توضیحات
فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید، محتوای خود را در قالب 110 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل «دولت سازی اسلامی» کارِ نسل جدید :
رهبر انقلاب اسلامی در بیانیه ی «گام دوم انقلاب» با مرور تجربه ی ساله ی انقلاب اسلامی اعلام کردند: انقلاب «وارد دوّمین مرحله ی خودسازی و جامعه پردازی و تمدّن سازی شده است». گام دومی که باید در چارچوب «نظریه ی نظام انقلابی» و با «تلاش و مجاهدت جوانان ایران اسلامی» به سوی تحقق آرمانِ «ایجاد تمدّن نوین اسلامی و آمادگی برای طلوع خورشید ولایت عظمی (ارواحنافداه)» برداشته شود. در مطلب پیش رو، حجتالاسلام والمسلمین سید محمدمهدی میرباقری استاد خارج فقه و اصول و از صاحب نظران و اساتید حوزه ی «تمدن پژوهی» در گفتگویی تفصیلی به تحلیل کلانِ این بیانیه پرداخته است. موضوعاتی چون: مقیاسِ بیانیه ی گام دوم، شاخصهای ارزیابی دستاوردهای انقلاب اسلامی، چرایی مخاطب قرار گرفتن جوانان و هشدار نسبت به خطرِ استعجال از جمله نکات و محورهای خواندنی مطرح شده در این گفتگو است که به شکل گفتار تنظیم شده و به شرح زیر در اختیار مخاطبان قرار گرفته است.
فهم مقیاسِ بیانیه گام دوم انقلاب
گفتوگو و تحلیل و تفسیر پیرامون بیانیه ی گام دوم انقلاب، نیاز به این دارد که بفهمیم مقیاس سنجش این بیانیه چه مقیاسی است تا با همان مقیاس درباره ی آن بحث کنیم. این بیانیه جایگاهش این است که در شرایط جنگ روانی دشمن و با توجه به آسیب ها و آفاتی که حادث شده، ما متناسب با مقیاس انقلاب اسلامی یک اقداماتی را انجام بدهیم و این تنها راهحل اساسی مسائل است. این بیانیه مسیر حل چالش های انقلاب اسلامی را پیش روی ما قرار داده است.
شاید بتوان گفت این بیانیه در وِزان استراتژی امنیت ملی آمریکا است. آمریکا برای تأمین امنیت ملیاش، که آن را در گرو قدرت و توسعه اش می بیند، درواقع برای جهان طراحی راهبری کرده و نوع مواجهه اش با رقبایش را برنامهریزی نموده است. استراتژی امنیت ملی آمریکا، اولاً کاملاً ایدئولوژیک است و هدفش غلبه ی ایدئولوژی آمریکایی است. در ذیل غلبه ی ایدئولوژیک نیز دنبال غلبه ی عینی است. یعنی در موازنه ی عینی هم می خواهد در مقیاس رهبری جامعه ی جهانی قرار بگیرد.
آمریکا برای تأمین امنیت خودش می خواهد توسعه ی جهانی محقق شود و خودش هم محور این توسعه باشد. اگر ما رقیب تمدنی آمریکا هستیم که قطعاً هستیم (و این حرف را یکی از استراتژیست های آمریکایی نیز زده است که دوران ما دوران برخورد تمدن ها است که عمدتاً برخورد لیبرال دموکراسی به رهبری آمریکا با اسلام به محوریت ایران است)، طبیعتاً باید بتوانیم در این مقیاس، برنامه ی آینده ی خودمان را با توجه به واقعیات کنونی و گذشته مان طراحی کنیم. این دو سند با دو نگاه، یکی نگاه استکباری و سلطهگرایانه بر جهان و دیگری نگاهِ خدمت رسانی به جامعه ی جهانی و ایجاد بیداری معنوی در جهان و حرکت به سمت تحقق عدالت دینی در مقیاس جامعه ی جهانی تدوین شده است.
اگر ما دنبال این هستیم که در مقابل رهبری آمریکا، یک تمدن دیگری را راهبری کنیم، برای این نیست که سلطه ی خودمان را بر جهان تثبیت کنیم؛ بلکه برای خدمترسانی به جامعه ی جهانی است. این همان تفاوت نگاه انبیاء با مستکبرین است. انبیاء فداکاری می کنند برای سعادت بشر، اما مستکبرین به اسم آزادی، عدالت و امنیت، سلطه ی خودشان را بر جهان تحکیم می کنند. بنابراین نوع رویکرد این بیانیه با رویکرد استراتژی امنیت ملی آمریکا متفاوت است. آن کاملاً استکباری و فرعونی است، ولی از این بیانیه معنویت و خدمت به جامعه ی جهانی کاملاً استشمام می شود. این اختلاف روحِ دو بیانیه است، ولی مقیاس این بیانیه، مقیاس استراتژی امنیت ملی آمریکا است و دقیقاً در همان مقیاس است، منتهی از منظر تمدن اسلامی.
تئوریزه کردن انقلاب اسلامی در مقیاس جهانی
اگر بخواهیم به لحاظ اسناد و متونی که از روشنفکران یا علمای شیعه برای تئوریزهکردن رفتار اجتماعیِ مسلمانان و راهبری سیاسی جامعه ی اسلامی نگاه کنیم، این بیانیه در وِزان مثلاً کتاب «تنبیه الأمّ و تنزیه الملّ» مرحوم نائینی است، اما حقیقت این است که این بیانیه از آن رفیعتر است. در تنبیه الاُمه اگرچه سبک مرحوم نائینی سبکِ مباحث اجتهادی است و انصافاً این سبک فوقالعاده ابتکاری و ارزشمند هم است، ولی موضوعش در مقیاسِ مشروطه است. ایشان در این کتاب دنبال تبیین دو اصل مساوات و آزادی و همچنین بحث مشورت و نظارت در تصمیم گیری های اجتماعی بر اساس مبانی دینی است و می خواهد آسیب های جامعه ی دینی و بهخصوص جامعه ی ایرانِ آن دوران را تحلیل کند و راه حلهایی برای عبور از آنهابدهد که انصافاً هم واجد نکات دقیقی است، ولی خب مقیاس آن، مقیاس تئوریزه کردن مشروطه است و نه تئوریزه کردن انقلاب اسلامی در مقیاس جامعه ی جهانی و در مقابل تمدن غرب. تفاوت دیگر این است که تنبیه الامّه بیشتر مستندات دینی و اسلامیاش در متن آمده، ولی مستندات این بیانیه پیشینی است.
اگر بخواهیم بدیلی برای این بیانیه تصور کنیم، در مقیاس مثلاً وصیتنامه ی حضرت امام خمینی(قدسسرّه) است. همچنین اگر بخواهیم این بیانیه را خوانش کنیم، حتماً باید مبتنی بر نظام اندیشه و تفکریِ پشتیبان آن و مقیاسش هم مقیاس حرکت به سوی تمدن اسلامی باشد و نه مثلاً مشروطه. من نمی شناسم بیانیه ای غیر از این را که به دنبال تئوریزه کردن رفتار جامعه ی اسلامی برای حرکت به سمت تمدن اسلامی باشد.
معدلِ روشن فکری دینی
اگر بخواهیم این بیانیه را با آثار باقی مانده از روشنفکران مقایسه و تحلیل کنیم (روشنفکران منفعلی که تکامل گرا هستند، ولی تکامل را بر محور دین نمی خواهند و اصالت دین را حفظ نمی کنند، بلکه تکامل اجتماعی را بر اساس مکاتب دیگر تفسیر و به نوعی دین را تحریف می کنند، مورد نظر نیستند؛ اصلاً من آنهارا طرف بحث قرار نمی دهم)، در واقع این بیانیه معدل روشن فکری دینی است. برای روشن فکری دینی حداقل دو شاخصه ی اساسی را می توان عنوان کرد؛ یکی «حفظ اصالت دین» و دومی «اجتناب از تحریف های کهنه و مدرنِ دین و توجه به تکامل و پیشرفت اجتماعی و طراحی و تئوریزه کردن آن بر اساس مبانی». اگر ما این دو را شاخصه ی روشنفکری دینی بدانیم، این بیانیه در مقیاسِ روشنفکری، آن هم پس از شکل گیری انقلاب اسلامی است که در واقع تحقق تمدن اسلامی را در مسیر عصر ظهور تئوریزه می کند. یعنی اگر افق و آرمان ما، عصر ظهور باشد، افقِ قابل دستیابی در این بیانیه، تمدن اسلامی است که برای آن مسیری طراحی شده است. لذا این یک بیانیه ای است که مبانی اسلامی کاملاً در آن ملحوظ است و به هیچ وجه عدول از مبانی یا تحلیل و تفسیر غلط مبانی در آن منظور نظر نیست و در عین حال به تکامل اجتماعی در مقیاس رقابت با جامعه ی جهانی یعنی ایجاد یک تمدن اسلامی توجه دارد. من یک موقعی این را عرض کردم که مرحوم شهید مطهری معدل روشنفکر دینی هستند. این بیانیه هم مقیاس روشنفکری دینی را یک گام از سطح اندیشه های شهید مطهری ارتقا بخشیده است.
صف بندی جهانی و تغییر موازنه به نفع اسلام
نکته ی بعدی اینکه بیانیه ی گام دوم انقلاب بدون توجه به شرایطِ صدورش قابل تفسیر نیست. مؤلفه های زیادی در شرایط صدور این بیانیه وجود دارد. یکی اینکه در چهل سالگی انقلاب اسلامی صادر شده است که به بیان مؤلف این متن، دو مرحله ی پیروزی انقلاب و شکلگیری نظام اسلامی را پشت سر گذاشته ایم و این در شرایطی است که موازنه ی جهانی به نفع معنویت و ادیان الهی و به نفع اسلام و مکتب اهل بیت (علیهمالسّلام) تغییر کرده و در حال تغییر است. اکنون در شرایطی هستیم که یک صفبندی جهانی به محوریت آمریکا در مقابل انقلاب اسلامی شکل گرفته و قدرت ها به صورت همافزا و یکپارچه در خیلی جاها علیه انقلاب اسلامی صفآرایی کرده اند، جنگ روانی راه انداخته اند و به دنبال برگرداندن شرایط جامعه ی جهانی به قبل از انقلاب اسلامی و احیاء ابرقدرتی خودشان هستند.
این ها طبیعتاً از امپراطوری رسانه ای و همه ی مقدورات شان برای سازماندهی یک جنگ همه جانبه و از جمله جنگ روانی استفاده می کنند. غرب می خواهد جامعه ی جهانی را از انقلاب اسلامی مأیوس کند و سعی می کند مردم ایران هم مأیوس شوند و سرمایه ی اجتماعی و جهانیِ پشت سر انقلاب اسلامی را حذف کند و امید به آمریکا و نظم آمریکایی را در جهان افزایش دهد. در چنین شرایطی این بیانیه صادر شده و کاملاً در صدد ایجاد امید است و ایجاد امید می کند و با این مجموعِ ادبیات، یک خوانش جدید از انقلاب اسلامی است.
نگاه غیر انتزاعی به انقلاب
این را هم باید توجه داشته باشیم که این بیانیه با منطق سرپرستی تدوین شده است. یعنی نوع نگاهش به انقلاب اسلامی و مؤلفه ها و دستاوردهای آن و نیز آسیبشناسی و راه حلهایی که ارائه می دهد، با یک منطق انتزاعی نیست که شاخصهای کلی را مورد توجه قرار بدهد، بلکه واقعاً یک کل عینی را و واقعیت انقلاب اسلامی را با مؤلفه ها و متغیرهایی شناسایی می کند و وضعیت این متغیرها را ارزیابی می کند و برای عبور از موانع راهحل ارائه می دهد.
این بیانیه انقلاب اسلامی را متناسب با درون و بیرون آن، یعنی در مقیاس با جامعه ی جهانی مطالعه می کند، مولفه های درونی و بیرونی را هم زمان می بیند و این جریان رو به پیش را می خواهد سرپرستی و مدیریت کند. بر اساس این منطق، صرفاً منطق انتزاعی نیست که از انقلاب اسلامی یک توصیفهای کلی کند، بلکه می خواهد یک کل متغیر در حال حرکت را سرپرستی کند و فراتر از نگاه سیستمی و با نگاه سرپرستی است. درواقع می خواهد یک کلِ متغیر در حال حرکت را در موازنه ی درونی و موازنه ی بیرونی، سرپرستی و هدایت کند و به نقطه ی مطلوبی برساند که همانا تمدن اسلامی است.
جلوگیری از خطای محاسباتی
نکته ی قابل تأمل دیگر این است که این بیانیه جلوی خطاهای محاسباتی را میگیرد. متأسفانه بسیاری از تحلیل هایی که الان نسبت به انقلاب اسلامی در جبهه ی غرب گرایان و تحت تأثیر ادبیات و عقلانیت مدرن وجود دارد، به نوعی تحریف انقلاب اسلامی است و نسبت به انقلاب اسلامی ایجاد یأس می کند. در واقع این یک خطای محاسباتی است که می خواهند انقلاب اسلامی را با شاخصها و آرمان های غربی بسنجند و طبیعتاً به نظرشان میآید که ما پیشرفت نداشته ایم و به اصطلاح نگاه شان کاملاً انتقادی و بسیاری اوقات براندازانه است؛ چه آنهایی که تابع منطق دیالکتیک هستند و چه آنانی که بر اساس منطق نئولیبرالی فکر می کنند. متأسفانه این خطای محاسباتی خیلی وقت ها از بدنه ی کارشناسیِ لیبرال یا کارشناسی تحت تأثیر اندیشه های سوسیالیستی و مارکسیستی به بعضی از تصمیم گیرانِ در نظام اسلامی هم نفوذ کرده و بر همین اساس است که گاهی خطای در تصمیم دارند. لذا اگر ما این بیانیه را مبنا قرار بدهیم و بر روی آن کار کنیم، می توانیم جلوی خطای محاسباتی و خطای تصمیم گیری را بگیریم که از آفات انقلاب اسلامی است.
عصرِ انقلاب اسلامی
در این بیانیه اولاً مقیاس خاصی برای ارزیابی انقلاب اسلامی تولید یا باز تولید شده است که بر اساس آن، تولیدِ شاخص برای ارزیابی دستاوردها و آسیب های انقلاب اسلامی و حرکت پیش روی آن شده است. شما اگر انقلاب اسلامی را یک انقلاب ضد استبدادی تعریف کنید که می خواسته نظام استبدادی را به جمهوری تبدیل کند، این یک ظرفیتی دارد و دستاوردهایش را هم باید با همین مقیاس ارزیابی کرد. همچنین اگر فرضاً انقلاب اسلامی دنبال گفتمان توسعه ی غربی بوده، باید آن را با همین شاخصها ارزیابی کنیم. حال آن که انقلاب اسلامی صرفاً یک انقلاب ضد استبدادی و ضد استعماری در محدوده ی ملی و به دنبال تحقق گفتمان غربی نیست، بلکه به دنبال تحول جامعه ی جهانی است. انقلاب اسلامی می خواهد نظم جدید جهانی را تعریف کند.
انقلاب اسلامی عصر جدیدی را آغاز کرده که در آن دین و دنیا توأمان تحصیل می شود و این به نظر من، مقایسه ی انقلاب اسلامی با عصر رنسانس است. در دوران رنسانس از نظر آنهایک عصر جدید است که در جامعه ی بشری یک نوزایی اتفاق افتاده و در واقع دین و دنیا از هم جدا شده است. حالا پیروزی انقلاب اسلامی یعنی اینکه اصلاً دوران رنسانس به سر آمده و دوران تمدن غرب به پایان رسیده است؛ نه فقط دوران آمریکا، بلکه دوران کل تمدن مدرن. این که ما میگوییم آمریکا رو به افول است، اصلاً آمریکا موضوعیت ندارد، این تمدن مدرن است که رو به افول است و دیگر ظرفیت اقناع جامعه ی جهانی را ندارد و دوران شعارهای آن به سر آمده است. علتش هم این است که شعارهای آن اگرچه بعضی شان فطری و بعضی شان هم ضد فطرت است، اما همان شعارهای فطری را هم تحریف کرده اند؛ مثل آزادی، مثل برابری، رفاه، پیشرفت، بهداشت، سوادآموزی و آگاهی بشر. بخشی از شعارهای آنهاهم کاملاً ضد فطرت است؛ مثل دین زُدایی از زندگی بشر و نفی قدسیت از حیات بشر که این خلاف فطرت بشر است و همان چیزی است که امام به گورباچف فرمودند که علت فروپاشی مارکسیسم، مبارزه ی بی دلیل با خداوند است. به همین دلیل، نظام سرمایهداری نیز در معرض نابودی است.
در دوران پسارنسانس، تلاش شده تا از زندگی بشر دینزُدایی شود. نهتنها ادیان تحریفشده، ادیان قدسیِ حقیقی را هم می خواهند از عرصه ی حیات بشر نفی کنند وگرنه دین های تحریفشده را که خودشان بازتولید کرده اند و تحت عنوان احترام عقاید، برای خودشان محترم است. آنچه را که حذف کرده اند، ادیان اثرگذار بر فرآیندهای اجتماعی است. بنابراین بیانیه مقیاس انقلاب اسلامی را فقط در مقیاس رنسانس می بیند که عصر جدیدی را انقلاب اسلامی آغاز کرده و در واقع آن انسداد تاریخی بعد از رنسانس و این مسیر یک طرفه و کور پیش روی بشریت و این انسداد تاریخی را شکسته است. در واقع این یک انفتاح تاریخی است و یک عصر جدیدی شروع شده به سوی پیشرفتی که در آن، دین و دنیا را توأمان می بیند و بهبود وضعیت معیشت زندگی انسان بر محوریت خدای متعال را طراحی می کند.
پیشرفت یا توسعه؟
اگر انقلاب اسلامی در این مقیاس است و ما می خواهیم ارزیابی کنیم، باید شاخص هایی را برای ارزیابی دستاوردهای انقلاب اسلامی در این مقیاس داشته باشیم. شاخصهایی در این بیانیه تولید شده که اگر بخواهیم این شاخصها را تطبیق بدهیم، در هیچ چیز غیر از انقلاب اسلامی قابل تطبیق نیست. لذا اگر ما اشتباهاً خیال کنیم که انقلاب اسلامی دنبال تحقق توسعه ی غربی بوده و شاخصهای ارزیابیِ پیشرفت انقلاب اسلامی را صرفاً شاخص های توسعه ی غربی بدانیم، دچار بن بست می شویم، چون ممکن است کشورهای دیگری در دستیابی به آن شاخصها جلوتر باشند. ولی اگر شاخصهای پیشرفت را بر اساس انقلاب اسلامی آن هم در این مقیاس تعریف کنیم، طبیعتاً شاخص هایی منحصر به فرد هستند که خود این شاخص ها هم در این بیانیه دیده شده است. مثلاً در این بیانیه گفته شده که دنیای دوقطبیِ قبل از انقلاب اسلامی به دنیای سهقطبی تبدیل شد؛ یعنی به سرمایهداری لیبرال، مارکسیسم و اسلام. سپس با فروپاشی قطب مارکسیسم، به دوقطبی اسلام و لیبرالدموکراسی تبدیل شد. غربیها و متأسفانه غرب گراها تلاش کرده اند این واقعیت را پنهان کنند و بگویند فروپاشی مارکسیسم ناشی از جنگ سرد بین دو اردوگاه غرب و شرق بوده، در حالی که قطعاً این طور نیست. نمی خواهم بگویم که آن جنگ هیچ اثری نداشته، ولی قطعاً این طور نیست. این حرکت نرم انقلاب اسلامی است که مارکسیسم را فروپاشانیده و لذا نگران فروپاشی غربِ لیبرال نیز شده اند و گفته اند که ما باید پیشدستی کنیم و در آغاز قرن بیستویکم جنگ را آغاز کنیم؛ جنگ و برخورد همهجانبه ی تمدن ها.
پس یک نکته ی مهم در این بیانیه این است که انقلاب اسلامی آن دوقطبی را تبدیل به سه قطب کرد. به تعبیر دیگر، در ادامه ی آن مسیر یک طرفه یک راهی را باز کرد برای حرکت جامعه ی جهانی به سمت پیشرفت و سعادت. راه دیگری را به بشر نشان داد در مقابل راهی که بعد از رنسانس نشان داده می شد. در واقع تمامیت ایدئولوژی رنسانس را به چالش کشید. انقلاب اسلامی یک حرکت ایدئولوژیک در مقیاس جهانی است که ایدئولوژی مدرن و رفتار برآمده از آن را به چالش کشانیده و دو اردوگاه برآمده از آن را با خطر مواجه کرده است؛ یکی را فروپاشانیده و دومی را در معرض زوال قرار داده است.
با این تحلیل، دیگر بدیلی برای انقلاب اسلامی باقی نمی ماند. به هیچ وجه شما نمی توانید بگویید چین و روسیه بدیل ما هستند، تا چه رسد به کره ی شمالی یا کره ی جنوبی و مالزی و اندونزی. امثال این ها که دیگر اصلاً قابل بحث نیستند. این یک شاخصه ای است که پیشرفت ما را با آن در موازنه توضیح می دهند. چالش ما با آمریکا و صهیونیزم یک موقع بر سر سفارت آمریکا و اسرائیل بود، اما الان بر سر این است که ما در مرزهای اسرائیل هستیم و
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.