت را دارد که بر فرض تحمیلی و الزامی بودن این پیامدها، مثال نقضی باشد و اعتبار و الزامات مفاهیمی چون خودبنیادگری، فردیت و موارد پیش گفته را با مفصل بندی خاص به چالش کشد.

در توضیح این مطلب باید گفت که اولاً عزاداری فرصتی برای فروریختن تمامی خودها، از جمله از نوع خودبیانگر آن است. سبک و سیاق عزاداری حسینی با فردیت و تک محوری منافات دارد، بلکه رفتاری جمعی است و شور و زیبایی اش آنجا افزون تر می شود که همچون عزاداری شهر زنجان، فراگیر، یک دست و جمعی باشد.

ثانیاً عزاداری حسینی هرگز مهرِ سنت به معنای رفتاری کلیشه ای، محلی و فولکلور برخود نمی گیرد. طبق متوسط جدید فارغ از نقش، تحصیل و درآمدش، همچنان به شیو گذشته در عزاداری شرکت می کند و برای برپایی و ایفای یک مجلس حسینی، نقش ها و وظایف معمول را ایفا می کند. حتی برخی از افراد طبق متوسط و ساکن کلان شهرها در مناسبت عاشورا، علاقه به حضور در شهرستان، محله و روستای خود دارند تا این مناسک و آداب را در پیوند با گذشته، دوستان و خویشان محلی به جای آورند.

طبق متوسط جدید با ویژگی هایی چون تأثیرپذیری از دانشگاه، کسب ذائقه های جدید فرهنگی هنری، پوشش به سبک و رنگ مدهای روز جهان و متأثر از فضای فکری و رسانه ای امروز، آن گاه که به عزای حسینی(ع) می رسد، همچون ابنای خود می گرید، سیاه می پوشد و متواضعانه خادمی می کند. اصلاً در نمون مطلوبِ عزای حسینی، نقش ها و طبقه ها معنای متفاوت می یابند، با لباس های یک دستِ مشکی، جلو دارا و ندار درهم می ریزد، طرح و رنگ لباس ها مای تفاخر نمی شود، رئیس و مرئوس جایگاهشان را به فراموشی می سپارند و فارغ از عنوان ها، در همکاری برای عزاداری امام حسین(ع) از هم سبقت می گیرند.

ثالثاً عزاداری حسینی همچنان ریشه در سنت (در مقابل الزامات تحمیلی مدرنیته) دارد. سنت عزاداری در عمق شخصیت افراد ریشه دوانده و جدانشدنی است و این توان را دارد تا افرادی را که در یک چارچوب فکری به عنوان فرد شیعه، مذهبی، محجبه و مانند آن نمی گنجند، به رفتارهایی ارادتمندانه به اهل بیت(ع) ترغیب نماید. مثال بارز آن برگزاری مراسم سوگواری از سوی زرتشتیان در ایام محرم و ابراز احترام و همدردی آن هاست.

گرایش شهروندِ ایرانی معاصر و متعلق به طبقات جدید جامع ایران به عزاداری به سبک سنتی، نه نوعی بازگشت به سنت به معنی تحریف و بزک شده از جنس پسامدرن و یا برآمده از تنوع طلبی های انسان دنیای مدرن، بلکه رویکردی اصیل به معنای توجه به سنتی الهی و معنوی با رویکرد به ساحت آخرت اندیش و روحانی بشر و در یک کلام، «اعتقاد دینی» است.

با این وصف این سؤال پیش خواهدآمد، آیینی که برای دو ماه یا یک دهه، توان صورت بندی شکل خاصی از مناسبات اجتماعی را دارد (جدا از بعد غم انگیز و اشک آلود آن)، آیا توان و زمین آن را ندارد که مؤلفه های فرهنگ سازش را مانند فروریختن اقتدارگرایی غیرضرور بین رئیس و مرئوس (در سبقت هنگام خدمت حین عزاداری)، نگاه بازاندیشان ساکنان کلان شهرها به ریشه ها و پیوندهای محلی شان (در وقت حضور در مراسمی که در زادگاهشان برپا می شود) و. .. برای دیگر ایام سال استخراج و برنامه ریزی نماید؟!

۲-۳. حدود و شکل مناسباتِ مالی در سبک زندگی

در این واقعیت که برخی شاخص ها و هدف گذاری های مالی جامع امروز، با معیارهای مادی و سوداگرانه انطباق بیشتری دارد تا آموزه های متعالی اسلام، کمتر تردیدی است و در شرایطی که برای توصیف مناسبات اقتصادی دنیای امروز، سیاه متولی می توان فهرست کرد، در شکل درست و به دور از ریا و فریبکاریِ مراسم عزاداری حسینی، جلوه هایی رفتاری از مواجه عزاداران با پول و مسائل مالی رخ می دهد که با تدبر در آن، می توان مناسباتی برای هم روزهای سال استخراج نمود؛ مواردی چون:

۱. گذشت از مسائل مالی و تساهل در محاسب دخل و خرج برای هیئت های مذهبی، چنان که نوع افراد در خرج کردن برای این منظور کمتر مال دوستی و حساب و کتاب می کنند.

۲. در سبک زندگی عاشورایی، اقبال به انفاق و برآوردن نذر، در وهل نخست برای سیرکردن افراد و حتی فقرا و گرسنگان صورت نمی گیرد، بلکه جلب رضایت خدا، آمرزش گناه و شادی روح درگذشتگان ارجحیت دارد؛ جلوه ای بسیار متعالی تر و فراتر از حدِ رسیدن به نتیج سیرشدنِ گرسنگان؛ نکته ای که تنها در فرهنگ جوامع خدامحور معنی می یابد و در مقابل الزامات تفکر سکولار و پراگماتیستی است.

۳. نظام همیاری اقتصادی و جمع آوری پول برای نذورات بدون مشخص کردن سهم برای همدیگر (پرداخت بر اساس توان مالی و از سر ارادت)، ویژگی دیگر سبک زندگی عاشورایی است.

۴. انتفاع و بهره مندی از نذورات و نتایج گذشت های مالی خیّرین، بدون ایجاد حالت سرشکستگی در فرد متمتّع و فقدان ایجاد رابط بالا و پایین، ویژگی دیگر فرهنگ عزاداری حسینی است. ضمن اینکه در کنار هم نوحه ها و ماتم ها در عزاداری، توأمان نوعی بهجت و سرور از توزیع نذری و نشستن بر سر یک سفره وجود دارد. در این سبک از زندگی، فرد دارا و متمول ننگی ندارد که برای گرفتن غذا در صف بایستد. حتی فرد فقیر غذای نذری را متعلق به میزبان نمی داند تا برای او دِینی به بازگرداندن متقابل ایجاد شود. تمام این مثال ها این سؤال را ایجاد می کند که آیا این وضعیت و نوع دوستی ها نمی تواند برای دفعاتی دیگر در سایر روزهای سال تکرارشود؟

ضمن اینکه یادآوری می شود این اعمال در پس زمینه ای به دور از غم و مصیبت صورت می گیرد. به عبارتی، این اعمال نیکوکارانه (چه از سوی بانی و چه مصرف کنندگان آن) کمتر نشانی از حزن دارد که می تواند حکایت از رنگ آمیزی وجه خدایی و آخرت اندیش آن باشد.

۲-۴. تعریفی متمایز از مقول برند و اعتبار

یکی از عارضه های مصرف در عصر حاضر، افسونِ دنباله روی از مارک ها و برندهاست. در بسیاری موارد «برند» به خودی خود حاکی از کیفیت بالا نیست، بلکه به نشان تفاخر و خودنمایی فرو می افتد. «زیمل در مقاله های خود… به تحلیل شیوه ای پرداخت که به واسط آن می توان از مصرف برای برآوردن آنچه زیمل نوعی فردیت ساختگی می داند استفاده کرد. مصرفی این چنین پیچیده و در عین حال افراطی و اشباع شده، به مصرف کننده اجازه می دهد تا خود را از دیگران متمایزکند» (ادگار، ۱۳۸۷، ص ۲۴۳) به عبارتی، در شیو رو به رشد امروزی، متأثر از قدرت نیازآفرینی غول های اقتصادی و الزام آن ها به دنباله روی از برندها، خرید و مصرف نه ذاتی، بلکه اعتباری، توهمی و از سر تفاخر بوده و نوعی کارکرد سازند هویت و ابزار ارتباطی و انتقال پیام را ایفا می کند.

به طور مثال، وقتی کسی مقداری شکلات می خرد، او فقط یک ماده خریداری نمی کند، بلکه گستره ای از معانی نمادینی را به دست می آورد که مبین عضویتش در جهان اجتماعی خاصی است. از این نظر [منطبق بر نظری مصرف داگلاس و ایشروود] مصرف کالا، به طور مؤثری تقسیمات اجتماعی و ساختارهای آن را می سازد. […] آن چنان که برخی دیگر مانند بودریار با استفاده از این تحلیل گفته اند، مصرف کنندگان، تنها محصول نیروهای ساختاری تبلیغات و رسانه دیده نمی شوند، بلکه همواره در معرض الگوهای پیش ساخت مصرف و عرفیات اجتماعی قرار دارند و کالاهای نمادین را آگاهانه در قواعد اجتماعی و رمزگانی که برای آن ها و به وسیل خودشان گذاشته شده، مدیریت می کنند (خجسته، ۱۳۹۶، ص ۹۷).

مقابل این رویکرد، توجه به سازوکارهای خاص مصرف در فرهنگ عاشورایی است. در این سبک و فرهنگ، مصرف جنب به ثواب رسیدن و تبرک جستن می یابد، گرچه نقش اطفای برخی غرایض همچون سیر و سیراب شدن را نیز در ضمنِ خود دارد، لکن حتی در این اشکال نیز توصیه به ذکر نام امام حسین(ع) و لعن بر نام قاتل او صورت می گیرد و لذا حتی این وجه مادی و ارضای غریزی نیز، متبرک و متأثر از امری معنوی می گردد.

فرآیند جمع کردن موارد اولیه پخت وپز در ایام عاشورا و توزیع و خوردن آن، همگی با نوعی انگیز کسب خشنودی خدا بوده و از گذر این اخذ ثواب الهی، نتایج مادی نیز مترتب می شود. حتی در سطوح مادی و منفعت اندیشانه، پیرامون مشارکت حول برگزاری برخی مراسم اهل بیت(ع) (که آن را می توان نوعی چشم داشت از خدا در ازای کاری خیر تعبیرکرد) نیز، برای بانی های مجلس و عرضه کنندگان محصولات عاشورایی، همیشه این شادی و امید وجود دارد که از گذر این حرکت خیرخواهانه، برکت و منفعت عایدگردد و لذا این فرصت برای همه (اعم از فرد باایمان و بی ایمان، پرهیزکار و گناهکار، مخلص یا منفعت اندیش) فراهم می شود تا از فرصت انفاق و اطعام در این ایام توشه ای ببرند.

بیراه نخواهد بود اگر معتقد باشیم که حتی صرف حضور افراد ناآگاه و بی قید بر سفر امام حسین(ع)، خواه ناخواه اثری وضعی و معنوی بر بانی و مصرف کننده خواهد گذاشت. شأن محصول عرضه شده در مناسبت حسینی بالاتر از آن است که با «برند» قیاس شود، لکن در تعبیری می توان کالای عرضه شده در مناسبت حسینی را فی نفسه نوعی «برند» و کالای معتبر دانست؛ در شرایطی که همان کالا در خارج از ایام عاشورا یا محیط در نظرگرفته شده برای عزاداری، فاقد آن شأن، جذابیت و منزلت ارزیابی می شود. گرچه این ویژگی بسته به نسبتی است که مردم با امر قدسی برقرار می کنند. چه بسا درصورت عدم مدیریت فرهنگی، کم رنگ شدن شعایر و جدی نگرفتن میراث حس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *